| |||
|
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان كه صبح امروز پنجشنبه 29 فروردين به مناسبت روز ارتش در جوار حرم حضرت امام خميني (ره) سخن ميگفت، امروز روز ارتش را تولد بهترين، عزيزترين و سرافرازترين ارتش جهان عنوان كرد و گفت: بدون ترديد ارتش ايران جيش الرحمان، جندالله و الهي و يك ارتش بينظير و داراي برجستگيها و ويژگيهاي فراوان است. | |||
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، در آستانه 29 فروردين، روز ارتش جمهوري اسلامي ايران، جمعي از فرماندهان عاليرتبه ارتش ظهر امروز چهارشنبه با رهبر معظم انقلاب اسلامي و فرمانده كل قوا ديدار كردند. حضرت آيت الله خامنهاي در اين ديدار ضمن تبريك روز ارتش به همه ارتشيان و خانوادههاي آنان، به روحيه "دين باوري"و"ايمان و توكل به خدا" در مجموعه ارتش اشاره و تصريح كردند: وظيفه نيروهاي مسلح، دفاع همه جانبه از كشور است و ارتش بايد همواره آمادگي خود را در بالاترين سطح حفظ كند. فرمانده كل قوا ظرفيت ارتش را در نوآوري و ابتكار، ظرفيتي بالا و در عين حال قابل افزايش ارزيابي و تصريح كردند: ارتش با اتكا به توان علمي خود توانسته است بسياري از نيازهاي خود را بر طرف كند و امروز اين توانايي مورد تحسين ناظران قرار گرفته است. در آغاز اين ديدار امير سرلشكر صالحي فرمانده كل ارتش جمهوري اسلامي ايران گزارشي از پيشرفت و افزايش توان بازدارندگي ارتش ارائه كرد. | |||
| |||
|
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس به مناسب 29 فروردين روز ارتش جمهوري اسلامي ايران بزرگترين رژه هوايي نيروهاي مسلح با شركت انواع هواپيماهاي نيروي هوايي ارتش همچون F4، F5، F7، F 14 ، ميگ 29 و هواپيماهاي سوخت رسان ساعت 8 صبح امروز پنجشنبه در مقابل ديدگان دهها رسانه داخلي و خارجي و نيز مقامات عاليرتبه نيرويهاي مسلح كشورمان، وابستگان نظامي بيش از 30 كشور جهان و همچنين رئيس جمهور برگزار شد. هواپيماهاي جنگنده و بمب افكن به صورت دستههاي سه تايي در آسمان تهران به پرواز درآمده و اقتدار خود را به نمايش گذاشتند. فرماندهي اين رژه بينظير هوايي بر عهده امير خلبان علوي معاون عمليات نيروي ارتش بوده و خلبانان جوان اين نيرو شجاعت و آمادگي خود را به معرض نمايش گذاشتند. رسانههاي خارجي و كارشناسان نظامي كشورهاي غربي از پرواز 200 هواپيماي جنگنده و بمب افكن و همچنين بالگرد و هواپيماهاي ترابري سنگين ابراز تعجب كردهاند. بيشتر جنگنده بمب افكنهايي كه امروز در آسمان تهران به پرواز در آمدند از نوع آمريكايي بودند كه پرواز اين تعداد هواپيما با توجه به تحريم هاي شديد آمريكا در صدور قطعات، نشان از توانايي بالاي متخصصين نظامي كشورمان در ساخت و نگهداري اين هواپيماها در كشور دارد.
| |||
| |||
|
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس امير محمد رضا آشتياني، جانشين فرمانده كل ارتش جمهوري اسلامي ايران ، در نشست خبري صبح امروز سه شنبه ضمن بيان آخرين دستاوردهاي تحقيقاتي، نظامي و تسليحاتي آجا و توضيحات لازم درباره برگزاري رژه نيروهاي سهگانه ارتش گفت:ايران به هرگونه تحرك احتمالي اسرائيل پاسخ شديد خواهد داد. وي افزود: طراحي و ساخت زيردرياييها در تناژ مختلف كه در معادلات نظامي آينده، نقش بسزايي دارد، طراحي و ساخت انواع سامانههاي راداري و تجهيزات الكترونيك، طراحي و ساخت اقلام مصرفي و توجه به نهضت قطعهسازي، ساخت انواع هواپيماهاي بدون سرنشين و همچنين نهادينه كردن تعامل با دستگاههاي تحقيقاتي، علمي و دانشگاه هاي كشور و اجراي پروژههاي متعدد با همكاري دانشگاهها و موسسات علمي كشور و نيز توجه جدي به كوچكسازي، هوشمندسازي و ارزانسازي تسليحات از ديگر اقدامات مهم ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب ميشود. | |||
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس متن پيام مقام معظم رهبري در پي حادثه انفجار در كانون رهپويان وصال شيراز به شرح ذيل است. بسمالله الرحمن الرحيم حادثه غم انگيز و تأسفبار در كانون رهپويان وصال كه به پرواز شهادتگونهي جمعي از شيفتگان وصال دوست و زخمي شدن جمعي بيشتر انجاميد، اين جانب را مصيبتزده كرد. تسلاي من به عزاداران اين حادثه تلخ و نيز به آسيبديدگان وعده پاداش الهي به صابران است كه فرمود: اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة. از خداوند متعال صبر و سكينه براي دلهاي مصيبت ديده، رحمت و غفران براي عزيزان درگذشته و شفاي عاجل براي مجروحان مسألت ميكنم و از مسئولان ميخواهم كه وظايف خود در پيگيري اين حادثه را با اتقان و سرعت لازم انجام دهند. والسلام علي عبادالله الصالحين ۲۶/فروردين/۱۳۸۷ | |||
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، اين هواپيما يك خلبان و كمك خلبان داشت كه قبل از سقوط هواپيما از طريق چتر به بيرون از هواپيما پريدند و هم اكنون در صحت و سلامتي بسر ميبرند. مردم در حوالي فرودگاه مهرآباد دقايقي پيش از اين حادثه مطلع شدند و آتش نشاني نيز به مهار آتش مشغول شد. | |||
| |||
|
اميد رجائي دقايقي پيش در گفتگو با خبرنگار فارس در شيراز افزود: اين مراسم ساعت 9 صبح روز سهشنبه 27 فروردين ماه از ميدان احمدي، مقابل حرم مطهر شاهچراغ (ع) آغاز ميشود. وي با بيان اينكه مسير تشييع به سمت گلزار شهداي دارالرحمه شيراز خواهد بود، گفت: از تمام مردم مومن و هميشه در صحنه شهر شيراز دعوت ميكنيم در مراسم بدرقه اين شهدا ما و خانوادههاي آنان را همراهي كنند.
| |||
|
|
|
يک شاهد عيني در گفتگو با رجانيوز بيان کرد |
|
عضو هیئت مدیره کانون فرهنگی رهپویان وصال و شاهد عینی انفجار در حسینیه سیدالشهداء (ع) جزئیات بیشتری از نحوه انفجار و شهادت جمعی از شرکت کنندگان در مراسم هیئت هفتگی این کانون را بیان کرد.
سید اسماعیل سجادی در گفتگو با رجانیوز تصریح کرد: بمبی در قسمت انتهای حسینیه کار گذاشته شده بود که اوایل سینه زنی منفجر شد. شدت انفجار به حدی بود که آتش بسیار شدیدی به اندازه یک آپارتمان پنج طبقه شعله کشید که شعله های آن سقف و دربهای اطراف حسینیه را پر کرد و موج این انفجار به حدی بود که برخی اشیای حسینیه را تا شعاع 200 متری پرتاب کرد.
وی در واکنش به گمانه زنی هایی که علت این انفجار را ترکیدن کپسول گاز عنوان می کنند، گفت: ما مطلقاً کپسول گاز داخل حسینیه نداریم و گاز آنجا هم قطع است.
سجادی موج انفجار و سوختگی ناشی از آتش را دو عامل اصلی خسارتهای جانی و مالی وارد شده ذکر کرد و افزود: موج انفجار به حدی بود که کودکان و مردان سبک وزن را به سمت سقف پرتاب کرد به شکلی که برخی از آنها بین چارچوبهای کنار سقف گیر کرده بودند. که با بدن خون آلود آنها را از بین چارچوب پایین آوردیم.
سجادی ادامه داد: شدت انفجار دست و پای برخی حاضران نزدیک محل انفجار را قطع کرد و تعدادی هم در شعله های آتش سوختند و به شهادت رسیدند و برخی نیز به خاطر پرتاب اشیاء مجروح شدند.
وی در ادامه با بیان اینکه در طول ده سال فعالیت کانون رهپویان وصال برخی فرقه های انحرافی با این کانون اختلافات اساسی داشتند، تصریح کرد: یکی از این فرقه ها بهایی های شیراز هستند که با توجه به افشاگری کانون علیه آنها و انعکاس و انتشار دروغگویی و عوامفریبی هایشان، بارها توسط آنها تهدید شده بودیم و حتی برخی از این تهدیدات را نیز عملی کرده بودند.
سجادی سپس به نمونه ای از این تهدیدات و اجرای آن اشاره کرد و گفت: یکی از دختران بهایی شیراز که با گرایش به این کانون مسلمان شده بود، توسط خانواده اش بسیار مورد اذیت و آزار قرار گرفت. اما این خانم ضمن پافشاری به اعتقاد خود به خواسته خانواده اش تن نداد و به هشدارهای آنها که رسماً او را به مرگ تهدید کرده بودند اهمیتی نداد و درنهایت به شهادت رسید که وزارت خارجه هم در این باره بیانیه صادر کرد.
وی همچنین افزود: بهاییان از حدود 6 سال پیش به صورت مداوم کانون را تهدید به بمبگذاری می کردند. وی فرقه های دروایش و وهابیان را ازدیگر گروه هایی عنوان کرد که با کانون اختلاف داشتند و در این باره توضیح داد کانون برای افشای عقاید باطل این گروه ها بسیار تلاش می کرد و مباحث کلامی و سیاسی آنها را به نقد کشیده و بطلان آنها را اثبات می کرد.
سجادی در بخش دیگری از این گفتگو با رد سخنان مطرح شده مبنی بر اینکه این انفجار ناشی از مواد منفجره موجود در یادمان شهدای این حسینیه بوده، اظهار داشت: یادمان شهدا یک محفظه شیشه ای بود که سال 82 احداث شد تا خانواده های شهدا اشیای به جا مانده از شهیدان خود مانند پوتین، کتابچه، سربند، پلاک و امثال اینها را در اینجا نگهداری کنند. به غیر از این اشیا، تعدادی از ابزار به یادگار مانده از جنگ مانند پوکه فشنگ را نیز در این محفظه به عنوان یادگاری به نمایش گذاشته بودند که تمام این ابزار توسط شخص آقای انجوی نژاد (مسئول کانون رهپویان وصال) که خود در زمان جنگ تخریبچی بوده است، بازبینی و چک شده بود.
سجادی افزود: اگر این ابزار را باعث انفجار بدانیم لازمه اش این است که این یادمان به طور کامل از بین رفته و تخریب شود اما اینگونه نشده و تنها این یادمان جابجا شده و دلیل دیگر این است که این ابزار در صورت انفجار باید ترکش داشته باشند درحالیکه هیچ گونه ترکشی در بدن مجروحان و شهدا مشاهده نشده است.
لازم به ذکر است که مراسم تشییع شهدای این انفجار پس فردا (سه شنبه) از میدان امام حسین(ع) به سمت شاهچراغ برگزار می شود.
|
|
روزنامة آقاي كروبي: عزاداري عاشورا، نتيجة كمبود سرگرمي ! |
|
روزنامه اعتماد ملي در حركتي جديد براي زير سؤال بردن «فرهنگ عاشورا»، طي مصاحبهاي با احمد صدري- از اعضاي حلقه كيان- به شركت خودجوش و گسترده جوانان در مراسم عزاداري عاشورا اشاره كرده و از صدري پرسيد: «آيا نميتوان حضور جوانان در اين مناسك را نتيجه كمبود سرگرمي دانست؟(!)» احمد صدري هم اهداف پرسش وقيحانة روزنامة اعتماد ملي را تكميل كرد و مدعي شد: «بله، البته جنبهاي از آن سرگرمي است. چرا شما اين دو مساله را از هم جدا ميكنيد؟ بله اين مسائل هميشه بوده؛ در كنار مراسم عزاداريها و در همه فستيوالهاي مذهبي همسريابي هم ميشده است. جوانان دور هم جمع ميشدند، ميخنديدند و با هم تكيه راه ميانداختند. در كنار آن رقابت بين محلهها هم بود و هست. آيا انتشار چنين مطالبي در ارگان حزب اعتماد ملي زيبنده شخصيت حجتالاسلام مهدي كروبي است؟ |
مرگ بر وها بیون
مرگ بر بهایی
|
|
|
انفجار قوي در حسينيه سيدالشهداء شيراز |
|
يك بمب دست ساز قوي در حسينيه سيدالشهداء كانون فرهنگي رهپويان وصال واقع در خيابان شهيد آقايي شيراز منفجر شد. به گزارش رجانيوز، اين حادثه حدود ساعت 21 شنبه شب در حالي رخ داد كه تعداد زيادي از جوانان در اين حسينيه تجمع كرده و در حال استماع فضايل اهلبيت(ع) و عزاداري بودند. اين بمب دست ساز قوي در انتهاي حسينيه در قسمت برادران جاسازي و منفجر شده است. گفته مي شود فرد بمبگذار كيف حاوي بمب را دقايقي پيش از انفجار در اين قسمت از حسينيه جاسازي كرده و از محل خارج شده است.
