|
|
|
دولت نهم به خاطر آرمان ديني سختي هاي داخلي و خارجي را تحمل مي کند |
|
پنج شنبه صبح در حالي سخنراني دكتر احمدي نژاد در ششمين اجلاسيه سراسري اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و علماي بلاد به پايان رسيد که رضايت از طرح مسائل ديني و انقلابي در سخنان رئيس جمهور را مي شد در چهره آنان ديد.
به گزارش رجانيوز، رئيس جمهور در سخناني مبسوط که برخي علما اعتقاد داشتند بايد آن را در شبکه هاي سراسري صداوسيما پخش کرد، به تشريح اوضاع داخلي و خارجي كشور و مهمترين دستاوردهاي دولت نهم در عرصههاي مختلف پرداخت.
|
|
|
|
ميخواهند از مردمي كه به اين دولت رأي دادهاند، انتقام بگيرند |
|
دکتر احمدي نژاد در دومين جلسه دانشجويي که از ابتداي سال در تالار شهيد بهشتي نهاد رياست جمهوري حضور مي يافت، حدود 4 ساعت به گفت و شنود با سرسخت ترين حاميانش در انتخابات رياست جمهوري 84 نشست.
به گزارش رجانيوز، در اين برنامه که از ساعت 21 دوشنبه شب آغاز شد و تا ساعت يک بامداد ادامه يافت، رئيسجمهور پس از شنيدن پرسش ها و انتقادات دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) مقدمه اي درباره آرمانخواهي دولت و شخص خود بيان کرد تا دانشجويان حاضر در جلسه مطمئن شوند وي جزء معدود مديران ارشدي است که 3 سال پس از آنکه بالاترين جايگاه اجرايي کشور را در اختيار دارد، هنوز آرمانخواه است و بروکراسي فلج کننده، او را محافظه کار نکرده است.
وي با ابراز خوشحالي از اينكه دانشجويان روحيه آرماني را در حد بالا و با صداي بلند مطالبه ميكنند، تأكيد كرد: هيچ مانع، فشار و نوساني نبايد ما را از آرمانهاي بلند انقلاب ذرهاي پايين بياورد و البته به خاطر آرمان خواهي و اصول گرايي هزينه داده ايم.
دكتر محمود احمدينژاد در سخناني از مواضع اصولي و آرماني دانشجويان ابراز خرسندي كرد و آنان را به ادامه اين مسير سخت فرا خواند و تصريح كرد: در 3 سال اخير همه تلاش خود را صرف كردهام تا آرمانخواهي را در تمامي بخشها در بالاترين سطح نگه دارم.
وي با اشاره به اينكه همه هياهوها و جنجال ها عليه دولت در داخل و خارج كشور به خاطر ايستادن بر بالاترين نقطه آرمانخواهي است، گفت: سنگينترين ايراد را به دولت در بخش اقتصادي وارد ميكنند و اين در حالي است كه در دورههايي وضعيت اقتصادي بسيار نابسامان بوده است اما چندان حمله و انتقادي از آنها نميشد. آيا فكر ميكنيد اين همه هجمه سنگين عليه دولت واقعاً به خاطر برخي مشكلات اقتصادي است يا به دليل اين است كه دولت به هيچ عنوان حاضر نيست از پيگيري آرمانها صرف نظر كند. مطمئن باشيد اگر حاضر ميشديم ذرهاي از آرمانها كوتاه بياييم، به شدت مورد تعريف و تمجيد قرار ميگرفتيم.
دكتر احمدينژاد تأكيد كرد: عليرغم همه فشارها سرسوزني از مباني و آرماني كه مطرح كردهايم، كوتاه نيامدهايم. بايد به اين اصل توجه داشت كه هر كس در مسير حق ايستاد، بايد فشارها را به جان بخرد و اينطور نيست كه خيال شود، ميتوان روي اصول ماند ولي هزينهاي نپرداخت.
وي با اشاره به كساني كه در رسانههاي خود مدام از مشكلات اقتصادي مينالند، افزود: بدانيد ادعا و مشكل آنها مشكل اقتصادي نيست؛ براي اينكه در دوران دولت هاي پيشين از تصميمات اشتباه و غلط اقتصادي دفاع ميكردند.
رييس قوه مجريه در ادامه تصريح كرد: تاكنون در يك مقاله، تئوريهاي واقعي دولت نهم مورد نقد علمي واقع نشده است.
رئيسجمهور با اشاره به برخي انتقادها و هجمهها به دولت تصريح كرد: در مقطعي چنين ادعا كردند كه دولت اهل مشورت با كارشناسان نيست؟! اين در حالي است كه مقدار زماني كه اين دولت تنها براي شركت در جلسات و كميسيونهاي مجلس گذاشته است، چند برابر گذشته و تذكرات و سوالات مجلس از اين دولت 2 برابر 16 سال قبل بوده است. عدهاي كه مدعي هستند تصميمات دولت كارشناسي نيست، يك بازي تبليغاتي به راه انداخته اند تا افرادي را از درون دولت به تمرد وادار كنند.
دكتر احمدينژاد با بيان اينكه در بودجه 87 توسط مجلس هفتم 11 هزار ميليارد تومان به سهم بودجه جاري و مصرفي اضافه شده است، گفت: جالب اينكه كساني اين مبلغ را به سهم بودجه جاري افزودند كه مدام در سخنان و مصاحبههاي خود نقدينگي را باعث افزايش تورم عنوان ميكنند.
وي با تأكيد بر اينكه دولت هزينههاي جاري را به شدت محدود و فشرده كرده است، اظهار داشت: تاكنون چنين معمول بوده است كه دولتها بودجه عمراني را كم مي كردند و بودجه جاري را بالا ميبردند اما امروز در دولت نهم برعكس اين عمل ميشود.
رييس جمهور خلق پول و نحوه توزيع منابع را موجب تورم دانست واظهار داشت: دولت جلوي اين كار را گرفته است.
وي طرح بنگاههاي زودبازده را از بهترين و مهمترين اقدامات دولت برشمرد و گفت: كشوري كه 3 ميليون بيكار داشته است، لازم بود بنگاههاي زودبازده را فعال نمايد و بر اين اساس دولت در يك سال گذشته يك ميليون شغل قطعي ايجاد كرده است، اما به دروغ با اخبار و گزارشهاي جعلي، اين طرح موفق را باعث تورم عنوان ميكنند.
دكتر احمدينژاد خاطر نشان كرد: در قانون برنامه به صراحت تكليف شده است كه بايد سود بانكي تك رقمي شود ولي با اين حال وقتي دولت اجراي همين قانون را در دستور كار خود قرار ميدهد، با عناويني چون كاهش دستوري سود و غيره، به دنبال فشار بر دولت هستند.
رئيس قوه مجريه با تأكيد بر اينكه مهر ماه سال گذشته تغيير و تحولات بزرگي را در عرصه بازار جهاني مواد غذايي و كشاورزي پيشبيني كرديم و براي تنظيم بازار داخلي لايحه يك ميليارد و 200 ميليون دلاري به مجلس هفتم ارائه كرديم، خاطر نشان كرد: با مجلس پيشين جلسه گذاشتيم تا اين لايحه هر چه زودتر به تصويب برسد، اما با 6 ماه تعلل از سوي مجلس، به دليل افزايش قيمت هاي جهاني، بيش از 2 هزار ميليارد تومان به كشور ضرر وارد شد.
دكتر احمدينژاد در عين حال تأكيد كرد: به فضل الهي دولت بر همه مشكلات غلبه خواهد كرد.
رئيسجمهور در بخش ديگري از سخنان خود در جمع دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) با تأكيد بر اهميت حوزه فرهنگ اظهار داشت: سهم فرهنگ در كل بودجه ساليانه دولت بيش از 3 برابر شده است و ادبيات دولت، ادبيات فرهنگي است ولي بعضاً انتظارات ما از بخشهاي عملياتي محقق نشده است و البته بايد توجه داشت كه همه حوزههاي فرهنگي در اختيار دولت نيست. ضمن اينكه تأثير اقدامات فرهنگي، تدريجي است و در درازمدت نمايان ميشود.
دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه عدهاي اصرار دارند تا دولت را به عرصههاي بحرانزا بكشانند، گفت: ميخواهند توان دولت را در بازيهاي مقطعي هدر دهند ولي دولت بيتوجه به اين بازيها، به حوزههاي مختلف، نگاه راهبردي و استراتژيك دارد.
وي با تأكيد بر اينكه مردم بر روي اصول و آرمانها محكم ايستادهاند و اين ذائقه مردم نيست كه عوض شده است، اظهار داشت: متأسفانه ذائقه برخي خواص تغيير كرده است و وقتي اين ذائقه عوض شد، دستگاه گيرنده در مقابل پيام حق ايستادگي ميكند.
رئيسجمهور تأكيد كرد: تئوري دولت بر پايه «عدالت و الگوي اسلامي- ايراني» است و همه بخشهاي آن روشن است.
رئيس قوه مجريه با اشاره به اينكه دولت در موضوع پيگيري عدالت تنها است، گفت: به فضل الهي و ايستادگي مردم و رهنمودهاي مقام معظم رهبري از همه مشكلات عبور مي كنيم؛ گر چه امسال سختترين سال هجوم به دولت خواهد بود و دشمن به طور همه جانبه فشار خواهد آورد تا از مردمي كه به اين دولت رأي دادهاند، انتقام بگيرد.
دكتر احمدينژاد تأكيد كرد: در اراده من نسبت به پافشاري بر روي اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي نه تنها سر سوزني تزلزل ايجاد نشده، بلكه اراده ام براي مقابله با ضدارزشها چندين برابر قبل شده است.
رئيسجمهور اضافه كرد: هنوز همه آرمانها را روي ميز نياوردهايم كه اينقدر در داخل و خارج كشور و عرصههاي بينالمللي عصباني شده اند.
وي برپايي آرمانها و اصول انقلاب اسلامي را مستلزم تحمل فشارهاي سخت و طاقتفرسا دانست و اظهار داشت: خيال نكنيد برپايي آرمانها به سهولت قابل دسترسي است. اگر به اين سادگي بود حاكميت امام علي(ع) كه تجلي اسماء الهي است، موفق ميشد. بايد به امام علي (ع) تأسي كرد، خون دل خورد و فداكاري نمود. بدانيد هر جا پرچم حقطلبي واقعي برافراشته شده، همه شمشيرها عليه آن بلند بوده است.
رئيسجمهور با تأكيد بر اينكه كليد تحولات جهاني زده شده است، گفت: مديريت امروز جهان در اختيار هيچكدام از سازمانهاي بينالمللي نيست و مانند بازي دومينو فروپاشي نظام هاي جهاني آغاز شده است و بعيد نيست كه شاهد شورشهاي سنگين اجتماعي در جهان باشيم و اين همه در حالي است ادبياتي كه از سوي جمهوري اسلامي ايران در مجامع جهاني مطرح ميشود، به شدت مورد استقبال قرار گرفته است.
بر اساس اين گزارش، در ابتداي اين نشست 10 نفر از حاضران به نمايندگي از دانشجويان به بيان سوالات و ديدگاهها خود در عرصههاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نيز مشكلات صنفي پرداختند.طرح جامع براي تربيت نيروهاي مكتبي و متعهد، طرحهاي دولت براي مظلوميتزدايي از عرصه فرهنگي، علت تغيير برخي وزراء، ساماندهي اقتصادي و... از جمله مباحثي بود كه از سوي دانشجويان مطرح شد.
|
|
تب فراگیر احساس تکليف! برای حضور در کمیسیون امنیت ملی |
|
حذف برخی نمایندگان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هفتم از ترکیب این کمیسیون در مجلس هشتم، باعث اعتراض این افراد شده و تب فراگیر احساس مسئولیت برای حضور در این کمیسیون هنوز فروکش نکرده است.
به گزارش رجانیوز، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس پرمشتری ترین کمیسیون در نام نویسی اولیه نمایندگان بود، به طوری که به رغم ظرفیت 23 نفره این کمیسیون، بیش از 50 نفر برای حضور در آن ثبت نام کردند.
در مرحله نخست هیئت رئیسه تلاش کرد با رایزنی، برخی ثبت نام کنندگان را نسبت به انصراف متقاعد کند که با بی نتیجه ماندن این اقدام، براساس ماده 47 آیین نامه داخلی مجلس، قرار شد افراد متقاضی در جلسهاي با دعوت نایب رئيس مجلس با حق راي و شركت روساي شعب با رعايت اولويتهايي مانند تخصص، تجربه و سابقه عضويت در آن كميسيون و با رأي مخفي تعيين شوند.
بنا بر این گزارش، درخصوص کمیسیون امنیت ملی نیز این فرآیند طی شد و چهارشنبه گذشته هر یک از متقاضیان در حضور رؤسای شعب به بیان سوابق و تخصص های خود پرداختند.
با این حال، پس از رأی گیری و مشخص شدن ترکیب کمیسیون امنیت ملی، تعدادی از متقاضیان بازمانده، اعتراض کرده و در جلسه ای با حضور رئیس و نواب رئیس مجلس هشتم تقاضای تجدیدنظر مطرح شد اما این درخواست با 10 رأی مخالف رؤسای شعب مورد تأیید قرار نگرفت.
متعاقب اعتراض مجدد بازماندگان از حضور در کمیسیون امنیت ملی، رؤسای شعب برای آخرین بار بعدازظهر امروز سه شنبه تشکیل جلسه داده اند تا درخصوص ورود برخی اعضاء کمیسیون امنیت ملی در مجلس هفتم تصمیم گیری کنند.
این در حالیست که در صورت توافق برای ورود این افراد باید برخی اعضایی که روز گذشته به عنوان عضو کمیسیون معرفی شدند، کناره گیری کنند که این مسئله می تواند به دامنه دار شدن اعتراضات و تأخیر در آغاز به کار کمیسیون ها و فعالیت تخصصی مجلس منجر شود.
کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی معمولاً در تمام مجالس، محبوب ترین کمیسیون بوده است. اعضاء این کمیسیون در طول مدت نمایندگی به فراخور وظایف کمیسیون به سفرهای خارجی متعددی اعزام می شوند.
گفتني است روز گذشته قدرت عليخاني پس از کنارگذاشته شدن از کميسيون امنيت ملي در راهروهاي مجلس فرياد مي زد مرا از کميسيون بيرون کردند. وي در پاسخ به يکي از نمايندگان که از وي پرسيد به کدام کميسيون خواهي رفت، گفت جايي نمي روم! |
|
رقابتي كه شايد بيش از يك سال طول بكشد |
|
گروه سیاسی- كميل نقي پور: حسين مرعشي سخنگوي حزب كارگزاران روز گذشته در گفتگو با خبرگزاری فارس با طبيعي دانستن اجماع اصلاح طلبان بر سر كانديداتوري محمد علي نجفي از حتمال كانديداتوري اين عضو شوراي شهر سوم خبر داد.
سخنان آقای سخنگو اگر چه اظهاراتی بدیع و زودهنگام می نمود اما کسانی که روز پیش از آن روزنامه پیشروی اصلاح طلبان را حتی از روی دکه دیده بودند، به این اطمینان رسیدند که نجفی برای حضور در این انتخابات نه تنها از پیش تصمیم گرفته که حتی برای اعلام آن تدبیر هم نموده است. روزنامه اعتماد در شماره روز شنبه خود با نمايش ویژه ای از عكس تمام قد اين عضو شوراي شهر سوم و همرنگ نمودن لوگوی خود با رنگ شکلاتی کت نجفی از وی مصاحبه ای منتشر نمود که درباره همه مسائل فرهنگی، هنری و اقتصادی اظهار نظر کرده بود. این مصاحبه البته همه اش مقدمه ای بود برای بیان این نتیجه گیری از سوی این روزنامه اصلاح طلب که "اگر مهدي کروبي و سيدمحمد خاتمي به هر دليلي وارد انتخابات نشوند آنگاه محتمل است شخصيتي مانند نجفي به طور خودکار حمايت آيت الله هاشمي رفسنجاني و احزاب شاخصي مانند کارگزاران، مشارکت، مجاهدين انقلاب و اعتماد ملي را به دست آورد."
احتمال كانديداتوري محمد علي نجفي و درج عکس و گفتگوهای تبلیغاتی از وی، در حالي اين روزها نقل و نبات برخي جريده هاي اصلاح طلب شده كه چندي پيش محمدرضا عارف معاون اول رييس جمهور سابق، در گفتگو با يك نشریه دوم خردادي دیگر از تصمیم شخصی خود برای كانديداتوري انتخابات رياست جمهوري دهم خبر داده بود اما برخلاف عکس هایی که از نجفی در روزنامه اعتماد منتشر شد، این هفته نامه ترجیح داد تا اعلام کاندیداتوری شخصی عارف را با عکس تمام قد اما فکاهی وی و انتخاب تیتری خنده دار تر برای مصاحبه مفصل این استاد دانشگاه همراه کند :"نظام من را در آب نمک خوابانده است."
"بالاخره عدهاي شما را محافظهكار ميدانند و معتقدند مقابل فشارهاي رواني جناح راست نميتوانيد دوام بياوريد؟" این یکی از سؤالات نشریه مورد بحث بود که بیش از آنکه بخواهد سؤال باشد، یک جواب سؤال بود.
اعلام خودجوش آمادگی برای "کاندیداتوری اصلاح طلبان" از سوی عارف در این مصاحبه، تنها با واکنش هفته نامه وابسته به کارگزاران مواجه نشد و ارگان رسانه ای حزب مهدی کروبی هم در یادداشتی كه اكثر رسانه ها از آن به عنوان "حمله تند روزنامه اعتماد ملي به محمد رضا عارف" ياد كردند ، به معاون اول خاتمي پاسخ داد: "بيانات ايشان را از ابتدا به انتها و حتي از انتها به ابتدا خوانديم تا شايد بتوانيم به يك صورتي خود را راضي كنيم تا لالماني بگيريم و پك و پهلومان به حرف درنيايد."
ارگان مطبوعاتی اعتماد ملي در ادامه تصريح كرده بود: "آخر اين چه جبهه اي است كه هر سرداري به دلخواه خود فرمان حمله مي دهد و هر وقت هم ميل مباركش كشيد، همراهان را رها مي كند و از خط مقدم عقب مي نشيند و عرصه را ترك مي كند؟"
این واکنش های رسانه ای در عرصه فعالیت های سیاسی با طراحی های ایذائی مشارکتی ها که این روزها تاوان تندروی های سالیان حاکمیت اصلاحات را می پردازند، هم همراه شد تا نفر دوم دولت اصلاحات با هجمه بی سابقه و البته همه جانبه ای از سوی همقطاران خاتمی مواجه شود.
چند روز بعد از اين انتقاد تند اعتماد ملی، برخی رسانه ها، خبر گردهمايي روزنامه نگاران و برخي چهره هاي اصلاح طلب در يكي از باغ هاي اطراف كرج با هدف بيعت با یکی از افراطیون مشارکت براي جلوگيري از كانديداتوري عارف را مطرح کردند.
و اينگونه شد كه دن کیشوت اصلاحات فقط از حمایت "پان چو" برخوردار شد و حمایت از وی منحصر به سخن عبدالله ناصري سخنگوي ائتلاف اصلاح طلبان در کشاکش انتخابات مجلس هشتم شود: «اگر آقاي خاتمي به هر دليلي تصميم به حضور نگيرند، محمدرضا عارف به طور جدي در مورد مسئله كانديداتوري تصميم خواهد گرفت».
سوگيري اصلاح طلبان به چهره هاي جوان براي كانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري همان قدر که برای نجفی و کارگزاران، استراتژی است برای کروبی و یارانش، اگر بپذیرند و تن به اجماع دهند، نگران کننده است.
گرايش كارگزاران به نجفي با عنوان اينكه "بسياري او را يکي از کانديداهاي تکنوکرات اصلاح طلب مي دانند" و تأكيد آنها بر اجماع روي يك نفر كه فعلاً محمد علي نجفي است، در حالي صورت مي گيرد که در سمت و سوي ديگر جبهه اصلاحات كه مهدي كروبي پرچمدار آن است، ظاهراً تصمیم گیری ها با آنچه کارگزارانی ها میل دارند، همسو نیست.
چراکه مهدي كروبي پس از اعلام انصراف خاتمي ار انتخابات رياست جمهوري دهم ، گزينه" قابل رقابتي" را در اصلاح طلبان براي خود ندید و دبيركل اعتماد ملي 26 فروردين ماه و در حالي كه هنوز دومين مرحله انتخابات مجلس هشتم برگزار نشده بود، در جواب به پاسخ خبرنگاري که درباره احتمال كانديداتوري اش می پرسید گفت: « بهتر است كمي پيش برويم تا وضعيت روشنتر شود؛ اما مسلم اين است كه ما از ميدان به در نميرويم ضمن اين كه تفكري وجود دارد كه از خروج ما از ميدان خوشحال ميشود.»
البته كروبي سخنان فروردين خود را در خرداد ماه و در يك برنامه تلويزيوني تكميل كرد: «بيش از 50 درصد احتمال دارد كه بنده به عنوان كانديداي حزب اعتماد ملي در انتخابات آتي حضور پيدا كنم. اگر حتي بنده به عنوان نامزد در انتخابات رياست جمهوري آينده حضور پيدا نكنم، قطعاً حزب اعتماد ملي در انتخابات به طور جدي حضور خواهد داشت و صددرصد يك نامزد در اين انتخابات معرفي خواهد كرد»
اکنون و در زمانی که 12 ماه تا انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی است، باید دید که آیا دود سفیدی از دودکش طیف موسوم به اصلاح طلبان بیرون می آید یا آنکه نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات، مدعیان جدیدی به غیر از 3 گزینه نجفی، کروبی و عارف از اصلاح طلبان را برای جلب نظر همقطارانشان به صحنه خواهد کشاند.
|
|
دکتر حسن سبحاني در گفتگو با رجانيوز: |
|
طرح مجمع تشخیص مصلحت برای انحلال حساب ذخیره ارزی و تبدیل آن به صندوق توسعه ملی با واکنش کارشناسان برنامه و بودجه مواجه شده است.
به گزارش رجانیوز، براساس این طرح که در جلسه شنبه گذشته مجمع بررسی شده و تصمیم گیری درخصوص جزئیات آن به جلسه آینده مجمع موکول شده است، حساب ذخیره ارزی منحل و صندوق توسعه ملی جایگزین آن خواهد شد.
براساس پيش نويس طرح صندوق توسعه ملي 40 درصد از ارزش سالانه کل توليد نفت و گاز به اين صندوق واريز مي شود و منابع آن فقط صرف امور سرمايه گذاري مي شود.
اما کارشناسان معتقدند این اقدام در حقیقت ورود به حوزه اجرایی خارج از چارچوب وظایف مجمع تشخیص مصلحت می باشد. در این زمینه یک عضو سابق کمیسیون برنامه و بودجه به خبرنگار ما گفت: مطابق با اصل 74 قانون اساسی هر طرحی تنها باید به پیشنهاد نمایندگان به مجلس شورای اسلامی تقدیم شود.
دکتر حسن سبحانی تصریح کرد: ورودی کار مجلس، تنها با طرح نمایندگان و شورای عالی استانها و یا لایحه دولت است و هیچ مرجع دیگری به موجب قانون اساسی اختیار و حق ارائه طرح و لایحه به مجلس ندارد.
وی همچنین اظهار داشت: مراجع دیگر می توانند پیشنهاد خود را یا ازطریق نمایندگان و یا از طریق دولت پیگیری کنند که در این حالت در حقیقت جایگاه پشتیبانی دارند و در خط مقدم هیچ نقشی ندارند.
عضو سابق کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، درخصوص وظایف و کاروویژه های مجمع تشخیص مصلحت به رفع اختلاف میان مجلس و شورای نگهبان، اظهار نظر در مواردی که رهبری برای مشورت ارجاع می دهند، انجام وظیفه و اختیاراتی که رهبری عند الزوم بر عهده مجمع می گذارند و حل معضلاتی که از طریق عادی قابل حل نیستند، آن هم در حالتی که به مجمع ارجاع داده شود اشاره کرد و افزود: به غیر از مواردی که در قانون ذکر شده، هر فعالیت دیگری خارج از صلاحیت مجمع است و این مجمع هیچگونه وظیفه و حق دیگری خارج از این موارد ندارد.
وی با اشاره به اینکه مجمع تشخیص مصلحت اگر نظراتی دارد باید از طریق رایزنی با مجاری قانونی و مرتبط به مصوبه های مورد نیاز برسد، اظهار داشت: قوای سه گانه با توجه به اختیاراتی که قانون در اختیار آنها گذاشته است، از مجاری ای هستند که مجمع تشخیص مصلحت می تواند برای رسیدن به نظرات خود با آنها رایزنی کند.
سبحانی در ادامه اظهار داشت: مجمع تشخیص مصلحت حتی نمی تواند در موضوعی که از طرف رهبری برای مشاوره به او ارجاع نشده، پیش قدم شده و به ایشان مشورت دهد.
وی طرح مجمع تشخیص درخصوص تبدیل حساب ذخیره ارزی به صندوق توسعه ملی را غیر قانونی خواند و تأکید کرد: سخن از مفید یا غیر مفید بودن موضوعی که برخلاف قانون و بلاموضوع است، کاری بیهوده می شود.
این استاد دانشگاه در خاتمه با تأکید بر اینکه هیچ نهادی جز مجلس حق دخالت در امور مالی کشور کند، یاد آور شد: اصل های 52، 53 و 55 قانون اساسی ناظر بر این است که تمام دریافت های دولت و تمام پرداخت ها باید در حساب خزانه داری کل متمرکز و در حدود اعتبارات مصوب قانونی احصا شوند.
خبر مرتبط: عضو سابق كميسيون برنامه و بودجه: مجمع تشخيص مصلحت حق قانونگذاري مستقل ندارد
|
|
عضو سابق کميسيون برنامه و بودجه در گفتگو با رجانيوز: |
|
عضو کمیسیون برنامه و بودجه در مجلس هفتم در واکنش به اعلام طرح مجمع تشخیص مصلحت مبنی بر جایگزینی صندوق توسعه ملی به جای حساب ذخیره ارزی گفت: هر تصمیمی درخصوص حساب ذخیره ارزی و تبدیل آن به صندوق یا مشابه آن، باید توسط مجلس به قانون تبدیل شود تا قابلیت اجرا داشته باشد.
