مجمع بسیجیان غرب تهران
عبدالمجید ریگی با نام مستعار "عبدالمالک" در یک عملیات پیچده امنیتی روزهای پایانی سال 88 به دام سربازان گمنام امام زمان افتاد و در نهایت در 30 خرداد 89 به سزای اعمال ننگین خود رسید.
حاج منصور ارضي به نواي گرم، مناجاتهاي دلنشين و روضههاي جانسوزش شناخته ميشود و به نقل از مرحوم آيتالله بهجت، آنگاه كه به روضهي حضرت سيدالشهدا(ع) دم ميدهد، ديگر ارضي نيست، بلكه عرشي است. اما اين مداح با اخلاص اهلبيت(ع) علاوه بر اين موارد، يك ذاكر بصير و انقلابي نيز هست كه در موارد متعددي بهويژه در طول 20 سال گذشته بهعنوان خط نگهدار جريان حزبالله عمل كرده است. شايد روزي كه وي با بصيرت خود انحرافهاي دولت آقاي هاشمي، فرزندان و اطرافيان او را ميديد و شجاعانه هشدار ميداد، هنوز كمتر كسي به عمق اين موارد پي برده بود و اگر هم كسي چيزي احساس ميكرد، حمل بر صحت ميكرد. حاج منصور با صراحت عليه اشرافيگري و رفاهزدگي دولت وقت و وابستگان آن بهويژه كرباسچي شهردار وقت تهران و خط و خطوط اباحهگرانهاي كه در نشريه متعلق به فائزه دختر آقاي هاشمي و اظهاراتش موج ميزد، موضعگيري كرد كه حتي منجر به بازداشت چند ساعته او شد. در دوره دوم خرداد نيز اين ذاكر اهلبيت(ع) بر روشنگريهاي خود افزود و چند سالي بيشتر طول نكشيد تا مشخص شود، تير انتقادهاي از سر درد دين حاج منصور درست به هدف خورده و افرادي كه مورد انتقادهاي تند او بودند يا مانند عطاء مهاجراني امروز در دامان انگليسيها هستند يا مثل كروبي، بهزاد نبوي، هاشم آغاجري و... از عناصر اصلي فتنهي براندازانه 88 شدند. حاج منصور در سال 84 نيز كه كمتر از ميان احزاب و افراد شناخته شده حزبي در ميان اصولگرايان حامي احمدينژاد بودند، با قوت از وي كه شعار "دولت اسلامي" را انتخاب كرده و به صراحت شعارهاي انقلاب اسلامي را مطرح ميكرد، حمايت كرد و ساير مداحان سرشناس را نيز براي اين حمايت بسيج كرد. اين حمايت در سال 88 نيز ادامه يافت و در حالي كه حاج منصور در مجالس خود از دولت و رئيسجمهور حمايت ميكرد، انتقادهاي صريحي نيز در مواردي مانند ماجراي اظهارات مشايي در مورد دوستي با مردم اسرائيل بيان كرد. پيرغلام اهل بيت(ع) در جريان فتنه نيز در افشاي ماهيت پليد فتنهگران كم نگذاشت و علاوه بر بيان نطقهاي روشنگرانه و انزجارآور نسبت به اين جريان برانداز، با اين سن و سال حتي در مقابله ميداني با عوامل خياباني فتنه نيز با پامنبريهايش از بسياري از جوانها جلوتر بود. با اين حال، انتصاب مشايي بهعنوان معاون اول و دستور رهبر معظم انقلاب براي بركناري او اگرچه با تأخير يك هفتهاي اجرا شد اما با منصوب شدن معاون اول معزول بهعنوان رئيس دفتر