اين در حاليست كه مقامات محلي با تأكيد بر اينكه علت انفجار در دست بررسي است از تأييد بمبگذاري خودداري كرده اند.
آخرين اخبار حاكي از شهادت 10 نفر و زخمي شدن حدود 160 نفر در اثر اين انفجار مي باشد.
آمبولانس ها و وسايل نقليه امدادي بلافاصله مصدومان را به بيمارستان هاي نمازي، فقيهي و برخي بيمارستان هاي ديگر شهر منتقل كرده و گروههاي آتشنشاني نيز با حضور در محل، عمليات امداد و نجات و اطفاي حريق را انجام دادند. براي امداد به مجروحان حادثه از شهروندان خواسته شده است با مراجعه به بيمارستان هاي نيازي و فقيهي نسبت به اهداء خون به ويژه گروه خوني O منفي اقدام عاجل بعمل آورند.
صداي انفجار تا شعاع 5/1 كيلومتري اين حسينيه كه در يكي از مناطق مسكوني مركز شيراز واقع است، شنيده شده است.
كانون فرهنگي رهپويان وصال با مديريت حجت الاسلام انجوي نژاد از طلاب مشهدي الاصل و فعال، حدود 10 سال قبل در شيراز آغاز به فعاليت كرد. در حال حاضر تعداد كثيري از جوانان شيرازي با اين كانون فرهنگي ارتباط داشته و در جلسات مذهبي آن شركت مي كنند.
در جريان اين حادثه تروريستي به حجت الاسلام انجوي نژاد آسيبي نرسيده است.
منابع امنيتي، وهابيون تندرو را متهم شماره يك اين عمليات تروريستي دانسته اند. بخش عمده اي از فعاليت هاي اين كانون فرهنگي بر شناخت و نقد بهائيت و وهابيت متمركز بود.
واحد فرق انحرافي اين كانون چندي پيش پاسخي روشنگرانه به نامه فرقه بهايي در شيراز منتشر كرد. جمعي از بهاييان شيراز در نامه اي كه به صورت گسترده در سطح شهر و رسانه هاي ضدانقلاب پخش كرده بودند، خطاب به رئيس جمهور از آنچه كه آن را ظلم 161 ساله بر خود مي خواندند، گلايه كرده بودند. متن كامل پاسخ كانون رهپويان به اين نامه در ادامه آمده است:
جامعه محترم ایرانیان بهائی و سران غیر محترم بهائی به اصطلاح ایرانی: با سلام: نامه سرگشاده شما به ریاست محترم جمهور، اگرچه بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و پیش از آنکه به دست سران تهران برسد در همه شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ ایران زمین توزیع گردیده بود، که جای بسی تاسف و دلسوزی است، اما به هر حال بهانه ای شد تا ملت ایران نیز سکوت 161 ساله خویش را بشکنند و قصه ناگفته خویش را به گوش جماعت بهائی ایرانی برسانند:
در حدود دویست سال پیش همزمان با دست درازی های متعدد استعمار انگلیس و روسیه در پروژه های مختلف اقتصادی و سرقت منابع مالی و اراضی حاصلخیز سرزمین پهناورمان ایران و در زمان اوج بی کفایتی شاهان خوش گذران آن روزگاران، نهضتی در میان هم میهنانمان بوجود آمد که آنرا بیداری اسلامی نام نهادند. وقتی اوج فضاحت قراردادهای ترکمانچای و گلستان و قراردادهای مشابه بر علما و جمیع ملت واضح گردید، فتوای تاریخی میرزای شیرازی مبنی بر تحریم توتون و تنباکو ارکان حکومت شاهانه ایران آن زمان را لرزاند و استعمارگران کهنه کار انگلیسی را نیز به عقب نشینی پر خسارتی واداشت که نمونه آن تا آنزمان برای هیچ استعمارگری در تاریخ جهان اتفاق نیفتاده بود.
بر همگان آشکار است که سازمان های اطلاعاتی بریتانیای کبیر از این عقب نشینی اگرچه غافلگیر شده بودند اما همین ضربه را نردبان ترقی خویش قرار داده و با تمام قوا به تجدید نیرو و جبران مافات برآمدند و به قکر اجرای نقشه ای نوین و سیاستی تازه برای مقابله با این نهضت بیداری که تهدید کننده منافع آنان بود افتادند. اینجا بود که دست به دامن تمام استعمارگران جهان شدند تا فکری نو بیاندیشند که اگر این نهضت همه گیر میشد بی شک منافع کلیه استعمارگران جهان در سطح جهانی را مورد تهدید قرار میداد. سیستمهای نظامی و اطلاعاتی غرب به حرکت درآمدند و به مطالعات گسترده ای در انگیزه ها و محرکهای آغاز این نهضت در سطح بین المللی دست زدند. اگرچه روشهای منحوس کسب اطلاعات و بحران سازی و جاسوسی و نتایج مذاکرات پنهانی سازمانهای اطلاعاتی غرب و شرق آن زمان به گواه تاریخ بر سران غیر محترم جامعه محترم شما پوشیده نبوده و نیست لیکن جهت اطلاع عموم بهائیان در جلسه نهایی این مذاکرات این نتایج حاصل گردید:
1- نهضت بوجود آمده از مبانی اسلام شیعی نشات گرفته است.
2- مبانی مذکور با استناد به کتاب مقدس مسلمانان (قرآن) و با نفوذ معنوی مراجع تقلید در اقشار ملت اجرا گردیده اند.
3- این نهضت با نهضت امام سوم شیعیان ( امام حسین) آبیاری شده و با امید به حکومت جهانی امام غائب آنان (امام زمان) تقویت گردیده است.
4- مرکزیت این نهضت کشور ایران است و کشورهای همسایه ایران و نیز سوریه و لبنان و فلسطین و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مراکزی هستند که احتمال تاٍثیر پذیری ملل و دولتهای آنها از این نهضت بسیار زیاد است.
جهت مزید اطلاع دوستان محترم در این جلسه پس از اعلام نتایج فوق تصمیمات زیر نیز اتخاذ گردید:
1- در یک برنامه بلند مدت، سازمانهای امضا کننده به نمایندگی از دولتهایشان موظف به ایجاد شبهات متعدد در مبانی دین اسلام و بخصوص مذهب شیعه گردیدند.
2- تمامی دستگاههای اطلاعاتی غرب و شرق موظف به ایجاد، حمایت، تبلیغ، سرمایه گذاری و کمکهای مالی و غیر مالی جهت ایجاد فرقه های تحریف شده در اسلام به منظور حذف یا کمرنگ جلوه دادن مبانی اصیل: "مبارزه با ظلم، مبارزه با فقر، مبارزه با استعمار و استثمار، تشکیل حکومت اسلامی، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در تصمیمات حکومتی" از دین اسلام و جایگزین کردن آنها با پرداختن صرف به ظواهر دین با طرح گسترده ضرورت " نماز، روزه، تلاش برای روزی، تلاوت قرآن، خواندن ادعیه، مراسم سنتی مذهبی، دوری از سیاسیات، ریاضات مستحب، زیارت، حج و ..." گردیدند.
3- تمامی دستگاههای اطلاعاتی غرب و شرق موظف به کمرنگ کردن ابهت قیام امام حسین و نا امید کردن شیعیان از ظهور امام دوازدهم به هر طریق ممکن شدند.
ایرانیان عزیزی که با حضور چشمگیر در رقابتهای مختلف علمی جهان در طول سالیان دراز هوش و زکاوت و تواناییهای خود را به رخ جهانیان کشیده اند امروزه براحتی میفهمند که اوجگیری پیدایش قارچ گونه فرق مختلف صوفیه و تقویت و تبلیغ فرق منقرض آنها که همگی در شعار جدایی دین از سیاست و کناره گیری از نظارت و دخالت در کار دولتهای ایران زمین در آن دورانی که شیعیان ایران بیش از پیش به همبستگی و ادامه مبارزه با ظلم و فساد شاهان بی لیاقت و دفاع از آب و خاک خویش احتیاج داشتند مرهون اجرای کدام سیاستگذاریها و کدام جلسات در کدام کشورها بوده و خواهد بود! صوفیه اگرچه با استعانت بر امدادهای غیبی دول کریمه بریتانیا و روسیه و حمایتهای مالی و تبلیغاتی سایر استعمارگران توانسته بود با نامها و رنگهای مختلف گروه گروه از هسته متمرکز شیعی ایران زمین پراکنده کرده و با اجرای مو به موی بندهای اول و دوم تصمیمات جلسه مزبور راه را برای چپاولگریهای مجدد اربابان استعمارگر هموارتر نماید ولی هنوز با آن خوش خدمتی ای که لایق نام کبیر بریتانیا باشد راه بسیار بود.
مردم ایران با شنیدن نام حسین ابن علی (ع) از خود بیخود میشوند و با خواندن زیارت عاشورا زمین و زمان را به لرزه در می آورند و کاخ ظالمان را در هر جای دنیا که باشد بر سرشان ویران میکنند. ایرانیان با نام ابا الفضل (ع) یکپارچه غیرت میشوند و به بیگانه اجازه نگاه بد به ناموس ملی شان را که همان سرزمین پاک و مقدس ایران و منابع زمینی و زیر زمینی آنهاست نخواهند داد. این مردم با نام علی ابن ابیطالب (ع) قله های پیش روی خود را بدون توجه به بلندی آنها فتح می کنند و صحن مطهر امام رضا (ع) را چون قطعه ای از بهشت موعود خود دوست دارند. اینان مرگ با عزت را از زندگی با ذلت عزیزتر می دارند و با آرزوی ظهور، قیام و انقلاب جهانی امام دوازدهمشان حضرت مهدی (ع) از هیچ ابرقدرت گرگ صفت و زیاده خواهی هراس به دل راه نمی دهند.
آری! آنچه نهضت بیداری اسلامی را براه انداخته و کاخ زورمندان زورمدار را به لرزه در آورده بود همه ارکان دین یکتا پرستی اسلام بود و ضرورت ظهوری که بتواند تمامی مظاهر اسلامی را خلع نموده و کلیه مقدسات و احکام آنرا نسخ نماید چیزی نبود که دشمنان این سرزمین و ملت حتی یک لحظه از آن غافل باشند. پیر روباه مکار بدکاره این بار آبستن نطفه حرامی شد که به برکت تعدد و گسترش نسبی فرق صوفیه اوضاع نسبتا مساعدی برای تولد آن در ایران زمین فراهم شده است تا به گواه همان تاریخی که خودتان نگاشته اید در غالب آئینی نو ظهور با هدف اجرای تمامی بندهای توافقنامه فوق الذکر و با مرکزیت قرار دادن حمله به انقلاب حسین (ع) و انتظار ظهور منجی جهانیان متولد شود. این همان آئین آبا و اجدادی بهائیت شماست که همواره بر آن نام مقدس نهاده اید و در کنار شعارهای ملی گرایانه و افتخار به سرزمین باستانی ایران قرار داده اید، آیا واقعا باور کرده اید که این آئین منافع ملی ایرانیان و سرزمین مقدس و باستانی ایران را تضمین نموده است؟
آئین جدید ابتدا و برای اولین بار توسط رژیم غاصب صهیونیستی به رسمیت شناخته میشود! رژیمی که صرفنظر از بدنامی بین المللی بدبین ترین انسانها نسبت به ادیان الهی به شمار میرود. بهائیان در اراضی این رژیم از پرداخت مالیات معاف میشوند و علی رقم جنایات روز افزون این رژیم بر ضد بشریت و محکومیتهای متعدد بین المللی در طول دهها سال گذشته، حتی یکبار به طور غیر مستقیم نیز این جنایات را محکوم نمینمایند و شان خود را بالاتر از دخالت در امور داخلی دولتها میدانند! بگذریم از آنکه نوبت به ایران که میرسد با ولع تمام مایل به دخالت در تمام ارکان حکومتی میشوند و اعدام قانونی سارق مسلح را نماد نقض حقوق بشر در ایران معرفی مینمایند. برای دهها هزار زندانی بی گناه تحت شکنجه های فجیعی که در زندانهای رژیم صهیونیستی (به اذعان سازمان ملل) هر روز با فلاکت میمیرند، یک کلمه لب به سخن نمیگشایند و برای دو ساعت بازداشت قانونی (یا غیر قانونی) فلان روزنامه نگار ایرانی دویست هزار اعتراضنامه جمع میکنند!! سران شما بقدری بازیچه دست سیاستمداران اسرائیلی قرار میگیرند که شوقی افندی در دستور العملی که صادر میکند خواستار " تلاش کشورها برای برقراری رابطه با دولت اسرائیل" میشود. جای بسی تاسف است که جامعه بهائیان ایران بدون کوچکترین تاملی در وقایع تاریخی و سیاسی اطرافش خواسته و ناخواسته به اجرای کورکورانه دستوراتی میپردازد که در دفاتر موساد اتخاذ گردیده است و سرانش دست دوستی به سوی رژیمی بلند کرده اند که حتی در شعارهایش هم با شعارهای عوام فریبانه جهان وطنی و صلح جهانی بهائیت هیچگونه همخوانی ندارد!! زیارت عاشورا دوباره توسط پیغمبر جدید بازنویسی شد و طبیعی است که جملات اصلی و محرک و انگیزه دهنده آن مبنی بر نفی ظلم و مبارزه با ظالم و پی گیری راه ابا عبد الله جای خود را به جملات احساسی صرف و بی خطر برای دشمنان داد. ظهور منجی تا هزار سال آینده رد شد و اسلام و تمامی دستورات اساسی آن منسوخ گردید!! یک دین مبتنی بر تساهل و تسامح و کاملا واکسینه شده ظهور کرد که حد اقل تا هزار سال دست ظالمین برای ظلم و جنایت در جهان باز گردیده و راه چپاول ملتها کاملا هموار و اجازه دفاع از مظلوم و اعتراض او به ظلم از وی سلب گردید و یکی از خنده دارترین و در عین حال تاسف بارترین برگه ها را برای تاریخ این سرزمین رقم زد.
