تبليغاتX
مجمع بسیجیان غرب تهران


























مجمع بسیجیان غرب تهران

 
روایتی مستند از یک عملیات پیچیده اطلاعاتی

عبدالمجید ریگی با نام مستعار "عبدالمالک" در یک عملیات پیچده امنیتی روزهای پایانی سال 88 به دام سربازان گمنام امام زمان افتاد و در نهایت در 30 خرداد 89 به سزای اعمال ننگین خود رسید.

 شناسایی و دستگیری عبدالمالک ریگی سرکرده معدوم گروهک تروریستی جندالشیطان که مورد حمایت سرویس‌های جاسوسی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی‌ قرار داشت، از عملیات‌های پیچیده اطلاعاتی بود که با همکاری دستگاه امنیتی و ارتش جمهوری اسلامی ایران و سایر نهادهای حافظ انقلاب اسلامی در تاریخ 4 اسفند 88 صورت گرفت.
 
حوزه دولت خبرگزاری فارس روایتی مستند از این عملیات موفق سربازان گمنام امام زمان (عج) و سایر حافظان انقلاب اسلامی را منتشر می‌کند.
 
* عبدالمجید چگونه لو رفت؟
 
براساس ردگیری‌های چند ماهه انجام شده از سوی یک منبع اطلاعاتی در امارات خبر می‌رسد که ریگی به عنوان مسافر قصد سفر به کشور قرقیزستان را دارد که به دنبال این گزارش مسئولان امنیتی مربوطه تصمیم می‌گیرند عملیات فرود اجباری هواپیما و دستگیری ریگی باید توسط نیروی هوایی صورت گیرد. 
 
بر پایه گزارش این منبع اطلاعاتی که ساعت 10 شب به وزارت اطلاعات ارسال و مشخص می‌شود که "عبدالمالک ریگی" با نامی مستعار برای ملاقات و دیدار با ریچارد هالبروک نماینده ویژه اوباما در امور افغانستان که در قرقیزستان به سر می‌برد با هواپیما در حال مسافرت از دبی به مقصد بیشکک است.
 
به محض مخابره این خبر دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران وارد فاز عملیاتی شده و بلافاصله فرمانده کل ارتش از طریق معاون اطلاعات وی  در جریان رهگیری هواپیمای مذکور قرار می‌گیرد.
 
به این ترتیب روند اجرای عملیات پیچیده اطلاعاتی امنیتی برای دستگیری ریگی در یک مجرای خاص با طبقه‌بندی سری توأم با رعایت تمام مقتضیات و مناسبات امنیتی در کمترین زمان ممکن با دستور فرمانده کل ارتش کلید می‌خورد.
 
* احضار شبانه فرماندهان ستاد ارتش
 
اجرای این عملیات حساس با نظارت فرمانده کل و معاون عملیاتی وی به فرمانده نهاجا و همچنین مرکز عملیات قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا سپرده می‌شود که به دستور فرماندهی وقت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران شبانه تمام فرماندهان ستاد فراخوانده شده و با توجه به اینکه تنها حدود یک ساعت و نیم به برخاستن هواپیما باقی مانده بود به سرعت نقشه این عملیات پیچیده طرح‌ریزی و اجرا می‌شود.
 
* گزینه‌های رهگیری هواپیمای ریگی 
 
گزینه اول برای رهگیری هواپیمای حامل ریگی بود که هر هواپیمایی که از  امارات به سمت شرق پرواز می‌کند باید از کریدور پروازی ایران عبور کند که نقطه تماس اجباری که خلبان باید اطلاعات پروازی را دریافت کند، جنوب بندرعباس است؛ این مسیر در ادامه به ایستگاه ناوبری کرمان و از مسیر طبس واقع در شمال شرق بجنورد که نقطه خروجی تماس اجباری است از مرز ایران خارج می‌شود. 
 
با توجه به همزمانی سه ترافیک با فاصله دو تا شش دقیقه به مقاصد کییف، افغانستان و بیشکک که همگی می‌بایست در این دالان هوایی قرار می‌گرفتند تفکیک آنها کمی دشوار بود که با کمک خدا و همت همکاران خبره تفکیک ترافیک توسط رادار انجام شد. 
 
حال نوبت آن بود که مشخص شود هواپیما در کدام یک از فرودگاه‌های کشور مجبور به فرود شود گزینه‌های مختلفی از جمله تهران، کرمان، مشهد، اصفهان و بندرعباس بود که سرانجام پس از بحث و تبادل نظر فرودگاه بین‌المللی بندرعباس به عنوان بهترین گزینه انتخاب می‌شود.
 