رئيسجمهور و دراختيار گرفتن پستهاي متعدد و اصرار بر بيان اظهارات تأويلبردار و انحرافي، پيشبيني رهبر انقلاب مبني بر سرخوردگي حاميان رئيسجمهور رقم خورد و در اين ميان، بر انتقادهاي حاج منصور نيز اضافه شد. حتي اگر همهي نشانههاي واضح ديگر بر انحراف جريان نفوذي ناديده گرفته شود، افرادي كه با حاج منصور در عزاي اهلبيت گريه و در شادياشان اشك ريختهاند، بر اساس تجربه دو دهه گذشته باور دارند كه او آنقدر بصيرت دارد كه انحراف را زودتر از خيليها تشخيص دهد و هشدار بدهد و از اين جهت نه تنها از انتقادهاي تند و گزنده حاج منصور با خنده عبور نميكنند بلكه تنشان ميلرزد. تا اينجاي كار نه تنها نبايد از هشدارهاي اين ذاكر با اخلاص اهل بيت(ع) كه يكي از مصداقهاي روايت شريفه "اتق من كياسة المؤمن لانه ينظر بنور الله" است، دلگير شد يا مانند رسانههاي جريان نفوذي هتاكي كرد، بلكه بايد از او براي اين بصيرت افزايي در بدنه حزبالله تشكر كرد. با اين حال، اين هوشياري در تشخيص دشمن داخلي و خارجي موجب نميشود كه چنانچه سخناني از سوي حاج منصور ارضي بيان شد كه در عمل مطلوب همان جريان نفوذي است، نقد نشود. حاج منصور در ماجراي جريان نفوذي بيراه نگفته و لعن و نفرينش نيز با آمينهاي دهها هزار نفري كه تا سحر ماه مبارك با او ابوحمزه، مجير، كميل و مناجات اميرالمؤمنين ميخوانند، گيرا است اما سخنان شب نوزدهم ماه مبارك رمضان او كه از دل سوختهاش بر ميآيد، نه منطبق با روش اعلام شده از سوي رهبر معظم انقلاب بهعنوان پرچمدار اصلي است، نه با موازين شرعي ميخواند و نه چارچوبهاي قانوني. اگرچه حاج منصور از سر غيرت دينياش اينگونه برافروخته ميشود و عليه جريان نفوذي ميشورد اما نتيجه اين اظهارات ميتواند كاملاً به نفع يك سناريوي مظلومنمايانه از سوي جريان نفوذي و در پازل آنان باشد. سخنان حاج منصور در سايتها و روزنامهها پخش شده و واكنشهاي زيادي بهدنبال داشته است. آنهايي كه با حاج منصور و منبر او انس دارند، ميدانند كه درد دين است كه او را اينگونه به خروش ميآورد و به جايي ميرساند كه بعضاًخارج از چارچوبها اظهاراتی بيان ميكند كه اگرچه فرد و فعل مورد انتقادش بهجاست اما نحوه بيان آن چندان بجا نیست. به هر حال، شايد خود حاج منصور بهتر از هر كس ديگري بتواند در مورد اظهاراتش توضيح دهد و باب سوء استفاده را ببندد تا خداي ناكرده مبادا در شرايطي كه جريان نفوذي براي اظهار وجود و مظلومنمايي از هر ترفندي حتي بازي با مقدسات سوء استفاده ميكند، دست به يك صحنهسازي خطرناك بزند و با مستمسك قرار دادن اين سخنان، آن را به جريان حزبالله منتسب كند و با تكرار سناريوهاي فتنهگران، دو قطبيهاي جديدي در جامعه ايجاد كند.