بهت و تعجب ما از نامه سرانتان به رئیس جمهور زمانی به اوج خود میرسد که آنان از 161 سال تحمل درد و رنج و تبعیضات سخن میرانند، و در جایی از نامه خود از قتل و اعدام و حبس بی حساب و کتاب بی گناهانشان پس از انقلاب پرده دری میکنند!! شاید گذشت بیش از 26 سال از انقلاب اسلامی ایران باعث فراموشی قسمتی از حقایق دوران ستمشاهی برای نسل جدید و جوان جامعه ایرانیان بهائی شده باشد ولی تعجب ما از آن است که این کلمات از زبانهایی شنیده میشود که نامشان در تاریخ ثبت شده و گویا تاریخ زندگانی خود را هم به فراموشی سپرده اند!! ملت ایران هنوز جنایات بهائی معروف سپهبد صنیعی، آچودان مخصوص شاه و وزیر جنگ وی را در قتل عام مسلمانان در تهران و شهرهای دیگر ایران فراموش نکرده اند. امیر عباس هویدا، نخست وزیر بهائی رژیم سلطنتی که مدت زمامداریش در دوران طاغوت از همه نخست وزیران دیگر طولانیتر بود لکه ننگ دیگری در تاریخ ماندگار ایران بود. شما سرلشگر ایادی پزشک مخصوص شاه، هوشنگ نهاوندی رئیس دانشگاههای تهران و شیراز، فرخرو پارسا وزیر آموزش و پرورش، شاهقلی وزیر بهداری، مهتدی مسوول دفتر هویدا و صدها مقام سیاسی و نظامی دیگر این رژیم را که همگی متدین به دیانت بهائی بودند فراموش کرده اید؟ هرگز! این ملت فراموش نمیکنند که مقامات بهائی از دبستان تا دانشگاه (وزیر آموزش و پرورش تا رئیس دانشگاه) برای تغییر عقاید حقه این مردمان برنامه ریزی کرده بودند و با تمام قوای نظامی رژیم پهلوی (از آجودان مخصوص شاه تا وزیر جنگ) به جان و مال و ناموس این مردمان تجاوز کرده بودند، طوریکه سرلشکر فردوست، رئیس ساواک رژیم نیز در کتاب مشهور خاطراتش مینویسد: " بهائیانی را که من دیدم واقعا احساس ایرانیت نداشتند و این کاملا محسوس بود و طبعا این افراد جاسوس بالفطره هستند." با همه اینها آیا باز هم مردم ایران حق نداشتند این جانیان بالفطره را به مجازات خیانتها و جنایتهایشان برسانند؟! گرچه اکثر غریب به اتفاق آنان در اواخر حکومت ستمشاهی به همراه میلیاردها میلیارد اموال و دارائیهای ملت مظلوم ایران به دامان اربابان آمریکائی و انگلیسی و اسرائیلی خود پناه برده و فراری شدند. چه بسیار هزینه های کلان جنایات بزرگ بشری علیه ملل مظلوم عراق و فلسطین که توسط متمولین بهائی پرداخت میگردند تا شاید چند صباحی دیگر آنان را به رسمیت شناخته و از حقوق این مظلومان معصوم حمایت بعمل آید!
با تمام این حرفها، صاحبان این سرزمین زیبا و مردمان والا مقام و پر شور و نشاط و پر استعداد این مرز و بوم پس از ایجاد انقلابشان با تمام توان به سوی اهداف متعالی اسلام مبنی بر نفی ظلم و جنایت در جهان و حمایت از مظلومان عالم ادامه میدهند و با پیروی از امامان معصوم و استعانت از مهدی موعودشان محمد ابن حسن عسکری (ع) و حمایت از دستورات ولی و رهبر حاضر و فرامین کتاب مقدس قرآن به تلاش روز افزون خود در کسب علم و دانش و ارتقای علمی و اخلاقی و نظامی در تمام عرصه ها ادامه خواهند داد، و علی رقم اصرار ابرقدرتها بر دخالت در کار آنها، از ابرقدرتها میخواهند که آنان را به حال خود وا گذارند و درکار آنها دخالت نکنند. اینان هیچ اعتقاد و احتیاجی به ظهور خدایان زندانی بهائی و پیغمبران اعدامی آنان نداشته و ندارند. اینان به حکم آیه شریفه: "کلکم راع" همگی اولیاء و مسوولان خود هستند و شما به حکم جمله کتابتان:" انتم اغنام الله" گوسفندانی برای سرانتان هستید. ببینید که با حمایت کورکورانه شما از بیت العدل، در گسترش تبلیغات علیه نظام ایران، اکنون ملت جمهوری اسلامی را که راه خود را برای کسب علم و پیشرفت در علوم جدید و مخصوصا انرژی هسته ای هموار کرده بود، در فشارهای بین المللی برای دست کشیدن از این تکنولوژی قرار دادید. علمی که به اعتراف دانشمندان جهان میتوانست مقام ایران را تا 5 کشور برتر علمی جهان بالا بیاورد. سر و صداهای اخیر و مخصوصا نامه مضحکی که در تمام ایران و جهان توزیع گردید فشارهای سیاسی بر ایران را دو چندان کرده طوریکه همگام با این نامه نخست وزیر و وزیر خارجه کشور انگلستان اعلام کردند که باید پرونده حقوق بشر ایران بررسی شود، و اسرائیل ایران را به حمله نظامی تهدید نمود و آمریکا فشارهای تبلیغاتی خود را بر مساله انرژی هسته ای ایران افزایش داد. البته واضح و مبرهن است که همه اینها از قبل طراحی و برنامه ریزی شده بود و نامه مزبور نیز بخشی از سناریوی استکبار و استعمار جهانی بود و بیت العدل نیز بار دیگر به وظیفه وجودی خود عمل نمود و گوشت قربانی رژیم اشغالگر قدس گردید. بهر تقدیر بیش از دو دهه از تحمل حضور شما در جامعه پاک و روشنفکر ایران توسط این ملت رنج کشیده میگذرد که نشانه اوج تحمل مردمان این سرزمین است ولی بدانید که کاسه صبر ایرانیان نیز رو به لبریزی است و توده های این مردم برای حفظ منافع ملی و سرزمینی بلند مدت خود دیگر تاب تحمل این کارشکنی ها و زبان درازی ها را ندارند و در صورت تجاوز مجدد و هر گونه تعدی به حریم منافع اسلامی و ملی خود مشت محکمی بر دهان متجاوزان خواهند زد و در این راه از هیچ اقدامی فرو گذار نخواهند نمود، و در عین حال آمادگی مجدد خود را برای انجام هر گونه مناظره رسمی و غیر رسمی در مورد ادعاهای واهی این فرقه اعلام می دارد، تا به این طریق پرونده این تاریخ ننگین برای همیشه بسته گردد. در خاتمه کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز به عنوان بزرگترین کانون مردمی کشور از ریاست محترم جمهور و مقامات اطلاعاتی و سیاسی نظام انتظار دارد جلوی شبهه افکنی ها و اشاعه دروغ و توهین به پیامبران الهی و ادیان آسمانی توسط این گروه مرتد رو به انقراض را که به شهادت تاریخ هیچ گونه حرفی برای گفتن نداشته و ندارند بگیرند و اجازه ندهند احساسات ملت مسلمان ایران بیش از پیش جریحه دار گردد. |
لعنت بر وهابیون
سايت گوگل اسم خليج فارس را به خليج عربي تغيير
داده است .اگر ۱ مليون نفر به عنوان اعتراض
درخواست شان را از طريق آدرس زير بيان كنند اسم
خليج فارس بر ميگردد .
http://www.petitiononline.com/sos02082/petitiosign.html ...
اين نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن دوستى بين دختر و پسر و اين گونه روابط را نهى كرده است؛ زيرا عفت عمومى جامعه با اينگونه روابط آسيب جدى مىبيند؛ پايههاى ازدواج و خانواده سست مىشود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد. با توجه به شرايط خاص دوران جوانى و طولانى بودن دوران تجرد اغلب دانشجويان و خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران دانشجو، روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين، توصيه ما اين است كه به نكات زير توجه كرده، انشاءالله همه ما به آن عمل كنيم:
1- اگر ضرورتى ايجاب نمىكند، از ايجاد رابطه با نامحرم پرهيز شود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نامحرم رفتارى صميمانه نداشته باشند. در احكام شرعى آمده است كه در غير ضرورت مكروه است كه مرد با زن همصحبت شود؛ مخصوصاً مرد و زن جوان. علت آن اين است كه چه بسا همين همصحبت شدنها غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطهور شدن در انحراف و فساد شود.
2- در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم، تا آن جا كه به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود اشكالى ندارد. اما با اين حال لازم است كه ارتباط در كلاسها، به گونهاى باشد كه كمترين اختلاط پديد آيد و در معاشرت و گفتوگو هنجارهاى شرعى زير رعايت شود:
- از گفتوگوهاى تحريك كننده پرهيز شود.
- از نگاههاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.
- حجاب شرعى رعايت شود.
- قصد لذت در كار نباشد.
- دو نفر نامحرم در محيط بسته تنها نمانند.
بنابراين، سعى كنيد خود را عادت دهيد تا هنگام صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتى از بدن او خيره نشويد و قسمتهاى باز و پوشيده، برايتان كاملاً مساوى فرض شوند و در همه حال خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.