* علت ریسک‌ناپذیری مسئولان پروازی
 
فرودگاه کرمان به علت اینکه در آن روزها در حال آماده سازی بود، وضعیت مناسبی برای فرود یک هواپیمای پهن پیکر نداشت و ممکن بود خلبان هواپیمای مسافربری بوئینگ B-737 از فرود در چنین فرودگاهی که در طرح پروازی‌اش هیچ اشاره‌ای به وجود چنین فرودگاهی نشده بود ممانعت کند که در این صورت مسئولان پروازی و مراقبت‌های هوایی طبق قوانین هوانوردی ایکائو می‌بایست به خواست خلبان تن می‌دادند. با این پیشینه بود که مسئولان مربوطه دچار چنین ریسکی نشد‌ند.
 
* چرا فرودگاه مهرآباد نه!
 
فرودگاه مهرآباد تهران نیز به دلیل اینکه زمان زیادی طول می‌کشید تا هواپیما بدانجا برسید و ممکن بود به محض شروع عملیات رهگیری و اعلام اولین اخطار از سوی رادار یا هواپیمای شکاری باعدم تمکین خلبان هواپیمای مسافربری برای فرود اجباری رو به رو شود که در نهایت احتمال دخالت نیروهای بیگانه مستقر در خلیج فارس هم می‌رفت.
 
فرودگاه مشهد هم به علت بعد مسافت عملا کنار گذاشته و بالاخره تصمیم گرفته شد این هواپیما در بندرعباس فرود اجباری را انجام دهد.
 
* سناریوهای عملیاتی "آلرت"‌ها
 
چندین هواپیمای اصطلاحا «آلرت» شامل 3 فروند هواپیمای F-4 فانتوم با عناوین دنا آلفا، دنا براوو، دنا چارلی آماده اجرای فرمان پروازی بودند که در صورت اسکرامبل می‌توانستند به سرعت وارد عمل شوند؛ حتی احتمال می‌رفت که اگر هواپیمای مسافربری بنا به دلایلی از مسیر دید هواپیماهای F-4 خارج ‌شود، 2 فروند هواپیمای F-14A تامکت هم در ادامه مسیر عملیات رهگیری را انجام دهند و همه این تصمیمات در همین زمان محدود برنامه‌ریزی و همه سناریوها پیش بینی می‌شود.
 
دو فروند هواپیمای بویینگ 707 و B747 هم به منظور انجام عملیات سوختگیری شبانه پیش بینی شد تا در نقاط ایستایی بر فراز آسمان آماده باشند و در صورت طولانی شدن عملیات رهگیری به محض اعلام نیاز هر یک از خلبانان آماده عملیات سوختگیری شوند آن شب به تمام پایگاه‌های نیروی هوایی ارتش آماده باش صد در صد داده شد.
 
مطابق برنامه و طرح پروازی قرار بر این بود که هواپیمای مسافربری بعد از تماس با بخش کنترل ترافیک هوایی جنوب ایران برنامه تغییر ارتفاع از 36 هزار به 25هزار پا را دریافت کند.
 
* پاسخ‌های منفی خلبان ریگی
 
هواپیمای حامل ریگی در اولین نقطه ورودی به منطقه اطلاعات پروازی ایران ورود خود را اعلام کرد و در کریدور پروازی قرار گرفت.
 
همزمان با تکمیل فرایند رهگیری هوایی درخواست رادار از هواپیمای مسافربری برای نشست در فرودگاه بندرعباس به دلیل عدم برنامه‌ریزی قبلی، با پاسخ مثبتی از طرف خلبان رو به رو نشد. رادار بندرعباس دوباره درخواستش را تکرار کرد اما هیچ نتیجه‌ای در بر نداشت.
 
* وقتی تیراندازی آغاز شد
 
خلبان دنا آلفا بلافاصله پس از دریافت دستور موقعیت خود را تصحیح کرد و اولین رگبار آگهی مسلسل را با 3 ثانیه نواخت ممتد تیر آغاز کرد. هواپیمای شکاری آلفا پس از اقدام به شلیک با تکرار حرکات متناوب بال به چپ و راست به سمت چپ گردش کرد.
 
خلبان هواپیمای مسافربری درست بر فراز آسمان فرودگاه کرمان به سمت طبس با تلاش مستمر و مداوم خلبان فانتوم از ادامه مسیر منصرف شد و علامت بصری پرواز هواپیمای شکاری را با گردش به چپ پذیرفت و دنبال کرد.
 
* ریگی در در دام سربازان گمنام امام زمان (عج)
 
و بالاخره این علمیات پیچیده اطلاعات، امنیتی با همکاری سربازان گمنام امام زمان و غیور مردان نیروی هوایی ارتش و سایر دستگاه‌های مربوطه با موفقیت کامل انجام و هواپیمای حامل عبدالمالک ریگی در امتداد باند فرودگاه بندرعباس عملیات تقرب و فرود را انجام داد و دقایقی بعد تروریست بی‌رحم جنوب شرق کشورمان در چنگ سربازان گمنام این آب و خاک گرفتار شد.
 