مرتضی تمدن در گفتگو با رجانیوز، مجلس تشخیص مصلحت نظام را بازوی مشورتی رهبری و حل کننده اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان دانست و گفت: اگر مجمع تشخیص پیشنهادی داشته باشد، باید در اختیار رهبری قرار دهد تا در صورت تأیید ایشان، از طریق مجلس شورای ابلاغ و تبدیل به قانون شود.
وی تأکید کرد: مجمع حق قانونگذاری مستقل را ندارد و این اقدام، خلاف قانون است و نظرات مجمع در هر صورت موکول به نظارت قانونگذار است.
تمدن همچنین اظهار داشت: با مکانیسم هایی که برای حساب ذخیره ارزی در قانون وجود دارد، باید حساب ذخیره ارزی را حفظ کرد.
وی با بیان اینکه حساب ذخیره ارزی برای زمانی است که قیمت نفت پایین تر از پیش بینی مجلس برای بودجه باشد، افزود: وقتی قیمت نفت از عددی که در بودجه پیش بینی شده پایین تر بیاید، دولت باید معادل آن از حساب ذخیره ارزی برداشت کند.
نماینده سابق مجلس با اشاره به اینکه اگر حساب ذخیره تبدیل به صندوق شود، دیگر دولت نمی تواند از حساب ذخیره برای جبران کسری قیمت نفت برداشت کند.
تمدن با تأکید بر اینکه لازم است حساب ذخیره حفظ شود، یادآور شد: البته صندوق ذخیره ارزی می تواند در کنار حساب ذخیره ارزی به وجود بیاید.
وی درادامه اظهار داشت: صندوق ذخیره ارزی میتواند برای آن بخش از مازاد قیمت نفت به وجود بیاید که باید بخش خصوصی به عنوان تسهیلات دریافت کند.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه در مجلس هفتم با بیان اینکه اگر حساب ذخیره ارزی تبدیل به صندوق شود، دولت تنها باید در قالب تسهیلات و وام از آن برداشت کند، تصریح کرد: این در حالیست که که قیمت نفت پایین تر از پیش بینی بودجه باشد، دولت نمی تواند وام بگیرد و باید معادل آن را از حساب ذخیره ارزی برداشت کند.
وی با بیان اینکه اگر قرار باشد این طرح در برنامه پنجساله پنجم پیش بینی شود، باید ابتدا برنامه پنجم توسعه کامل و به مجلس فرستاده و تصویب شد آن وقت تشکیل چنین صندوقی پس از تصویب کلیات، بررسی شود.
تمدن در پاسخ به اینکه در شرایط فعلی احتمال پایین تر آمدن قیمت نفت از بودجه پیش بینی شده بسیار کم است و در نتیجه نیاز به حساب ذخیره ارزی از بین می رود، گفت: با قاطعیت نمی توان گفت که ضرورتی به بقاء حساب ذخیره ارزی نیست چراکه پایین تر نیامدن قیمت نفت از بودجه پیش بینی شده بستگی به این دارد که قیمت نفت در بودجه چقدر پیش بینی شود.
وی در این زمینه توضیح داد: اگر قیمت نفت را در بودجه نزدیک به نشان پیش بینی کنیم، با نوسانات بازار نفت احتمال پایین آمدن قیمت نفت زیاد است و در اینصورت دولت باید کسری آن را از محل حساب ذخیره برداشت کند.
تمدن موجودی حساب ذخیره ارزی برای مواقع ضروری و غیرقابل پیش بینی را ضروری دانست و افزود: یکی از موارد غیرقابل پیش بینی زلزله بم بود که در آن زمان چاره ای جز برداشت از حساب ذخیره ارزی نبود. بخاطر اینکه حجم خسارت بسیار بیش از آن بود که در بودجه حوادث پیش بینی کرده بودیم. در چنین شرایطی دیگر نمی توان به دولت دستور داد تا برای جبران خسارات وام بگیرد.
|
|
|
|
مقاله مهم نشريه امور خارجي (Foreign Affairs) |
|
دوماهنامه امور خارجی (Foreign Affairs) که برای اولین باردر سال 1922 در شهر نیویورک امریکا منتشر شد و با حدود 75 نفر نویسنده که اغلب جزء مشاوران وزارت خارجه امریکا می باشند، به آنالیز و بررسی نقش امریکا در صحنه بین الملل با رویکردی استراتژیک می پردازد، در مقاله ای با عنوان "عصر بی قطبی" تأکید کرد: زمان برای تک قطبی بودن امریکا به سر رسیده و تأملات بین المللی جهان با شروع قرن 21 در پارادایم "بدون قطبی" تعریف شده است. قدرت، بیشتر به تکثر سوق دارد تا تمرکز و در این راستا بازیگران دیگری به صحنه وارد شده اند. اما با این وجود، اوضاع برای امریکا هنوز زیاد بد نشده است زیرا واشنگتن کماکان می تواند تحولات را مدیریت کند و جهانی پر از صلح بوجود بیاورد.
به گزارش رجانیوز، درج این مقاله به قلم ریچارد ان.هاس رئیس مشاوران دوماهنامه امور خارجی از آن جهت اهمیت دارد که این نشریه محل درج آخرین رویکردهای استراتژیک ایالات متحده در عرصه سیاست خارجی است. نظریه برخورد تمدنهای هانتیگتون و طرح هایی برای تهاجم نظامی به عراق را می توان جزء این موارد دانست.
نویسنده این یادداشت از مشاوران وزارت امور خارجه امریکا می باشد که در ماجرای صلح ایرلند شمالی نیز جایزه دریافت کرده است. برخی دیدگاههای این طیف از نظریه پردازان سیاست خارجی امریکا، یک گام قبل از اجرا، از خلال این مقاله قابل دریافت است.
در این مقاله که با تأکید بر پایان نظام تک قطبی با محوریت امریکا نوشته شده، آمده است:
پایان نظام تک قطبی امریکا
یکی از مهمترین تغییراتی که در قرن 21 اتفاق افتاده است، تکثر و میل به گذر از تک قطبی شدن جهان است. امروزه دیگر صحنه بین المللی در جهان نه تنها به یک یا دو یا چند قدرت، بلکه با چندین قدرت در جهان رقم می خورد که البته این خود بازخوردی از گذشته است.
به طور واضح، قرن بیستم با یک تکثر و چند دستگی در صحنه سیاسی شروع شده است اما بعد از حدود 50 سال، 2 جنگ جهانی و درگیری های پراکنده موجب پدید آمدن یک سیستم دو قطبی در جهان شد. سپس با پایان یافتن جنگ سرد و سقوط نظام شوروی سابق، نظام جهانی به صورت تک قطبی درآمد و نظام قدرت در جهان تنها در دست یک قدرت واحد درآمد که آن امریکا بود. اما امروز دوباره نظام چند قطبی در جهان رو به گسترش است که به نوبه خود سوال مهمی را در ذهن ایجاد می کند: چه تفاوتی بین این نظام بی قطبی با نظام قبل از آن وجود دارد؟ چرا و چگونه چنین ساختاری شکل گرفته است؟ پیامد های احتمالی آن چه می تواند باشد و پاسخ امریکا به این تحولات چگونه خواهد بود؟
نظم نوین جهانی
بر خلاف نظام چند قطبی که خواهان ایجاد چند قطبی بودن جهان است، نظام مبتنی بر تک قطبی، خواهان یک قدرت واحد و متمرکز است.
در سیستم چند قطبی، هیچ قدرت خاصی خواهان برتری نیست و سیستم میل به چند قطبی بودن دارد. در این میان، چند قدرت که تأثیر بیشتری دارند، ممکن است حرف خود را به کرسی بنشانند و بازی را به نفع خود برهم بزنند و تا به تعادل رسیدن قدرت در جمع با همدیگر به نزاع خواهند پرداخت و تا زمانی که این تعادل بر قرار نشود، بین آنها درگیری خواهد بود.
در اولین نگاه، به نظر می رسد که جهان امروز در ظاهر میل به چند قطبی شدن دارد. قدرت های اصلی جهان یعنی چین، اروپای متحد، هند، ژاپن،روسیه و ایالات متحده هستند که بیش از نصف جمعیت جهان را نیز در خود جای داده اند و 75 درصد از تولید ناخالص جهان و80 درصد از امکانات دفاعی جهان را در دست دارند.
البته به نظرکمی اغفال کننده می رسد زیرا ساختارها و مبناها در جهان چند قطبی امروز با نوع کلاسیک در گذشته تفاوت زیادی دارد.
مراکز قدرت بسیار گسترده تر و وسیع تر شده اند و بسیاری از این مراکز به عنوان دولت- ملت شناخته نمی نمی شوند. در واقع یکی از اصلی ترین شکل های قدرت در سیستم بین المللی معاصر، انحصار قدرت خود و در برخی موارد حتی اهمیتش را از دست داده است. این دولت ها امروزه از هر طرف با چالش های زیادی درگیر می باشند. از بالا در سطح منطقه و سازمان های جهانی، از پایین با جنگجویان غیرنظامی و نیروهای نظامی بومی و از چپ و راست با انواع گوناگونی از سازمان های غیردولتی (NGO) ها مواجه می باشند. امروزه قدرت در دست های مختلف و مکان های مختلف گسترش یافته است.
همچنین علاوه بر 6 قدرت بزرگ در سطح جهان، تعداد بسیار زیادی از قدرت های کوچک و بزرگ در سراسر جهان یافت می شود به عنوان مثال در امریکای لاتین، می توان از برزیل و بطور تقریبی آرژانتین، شیلی، مکزیک و ونزوئلا نام برد. در قاره آفریقا می توان از دو کشور آفریقای جنوبی و نیجریه نام برد و در خاورمیانه مصر، ایران، اسرائیل و عربستان سعودی. در آسیای جنوبی هم می توان از پاکستان نام برد و در اقیانوسیه و آسیای شرقی نیز از کشور استرالیا و کره جنوبی. سازمانهای مهم بین المللی نیز در لیست خود از قدرت های متمرکز زیاد ی بهره می برند: صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و در سطح منطقه از کشورهای متحد آفریقا، مجمع کشورهای عربی، سازمان همکاری های ملت های جنوب شرقی آسیا، اتحادیه اروپا، سازمان دولتهای امریکایی، سازمان همکاری منطقه ای جنوب آسیا و از سازمان ها، سازمان انرژی اتمی، اپک، سازمان همکاری های شانگ های، سازمان بهداشت جهانی را نام برد. از سوی دیگر، شهرهای مهمی هم وجود دارند که به نوبه خود ایجاد قدرت کرده اند. مانند نیویورک، شانگهای، کالیفرنیا، سن پائلو.
در کنار اینها شرکت های بسیار بزرگ بین المللی نیز وجود دارند که در زمینه انرژی، مالی و کارخانجات بزرگ نقش ایفا می کنند. در کنار اینها، نقش رسانه ها نیز مانند الجزیره، بی بی سی، سی ان ان و نیروهای نظامی بومی و مجاهدین غیرنظامی مانند حماس، حزب الله و جیش المهدی و القاعده را باید درنظر گرفت. احزاب سیاسی، مذهبی، مؤسسات و حرکتها، سازمان های تروریستی (القاعده)، کارتل های مواد مخدر، سازمان های غیر دولتی با تنوع بسیار زیاد از قبیل پزشکان و خبرنگاران بدون مرز و صلح سبز نیز از این دسته می باشند که قابل توجه هستند. واقعاً جهان امروز میل بیشتری به تکثر قدرت دارد و تک قدرت ستیز است.
در جهان امروز، ایالات متحده یکی از عمده ترین قدرت های بزرگ می باشد که توانسته است منابع قرت زیادی را در خود جایی دهد. این کشور سالانه بیش از 500 میلیارد دلار صرف هزینه های نظامی خود می کند و درزمینه نظامی در افغانستان و عراق که بیش از 700 میلیارد دلار نیز به آن اضافه می شود که یکی از بیشترین ظرفیت ها را در سطح جهان به خود اختصاص داده است. در زمینه اقتصادی با در آمدی حدود 14 تریلیون دلار تولید ناخالص، بزرگترین قدرت اقتصادی جهان محسوب می شود. به علاوه، ایالات متحده یکی از منابع اصلی فرهنگی جهان (سینما و تلویزیون) و اطلاعات و ابداعات و نوآوری ها را در دست دارد.
اما نباید چهره واقعی قدرت در امریکا به عنوان حائل و ماسکی سقوط قدرت و موقعیت رو به زوال امریکا را در سطح جهان پنهان کند. در حال حاضر سهم واردات کالاهای جهانی به امریکا به 15 درصد کاهش یافته است. باو جود اینکه تولید ناخالص ایالات متحده 25 درصد کل جهان را در بر دارد که البته این درصد در سال های آتی در رقابت با کشورهای بزرگ آسیایی و کشورهای دیگرکاهش خواهد داشت، در همین زمان کشورهایی هستند که چندین برابر بیشتر از ایالات متحده رشد داشته اند.
در ایالات متحده، رشد تولید ناخالص داخلی می تواند نشان دهنده نفوذ ایالات متحده باشد. در حالیکه افزایش قدرت پولی در کشورهایی مانند چین، کویت، روسیه، عربستان سعودی و امارات متحده عربی غیر از شاخص ایالات متحده است. منابع کنترل ثروت و دارایی در این کشورها بستگی زیادی به صادرات نفت و گاز دارد، به طوری که تولید ناخالص برخی به 3 تریلیون دلار می رسد که یکی از منابع مهم در افزایش نرخ این منابع در امریکا محسوب می شود. بالا بودن قیمت انرژی، باعث نابسامانی در تقاضای کشورهای هند و چین شده است.
در حال حاضر قیمت دلار نسبت به یورو کاهش یافته است که این به نوبه خود باعث رکود پول رایج کشورهای آسیایی خواهد شد. در حال حاضر بیشتر تبادلات اقتصادی در جهان با دلار انجام نمی شود زیرا بیشتر این تبادلات در زمینه نفت است. در این مبادلات بیشتر از یورو استفاده می شود که یکی از راه های نجات اقتصاد امریکا، افزایش تبادلات با دلار است.
در عصر جهان بدون قطب، جهان قدرت و برتری کمترین اثر را خواهد داشت و صدای امریکا برای رفرم به گوشه های کر و گنگ نخواهد رسید، برنامه هایی که امریکا برای همکاری ارائه می دهد، خریداری ندارد و به آن اهمیتی داده نمی شود و تحریم ها نیز کمترین تأثیری ندارد. با تمام اینها، کشور چین قادر است بهترین تأثیر را بر برنامه های هسته ای کره جنوبی داشته باشد. اگر کشورهای اروپایی، چین و روسیه با امریکا همکاری کنند، واشنگتن برای تحت فشار قرار دادن تهران از طریق تحریم توانمند خواهد بود ولی بی میلی و بی رغبتی چین روسیه در این زمینه، عملاً دستیابی به اهداف تحریم را زمین گیر کرده است. دخالت بسیار رقیق پکن و مسکو در فشار به دولت سودان می تواند به جنگ در سودان خاتمه دهد. در حال حاضر کشورهای ایران، کره شمالی، ونزوئلا و زیمباوه این قدرت را دارند که در مقابل امریکا از خود مقاومت نشان دهند و استقامت کنند.
امروزه تجارت پا به عرصه فرهنگ و اطلاعات گذاشته است و بالیوود سالانه فیلم های بیشتری از هالیوود تولید می کند. جایگزین های زیادی برای رقابت در عرصه تلویزیون ایجاد شده است. سایت های اینترنتی و وبلاگ ها از دیگر کشورها امروزه به یکی از رقبای امریکا در تولید و تفسیر خبر تبدیل شده اند و تکثر در ارائه اطلاعات می تواند به مثابه یک قدرت نظامی عمل کند.
وداع با نظام تک قطبی
"چارلز کروتامر" 2 دهه قبل به درستی دریافته بود که نظام تک قطبی را زمان دار است و آن را همیشگی نمی دانست، بنابراین، واژه "لحظه تک قطبی" را بکار برد. در زمان فعلی، برتری ایالات متحده روشن و امری واقعی است. ولی این تفوق، 15 یا 20 سال بیشتر طول نخواهد کشید. درساحت زمان و تاریخ نگاری، این لحظه ای بیش نیست. تئوری ها ی رئالیستی کلاسیک پایان نظام تک قطبی و شروع نظام چند قطبی را پیش بینی کرده بودند.
براساس این نظریه و دلایل آن، قدرت های بزرگ هنگامی که بر سر کار هستند و بر دیگران تفوق و برتری دارند، به نوعی با این مسئله خو می گیرند و به آن عادت می کنند که همزمان رقبایی بوجود می آورند که از این قدرت می ترسند و باعث انزجارشان می شود. کراتامر در تائید این تئوری می گوید بدون هیچ شکی نظام چند قطبی بوجود خواهد آمد. شاید در نسل های بعد قدرت هایی بوجود بیایند که بتوانند با امریکا رقابت کنند و عصری مانند زمان قبل از جنگ جهانی اول ایجاد شود.
اما این اتفاق نیفتاد. تحرکات ضدامریکایی در سطح جهان رو به گسترش است ولی هیچ کدام از آنها این قدرت و توانایی را ندارند که بتوانند قدرت امریکا را به چالش بکشند. این امر می تواند به آن علت باشد که ناهمخوانی بین ایالات متحده و قدرت هایی که بالقوه توانایی رقابت با امریکا را داشته باشند، دیده می شود. در آینده نزدیک، کشورهایی مانند چین ممکن است که با داشتن تولید ناخالص داخلی بتوانند با امریکا مقابله کنند ولی این کشور با افزایش جمعیت با معضل مواجه خواهد شد و به علت این افزایش و برای جلوگیری از گسترش فقر به ناچار نمی تواند هزینه های زیادی را برای اهداف نظامی خود صرف کند که البته هند نیز به نوعی درگیر این مشکل است. درست است که تولید ناخالص اروپا در حال حاضر از امریکا بیشتر است ولی این اتحادیه قادر نیست به عنوان یک قدرت واحد در مقابل امریکا بایستد. ژاپن نیز به علت کاهش جمعیت، تراکم خاک و ضعف فرهنگ سیاسی قادر به رقابت نیست و نمی تواند به عنوان یک قدرت بزرگ در عرصه بین الملل نقشی ایفا کند. روسیه نیز ممکن است با یک شیب دوباره بتواند به قدرت بین المللی تبدیل شود ولی در حال حاضر با مشکلات متعدد اقتصادی روبرو است و با کاهش جمعیت و درگیری های داخلی به ناهمگونی آن می افزاید.
باید توجه داشته باشیم که محاسبات کلاسیک برای دسترسی به قدرت تغییر کرده است. ایجا د ثبات سیاسی و قدرت اقتصادی به عوامل متعددی بستگی دارد که شامل مقدار کالاهای وارداتی و صادراتی خدمات، مردم، انرژی، سرمایه گذاری و تکنولوژی می باشد. یکپارچگی و ائتلاف در جهان مدرن امروز تنها با تعدیل رقابت ها ودرگیری ها ممکن است.
باید توجه داشت حتی اگر رقبای قدرتمندی نیز در رقابت های جهانی بوجود نیاید، نظام تک قطبی به پایان رسیده است. در این مورد سه تفسیر قابل ذکر است؛ اولین آن تاریخی است. گسترش حکومت ها و منابع تکنولوژی که باعث افزایش تولیدات و موفقیت بیشتر شده است و با این پیشرفت ها، تأثیرات به مراتب قوی تر و سریع تر شده اند.
تفسیر دوم، سیاست امریکاست. بعد از جنگ جهانی دوم، امریکا به قدرت بزرگی تبدیل شد ولی به عنوان نمونه ایجاد جنگ در عراق و برپایی جنگ در عراق به شدت قدرت و موقعیت امریکا را در سطح جهان ضعیف کرد. این جنگ یکی از پر هزینه ترین جنگ های نظامی، اقتصادی و دیپلماسی است که تاکنون سابقه نداشته است.
سرانجام اینکه نمی توان نظام غیر تک قطبی امروز جهان را تنها نتیجه بوجود آمدن سایر حکومت ها و سازمان ها و نحوه سیاستگذاری های امریکا دانست و به ناچار باید آن را امری در راستای جهانی شدن دانست. گلوبالیزاسیون، باعث افزایش سرعت و حجم تعامل کشورها شده است و بسیاری از مسائل را تحت الشعاع قرار داده است. نقل وانتقال مواد مخدر، پست الکترونیک گازهای گل خانه ای، کالاهای کارخانه ها، انتقال فرهنگ ها از طریق رادیو و تلویزیون، ویروس ها (واقعی و غیر واقعی) و تسلیحات را می توان از ثمرات گلوبالیزاسیون دانست.
گلوبالیزاسیون در 2 وجهه بر ایجاد نظام های غیر تک قطبی تأکید دارد. اول اینکه بسیاری از نقل و انتقالات خارج از کنترل و دید دولت ها انجام می شود و در نتیجه گلوبالیزاسیون باعث رقیق تر شدن قدرت ها می شود. دوم اینکه ایجاد قدرت از گذشته بسیار آسان تر شده است و گروه ها و افراد راحت تر باهمدیگر تأمل می کنند.
بی نظمی غیرقطبی
تثبیت جهان غیر قطبی ماهیتاً برای ایالات متحده و بسیاری از کشورها مفید نیست و تأثیر منفی بر آن خواهد داشت. در این حالت، نقش کنترلی امریکا برای حل چالش های جهانی کم رنگ شده است و آنچه که با یک حساب ساده قابل بررسی است، این است که وقتی قدرت ها زیاد شوند، تمایل دارند که نقششان نیز در صحنه بین الملل زیاد شود و این باعث خواهد شد رسیدن به یک برتری مطلق بسیار مشکل شود. مدیریت یک گروه کوچک خیلی راحت تر از مدیریت یک گروه بزرگ است. به بن بست رسیدن نشست دوحه در مسیر توسعه تجارت جهانی مثال خوبی از این دست است.
به علاوه، غیرقطبی شدن باعث افزایش تعداد تهدیدات می شود و امریکا خود یکی از این دست تهدیدات است که با تهدیدات زیادی مواجه شده است. تهدید ممکن است از طرف گروه های تروریستی باشد که لازمه حرکت آنها ایجاد ناامنی است.
تبدیل شدن ایران به یک قدرت هسته ای، یکی از این نتایج است. در موقعیت غیر قطبی بودن جهان نمی توان ایران را با ایجاد تحریم اقتصادی وادار به تسلیم کرد و امریکا بدون کمک دیگر کشورها قادر نیست ایران را به زانو درآورد.
در حال حاضر غیر قطبی بودن جهان اجتناب ناپذیر است و در این میان، انرژی یکی از کارکترهای اصلی است و شاید مهمترین بحران در آینده خواهد بود. تروریست و بیماری ها نیز باید مد نظر باشند، افزایش سلاح های اتمی و عدم ایجاد موادی که بتوان آن را کنترل کرد نیز از دیگر موانع است. نحوه نابود کردن سلاح های کشتار جمعی و بیولوژیکی نیز یکی از معضلاتی است که باید برای آن فکری کرد.
جنگ در حوزه تروریست چنانچه جهان به سوی چند قطبی برود، باعث ایجاد عصر تاریکی مدرن خواهد بود. البته با ایجاد سازمان ها و اطلاعات و قوانین قوی و ایجاد ظرفیت های نظامی تا حدودی می توان جلوی آن را گرفت ولی این یک واکنش تدافعی و منفعلانه خواهد بود. گروه های سیاسی و پدران روحانی باید تروریست ها را محکوم کنند تا جلوی گسترش آن گرفته شود. مهمترین بخش این مأموریت بر عهده دولتمردان است که با یکپارچگی و ائتلاف، از ورود مردان و زنان جوان به این گروه ها جلوگیری کنند.
تجارت یکی دیگر از ابزارهایی است که می تواند به کمک آید و با بستن یا نبستن تعر فه های گمرکی به ایجاد گلوبالیزاسیون و به اهداف امریکا کمک کند.
افزایش هزینه های تسلیحاتی امریکا و بیشتر کردن این هزینه ها در افغانستان و عراق برای جلوگیری از تهاجم و تهدید شهروندان این کشورها و منافع امریکا بسیار مؤثر است.
یکی دیگر از راه حل ها در مقابل جهان غیرقطبی ایجاد یک نظام چند صدایی و مقابله است و باید نقش قدرت ها در صحنه قدرت جهان عوض شود. ایجاد تغییرات در گروه 8 و شوراى امنيت سازمان ملل برای پاسخگویی به مسائل جدید جهانی و نه مسائل و مشکلات قبل از جنگ جهانی دوم و قوانین نیز باید بازنگری شوند، تعیین نقش دولت ها، سیستم اداره سازمان ملل، سازمان های غیر دولتی(NGO)، شرکت های دارویی، ساختارها و افراد تصمیم گیرنده (تینک تانک ها)، دانشگاه ها وهمه باید مد نظر قرار گیرند و در آنها تجدیدنظر اعمال شود.
در زمینه دیپلماسی بغرنج نظام بی قطبی نیز باید سیاست ها عوض شود و سیاست اینکه "کشورها یا مقابل ما هستند یا با ما" در سیاست خارجی باید عوض شود.
باید توجه داشته باشیم که نظام غیرقطبی بسیار مشکل و خطر ناک است، ایجاد یک گروه مرکزی و قطب مرکزی از دولت ها و دیگر موسسات برای همکاری و پیروی از قانونی مشترک، یکی از مهمترین قدم های بزرگی است که باید در آینده برداشته شود که می توان نام آن را همنوایی غیرقطبی یا همکاری های غیرقطبی نامید. باید توجه کرد که "این کار نمی تواند باعث محو نظام غیرقطبی شود بلکه باعث مدیریت و جلوگیری از متلاشی شدن و بدتر شدن وضع موجود خواهد داشت." |
|
|
|
خشم روزنامه ضدايراني از پايبندي حزبالله به ولايت فقيه |
|
روزنامه السياسة کويت که چاپ مقالات ضد ايراني را به صورت ويژه در دستور كار دارد، در مقاله اي با عنوان "مرزهاي روابط سياسي و ديني بين حزب الله لبنان و ايران" ضمن ابراز خشم از پايبندي حزب الله لبنان به ولايت فقيه ادعا کرد: تبعيت حزب الله لبنان از ولايت فقيه به معناي آن است که لبنان برود و جمهوري اسلامي بماند.