|
اطمينانبخشي قالیباف به امريكاييها: رای مردم رای به دولت نبود! |
|
محمد باقر قالیباف شهردار تهران كه قبلا گفته بود از سياست متنفر است، در گفتوگوی مشروح با هفتهنامه آمریکایی تایم به سؤالات آن درباره مسائل مختلفی از جمله تحولات سیاسی ایران پاسخ داده و گفته است: رای مردم در این انتخابات رای به دولت نبوده است! خبرنگار هفتهنامه "تایم" آمریکا كه گاه به گاه براي قاليباف رپرتاژ آگهي كار ميكند، سؤالاتي جالبي از قاليباف پرسيده است و در آن سؤالات از وي تعريف و تمجيد كرده است: "همواره از شما به عنوان یک نوگرای اسلامی نام برده می شود، و شما را با چهرههای تاریخی که سبب پیشرفت کشور شدهاند مقایسه می کنند؛ الگوهای شما در زندگی چه کسانی هستند؟"، " شما قصد شفافسازی در دوره مدیریت خود در مقام شهردار تهران را دارید." !!! اين خبرنگار به عنوان اولین پرسش خود از شهردار تهران این موضوع را مطرح میکند که "به نظر شما وضعیت ایدهآل در ایران چگونه خواهد بود؟" که قالیباف در پاسخ میگوید: اگر مسؤولیت بر عهده من باشد ما باید از این موضوع مطمئن شویم که تمام نیرو و قابلیت خود را برای پیشرفت کشورمان به کار گرفتهایم. ما باید وضعیتی مشخص از نیازهای فنی، علمی و اقتصادی قشر جوان خود به وجود آورده و به حریم خصوصی مردم احترام بگذاریم. نه اسلام و نه انقلاب به ما این اجاره را نمیدهد که در زندگی خصوصی مردم دخالت کنیم. متن پرسش و پاسخ خبرنگار مجله تایم با قالیباف چنین است: - حمایت رئیس جمهوری از فعالیتهای شما در شهرداری چگونه است و ... - قالیباف : از آنجا که خود آقای احمدینژاد زمانی شهردار تهران بوده انتظار ما این است که ما میتوانیم بهتر از اینها با هم همکاری کنیم. - ارزیابی شما از انتخابات هفته گذشته مجلس در ایران چیست؟ - هیچیک از گروههای سنتی موجود در جناح راست و یا چپ در این انتخابات به اکثریت قاطع دست نیافتند. بنابراین من فکر میکنم آن موج سومی که پیشبینیاش را کرده بودیم در مجلس جدید شکل بگیرد! - منظور شما از موج سوم چیست ؟ - موج سوم همانند حزبها یک ساختار سیاسی نیست. من فکر میکنم این یک عقیده، تفکر یا یک پدیده است که در جامعه ما در حال شکلگیری است. اغلب مردم ما از تندرویها و لفاظیها در جناحهای چپ و راست خسته شدهاند و عموما در اندیشه ادغام اینها با هم هستند. جامعه در حال حرکت به سمتی است تا افراد دارای تجربه را به عنوان مسؤول در راس امور قرار دهد. افرادی که هم آرمانگرا و هم واقع گرا هستند. افراطیهای موجود در هر دو حزب (چپ و راست) حذف خواهند شد و مجلس در مسیری از عملگرایی، منطق و اعتدال قرار خواهد گرفت. - با این وجود چرا 60 درصد از آرای انتخابات مجلس در حمایت از نمایندگان حامی احمدینژاد بود؟ این به معنای دادن رای اعتماد به دولت فعلی ایران نیست؟ - رای مردم در این انتخابات رای به دولت نبوده است! من فکر میکنم که مردم در دفاع از انقلاب، کشور و رهبرانشان(!) به پای صندوقهای رای آمدند. این نکتهای است که باز هم غرب درباره ما و انتخابات ما به اشتباه برداشت کرده است. - منظور شما چیست ؟ - چیزی که من گفتم مربوط به رابطه مردم ایران با انقلابشان بود و انقلاب مردم ایران، انقلابی قوی است. خود من و صدها هزار نفر از مردم همانند من در این فرهنگ اسلامی رشد کردهاند. ما معتقدیم که آرمانهایی که در انقلاب ما وجود دارند میتوانند رشد مادی و معنوی را برای ما به ارمغان آورده و اسباب زندگی راحت ما در این جهان و جهان دیگر را نیز فراهم کند. من و هزاران نفر همانند من که در جبهههای جنگ با نیروهای صدام جنگیدهایم؛ اندیشه مشابهی را برای کار خود داریم. - بنابراین انقلاب، شما را تبدیل به چهرهای کرده که هم اکنون هستید؟ - بزرگترین و مهمترین بیتردید انقلاب است. 16 و یا 17 سال داشتم که انقلاب شکل گرفت، و از دو سال پیش از آن من در جریان فعالیتهای ضد شاه قرار گرفته بودم. بعد از به ثمر رسیدن انقلاب تبدیل به فرماندهی در جنگ شدم و ما دائما در شرایط بحرانی تصمیمگیری میکردیم. این عوامل تاثیر زیادی بر اعتماد به نفس ما و اینکه چگونه شخصیت و گرایشهای ما شکل گرفتند داشت. اما همچنین شیوه مدیریت و توجه ما به مسائل نیز در این مدت شکل گرفت. شما نمیتوانید در مدت جنگ یک آدم غیر منطقی باشید. - نظر شما درباره جوانان که بخش اعظم جمعیت ایران را تشکیل داده و خاطرهای از زمان انقلاب نداشته و در بهترین حالت خاطرات بسیار اندکی از زمان جنگ به یاد دارند، چیست؟ - این بدان معنا نیست که آنها خود را از انقلاب جدا کردهاند. این نکتهای است که غرب درباره آن اشتباه میکند. بهترین مثال برای این مسأله، حضور جوانان ایرانی در انتخابات اخیر است، جایی که بیش از نیمی از صندوقهای رای به وسیله افراد 30 ساله و یا کمتر از آن پر شدند. این طبیعی است که جوانان دورنماهای چندانی از زندگی نداشته باشند و ما باید آنها را تطبیق داده و اصلاح کنیم. جهان بدون توقف در حال تغییر است و من معتقدم که چیزهای بسیار خوبی در غرب اتفاق افتاده که ما می توانیم از آنها در ایران استفاده کنیم. صرف اینکه ما دارای یک انقلاب اسلامی هستیم به آن معنا نیست که نمیتوانیم از پیشرفتهای ایجاد شده در سایر نقاط جهان استفاده کنیم. - همواره از شما به عنوان یک نوگرای اسلامی نام برده می شود، و شما را با چهرههای تاریخی که سبب پیشرفت کشور شدهاند مقایسه می کنند؛ الگوهای شما در زندگی چه کسانی هستند؟ - فکر میکنم یکی از اشخاصی که تاثیر زیادی بر زندگی من به خصوص زندگی حرفهایم، داشته، شهید دکتر بهشتی باشد. او کسی بود که هم در غرب و هم در شهر مذهبی قم زندگی کرد، او یکی از افرادی بود که بدون تعصب و از روی آگاهی و خردمندانه تعالیم اسلام را فرا گرفت و با ماهیت غرب نیز آشنا بود. علاوه بر اینها شهید بهشتی هم در داخل و هم در خارج شخصیت بسیار جذابی داشت؛ هم چهره و هم سخنان ایشان دلربا بود !!! - شما قصد شفافسازی در دوره مدیریت خود در مقام شهردار تهران را دارید، هر ششماه یکبار گزارشی از پروژههای شهر تهران را ارائه داده و برای پیشرفت پروژهها محدودیتهای زمانی قرار دادهاید. این امر میتواند کاملا طبیعی باشد، اما در ایران، این مورد یک استثنا است. چرا در ایران چنین روشی در مدیریت فراگیر نیست؟ - دلیل اصلی آن است که اقتصاد ما دولتی است و باید آن را خصوصی کرد. سندهای ملی امضا شده و ما در جریان آن هستیم، اما این روند بسیار آهسته است و دولت به طور همزمان به صورت انبوه در بخش تجارت سرمایهگذاری کرده و در عینحال به نظر میرسد که قصد خصوصیکردن سهم خود از اقتصاد را دارد و اینها با هم متضاد هستند. وقتی که دولت برداشتی غلط از اقتصاد دارد، وقتی که دولت با دید سیاسی به اقتصاد نگاه میکند، این مشکلات به وجود میآیند. درباره اقتصاد ما به دلایل و دوراندیشیهای بیشتری نیاز داریم. این دوراندیشیها نه فقط در امور مربوط به خود، بلکه باید مربوط به اموری غیر از آن نیز باشد. به نظر من افزایش بهای نفت یک فرصت طلایی است که نه تنها دولت نمیتواند از آن استفاده کند، بلکه این افزایش بها میتواند تهدیدی برای تولید داخلی به دلیل حجم بالای واردات باشد. وارداتی که به سبب درآمدهای نفتی انجام میشوند. - برخی معتقدند که تحریمها بر اقتصاد ایران تاثیر گذاشته است، آیا اینگونه است؟ - مطمئنا روابط منفی غرب با ما بر اقتصاد ما تاثیر خواهد گذاشت؛ ما نمیتوانیم منکر این قضیه شویم. روابط ما، ما را به سمتی که هماکنون شاهد آن هستیم سوق داده و شاهد دور سوم تحریمها هستیم. اما این مشکلات به واسطه سخنان ما برای برخورداری از حقمان به وجود آمده است. من معتقدم که دنیا باید این مسأله را قبول کند که مسأله انرژی هستهای یک مسأله فنی و حقوقی است ویک مسأله امنیتی و سیاسی نیست. هر چند این نکته روشن است که در مواجهه با غرب و باقی جهان، ما باید این مسأله را بهتر هدایت کنیم. این نکته روشن است که آمریکا خواهان پیشرفت ایران نیست، زیرا پیشرفت ایران با منافع آمریکا در منطقه هماهنگ نیست. اما ما باید فعالیت خود را به بهترین نحو با کمک آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اتحادیه اروپا و سایر نهادهای بینالمللی پیش ببریم و از شتابزدگی بپرهیزیم. - آمریکا، ایران را به حمایت از تروریستها در منطقه متهم میکند. نظر شما درباره نقش ایران در منطقه خاورمیانه چیست؟ - به نظر من نقش ایران در خاورمیانه، نقشی منحصر به فرد است. و این به دلیل مزیتهای ژئوپلیتیکی ماست. مزیتهایی که جمهوری اسلامی ایران و مردم ما دارند. به غیر از اینها ما از مردمی تحصیلکرده و به دور از تعصبهای بیمورد، انقلابی بزرگ و قابلیتهای اقتصادی بهرهمند هستیم. ایران یکی از کشورهای پیشرو منطقه بوده و دموکراسی ما در منطقه منحصر به فرد است. هماکنون آمریکا از کشورهایی در خاورمیانه حمایت میکند که این کشورها اهمیتی به نیمی از جمعیت خود که همان زنها هستند نمیدهند، کشورهایی که دموکراسی و انتخابات در آنها وجود ندارد. و چیزهایی که در این کشورها وجود دارد نه به واسطه خواست مردم، بلکه به سبب تشریفات است. از همینرو این مسأله روشن است که کشور ما بسیاری از قابلیتها و نقشهای خود در منطقه را به طور موازی با چند کشور اندک دیگر به دست آورده است. نکته اول آن است که جهان باید این واقعیت را قبول کند. شما به تروریسم اشاره کردید. درباره عراق، این کشور تحت اشغال آمریکا است و نه ایران. آمریکاییها انتخابات را در این کشور برگزار کرده و دولتی را که برخاسته از این انتخابات بود بر سر کار آوردند، بعد از آن هم ما این دولت را به رسمیت شناخته و به آن کمک کردیم. عراق همسایه ماست، آنها مسلمان هستند، ما زمینههای فرهنگی و سیاسی مشترکی داریم. بنابراین سخنانی که در مورد تروریسم گفته میشود متناقض است. اجازه بدهید مثالی از لبنان بزنم. آیا به راستی حزب الله یک گروه تروریستی است؟ چه کسی عماد مغنیه (فرمانده بزرگ مقاومت لبنان) را ترور کرد؟ اسرائیل در نوار غزه چه میکند؟ آیا در جای دیگری به غیر از غزه وضعیت تروریسم غمانگیزتر از این منطقه است؟ اما با این وجود من فکر میکنم که ایران و آمریکا مسائل مشترک زیادی در خاورمیانه دارند؛ موقعیت ما در منطقه نباید به عنوان یک وضعیت منفی در نظر گرفته شود. ما یک قدرت مثبت هستیم، کشوری هستیم که به طور دوستانه با کشورهای دیگر همکاری میکنیم. - آیا شما پیشرفتی در روابط ایران و آمریکا مشاهده میکنید؟ - از دیدگاه رهبر انقلاب، حضرت آیت الله خامنهای، هیچ کسی نگفته است که برای همیشه بین ما جنگ جریان خواهد داشت. اصلا چنین چیزی نیست. این سیاست منطقی نیست که بگوییم ما هرگز خواهان رابطه نیستیم. در ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که این ما نبودیم که رابطه خود با آمریکا را قطع کردیم، این آمریکا بود که رابطه با ما را قطع کرد. اما هماکنون ما معتقدیم که روابط اگر میخواهد دوباره برقرار شود باید این کار در یک چارچوب منطقی و روشن انجام شود. ما بر سر یک میز نشسته و در سال 2007 درباره عراق مذاکره کردیم. این امر نشانگر آن است که ما میتوانیم درباره مسائل دیگری نیز با آمریکا بر سر یک میز نشسته و گفتوگو کنیم. اما نکته مهم در این باره آن است که ما هیچ پیش شرطی را نمیپذیریم. و این اشاره به همان نکتهای دارد که من در ابتدا عنوان کردم. من معتقدم که غرب باید دیدگاه خود درباره ایران را تغییبر دهد. بسیاری از مقامهای غربی هنوز ما را همانند پیش از انقلاب اسلامی تصور میکنند. آنها باید این اندیشهها را از ذهن خود خارج کنند. در اینجا انقلاب رخ داده و مردم شیوه دیگری را برای خود انتخاب کردهاند و در حال حاضر 30 سال از زمانی که انقلاب به پیروزی رسیده، میگذرد. غرب باید این شیوه جدید را قبول کرده و سپس وارد مذاکره با ما شود. اگر غرب دیدگاه خود را درباره ایران تغییر دهد؛ فرصتهای زیادی برای هر دوطرف به وجود میآید. |
| |||
|
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، طلاب حوزه علميه قم با تجمع در مقابل وزارت امور خارجه و با در دست داشتن پلاكاردهايي با شعارهاي «سكوت هر مسلمان خيانت است به قرآن»، «وزارت خارجه اقتدار اقتدار »، «سازنده اين فتنه اعدام بايد گردد»، «دولت انقلابي اقتدار اقتدار » و «خواسته ما طلاب و روحانيت وزارت خارجه قاطعيت» نسبت به انتشار فيلم ضد اسلامي نماينده افراطي پارلمان هلند اعتراض كردند. | |||
«من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا »
امير سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداكار دين و قرآن، نظامي مؤمن و پارسا و پرهيزكار، سپهبد علي صيادشيرازي امروز به دست منافقين مجرم و خونخوار و روسياه به شهادت رسيد.