* فرجام شرارت...
 
 سرانجام با حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب اسلامی، عبدالمجید ریگی با نام مستعار عبدالمالک سحرگاه روز ‌یکشنبه 30 خرداد 89 با حضور تعدادی از خانوادهای شهدا و جانباختگان جنایات تروریستی وی در محل زندان اوین به دار مجازات آویخته شد.
نوشته شده در چهارشنبه 1390/06/30ساعت 11:28 توسط حسین| |

 
تير غيرت ديني حاج منصور به خطا نيست، اينگونه تيراندازي خطاست!

حاج منصور ارضي به نواي گرم، مناجات‌هاي دلنشين و روضه‌هاي جانسوزش شناخته مي‌شود و به نقل از مرحوم آيت‌الله بهجت، آنگاه كه به روضه‌ي حضرت سيدالشهدا(ع) دم مي‌دهد، ديگر ارضي نيست، بلكه عرشي است.

اما اين مداح با اخلاص اهل‌بيت(ع) علاوه بر اين موارد، يك ذاكر بصير و انقلابي نيز هست كه در موارد متعددي به‌ويژه در طول 20 سال گذشته به‌عنوان خط نگهدار جريان حزب‌الله عمل كرده است. شايد روزي كه وي با بصيرت خود انحراف‌هاي دولت آقاي هاشمي، فرزندان و اطرافيان او را مي‌ديد و شجاعانه هشدار مي‌داد، هنوز كمتر كسي به عمق اين موارد پي برده بود و اگر هم كسي چيزي احساس مي‌كرد، حمل بر صحت مي‌كرد.

حاج منصور با صراحت عليه اشرافي‌گري و رفاه‌زدگي دولت وقت و وابستگان آن به‌ويژه كرباسچي شهردار وقت تهران و خط و خطوط اباحه‌گرانه‌اي كه در نشريه متعلق به فائزه دختر آقاي هاشمي و اظهاراتش موج مي‌زد، موضع‌گيري كرد كه حتي منجر به بازداشت چند ساعته او شد.

در دوره دوم خرداد نيز اين ذاكر اهل‌بيت(ع) بر روشنگري‌هاي خود افزود و چند سالي بيشتر طول نكشيد تا مشخص شود، تير انتقادهاي از سر درد دين حاج منصور درست به هدف خورده و افرادي كه مورد انتقادهاي تند او بودند يا مانند عطاء مهاجراني امروز در دامان انگليسي‌ها هستند يا مثل كروبي، بهزاد نبوي، هاشم آغاجري و... از عناصر اصلي فتنه‌ي براندازانه 88 شدند.

حاج منصور در سال 84 نيز كه كمتر از ميان احزاب و افراد شناخته شده حزبي در ميان اصول‌گرايان حامي احمدي‌نژاد بودند، با قوت از وي كه شعار "دولت اسلامي" را انتخاب كرده و به صراحت شعارهاي انقلاب اسلامي را مطرح مي‌كرد، حمايت كرد و ساير مداحان سرشناس را نيز براي اين حمايت بسيج كرد. اين حمايت در سال 88 نيز ادامه يافت و در حالي كه حاج منصور در مجالس خود از دولت و رئيس‌جمهور حمايت مي‌كرد، انتقادهاي صريحي نيز در مواردي مانند ماجراي اظهارات مشايي در مورد دوستي با مردم اسرائيل بيان كرد.

پيرغلام اهل بيت(ع) در جريان فتنه نيز در افشاي ماهيت پليد فتنه‌گران كم نگذاشت و علاوه بر بيان نطق‌هاي روشنگرانه و انزجارآور نسبت به اين جريان برانداز، با اين سن و سال حتي در مقابله ميداني با عوامل خياباني فتنه نيز با پامنبري‌هايش از بسياري از جوان‌ها جلوتر بود.

با اين حال، انتصاب مشايي به‌عنوان معاون اول و دستور رهبر معظم انقلاب براي بركناري او اگرچه با تأخير يك هفته‌اي اجرا شد اما با منصوب شدن معاون اول معزول به‌عنوان رئيس دفتر رئيس‌جمهور و دراختيار گرفتن پست‌هاي متعدد و اصرار بر بيان اظهارات تأويل‌بردار و انحرافي، پيش‌بيني رهبر انقلاب مبني بر سرخوردگي حاميان رئيس‌جمهور رقم خورد و در اين ميان، بر انتقادهاي حاج منصور نيز اضافه شد.