به گزارش رجانيوز، السياسة در اين مقاله كوشيده است حزب الله را جنبشي كاملاً وابسته به ايران معرفي كند كه در تضاد ميان منافع بيروت و تهران، منافع تهران را ترجيح مي دهد.
اين روزنامه با اشاره به نقل قول هايي از سيد حسن نصرالله و شيخ نعيم قاسم درصدد اثبات پايبندي اين جنبش به ولايت فقيه است. اين در حاليست كه سيد حسن نصرالله صراحتاً در آخرين سخنراني خود اين موضوع را تأييد و تأكيد كرد مفتخر است به اينكه در خط ولي فقيه باشد. بنا براين، تلاش مقاله نويس السياسة براي اثبات اين پايبندي صرفاً به منظور نتيجه گيري غيرواقعي منفي از آنچه كه آشكارا حزب الله به آن معتقد است، مي باشد.
علي حسين باکر نويسنده اين مقاله، ابتدا به اظهارات سيد حسن نصر الله دبير کل حزب الله و شيخ نعيم قاسم معاون وي درباره ولايت فقيه اشاره کرده و مي نويسد: زماني که از رابطه بين حزب الله و رهبران اين حزب با ايران و ولي فقيه صحبت مي شود، بيشتر تحليلگران و مفسران و نيز مدافعان اين رابطه مي گويند: "بيعت حزب الله لبنان و دبير کل آن با ولي فقيه ايران، اين حزب را فقط در امور فقهي ملزم مي کند و شامل امور سياسي نمي شود، در نتيجه از بابت تضاد در منافع ناشي از انتساب به سرزمين لبنان از يک طرف و وابستگي به ايران و ولي فقيه جاي نگراني وجود ندارد و اين بيعت هرگز به معناي عدم استقلال حزب الله نيست. اين عده معتقدند حزب الله در انتساب خود به لبنان و سرزمين لبنان و در مقاصد و برنامه هايش صادق است.
وي سپس با رد نظر كارشناسان و تحليلگران امور بين الملل ادعا مي كند: طبيعتاً در اين ديدگاه، مغالطه هاي راهبردي وجود دارد که خواسته يا ناخواسته به سرپوش گذاشتن بر روي چهره واقعي حزب الله و وابستگي و تبعيت آن به ايران منجر مي شود.
نويسنده السياسة سپس با اشاره به بيانيه تأسيسي حزب الله با عنوان "ما کيستيم و هويت ما چيست" كه در 16 فوريه سال 1985 منتشر شده، بخش هايي از اين بيانيه را نقل مي كند: "ما فرزندان امت حزب الله هستيم که خداوند پيشگامان اين امت را در ايران ياري کرد و بار ديگر هسته هاي کشور مرکزي اسلامي در جهان بنيان گذاشته شد. ما به دستورات يک رهبري واحد، خردمند و عادل يعني ولي فقيه جامع الشرائط پايبند هستيم که اين شرايط هم اکنون در امام آيت الله العظمي روح الله الموسوي الخميني دام ظله متجلي است و باعث انقلاب مسلمانان و عامل نهضت شريف آنان است."
اين نويسنده همچنين به بخش هايي از گفتار امام خميني در کتاب حکومت اسلامي نيز استناد مي كند و در ادامه قسمت هايي از کتاب شيخ نعيم قاسم، معاون دبيركل حزب الله درباره ولايت فقيه را مورد اشاره قرار مي دهد: شيخ نعيم قاسم در بخش ارتباط حزب الله با ولي فقيه نوشته است قدرت ولي فقيه به وطن وي ربطي ندارد، همچنانکه وطن مرجع تقليد به مرجعيت وي ربطي ندارد. امام خميني(ره) به عنوان ولي مسلمين امورات کشور اسلامي را در ايران به عنوان يک رهبر و پيشوا و ناظر بر نظام اسلامي اداره مي کرد و در عين حال، تکليف سياسي عموم مسلمانان را در کشورهاي مختلف مشخص مي کرد.
از نظر شيخ نعيم قاسم "ارتباط با ولايت يک تکليف و تعهدي است که همه افراد مکلّف را شامل مي شود، حتي آنهايي که از يک مرجع ديگر تقليد مي کنند."
باکر در ادامه به بخشي از نظرات آيت الله مصباح در تحقيقي با عنوان "قدرت ولي فقيه در خارج از سرزمينش" اشاره کرده و مي نويسد: به گفته مصباح، قدرت ولي فقيه يک قدرت کلي، مطلقه و عامه است و بين سياستمدار و دينداري که با ولي فقيه بيعت مي کند، تفاوتي وجود ندارد.
وي درخصوص نحوه تصميم حزب الله براي شرکت در انتخابات پارلماني لبنان و مراحل اين تصميم گيري مي افزايد: شيخ نعيم قاسم در کتاب خود گفته است پس از تشکيل کميته اي براي بررسي شرکت در انتخابات پارلماني لبنان و ارائه پيشنهاد اين کميته از ولي فقيه يعني امام خامنه اي درباره مشروعيت شرکت درانتخابات استفتا شد که ايشان اجازه داد و از آن حمايت کرد. زماني که موضوع مشارکت در انتخابات پارلماني قطعي شد، اين طرح در برنامه و سازوکار حزب الله وارد شد.
مقاله نويس السياسة در ادامه با اشاره به اقدام شيخ صبحي طفيلي دبيرکل سابق حزب الله لبنان در اعلام حرکت اعتراض آميز موسوم به انقلاب گرسنگان در لبنان و سخنراني سيد حسن نصر الله در 14 نوامبر 1997 در واکنش به اين اقدام طفيلي نوشت: نصر الله در پاسخ به اين نافرماني و ريختن به خيابانها گفت نافرماني به معناي شرعي پذيرفتني نيست بلکه حفظ کلي نظام واجب است و نبايد به قوانيني که براي اوضاع مردم و امور زندگي آنها مضرات زيادي دارد، پايبند بود و تنها در يک مورد نافرماني جايز است و آن زماني است که مفسده به اندازه اي بزرگ مي شود که راهکار ديگري وجود ندارد و اين به دستور و اذن ولي فقيه نياز دارد.
باکر در بخش پاياني به اظهارات نصرالله در سخنراني اخير وي اشاره کرد که گفت "ما در مسير الهي خود قومي هستيم که به تکليف الهي و شرعي عمل مي کنيم و ولي فقيه سياست هاي کلي و برخي مواقع جزئيات را مشخص مي کند و ما بايد اين تکليف الهي و شرعي را ادا کنيم".
|
|
گفتگوي رجانيوز با حجتالاسلام رحيميان/2 |
|
اشاره: بخش اول گفتگو با حجت الاسلام رحیمیان عضو با سابقه دفتر امام خمینی(ره) و نماینده فعلی ولي فقيه در بنياد شهيد و امور ايثارگران هفته گذشته منتشر شد. رحیمیان در بخش اول این از نحوه آشنایی و ارتباط با امام در قم و نجف و خاطراتی از دفتر امام سخن گفت و به شبهاتی درباره گرایشات سیاسی دفتر امام پاسخ گفت.
رحیمیان همچنین درخصوص ویژگی های شخصیتی، مبارزاتی و علمی آیت الله مصباح مطالبی بیان کرد و برای نخستین بار به عنوان کسی که در جریان جزئیات جریانات دفتر امام (ره) بوده است تأکید کرد امام علاوه بر بودجه عمومی برای حوزه های علمیه برای مؤسسه آیت الله مصباح ماهانه مبلغی ویژه اختصاص می داد.
یار دیرین امام در پایان بخش اول این گفتگو خاطرنشان کرده بود حقیر انتقادی هم به این استاد عظیم القدر حوزه دارم که خالصانه به ایشان عرض کرده ام و آن این است که گاهی ورود ایشان به مسائل روزمره سیاسی باعث شده که افراد جاهل یا مغرض دستاویزهایی برای هوچی گری پیدا کنند و در حالی که هرگز قدرت هماوردی با ایشان را در میدان فلسفه و علوم اسلامی ندارند، با آن دستاویزها از قدرت علمی و دریای مطالب ایشان انتقام بگیرند.
بخش دوم این گفتگو در ادامه بحث قبل با این سؤال که آیا شخصیتهای علمی نباید در مورد مسائل سیاسی روز اظهار نظر کنند، آغاز می شود.
هرگز منظورم این نیست. بلکه منظورم در سطح برخورد و شیوه و ادبیات آن است. همه طرفداران امام و انقلاب باید با القائات دشمن که می خواهد رد دشمنی های خود را با ایجاد تفرقه در داخل گم کند و جای دشمن و دوست و مؤمن و منافق را عوض کند، مقابله کنند و فریب نخورند و در همین عرصه نفوذی ها را شناسایی کنند و با آنها همدم وهمزبان نشوند.
مردم هرگز حرکت برخی روزنامه ها طی سال های گذشته در زمینه عیب جویی و هتک شخصیت امثال آیت الله مصباح را فراموش نمی کنند. این حرکات را گاهی تحت عنوان حمایت و دفاع از امام انجام می دادند و علیه شخصیتی که بیشترین دفاع علمی و استدلالی را از اصول خط امام داشت، موضع می گرفتند اما در مقابل، مهاجمین به اصول خط امام را مورد عنایت قرار می دادند و بالاتر آن که هماهنگ با رسانه های بیگانه و دشمن به چهره سازی برای آنها می پرداختند.
یکی از این افراد بیش از 15 مقاله در رد ولایت فقیه نوشت و همزمان رادیو لندن گفت آنقدر پایه های ولایت فقیه سست بود که یک طلبه توانست آن را تخریب کند! در داخل هم همین طیف او را در روزنامه های خود به عنوان استاد حوزه و دانشگاه و دانشمندی فرزانه بالا بردند و برای چهره سازی آز او، پیوسته حرفهایش را تا حد تیتر اول مطرح کردند.
این طیف برای تخریب آقای مصباح از هیچ حربه و دست آویزی دریغ نکردند اما نسبت به کسی که از نفی اصول خط امام شروع کرد و تا زیر سؤال بردن و نفی ویژگیهای اساسی ائمه معصومین و سرانجام نفی نزول وحی در مورد قرآن و مصونیت آن از خطا پیش رفت، همان سکوت، بزرگنمایی و چهره سازی از او را پیش گرفتند و حتی اگر یک نفر مانند آقای مجید مجیدی هم از سر دردمندی و غیرت دینی نسبت به پیامبر اکرم(ص) سخنی گفت زشت ترین هجمه ها را نسبت به او به کار گرفتند!
در طول دوره ای که امام در جماران بودند، برای زیارت یا کار دیگری از جماران بیرون آمدند؟
خیر؛ امام در نجف هم بعد از یک بار زیارت دوره عتبات مقدسه عراق، مستقر شدند و فقط یک استثناء داشتند آن هم زیارت امام حسین علیه السلام بود که هر سال چند بار برای زیارتهای مخصوصه به کربلا مشرف می شدند. این شیوه امام در دوره مرجعیت شان بود و در جماران هم که مستقر شدند، هیچگونه مسافرتی نداشتند. البته این ظاهر قضیه بود برای ما که اهل ظاهریم اما در باطن و سیر و سلوک معنوی ایشان، خدا آگاه است. قدر متیقن امام از زمره اهل معنایی بود که از ابراز اسرارش دم فرو بسته بود.
امام دیدارهای خارجی از جمله با حزب الله لبنان و فلسطینی ها داشتند، در مورد این دیدارها به خصوص در مرود سید حسین نصرالله توضیح دهید.
این نوع دیدارهای امام داخلی و خارجی نداشت. امام رهبر شیعیان و جهان اسلام بود. این نوع رهبری و مرجعیت، مرز جغرافیایی ندارد. تفاوتی بین مقلد امام در لبنان یا عراق یا هند و پاکستان و بحرین و... نیست. همانطور که فرقی بین مقلد شیرازی و تبریزی واصفهانی و... نیست. امروز مرجعیت مقام معظم رهبری هم همینطور است. همانطور که شهید و خانواده شهید ایرانی، لبنانی و فلسطینی برای امام یعنی برای اسلام و انقلاب اسلامی فرقی ندارند. هم مردم عادی کشورهای دیگر و هم رهبران دینی آنها به ملاقات یا دست بوس امام نائل می شدند.
موارد این ملاقاتها زیاد بود که عمده آنها در صحیفه امام ذکر شده است، بعضی از موارد هم ذکر نشده است. مثل ملاقات امام جمعه مسجد الاقصی که به محضر امام رسید و رسماً با امام بیعت کرد. شیخ سعید شعبان رهبر حرکت توحید اسلامی که مرکزیت آن در طرابلس لبنان بود، مکرر به محضر امام رسید.
مرحوم شهید دکتر فتحی شقاقی عاشقانه به خدمت امام می رسید و با زیارت روح الله، جان می گرفت. یک بار که به ایران آمده بود قبل از زیارت امام به قم رفته بود و در ملاقات با آقای منتظری که قائم مقام رهبری بود، مطالبی شنیده بود. بعد از ملاقات با امام در جماران خیلی خوشحال بود ،چرا كه حضرت امام در اين ديدار جواز عمليات استشهادي عليه اشغالگران صهيو نيستي را به فتحي شقاقي داده بود و در عین حال متعجب. . خوشحال بود از این که امام در شیوه مبارزه با اشغالگران صهیونیست یک گام از آنچه فکر می کرد جلوتر و محکم تر است و متعجب بود از تضاد بین نظر مقام و قائم مقام که رهنمودی معکوس داشت.
شهید علامه عارف حسینی هم با امام ملاقاتی عاشقانه داشت و دیدیم که حضرت امام با همان منطقی که برای شهدای بزرگ ایران اعلامیه دادند، برای شهید عارف حسینی هم آن اعلامیه جالب را دادند.
شهید عباس موسوی دبیرکل سابق حزب الله لبنان و جناب آقای سید حسن نصرالله و همچنین دیگر اعضای شورای مرکزی حزب الله مکرراً به محضر امام شرفیاب شدند و همین ملاقاتها بود که شالوده مقاومت و پایداری حزب الله را در مقابل صهیونیست های اشغالگر راسخ و تزلزل ناپذیر می کرد.
در مورد اجازات امور حسبیه هم فرقی بین داخل و خارج وجود نداشت و ندارد. صدور اجازه امور حسبیه معیارهایی دارد که به هیچ وجه مرزهای جغرافیایی در آن دخیل نیست. هر شخصی که آن معیارها را داشته باشد و برای مرجع تقلید یا با گواهی دو نفر عادل توثیق شود، برای او اجازه نامه صادر می شود. بر همین اساس جناب حجت الاسلام و المسلمین سید حسین نصرالله (حفظه الله) که واقعاً ثمره شجره طیبه روح الله و نور چشم مقام معظم رهبری و بازوی قدرتمند اسلام است، از جمله اولین روحانیون لبنانی است که در دوره جوانی و شاید بتوان گفت نوجوانی، با تعبیر و عنوان حجت الاسلام از امام اجازه امور حسبیه دریافت کرد. امام در آن سالها عنوان حجت الاسلام را برای مراجع فعلی در مکتوباتشان به کار می بردند!
نکته جالب این که امام(ره) در اجازاتشان یک سوم وجوهات را اجازه می دادند که صاحب اجازه در محل مصرف کند و بقیه را باید به دفتر امام ارسال می کردند اما در اجازه آقای سید حسن نصرالله و مرحوم شهید سید عباس موسوی و دیگر اعضای شورای حزب الله تا نصف وجوهات را در مکتوباتشان اجازه داده بودند و در یک موقعیتی که امام تمام اجازاتی را که بیشتر از یک سوم داده بودند، لغو کردند، آقای سید حسن نصرالله و روحانیون حزب الله را استثناء کردند. نکته جالب تر اینکه در طول این مدت که آقای سید حسن و ... نصف وجوهات را برای امام می فرستادند، بدون استثناء این نصف دیگر را هم مورد به مورد اجازه دادند که به حزب الله مرجوع شود که توسط جناب حجت الاسلام سید عیسی طباطبایی که مرتب به ایران رفت و آمد داشت، مرجوعی را برای این بزرگواران می فرستادم و با تجمیع این مرجوعی ها بود که صندوق بیت المال در لبنان شکل گرفت و تاکنون بالاترین خدمت فرهنگی و اجتماعی را برای شیعیان و محرومان لبنان ارائه کرده است و در واقع نه پول ایرانی ها بلکه با وجوهاتی که خود شیعیان لبنان به امام پرداخت می کردند، برکات بسیاری برای اسلام و مسلمانان حاصل شد.
از جمله این برکات نقشی بود که این صندوق در شکل گیری و تأسیس ایستگاه تلویزیونی المنار داشت که داستان نقش فوق العاده این شبکه در رساندن این پیام انقلاب و مقاومت به جهانیان بحث جداگانه ای را می طلبد.
اگر ممکن است در این زمینه هم توضیح دهید.
جرقه تأسیس شبکه تلویزیونی المنار در دفتر امام زده شد. یک روز که چند نفر از شخصیتهای حزب الله بعد از دست بوسی امام در اتاق حقیر مشغول صحبت بودیم، از وجود دهها شبکه تلویزیونی در لبنان صحبت شد و بنده سؤال کردم آیا شیعیان هم شبکه تلویزیونی دارند؟ جواب دادند نه! و همین سؤال و جواب شروع کار بود.
چند ماه بعد که امام رحلت کرده بودند و حقیر به عنوان قائم مقام در بنیاد شهید خدمت می کردم، موضوع را پیگیری کردم و با اختصاص مبلغی که از طرق مختلف تهیه کردیم، کار تأسیس شبکه تلویزیونی توسط بنیاد شهید لبنان و با تلاش آقای سید عیسی طباطبایی شروع شد. در آن زمان جنگهای داخلی لبنان هم در نقطه اوج بود و به همین جهت استودیوی تلویزیون در زیر زمین یک برج مسکونی بلندمرتبه با کمترین امکانات راه اندازی شد و فرستنده آن هم در بالای مناره مسجد رسول اعظم که در محوطه بیمارستان رسول اعظم(ص) متعلق به بنیاد شهید است، نصب شد و به همین مناسبت هم شبکه به نام المنار نامیده شد و به این ترتیب، محدوده ضاحیه و بیروت زیر پوشش این شبکه قرار گرفت.
سال بعد ضمن سفری که به لبنان داشتم طی مذاکره ای با مرحوم شهید سید عباس موسوی تصمیم گرفتیم برای توسعه این شبکه حزب الله را به طور 50% شریک کنیم و آنها هم با سرمایه گذاری خود شبکه را به کل لبنان توسعه دهند که این کار به نحو احسن انجام شد و مدیریت شبکه را هم به حزب الله واگذار کردیم. در مرحله بعد تمام سهام شبکه به حزب الله واگذار شد تا با تمرکز مدیریت امکان توسعه بیشتر آن فراهم شود و با استفاده از سیستم ماهواره به کل جهان برسد که بحمدالله با توانمندی حزب الله این کار انجام شد و الآن علی رغم تمام کارشکنی های غربی ها ومزدورانشان این شبکه خاری است در چشم دشمنان و محبوب ترین صدای حق است برای همه عرب زبانان شیعه و مسلمان در سراسر جهان.
خبر مرتبط:
بودجه ويژه امام براي مؤسسه آيتالله مصباح/ امام به آقاي مصباح اطمينان کامل داشت |
|
|
|
آيتالله مصباح يزدي |
|
اشاره: متن زير گفتگو با آيتالله مصباح يزدي در مورد مسائل بنيادين و زيربنايي اقتصاد است. در اين گفتگو وي بر لزوم درك زمينههاي جهاني و روابط بينالملل براي پايهريزي بنيانهاي اقتصاد اسلامي تاكيد كرده است.
خبرگزاري موج در گفتگويي دوستانه و صميمانه پاي صحبت اين عالم وارسته نشسته است تا چالشهاي اقتصادي جمهوري اسلامي را چه از ديدگاه اقتصاد اسلامي و مبنايي و چه از ديدگاه راهبردي بررسي كند.
اجرايي شدن اصل 44 قانون اساسي چه ميزان ميتواند به تحقق اهداف در نظر گرفته شده حكومت اسلامي به ويژه عدالت كمك كند؟
تحقق اصل 44 قانون اساسي در زمره اهداف عاليه انقلاب اسلامي است و آن هم به اين دليل كه حكومت اسلامي براي تحقق عدالت در جامعه بايد تلاش و كوشش كند. بنابراين حكومت اسلامي براي رسيدن به اين هدف بايد بصورت دقيق اين اصل را در سياستگذاريها و برنامهريزيها به اجرا درآورد.
سازوكار لازم براي اجرايي شدن اين اصل بايد چگونه از سوي حكومت اسلامي ايجاد شود؟
براي اجرا شدن اين اصل چند پايه لازم است كه هر كدام از اين پايهها سازوكارهاي مربوط به خود را دارد. يكي از آن سه پايه اصلي براي اجرا شدن اين اصل مباحث تئوريك و نظري پيرامون مسائل اقتصادي بهخصوص از ديدگاه اسلامي است. از آنجا كه اين مباحث جزو مباحث حكومتي است لذا مباحث كلان اقتصادي در اين حوزه بايد مورد توجه و دقت نظر قرار گيرد.
تا ما ندانيم كه نظر اسلام پيرامون مباحث كلان اقتصادي چيست، تلاش براي اسلامي كردن اقتصاد و تحقق اهداف اقتصاد اسلامي، تلاش بيهدفي است. بدون شك، بايد نظرات اقتصادي و مديريت كلان جامعه روشن شود.
همانطور كه ميدانيد مباحث تئوريك، منطقي و چارچوبمند است اما در اقتصاد اسلامي بخش ارزشهاي اسلامي هم مدنظر است.
براي تبيين اين موارد نيازهايي اكنون در اين بعد احساس ميشود؟
اين بخشها احتياج به متخصصيني دارد تا پيرامون آنها به تبادلنظر بپردازند لذا اساتيد حوزه و دانشگاه هر دو بايد تلاش كنند تا در تحقق اين هدف به نتيجه برسيم و بتوانيم تئوريهايي كه منطبق با مسائل جامعه است بدست بياوريم.
از اوايل انقلاب ضرورت اين كار روشن بوده و در ستاد انقلاب فرهنگي در دوران حضرت امام(ره) هم اين نگرش وجود داشته و اكثر افرادي كه هماكنون در اين حوزه (اقتصاد) تلاش ميكنند از همان دوران مشغول فعاليت بودهاند.
اين پايه اول اگر به درستي انجام ميپذيرفت يعني تئوريهاي منطبق با جامعه ما و نظرات اسلامي تبيين و در مرحله بعد براساس آنها سياستگذاري و برنامهريزي ميشد، آيا در راستاي تحقق اقتصاد اسلامي به هدف رسيده بوديم؟! پاسخ به اين سؤال منفي است زيرا كه اين هدف دو ركن ديگر هم دارد.
پايه دوم بيشتر به مسايل سياسي و بينالمللي مربوط ميشود.
ما در تئوريهاي اقتصادي تمامي مسايل بالفعل جامعه را با مسايل پيراموني مورد تحليل و بررسي قرار ميدهيم. برخي مسائل متحده است و پيرامون آنها آيه و روايت خاصي وجود ندارد و بايد براساس قواعد اصولي تبيين گردد. بسياري از مسايل بايد صورت مسألهاش درست تبيين گردد.
اين مسأله علاوه بر آشنايي با فقه اسلامي و اقتصاد دانشگاهي، احتياج به آشنايي مسايل جاري جهان و بينالمللي ارتباط دارد.
براي بهتر اجرا شدن و رسيدن به اهداف اسلامي با توجه به نبود نمونه مشابه چه كارهايي بايد صورت گيرد؟
از آنجا كه نميتوانيم مسايل اقتصادي را در چارچوب كشور خود مطرح كنيم لازم است با مسائل جهان و اتفاقات سياسي و اقتصادي كه رخ ميدهد آشنا و آگاه باشيم زيرا مسائل اقتصاد نو با جهان پيوند دارد. ما نميتوانيم تئوري خاصي را طرح كنيم و بخواهيم بدون در نظر گرفتن شرايط واقعي آن را در جامعه عملي سازيم زيرا كه در تعاملات اصطكاك پيدا ميكنيم.
لذا بايد يك جنبه ثانوي در مسايل اقتصادي لحاظ كنيم آن هم به خاطر شرايط بينالمللي و جهاني و ارتباط ما با آنها و پيشبيني شرايط آينده كه بوجود ميآيد.
تا چند دهه اخير هيچكس در مورد مالكيت فوق اتمسفر و كرات آسماني فكر نميكرد اما امروزه اين مباحث مطرح است در واقع مبحث مالكيت گسترش كيهاني پيدا كرده و بايد در مورد مالكيت كيهاني نظر بدهيم. ما بايد آگاه باشيم كه قدرتهاي بزرگ به چه مسايلي فكر ميكنند و در سياستهاشان چه الگوهايي را براي چه اهدافي در نظر ميگيرند و از چه شگردهايي براي زير سلطه قرار دادن كشورهاي جهان سومي تلاش ميكنند. امروز ما به سختي ميتوانيم شگردهاي آنها را كشف كنيم از جمله آنها همين شركتهاي چندمليتي است زيرا كه قانون خاصي هم جايگاه براي آنها در نظر گرفته نشده است.
با توجه به موارد گفته شده به نظر بايد با بررسي علمي و همهجانبه نوآوري داشته باشيم تا بتوانيم حضور داشته باشيم؟
با وجود اين مسايل، ما يك بينش فوقاقتصادي لازم داريم بينش سياسي اقتصادي تا بتوانيم مسايل روز را درست بفهميم و براي آينده درست پيشبيني داشته باشيم.