"سامانه شادی" و "جشنهای شعبانیه" دو عنوانی است که در رسانههای پر شمار شهرداری تهران از آنها برای اطلاق به برنامههای هفتههای اخیر شهردای تهران در پارکها، میادین و مراکز فرهنگی تحت مدیریت این مجموعه استفاده میشود. اما برخی از رفتارهاي هنجار شکنانه در قالب این برنامهها در مورد اهداف برگزاري و انگيزههاي طراحان آنها ترديدهايي ايجاد كرده است. در حالی که آحاد مردم در شهرها و محلههاي مختلف با برگزاری جشنهاي مولودی خوانی و مدیحهسرایی اهلبیت علیهم السلام در ایام شعبانیه و نیمه شعبان به شادمانی پرداختند، شهرداری تهران در برخي از محلههاي شهر جشنهايي با دعوت از خوانندگان پاپ براي اجراي كنسرت برگزار كرد كه اگر بنر مربوط به امام زمان(عج) در محل برگزاري مراسم نصب نشده بود، فضاي برنامه بيشتر شبيه پارتيها بود. بهعنوان نمونه، در يك محله شمال شهر تهران در آمفی تئاتر روباز این محله که تنها با مجری گری یکی از مجریان شناخته شده و اجرای کنسرت یکی از خوانندگان نوظهور پاپ بسته شده بود، به بی بندو باری، رقص و اختلاط غیر متعارف زن و مرد منجر شد، به نحوی که به دلیل وسعت این بیبند و باری، برنامه شبهای بعدی این آمفی تئاتر از سوی مسئولین شهرداری منطقه لغو شد. اما در کمال تعجب، چند شب بعد اين برنامه مجدداً با حفاظت نیروی انتظامی و بهکارگیری برخی از اعضای باشگاههای بدنسازی منطقه برای مقابله با اعتراضهاي احتمالی اهالي متعهد محل برگزار شد که در نهايت نيز به درگیری منجر گرديد. برنامه هماهنگ اين جشنها، فضای فرهنگی زننده حاکم بر آنها و اجراي برخي از برنامههاي مغاير با شأن امام زمان(عج) به بهانه ميلاد ايشان، شائبه ديگري را نيز ايجاد ميكند كه احتمالاً اين برنامهريزي با اطلاع مسئولین فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران بوده است. این در حالی است که مانور تبلیغاتی قابل توجه بر روی این برنامهها نيز با استفاده از رسانههای شهرداری و همچنین صداوسيما، شائبه تبلیغاتی بودن آنها براي بهرهبرداريهاي سياسي را پررنگ کرده است. برگزاری اين برنامهها با سوء استفاده از ایام مورد احترام مردم و بیتوجهی به اعتقادهاي مذهبی در اين برنامهها، نگرانیهای جدی ايجاد كرده و در حالی که ترویج اينگونه رویکردها از سوی جریان نفوذی در دولت، با پوشش وسيع رسانهای و انتقاد گسترده شخصیتهای سیاسی و اجتماعی مواجه میشد، مشخص نیست علت سکوت در برابر اين اقدام ضد فرهنگی شهرداری تهران در عرصه مدیریت فرهنگی شهر چیست؟ و سلام نام خداست ... راهي حرم سيدالشهدا هستم به گزارش رجانيوز، پيشنهاد راهپيمايي سكوت براي روز ۲۲خرداد امسال در حالي مطرح شد كه پيشنهاد دهنده اصلي، دو تن از عناصر دست چندم فراري بودند كه پس از قطع شدن ساير شريانهاي جريان فتنه، از خود رونمايي كردهاند! اما اردشير امير ارجمند و مجتبي واحدي كه اكنون خود را سخنگويان موسوي و كروبي ميدانند، در شرايطي پيشنهاد راهپيمايي سكوت و پشتيباني از سوي رسانههاي ضد انقلاب بهويژه بيبيسي فارسي را مطرح كردند كه از همان ابتدا مشخص بود كه اين نحوه پيشنهاد دادن چيزي جز همان راهبرد كهنه مشغول كردن نيروهاي امنيتي و انتظامي، ايجاد ناآراميهاي كوچك، ارسال تصاوير به شبكههاي اجتماعي فتنه و القاي زنده بودن اين جريان را نداشت. با اين حال، برخي از كاربران همين رسانهها بهدنبال طرح اين پيشنهاد در مورد دليل انتخاب عنوان "راهپيمايي سكوت" تشكيك و عنوان كردند كه اين پيشنهاد زمينه تمسخر جنبش از سوي جمهوري اسلامي را فراهم ميكند، چرا كه اساساً راهپيمايي سكوت تعريف مشخصي