حتي اگر همه‌ي نشانه‌هاي واضح ديگر بر انحراف جريان نفوذي ناديده گرفته شود، افرادي كه با حاج منصور در عزاي اهل‌بيت گريه و در شادي‌اشان اشك ريخته‌اند، بر اساس تجربه دو دهه گذشته باور دارند كه او آن‌قدر بصيرت دارد كه انحراف را زودتر از خيلي‌ها تشخيص دهد و هشدار بدهد و از اين جهت نه تنها از انتقادهاي تند و گزنده حاج منصور با خنده عبور نمي‌كنند بلكه تن‌شان مي‌لرزد.

تا اينجاي كار نه تنها نبايد از هشدارهاي اين ذاكر با اخلاص اهل بيت(ع) كه يكي از مصداق‌هاي روايت شريفه "اتق من كياسة المؤمن لانه ينظر بنور الله" است، دلگير شد يا مانند رسانه‌هاي جريان نفوذي هتاكي كرد، بلكه بايد از او براي اين بصيرت افزايي در بدنه حزب‌الله تشكر كرد.

با اين حال، اين هوشياري در تشخيص دشمن داخلي و خارجي موجب نمي‌شود كه چنانچه سخناني از سوي حاج منصور ارضي بيان شد كه در عمل مطلوب همان جريان نفوذي است، نقد نشود.

حاج منصور در ماجراي جريان نفوذي بي‌راه نگفته و لعن و نفرينش نيز با آمين‌هاي ده‌ها هزار نفري كه تا سحر ماه مبارك با او ابوحمزه، مجير، كميل و مناجات اميرالمؤمنين مي‌خوانند، گيرا است اما سخنان شب نوزدهم ماه مبارك رمضان او كه از دل سوخته‌اش بر مي‌آيد، نه منطبق با روش اعلام شده از سوي رهبر معظم انقلاب به‌عنوان پرچمدار اصلي است، نه با موازين شرعي مي‌خواند و نه چارچوب‌هاي قانوني.

اگرچه حاج منصور از سر غيرت ديني‌اش اينگونه برافروخته مي‌شود و عليه جريان نفوذي مي‌شورد اما نتيجه اين اظهارات مي‌تواند كاملاً‌ به نفع يك سناريوي مظلوم‌نمايانه از سوي جريان نفوذي و در پازل آنان باشد.

سخنان حاج منصور در سايت‌ها و روزنامه‌ها پخش شده و واكنش‌هاي زيادي به‌دنبال داشته است. آن‌هايي كه با حاج منصور و منبر او انس دارند، مي‌دانند كه درد دين است كه او را اينگونه به خروش مي‌آورد و به جايي مي‌رساند كه بعضاً‌خارج از چارچوب‌ها اظهاراتی بيان مي‌كند كه اگرچه فرد و فعل مورد انتقادش به‌جاست اما نحوه بيان آن چندان بجا نیست.

به هر حال، شايد خود حاج منصور بهتر از هر كس ديگري بتواند در مورد اظهاراتش توضيح دهد و باب سوء استفاده را ببندد تا خداي ناكرده مبادا در شرايطي كه جريان نفوذي براي اظهار وجود و مظلوم‌نمايي از هر ترفندي حتي بازي با مقدسات سوء استفاده مي‌كند، دست به يك صحنه‌سازي خطرناك بزند و با مستمسك قرار دادن اين سخنان، آن را به جريان حزب‌الله منتسب كند و با تكرار سناريوهاي فتنه‌گران، دو قطبي‌هاي جديدي در جامعه ايجاد كند.

نوشته شده در دوشنبه 1390/05/31ساعت 16:24 توسط حسین| |

 
برگزاري برنامه‌هاي ضد فرهنگي به‌نام امام زمان(عج) و ماه شعبان +عكس
 
 

"سامانه شادی" و "جشن‌های شعبانیه" دو عنوانی است که در رسانه‌های پر شمار شهرداری تهران از آن‌ها برای اطلاق به برنامه‌های هفته‌های اخیر شهردای تهران در پارک‌ها، میادین و مراکز فرهنگی تحت مدیریت این مجموعه استفاده می‌شود.

اما برخی از رفتارهاي هنجار شکنانه در قالب این برنامه‌ها در مورد اهداف برگزاري و انگيزه‌هاي طراحان آن‌ها ترديدهايي ايجاد كرده است.