اين نه اولين و نه آخرين باري است كه دلي نوراني و سرشار از عشق و ايمان و وفاداري به آرمانهاي بلند الهي، هدف تير خشم و عناد و عصبيت از سوي زمره جنايتكار و فاسدي كه ادامه حيات خود را در خدمتگزاري به دشمنان اسلام دانستهاست، قرار ميگيرد و دستخائن خودفروختهاي، نهال ثمربخش انسان والايي را قطع ميكند. او مانند ديگر مردان حق از روزي كه قدم در راه انقلاب نهادند، همواره سر و جان خود را براي نثار در راه خدا بر روي دست داشتند.
سرزمينهاي داغ خوزستان و گردنههاي برافراشته كردستان سالها شاهد آمادگي و فداكاري اين انسان پاك نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهههاي دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خود گذشتگي او حفظ كرده است. خطر مرگ كوچكتر از آن است كه بندگان صالح خدا را از راه او بازگرداند و عشق به منال دنيوي حقيرتر از آن است كه در دل نوراني شايستگان جايي بيابد، كوردلان منافق بدانند كه با اين جنايتها روز به روز نفرت ملت ايران از آنان بيشتر خواهد شد و خون مردان پاكدامن و پارسا هم چون صياد شيرازي و شهيد لاجوردي بدنامي و سياهرويي آنان را در تاريخ و در دل اين ملت هميشگي خواهد كرد.
و سردمداران استكبار كه با وجود لافزنيهاي ضدتروريستي خود، به اميد آن نشستهاند كه تروريستهاي مزدورشان در ايران اسلامي با شهيدكردن مردان استوار و مقاوم انقلاب، راه تسلط بر ايران اسلامي را هموار كنند. بدانند كه خون شهيدان راه حق، ملت مؤمن ما را راسختر و آشتيناپذيرتر و مقاومتر ميسازد. رحمت و فضل بيكران الهي بر روح شهيد عزيزمان عليصيادشيرازي و لعنت و نفرين خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر ايادي منفور و مطرود استكبار.
اينجانب شهادت اين بنده برگزيده خدا را به ملت ايران به خصوص به ياران دفاع مقدس و ايثارگران جبهههاي نور و حقيقت و به خانواده گرامي و فداكار و بازماندگان محترمش تبريك و تسليت ميگويم و صميميترين درود خود را بر روح پاك او و خون بناحق ريخته او نثار ميكنم.
و السلام علي عباد الله الصالحين
سيد علي خامنه اي
مين و پاي مرتضي...
سعید قاسمی روزی را به خاطر می آورد که به همراه تعدادی از بسیجی های لشگر 27 محمد رسول الله به فکه می رفتند:
فروردین 71، با تعدادی از رفقا برای تبریک عید به منزل شهید «محمد راحت» رفتیم. محمد راحت از بچه های لشکر حضرت رسول بود که در مرحله ی مقدماتی عملیات والفجر یک به شهادت رسیده و جنازه اش تا آن زمان مفقود الاثر مانده بود. میان صحبت ها همسرشان کتاب «رمل های تشنه» را نشانمان داد و پرسید که خوانده ایمش یا نه. و این که طبق صحبت های نویسنده ی کتاب، جنازه شهید راحت باید در خاک خودمان باشد، و اگر این طور است آیا می شود جست و جو کرد و جنازه را آورد، یا اصلا اثری از آن نمانده… و صحبت هایی از این قبیل. البته ما قبلا هم به فکه رفته بودیم، اما چندان جدی نبود. حرف ایشان دوستان را برای یک سفر متفاوت و جدی تر ترغیب کرد.
اردیبهشت همان سال بود که برای سفر مهیا شدیم. تعدادی از بچه های نیروی هوایی سپاه، از جمله مرتضی شعبانی هم همراهمان شدند. او با یک دوربین به قول خودش درب و داغان آمد.
فکه را بعد از ده سال می دیدیم. تجهیزات بچه ها، سنگر ها، موانع و همین طور پیکر های مطهر شهدا این جا و آنجا به چشم می خورد. در این سفر، دویست و هفتاد شهید شناسایی شدند که جز شهید «ضعیف» و شهید «خسرو انور»، ما تلاش خاصی برای پیدا کردنشان نکریدم. همه روی زمین و جلوی چشم بودند.
مرتضی شعبانی دو سه ساعتی از ماجرای تفحص تصویر گرفت. او خود فیلم را مونتاژ کرد در مورد آن فیلم خود این چنین گفت:

اسمش را گذاشتیم «تفحص». بیست دقیقه ای می شد و این شد اولین فیلم تفحص که حدود ده دقیقه اش را هم تلویزیون پخش کرد. این فیلم را حاجی(سید مرتضی آوینی) ندید تا این که روایت فتح مجدداً در ساختمان فعلی پا گرفت. کل مجموعه روایت فتح، یک نمازخانه بود با دو اتاق کوچک. یک ماشین لندکروز هم داشتیم که از بقایای زمان جنگ بود. قبل از ماجرای سفر به خرمشهر و ساخت «شهری در آسمان» بود که یک روز در حوزه ی هنری، فیلم تفحص را نشان حاجی دادیم. اشتباه نکنم آبان ماه بود. حاجی خیلی متاثر شد و سوالات زیادی هم پرسید. این موضوع در ذهن حاجی ماند تا عید سال 72 که آقا مرتضی اصرار کرد که به سمت فکه برویم.
آن سال، لشکر 27 ده پانزده تایی اتوبوس را به صورت یک کاروان به جنوب می برد. آن سال ها کم کم داشت قصه ی بازدید از مناطق جنگی هم پا می گرفت. ما با دو اکیپ از پادگان امام حسن (ع) با این ها همراه شدیم. از همان ابتدای حرکت هم شروع کردیم به مصاحبه و تصویر برداری. راه افتادیم به سمت فکه. بین بچه های روایت، این سفر به «سفر اول فکه» معروف شد.
رمضانی جزئیات را به خاطر نمی آورد. دریغای آن روزها با او همراه است اگر می دانست آن روزها که سپری می شد آخرین روزهای سید مرتضی است حتما بهتر او را می دید اما از آن زمان اینگونه سخن گفت:
چهار پنج روزی آن جا بودیم. هر روز صبح تا غروب می رفتیم فکه و مصاحبه می گرفتیم. شب هم می آمدیم بر قازه برای خواب و استراحت. بچه هاخاطره های عجیب و زیبایی تعریف می کردند و پیدا بود که حاجی خیلی متاثر و امیدوار شده است. متن «انفجار اطلاعات» را هم همان جا نوشت. روز آخر چند تایی عکس هم برای یادگاری گرفتیم. از جمله آن عکس معروف حاجی که خیلی هم از روش چاپ شده، شعبانی چند تایی عکس گرفت که بیشتر دسته جمعی بود. بعد رو کرد به حاجی که «آقا مرتضی، بگذار یک عکس تکی هم از شما بگیرم.» ما با روحیه ی حاجی آشنا بودیم. یا اجازه نمی داد ازش عکس تکی بگیرند یا ادایی در می آورد که عکس خراب می شد. ولی آن روز بلند شد. لباس هاش را تکاند و صاف و مرتب کرد،
خندید و گفت «شعبانی! حجله ای بگیر». مرتضی هم دو تا عکس گرفت؛ یکی عمودی و یکی هم افقی.شد همان عکس هایی که برای حجله اش استفاده کردند.
کمی بعد، هشت یا نه شب بود که راه افتادیم برای برگشتن. شب چهاردهم فروردین تهران بودیم. حاجی کلا از سفر راضی بود، و یک بار شنیدم که به یکی از بچه ها می گفت «از فکه برنامه ای عاشورایی درست می کنم!»
در نمازخانه ی روایت فتح نشسته بودیم. بعد از نماز مغرب و عشا بود که دقیقا یادم هست حاجی رو کرد به بختیاری و گفت « فکه یک روز دیگه کار داره، حالا که این طور شد، بچه ها را جمع کن برگردیم منطقه.» ما تعجب کرده بودیم که حاجی چرا نظرش به این سرعت تغییر کرده و کار را نا تمام می داند. خلاصه اصغر یک تعدادی از بچه ها را خبر کرد. ده، دوازده نفری می شدند که روز چهارشنبه، هجدهم فروردین برای حرکت دوباره توی نمازخانه ی روایت جمع شدند. همان گروه قبلی بودند با دو سه نفر دیگر. از جمله حاج سعید قاسمی و شهید محمد سعید یزدان پرست که همراه حاج سعید آمده بود و ما تا آن روز این بزرگوار را ندیده بودیم، کم حرف بودند، چهره ی نورانی و بشاشی هم داشتند. به قول بروبچه های جبهه، چهره شان نور بالا می زد.
سعید قاسمی یزدان پرست را می شناخت؛ محمد سعید یزدان پرست سی و هفت ماه از جبهه اش را در کردستان گذرانده بود. وقتی سعید قاسمی از آن سفر که به جست و جوی محمد راحت رفته بودند باز آمد و عکس ها و فیلم ها را نشان دوستش داد، در قبال نگاه های مشتاق و اصرار این رفیق عزیز خود، قولی هم داد «باشد. سفر بعدی اگر پیش آمد، خبرت می کنم.» و حالا سفر موعود فرا رسیده بود. بچه ها این میهمان تازه را نمی شناختند. همه برای مصاحبه می آمدند. اما او؟ سعید قاسمی معرفیش کرد و توضیحاتی داد.
شعبانی آن سفر به یادماندنی را روایت می کند:
داخل یک سنگر سوله ای شکل مستقر شدیم. با بچه های تفحص یک جا بودیم. آن جا تا فکه یک ساعتی راه است. یادم نیست ناهار خوردیم یا نه که باران تندی شروع به باریدن کرد. از آن باران های منطقه ی خوزستان که معروف است و سیل راه می اندازد. سنگر را آب گرفت و هر چه را داشتیم خیس کرد. پتوها، قند و چایی، وسایل، حاج قاسم به کمک بچه ها، با یک سطل آب ها را بیرون ریختند و سایل را هم آوردند بیرون و مشغول خشک کردنشان بودیم که هوا دوباره آفتابی شد. هنوز البته لکه های ابر توی آسمان بود. حاجی گفت برویم منطقه. هنوز تا تاریک شدن هوا وقت داریم. راه افتادیم سمت پاسگاه رشیدیه. آن روز حاج سعید و حاج قاسم خاطره هایی گفتند که ضبط کرده ایم و فیلمشان هست. کانال کمیل محور حرفهای آن روز بود. تو راه برگشت. بچه ها سرود «کجایید ای شهیدان خدایی» را خواندند که رمضانی آخر یکی از نوارها ضبط کرد. وقتی نوار را عقب کشید و برای حاجی گذاشت، خوشش آمده بود. گفت «یادتان باشد فردا بگوییم بچه هابخوانند که مفصل تر ضبط کنیم.»
فردای آن روز، کمی بعد از نماز صبح به سمت منطقه حرکت کردیم. صبحانه را توی ماشین خوردیم. حاجی نان و پنیر را خودش لقمه می کرد و دست بچه ها می داد. خاطرم هستم که صبح جمعه بود: بیستم فروردین. هدف آن روزمان قتلگاه بود. جایی که در عملیات والفجر یک. شهدا و بچه های مجروح را آن جا گذاشته بودند تا سر فرصت به عقب منتقل کنند و این فرصت پیش نیامده بود و همه مظلومانه همان جا مانده بودند. بچه ها قرار بود خاطرات و ماجراهای این مکان را تعریف کنند و حاجی اصرار داشت که حتما آنجا را پیدا کنیم تا مصاحبه ها همان جا ضبط شود. خیلی راه نیامده بودیم که بین بچه ها اختلاف شد؛ سر این که قتلگاه کدام طرف است. ناچار دو گروه شدیم و همان طور که پیش می رفتیم، فاصله مان هم از هم بیشتر و بیشتر می شد. اما هنوز گروه بچه ها را می دیدیم و صدایشان را می شنیدیم. رسیدیم جایی که معبر تمام شد. همین جا بود که بین ما و بختیاری و صابری فاصله افتاد. اصغر، گرگی نشسته بود و داشت از یک لنگه پوتین عکس می گرفت و یوسف هم کنارش ایستاده بود. خیلی آهسته راه می رفتیم. حاجی اعتراض کرد که چرا تندتر نمی رویم. حاج سعید گفت: «میدان مین است، باید طمأنینه کرد.» بچه ها تقریبا پا جای پای هم می گذاشتند. دو طرفمان ادوات و تجهیزات رزمنده ها بعد از قریب ده سال هنوز روی زمین پراکنده باقی مانده بود. چند بار اصرار کردم که از لباس ها و پوتین های بچه ها که روی زمین افتاده بود تصویر بگیرم که حاجی می گفت «بریم زودتر به قتلگاه برسیم»
جز یک جا که ستون را نگه داشت و خواست که از راه رفتن بچه ها فیلم بگیرم. کمی از قدم برداشتن حاج سعید و یکی دیگر از بچه ها تصویر گرفتم.