دارد و اينطور نيست كه يك مسير طولاني بدون اعلام مشخص آغاز راهپيمايي آنهم در پيادهروها كه عابران پياده بهطور عادي در حال تردد هستند. این در حالی بود که تلویزیون فارسی بیبیسی نیز برخلاف روند گذشته و مسبوق به سابقه خود در حمایت کامل از این جریان، در یکی از برنامههای خود به انتقاد شدید جریان موسوم به سبز پرداخت و آن را یک جنبش مرده نامید. برنامه «نوبت شما» که همزمان با ساعت اعلام شده از سوی ضد انقلاب برای آغاز تجمعات اعتراضی توسط حامیان داخلی آنان پخش شد، در پوشش ارتباط تلفنی با مخاطبان خود (که معمولان با هماهنگی این شبکه به اظهار نظر میپردازند) به شدت به مواضع و اقدامات آنچه جنبش سبز میخواند حمله کرد و با پخش جملاتی نظیر «جنبش در حال احتضار است» و «ما باید با این جریان خداحافظی کنیم»، به طور تلویحی از پایان یافتن کار این گروه خبر داد. تلویزیون دولتی انگلیس به همین هم اکتفا نکرد و به نقل از یکی از مخاطبان اصفهانی خود و در مطلبی عجیب، «اردشیر امیرارجمند» مشاور ارشد میرحسین موسوی که از او به عنوان رابط گروهک تروریستی منافقین با جریان سبز نام برده میشود را عامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد! اگرچه بیبیسی تلاش کرد تا با انتشار برخی اخبار تایید نشده از تجمعات پراکنده در برخی خیابانهای تهران، اندکی از زهر این برنامه خود را بگیرد اما واکنشهایی که کابران اینترنتی نسبت به این برنامه داشتهاند، نشان از بی تاثیر بودن این تدبیر دارد؛ موضوعی که حتی از سوی یکی از مخاطبان این شبکه هم در سایت اینترنتی آن اظهار شده است. در حالي كه مستند پخش شده در مورد "مدحي" و نحوه نفوذ او به درون محافل اپوزيسيون و رسوا كردن ضد انقلاب، دامنه بدبينيها را در اين جريان افزايش داده است، ناكامي روز گذشته در ايجاد ناآرامي داخلي نيز موجب خودزني در ميان اين گروهها شده و بهجاي قبول واقعيت پايان حيات سياسي جريان فتنه، قصد دارند با منتسب كردن اين اشتباه و پيشنهاد ناكارآمد به اميرارجمند، اينطور القا كنند كه وي عمداً چنين افتضاحي را ايجاد كرده و مانند مدحي نفوذي وزارت اطلاعات است. اگرچه اميرارجمند پس از انتقادهاي زيادي كه در جريان اين ماجرا از او شد، مجبور شد اعلام كند كه راهپيمايي 22 خرداد آخرين راهپيمايي سكوت خواهد بود اما حاضر نشد اعلام كند كه فيل بعدي كه قرار است از سوي اين شوراي دو نفره هوا شود، چيست! اين در حالي است كه پس از 25 بهمن سال گذشته و اعمال محدوديتهاي ارتباطي براي موسوي و كروبي بهعنوان سران داخلي فتنه تا امروز كه حدود چهار ماه ميگذرد، هيچ واكنش اجتماعي قابل توجهي ايجاد نشده و بر خلاف توهم "موسوي دستگير بشه ايران قيامت ميشه"، حتي طرح گسترده شايعات كذبي مانند انتقال آنان به زندان حشمتيه يا خاموش بودن چراغهاي خانه كروبي و بياطلاعي از سرنوشت او همسرش كه بعدها تمام اين ادعاها از سوي خانواده آنها تكذيب شد، نه تنها قيامت نشد، بلكه مطالبه عمومي براي ادامه اين محدوديتها و تشكيل دادگاه علني براي رسيدگي به جرايم اين افراد وجود دارد كه به تعبير رهبر انقلاب با ارتكاب "جرم بزرگ" با آبروي نظام بازي كردند. در عين حال، به نظر ميرسد براي روحيه دادن به جريان ضد انقلاب داخلي و خارجي و ادامه توهمهايي مانند "ما بيشماريم" شايد بد نباشد كه از تردد روزانه عابران پياده در سطح شهر تهران، بهويژه معابر پر تردد مانند همان مسير "وليعصر تا ونك" يا "امام حسين تا آزادي" به "راهپيمايي سكوت" تعبير و يادآوري شود كه افراد روزانه در حمايت از اين جنبش به خيابانها ميآيند!