در حالی که آحاد مردم در شهرها و محله‌هاي مختلف با برگزاری جشن‌هاي مولودی خوانی و مدیحه‌سرایی اهل‌بیت علیهم السلام در ایام شعبانیه و نیمه شعبان به شادمانی پرداختند، شهرداری تهران در برخي از محله‌هاي شهر جشن‌هايي با دعوت از خوانندگان پاپ براي اجراي كنسرت برگزار كرد كه اگر بنر مربوط به امام زمان(عج) در محل برگزاري مراسم نصب نشده بود، فضاي برنامه بيشتر شبيه پارتي‌ها بود.

فضای نامناسب حاكم بر تعدادي از این برنامه‌ها از لحاظ اخلاقي و بی‌بهره بودن از برنامه‌های مذهبی در جشن‌های نیمه شعبان به حدی بود که در برخی از محله‌ها موجب اعتراض و حتی درگیری ميان اهالي متعهد  و برگزار کنندگان جشن‌های مذکور شد.

به‌عنوان نمونه، در يك محله شمال شهر تهران در آمفی تئاتر روباز این محله که تنها با مجری گری یکی از مجریان شناخته شده و اجرای کنسرت یکی از خوانندگان نوظهور پاپ بسته شده بود، به بی بندو باری، رقص و اختلاط غیر متعارف زن و مرد منجر شد، به نحوی که به دلیل وسعت این بی‌بند و باری، برنامه شب‌های بعدی این آمفی تئاتر از سوی مسئولین شهرداری منطقه لغو شد.

اما در کمال تعجب، چند شب بعد اين برنامه مجدداً با حفاظت نیروی انتظامی و به‌کارگیری برخی از اعضای باشگاه‌های بدن‌سازی منطقه برای مقابله با اعتراض‎هاي احتمالی اهالي متعهد محل برگزار شد که در نهايت نيز به درگیری منجر گرديد.

برنامه هماهنگ اين جشن‌ها، فضای فرهنگی زننده حاکم بر آن‌ها و اجراي برخي از برنامه‌هاي مغاير با شأن امام زمان(عج) به بهانه ميلاد ايشان، شائبه ديگري را نيز ايجاد مي‌كند كه احتمالاً اين برنامه‌ريزي با اطلاع مسئولین فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران بوده است.

این در حالی است که مانور تبلیغاتی قابل توجه بر روی این برنامه‌ها نيز با استفاده از رسانه‌های شهرداری و همچنین صداوسيما، شائبه تبلیغاتی بودن آن‌ها براي بهره‌برداري‌هاي سياسي را پررنگ کرده است.

برگزاری اين برنامه‌ها با سوء استفاده از ایام مورد احترام مردم و بی‌توجهی به اعتقادهاي مذهبی در اين برنامه‌ها، نگرانی‌های جدی ايجاد كرده و در حالی که ترویج اينگونه رویکردها از سوی جریان نفوذی در دولت، با پوشش وسيع رسانه‌ای و انتقاد گسترده شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی مواجه می‌شد، مشخص نیست علت سکوت در برابر اين اقدام ضد فرهنگی شهرداری تهران در عرصه مدیریت فرهنگی شهر چیست؟

نوشته شده در شنبه 1390/05/01ساعت 17:11 توسط حسین| |

و سلام نام خداست ...

راهي حرم سيدالشهدا هستم


اين بنده حقير را حلال بفرماييد...

نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/09ساعت 1:31 توسط حسین| |

 
پيشنهاد برگزاري‌روزانه‌راهپيمايي‌سكوت به‌دنبال افتضاح جديد ضدانقلاب
 
روز گذشته پس از حدود يك ماه تبليغات ضد انقلاب براي برگزاري آنچه كه راهپيمايي سكوت خوانده شد، تهران و ساير شهرهاي بزرگ يكشنبه آرامي را پشت سر گذاشتند و براي چندمين بار اثبات شد كه با قطع شريان‌هاي اصلي فتنه، اين جريان كه از آن به‌عنوان جنبش ياد مي‌شد، مرده است. 

به گزارش رجانيوز، پيشنهاد راهپيمايي سكوت براي روز ۲۲خرداد امسال در حالي مطرح شد كه پيشنهاد دهنده اصلي، دو تن از عناصر دست چندم فراري بودند كه پس از قطع شدن ساير شريان‌هاي جريان فتنه، از خود رونمايي كرده‌اند! 

 اما اردشير امير ارجمند و مجتبي واحدي كه اكنون خود را سخنگويان موسوي و كروبي مي‌دانند، در شرايطي پيشنهاد راهپيمايي سكوت و پشتيباني از سوي رسانه‌هاي ضد انقلاب به‌ويژه بي‌بي‌سي فارسي را مطرح كردند كه از همان ابتدا مشخص بود كه اين نحوه پيشنهاد دادن چيزي جز همان راهبرد كهنه مشغول كردن نيروهاي امنيتي و انتظامي، ايجاد ناآرامي‌هاي كوچك، ارسال تصاوير به شبكه‌هاي اجتماعي فتنه و القاي زنده بودن اين جريان را نداشت. 