تبيين شرايط اقتصاد بينالمللي ظرافتهاي خاصي را دارد كه براي پي بردن به آن بايد فنون لازم را فرا گرفته باشيم. اين مسأله صرفاً كار يك استاد دانشگاه اقتصاد نيست، بلكه يك بينشي است كه به عنوان پايه دوم در مسايل اقتصادي بايد وجود داشته باشد.
از تركيب تئوريهاي اقتصادي اسلام و آگاهي از شرايط اقتصاد سياسي جهان، سياستهاي اقتصادي ما بدست ميآيد و ارتباط اقتصادي جهاني تبيين ميگردد.
بعد از اين دو پايه آيا مشكلات اقتصادي ما حل ميشود و اگر بالفرض تمامي كارشناسان ما هم بالاجماع به نقطه نظر واحدي برسند اقتصاد اسلامي محقق ميگردد؟!
اين امر اصلاً محقق نميشود به دليل اينكه تاكنون در بعد نظري موفق بودهايم وقتي ميخواهيم مسايل نظري را در جامعه اجرا كنيم، در بعد عملي دچار اشكال ميشويم زيرا كه در اين رابطه منافع مجريان مد نظر قرار ميگيرد.
به نظر با اين مباحث نظري قدرت اقتصادي يكي از لازمههاي موفقيت اين نظريه باشد شما با اين مسئله موافقيد؟
عدهاي هستند كه به خاطر شرايط و ويژگيهايي كه داشتهاند، توانستهاند براي خود امپراطوريهاي اقتصادي ايجاد كنند و حتي در عرصه بينالمللي وارد شدهاند آيا آنها حاضرند از منافع شخصي خود بگذرند؟! آيا بدون قدرت مالي، حكومتهاي اسلامي ميتوانند با جهان تعامل داشته باشند؟! ما بايد به هرحال قدرت اقتصادي را به وجود آوريم اگر توانستيم تكنولوژي و نيروي انساني را به كار گيريم و قدرت اقتصادي در عرصه بينالمللي پيدا كنيم آنوقت ميتوانيم در جهان حرفي براي گفتن داشته باشيم و ديگران حرف ما را گوش كنند در غير اينصورت كسي به حرف ما گوش نميكند.
با اين تفسير آن دو پايه اولي كه تبيين كرديم در هم ميريزد زيرا كه اين فكر تئوريهاي اقتصادي و مسايل بينالمللي را هرطور كه بخواهد تفسير و تحليل ميكند زيرا كه رسيدن به قدرت اقتصادي براي آن اهميت دارد. از طرف ديگر چون در حكومت اسلامي هم اين مباحث را طرح ميكنيم به قدرت رسيدن حكومت اسلامي را در كسب قدرت اقتصادي ميدانيم.
به نظر نياز به راهحل و يا راهكارهاي جديدي داريم نظر حضرتعالي در اين خصوص چيست؟
براي اينكه اين مسأله به نحوي حل شود كه در راستاي تحقق حكومت عدل جهاني حضرت وليعصر باشد، لازم است در ديدگاه سياسي اسلام با تأمل، مسأله را دنبال كنيم تا راهحلي براي آن پيدا نماييم و اين كار بسيار دشواري است.
اگر بخواهيم تنها در بعد نظري تلاش كنيم و به بعد عملي آن توجه نداشته باشيم، به راحتي اين امر محقق ميشود. بنابراين بايد اول درصدد اين باشيم كه هدف ما از طرح اين موضوعات چيست. اگر به دنبال تحقق حكومت اسلامي و اقتدار اين حكومت هستيم نميتوانيم مسايل اقتصادي را بدون در نظر گرفتن مسايل سياسي طرح كنيم، آن هم مسايل سياسي مبنايي، تحقق اين امر بسيار دشوار است اما البته شدني است ولي احتياج به برنامهريزي، سياستگذاري، تلاش و كوشش جدي و مخلصانه دارد.
آيا راههاي ديگري در اين خصوص وجود دارد؟
يك راه هم اين است كه به عنوان كارشناس اقتصادي نظر دهيم و نسبت به مسايل سياسي بيتفاوت باشيم.
راه ديگر هم اين است كه ببينيم مسايل اقتصادي به چه سمتي ميرود براي آن تئوريسازي كنيم و درواقع متخصصان اين فنآوري باشند در دست قدرت.
نسبت به تحقق هدف اول من چندان اميدي ندارم زيرا كه در طول چندين سالي كه از تحقق حكومت اسلامي ميگذرد به افرادي كه اميد داشتيم تا در راستاي اقتدار حكومت اسلامي تلاش كنند كاري جدي صورت نگرفته است. پايشان به قدرت كه رسيد خود را گم كردند. فرمانده جنگ بودند در جنگ جانشان را در دست گرفتند و جنگيدند اما بعد كه پول و مقامي بدست آوردند يادشان رفت. حلال و حرام را هم فراموش كردند گفتند راهش پيدا ميشود كه تئوري براي ما بسازند و درست كنند.
آن چيزي كه خطرناك است اين است كه ما زحمت بكشيم و تئوري بسازيم و بعد طاغوتيان بيايند بهرهاش را ببرند.
هدفمان اين باشد كه اگر يك روز كسي گفت من نميدانستم حكم اسلام چيست حجت تمام شده باشد ولي تجربه عملي نشان نميدهد كه خيلي طرفدار داشته باشد. (آنچه كه مهم است تقوي است اگر تقوي نباشد تمام اين حرفها بر باد است). شما هم اگر هدفتان اين است كه اقتصاد اسلامي به راه بيندازيد، نميتوانيد. از شما زرنگتر وجود دارد.
اما اگر هدفتان اتمام حجت است، خوب است. البته اما منفيگرا نيستيم تجربهاش را در زمان حضرت علي ديدهايم. مگر رهبريش ضعيف بود؟ چه كمبودي داشت؟ اما نشد! البته مردم ما خيلي بهتر از زمان حضرت علي هستند اما بايد واقعيتگرا باشيم.
چون كشور اسلامي است مردم ميگويند اگر آن چيزي كه مسئولين عمل ميكنند اسلامي است پس نتيجهاش كجاست و اگر اسلامي نيست چرا نيست؟
جواب اين سؤال را مقام معظم رهبري چند سال پيش فرمودند ما در راه اسلامي شدن چندين مرحله داريم: يك مرحله انقلاب و ساقط كردن رژيم طاغوت مرحله بعد نظام اسلامي را برپا كنيم بعد دولت اسلامي را تشكيل دهيم و بعد جامعه اسلامي بسازيم، فقط 2 مرحلهاش را تشكيل داديم.
ابشان از من و شما به مسائل اسلام و جامعه واردتر هستند در شرايطي بوديم كه ايشان صلاح ديدند اين را به مردم بگويند. امام خميني ميفرمودند بويي از اسلام رسيده به ما. (ما بايد اين را به مردم بفهمانيم آرام آرام).
اگر اسلام به معناي كاملش بخواهد اجرا شود خيلي شرايط ميخواهد، بزرگترين مانع خود ماييم، نخبگان جامعه. هرگاه با منافعمان نخواند بهم ميريزيم.
بزرگترين آسيب ما از اين نيست كه كسي كه آشنا به مسائل اقتصادي نيست مسئوليتهاي كليدي اقتصادي ميگيرد؟
توقع اينكه مسئولين ما از 3 پايه در حد اعلي باشند، روياست. اگر اين ميسر نبود بايد تنزل كنيم (رها كه نميتوان كرد) پس آنكه فرايند امتيازاتش بيشتر است آن را انتخاب كنيم.
اين تصور قشريگرايانه است و آن اينكه هر كاري را به خدا نسبت ميدهيم و مسئولين نظام اسلامي يعني نماينده خدا و امام زمان... هر كاري كه ميكند به حساب آنهاست. شايد دليلش هم پا برجا كردن حكومتمان باشد.
براي فرهنگسازي و اجرايي كردن امور نياز به چه مواردي بايد مدنظر قرار گيرد؟
من جور ديگر وارد ميشوم. ايدهآل اين است كه مسئولين فرهنگي در همه شاخههاي فرهنگي كار كنند به صورت ارگانيستي نه جزيرهاي، مسئله مهندسي فرهنگي.
براي مثال در جبهه جواناني بودند با كمال اخلاص كه بعضيها از اول خوب بودند و بعضي ديگر در جريان جبهه گوهر شدند. خوب جنگ تمام شد و آنها كه به اميد زيارت سيدالشهدا و شهادت برگشتند از جبهه، توقع داشتند جامعه را ميخواستند همانطور پيدا كنند، اما نبود. نميتواند آرام بگيرد. ميرود سراغ مراكزي كه احتمال ميدهد دواي دردش باشد ميرود ميبيند نه خبري نيست. اما او جوينده و تشنه است. كساني پيدا ميشوند شياد كه ادعا ميكنند آن چه را تو ميخواهي ما داريم. او تشنه است و به دام ميافتد.
اين در جامعه هست يا نه؟ بعد از جنگ اينها چقدر زياد شده انواع مكتبها و ادعاي امامزمان و خداشدن... اين را ميرساند كه نياز هست و پاسخ داده نشده. وقتي دواي اصلي پيدا نشود دنبال تقلبياش ميرود.
حالا اين تقصير كيست، پيدا كردنش به درد ما نميخورد. كار ما اين است كه كالاي اصلي را در دسترس جوان قرار دهيم تا دنبال تقلبياش نرود.
مسئله ديگر اينكه گاهي افراد مخلص هستند اما فقط در يك بُعد پيشرفت كردند و بُعد ديگرش را از دست دادهاند به خاطر همين ميگوييم بايد ارگانيستي عمل كنيم. يك نفر مثلاً فقط سينهزني ميكند ديگر به سياست و رفتار زن و بچه و... كاري ندارد ما چه بگوييم به او؟ مثل كسي كه بهش ميگوييم آش را با نمك بايد باشد، آن وقت بردارد يك كاسه نمك را 2 قاشق آش بريزد و بخورد! |
|
|
|
درج مصاحبه جعلي با مظاهري در ارگان شهرداري تهران |
|
روابط عمومی بانک مرکزی با ارسال جوابیه ای به روزنامه همشهری به درج مصاحبه ساختگی از طهماسب مظاهری در این روزنامه اعتراض کرد.
به گزارش رجانیوز، روزنامه همشهری چاپ عصر، یکشنبه گذشته مصاحبه ای به نقل از رئیس کل بانک مرکزی با عنوان "هنوز سر جای خود نشسته ام" منتشر کرد که در آن با اخبار مرتبط با شایعه استعفای مظاهری دامن زده شده بود.
با این حال، روز گذشته روابط عمومی بانک مرکزی جوابیه ای برای این روزنامه ارسال و در آن تأکید کرده است که این مصاحبه از اساس، جعلی و ساختگی است.
در این جوابیه آمده است:
«روزنامه همشهری عصر و سامانه پیام کوتاه همشهری، روز یکشنبه مورخ 19/3/87 مصاحبه ای به نقل از رئیس کل بانک مرکزی منتشر کردند که به هیچ وجه صحت ندارد. به این وسیله از مسئولان آن روزنامه درخواست می شود ضمن جلوگیری از انتشار مصاحبه ها و اخبار ساختگی، در انتشار اخبار اقتصادی خصوصاً اخبار منتسب به بانک مرکزی دقت بیشتری داشته باشند.»
سردبیری همشهری عصر و مدیریت سامانه کوتاه این روزنامه برعهده یک نفر است و دامن زدن به جنگ روانی علیه دولت و سیاه نمایی در خطوط خبری همشهری عصر و سرویس پیام کوتاه این روزنامه، جزء اولویت های این رسانه وابسته به شهرداری تهران می باشد.
پیش از این نیز هفته نامه شهروند اقدام به انتشار مصاحبه ای ساختگی از مظاهری کرده بود.
|
|
|
|
|
|
يادداشت جديد رئيسجمهور |
|
دکتر احمدي نژاد در يادداشت جديد در وبلاگ شخصي خود که ساعت 4:19 سحرگاه امروز منتشر شده است، به جنجال سازي مخالفان پس از آنکه وي مباني اعتقادي خود درباره مديريت جهاني امام زمان(ع) را در جمع روحانيون مشهد تشريح کرده بود، پاسخ گفت.
به گزارش رجانيوز، رئيس جمهور در اين يادداشت تمسخر مديريت جهاني امام عصر(عج) را ناشي از نوعي نگاه ماترياليستي و در تضاد با انديشه هاي امام خميني مي داند و تلويحاً به کساني که با لعاب و پوشش مذهبي به اين سخنان ايراد گرفته بودند، طعنه زده و از آنان به مذهبيوني که جهان بيني مذهبي ندارند و تنها از ادبيات مذهبي استفاده مي کنند، ياد مي نمايد. متن کامل اين يادداشت در ادامه آمده است:
در عصر امام خمینی، لیاقت آن را یافتیم که به چشم خود، دو فرهنگ سیاسی متفاوت را به موازات یکدیگر، تجربه و مقایسه کنیم. در یکسو، "سیاستمداران" بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سیاست و قدرت و چرتکه اندازی های عادی و مادی، تحلیل می کنند و تصمیم می گیرند. آنان هیچ وقت و هیچ کجا، دست خدا و مدیریت الهی را نمی بینند و هرگز حتی هاله ای از نور عنایت خدا را که در عصر خمینی عزیز بر این ملت باریدن گرفت، مشاهده نمی کنند. اصطلاحاً مذهبی اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سیاسی اشان، با اهداف و با طرز محاسبات مادیون عالم، تفاوتی ندارد. منکر تدبیر الهی و دست غیب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماتریالیست های عالم، حضور خدا و حجت خدا را در تحولات عالم و سیر تاریخ بشر انکار می کنند و ای کاش فقط انکار می کردند، به سخره می گیرند و نیشخند می زنند.
اما خط دوم، خط خمینی است که نه "سیاستمدار"، بلکه "حقیقتمدار" بود. او سیاست را هم از منظر معنوی می دید، دست خدا را بالاتر از همه دست ها به وضوح می دید، در هیچ مرحله ای از مراحل مبارزه، ماده را مستقل از معنا ندید و هرگز تن به محاسبات صرفاً مادی نداد و هرچه می شد و می کرد، به خدا و عالم بالا نسبت می داد. انقلاب را کار خدا می خواند، جمله های او با خدا آغاز می شد، می گفت قلب مردم را خدا منقلب کرد، خرمشهر را خدا آزاد کرد، ابرقدرتها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهی می خواند، زیرا فتح بدست اوست "و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی". در معجزه طبس که طوفان شن، جنگنده های مهاجم امریکایی را نابود کرد و دقیقاً آنگاه که دوست و دشمن، مشغول تفسیرهای صرفاً سیاسی و نظامی از ماجرا بودند، او صریحاً اعلام کرد که آن شن ها مأمور خدا بودند. او تحول ملت ایران را تحولی الهی می دانست و می گفت "این یک امر غیر عادی است که حاصل شده" و "از اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم، معجزات بوده است". او می گفت "جنود غیبی همانطور که در صدر اسلام بود، همان تأییدات غیبی ملایکه الهی امروز هم با ماست" و "بدون توجه خاص حضرت بقیه الله (عج) کاری نمی توانیم بکنیم". او همه جا جنود خداوند را می دید و از همه چیز، تفسیری الهی و ماوراء مادی داشت بی آنکه سلسله عوامل ظاهری و طبیعی را انکار کند.
همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آنکه این انقلاب را باید تحویل او بدهیم، برزبان می آورد، پیروزی های جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت می رساند و پیشرفت انقلاب و اقبال دل ها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا کننده عدل جهانی می نامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب جهانی ایشان می دانست.
او همه چیز را تحت عنایت الهی و نظارت حجت خدا می دید و همانگونه که آن روز، برخی گروههای سیاسی، این طرزتعبیر را مصداق ارتجاع و خرافه می نامیدند، امروز نیز کسانی، دیگر حتی هاله ای از نور را هم نمی بینند، خداوند را از محاسبات سیاسی خود کنار گذاشته اند و می خواهند خود صاحب و مالک انقلاب باشند، حال آنکه در منطق خمینی بزرگ، صاحب اصلی انقلاب، حجت خدا و توده های مردم بودند.
اینان، همان سیاستمداران و قدرتمدارانی هستند که اگر مذهبی هم باشند، جهانبینی مذهبی ندارند و تنها از ادبیات مذهبی، استفاده می کنند و الا اگر همچون خمینی کبیر، توحید افعالی را پذیرفته بودند، ولایت تکوینی حضرت ولی عصر (عج) به اذن خدا را مورد تمسخر قرار نمی دادند و هاله های نور را نه فقط در گوشه ای از عالم انکار نمی کرند، بلکه عالم را سراسر غرق در نور عنایت و تدبیر خداوند می دیدند. امام عارفان به ما آموخت که سیاست را و همه چیز را از چنین چشم اندازی بنگریم و همه جا و در همه چیز و در همه پیروزی ها، دست خدا و عنایت حجت خدا را ببینیم و هیچ حسنه ای را به خود و هیچ سیئه ای را به خدا نسبت ندهیم و پیروزی ها را اتفاقی ندانیم و نگوییم فلان حادثه اتفاق افتاد، و هیچ پیروزی را نیز مغرورانه به خود نسبت ندهیم. در منطق امام خمینی، نباید از محاسبات مادی ذره ای غافل شویم، اما هرگز نباید در محاسبات مادی نیز غرق شد. او حتی در فرو ریختن چهارده کنگره کاخ کسری هنگام تولد پیامبر اعظم (ص)، علامتی معنوی بر وقوع انقلاب اسلامی ایران در قرن چهاردهم هجری می دید، در هر حادثه ظاهراً طبیعی، یک زمینه ماوراءطبیعی و دست خدا را می دید، و همه پیشرفت ها و پیروزی هایی را که نابینایان خودبین به خود منتسب می کردند، او که نایب مهدی (عج) بود به مهدی (عج ) متعلق می دانست و همه را از برکت او می دید.
من امروز نیز فقط و فقط، تحلیل های سیاسی از نوع امام را موفق می دانم و حال که تبدیل جنبش ظاهراً کوچک پانزده خرداد به یک نهضت عظیم و بین المللی از شرق آسیا تا قلب اروپا و از آسیای میانه تا عمق آفریقا را می بینیم، می توانیم آزمون موفق این چشم انداز را حتی با چشم مادی هم ببینیم و هرچه هم قسی القلب باشیم، نمی توانیم هاله های نور خدا را منکر شویم. هرکس نمی بیند به کوری خود اعتراف کرده است.
وقتی به چشم دیدیم که "پیشرفت های عظیم علمی و اقتصادی" دهه سوم انقلاب، چگونه نتیجه عملی تحریم ها و محاصره اقتصادی دهه اول و دوم است، در حالی که نتیجه عادی و طبیعی تحریم ها باید به ضعیف شدن ما منجر می شد ولی برعکس صد بار قویترمان کرده است، چگونه می توانیم هاله ها و امواج نور الهی را نبینیم؟! اگر شن های طبس مأمور خدا بودند و اگر صاحب اصلی انقلاب دلواپس این انقلاب است، پس چگونه است که کسانی از دعوی مدیریت الهی عالم، تعجب کرده و آن را مورد تمسخر قرار می دهند؟!
وقتی محاصره نظامی و حضور اشغالگران در شرق و غرب و شمال و جنوب که طبق محاسبات مادی، باید به ترس و ضعف و تسلیم یا حتی فروپاشی جمهوری اسلامی می انجامید، پس از 5 سال، کاملاً نتیجه عکس داده و جمهوری اسلامی، قدرت اول منطقه و یکی از چند قدرت تأثیرگذار در سطح جهان شده است، آیا این چیزی جز مدیریت الهی است؟ و آیا مصداق بارز عنایت حجت خدا که متولی همه امور از طرف خدا و واسطه فیض و هدایت اوست، نیست؟ آیا این همان دست غیبی و ولایت باطنی حضرت صاحب الامر (عج) نیست که امام بارها می گفت که در حوادث مختلف، می بینیم که گره های فروبسته چگونه به طرز غیر طبیعی و ماوراء طبیعی، گشوده می شود، در حالیکه هیچ کاری از ما بر نمی آمده و گاه ما حتی از اصل خطری که مارا تهدید می کرده است، بی اطلاع بوده ایم و مقام معظم رهبری نیز چندین بار این مضمون را از امام عزیز نقل کرده اند.
اگر عده ای فریبکارانه تلاش می کنند این حقیقت را به طرز فکر باطل حجتیه نسبت دهند، تحریف بی ثمری است. تفکر حجتیه ای، از مفهوم "مهدویت و انتظار"، فرهنگ تسلیم و سازش و تفکیک دین از سیاست را نتیجه می گرفت و به "نفی تکلیف" می رسید. حال آنکه امام که همواره خود و نهضت را زیر سایه حضرت می دید، فرهنگ انتظار و مهدویت را پشتوانه مبارزه و جهاد و سیاست معنوی و انقلاب الهی خود می خواند و به "اثبات تکلیف" می رسید و این تفاوت بسیار مهمی است.
امام که از ولایت تکوینی "انسان کامل" و "ولی خدا" و از مدیریت و هدایت حضرت همچون خورشیدی که از پس ابر، همچنان نور وانرژی می بخشد، سخن می گفت و هرگز نه تعیین وقت برای ظهور کرد و نه مشکلات و کمبودها را به پای حضرت نوشت، آیا او ادعای الوهیت یا ربوبیت برای حضرت و یا برای خود کرد؟ آیا اگر صاحب اصلی انقلاب را حضرت ولی عصر می دانست، قصد خرافه پردازی یا عوام فریبی و سلب تکلیف از خود را داشت؟!
برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام با وسعتی عجیب و تحریف هایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت! نوشتند که احمدی نژاد در هیئت دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز می چیند! احمدی نژاد در دوره شهرداری، مسیر حرکت کاروان حضرت از مکه به تهران را پیشاپیش آسفالت کرده است! احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران شدن برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است! این در حالی بود که من چند بار گفته ام که برخی گرانی ها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیایی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم نشده اند و از مردم و دولت، یکجا انتقام می گیرند. متأسفانه آنانکه مسئول رسیدگی و اجرای عدالت اند نیز، اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر می شوند و گویا پیام هشت ماده ای رهبری را هم شعاری و عوام فریبی می دانند! مشاهده نور خدا در عالم سیاست، و در فتوحاتی که پیاپی در لبنان، فلسطین تا عراق و ایران و حتی در نیویورک، به نفع ارزش های انقلابی و اسلامی واقع می شود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحیدی امام خمینی پرورش یافته اند و برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلکه ندیدن این هاله های نور است که عجیب وعیب است.
آری، حجت خدا، زنده وحاضر است و ادامه حیات در روی زمین، به اذن خدا، پیوسته به حضور حجت الهی در زمین است و حضرت، این انقلاب را و شیعه و مسلمین را و بلکه مستضعفین عالم را به حال خود، رها نکرده و نخواهد کرد. آری هرگز خداوند خود را کنار نکشیده و امور عالم و آدم را به کسی جز خود واگذار و تفویض نکرده و این تفکر غالیان است اما خداوند از طریق ولی و حجت خود، عالم را مدیریت و تدبیر می کند و مفهوم ولایت تکوینی اولیای الهی، همین است. ما مفتخریم که سیاستمدار به آن معنی که در ابتدا گفته شد نیستیم و ان شاء الله هرگز هم نخواهیم شد. ما باید همچون امام خمینی (ره) باشیم که خود را در محضر خدا و عامل اجرایی دین خدا و در خدمت حجت خدا می دید و نه برای خود، استقلال و منیتی قائل بود و نه برای دشمنان و ابرقدرت ها، کمترین حیثیت و قدرتی می دید و لذا نه می ترسید، نه مأیوس می شد و نه هرگز دچار غرور می گشت.
سالگرد 14 و 15 خرداد، فرصتی برای بازگشت به جهانبینی توحیدی و هاله معنوی خمینی بزرگ است و ملت ما هم انتظار فرج از نیمه خرداد می کشد.
این دولت در سه سال گذشته کوشیده است با جهان بینی امام راحلمان، به صحنه بنگرد و تفکر معنوی آن مجاهد عارف را خرافه نمی داند. سراسر زیارت جامعه کبیره که امام آن را ترک نمی کرد، حاوی همین جهان بینی توحیدی و شیعی است و در عین حال این دولت هرگز ضعف ها و خطاهای احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام و والاتر از او حضرت ولیعصر (عج) ننوشته و امروز که با افتخار وکمال قدرت، سال چهارم خود را نیز از مبدأ 15 خرداد با نشاطی همچون سال اول و روز اول به قصد تحولات بزرگ در عرصه های مهم مدیریت و اقتصاد کشور آغاز می کند، شجاعانه مسئولیت آن را می پذیرد و صادقانه، بر وجود موانع ساختاری و سیاسی و مافیایی نیز تأکید می کند. اما به دور از هر نوع بهانه جویی و عافیت طلبی، اعلام می کند که تا آخرین ساعت و دقیقه این دولت، به وظیفه خود در برابر خدا و مردم، عمل می کنیم و با استفاده از نخبگان همفکر، موانع را به لطف خدا کنار می زنیم زیرا چنانچه پیشتر نیز گفته ام، بدون اصلاح بزرگ در سامانه اقتصادی که ارکان آن عبارتند از "نظام مالیاتی"، "گمرک و واردات و صادرات"، "نظام تأمین اجتماعی"، "نظام پولی و بانکی"، "نظام یارانه ها"، و "سیستم توزیع کالا و تجارت داخلی"، نه توسعه مداران به توسعه خواهند رسید و نه عدالتخواهان به عدالت نزدیک خواهند شد و این دولت که در پی "توسعه عدالت محور" است، با همه قدرت و پشتیبانی ملت و حمایت رهبری و همکاری مجلس به فضل خدا در این یکسال، کلید تحولات بزرگ علمی و حساب شده را در این عرصه ها خواهد زد.