چند ثانیه ای هم از یک گلوله ی آر پی جی که روی رمل ها افتاده بود و کاملا زنگ زده بود، بعد دوربین را چرخاندم سمت شفیعی ها که داشت لای بوته ها را جست و جو می کرد که یک ره با صدای زیاد انفجار روی زمین افتادیم.
از میان حدود سی نوع مینی که در قتلگاه فکه باقی مانده است سید مرتضی پا بر مین و المری گذاشت.
جز حجت اله معارف وند که در ابتدای ستون حرکت می کرد و نیز بختیاری و صابری که چند متری از جمع فاصله داشتند، کسی از ترکش ها بی نصیب نماند.
اصغر بختیاری خود را به جمع رساند و وقتی گرد و غبار حاصل از انفجار فرو نشست، اولین عکسش را گرفت:
متوجه نبودم دارم چه می کنم. حالا هم وقتی عکس های آن روز را نگاه می کنی،
می بینی که وضوح لازم را ندارند.

عکس می گرفتم و جلو می رفتم. در همین حین صدای حاجی را می شنیدم که به مرتضی می گفت: «شعبانی! فیلم بگیر.» بچه ها اغلب ترکش خورده بودند،

اما وضع حاجی و یزدان پرست از همه بدتر بود. مین بین آنها منفجر شده بود و از زیر زانوها تا قفسه سینه شان به شدت مجروح شده بود. پای چپ حاجی هم از بین پاشنه و زانو قطع شده بود و به پوستی بند بود.

چهار پنج تایی عکس گرفته بود که دیدم دیگر نمی توانم. دوربین را دادم دست شعبانی. که او هم چند تایی عکس از آن صحنه ها گرفت. بچه ها از هر چه دم دستشان بود، از چفیه گرفته تا کمربند، استفاده کردند تا جلوی خون ریزی یزدان پرست و حاجی را بگیرند. حتی زیر پیراهن هامان را هم از تن در آوردیم. یزدان پرست از هوش برود، زیر لب ذکر می گفت. دوباری هم بیشتر صحبت نکرد و هر بار هم کمتر از چند کلمه. بار اول موقعی بود که حاج سعید می خواست ترکشی را که گوشه ی چشمش فرو رفته بود در بیاورد که گفت «طوری نیست، بگذارید سر جایش باشد.» اما سعید قاسمی اعتنا نکرد و با دست ترکش را بیرون کشید. مرتبه ی بعد هم از بچه ها خواست کمی جابه جایش کنند، چون به پهلو افتاده بود. گفت که خسته شده.
حالا بچه های ستون دوم که صدای داد و فریاد ما را شنیده بودند به ما ملحق شدند. حاج قاسم گفت که چهار تا نبشی بیاریم. سریع چهار تا نبشی از توی رمل در آوردیم. همان ها که سیم خاردار را روش می اندازند. و بعد با اورکت ها و چند تا چفیه، مثلا دو تا برانکارد درست کردیم.

همه ی این کارها ظرف چند دقیقه انجام شد. یزدان پرست و حاجی را روی برانکاردها گذاشتیم. یزدان پرست دیگر از هوش رفته بود، اما تا آمدیم حاجی را از جایش بلند کنیم. اعتراض کرد که «من را همین جا بگذرید بمونم. می خواهم همین جا شهید بشم.» هنوز به مخیله ی هیچ کداممان نمی گذشت که شهادتی در کار باشد. معارف وند که تو حال خودش نبود،با ناراحتی به حاجی رو کرد که «آقا سید بگذارید کارمان را بکنیم. هر جا مقدر است شهید بشی، شهید می شی.»
چهار نفر برانکارد حاجی و چهار نفر دیگه از جمع ده دوازده نفریمان برانکارد یزدان پرست را بلند کردیم و راه افتادیم. هر چند وقت یک بار، فرصت می شد و کنار برانکارد حاجی قرار می گرفتم. می دیدم زیر سرش خالی است. به واسطه ی حرکت بچه ها و ضعفی که داشت کم کم غلبه می کرد. سرش آرام آرام به عقب متمایل می شد. لحظه های آخر قبل از این که حاجی کلا توی اغما برود. متوجه ذکر هایی بودم که مدام زیر لب تکرار می کرد؛ یا زهرا می گفت. سه بار دعای «اللهم اجعل مماتی شهادة فی سبیلک» را خوانده و بار آخر بود که از روی برانکارد به حالت نیم خیز، بلند شد و گفت: «خدایا گناهانم را ببخش و شهیدم کن.» این آخرین حرفش بود. بعد روی برانکارد افتاد و بی هوش شد.
از میدان مین که بیرون آمدیم. بچه ها، حاجی و یزدان پرست را روی زمین گذاشتند.پریدم داخل ماشین با دو سه تا لگد صندلی را شکستم. شد عین تخت. حاجی و یزدان پرست را روش خواباندیم. حشمت هم سریع نشست پشت فرمان و یک گاز حرکت کردیم سمت بیمارستان. تا بیمارستان یک ساعتی راه بود. توی راه حاج قاسم دهقان سرش را مدام می گذاشت روی سینه ی حاجی و می گفت که هنوز قلبش می زند. تو را به خدا دعا کنید. حمد بخوانید، عجله کنید و از روی امید روایتی را به خاطرشان می آورد: اگر سوره ی حمد را از روی یقین هفت مرتبه خواندید و مرده ای زنده شد متعجب نباشید. حاج قاسم دهقان امید داشت سید مرتضی را یک بار دیگر در شهر ببیند، اما سید داشت آرام آرام از جمعشان فاصله می گرفت.
در فکه کاری ناتمام داشت که می باید انجامش می داد. صدای بچه های گردان کمیل را می شنید که همت را صدا می زدند «حاجی، سلام ما را به امام برسان. بگو عاشورایی جنگیدیم.» و گریه ی همت را که ملتمسانه سوگندشان می داد « تو را به خدا تماستان را قطع نکنید. با من حرف بزنید، حرف بزنید.»
کریم نجوا را می دید که از کنار بچه ها می دوید و می خندید: «بچه ها! دیر و زود دارده، اما سوخت و سوز نداره».... یکی می افتاد، یکی بلند می شد. یک آب می خواست، زمین تشنه بود، آسمان تشنه بود، فریاد عطش کران تا کران را در بر می گیرد... و سید داشت برنامه ی عاشوراییش را می ساخت.
پاسخ به يك فتنه
فيلم فتنه منتشر شد و به همراه خود آتشي از نفرت را ايجاد كرد. نفرتي كه به طور يقين بازخورد هاي آن جنگ تمدن ها را شعله ور مي سازد.
اين فيلم سراسر توهين و با تحريفات بسيار و جدا كردن يك قسمت از آيه و ربط دادن آن به تصاویری که هیچ ارتباطی با آیه ندارد، در صدد مخدوش كردن چهره قرآن بر آمد و بارفتاري نژاد پرستانه نسبت به 57 مليون مسلمان ساكن در قاره اروپا، عمق نفرت خود را نسبت به همزيستي مسالمت آميز اديان اعلام نمود.
1- فيلم وي با آيه اي از سوره انفال شروع مي شود:
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ
تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ
فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿سوره انفال ایات 60 و 61﴾
و سپس با میکس تصاویری از برخورد هواپيما با برج دو قلو مي خواهد به بيننده القا كند كه تخريب برجهاي دو قلوي امريكا به دستور قرآن صورت گرفته است، در حالي كه این تلفیق نامربوط، تنها بی سوادی تهیه کننده و كارگردان آن را به تصویر می کشد. در اين آيه مسلمانان را ترغيب به بالا بردن توان نظامي مي كند نه ترغيب به حمله به تأسيسات دشمن و بيشتر بر قوت بازدارنگي و توازن نظامي تاكيد مي كند. مساله اي كه امروزه در سياست هاي نظامي و عرف بين الملل بسيار بر آن تاكيد مي شود اما تهيه كننده كه گويا غبار نفرت به وي اجازه نداده كه بفهمد اين آيه هيچ ارتباطي با حمله به تأسيسات دشمن ندارد. آيه شريفه درصدد بيان اين نكته است كه حفظ توازن نظامي از تجاوزگري هاي دشمن جلوگيري مي كند و کوچکترین ارتباطی با فیلم های میکس شده ندارد. اگر بخواهيم در كتاب هاي مقدس به دنبال آيه اي باشيم كه پيروانش را ترغيب به نابود كردن دشمن می کند، بايد اين آيه را از پيدا كنيم هنگامي كه يهوه دستور مي دهد:
اما از شهرهای این امتهایی که یَهُوه، خدایت، تو را به ملکیت می دهد، هیچ ذی نفس را زنده مگذار؛ بلکه ایشان را، چنان که یَهُوَه، خدایت، تو را امر فرموده است، بالکل هلاک ساز.»(سفر تثنیه، 20: 10-17.)
و در ادامه داستان میخوانیم که چگونه به شهر های بی دفاع حمله می کنند و مردان و زنان و کودکان اسیر را سر می برند و به آتش می اندازند (سفر تثنیه، 2: 32-37.- سفر اعداد، 31: 9-20 و 32-35. - سفر تثنیه، 3: 3-7.و...)
2- در قسمت دوم فيلم، آيه اي از اوصاف جهنم را مي خواند و با ميكس تصاويري از جنايات وهابيون مي خواهد به بيننده القا كند كه خداوند در همين دنيا اين عذاب را توسط مؤمنين بر سر كفار نازل مي كند:
فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا
نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ
الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِيلاً ﴿سوره نسا ایات 55 تا 57﴾
حال آنكه اساساً اين آيه در باره اوصاف جهنم است و خود مسيحيان هم در كتب مقدسشان آيات شديدي درباره جهنم دارند.
ويلدرز با استفاده از بي اطلاعي غربي ها از آيات قرآن دست به چنين تحريف بزرگي زده و آيات جهنم را به اين دنيا و آنهم عذابي كه توسط مسلمانان بايد بر سر غربي ها نازل شود، تأويل كرده اما كسي كه اندك اطلاعاتي در باره قرآن داشته باشد، دست تحريف گر وي را به وضوح خواهد ديد. حال آنکه این کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان است که دستور سوزاندن دشمنان را صادر می کند:
در این کتاب به فرمان خداوند، كودكان و زنان و حتي گاو و گوسفند و شهرهاي بي دفاع به آتش كشيده مي شوند. در صحيفه يوشع مي خوانيم:
و هرآنچه در شهر بود، از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاك كردند و شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانیدند؛ لیكن نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین را به خزانه خانه خداوند گذاردند.»(یوشع، 6: 20و21و24.)
-۳در ادامه فيلم فتنه، مصاحبه با يك كرد، پخش مي شود كه او مي گويد اگر كسي مرتد شود، بايد اعدام شود. اين در حاليست كه حكم مرتد ريشه در كتاب مقدس دارد. به اين آيه از كتاب مقدس دقت كنيد:
اگر بشنويد مرد يا زني، بت خورشيد يا ستارگان را كه من پرستش آنها را اكيداً غدقن كردم، پرستش كند، مرد يا زن را به بيرون شهر ببرند و سنگسار كنند (تثنيه 14:2-7)
اين حكم مربوط به ارتداد يك شخص خاص بود ولي آيات ديگري نيز در كتاب مقدس مسيحيان وجود دارد كه اگر اهل يك شهر مرتد شدند، تمام اهل شهر از زن و مرد و حتي كودكان و گاو و گوسفندانش را بالكل هلاك كن و سپس تمامي جنازه ها را با غنائم شهر در وسط شهر بريز و به آتش بسوزان (تثنيه فصل 13: 12- 17)
وقتي خداي مسيحيان چنين دستورات شديدي مي دهد چگونه به يك حكم اختلافي در اسلام آنهم با شرايط خاص خود اعتراض مي كنند؟
-۴ در ادامه فيلم، بخش هايش از سخنان آيت الله مشكيني و دكتر احمدي نژاد، آورده شده است كه روزگار طلايي بشريت را در عصر ظهور موعود ادیان را ترسيم مي كنند.