حجت الاسلام سید محمود مصطفوی منتظری گفت: روز دهم اردیبهشت ماه امسال در محدوده خیابان 30 متری نیروی هوایی دختر و پسری را دیدم که پس از نهی از منکر به آنها، پسر جوان به من فحاشی کرد. اهمیتی ندادم و به راهم ادامه دادم ولی پسر جوان به سمتم حمله ور شد و با مشتش به صورتم زد. وی با بیان اینکه حدس می زنم پسر جوان وسیله ای در دست داشت و با آن به چشم چپم ضربه وارد کرد گفت: ضربه به حدی بود که دیگر متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد و فقط فریاد می زدم که چشمم کور شد. حجت الاسلام مصطفوی گفت: پس از این حادثه به بیمارستان لبافی نژاد منتقل شدم و در روز یازدهم اردیبهشت ماه به دلیل شدت ضربه و جراحت، پزشکان چشم چپم را تخلیه کردند و اکنون از چشم مصنوعی استفاده می کنم. وی ادامه داد: همان زمان ماموران نیروی انتظامی در بیمارستان، شکایتی را تنظیم کردند. اکنون نیز اعلام کرده اند که باید برای شناسایی چهار مظنون به اداره آگاهی تهران بروم. روز 16 خردادماه حجت الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران که برای نجات یک دختر جوان از چنگال دو نفر از اراذل و اوباش از جانگذشتگی کرد، در آستانه نابینایی چشم راست خود قرار گرفت ولی با عمل جراحی چشم در بیمارستان رسول اکرم(ص) خطر تخلیه چشم او برطرف شد.
مستند نفوذ محمدرضا مدحي از نيروهاي مرتبط با دستگاههاي امنيتي جمهوري اسلامي ايران در اپوزيسيون خارج نشين امشب از رسانه ملي پخش ميشود. در پي تصويب طرح تشكيل دولت در تبعيد از سوي بنياد آمريكايي دموكراسي كه بر اساس آن قرار بود مجموعهاي از نيروهاي با سابقه اجتماعي و مذهبي با ايجاد شورايي اقدام به عمليات خرابكاري و در نهايت براندازي جمهوري اسلامي كنند، محمدرضا مدحي از ايرانيان مقيم خارج كشور براي اداره اين دولت انتخاب شد. وي كه پيش از اشتغال به تجارت در خارج از كشور، با دستگاههاي امنيتي جمهوري اسلامي و نهادهاي انقلابي همكاري داشته، با نفوذ در اپوزيسيون خارج كشور و تشكيل گروهي موسوم به "جنبش جمع ياران " با جريانات ضد انقلاب ارتباط گسترده برقرار كرد. مدحي همچنين با برخي مقامات آمريكايي و همچنين نمايندگان سرويسهاي جاسوسي انگليس و فرانسه ديدارهاي متعدد داشت و آنها از وي خواسته بودند كه با ايجاد ارتباط گسترده با سران فتنه در داخل كشور و جذب نيرو از بدنه دستگاهها و نهادهاي مختلف نظام و ايجاد يك شبكه منسجم پروژه دولت در تبعيد و براندازي نظام اسلامي را عملياتي كند. هنگامي كه قرار شد در راستاي اين پروژه مدحي و شوراي رهبري دولت در تبعيد در پادگاني در تلآويو مستقر شوند عمليات نجات وي توسط سربازان گمنام امام زمان انجام شد و مدحي به كشور بازگشت. امشب مستندي تحت عنوان "الماس فريب " از رسانه ملي پخش ميشود كه روايتي كوتاه از پورژه نفوذ و اشراف دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي در اپوزيسيون خارج نشين است. آقای رئیس جمهور شما هم در نابینا شدن این روحانی مقصرید امام جماعت دانشگاه علوم پزشكي تهران به دليل اقدام براي نجات يك دختر جوان از چنگال اراذل و اوباش در خيابان شريعتي تهران، در آستانه نابينايي از يك چشم قرار گرفت.