اگر دهه چهارم انقلاب، دهه "پیشرفت و عدالت" است، بدون تغییرات بزرگ در این چند عرصه، هیچ کاری نمی توان کرد. هنر بزرگ، آن است که به خداوند اعتماد کنیم و "مردم" را باور کنیم، هاله های نور را ببینیم و به عنایت حضرت (عج) دلگرم باشیم و راه خمینی عزیز را نه با زبان، که با ذهن و قلب و دست، ادامه دهیم، نسخه های ترجمه ای را تبدیل به متن مقدس نکنیم و به عقل و تجربه و اندیشه ایرانی و جوانان دانشگاهی خود نیز احترام بگذاریم زیرا چنانکه امام عاشقان و مقتدای عاقلان گفت: "ما می توانیم". ملت ما توانست و به فضل الهی بیش از این ها نیز خواهد توانست. |
|
شنيده ها: |
|
>> مسئول حوزه ریاست نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها طی نامه ای خطاب به رئیس جهاد دانشگاهی نسبت به سوءاستفاده از عنوان هیئت امنا در اخبار منتشر شده از سفر مدیران جهاد دانشگاهی به قم اعتراض کرده و خواستار اصلاح این خبر شده است.
>> گفته می شود سفر 10 روزه رئیس مجمع تشخیص مصلحت با جمع زیادی از اعضا و کارکنان این مجمع به عربستان سعودی با هواپیمای 321 تشریفاتی ایرباس انجام شده است.وي امروز به تهران بازخواهد گشت.
>> همزمان با سفر رئیس جمهور به رم پایتخت ایتالیا و سخنرانی در اجلاس فائو، شهردار رم تظاهراتی علیه دکتر احمدی نژاد برپا کرده که برخی مقامات این کشور نیز در آن شرکت کرده اند. در این تظاهرات به نشانه اعتراض به سخنان ضدصهیونیستی رئیس جمهور ایران، 10 دقیقه پروژکتورهای محل تجمع را خاموش کرده اند.
>> به زودی 10 استاندار کشور تغییر خواهند کرد. عدم اجرای مطابق با برنامه مصوبات استانی و برخی ضعف های اجرایی، دلیل این تغییرات عنوان شده است.
>> حدادعادل بنا بر توصیه جمعیت ایثارگران تصمیم گرفته است هیچ مسئولیتی را در مجلس قبول نکند و بر همین اساس پیشنهادهایی مانند ریاست مرکز پژوهش ها و ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس را رد کرده است.
>> در پي توسعه فعاليت بهايي ها در ايران و دستگيري 6 تن از سران آنها، "خديجه.م" از بهايي ها خواسته نماينده اي را جهت عضويت در كميته موقتي كه تحت عنوان صلح و حقوق بشر ايجاد كرده، معرفي نمايند.
>> دکتر احمدی نژاد در هامش نامه مردمی درخصوص منازل مجتمع مسکونی 22 بهمن که سالهاست با اخذ مبالغی از مردم از تحویل منازل به مردم خودداری می شود، تأکید کرده است در این زمینه تحقیق و گزارش فوری داده شود.
>> با اصرار فاطمه آلیا نماینده تهران در اعتراض به اعتبارنامه رضا عبدالهی نماینده ماهنشان، وی از رقابت برای ریاست کمیسیون برنامه و بودجه مجلس بازخواهد ماند.
>> عبدالرحمن دزفولیان رئیس دانشگاه آزاد اهواز برکنار شد.
>> در حالیکه کمتر از 10 ماه از افتتاح حساب بانک سامان برای طلاب می گذرد، مرکز خدمات رفاهی حوزه اعلام کرده قرارداد مرکز با بانک سامان فسخ شده و قرارداد جدیدی با بانک پارسیان برای صدور کارت های جدید برای طلاب منعقد خواهد شد. از هزینه های تحمیلی در اثر این جابجایی گزارشی منتشر نشده است |
|
مناظره سرپايي رسايي و محتشمي: |
|
رییس دفتر جریان شناسی تاریخ معاصرگفت: در مجلس ختم یک خادم قرآني که روز گذشته به طور اتفاقی با آقای محتشمی روبه رو شدم، پیشنهاد گفتگو و مناظره دوستانه ای را به وی دادم که با آن مخالفت کرد.
حجت الاسلام حمید رسایی در گفتگو با رجانیوز اظهار داشت: بنده به عنوان نویسنده کتاب "بازی ترور" که در آن تهاجم تریبون های تجدید نظرطلب به آیت الله مصباح را مورد ارزیابی ونقد قرار داده و همچنین در کتاب مصباح دوستان به عنوان ناظر عالی نقش داشتم، آمادگی خود را برای مناظره با آقای محتشمی و هرکس دیگری که با وی درباره آیت الله مصباح هم نظر است، اعلام می کنم.
وی فقدان پشتوانه علمی و منطقی را از جمله دلایل فرار توهین کنندگان به آیت الله مصباح از مناظره ذکر کرد و افزود: آقای محتشمی در پاسخ به پیشنهاد مناظره گفت: شما حرف های مرا نمی پذیرید و سخن گفتن با شما فایده ای ندارد.
این نماینده مجلس در ادامه به گفتگوی کوتاه خود با محتشمی اشاره کرد و گفت: در این گفتگو از آقای محتشمی خواستم علت اینگونه سخن گفتن در مورد آیت الله مصباح را بگوید که وی ادعا کرد همه کسانی که در شکل گیری انقلاب سابقه داشته اند، می دانند که مصباح هیچ کاری برای انقلاب نکرده است.
رسایی ادامه داد: به وی عرض کردم شخصیت هایی مانند رهبر انقلاب و یا آقای رحیمیان مگر در انقلاب سابقه ای نداشته اند که این گونه از آیت الله مصباح تعریف و تمجید می کنند که وی به جای پاسخگویی ضمن توهین به آقای رحیمیان این یار دیرین و عضو شاخص دفتر امام(ره)، ایشان را متهم به بی سوادی و کم اطلاعی کرد.
وی ادامه داد: محتشمی پور مهمترین دلیل جواز اهانت به آیت الله مصباح را دعوت کشورهای اروپایی از ایشان برای سخنرانی می دانست و می گفت این دعوت ها نشان دهنده حمایت غرب و امریکا از تفکرات آقای مصباح است!
رسایی همچنین اظهار داشت: به آقای محتشمی گفتم این دعوت ها از سوی مجامع اسلامی و علمی صورت گرفته نه نهاد های حکومتی. علاوه بر آن اگر مدعای شما را بپذیریم پس تفکر آقای خاتمی هم تفکری است که مورد قبول کشورهای غربی و امریکاست چراکه از ایشان هم بارها توسط مراکز رسمی غرب دعوت به عمل آمده است که تنها پاسخ آقای محتشمی پور این بود که مگر ما آقای خاتمی را قبول داریم؟!
وی با بیان اینکه محتشمی در پاسخ به این سؤال که چرا در دوره دوم خرداد نسبت به زیر سؤال بردن مبانی امام(ره) سکوت کردید، گفت: ما در آن زمان هم مواضعی داشتیم. من به ایشان عرض کردم چرا هیچ کدام از آن مواضع را با این عطش و حرارت که علیه آیت الله مصباح سخن گفتید، مطرح نکردید؟
وی ادامه داد: از آقای محتشمی سؤال کردم آیا هر جریان، فرقه و فردی که رسانه های غربی از آن حمایت کرده اند، باطل است که ایشان گفت یقیناً اینگونه است که به ایشان گفتم با این تفاسیر حمایت های مکرر رسانه های غربی و سردمداران آمریکا از اصلاح طلبان حاکی از بطلان تفکر اصلاح طلبان است که آقای محتشمی پور با بیان اینکه به طور قطع آنها هم باطلند، سخن بنده را تأیید کرد.
رسایی در ادامه اظهار داشت: آقای محتشمی همچنین ادعا کرد "آقای مصباح در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه خود گفته اند که دانشجویان دین ندارند و کسی که این حرف را بزند من کمترین احترامی برای او قائل نیستم" من در پاسخ به آقای محتشمی به خاطره دیدار خود با مرحوم توسلی پس از تحصن طلاب قم اشاره کردم که در آن دیدار مرحوم آقاي توسلي همان ابتداي جلسه بخشي از سخنان امام(ره) را که فرموده بودند تحصن حرام است و کسي حق ندارد، تحصن کند، با توپ و تشر برای ما خواندند. به ايشان گفتم با قبول اينکه تحصن حرام است، چرا شما در 18 تير وقتي عده اي آمدند و به اسم دانشجو تحصن کردند و کار را به آنجا کشاندند که تمام ارکان نظام را زير سئوال بردند، نرفتيد براي آنها اين جملات را بخوانيد و اين کار را متوقف کنيد؟ مرحوم توسلی در جواب گفتند شما طلبه ايد و سرتان مي شود، دانشجوها که دين ندارند. آقای محتشمی پور با سکوت خود در قبال نقل این خاطره پاسخ من را دادند.
رسایی از دیگر انتقادات محتشمی پور به آیت الله مصباح را عدم حضور ایشان در جبهه عنوان کرد و ادامه داد: به وي گفتم اولاً که ايشان و فرزندانشان سابقه حضور در جبهه را دارند اما بر فرض هم که اينطور نبود، آیا آقای خاتمی سابقه حضور در جبهه دارند؟ که پاسخ داد من خاتمی را قبول ندارم.
وی در پایان با تأکید بر اینکه آقایان به این خاطر که استدلالی ندارند به توهین روی آورده اند، گفت: اگر بخواهیم فرقه مصباحیه را بنا بر مشی و روش آیت الله مصباح تعریف کنیم، باید بگوییم که فرقه مصباحیه یعنی فرقه تکلیف گرایی که این مطلب را آیت الله مصباح در زمانی که کرسی های عالی تدریس فلسفه در دانشگاه های معتبر دنیا را در اختیار داشتند و آنها را رها کرده بودند، مطرح کرده و گفتند که من یک آخوند دوره گرد شدم، به شهر و روستا می روم و سخنرانی می کنم، چون تکلیفم این است.
|
|
|
|
|
|
نایب رئیس جامعه مدرسین در گفتگو با رجانيوز: |
|
نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: اگر بخواهیم نام یکی از شخصیت های علمی و سرمایه های ملی را بر زبان جاری کنیم، بی شک آن شخص کسی جز آیت الله مصباح نیست که تمام هستی خود را وقف دین و انقلاب کرده است.
حجت الاسلام حسینی بوشهری در گفتگو با رجانیوز تأکید کرد: آیت الله مصباح کسی است که بیش از نیم قرن با تلاش و جدیت در عرصه های مختلف به عنوان یک خدمتگزار صادق نسبت به مکتب و شریعت فعالیت کرده است.
وی با بیان اینکه روز به روز شاهد رشد و پیشرفت مؤسسه علمی- پژوهیشی امام خمینی(ره) که آیت الله مصباح تأسیس کردند، هستیم، افزود: خدمات ویژه ای از سوی فارغ التحصیلان این مؤسسه چه در حوزه علمیه و چه در خارج از حوزه ارائه می شود که نشان دهنده این است که این مؤسسه از معدود مؤسسات مفیدی است که در کشور داریم.
عضو شورای عالی حوزه علمیه قم تصریح کرد: شخصیت علمی و فلسفی آیت الله مصباح به گونه ای است که بارها مورد نظر و عنایت رهبر انقلاب قرار گرفته و از ایشان همیشه با بزرگی و عظمت یاد کرده اند.
وی شاگردان فراوان، آثار و تألیفات و بیان رسا را از جمله ویژگی های آیت الله مصباح برشمرد و خاطر نشان کرد: آیت الله مصباح کسی است که تمام هستی خود را وقف دین و انقلاب کرده است.
وی با تأکید بر اینکه هر انسان منصفی که آثار وجودی ایشان را می بیند، پیوسته از او با نام نیک یاد می کند، ادامه داد: بسیار در شگفتم که آیا در جامعه ای که باید فرهنگ دینی، اسلامی و قرآنی حاکم باشد، با اهانت کاری از پیش می رود و به دوستان انقلاب خدمت می شود؟
بوشهری با ابراز تأسف شدید از اهانت صورت گرفته به آیت الله مصباح تأکید کرد: با اهانت به چنین شخصیت بزرگواری تنها دشمنان انقلاب سود می برند.
وی با بیان اینکه گاهی اینگونه رفتارها و اقدامات نسنجیده منجر به جلب نظرات به سمت شخصیت اهانت شده می شود، ابراز امیدواری کرد کسانی که آیت الله مصباح را نمی شناسند، با مطالعه دقیق به ابعاد شخصیت ایشان پی ببرند.
مدیر سابق حوزه علمیه قم در ادامه یادآور شد: اینگونه توهین ها منجر به شکستن ارکان نظام و انقلاب و از بین رفتن سرمایه های ملی و دینی ما می شود و کسی راضی نیست که اینچنین شخصیت هایی خود را مورد توهین قرار داده و با چنین سرمایه هایی اینگونه برخورد کنیم.
وی آیت الله مصباح یزدی را مانند آفتاب درخشانی توصیف و تأکید کرد: باید به کسانی که اینگونه نسبت به چنین سرمایه هایی اهانت می کنند، هشدار داد و نهیب زد که با دست خود سرمایه ها را از بین نبرید.
|
|
|
|
رهبر انقلاب در ديدار نمايندگان مجلس هشتم |
|
رهبر معظم انقلاب اسلامي تاكيد كردند: مجلس هشتم بايد بر همكاري با دولت به عنوان يك اصل تكيه كند چرا كه دولت انصافا پركار و خستگي ناپذير است و همان كارها و اهدافي را پيگيري ميكند كه مجلس در پي آن است.
حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز سه شنبه در ديدار نمايندگان دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي، مردم سالاري ديني را متكي و مبتني بر ولايت پروردگار خواندند و با تاكيد بر اهميت دو وظيفه اساسي مجلس يعني قانونگذاري و نظارت، و نيز حفظ و تقويت همگرايي قواي سه گانه افزودند: نمايندگان مجلس بايد حقيقتا مردمي باشند و مردمي بمانند.
ايشان عبوديت و احساس مسئوليت در مقابل پروردگار را، مهم تر از همه عوامل و مسائل دانستند و خاطرنشان كردند: اگر مسئولان و مديران نظام، از چنين احساس و تعهدي برخوردار باشند، همه اختلاف نظرها و سلايق و همه انگيزههاي معقول در محيطي امن و آرام، همگرا ميشود و كارها و مشكلات تدبير خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامي تكامل معنوي انسان را هدف نهايي جمهوري اسلامي ايران برشمردند و خاطرنشان كردند: تشكيل جامعه اسلامي با نظامي عادلانه، هدف ميانهاي است كه زمينه را براي تحقق هدف غايي پيامبران، يعني تكامل معنوي بشر، فراهم ميكند.
حضرت آيت الله خامنه اي، شناخت و درك تكاليف الهي و انجام دادن شجاعانه، قاطعانه و توأم با آرامش قلبي اين تكاليف را زمينه ساز جلب رضايت پروردگار و رسيدن هر فرد به نقطه امن و امان الهي دانستند و افزودند: اين تكاليف، هنگامي كه شخص در موضع بسيار حساس قانونگذاري براي كشور قرار مي گيرد، بسيار سنگين و پراهميت ميشود.
ايشان، قانون را نرم افزار حركت عظيم هر كشور خواندند و افزودند: قانونگذاري براي هر كشور و ملتي في نفسه مهم است اما براي كشوري همچون جمهوري اسلامي ايران و ملت بزرگي نظير ملت ايران كه راه نويني را درمقابل بشر گشوده است، از اهميتي بسيار فراوان تر برخوردار ميشود.
حضرت آيت الله خامنهاي جمهوري اسلامي را فريادي رسا و بلند در مقابل حركت كور نظام هاي سلطه براي پايمال كردن انسانيت و عدالت برشمردند و خاطرنشان كردند: تنها راه گسترش نفوذ معنوي اين فرياد رسا و اين پيام نو و نجات بخش، تبليغ صحيح، يعني تشكيل نظامي عادلانه و مبتني بر تفكرات اسلامي و ارائه آن به ملتهاست چرا كه حرف و پيام امام خميني (ره) و جمهوري اسلامي، ذاتاً جذاب و اثربخش است.
ايشان، مردمسالاري ديني و مظاهر آن از جمله نمايندگي ملت در نظام جمهوري اسلامي را داراي ريشههايي بسيار عميق دانستند و افزودند: ولايت الله، مبنا و پايه اساسي تفكر اسلامي است و خداوند به انسان ها حق داده است كه اين ولايت را به كس يا كساني بسپارند كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مجاري اين اعمال ولايت و واگذاري حق، يعني انتخابات، مشخص شده است و اين، پايه اصيل، عميق و حقيقتاً مورد اعتقاد مردمسالاري ديني است.
ايشان با تبيين تفاوت نگاه هاي موجود در نظام ها و دموكراسيهاي رايج در جهان با بينش اسلامي افزودند: در نگاه اسلامي، ولايت مختص پروردگار است و اين ولايت تنها از مجاري الهي كه در اسلام تعيين و براساس كتاب و سنت در قانون اساسي بر آن تاكيد شده، قابل اعمال و مورد قبول است كه با اين نگاه و بينش، نمايندگي ملت به ولايتي كه برخاسته از ولايت الهي است، تبديل مي شود و به همين علت، قوانيني كه تصويب ميشود براي همه لازم الاجرا است.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به نكات مورد تأكيد در پيام ايشان به مناسبت آغاز فعاليت مجلس هشتم افزودند: قانون بايد جامع، كامل، ماندگار، صريح، تأويل ناپذير، كارشناسي شده، گره گشا و ناظر بر مشكلات زندگي مردم باشد و جز مواردي كه براي باز كردن گرهها در كوتاه مدت لازم است، بتواند در شرايط و موقعيت هاي مختلف اجرا شود و مردم را درباره به تصميماتشان براي آينده، خاطرجمع كند.
ایشان تدابیر میان قوه ای را برای حل تفاوت دیدگاهها و سلایق ضروری دانستند و افزودند: اگر درباره حدود اختیارات، تفاوت دیدگاهی وجود داشته باشد، می توان با تعامل مسئولان قوا و استناد به قانون اساسی، بهره مندی از دیدگاه کسانی که در قانون اساسی به عنوان مفسران این قانون تعیین شده اند و نیز استفاده از نظر نخبگان و صاحبنظران، آنها را حل کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای بر پرهیز کامل نمایندگان مردم از تأثیرپذیری از افراد متنفذ تأکید و خاطرنشان کردند: نمایندگان مجلس باید استقلال در تصمیم گیری را که قانون اساسی به آنها داده است، کاملاً حفظ کنند.
رهبر انقلاب اسلامی، نظارت مجلس را به موازات قانونگذاری، بسیار مهم و لازم دانستند و افزودند: در اوج اعمال وظایف نظارتی مجلس، باید کاملاً مراقب و هوشیار بود که این امر، به وسیله ای برای معارضه قوا تبدیل نشود.
ایشان خاطرنشان کردند: ایجاد اختلاف میان قوا و رخنه در بافت یکپارچه مجموعه قوای سه گانه که فرماندهی کل کشور را بر عهده دارند، از آرزوهای بزرگ و دیرینه دشمنان اسلام و ملت ایران است که گاه علناً و هم اکنون به طور غیرعلنی اما کاملاً جدی پیگیری می شود و باید مراقب آن بود.
ایشان با تشکر صمیمانه و عمیق از تلاشهای آقای حدادعادل رئیس، هیأت رئیسه و نمایندگان مجلس هفتم برای جلوگیری از بروز اختلاف میان مجلس با قوای دیگر افزودند: مجلس هشتم نیز باید بر این مسئله و همکاری با دولت به عنوان یک اصل تکیه کند چرا که دولت انصافاً پرکار و خستگی ناپذیر است و همان کارها و اهدافی را پیگیری می کند که مجلس در پی آن است.
حضرت آیت الله خامنه ای مردمی ماندن نمایندگان مجلس و استمرار ارتباط با مردم را مهم خواندند و افزودند: در جمهوری اسلامی هیچ کسی و هیچ مسئولی نباید به شکل گیری یک طبقه جدید اشرافی کمک کند، به همین علت همه مسئولان از جمله نمایندگان مجلس باید پاک وارد میدان شوند و پاک بمانند و در مقابل فتنه های پیچیده دل، کاملاً مقاومت و مراقبت کنند.
رهبر انقلاب اسلامی خودسازی را، اساس همه موفقیتهای حقیقی دانستند و نمایندگان منتخب ملت را به یاری گرفتن از پروردگار، پناه آوردن به قرآن و ادعیه و قدرشناسی دوران کوتاه 4 سال نمایندگی، توصیه کردند.
در آغاز این دیدار آقای لاریجانی رئیس مجلس هشتم با اشاره به توان علمی و تجربی نمایندگان این دوره گفت: ظرفیت تخصصی همراه با تجربیات مفید نمایندگان، زمینه لازم را برای حرکت نرم افزاری کشور فراهم می کند، ضمن آنکه قصد داریم با اتصال این ظرفیت به قلمرو وسیع نخبگان، جوهره عقلانیت نظام را توسعه دهیم.
آقای لاریجانی به همزمانی آغاز به کار مجلس هشتم با موقعیت ممتاز بین المللی نظام جمهوری اسلامی و نیز شرایط داخلی کشور اشاره کرد و افزود: با وجود این موفقیتها، پیچیدگی شرایط بیرونی، دقت در تصمیم گیری و اجرا را می طلبد و مجلس آماده است با کمک به سایر قوا، حرکت توسعه عدالت خواهانه و روند تحقق اهداف سند چشم انداز را شتاب بخشد.
رئیس مجلس شورای اسلامی تدوین مدل توسعه بومی کشور را ضروری دانست و افزود: این مدل توسعه باید برپایه تأملات اصیل اسلامی و فقهی، دستاوردهای مدیریت 30 ساله کشور و تجربیات دنیای امروز تدوین شود.
آقای لاریجانی از تدوین روش های نوین نظارت فعالانه مجلس خبر داد و با اشاره به تشکیل کمیته های هماهنگی با سایر قوا گفت در رایزنی با رئیس جمهور و رئیس قوه قضاییه به ترکیب مناسبی برای این کمیته های کارشناسی رسیده ایم و روند اجرای وظایف سنگین مجلس را به یاری خداوند و با تدبیر، دوراندیشی شجاعت و صراحت ادامه می دهیم.
|
|
تعهد به پرخاش علیه دیپلماسی فعال |
|
گروه سیاسی: سال گذشته پس از سفر رئیس جمهور به دوحه برای حضور در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس، احمد توکلی در نامه سرگشاده ای که به "تیتریک" اغلب روزنامه های دوم خردادی نیز تبدیل شد، با ذکر 2 دلیل این سفر را نادرست خواند و به انجام آن ایراد گرفت.
به گزارش رجانیوز، توکلی در نامه خود دلیل اول نادرست بودن این سفر را مستند به این ادعا کرد که سفر به درخواست ایران صورت گرفته است، نه دعوت اعراب. ادعایی که بلافاصله تکذیب شد و نخست وزیر قطر از سازنده بودن این سفر و استقبال از پیشنهادهای ایران توسط سران کشورهای عضو خلیج فارس خبر داد. همچنین سفیر امریکا در یکی از کشورهای عربی در دیدار معاون وزیر خارجه این کشور از دعوت رییس جمهور ایران به دوحه انتقاد و تأکید کرد اعراب بین ما و ایران یکی را انتخاب کنند.
توکلی دومین دلیل نادرست بودن این سفر را نیز تکرار ادعای امارات علیه جزایر سه گانه در بیانیه پایانی اجلاس دانست.
انتقادات هماهنگ روزنامه های دوم خردادی و توکلی در قبال این سفر با واکنش رهبر انقلاب در سفر به استان یزد روبرو شد و ایشان در جمع دانشجویان استان تأکید کردند: «البته بعضى بدخواه هستند، اما غالباً بدخواه نيستند؛ ملتفت نيستند، ارزيابى درستى از كار خودشان ندارند. دولت تصميم اقتصادى مي گيرد، اعتراض پشت سر اعتراض، آن هم با لحنهاى اهانتآميز؛ تصميم سياسى ميگيرد، همين طور؛ تصميم بينالمللى مي گيرد، همين طور؛ به فلان سفر مي رود، همينطور؛ به فلان سفر نمي رود، همين طور. وقتى ما سوار اين اتوبوس شديم و به اين راننده اطمينان كرديم، ديگر سر هر پيچى كه نبايد گفت آقا مواظب باش، آقا دستم فلان شد، دلم لرزيد. خب دارد رانندگى ميكند، ميرود ديگر.»
با این حال، گویا انتقادات توکلی در قبال دیپلماسی فعال دولت نهم پایانی ندارد و در حالیکه روزنامه فرامنطقه ای الحیات چاپ لندن احمدی نژاد را ستاره اجلاس فائو می داند، سایت وابسته به توکلی بار دیگر ادعاهایی مشابه ادعاهای 6 ماه قبل وی علیه رئیس جمهور را این بار درخصوص اجلاس فائو تکرار مي کند.
در این نوشته که نوعی جمع آوری همراه با تأخیر ادعاهای روزنامه های مخالف دولت مانند اعتماد و اعتمادملی است، از اینکه در اولین سفر اروپایی دکتر احمدی نژاد به ایتالیا، استقبال رسمی از وی صورت نگرفته و برنامه ریزی جهت دیدار با مقام های سیاسی این کشور انجام نشده و از رئیس جمهور در مهمانی شام رسمی سران کشورها دعوت نشده است، به عنوان سؤالات جدی متوجه دستگاه دیپلماسی یاد کرد و این مسئله را نشانه ضعف در توجه به اصل عزت در روابط بین المللی ایران خواند.
این در حالیست که دفتر ریاست جمهوری امروز در جوابیه ای در پي ارائه اطلاعات و تفاسير غيرواقعي و انحرافي از حواشي سفر رئيس جمهور به ايتاليا جهت شرکت در اجلاس اضطراري فائو، به روزنامه اعتماد پاسخ داده است.
در این جوابیه تأکید شده است:
1- سفر دکتر احمدي نژاد به رم براي حضور در اجلاس اضطراري سران کشورهاي عضو سازمان خواربار و کشاورزي ملل متحد (فائو) بنا به دعوت رسمي مديرکل فائو صورت گرفته است. همچنان که هيچ گاه دولت هاي ميزبان مراکز زيرمجموعه سازمان ملل دخالتي در موضوع دعوت از اعضا براي شرکت در گردهمايي ها و... نداشته و ندارند، دولت ايتاليا هم به عنوان کشور ميزبان اين اجلاس، از سران هيچ کشوري براي حضور در اجلاس فائو دعوتي به عمل نياورده و تشريفات مترتب بر دعوت را نيز همچون استقبال رسمي، انجام نداده است.