باز هم دست تحريف گر كارگردان "فتنه"، قبل و بعد اين سخنراني را كه اشاره به ظهور منجي دارد، حذف مي كند و مي خواهد به بينندگان غربي القا كند كه رئيس جمهور ايران خود در فكر تصرف جهان می باشد. در حاليكه تمامي اين سخنراني مربوط به عصر طلايي ظهور است و اتفاقی است که به دست موعود ادیان رخ خواهد داد و خود مسيحيان هم آيات متعددي در باره ظهور منجي جهاني دارند و بر خلاف مسلمانان كه معتقد به هدايت اديان ديگر توسط منجي موعود هستند، ايشان معتقد به نابودي تمامي اديان و اقوام توسط منجي هستند و ميگويند دو سوم جمعيت جهان بايد توسط منجي ايشان نابود شوند، تا معدود افراد باقي مانده هزاره خوشبختي را طي كنند.
سزاوار بود به جاي بريدن تكه سخنراني يك خطيب مسلمان به سخنراني جري فارول كشيش اوانجليسيت مسيحي اشاره مي شد كه مستانه نابودي دو سوم جمعيت جهان را در زمان ظهور مجدد مسیح آرزو مي نمايد.
-۵ در ادامه فيلم به احكام زنا و همجنس گرايي در اسلام اشاره شده است. از آنجا كه ويلدرز، سياستمدار هلندي و كارگردان اين فيلم، خود در يك خانواده كاتوليك پرورش يافته، ارجاع وي به 2 آيه از كتب مقدس آنها، براي اينكه تشخيص دهند این حکم ریشه در کتاب خودشان نيز دارد، راهگشاست:
اگر مردي با زني و با مادر آن زن نزديكي كند، هر سه بايد سوزانده شوند. (لاويان 20: 14)
كسي كه همجنس گرايي كند، بايد كشته شود. (لاويان 20: 16)
-۶ كارگردان، سپس تصاويري از زنان در ميان وهابيون را به تصوير مي كشد. گرچه تصاوير انتخابي او به هيچ وجه تصوير يك زن در اسلام نيست اما بهتر است به چند آيه از كتاب مقدس ايشان اشاره كنم:
زن یکبار فریب خورد، پس دیگر ساکت باشد و تعلیم ندهد:
«و زن را اجازت نمی دهم كه تعلیم دهد... بلكه در سكوت بماند زیرا كه آدم اول ساخته شد و بعد حوّا و آدم فریب نخورد بلكه زن فریب خورد.» اول تیموتاوس 2: 11 – 12
نتیجه اینکه به دو دلیل زن حق تعلیم ندارد: 1- دوم ساخته شد، 2- او بود که فریب خورد.
زنان برای مردان آفریده شدند.
«و نیز مرد بجهت زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد» (قرنتیان 11: 9)
فروختن دختر به عنوان کنیز!
یكی از احكام كه در عهد عتیق ذكر شده احكام فروختن دختر به عنوان كنیز است و برای آن قوانینی وضع نموده اند و مسیحیان این احكام را از جانب خداوند می دانند:
«اگر شخصی دختر خود را به کنیزی بفروشد باید در سال هفتم آزاد كند...» (سفر خروج ۲۱)
برتری بی چون و چرای مرد بر زن
«اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است وسر زن مرد» (رساله ی پولس رسول به قرنتیان 11: 3)
-۷ وي در قسمتي از فيلم مصاحبه ساختگي با دختر كوچكي را پخش مي كند كه وي مي گويد يهوديان ميمون و خوك هستند و اين مطلب را به قرآن مستند مي كند.
گرچه جناب ویلدرز نتوانستند چنين آيه اي را در قران بيابد اما بهتر است بداند بنا به نقل انجيل، غير بني اسرائيل سگ محسوب مي شوند و عيسي ابا مي كرد كه به سگان -غير بني اسرائيل-، نان بدهد. در داستانی از انجیل متی می خوانیم:
زنی یونانی و از اهالی فینیقیه سوریه بود، از عیسی خواهش کرد که دیو را از دخترش بیرون کند.عیسی باو فرمود: «بگذار اول فرزندان سیر شوند، درست نیست نان فرزندان را گرفته و پیش سگها بیندازیم.» زن جواب داد: «ای آقا درست است اما سگهای خانه نیز از خورده ریزهای خوراک فرزندان می خورند.» (متی 15: 21 ــ 28)
در تعبيري ديگر حضرت عيسي مسيح، مردم را به دو دسته گوسفندان و بزها تقسيم مي كند. گوسفندان همان مؤمنان مسيحي هستند و بزها غير مسيحيان به شمار مي آيند. از جناب ويلدرز بايد پرسيد جايگاه او در اين ميان كجاست؟ وقتی انجیل داستان بازگشت مجدد مسیح را نقل می کند، می گوید:
وقتی پسر انسان با جلال خود همراه با همه فرشتگان می آید، بر تخت پادشاهی خود خواهد نشست و تمام ملل روی زمین در حضور او جمع می شوند. آنگاه او مانند شبانی که گوسفندان را از بزها جدا می کند، آدمیان را به دو گروه تقسیم خواهد کرد. گوسفندان را در دست راست و بزها را در دست چپ خود قرار خواهد داد. (متی 25: 31 -33)
-۸رشد گسترش اسلام
طبق آمار ادعایی فیلم در هلند سال 1909 تنها 54 مسلمان وجود داشته و در 1990 458 هزار مسلمان و در سال 2004، اين عدد به 944 هزار نفر رسيده است. در ادامه پيش بيني شده با اين روند گسترش اسلام، اروپا يك جامعه اسلامي شود.
اين واقعيتي است كه جامعه اروپا كه از فرهنگ مسيحي زده شده و تهي بودن بي خدايي را لمس كردند، به دنبال يك جايگزين جديد مي گردند و وقتی از تاریکی راه های رفته خسته شدند، نور خداوند را در دین اسلام مشاهده نمودند و طبق آمار روند گسترش اسلام با همین سرعت اروپا طی 50 سال آینده، یک قاره مسلمان نشین خواهد بود. رشد حمله مسيحيان به اسلام نشان از ترس آنها از گسترش اسلام در ميان جوانان غربي دارد؛ چنانكه اين ترس در اين فيلم به وضوح ملموس است.
-۹ نژاد پرستي در فيلم فتنه
در اين فيلم احساس نژاد پرستي ترويج مي شود. تهیه کننده و كارگردان فيلم، يك دست راستي نژادپرست اروپايي است كه تمام وجودش را نفرت از ديگر نژاد ها پر كرده است.
در یک پلان از فیلم رشد آماری مسلمانان (و نه اسلام) در هلند را نشان می دهد که به بهترین شکل گویای انسان ستیزی کارگردان است. در این پلان بلا فاصله پس از نشان دادن جنایات وهابیون، نموداری را نشان می دهد که بیانگر رشد عددی مسلمانان است و به مخاطب تلقین می کند که هر کس که جزو این آمار است، متعلق به همان جنایتکاران است.
این فیلم، نه فیلمی ضد مذهبی که فیلمی ضد انسان است. این فیلم هر فردی را که به غلط یا درست مسلمان نامیده می شود، در معرض خطر تهاجمات نژاد پرستی قرار می دهد و با اتکا به همان قوانین هلند می توان علیه کارگردان اعلام جرم کرد.
-۱۰ ويلدرز حركت هاي افراطي وهابيون را به عنوان نماد اسلام به تصوير مي كشد در حاليكه اين جريان كه وظيفه اي جز ريختن خون ديگر انسان ها و عمدتاً مسلمانان ندارد، هيچ ربطي به اسلام ندارد و اگر اعمال هر جنایتکاری به دين شخص مربوط مي شود، ما خون آشام تر از هيتلر مسيحي نداشتيم. کشیشان مسیحی پر قدرت در دستگاه حکومت نازی فعالیت داشتند و يا تاريخ هيچگاه جنايات پاپ ها و مبشرین مسیحی در سوزاندن و توبه دادن دانشمندان و بردگی کشاندن قاره آفریقا را فراموش نمي كند.
زدن همهی مسلمان با یک چوب واقعاً در ماهیت چه فرقی با روش تکفیرکنندگان متعصب مذهبی دارد؟ این هم مصداق از آن سوی بام افتادن است. بین جامعهی مسلمانان -با همهی کمی و کاستیهايش- با مشتی فناتیک مذهبی فرق و فاصله هست.
-۱۱ خطکشیدن بین جامعهی غربی "متمدن" و جامعهی اسلامی "بربر"، نشانی است از بیدانشی در حوزهی تاریخ. تا انسان بوده، انسانها از هم تأثیر گرفتهاند و از هم آموختهاند. آيا هلند در چند قرن قبل، ساكناني جز قبايلي بيابانگرد و وحشي داشته و همچنانكه مردم چين از مغول ها هراس داشتند، مردم متمدن رم و تركيه، شب و روز از ترس حملات اين اقوام بربر در هراس بودند. چنانچه گوستابلوون می گوید غرب فراموش کرده اگر مسلمانان و تمدن عظیم اسلامی نبود، تا 500 سال دیگر هم در توحش خود به سر می برد.
-۱۲ نتیجه ای که ویلدرز از فیلم می گیرد این است که كه قرآن كتابي فاشيستي است.
ما تمام اديان را دين محبت مي دانيم ولي اگر بنا باشد در ميان كتب مقدس، كتابي را فاشيستي بدانيم، با توجه به آياتي كه ويلدرز از قرآن انتخاب كرده و آياتي كه ما از كتاب مقدس بيان كرديم، كدام كتاب را بايد فاشيستي خواند؟
بهتر است به جناب ويلدرز و پاپ كه در سخنراني سال قبل اسلام را دين خشونت معرفي كرد، ياد آوري شود، كسي كه خانه اش از شيشه است، نبايد به خانه ديگران سنگ اندازي كند.
رجانیوز
|
رئیس مجلس شورای اسلامی ضمن محکوم کردن اهانت به مقدسات اسلامی در اروپا، از ملت های مسلمان به ویژه ملت ایران در خواست کرد برای تنبیه این اقدامات کشورهای اروپایی از خرید کالاهای ساخت این کشورها خودداری کنند.