با اين حال، برخي از كاربران همين رسانه‌ها به‌دنبال طرح اين پيشنهاد در مورد دليل انتخاب عنوان "راهپيمايي سكوت" تشكيك و عنوان كردند كه اين پيشنهاد زمينه تمسخر جنبش از سوي جمهوري اسلامي را فراهم مي‌كند، چرا كه اساساً راهپيمايي سكوت تعريف مشخصي دارد و اين‌طور نيست كه يك مسير طولاني بدون اعلام مشخص آغاز راهپيمايي آن‌هم در پياده‌روها كه عابران پياده به‌طور عادي در حال تردد هستند. 

این در حالی بود که تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی نیز برخلاف روند گذشته و مسبوق به سابقه خود در حمایت کامل از این جریان، در یکی از برنامه‌های خود به انتقاد شدید جریان موسوم به سبز پرداخت و آن را یک جنبش مرده نامید.

برنامه «نوبت شما» که همزمان با ساعت اعلام شده از سوی ضد انقلاب برای آغاز تجمعات اعتراضی توسط حامیان داخلی آنان پخش شد، در پوشش ارتباط تلفنی با مخاطبان خود (که معمولان با هماهنگی این شبکه به اظهار نظر می‌پردازند) به شدت به مواضع و اقدامات آنچه جنبش سبز می‌خواند حمله کرد و با پخش جملاتی نظیر «جنبش در حال احتضار است» و «ما باید با این جریان خداحافظی کنیم»، به طور تلویحی از پایان یافتن کار این گروه خبر داد.

تلویزیون دولتی انگلیس به همین هم اکتفا نکرد و به نقل از یکی از مخاطبان اصفهانی خود و در مطلبی عجیب، «اردشیر امیرارجمند» مشاور ارشد میرحسین موسوی که از او به عنوان رابط گروهک تروریستی منافقین با جریان سبز نام برده می‌شود را عامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد!

اگرچه بی‌بی‌سی تلاش کرد تا با انتشار برخی اخبار تایید نشده از تجمعات پراکنده در برخی خیابان‌های تهران، اندکی از زهر این برنامه خود را بگیرد اما واکنش‌هایی که کابران اینترنتی نسبت به این برنامه داشته‌اند، نشان از بی تاثیر بودن این تدبیر دارد؛ موضوعی که حتی از سوی یکی از مخاطبان این شبکه هم در سایت اینترنتی آن اظهار شده است.

در حالي كه مستند پخش شده در مورد "مدحي" و نحوه نفوذ او به درون محافل اپوزيسيون و رسوا كردن ضد انقلاب، دامنه بدبيني‌ها را در اين جريان افزايش داده است، ناكامي روز گذشته در ايجاد ناآرامي داخلي نيز موجب خودزني در ميان اين گروه‌ها شده و به‌جاي قبول واقعيت پايان حيات سياسي جريان فتنه، قصد دارند با منتسب كردن اين اشتباه و پيشنهاد ناكارآمد به اميرارجمند، اين‌طور القا كنند كه وي عمداً چنين افتضاحي را ايجاد كرده و مانند مدحي نفوذي وزارت اطلاعات است. 

 اگرچه اميرارجمند پس از انتقادهاي زيادي كه در جريان اين ماجرا از او شد، مجبور شد اعلام كند كه راهپيمايي 22 خرداد آخرين راهپيمايي سكوت خواهد بود اما حاضر نشد اعلام كند كه فيل بعدي كه قرار است از سوي اين شوراي دو نفره هوا شود، چيست! 

 اين در حالي است كه پس از 25 بهمن سال گذشته و اعمال محدوديت‌هاي ارتباطي براي موسوي و كروبي به‌عنوان سران داخلي فتنه تا امروز كه حدود چهار ماه مي‌گذرد، هيچ واكنش اجتماعي قابل توجهي ايجاد نشده و بر خلاف توهم "موسوي دستگير بشه ايران قيامت ميشه"، حتي طرح گسترده شايعات كذبي مانند انتقال آنان به زندان حشمتيه يا خاموش بودن چراغ‌هاي خانه كروبي و بي‌اطلاعي از سرنوشت او همسرش كه بعدها تمام اين ادعاها از سوي خانواده آن‌‌ها تكذيب شد، نه تنها قيامت نشد، بلكه مطالبه عمومي براي ادامه اين محدوديت‌ها و تشكيل دادگاه علني براي رسيدگي به جرايم اين افراد وجود دارد كه به تعبير رهبر انقلاب با ارتكاب "جرم بزرگ" با آبروي نظام بازي كردند. 