2- در پيش از سفر رئيس محترم جمهور به اجلاس فائو و همچنين حين برگزاري اين اجلاس، هيچ برنامه ريزي براي ملاقات ايشان با مقام هاي ايتاليايي يا پاپ انجام نشده بود. اين موضوع پيش از برگزاري اجلاس نيز از سوي سخنگوي محترم دولت اعلام شد اما اينکه در برخي رسانه ها به نوعي فضاسازي شود که «سفر دکتر احمدي نژاد با استقبال سرد مقام هاي ايتاليايي مواجه شده و ديدارهايي نيز از سوي دو طرف يا با پاپ برگزار نشده است و...»، نوعي فرافکني و جنگ رواني محسوب مي شود که مغاير با منافع ملي ايرانيان است و همچنين همسويي با جريان سازي رسانه هاي صهيونيستي خارج از کشور قلمداد مي شود.
3- از رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران براي حضور در ضيافت شام نخست وزير ايتاليا و دبيرکل سازمان ملل دعوت شده بود اما ايشان به دليل همزماني آن با برنامه ملاقات با جمعي از ايرانيان مقيم ايتاليا، ترجيح دادند در برنامه ضيافت شرکت نکنند.
4- سفر رئيس محترم جمهور به اجلاس فائو در ايتاليا که با برنامه ريزي اوليه و در مجموع به مدت 25 ساعت به طول کشيد، بحق يکي از پربارترين سفرهاي خارجي ايشان به شمار مي رود که از ده روز پيش از سفر، با جنجال محافل سياسي و رسانه يي نزديک به رژيم صهيونيستي مواجه شد. دکتر احمدي نژاد در اجلاس فائو هشت پيشنهاد اصولي را براي تامين امنيت غذايي در دنيا مطرح نمود که سران کشورها و خبرنگاران حاضر در اجلاس از آن استقبال کردند. ايشان در حاشيه اجلاس فائو همچنين مذاکرات جدي با نخست وزير ژاپن، دبيرکل سازمان ملل، معاون رئيس جمهور کوبا و مديرکل فائو داشت. رئيس محترم جمهور در ادامه اين سفر نيز در جمع بيش از 300 خبرنگار خارجي، مواضع جمهوري اسلامي ايران را ترسيم کرد و به سوالات آنان پاسخ گفت. دکتر احمدي نژاد البته مصاحبه يي اختصاصي با خبرنگاران سه شبکه دولتي ايتاليا و روزنامه لارپوبليکا داشت. رئيس جمهور در شامگاه سه شنبه هم با تجار و صاحبان صنايع ايتاليا ديدار کرد.
ملاقات با جمعي از ايرانيان مقيم نيز آخرين برنامه ايشان بود. به راستي، از نظر افکار عمومي چنين سفر موفقيت آميزي با برنامه هاي فشرده و تاثيرگذار، مي تواند محملي براي تحرکات ضد منافع ملي برخي مطبوعات شود؟، پاسخ روشن است...
به هر ترتیب، به نظر می رسد برخی خود را متعهد به پرخاشگری علیه دیپلماسی دولت نهم می دانند و در این زمینه از هیچ موضوعی بدون حاشیه عبور نمی کنند.
|
|
واکنش سخنگوی جامعه روحانیت به هتاکی محتشمی |
|
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در واکنش به هتاکی اخیر علی اکبر محتشمی علیه آیت الله مصباح یزدی گفت: کسانی که ادعا می کنند چندین سال در محضر امام(ره) بوده اند، طبیعتاً می بایست بیش از دیگران از اندیشه های امام آگاه باشند و از ایشان درس گرفته باشند.
حجت الاسلام احمد سالک در گفتگو با رجانیوز، با بیان اینکه به یاد نداریم امام به کسی اینگونه توهین کرده باشند، اظهار داشت: اگر مواضع امام(ره) را درباره افراد مختلف مورد مطالعه قرار دهیم، خواهیم دید که موضع ایشان نسبت به افراد خدوم و دانشمند بسیار نیکو بود.
وی همچنين تأکيد کرد: آیتالله مصباح شخصیتی است که عمر خود را صرف خدمت به اسلام و حوزه های علمیه و تربیت طلاب فاضل کرده است و جسارت به چنین شخصیتی شایسته افرادی که مدعی هستند از نزدیکان امام(ره) بوده اند، نیست.
سالک در ادامه با تأکید بر اینکه محتشمی باید در قبال اتهاماتی که به آیت الله مصباح یزدی نسبت داده در محضر خداوند پاسخگو باشد، تصریح کرد: امیدوارم آقای محتشمی درباره این حرکتی که در پیش گرفته اندیشه کرده و در رویه خود تجدید نظر کند.
وی با اشاره به تعابیر ارزشمند رهبر انقلاب درخصوص آیت الله مصباح مبنی بر اینکه ایشان خلأ علامه طباطبایی و شهید مطهری را جبران می کند، ادامه داد: با دقت در بیانات رهبر انقلاب می توان جهت حرکت آیت الله مصباح را یافت.
سالک با بیان اینکه اینگونه سخن گفتن باعث خدشه در وحدت میان علما و بزرگان و در نهایت جامعه می شود، یاد آور شد: چقدر خوب بود اگر آقای محتشمی انتقادی هم داشتند، پیش از طرح در مجامع عمومی، حضوراً مباحث خود را عنوان می کردند.
وی حمله و هجمه علیه آیت الله مصباح را مسبوق به سابقه خواند و افزود: مباحث علمی و منطقی که آیت الله مصباح مطرح می کردند، به خصوص سلسله سخنرانی های ایشان در نماز جمعه که به افشای حرکت لیبرال ها و متحجرین داخلی اختصاص داشت، موجب پریشانی مخالفین ایشان شده بود.
سالک با اشاره به حرمت شکنی هایی که اخیراً علیه امام(ره) صورت گرفت، ادامه داد: جای تعجب است که این آقایان دربرابر کسانی که اینگونه به امام(ره) توهین کردند، سکوت کردند اما نسبت به شخصیتی که خدمات فراوانی به اسلام و انقلاب کرده و مورد تایید و محبت ولی فقیه و همه علماست، اینچنین هجمه وحمله می کنند.
وی در پایان گفت: بنده نمی دانم چه سودی از این کارها می خواهند ببرند اما مرور زمان حقایق را روشن خواهد کرد.
گفتني است محتشمي که هفته گذشته به مناسبت ارتحال امام(ره) در حسينيه اعظم اصفهان به دعوت طاهري اصفهاني سخنراني مي کرد با حمله و هتاکي به آيت الله مصباح ادعا کرده بود: فردی مطرح می کند که این جمهوریت که امام از آن دم می زند، بر اساس مقتضیات قبل از انقلاب مطرح شده است و گرنه رأی مردم ملاک نیست و در اسلام جمهوری نداریم، یعنی این آقا که در راس فرقه مصباحیه قرار گرفته است، به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است. متأسفانه امروز افرادی که مسائل اولیه اسلام را درک نکرده اند، ایدئولوگ یک جریان تندرو شده اند و هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادی که هیچ اهمیتی برای مردم، ملت ایران و جوانانی که به عنوان یک رکن از ارکان انقلاب برای امام مطرح بودند، قائل نیستند، از افکار امام پیروی نمی کنند.
خبر مرتبط:
|
|
|
|
گفتگوي رجانيوز با حجتالاسلام رحيميان/1 |
|
اشاره: حجت الاسلام محمدحسن رحيميان عضو سابق دفتر امام(ره) است که از نجف تا آخرين لحظات حيات مبارک امام(ره) به اين عضويت مفتخر بوده است. وي که اکنون به عنوان نماينده ولي فقيه در بنياد شهيد و امور ايثارگران مشغول است، گفتگو با رجانيوز را در حالي در طبقه دهم ساختمان بنياد پذيرفت که در آستانه ايام ارتحال پير و مقتدايش برنامه هاي فراواني داشت.
رحيميان در اين گفتگو به مراتب شيدايي خود به مقتدايش امام راحل پرداخت و ضمن پاسخ به شبهه خطي و جناحي بودن دفتر امام، براي نخستين بار به نکاتي درباره رابطه امام(ره) و آيت الله مصباح پرداخت.
وي با اشاره به حساسيت و تحفظ فوق العاده امام(ره) درخصوص پرداخت وجوهات به مراکز علمي و فرهنگي تأکيد کرد: تا آنجا که به یاد دارم، مؤسسه تحت مديريت آيت الله مصباح تنها موردی بود که امام علاوه بر شهریه عمومی که برای طلاب پرداخت می شد، هزینه و بودجه مؤسسه را هر ماه طی صدور چکي به نام آقای مصباح پرداخت می كردند که این مطلب حکایت از اطمینان کامل امام به عملکرد علمی و سیستم آموزشی آقای مصباح داشت.
بخش اول اين گفتگو در ادامه آمده است:
|
|
|
|
پاسداشت بيستمين سال رهبري حضرت آيتالله خامنهاي |
|
گروه سياسي: آنها كه از نزديك دستي بر آتش تاريخ دارند، از يك بيماري شايع به نام «حجاب معاصرت» در ميان راويان و تحليل گران تاريخ سخن مي گويند. چه بسيار تاريخ دانان و تاريخ نويساني كه در پرده و حجاب معاصرت، از ضبط و تحليل مهمترين وقايع تاريخي هم عصر خود غفلت ورزيده اند اما رنج ها و مشقت هاي طاقت فرسايي را براي ضبط و روايت برهه هايي دور از يك دوره تاريخي را متحمل شده اند كه از ارزش و اعتبار چنداني برخوردار نبوده است. |
| |||
|
به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس، دقايقي پيش رسانه هاي گروهي تركيه اعلام كردند كه بر اساس تصميم نهايي دادگاه قانون اساسي تركيه ، مصوبه جديد پارلمان اين كشور مبني بر آزادي استفاده از حجاب اسلامي در دانشگاه هاي تركيه ملغي شده و از اين پس استفاده از حجاب در تمامي مراكز دولتي تركيه همانند 25 سال گذشته ممنوع است. عبدالله گل، رئيس جمهور تركيه در اولين اظهارنظر خود پيرامون اين تصميم دادگاه قانون اساسي تر كيه گفت: اين يك مسئله حقوقي است و من در آن دخالتي نخواهم كرد. قانون آزادي استفاده از حجاب اسلامي در دانشگاههاي تركيه حدود دو ماه پيش توسط پارلمان اين كشور تصويب و ابلاغ شده بود. دادگاه قانون اساسي تركيه بر اساس شكايت حزب جمهوريخواه خلق كه تنها 8 درصد كرسيهاي پارلمان اين كشور را در اختيار دارد ، مصوبه اكثريت مطلق مجلس تركيه را باطل كرد. حزب اسلامگراي عدالت توسعه در انتخابات اخير تركيه 47 درصد كرسيهاي پارلمان اين كشور را به خود اختصاص داده و حائز اكثريت مطلق است. گفتني است، دادگاه قانون اساسي تركيه متشكل از 11 دادستان است كه همگي لائيك هستند و تصميم ممنوعيت حجاب با راي 9 تن از آنان اتخاذ شدهاست. | |||
|
-« برنامه هيات در دهه دوم فاطميه 87»- | |
|
ما با ولايت زنده ايم ـــــــــــ يا زهرا ــــــــــــ تا زنده ايم رزمنده ايم
اقامه ي عزا بمناسبت ايام دهه دوم شهادت اول شهيده ي راه ولايت حضرت زهرا (سلام اله عليها)
سخنران : حاج سيد مهدي حائري زاده زيارت عاشورا و عزاداري توسط برادر : حاج سعيد حداديان زمان : از پنجشنبه 16 خرداد لغايت 23 خرداد 87 از ساعت 5 و 30 دقيقه -----« حركت دسته ي عزاداري روز شهادت 18 خرداد»-----
نشاني : خ آزادي - بعد از پل يادگار امام ( ره ) جنب ناحيه مقاومت بسيج مقداد |
|
|
|
گفتاری منتشرنشده از حسن رحیم پور ازغدی: |
|
اشاره: آنچه می خوانید گزیده ای از سخنان دکتر حسن رحیم پور ازغدی است که در همایش مرکز دانشجویی مطالعات راهبردی مهدویت در دانشگاه امام صادق(ع) مطرح شده است. وی در این گفتار منتشرنشده، نگاه امام خمینی(ره) به مسئله مهدویت و عدالت جهانی را در چهار محور تحلیل می نماید: |
از ارتحال امام تا تعیین رهبری(بیم ها و امیدها)

خردادماه نزدیک می شد و مستکبران عالم و دستگاه های تبلیغاتی و شایعه پراکنی شان در پی سم پاشی و انحراف افکار عمومی و تبلیغات مستمر برای نظام کفر بودند .
به دنبال شدت گرفتن بیماری حضرت امام خمینی و بستری شدن ایشان در بیمارستان ، دشمن به دنبال اجرا کردن پروژه ای از پیش تعیین شده بود تا بتواند انقلاب را پس از رحلت امام به بیراهه بکشاند .
این پروژه از مدتها قبل به وسیله موج تبلیغاتی و حرکات مشکوک آنها در نقاط مختلف جهان آغاز شده بود.
روزنامه " فاینانشال تایم " چاپ لندن در تاریخ 3 خرداد ماه 1368 یعنی یازده روز پیش از رحلت امام (ره) نوشت : " با رحلت آیت الله خمینی شکاف بزرگی در رأس سیستم سیاسی ایران ایجاد خواهد شد ، بیانیه های رسمی و نیز گزارشهای رسانه های خبری ایران حاکی از آن است که پر کردن این شکاف امکان پذیر نخواهد بود . " (1)
بدین ترتیب پیداست که پروژه از پیش تعریف شده بیگانگان برای ایران پس از رحلت امام (ره) یک امر قطعی بوده و در حقیقت آنان درصدد بودند تا از مدتها قبل از آن با ایجاد جنگ روانی و تأثیر بر افکار عمومی ، مردم انقلابی ایران را آماده شرایطی کنند که دلخواه آنان است که این شرایط همانا چیزی جز خارج شدن انقلاب از مسیر اصلی و صحیح خود ، نبود .
رادیو بی بی سی در این باره اعلام کرد :" خلایی را که درگذشت آیت الله خمینی در سطح رهبری ایران به وجود آورده ، مشکل می توان جبران کرد . " (2)
در همین حال رادیو آمریکا نیز ضمن نشان دادن شادی و شعف خود در این باره می گوید : " مرگ آیت الله خمینی قطعا به بی ثباتی عظیمی در ایران منجر خواهد شد و برخی پیش بینی می کنند که این وضع احتمالا شعله یک جنگ داخلی را در ایران خواهد افروخت . " (3)
اما خوابی که دشمنان خارجی برای ایران دیده بودند این بود که گروه های داخلی را به اغتشاش و جنگ داخلی و منازعه بر سر قدرت و سهم خواهی در حکومت بکشانند تا در این معرکه منافقین از فرصت استفاده کرده و بتوانند با انجام عملیات نظامی در ایران قدرت را در دست بگیرند .
سرکرده منافقین در گردهمایی نیروهای نظامی خود در 7 خرداد ماه 1368 گفته بود : " نیروهای نظامی سازمان ، باید برای شرایط مرگ [امام] خمینی آماده باشند . مرگ [امام] خمینی به عنوان بالاترین نقطه آمادگی در مردم ایران برای استقبال از عملیات نظامی ما خواهد بود . " (4)
روزنامه الشرق الاوسط وابسته به آل سعود نیز در 14 خرداد 68 نوشت : " چریکهای مسعود رجوی که از حمایت عراق برخوردارند طرحهایی را برای انجام یک تهاجم عمده در طول مرزها به فاصله چند ساعت پس از رحلت آیت الله خمینی تدارک دیده اند . " (5)
بنی صدر خائن نیز به عنوان یکی از داعیه داران حکومت آینده ایران پس از رحلت امام خمینی از احتمال بازگشت خود به ایران خبر داده و می گوید : " درگذشت [امام] خمینی این مسأله را محتمل می کند که وی [بنی صدر] به زودی به کشور بازگشته و احتمالا وارد دولت شود . " (6)
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح اوضاع آن زمان و توطئه های دشمنان برای پس از رحلت امام خمینی (ره) ، به شعور و تقوای مردم و معجزه الهی در خنثی نمودن این توطئه ها اشاره می کنند و می فرمایند :
" با رحلت امام خمینی (ره) طیف وسیع دشمنان اسلام – که در صفوف مقدم معارضه با جمهوری اسلامی بودند – این امید را پنهان نکردند که جمهوری اسلامی در غیاب پدید آورنده و پروراننده خود نیروی دفاع و رشد را از دست بدهد و چون کودکی بی صاحب ، احساس ضعف و درماندگی کند یا به کلی از پای درآید و یا به ناچار به دامان این و آن پناه برد . در محاسبات تنگ نظرانه دشمنان – که همه بی استثنا اسیر محاسبات صد در صد مادی بود و از فهم روابط معنوی و برکات ایمان و تقوا بی نصیبند – نمی گنجد که معجزه الهی در طلیعه قرن پانزدهم یعنی حکومت صلاح و دین و حیات دوباره ارزشهای اسلامی ، آن قله مرتفعی باشد که دست آلوده بندگان هوا و هوس به آن نرسد و دیپلماسی زر و زور از به دام افکندن آن عاجز بماند . " (7)
طلوع آفتابی دیگر
اما حضور ده میلیون عزادار در مراسم تشییع و خداحافظی با امام خمینی (ره) وفاداری و عشق و شور مردم به امام و حفظ آرمانهای و دستاوردهای او را نشان داد . مجلس خبرگان نیز در آن مقطع توانست با اجلاس فوق العاده خود با سرعت و درایت کامل انقلاب اسلامی را صاحب سکانداری امین ، با تقوا ، با درایت ، شجاع و مدیر نماید و بدین ترتیب حتی یک روز هم انقلاب و ملت بدون رهبر و مقتدا نماند تا توطئه های دشمنان به کلی نقش بر آب شود .
به این ترتیب پیش از به پایان رسیدن دوره دوم ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای مسئولیت رهبری انقلاب را به دوش گرفتند و با غروب نمودن آفتاب عمر امام،خلف و شاگرد صالح او به انقلاب گرمی و روشنی بخشید .
حضرت آیت الله خامنه ای ، رهبر انقلاب اسلامی
با تشکیل جلسه مجلس خبرگان رهبری که پس از رحلت حضرت امام و به صورت اضطراری تشکیل شد ، ابتدا بحث بر سر شورای رهبری بود که در این زمینه حضرت آیت الله خامنه ای و حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی با آن موافق بودند ، ولی چون اکثریت با آن موافق نبودند این مسأله از دستور کار خارج شد و بحث رهبری آیت الله خامنه ای مطرح شد .
مقام معظم رهبری از ابتدا با پذیرش این مسئولیت مخالف بودند و حتی در مجلس خبرگان رهبری مرتب برای اعضای مجلس که معتقد به شایستگی ایشان برای رهبری بودند استدلال می آوردند و این مسئولیت را به دیگران محول می کردند .
مقام معظم رهبری چند ماه مانده به پایان دوره دوم ریاست جمهوری ، خود را برای ترک این مسئولیت آماده کرده بودند . ایشان در این باره می گویند :
قبل از رحلت حضرت امام که دوران ریاست جمهوری در حال اتمام بود . دست و پایم را جمع می کردم . مکرر مراجعه می کردند و بعضی از مشاغل را پیشنهاد می نمودند . آدمهای بی مسئولیت ، این مشاغل را پیش خودشان ، به قد و قواره ی من بریده و دوخته بودند ! ولی من گفتم که اگر یک وقت امام به من واجب کنند و بگویند شما فلان کار را انجام دهید . چون دستور امام تکلیف است و برو برگرد ندارد ، آن را انجام می دهم . اما اگر تکلیف نباشد – و من از امام خواهش خواهم کرد که تکلیفی به من نکنند تا به کارهای فرهنگی بپردازم – دنبال کارهای فرهنگی می روم . (8)
مقام معظم رهبری که تا آنزمان همه مسئولیت های محوله به خود را به حکم تکلیف پذیرفته بودند ، نتوانستند در برابر استدلال های اعضای مجلس خبرگان دلیلی اقامه نمایند ، در نتیجه این کار به ثمر نشست و تقدیر الهی جاری شد و انقلاب به دست رهبری با کفایت وحکیم رسید .
حضرت آیت الله خامنه ای درباره شرایط آن زمان و چگونگی انتخاب شدنشان به رهبری می گویند :
"آنچه که در خصوص تعیین رهبر واقع شد و بار این مسئولیت ، بر دوش بنده ی کوچک ضعیف حقیر گذاشته شد ؛ برای خود من حتی یک لحظه و یک آن از آنات گذشته ی زندگی ، متوقع و منتظر نبود . اگر کسی تصور کند که در طول دوران مبارزه و بعدا در طول دوران انقلاب و مسؤولیت ریاست قوه ی اجرایی ، حتی یک لحظه در ذهن خودم خطور می دادم که این مسؤولیت به من متوجه خواهد شد ، قطعا اشتباه کرده است . من ، همیشه خودم را نه فقط از این منصب بسیار خطیر و مهم ، بلکه حتی از مناصبی که به مراتب پایینتر از این منصب بوده است – مثل ریاست جمهوری و دیگر مسؤولیتهایی که در طول انقلاب داشتم – کوچکتر می دانستم .
یک وقتی خدمت امام (قدس سره) این نکته را عرض کردم که گاهی نام من در ردیف بعضی از آقایان آورده می شود ؛ در حالی که در ردیف آنها نیستم و من یک آدم کوچک و بسیار معمولی هستم . نه این که بخواهم تعارف کنم . الان هم همان اعتقاد را دارم . بنابراین ، چنین معنایی اصلا متصور نبود .
البته در آن ساعات بسیار حساسی که سخت ترین ساعات عمرمان را گذراندیم و خدا می داند که در آن شب شنبه و صبح شنبه چه بر ما گذشت ؛ برادرها از روی مسؤولیت و احساس وظیفه ، با فشردگی تمام ، فکر و تلاش می کردند که چگونه قضایا را جمع و جور کنند ، مکرر از من به عنوان عضو شورای رهبری اسم میآوردند ، كه البته در ذهن خودم آن را رد میكردم ؛ اگر چه به نحو یك احتمال برایم مطرح میشد كه شاید واقعا این مسئولیت را به من متوجه كنند .
در همان موقع ، به خدا پناه بردم و روز شنبه ، قبل از تشكیل مجلس خبرگان ، با تضرع و توجه و التماس ، به خدای متعال عرض كردم : پرودگارا ! تو كه مدبر و مقدر امور هستی ؛ چون ممكن است به عنوان عضوی از مجموعهی شورای رهبری ، این مسئولیت متوجه من شود ؛ خواهش می كنم اگر این كار ممكن است اندكی برای دین و آخرت من زیان داشته باشد ، طوری ترتیب كار را بده كه چنین وضعیتی پیش نیاید . واقعا از ته دل میخواستم كه این مسؤولیت متوجه من نشود .
بالاخره در مجلس خبرگان ، بحثهایی پیش آمد و حرفهایی زده شد كه نهایتا به این انتخاب منتهی شد . در همان مجلس ، كوشش و تلاش و استدلال و بحث كردم تا این كار انجام نگیرد ؛ ولی انجام گرفت و این مرحله گذشت.
من ، همین الان خودم را یك طلبهی معمولی و بدون برجستگی و امتیازی خاص میدانم ؛ نه فقط برای این شغل با عظمت و مسؤولیت بزرگ ، بلكه – همان طور كه صادقانه گفتم – برای مسؤولیتهای به مراتب كوچكتر از آن ، مثل ریاست جمهوری و كارهای دیگری كه در طول این ده سال داشتم . اما حالا كه این بار را روی دوش من گذاشتند ، با قوت خواهم گرفت ؛ آن چنان كه خدای متعال به پیامبرانش توصیه فرمود : « خذها بقوه » .
برای این مسئولیت، از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد میكنم و هر لحظه و هر آن ، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم این مسؤولیت را در حد وسع خودم – كه تكلیف هم بیش از وسع نیست – با قدرت و قوت و حفظ شأن والای این مقام ، حفظ كنم و انجام بدهم . این ، تكلیف من است كه امیدوارم ان شاءالله مشمول لطف و ترحم الهی و دعای ولی عصر (عج) و مؤمنین صالح باشم ."
اشارات امام خمینی به رهبری بعد از خود
در این زمینه باید اشاره نمود كه حضرت امام خمینی با روشن بینی الهی خود از مدتها قبل شایستگی حضرت آیتالله خامنهای برای رهبری را به اطرافیان گوشزد كرده و بحث رهبری ایشان در آینده را مطرح نموده بودند .
حجت الاسلام والمسلمین ، مرحوم حاج سیداحمد آقا خمینی (ره) نقل میكنند :
وقتی كه آیتالله خامنهای در سفر كره ( شمالی ) بودند ، امام گزارشهای آن سفر را تلویزیون میدیدند . از آن منظرهی دیدار از « كره» استقبال مردم و با سخنرانیها و مذاكرات خود در آن سفر خیلی جالب بود و امام گفته بودند ، الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند . (9)
حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی نیز یك نمونه دیگر از اشارات حضرت امام را بیان میكنند:
در جلسهای با حضور سران سه قوه ، آقای نخست وزیر ( موسوی) و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد . حرف ما با حضرت امام این بود كه اگر این قضیه اتفاق بیافتد (10) ما بعدا با قانون اساسی مشكل داریم ؛ زیرا ممكن است خلاء رهبری پیش بیاید . ایشان گفتند : « خلأ رهبری پیش نمیآید و شما آدم دارید . » گفتم : « چه كسی؟ » ایشان در حضور آقای خامنهای گفتند : « این آقای خامنهای » (11)
خانم زهرا مصطفوی دختر گرامی حضرت امام (ره) میگویند:
من مدتها قبل از بركناری قائم مقام رهبری شخصا، از محضر امام درباره رهبری پرسیدم و ایشان از آیتالله خامنهای نام بردند و پرسیدم كه آیا شرط مرجعیت و اعلمیت در رهبری لازم نیست ، و ایشان نفی كردند و از مراتب علمی ایشان پرسیدم و صریحا فرمودند كه ( ایشان اجتهادی را كه برای ولی فقیه لازم است ، دارد ) . (12)
پی نوشت ها:
1- ماهنامه پاسدار اسلام ، شماره 91.