فضای نامناسب حاكم بر تعدادي از این برنامهها از لحاظ اخلاقي و بیبهره بودن از برنامههای مذهبی در جشنهای نیمه شعبان به حدی بود که در برخی از محلهها موجب اعتراض و حتی درگیری ميان اهالي متعهد و برگزار کنندگان جشنهای مذکور شد.

اين بنده حقير را حلال بفرماييد...

ماجرا هم به همین سادگی است: فرزاد فروزش كه شب گذشته براي نجات يك دختر جوان از چنگال ۲ نفر از اراذل و اوباش از جانگذشتگي كرده و هماكنون در آستانه نابينايي چشم راست خود قرار گرفته است، در بخش اورژانس بيمارستان فارابي تهران و در حالي كه خون چشم وي تمام لباسهاي وي را پوشانده بود، در تشريح اين واقعه گفت:" ساعت ۲۲ شب سهشنبه در خيابان شريعتي، پائينتر از خيابان ملك به همراه ۲ نفر همراه داخل خودروي خود در حال عبور بوديم كه ناگهان صداي فريادهاي دختر جوان را شنيديم.
بلافاصله پس از شنيدن اين فريادها به سمت صدا حركت كرده و مشاهده كرديم كه ۲ نفر از اراذل و اوباش سوار بر يك موتور براي ربايش يك دختر جوان اقدام كردهاند. اين اراذل و اوباش قصد داشتند به زور، دختر جوان را سوار بر موتور كرده و با خود ببرند اما اين دختر با فريادهاي خود درخواست كمك كرده و از سوار شدن خودداري ميكرد و ۲ پسر جوان نيز وي را ضرب و شتم كرده و مورد هتاكي قرار ميدادند.
با مشاهده اين صحنه براي نجات دادن دختر به سمت اراذل و اوباش مهاجم يورش برديم، اما با مقاومت اين مهاجمان روبرو شده و درگير شديم. در هنگام درگيري، يكي از آنها كه شيشه نوشابهاي در دست داشت، اين شيشه را با زدن به بدنه موتور شكست و سپس با آن چندين ضربه به چشم راست من وارد كرد كه نتيجهاش را مشاهده ميكنيد. "
سوال اینجا است که ریشه این همه وقاحت و جسارت کجاست؟ چه کرده ایم که عده ای اوباش و رذل به خود حق می دهند به ناموس مردم تعرض و بعد هم بدون ترس و واهمه ای در مقابل اعتراض مردم دست به سلاح سرد ببرند و جنایت کنند.
اولین سوالی که به ذهن هر خواننده ای می رسد این است که پس ناجا کجا بوده است؟ اگر در خیابان های شمال تهران به همین سادگی چنین جنایاتی رخ می دهد در حاشیه های شهر چه خبر است؟ همین چند وقت پیش بود که خبری درباره اوباش مناطق جنوبی تهران منتشر شد که به سادگی مست و قمه کشی می کنند و راه می زنند و به ناموس مردم تعرض می کنند.
ناجا مقصر است که در صحنه نیست. اما مسئولیت این تقصیر و قصور با کسانی است که ناجا را به چنین روزی انداختند.کسانی که به انگیزه جذب آرای دیگران در تلویزین ظاهر شدند و به صراحت بر ناجا تاختند و ۵ سال است که اجرای قانون عفاف و حجاب را تعطیل کردند و اجازه نمی دهند که ناجا به وظیفه خود برسد.
مسئولیت این دست جنایت ها با شخص رئیس جمهور است که حاضر نیست قانون را اجرا کند. وقتی رئیس جمهور قانونی کشور می گوید موی زنان به دولت ارتباط ندارد طبیعی است که عده ای اوباش درنده تر و بد حجابی به کشف حجاب تبدیل شود و به سادگی در خیابان به ناموس مردم تعرض کنند
برخورد ناجا با مظاهر فسق و فجور و مبارزه با اوباش و اراذل پس از مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور تعطیل شد و تذکر دهها باره علما و مراجع و خطبای نماز جمعه و نمایندگان مجلس نیز بی نتیجه ماند. وامروز نابینا شدن این روحانی ایثارگر هزینه این همه کم کاری و تغافل برای جذب آرای سبز و زرد و غیره است.
Design By : Night Melody