 در عين حال، به نظر مي‌رسد براي روحيه دادن به جريان ضد انقلاب داخلي و خارجي و ادامه توهم‌هايي مانند "ما بي‌شماريم" شايد بد نباشد كه از تردد روزانه عابران پياده در سطح شهر تهران، به‌ويژه معابر پر تردد مانند همان مسير "ولي‌عصر تا ونك" يا "امام حسين تا آزادي" به "راهپيمايي سكوت" تعبير و يادآوري شود كه افراد روزانه در حمايت از اين جنبش به خيابان‌ها مي‌آيند!

نوشته شده در دوشنبه 1390/03/23ساعت 15:36 توسط حسین| |

 
تکرار حمله به یک روحانی عامل امر به معروف/ تخلیه کامل چشم

امام جماعت مسجد انصار الحسین (ع) تهران اردیبهشت امسال در اثر ضربه‌ یکی از اراذل چشم چپش را از دست داده است به طوری که پزشکان بیمارستان لبافی نژاد مجبور به تخلیه چشم او شدند.

حجت الاسلام سید محمود مصطفوی منتظری  گفت: روز دهم اردیبهشت ماه امسال در محدوده خیابان 30 متری نیروی هوایی دختر و پسری را دیدم که پس از نهی از منکر به آنها، پسر جوان به من فحاشی کرد. اهمیتی ندادم و به راهم ادامه دادم ولی پسر جوان به سمتم حمله ور شد و با مشتش به صورتم زد.

وی با بیان اینکه حدس می زنم پسر جوان وسیله ای در دست داشت و با آن به چشم چپم ضربه وارد کرد گفت: ضربه به حدی بود که دیگر متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد و فقط فریاد می زدم که چشمم کور شد.

حجت الاسلام مصطفوی گفت: پس از این حادثه به بیمارستان لبافی نژاد منتقل شدم و در روز یازدهم اردیبهشت ماه به دلیل شدت ضربه و جراحت، پزشکان چشم چپم را تخلیه کردند و اکنون از چشم مصنوعی استفاده می کنم.

وی ادامه داد: همان زمان ماموران نیروی انتظامی در بیمارستان، شکایتی را تنظیم کردند. اکنون نیز اعلام کرده اند که باید برای شناسایی چهار مظنون به اداره آگاهی تهران بروم.

 روز 16 خردادماه حجت الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران که برای نجات یک دختر جوان از چنگال دو نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگی کرد، در آستانه نابینایی چشم راست خود قرار گرفت ولی با عمل جراحی چشم در بیمارستان رسول‌ اکرم(ص) خطر تخلیه چشم او برطرف شد.

نوشته شده در پنجشنبه 1390/03/19ساعت 15:23 توسط حسین| |

 
مستند‌نفوذ وزارت‌اطلاعات در اپوزيسيون خارج‌نشين

مستند نفوذ محمدرضا مدحي از نيروهاي مرتبط با دستگاه‌هاي امنيتي جمهوري اسلامي ايران در اپوزيسيون خارج نشين امشب از رسانه ملي پخش مي‌شود.

 در پي تصويب طرح تشكيل دولت در تبعيد از سوي بنياد آمريكايي دموكراسي كه بر اساس آن قرار بود مجموعه‌اي از نيروهاي با سابقه اجتماعي و مذهبي با ايجاد شورايي اقدام به عمليات خرابكاري و در نهايت براندازي جمهوري اسلامي كنند، محمدرضا مدحي از ايرانيان مقيم خارج كشور براي اداره اين دولت انتخاب شد.

وي كه پيش از اشتغال به تجارت در خارج از كشور، با دستگاه‌هاي امنيتي جمهوري اسلامي و نهادهاي انقلابي همكاري داشته، با نفوذ در اپوزيسيون خارج كشور و تشكيل گروهي موسوم به "جنبش جمع ياران " با جريانات ضد انقلاب ارتباط گسترده برقرار كرد.

مدحي همچنين با برخي مقامات آمريكايي و همچنين نمايندگان سرويس‌هاي جاسوسي انگليس و فرانسه ديدارهاي متعدد داشت و آنها از وي خواسته بودند كه با ايجاد ارتباط گسترده با سران فتنه در داخل كشور و جذب نيرو از بدنه دستگاه‌ها و نهادهاي مختلف نظام و ايجاد يك شبكه منسجم پروژه دولت در تبعيد و براندازي نظام اسلامي را عملياتي كند.

هنگامي كه قرار شد در راستاي اين پروژه مدحي و شوراي رهبري دولت در تبعيد در پادگاني در تل‌آويو مستقر شوند عمليات نجات وي توسط سربازان گمنام امام زمان انجام شد و مدحي به كشور بازگشت.