2-روزنامه رسالت 16/3/68.
3-ویژه نامه جمهوری اسلامی ، 21/4/68 ، ص 40.
4-ماهنامه پاسدار اسلام ، شماره 91.
5-ویژه نامه جمهوری اسلامی ، 21/4/68 ، ص 40.
6-پیشین.
7-روزنامه اطلاعات ، 15.4.68.
8-حدیث ولایت ، جلد دوم ، ص 41.
9-روزنامه رسالت ، 16/3/68.
10-قضیه عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری توسط حضرت امام خمینی (ره) .
11-ویژه نامه جمهوری اسلامی ، 20/3/68 .
12-پیشین ، 2/9/76.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
|
|
|
برخي درصدد حذف ابعاد عدالتخواهانه انقلابند/ ملت اجازه نخواهد داد |
|
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به برخی تلاش ها برای تغییر شعارهای انقلاب افزودند: برخی با انگیزه های متفاوت و به بهانه عوض شدن اوضاع جهان درصددند ابعاد دینی، عدالتخواهانه، ضد سلطه و یا ضد استبدادی انقلاب را حذف کنند اما ملت به عنوان صاحب انقلاب اجازه این کار را نخواهد داد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم و پرشور مردم در حرم مطهر امام خمینی تأکید کردند: انقلاب اسلامی، به فرموده امام راحل عظیم الشأن متعلق به همه قشرها و نسل های حال و آینده ایران است و این ملت بزرگ، این امانت سنگین الهی را در پرتو عمل به وصیتنامه راهگشای امام خمینی، حفظ «شعارها، جهت گیری ها، ارزش ها و مبانی» انقلاب و در سایه پیشرفت و نوآوری و تعالی، حفاظت خواهد کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گذشت نوزده سال از ارتحال امام (ره) و عشق و ارادت مستمر ملت ایران به امام خمینی (ره) به ویژه جوانانی که دوران آن امام بزرگوار را درک نکرده اند، افزودند: این عشق و ارادت مخصوص ملت ایران نیست بلکه مردم مناطق مختلف جهان به ویژه کشورهای اسلامی دارای همین احساس و ارادتند و این حقیقت، ناشی از دو عامل اساسی یعنی عظمت امام خمینی (ره) و عظمت انقلاب اسلامی است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تأثیر بی نظیر شخصیت استثنایی امام خمینی (ره)در پیروزی و استمرار انقلاب افزودند: انقلاب اسلامی ایران همانند اسلام دارای ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، معنوی و دیگر ابعاد است و با نیازهای بشر متوازن و همراه است و این، راز ماندگاری انقلاب اسلامی ایران و گسترش روزافزون آن در منطقه و جهان است.
رهبر انقلاب اسلامی وصیت نامه امام خمینی (ره)را از قویترین و بهترین مواریث معنوی آن امام و راهنمای ملت در همه مسائل و رویدادها دانستند و تأکید کردند: قشرهای مختلف مردم به ویژه جوانان، مسئولان قوای سه گانه و مسئولان همه دستگاهها این وصیت نامه را بازخوانی و در بخش ها و نکات فراوان آن تأمل و تدبر کنند چرا که این وصیتنامه در واقع دستورالعملی ملی برای پیشرفت و توسعه و سرافرازی ایران است.
ایشان تعلق انقلاب به ملت را از جمله نکات بارز وصیتنامه امام دانستند و افزودند: هیچ فرد و جریان و طبقه ای جز ملت، مالک و صاحب انقلاب نیست و مردم نیز این دارایی عظیم و این امانت الهی را با حفظ هویت و جهت گیری های انقلاب حفظ خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به برخی تلاش ها برای تغییر شعارهای انقلاب افزودند: برخی با انگیزه های متفاوت و به بهانه عوض شدن اوضاع جهان درصددند ابعاد دینی، عدالتخواهانه، ضد سلطه و یا ضد استبدادی انقلاب را حذف کنند اما ملت به عنوان صاحب انقلاب اجازه این کار را نخواهد داد.
رهبر انقلاب اسلامی، جوانان امروز کشور را نیز همچون جوانان صدرانقلاب و دفاع مقدس، صاحبان پرشور کشور و انقلاب خواندند و افزودند: نسل جوان امروز نیز با شور و شعور فوق العاده خود و با تلاش علمی، اجتماعی و سیاسی، بقا و نشاط انقلاب را تضمین می کند چرا که همه قشرها و نسل های پی در پی این سرزمین با انقلاب بزرگ اسلامی، نسبت واحدی دارند و در حفظ و استمرار آن سهیم و شریکند.
ایشان ثبات قدم را از عوامل ضروری استمرار انقلاب دانستند و خاطرنشان کردند: تزلزل در حرکت و سستی در حفظ ارتباط با انقلاب، نوعی بی وفایی است که ممکن است برخی به آن مبتلا شوند و به همین علت امام بزرگوار به جوانان توصیه می کنند با چشم واقع بین به «اصل انقلاب» نگاه کنند نه به مواضع اشخاص و جریانها.
حضرت آیت الله خامنه ای، پیش بینی صحیح امام خمینی مبنی بر گسترش انقلاب را از دیگر نکات مهم وصیتنامه ایشان خواندند و تأکید کردند: گسترش انقلاب به معنای ایجاد فتنه در کشورها، لشکرکشی و گسترش تروریسم نیست بلکه از راه الگوسازی جمهوری اسلامی، ترویج معارف اسلامی و ایستادگی در راه آرمانهای انقلاب به ویژه دفاع از مظلومان صورت می گیرد که امروز به فضل الهی این هدف امام محقق شده است.
ایشان، شعارهای ضد استکباری و دفاع مسلمانان از مظلومان جهان به ویژه ملت فلسطین و مقابله امت اسلامی با شبکه اختاپوسی صهیونیزم را از جمله نشانه های گسترش آرمان های امام و انقلاب دانستند و خاطرنشان کردند: امروز حتی شعار انرژی هسته ای ملت ایران در کشورهای اسلامی و عربی به خواستی عمومی تبدیل شده و این واقعیت نشان می دهد که ملتهای مسلمان به ایده ها و اهداف ملت ایران، به چشم عزت و احترام می نگرند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اعتراف دوست و دشمن به فراگیر شدن آرمان دفاع از ملت فلسطین افزودند: امروز ملتهای مسلمان نیز مانند ملت بزرگ ایران، اسرائیل را رژیمی جعلی و تحمیلی می دانند اما متأسفانه دولتها با این خواست ملتها همراهی ندارند.
ایشان در همین زمینه خاطرنشان کردند: اسرائیل قدرت و توانایی ایستادگی روی پای خود را ندارد اما حمایت وقیحانه و بی قید و شرط امریکا از این رژیم و حمایت نکردن دولتهای عربی و اسلامی از ملت فلسطین مانع ایجاد تغییرات در منطقه شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأثیر اساسی انقلاب اسلامی در «پیشرفت و خلاقیت و نوآوری» ملت ایران را سومین نکته مورد تأکید وصیت نامه امام خمینی (ره) دانستند و افزودند: دشمنان اسلام و ایران، در طول دهها سال، دینداری را مانع پیشرفت، و غربزدگی را عامل رشد و توسعه تبلیغ می کردند اما امام بزرگوار و مقتدر، تأکید می کرد و در عمل نیز نشان داد که روح انقلابی، روح پیشرفت و ابتکار و نوآوری است و ملت ایران، امروز این حقیقت روشن را در میدان های مختلف از جمله عرصه های علم و سیاست به اثبات رسانده و جوانان ملت با همین اعتقاد همچنان به پیش خواهند رفت.
ایشان اتکاء ملت ایران به توانایی های درونی و حرکت در مسیر «خلاقیت، قطع وابستگی و کسب استقلال» را از علل دشمنی سلطه گران جهانی با جمهوری اسلامی ایران دانستند و خاطرنشان کردند: علت مخالفت استکبار با بهره مندی ملت ایران از انرژی هسته ای نیز این است که جوانان ایرانی با اتکاء به دانش، نوآوری و نیروی درونی خود و بدون وابستگی به قدرت های زورگو توانسته اند به دانش هسته ای دست یابند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: البته اگر بهره مندی از انرژی هسته ای موجب وابستگی یک ملت به قدرت های زورگو شود، آنها هیچ مخالفتی نخواهند کرد همان گونه که امروز همین قدرتها با برخی کشورها که از لحاظ پیشرفت علمی و توانایی از ملت ایران بسیار عقب هستند، قرارداد ساخت نیروگاه هسته ای منعقد می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تهمت زنی مکرر امریکا و برخی کشورها به ملت ایران درخصوص تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای تأکید کردند: ملت ایران همان گونه که بارها اعلام کرده به دنبال سلاح هسته ای نیست و امریکایی ها نیز این مسئله را می دانند ولی چون نمی توانند صریحاً حقوق بدیهی ملت ایران را انکار کنند برای توجیه افکار عمومی دنیا، اتهام زنی می کنند.
ایشان بار دیگر تأکید کردند: ملت و مسئولان ایران، هم از لحاظ مبنای فکری و اسلامی و هم از لحاظ تدبیر و عقلانیت با تسلیحات هسته ای مخالفند اما استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را دنبال خواهند کرد و به کوری چشم دشمنان به این هدف خواهند رسید.
حضرت آیت الله خامنه ای یکی دیگر از نکات مهم وصیت نامه امام خمینی (ره) را توجه ایشان به عملیات روانی استکبار برای ناامید کردن ملتها دانستند و افزودند: هنگامی که زورگویان جهانی در میدان عمل از مقابله با یک ملت عاجز می مانند به جنگ روانی متوسل می شوند و به همین علت است که دشمن در طول سی سال گذشته از شیوه های مختلف عملیات روانی برضد ملت ایران استفاده کرده که البته ناکام مانده است.
ایشان با اشاره به تلاش دشمن برای ناامید کردن جوانان و انکار پیشرفتهای عظیم ملت ایران تأکید کردند دشمن می خواهد به جوان ایرانی القاء کند که بدون وابستگی به قدرتها به جایی نخواهد رسید و از این طریق انگیزه حرکت و پیشرفت را از ملت و جوانان ایران بگیرد اما موفق نخواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به جوانان دانشگاهی و حوزوی، و جوانان فعال در عرصه های صنعت، علم، هنر و کشاورزی تأکید کردند: جوانان عزیز، شما که نیمه راه را با همه مشکلات و موانع پشت سرگذاشته اید باید نیمه اصلی و باقیمانده راه را نیز با عزم راسخ طی کنید و بدون تردید همانگونه که قبلاً هم ثابت کرده اید از این توانایی برخوردارید.
ایشان با یادآوری توصیه امام خمینی (ره)در وصیت نامه خود در خصوص توطئه های سازمان یافته برای دور کردن جوانان از ایمان و انگیزه دینی و گرفتن روحیه نشاط و کار و تلاش افزودند: دشمن سعی می کند با اقدامات سازمان یافته و در توطئه ای بسیار خطرناک جوانان را به مواد مخدر، سرگرمی های جنسی و مسائل شهوانی مشغول کند و ملت ایران را از حرکت در مسیر پیشرفت بازدارد که لازم است آحاد ملت به ویژ جوانان در مقابل این توطئه هوشیار باشند و مسئولان نیز تلاش جدی و قاطعانه ای را برای مقابله با این توطئه های سازمان یافته انجام دهند.
رهبر انقلاب اسلامی ایستادگی در مقابل زورگویان و قدرت های سلطه گر را از نکات اساسی وصیت نامه امام خمینی (ره)برشمردند و افزودند: تسلیم در برابر زورگویان موجب گستاخی بیشتر آنان می شود و اگر ملتی می خواهد از شر زورگویی زورگویان و امریکا نجات پیدا کند باید با تمام قدرت در مقابل آنان بایستد.
ایشان رفتار و سخنان نامتعال و خارج از چارچوب عقل و تدبیر زمامداران امریکا را، به رفتار و گفتار افراد روانی تشبیه کردند و افزودند: رئیس جمهور امریکا و گروه همراه وی، برخی مواقع تهدید می کنند، گاهی دستور ترور می دهند، گاه تهمت می زنند، گاهی از سر ناچاری و استیصال درخواست کمک می کنند و گاه ثبات و امنیت یک ملت را هدف قرار می دهند که بخش مهمی از این رفتارها و سخنان نامتعال، در واقع نتیجه ناکامی های گروه حاکم بر امریکا در مناطق مختلف جهان از جمله افغانستان و عراق است.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به تأکید مجموعه های گوناگون سیاسی کشور به پیروی از خط و راه امام خاطرنشان کردند: تأکید مجموعه های سیاسی کشور بر خط امام پدیده مبارکی است اما یکی از برجسته ترین نقاط خط امام، لزوم ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزان و مستکبران است، بنابراین همه مجموعه های سیاسی، نخبگان کشور و آحاد ملت که به افکار و اندیشه امام خمینی (ره) وفادار هستند باید ایستادگی در مقابل زورگویان جهان را حفظ و تقویت کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه امام (ره) هیچ گاه به دلیل ملاحظه زورگویان، از دفاع از مظلومان دست نکشید، افزودند: دفاع صریح از حقوق ملت های مظلوم به ویژه مردم فلسطین در سرلوحه روش و خط امام خمینی (ره) قرار دارد که خوشبختانه ملت ایران و مسئولان در طول سی سال گذشته این روش را دنبال کرده اند و در هر میدانی که با استکبار جهانی مواجه شده اند، پیروز میدان بوده اند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه دشمن با وجود ناکامی ها، همچنان به عملیات روانی و سیاسی خود از جمله تهمت زنی ادامه می دهد، خاطرنشان کردند: امروز امریکایی ها و صهیونیست ها که سیاه ترین پرونده را درخصوص نقض حقوق بشر دارند به جمهوری اسلامی ایران تهمت نقض حقوق بشر می زنند، در حالیکه این تهمت ها دیگر خریداری ندارند و هیچکس در دنیا آنها را باور نخواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان با اشاره به اینکه امام خمینی (ره)، یادآور عزت و بیداری ملت ایران و امید بخش امت اسلامی و ملتهای مستضعف است تأکید کردند: عزت و امنیت پایدار، رشد و توسعه، و اعتلای معنوی و اخلاقی ملت ایران در گرو عمل مسئولان و مردم به توصیه ها و وصیت نامه امام خمینی (ره) است و این واقعیت نباید هیچگاه فراموش شود. |
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

خاتمي: گفت وگوي تمدنها با زبان خدامحورانه پيش نمي رود!
سيد محمد خاتمي اعلام كرد: گفت وگوي تمدنها با زبان خدامحورانه (تئولوژيك) پيش نمي رود!
به گزارش رجانيوز به نقل از ايسنا، خاتمي كه اين اظهارات را در حضور يوفن هيپلر آلماني بيان مي نمود، ضمن اعلام اين مطلب افزود: چه بايد بكنيم كه گفت وگوي ما در واقعيات خارجي موثر باشد؟ به نظر من انتخاب زبان گفت وگو مهم است و اين زبان نمي تواند زبان خدامحورانه (تئولوژيك) باشد.
سيد محمد خاتمي سپس با تاكيد بر لزوم پذيرش نسبي بودن حقيقت در گفت وگوي تمدنها (!) فاصله گيري از زبان خدامحورانه را لازم دانست و افزود: در زبان خدامحورانه (تئولوژيك) هر طرفي همه حق را به جانب خود مي دهد و براي اثبات آن با ديگري بحث مي كند. زبان گفت وگو زبان خدامحوري (تئولوژيك) نيست!
بد نيست آقاي خاتمي پاسخ دهند كه اگر تمدن اسلامي بخواهد در عرصه گفت و گو از خدامحوري صرفنظر كند، ديگر چه چيزي براي عرضه در ميدان گفت وگو برايش باقي خواهد ماند مگر آنكه با توصيه ايشان در خصوص پذيرش نسبيت حقيقت، بر اصول خود پافشاري نكرده و در نظام ليبرال دمكراسي غربي هضم شود!
رجانیوز
//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
من تا چندی پیش فکر می کردم لزوماً کسی که لباس مقدس روحانیت به تن می کند، لباس تبلیغ اسلام به تن کرده و باید شبانه روزش را صرف این راه مقدس (تبلیغ اسلام) کند، همچنان که امام خمینی (س) و شهید مظلوم آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی و استاد فرزانه شهید مطهری و سایر علمای اسلام اینگونه بودند و در حال حاضر هم امام خامنه ای روحی فداه و علامه طباطبایی و مطهری زمان، آیت الله مصباح یزدی، استاد فرزانه آیت الله جوادی آملی و... این چنین اند.
اما جناب آقای محمد خاتمی و سایر رفقا! این گونه ثابت فرمودند که نه آقا! این خبرا نیست! می شه لباس تبلیغ اسلام پوشید و وقت عمل و تبلیغ، از دموکراسی غربی و لیبرالیسم گفت و از آن تعریف کرد و ایضاً عمل هم کرد!
می شه لباس روحانیت پوشید و وقت درس پس دادن، زبان خدامحورانه را کنار گذاشت و با همان زبان انسان محورِ انسانهای متمدن به تمدن جنگلی غرب، گفتمان انجام داد، همچنان که ناجی بشر در عراق و فلسطین و افغانستان و ... مشغول گفتمان!، با انواع بمبهای خوشه ای و اورانیوم ضعیف شده و غیره است!
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر
|
|
|
افشاي بخشي از طرحهاي سيا براي مبارزه با تشيع |
|
يکي از مقامات سابق سازمان اطلاعات و جاسوسي امريکا، سيا، در اظهاراتي افشاگرانه تصريح کرد سيا صدها ميليون دلار براي نابودي تشيع اختصاص داده و هزينه کرده است.
به گزارش رجانیوز، اخيراً در امريکا کتابي با عنوان "طرح تفرقه و منزوي کردن دين" به چاپ رسيده است. در بخشي از اين کتاب، مصاحبه اي از دکتر مايکل برانت (Michael Brant) به چاپ رسيده است که وي در اين مصاحبه از اقدامات سازمان سيا براي مبارزه با تشيع پرده برداشته است. مايکل برانت از کارشناسان برجسته دفتر شيعه شناسي سازمان سيا و معاون باب وودوردز (Bob Woodwords) از مقامات سابق سيا است.
براساس گفته هاي مايکل برانت، سازمان سيا 900 ميليون دلار براي سازماندهي جريان هاي تخريب و نابودي تشيع اختصاص داده است. گفتني است سازمان سيا در اقدامي هدفمند به فيلتر کردن مطالب بيان شده از سوي اين کارشناس سابق خود مبادرت کرده است، به طوري که يافتن مطالب مصاحبه وي در شبکه جهاني اينترنت که غرب مدعي جريان آزاد اطلاعات در آن است، بسيار دشوار است و با جستجوهاي گسترده و سنجيده در اين خصوص تنها مي توان مطالبي را به صورت پراکنده يافت. بخشهايي از اين مصاحبه که از منابع مختلف در اينترنت جمع اوري شده به قرار ذيل است: |
همزمان با تحریفات متعدد مبانی اصولی امام خمینی (س) از جانب مدعیان اصلاحات، و صد البته از نوع آمریکایی! پروژه دیگری کلید خورد!
خاتمي: امام را بايد نقد كنيم!
کیهان
و اما واکنش برخی به این پروژه جدید!
آيتالله سيداحمد خاتمي
آيتالله سيداحمد خاتمي امام جمعه موقت تهران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با اشاره به اظهارات محمدرضا خاتمي دبيركل سابق حزب مشاركت مبني بر نقد افكار امام خميني(ره)، گفت: عظمت امام راحل در بين مردم عظمت پذيرفته شده و جايگاهي بسيار رفيع است.
وي با بيان اينكه در قرآن كريم خطاب به مسلمانان آمده است جملهاي را كه دشمن از آن سوءاستفاده ميكند نبايد گفت، افزود: طرح مساله نقد امام(ره) آن هم در آستانه نوزدهمين سالگرد ارتحال ايشان، فايدهاي جز ريختن آب به آسياب بدخواهان امام(ره) ندارد.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم تصريح كرد: كسي ادعاي عصمت امام(ره) را نكرده است، وليكن اين سخنان با چه هدفي گفته مي شود، به نظر مي رسد كه در وراي برخي از اين اظهار نظرها شكستن حرمت امام و ميراث بلندش كه ولايت فقيه است، قرار دارد.
عضو مجلس خبرگان رهبري با تاكيد بر اينكه برخي از جريانها حريمي براي معصومين در مقاطع مختلف قائل نبودهاند، گفت: آنها اظهار ميداشتند كه امام معصوم را هم ميشود استيضاح كرد، بنابراين معلوم ميشود برخي از اظهار نظركنندگان اگر به اين ترتيب پيش بروند در پي نقد امام معصوم هم بر خواهند آمد.
امام جمعه موقت تهران افزود: در مجموع طرح اين گونه مباحث از سوي كساني كه در شان جايگاه نقد امام نيستند، كاري نادرست بوده و اگر قرار است نقدي هم صورت گيرد، بايد از سوي مجتهدان بزرگ و علماي فرهيخته باشد، نه كساني كه در يك كوچه معارف ديني هم قرار ندارند.
عضو جامعه مدرسين حوزه عليمه قم با تاكيد بر اينكه بايد ديد مشكل امروز جامعه اسلامي چيست؟ گفت: آيا مشكل نقد امام است يا مشكل آن است كه كساني نميخواهند آرمانهاي امام(ره) را بپذيرند.
وي تاكيد كرد: مشكل بعضيها اين است كه مبناي آرمانهاي بلند امام(ره) را قبول ندارند و جرات نميكنند به صراحت بگويند كه اين مباني را قبول نداريم و آنها با اين سخنان ميخواهند زمينه را براي نقد اين مباني و به تعبير مقام معظم رهبري نقد "مرزها" را فراهم كنند.
سخنگوي جامعه روحانيت
احمد سالك سخنگوي جامعه روحانيت مبارز در گفتگو با فارس با اشاره به سخنان محمد رضا خاتمي در خصوص لزوم نقد افكار امام خميني(ره) گفت: در هر شرايطي شكستن قداست امام(ره)، شكسته شدن كل حركت انقلابي نظام اسلامي است.
سالك با تأكيد بر اينكه در شوراي مركزي جامعه روحانيت در خصوص اين مسئله بحثي نشده است، گفت: معتقدم كه همگي دلسوزان نظام موظفند حرمت امام(ره) را حفظ كنند.
سخنگوي جامعه روحانيت مبارز با نگران كننده خواندن طرح اين مباحث در جامعه افزود: زير سؤال بردن قداست امام راحل(ره) حرمت شكني نسبت به تمامي حركت انقلابي مردم ايران است.
عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز تأكيد كرد: اگر اينگونه حرمت شكنيها در جامعه رواج يابد، تنها بهره آن نصيب دشمنان ميشود.
عضو هيئت رئيسه جامعه مدرسين حوزه علميه قم
محمود رضا جمشيدي عضو هيئت رئيسه جامعه مدرسين حوزه علميه قم در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس در واكنش به سخنان محمد رضا خاتمي دبيركل سابق حزب مشاركت مبني بر اينكه با توجه به اينكه امام(ره) معصوم نيستند، نقد افكارش لازم است، گفت: طرح اينگونه مباحث كه امام راحل معصوم نيستند، مقدمهاي براي گرفتن نتايج نادرست در مورد افكار ايشان است.
سخنگوي سابق جامعه مدرسين حوزه علميه قم با بيان اين مطلب كه امام خميني انسان بزرگي بودند و سراسر عمر خويش را وقف تحقق اسلام ناب محمدي(ص) كردند، گفت: ايشان بعد از ورود به عرصه سياست لحظهاي از عمرشان را به مانند ساير سياستمداران صرف آلودگيهاي دنيوي نكردند.
وي با تاكيد بر اينكه اگر كساني مانند محمد رضا خاتمي بخواهند به نقد افكار چنين انسان والايي بپردازند، غيرعقلاني و تعجب آور است، گفت: كساني بايد وارد آسمان بلند انديشه امام شوند كه مقدمات طي شده توسط ايشان را بگذرانند.
عضو هيئت رئيسه جامعه مدرسين حوزه علميه قم در ادامه گفت: حضرت امام بعنوان ولي فقيه، متناسب با زمان و مكان تصميماتي مناسبي اتخاذ كردند و البته تعاليم ايشان مقيد به زمان و مكان خاص نيست و نيز آموزههاي ايشان با توجه به اينكه متكي به آموزههاي اسلامي است، قابل نقد نيست.
وي با تاكيد بر اينكه طرح مباحث اين چنيني صحيح نيست، گفت: كساني اين مباحث را طرح ميكنند كه خواهان شناخت امام راحل نيستند و هدفشان لطمه زدن به نهاد ولايت فقيه است.
منتجب نيا
رسول منتجبنيا با بيان اينكه سود نقد امام (ره) تنها به دشمنان ميرسد، گفت: افرادي كه بر روي برخي حرفهاي امام(ره) علامت سئوال ميگذارند چه تضميني وجود دارد تمام احكام و انديشههاي ايشان را زير سئوال نبرند؟
رسول منتجبنيا قائم مقام سياسي حزب اعتماد ملي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با اشاره به سخنان اخير محمدرضا خاتمي دبيركل سابق جبهه مشاركت پيرامون نقد امام (ره) گفت: از چندين سال قبل بارها اين مسئله در برخي مجامع مطرح شده و حتي اين بحث در دوران حيات امام(ره) هم بارها عنوان شده بود.