گزارش خبرنگار پارلمانی مهر ، غلامعلی حدادعادل در آغاز اولین جلسه علنی مجلس در سال جدید با تبریک سال نو به ملت ایران ابراز امیدواری کرد امسال سال پر برکت و سرشار از موفقیت و سرافرازی برای مردم ایران باشد. وی با اشاره به اعیاد ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) در نوروز یادآور شد این اعیاد بر مبارکی این سال افزود. حدادعادل با اشاره به نامگذاری سال 87 به عنوان سال نوآوری و شکوفایی توسط مقام معظم رهبری تصریح کرد: این نامگذاری از چند جهت تناسب دارد، یکی از جهت اینکه ملت انقلابی اصولا برای نوآوری وشکوفایی انقلاب کرده است نوآوری و شکوفایی هدف ملت ایران از انقلاب بود و جزء لوازم ذاتی این انقلاب است. رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: ملت برای شکفته شدن وتحول انقلاب کرده واین تحول به تمام شئون باید همواره جاری و ساری باشد به خصوص که پس ازگذشت 30 سال ازپیروزی انقلاب اسلامی همچنان به انقلاب خود وفادار است و از آن پشتیبانی می کند و حتی بیش از روز اول قدر انقلاب را می داند. وی گفت: نوآوری و شکوفایی پیام آشکاربهارنیزهست بهارجلوه نوآوری وشکوفایی است و مقام معظم رهبری از ملت و مسئولان خواستند که همان نوسازی و نشاط طبیعت را در اداره کشور نشان دهند. حداد عادل ادامه داد: ما در همه امور باید برای نوآوری فکر کنیم ما هم در مجلس باید ببینیم چه کارهایی می توانیم انجام دهیم که بهتر از کارهای انجام شده باشد.وی تصریح کرد: شکوفایی باید در همه عرصه ها دیده شود خصوصا در نسل جوان که استعداد و شکوفایی بیش از همه دارند. رئیس مجلس اظهار داشت: مقام معظم رهبری در پیام خود ضمن تاکید بلیغ بر نوآوری و شکوفایی بر ضرورت پرهیز از شتاب زدگی در نظر گرفتن خرد ورزی و خردمندی تاکید کردند. حدادعادل افزود: این نشان می دهد باید در نوآوری تعقل کرد، نوآوری که شتاب زده و به دور ازخردمندی باشد مضر است و ویران کردن سنت های پسندیده به نام نوآوری شتاب زده چیزی نیست که مقام معظم رهبری از ما می خواهند. نوآوری همراه با خردمندی باید باشد. وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در 24 اسفند سال 86 یادآور شد: خوشبختانه ملت ایران با حضور پرشور، باشکوه خود برگ زرین دیگری بر افتخارات خود افزودند و یک بار دیگر جلوه معنوی و اسلامی مردم سالاری را به نمایش گذاشتند واین به رغم بدخواهان و دشمنان ملت بود که حضور مردم را نمی خواستند و حتی از مردم با التماس و خواهش درخواست می کردند در رسانه ها که مردم در انتخابات شرکت نکنند. وی ادامه داد : اما ملت ما بر سر همان عهدی که امام و شهدا و رهبری بسته اند پایبند بودند و با حضور در پای صندوقها باعث عزت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران شدند. رئیس مجلس تصریح کرد: بنده به عنوان یک نماینده از جانب مجلس شورای اسلامی از همه از جمله مسئولان انتخابات و همه آنهایی که برای انتخابات زحمت کشیدند، تشکر می کنم.وی ابراز امیدواری کرد که مرحله دوم انتخابات نیز به خوبی برگزار شود و شاهد یک مجلس دقیق در دوره هشتم باشیم که بتواند در خدمت ملت باشد. حداد عادل همچنین از زحمات همه کسانی که برای برگزاری انتخابات سالم تلاش کردند از جمله وزارت کشور و شورای نگهبان، تشکر کرد. وی گفت: ممکن است در چنین فعالیت گسترده و عظیمی چند جایی هم اشکال وجود داشته باشد که طبیعی است و توجه خواهد شد در آینده این اشکالات مختصر هم نباشد، اما در مجموع انتخابات خوب و کم حاشیه ای بود و ما تجزیه و تحلیل نتایج این انتخابات را به آینده موکول می کنیم. رئیس مجلس همچنین از زحمات فرماندهان و ماموران نیروهای انتظامی به خاطر تلاش در برقراری امنیت در تعطیلات نوروز سپاسگزاری کرد و افزود: خوشبختانه شاهد بودیم آمار تصادفات و تلفات جاده ها علی رغم رشد سفرهای نوروزی کاهش داشت و این نشان می دهد با مدیریت خوب می توان از ضایعات و نابسامانی ها جلوگیری کرد، وظیفه داریم از نیروی انتظامی، وزارت راه و ترابری، وزارت بهداشت ودرمان خصوصا مسئولان فوریت های پزشکی (اورژانس) تشکر و قدردانی می کنم. وی با تشکر ازمسئولان سازمان گردشگری و میراث فرهنگی تاکید کرد: باید در یک کلمه از همه کسانی که از تعطیلات خود استفاده نکردند در ایام تعطیلات کار کردند و زحمت کشیدند تشکر کنیم که برای آسایش ملت رنج بردند. حداد عادل در بخش دیگری از سخنان خود به اقدامات خصمانه و نابخردانه در اورپا در اهانت به مقدسات اسلامی اشاره کرد و گفت: نمونه اخیر آن فیلمی است که گفته می شود یکی از نمایندگان مجلس هلند در اهانت به مقدسات اسلامی ساخته است. وی تاکید کرد: ما از این رفتارهای نابخردانه تعجب می کنیم و باید بپرسیم که چه شده که در این سالهای اخیر حملات غرب به مقدسات مسلمانانه به این شکل خشن و زشت ظاهر شده است. کتاب می نویسند، فیلم تهیه می کنند، کاریکاتور می کشند و از همه امکانات رسانه ای برای تضعیف و تحریف اعتقادات مسلمانان و اهانت به مسلمانان استفاده می کنند. رئیس مجلس این رفتارهای غیر منطقی را نتیجه بیداری اسلام دانست و گفت: به علت وحشتی که در دل استعمار گران از بیداری اسلامی پدید آمده اینطور واکنش نشان داده اند ، از روزی که مسلمانان با امواج بیداری خود خواستند از غرب زدگی برگردند ، جامعه خود را بر اساس اسلام اداره کنند ، حکومتشان اسلامی باشد ، سرنوشتشان را خودشان تعیین کنند و ثروت های خود را در اختیار بگیرند شما می بینید که با حالت عصبی زشتی به مسلمانان اهانت می کنند. حداد عادل اظهار داشت: مطمئنا هیچ نتیجه ای از این رفتارهای نامعقول نخواهند گرفت بلکه مسلمانان بیدارتر ومتحد تر خواهند شد، این رفتارها زشت ترین نوع تهاجم فرهنگی است و آشکارترین نمونه نقض حقوق بشر است. وی تاکید کرد : بهترین واکنش جهان اسلامی تحریم اقتصادی کشورهایی است که اجازه اهانت به مقدسات اسلامی بدهد، ما باید از این جایگاه مجلس به عنوان نمایندگان ملت ایران در کشور خود و در جهان اسلام این پیام را تبلیغ کنیم که در کشوری و هر دولتی اجازه اهانت به مقدسات اسلامی داد توده های مردم از خرید کالاهای ساخت آن کشور خودداری کنند این بهترین تنبیه کسانی است که به حقوق مسلمانان تجاوز می کنند. رئیس مجلس گفت: مطمئنا از آنجایی که غربی ها بند درم ودینار هستند و پول برای آنان حرف اصلی را می زند وقتی اقتصاد خود را در خطر ببینند از این راهی که در پیش گرفتند بر می گردند این اهرمی است که استفاده از آن احتیاجی به تصویب هیچ مجمع جهانی ندارد و فقط توده های مردم باید آگاه باشند هدایت شوند و کالهای کشورهای اهانت کننده را تحریم کنند. وی در پایان ابراز امیدواری کرد ملت ایران و ملت های مسلمان پاسخی در خور این رفتارهای خشن و نابخردانه و غیر انسانی بدهند. | |
استراژي ما در برابر فيلم فتنه
محمد کاشاني*
رشد اسلام گرايي در اروپا مسيحيان تندرو را بر آن داشته تا دست به حملات توهين آميز و ناجوانمردانه نسبت به اسلام بزنند. سلسله حملات منسجمي از سخنراني توهين آميز پاپ تا كاريكاتورهاي دانماركي و امروز هم فيلم موهن "فتنه" و فيلم بعدي كه در راه است. (كارتون هجو آميزي در باره يكي از زنان پيامبر اسلام) همه و همه نشان از ترس مسيحيان تندرو از گسترش اسلام در اروپا است.
در موارد قبل، جوشش و عشق مسلمانان به پيامبر مهرباني ها، آنان را بر آن داشت تا به خيابان ها بريزند و اعتراض خود را به اين اقدامات توهين آميز نشان دهند ولي چنان كه افتد و داني اين واكنش ها اثر چنداني نداشت و فقط حساسيت و عشق مسلمانان را نسبت به پيامبرشان نشان مي داد و در طرف مقابل هر كسي كه دچار شهوت شهرت بود، قلمي به دست گرفت و طعني به اسلام زد، شايد در قبال اين توهين به نان و نوايي برسد.
اين بار گريت وايلدرز نماينده پارلمان هلند با ساختن فيلم كوتاه فتنه و تلفيق قرآن با اعمال تروريستي وهابيان -كه وظيفه اي جز ريختن خون ديگر مسلمانان ندارند-، خواست نشان دهد اسلام با تروريست برابر است و خواستند به بهانه دفاع از آزادي بيان، سنگي به قامت رعناي اسلام بزنند غافل از آنكه چراغي را كه ايزد بر فروزد، هر آن كس پف كند ريشش بسوزد.
مهمترين سوالي كه اكنون با آن روبرو هستيم اين است كه واكنش مسلمانان نسبت به فيلم فتنه بايد چگونه باشد؟
آيا باز هم لازم است كه به خيابنها بريزند و پرچم هلند را به آتش بكشند و خشم خود را از اين كار غيراخلاقي و غيرانساني هلندي ها نشان دهند؟ و یا بايد به انتظار محكوميت مجامع حقوق بشر بشينند و دست بر روي دست بگذارند؟ و يا راه سومي هم وجود دارد تا هم مسيحيان افراطي نتوانند لذت توهين به بيش از يك مليارد و نيم مسلمان را احساس كنند و هم از تكرار چنين توهين هايي كه نتيجه اي جز جنگ تمدن ها به بار نخواهد آورد جلو گيري شود؟
آن راه سوم چيست؟
تاريخ تكرارپذير است. اگر خود را در موقعيت اول انقلاب و حمله عراق به ايران قرار دهيم، دشمن متجاوز، ناجوانمردانه، حمله اي سنگين به ايران را آغاز كرد و در مقابل اين حمله 3 نوع پاسخ داده شد.
پيشنهاد اول از طرف بني صدر ارائه شد و خائنانه دست بر روي دست گذاشت. "زمين" را به "زماني" كه هيچگاه به دست نياورد، فروخت و به التماس محكوميت مجامع جهاني وقت گذراند.
راه حل دوم افرادي بودند كه به خيابانها ريختند و پرچم عراق را به آتش مي كشيدند.
اين دو راه حل مشكلي را حل نكرد و تنها راه حل سوم پاسخ داد و آن هم شيرمرداني كه برخاستند و پاسخ هر گلوله اي را با گلوله اي و هر موشكي را با موشكي دادند تا دشمن را عاجزانه بر سر جاي خود نشانيدند.
امروز ما درست در همان موقعيت قرار داريم دشمني مجهز با تمام تجهيزات حمله اي سنگين به مقدسات ما را آغازيده است. ما در برابر اين دشمن چه باید كنيم؟ آيا به روش بني صدر به انتظارمحكوميت مجامع حقوق بشر بنشينيم و زمين را به زمان بفروشيم و يا به مانند كاريكاتور هاي دانمارك به خيابان ها بريزيم و پرچم هلند را به آتش بكشيم؟ و يا راه حل سوم را پيش بگيريم و هر حمله اي را به حمله اي متقابل پاسخ دهيم و هر توهيني را پاسخي دندان شكن دهيم.
البته اين مسلم است كه آيين ما، اجازه توهين به مقدسات ديگران را نمي دهد و نمي توانيم و نبايد به مقدسات مسيحيان تندرو توهين كنيم ولي آيا نمي توان واقعيت هاي كتاب مقدس موجود مسيحيان را هم به تصوير كشيد؟
اگر به خاطر يك آيه جهاد كه در شرايطي كاملاً انساني وضع شده به ما تهمت تروريست بودن مي زنند، خوب است بدانيم در كتاب مقدس موجود مسيحيان، خشونت هاي چندش آوري وجود دارد كه قلب هر انساني از شنيدن آن به درد مي آيد. هنگامي كه به فرمان "يهوه" به شهرها حمله مي كنند و كودكان و زنان را به آتش مي كشند و كودكان شيرخواره مقابل چشم مادران سر بریده می شوند و ميليونها انسان، به خاطر تصاحب زمينشان، بدين طريق نابود مي شوند.
آيا به تصوير كشيدن اين خشونت ها كه از واقعيت هاي كتاب مقدس مسيحيان است، پاسخ مناسبي به توهين کنندگان مسيحی- صهیونیسم نيست؟
اگر ما به خاطر وجود آيه جهاد كه فقط در شرايط ميدان جنگ وضع شده، تروريست هستیم، پس بايد نام اين نسل كشي هاي مليوني كتب مقدس را چه بنهيم؟
مناسب است به چند نمونه از اين موارد در كتاب مقدس اشاره شود:
به دو نمونه از زنان اجتماع توجه فرمائيد ارزش آنان را بسنجيد و بگوئيد كداميك برترند: آيا يك زن با حجاب كه در پوشش ايمان درآمده و لباس اسلام به تن كرده و خود را به روپوش كرامت و شرف آراسته و خشنودى خدا را جلب كرده و به درجات بهشت نائل گرديده و شخصيت واحترام و پاكدامنى را در خود افزايش داده به طوریكه وقتي انسان به او نگاه ميكند چيزى جز حجاب و چادر نمى بيند، و اصلاً نمى داند كه آيا او جوان است يا پير؟ زشت است يا زيبا؟ او زنى است كه به دينش پاى بند است و نگهبان شرافت و متمسك به اسلام خويش مى باشد و از پستى اِباء دارد و از بى حجابى و خود نمايى پاك است و از فساد و انحراف دورى مى گزيند، برتر است... يا يك زن بى حجاب يا بد حجاب كه لباس حيا را از تن بيرون آورده و روپوش ايمان را كنده و فرمان قرآن را مخالفت كرده وبى بند و بارى و خودنمائى را مانند زنان جاهليت قديم پيش گرفته و به زنان يهودى و مسيحى شبيه شده و عظمت و شخصيت خود را از دست داده و بدنش را نمايان و صورت و دستها و زينتهاى بدنش را آشكار ساخته، نظر بدكاران را به خود جلب كرده و چشم خيانتكاران را بر خود خيره نموده و بدنش را مانند كالایى در بازار در معرض نمايش گذاشته و در معرض ديد همگان قرار داده چه بسا او را مسخره و بيچاره كنند و عفّت او را از بين ببرند و شرافت خود را از دست بدهد و در كرامت خويش زيان ببيند و در بدبختى و بيچارگى و بدحالى قرار گيرد. زيرا همه اينها در اثر بى حجابى و بدحجابى بر او پيش مى آيد.
انشاالله زیر سایه اقا امام
زمان (عج) ومقام معظم رهبری
سالی پربرکت داشته باشید.
یاحسین