امشب مستندي تحت عنوان "الماس فريب " از رسانه ملي پخش مي‌شود كه روايتي كوتاه از پورژه نفوذ و اشراف دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي در اپوزيسيون خارج نشين است.

نوشته شده در چهارشنبه 1390/03/18ساعت 17:43 توسط حسین| |

 

آقای رئیس جمهور شما هم در نابینا شدن این روحانی مقصرید

 امام جماعت دانشگاه علوم پزشكي تهران به دليل اقدام براي نجات يك دختر جوان از چنگال اراذل و اوباش در خيابان شريعتي تهران، در آستانه نابينايي از يك چشم قرار گرفت.

ماجرا هم به همین سادگی است: فرزاد فروزش كه شب گذشته براي نجات يك دختر جوان از چنگال ۲ نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگي كرده و هم‌اكنون در آستانه نابينايي چشم راست خود قرار گرفته است، در بخش اورژانس بيمارستان فارابي تهران و در حالي كه خون چشم وي تمام لباس‌هاي وي را پوشانده بود، در تشريح اين واقعه گفت:" ساعت ۲۲ شب سه‌شنبه در خيابان شريعتي، پائين‌تر از خيابان ملك به همراه ۲ نفر همراه داخل خودروي خود در حال عبور بوديم كه ناگهان صداي فريادهاي دختر جوان را شنيديم.

بلافاصله پس از شنيدن اين فريادها به سمت صدا حركت كرده و مشاهده كرديم كه ۲ نفر از اراذل و اوباش سوار بر يك موتور براي ربايش يك دختر جوان اقدام كرده‌اند. اين اراذل و اوباش قصد داشتند به زور، دختر جوان را سوار بر موتور كرده و با خود ببرند اما اين دختر با فريادهاي خود درخواست كمك كرده و از سوار شدن خودداري مي‌كرد و ۲ پسر جوان نيز وي را ضرب و شتم كرده و مورد هتاكي قرار مي‌دادند.

با مشاهده اين صحنه براي نجات دادن دختر به سمت اراذل و اوباش مهاجم يورش برديم، اما با مقاومت اين مهاجمان روبرو شده و درگير شديم. در هنگام درگيري، يكي از آنها كه شيشه نوشابه‌اي در دست داشت، اين شيشه را با زدن به بدنه موتور شكست و سپس با آن چندين ضربه به چشم راست من وارد كرد كه نتيجه‌اش را مشاهده مي‌كنيد. "

سوال اینجا است که ریشه این همه وقاحت و جسارت کجاست؟ چه کرده ایم که عده ای اوباش و رذل به خود حق می دهند به ناموس مردم تعرض و بعد هم بدون ترس و واهمه ای در مقابل اعتراض مردم دست به سلاح سرد ببرند و جنایت کنند.

اولین سوالی که به ذهن هر خواننده ای می رسد این است که پس ناجا کجا بوده است؟ اگر در خیابان های شمال تهران به همین سادگی چنین جنایاتی رخ می دهد در حاشیه های شهر چه خبر است؟ همین چند وقت پیش بود که خبری درباره اوباش مناطق جنوبی تهران منتشر شد که به سادگی مست و قمه کشی می کنند و راه می زنند و به ناموس مردم تعرض می کنند.

ناجا مقصر است که در صحنه نیست. اما مسئولیت این تقصیر و قصور با کسانی است که ناجا را به چنین روزی انداختند.کسانی که به انگیزه جذب آرای دیگران در تلویزین ظاهر شدند و به صراحت بر ناجا تاختند و ۵ سال است که اجرای قانون عفاف و حجاب را تعطیل کردند و اجازه نمی دهند که ناجا به وظیفه خود برسد.

مسئولیت این دست جنایت ها با شخص رئیس جمهور است که حاضر نیست قانون را اجرا کند. وقتی رئیس جمهور قانونی کشور می گوید موی زنان به دولت ارتباط ندارد طبیعی است که عده ای اوباش درنده تر و بد حجابی به کشف حجاب تبدیل شود و به سادگی در خیابان به ناموس مردم تعرض کنند

برخورد ناجا با مظاهر فسق و فجور و مبارزه با اوباش و اراذل پس از مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور تعطیل شد و تذکر دهها باره علما و مراجع و خطبای نماز جمعه و نمایندگان مجلس نیز بی نتیجه ماند. وامروز نابینا شدن این روحانی ایثارگر هزینه این همه کم کاری و تغافل برای جذب آرای سبز و زرد و غیره است.

نوشته شده در چهارشنبه 1390/03/18ساعت 15:6 توسط حسین| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody
لوگوی دوستان