منتجبنيا افزود: گاهي امام(ره) پيامي به مردم، دولت و يا مجلس ميدادند كه برخي افراد به صراحت ميگفتند امام(ره) معصوم نيست و نه تنها ميتوان اين كلام امام(ره) را نقد كرد حتي اشكال ندارد به آن عمل هم نكنيم.
وي با اشاره به اينكه اين مساله در زمان حيات امام خميني(ره) فراوان اتفاق افتاد گفت: بعد از رحلت ايشان هم كمابيش اين مسئله مطرح بوده كه امام(ره) بايد نقد شود.
منتجبنيا با بيان اينكه ادعاي نقد امامخميني(ره) در ظاهر بسيار زيبا، امروزي، مدرن، و حقوقي است، اظهار داشت: مطرح كردن مسئله نقد امام(ره) يك پشتوانه قرآني دارد و آن اين است كه امام خميني(ره) معصوم نيست و هر غيرمعصومي قابل نقد است.
قائم مقام سياسي اعتماد ملي با تأكيد بر اينكه ما قبول داريم كه امام معصوم نبود يادآور شد: خود امام هم قبول داشتند كه معصوم نيستند و بارها فرمودند كه من اشتباهاتي داشتهام.
منتجبنيا با بيان اينكه ما امروز اعتبار، مشروعيت، سربلندي و عزّت خودمان را مرهون امام(ره) ميدانيم گفت: جمهوري اسلامي و قانون اساسي با تأييد و امضاي امام(ره) مشروعيت پيدا كرد.
وي افزود: انقلاب اسلامي با ابعاد وسيعش با هدايت و رهبري امام(ره) آغاز شد و مشروعيت پيدا كرد.
منتجبنيا تصريح كرد: شالوده و زيربناي مشروعيت نظام و هويت سياسي-اجتماعي ما، امام(ره) و تفكر ايشان است.
قائم مقام سياسي اعتماد ملي با بيان اينكه امروز در دنيا به خاطر وجود امامخميني(ره) به ايرانيها احترام ميگذارند اظهار داشت: اين انسان كامل و وليِّ خدا يك موهبت بزرگ الهي بود كه به همه بنيانهاي جمهوري اسلامي ايران مشروعيت بخشيد.
منتجبنيا در ادامه گفتگوي خود با فارس خطاب به افرادي كه مسئله نقد امام(ره) را مطرح ميكنند، گفت: آيا تا به حال فكر كردهايد كه وقت آن رسيده كه ما زيربنا و زيرساخت خودمان را نقد كرده و زير سؤال ببريم يا نه؟
وي همچنين خطاب به اين افراد با تأكيد بر اينكه با نقد امام(ره) و زير سؤال بردن ايشان هيچ نفعي به مردم و كشور نميرسد، اظهار داشت: با زير سؤال بردن امام(ره)، نظام و انقلاب ما در جهان و در افكار نسل جوان و نسل آينده زير سؤال ميرود و سود نقد امام(ره) تنها به دشمنان ميرسد.
منتجبنيا با اشاره به اينكه در مقطع كنوني مطرح كردن مسئله نقد امام به هيچ وجه جايز نيست، گفت: افرادي كه بر روي برخي حرفهاي امام(ره) علامت سؤال ميگذارند چه تضميني وجود دارد تمام احكام و انديشههاي ايشان را زير سؤال نبرند؟
وي در پايان از همه دلسوزان نظام و علاقهمندان به امام(ره) خواست كه در مقطع كنوني به بحثهايي همچون نقد امام(ره) نپردازند.
|
شهرداري تهران نماد برج آزادي را حذف ميکند؟ |
|
قرار بود فاز اول بهسازى محوطه برج آزادى تا بهمن ماه سال ۸۶ به پايان برسد. فاز اول به گفته مديران شهرى تهران عايق كارى و سنگفرش محوطه برج و نور پردازى و چمن كارى آن بود ولى اگر هم اكنون سرى به محوطه برج آزادى بزنيد، آنقدر وضعيت آن ناگوار و به هم ريخته است كه اگر شما يك خبرنگار يا عكاس باشيد، شما را دستگير مى كنند! به طوری که عكاس روزنامه ايران که براى تهيه عكس از وضعيت محوطه ميدان آزادى به اين محل مراجعه كرده بود، مأموران و نيروهاى شهردارى از فعاليت او جلوگيرى كرده و وى را به ساختمان مركزى يكى از سازمان هاى وابسته به شهردارى تهران منتقل كردند. اين در حالى است كه هيچ تابلويى مبنى بر ممنوع بودن عكسبردارى از محوطه برج آزادى در محل وجود ندارد!
«نحوه برخورد با برج آزادى در سال قبل از سوى مديريت شهرى تهران و بازسازى ناآگاهانه و بدون نقشه آن به طورى كه آسيب هاى جدى را به محوطه برج و مجموعه فرهنگى هنرى انقلاب (واقع در قسمت زيرين ميدان آزادى) وارد كرد، گوياى اين حقيقت است كه تفكرى جديد در بخشى از مديريت شهرى تهران ايجاد شده است مبنى بر اين كه اين برج ديگر نماد كشور و تهران نباشد.»
به گزارش رجانیوز، يك عضو شوراى شهر تهران با بيان اين مطلب به «ايران» مى گويد: «به رغم تبليغات وسيع و گسترده از سوى برخى مديران شهردارى مبنى بر اين كه اين برج با هزينه ۱۰ ميلياردتومانى شهردارى تهران از خطر ويرانى نجات مى يابد، اين تبليغات خيلى زود جاى خود را به تلاش براى تخريب برج داد، به طورى كه پس از صرف 4 ميلياردتومان هزينه در قالب فاز اول بهسازى، شاهد وضعيتى ناگوار در محوطه برج آزادى و مجموعه انقلاب (در قسمت زيرين برج) هستيم. آب از سطح برج به مجموعه انقلاب نفوذ مى كند و سنگفرش نيز وضعيت مناسبى ندارد.»
وى مى افزايد: «متأسفانه رسانه ها نيز به هيچ وجه به بيان اشكالات موجود در اين بازسازى نپرداختند و برخى رسانه ها حتى به تعريف و تمجيد روى آوردند و همين مسئله موجب شد كه ايرادها و اشكالات اساسى طرح بهسازى از ديدها پنهان بماند.»
اين عضو شوراى شهر تصريح مى كند: «متأسفانه ظرفيت انتقاد پذيرى در برخى از مديران ايجاد نشده است و درباره برج آزادى نيز از آن زمان به بعد (بهمن ۸۶) هيچ تبليغى نمى شود چرا كه با وضعيتى كه پيش آمد، همگان به درستى متوجه شدند كه در برج آزادى چه مى گذرد.»
* آزادى، بيش از هر چيز نماد پيروزى انقلاب است
احمد مسجدجامعى رئيس كميسيون فرهنگى و اجتماعى شوراى شهر تهران نيز مى گويد: «برج آزادى قبل از اين كه بيانگر مسائل ديگر باشد، شاهدى است بر آزادى مردم ايران از چنگ استبداد. بزرگترين واقعه تاريخ معاصر در كنار همين برج آزادى اتفاق افتاده است و اينكه برخى بخواهند اين نماد را در شهر ناديده بگيرند، تفكر صحيحى نيست.» وى مى افزايد: «حتى در رونمايى تمبر شوراها نيز شاهد بوديم كه نماد برج آزادى از تمبر حذف شده است و فقط به برج ميلاد به عنوان نماد تهران اكتفا كرده اند، درحالى كه طراحى ابتدايى برج ميلاد به گونه اى است كه نشانى از فرهنگ، هنر و تمدن ايرانى ندارد و آن را در هر جاى دنيا مى توان با اين شكل و شمايل احداث كرد، هر چند شوراى شهر درصدد است نمادهاى فرهنگى و هويتى تهران و كشور را نيز در اين برج پياده كند.»
مسجد جامعى مى افزايد: «برج آزادى، نقطه كور مديريت شهرى است. تفكر و جريانى وجود دارد كه مى خواهد برج آزادى را بى سروصدا حذف كند و اين به صلاح فرهنگ اسلامى و ملى ما نيست.» رئيس كميسيون فرهنگى و اجتماعى شوراى شهر تهران مى گويد: «من شخصاً اين موضوع را پيگيرى خواهم كرد و در روزهاى آينده از نزديك از برج آزادى بازديد مى كنم.»
* قرار بود تا بهمن ماه تمام شود
فاز اول بهسازى محوطه برج آزادى طبق وعده مديران شهرى تهران قرار بود تا بهمن ماه به پايان برسد اما هم اكنون شاهد هستيم كه با آبيارى چمن ها، آب به داخل موزه و مجموعه فرهنگى انقلاب نفوذ مى كند درحالى كه چندماه پيش و پس از درگير شدن شهردارى تهران با خبرنگاران به خاطر بازتاب واقعيت هاى موجود در وضعيت برج آزادى، آنها ضمن اعتراف به بازسازى نامناسب و برخورد غيرحرفه اى با عايق مرغوب محوطه، اعلام كردند كه بزودى مشكل نفوذ آب به مجموعه انقلاب را مرتفع مى كنند.
یک مسئول مجموعه فرهنگى انقلاب مى افزايد: «هنوز كه هنوز است كار ترميم عايق محوطه به طور كامل انجام نشده است و هنگام آبيارى چمن، آب به داخل مجموعه و موزه نفوذ مى كند و اين مشكل هنگامى آشكار مى شود و آسيب جدى تر وارد مى كند كه برف و باران نيز ببارد.» وى مى گويد: «البته من احتمال مى دهم كه شايد درباره وضعيت برج آزادى، اطلاعات نادرست به شهردار تهران مى دهند، چرا كه هيچ توجهى به مشكلات اساسى موجود در آن نمى شود.» وى مى گويد: «تلاش دولت بر حفظ داشته ها و آثار تاريخى و فرهنگى است ولى گويا مديران شهرى تفكر ديگرى دارند.»
* يك مدير شهرى: شما به دنبال چه هستيد!
يك مدير شهرى تهران در پاسخ به سؤال درباره وضعيت محوطه برج آزادى مى گويد: «اخيراً در روزنامه شما طرفدارى زيادى از برج آزادى مى شود و علت اين طرفدارى معلوم نيست! وى مى افزايد: «شما طورى با موضوع برخورد مى كنيد كه انگار كشور ايران فقط همين برج آزادى را دارد و ديگر هيچ ندارد!» اين مدير شهرى تهران مى گويد: «بنياد فرهنگى رودكى كه قبلاً صاحب نداشته است(!) و اكنون صاحب پيدا كرده است، عامل اصلى اين تشتت و وضعيت به وجود آمده در برج آزادى است.»
* سازمان زيباسازى شهردارى تهران: سنگفرش فقط ۵ درصد شكستگى دارد
ملاصالحى مديرعامل سازمان زيباسازى شهردارى تهران درباره اقدامات انجام شده در محوطه ميدان آزادى مى گويد: «ما همان اول هم به سازمان ميراث فرهنگى اعلام كرديم كه سنگ هاى درخواستى آنها براى سنگفرش محوطه برج آزادى مناسب نيست با اين حال آنها اصرار داشتند كه از همان نوع سنگ كه قبلاً در محوطه كار شده بود، استفاده شود و ما هم تبعيت كرديم.»
وى در پاسخ به اين سؤال كه «سنگ هاى قبلى محوطه آسيب ديدگى چندانى نداشت ولى چرا سنگ هاى جديد هنوز با گذشت چندماه دچار شكستگى شده اند» مى گويد: «ما فيلم هايى از وضعيت سابق تهيه كرده ايم كه نشان مى دهد سنگ ها آسيب ديدگى جدى داشتند و هم اكنون نيز شايد ۵ درصد سنگ ها دچار شكستگى و آسيب شده باشد كه البته طبق قرارداد پيمانكار بايد سنگ ها را پرداخت و ترميم كند.»
ملاصالحى تصريح مى كند: «البته قبل از آن كه كار سنگفرش را شروع كنيم، به خاطر نفوذ آب از محوطه برج به قسمت زيرين (مجموعه فرهنگى انقلاب) بايد كل محوطه را عايق كارى مى كرديم و براى اين كار حتى تا ۱۴ متر از سطح به پائين رفتيم تا به فونداسيون رسيديم تا ايزولاسيون به كلى از زير برج انجام شود.»
وى مى افزايد: «با اين حال هنوز شاهد نفوذ آب از برخى قسمت ها هستيم، چرا كه برج آزادى دو ورودى اصلى دارد كه كار ورودى شرقى به طور كامل انجام شده است ولى ورودى غربى هنوز دست نخورده است چون هم مجوز نداشتيم و هم راه بسته مى شد. درباره ورودى غربى نيز يك روز بعد از مصاحبه با شما (سه شنبه ۷ خردادماه) به توافق خواهم رسيد و كار آن آغاز مى شود.»
مسئولان شهردارى در سال گذشته قول داده بودند كه كار سنگفرش (در قالب فاز اول) تا بهمن ماه ۸۶ (زمان مراسم سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى) به پايان برسد و فاز دوم نيز كه شامل بهسازى بدنه برج است تا بهمن ماه ۸۷ انجام شود كه هنوز قسمت زيادى از سنگفرش ناتمام است. همچنين آنها اعلام كرده بودند كه بيش از ۹۰ درصد (حدود ۹۴ درصد) از كار ايزولاسيون انجام شده و نفوذ فراوان آب به داخل مجموعه انقلاب فقط مربوط به ۶ درصد باقى مانده كار است.
|
|
|
| |||
|
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمود احمدينژاد رئيسجمهور پيش از ظهر امروز چهارشنبه در حاشيه جلسه هيات دولت در گفتگويي كوتاه با خبرنگاران، پيرامون علت انجام نشدن سفر هفته جاري رئيسجمهور اظهار داشت: فشردگي برنامهها باعث شد كه سفر اين هفته به تعويق بيافتد، اما برنامه سفرهاي استاني هيات دولت به طور منظم انجام خواهد شد. | |||
|
|
|
پورمحمدي در نخستين گفتگو پس از کنارهگيري |
|
گروه سياسي- احسان صالحي، جواد حجتي: مصطفي پورمحمدي وزير کشور 32 ماهه دولت نهم بود که تا 2 روز قبل از معرفي کابينه قرار بود، وزير اطلاعات شود. پورمحمدي پيشنهاد مصاحبه را به گرمي قبول کرد تا همانطور که در جلسه توديع خود با درايت پروژه تفرقه افکنانه مخالفان دولت را ناکام گذاشته بود، اين بار نيز در نخستين گفتگوي خود با رسانه اي حامي مباني اصولگرايانه همان رويه را دنبال کند.
گفتگو با پورمحمدي در دفتر رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامي انجام شد اما آنقدر طولاني شد که در نهايت روح الله حسينيان شخصاً آمد و پورمحمدي را براي جلسه ديگري که براي بعد از نماز مغرب و عشاء برنامه ريزي شده بود، همراه برد و شايد به همين دليل نيز اين گفتگو قدري ناتمام ماند.
اولين چيزي که در برخورد با وزير کشور سابق به نظر مي رسد، اقتدار وي است. پورمحمدي شمرده و با متانت سخن مي گويد و در نقطه مقابل وزير سابق اقتصاد که پس از برکناري کوشيد تمام مسئوليت ها را از خود سلب کند، وي نه تنها از پذيرش مسئوليت عملکردش طفره نمي رود بلکه تلاش مي کند از جزئيات اين عملکرد 32 ماهه نيز با حوصله دفاع کند. پورمحمدي گفتگو را با تقدير از فعاليت جوانان اصولگرا در حوزه رسانه آغاز کرد و ضمن تشريح سوابق فعاليت هاي قبل از انقلاب خود در مدرسه حقاني، با آسيب شناسي دوم خرداد و پديدار شناسي سوم تير ادامه داد.
در ادامه اين گفتگوي خواندني نيز به مسائل متنوعي از قبيل چرايي رأي وي به لاريجاني در انتخابات رياست جمهوري نهم، توصيه او به هاشمي رفسنجاني براي انصراف، انتخاب وي به عنوان وزير کشور، سفرهاي استاني، جلسه پرحاشيه رأي اعتماد و برخي انتصابات جنجالي وي مانند علي جنتي در معاونت سياسي وزارت کشور پرداخته شد. متن گفتگوي 2 ساعته با وزيري که در دوره وزارتش از سوي دفتر رئيس جمهور، دوست رسانه ها لقب گرفت، در ادامه آمده است: |
|
سماجت مجری و لو رفتن کاندیدای اصلی کارگزاران در انتخابات 88 |
|
وقتی مجری برنامه مثلث شیشه ای اعلام کرد مهمان دوشنبه شب این برنامه هاشمی رفسنجانی است، لحظاتی طول کشید تا تمام کسانی که متعجب شده بودند، به شیطنت مجری این برنامه پربیننده که با حذف نام کوچک مدعو خود آنها را به اشتباه انداخته بود، پی ببرند. اما گویا چندان هم این قصه تصادفی نبود، چه آنکه حضور محمد هاشمی در برنامه ثابت کرد او به نمایندگی از برادر خود دعوت شده است.
به گزارش رجانيوز، برنامه مثلث شیشه ای که با چالش های معروفش، میزبان برادر هاشمی رفسنجانی بود، با پخش تصویری از رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در کنار دریا در حالیکه با لباس نیمه رسمی به افق نگاه می کرد، این فرصت را به محمد هاشمی داد که تمجیدهای فراوان از برادرش داشته باشد و پس از آن از وی پرسید که آیا افسوس نخورده است که برادرش بیشتر از او مطرح بوده است؟
مجری برنامه با سؤالهایی از این قبیل بارها این فرصت را به این عضو ارشد حزب کارگزاران داد که خود را نسخه مشابه نامزد شکست خورده در انتخابات سال 84 معرفی نماید و پس از آن پرسید که شنیدهایم کاندیدای ریاست جمهور آینده میشوید، آیا تأیید میکنید؟ محمد هاشمی پاسخ این مسئله را بسته به شرایط دانست و تأکید کرد همه چیز در عالم احتمالات، امکان دارد. با اصرار مجری برنامه که در این برنامه باید شفاف پاسخ داد و طرح مجدد این سؤال که "آیا تکذیب میکنید یا تأیید؟ جواب روشن بدهید"، گفت: در این طور مواقع پاسخ شفاف گفته نمیشود و همانطور که گفتم بستگی به شرایط دارد، در عالم احتمالات همه چیز ممکن است.
این برنامه که به نظر می رسد کارکردی تبلیغاتی برای اعلام کاندیداتوری محمد هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری 88 داشت، تصویر مشابهی از روزهای ابتدایی سال 84 را به نمایش گذاشت که اکبر هاشمی رفسنجانی مکرراً جوابی مبهم درباره حضور خود در انتخابات می داد و همه چیز را به آینده موکول می کرد تا سرانجام شروطی برای عدم حضور خود گذاشت که از آن جمله عدم حضور کسانی بود که از حضورشان احساس خطر می کرد. پس از این اظهار نظر روشن، احمد توکلی از حضور در انتخابات کناره گیری کرد تا فضا برای رقابت نیروهای جدید مهیا شود اما هاشمی پا به عرصه انتخابات گذاشت.
با راهیابی هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد به مرحله دوم، رایزنی های گسترده ای شکل گرفت و حتی بسیاری از احزاب به شدت منتقد وی از او حمایت کردند. گروه هایی همچون تحکیم وحدت و حزب مشارکت. دبیر کل حزب مشارکت در مصاحبه با روزنامه الحیات از تبادل نامهها و پیامهایی سری میان این حزب و هاشمی رفسنجانی در زمینه شیوه عمل دولت آینده و قوه مجریه در صورت پیروزی رفسنجانی در انتخابات خبر داد و از لابلای دیگر اخبار نیز مشخص شد هاشمی تمام تلاش خود را برای شکست رقیب به هر قیمتی به کار بسته است؛ اما برغم صف آرایی گروه های سیاسی در پشت سر وی، احمدی نژاد توانست آرایی حدود دو برابر او به دست آورد و رییس جمهور کشور شود. گویی هاشمی خود زودتر از دیگران شکستش را باور کرده بود که عطریانفر با عنوان "دستیار هاشمی" در روز سوم رقابت برای مرحله دوم در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه خبر داد رفسنجانی متن نامه انصراف خود را نوشت ولی در نهایت و پس از فشار همراهان و ملتزمان خود، از ارسال آن منصرف شد.
صبح سوم تیر بر همگان نتیجه انتخابات مشخص بود و هاشمی پس از انداختن رأی خود در مصاحبه با خبرنگاران گفت "فکر نمیکنم اگر رقیب من در انتخابات پیروز شود، مشکلی برای کشور پیش آید چون ما در هر حال در صحنه هستیم و از کشورمان و انقلابمان دفاع میکنیم." این به معنای اعلام تداوم رقابت بود. از آن تاریخ اغلب ناظران عرصه سیاسی اذعان دارند که رقابت های سال 84 همچنان ادامه دارد اما قانون مانع حضور مجدد هاشمی رفسنجانی به دلیل کهولت سن وی است. اینجاست که می توان از ورود برادر کوچکتر که با ژست های مشابه برادر بزرگتر حرف می زند، می خندد و شوخی می کند، رمزگشایی کرد.
رد پای این موضوع را می توان در اخبار روزهای پس از شکست اکبر هاشمی رفسنجانی در تیرماه 84 به روشنی یافت. خبرگزاری فرانسه در گزارشی که در آن تاکید دارد "تحلیلگران سیاسی ایران معتقدند اکبر هاشمی رفسنجانی که در 25 سال گذشته یکی از متنفذترین سیاستمداران ایران تلقی میشد، هرچند اکنون پس از باخت خود در انتخابات ریاستجمهوری ایران فضای کمتری برای عمل دارد اما هنوز فرو نریخته است" از قول کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران و از نزدیکان وی می نویسد "رفسنجانی در فکر کناره گیری از حکومت نیست زیرا خود در تشکیل آن سهم داشت " و با بسیار بالا دانستن روحیه هاشمی و اینکه او میتواند همچنان تاثیرگذار باشد، به ناگاه و بدون تناسب با بحث قبلی خود می گوید " فکر نمیکنم کسی کاری علیه خانواده او انجام دهد و اگر میخواستند کاری بکنند تا الآن کرده بودند."
محمد هاشمی که در دوران ریاست جمهوری برادر با عنوان رییس صداوسیما در کابینه حضور داشت، پس از برکناری، معاونت وزیر امورخارجه وقت (ولایتی) شد و هم اکنون نیز به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در کنار برادر بزرگتر حضور دارد.
او در ادامه در خصوص رقیبان احتمالی آینده خود نیز که قرار بود، پاسخ های یک کلمه ای بدهد، محمدباقر قالیباف را عنصر فعال و علاقمند به خدمت دانست و درباره «علی لاریجانی» به بیان همکار قبل و بعد از خود در صداوسیما اکتفا کرد. محمد هاشمی همچنین «غلامعلی حدادعادل» را ادیب خواند و گفت حدادعادل ادیبی است که کمتر از سیاست میداند. این پاسخ ها روشن می کند حزب کارگزاران در صورتی که باور کند در رقابت محمد هاشمی با احمدی نژاد شکستی سخت تر از بار اول خواهد خورد، از کدام نامزد احتمالی حمایت خواهد کرد؟
|
|
|
|
پیام رهبر انقلاب بمناسبت آغاز به کار مجلس هشتم |
|
رهبر معظم انقلاب با صدور پيامي به مناسبت آغاز كار هشتمين دور مجلس خطاب به نمایندگان جدید تأکید کردند: دشمنان پرکینه و زیادهطلب، اکنون در چندین جبهه از ملت ایران شکست خوردهاند و ملت ایران بر ثبات و اقتدار و استقلال خود در برابر آنان افزوده است. امروز آنان خود به این حقیقت معترفند. شما باید در کنار دولت انقلابی و مؤمن، پیشاهنگ این حرکت شجاعانه و مدبرانه باشید؛ دنیا از همهی شما سخن واحدی بشنود و تبلور عزم ملی را در حرف و عمل شما ببیند.
اکنون که هشتمین دورهی مجلس شورای اسلامی آغاز میشود و با یاری خداوند توانا، حلقهی دیگری از زنجیرهی بیگسستِ این نماد مردمسالاری دینی، شکل میگیرد، پیشانی سپاس بر درگاه احدیت فرو میسایم. و با دلی لبالب از قدرشناسی و امید، به ملت ایران درود میفرستم. این، سند افتخاری است که همهی مؤمنان به اسلام و دلبستگان به ایران باید آن را عطیهئی الهی بدانیم و قدرشناسانه از آن پاسداری کنیم.
در میانهی امواج طوفانیِ دنیائی که در آن، افزونطلبان سلطهگر با سیطرهی متعرضانهی خود استقلال و هویت ملتها را نشانه گرفته و تا توانستهاند عرصه را بر عزم ملی آنان تنگتر کردهاند، ملت ایران با ارادهئی راسخ بر ترفندهای پیچیدهی دشمنان فائق آمده و در راه عزت و آزادگی به رهنمائی اسلام و قرآن، گردنههای دشوار را یکی پس از دیگری پشت سر میگذارد. مجلس مؤمن و مستقل و شجاع و مدبّر، نماد پایداری و ثبات الگوئی از مردمسالاری است که انقلاب اسلامی در برابر چشم جهانیان قرار داد و ملت بزرگ ایران با اتکال به خدا و با عزم راسخ خود آن را ماندگار کرد.
اینجانب وظیفهی خود میدانم که از ملت عزیز که عرصهی این آزمون ملی را با جدّ و نشاط خود انباشت و بار دیگر آگاهی و بیداری خود را به رخ دشمنان کشید، با همهی وجود، سپاسگزاری کنم. و نیز لازم میدانم از مسئولان و دستاندرکاران انتخابات در وزارت کشور و شورای محترم نگهبان که بار سنگین انتخابات را با صبوری و مسئولیتشناسی به سرمنزل رساندند، و از دستگاههای کمککننده بویژه رسانهی ملی و مأموران نظم و امنیت، و از گروهها و جریانها و چهرههای دینی و سیاسی که با حضور و تلاش خود بر شور و شوق همگانی افزودند، و از همهی کسانی که با سخن و رفتار و منش خود به برگزاری این حماسهی بزرگ کمک رساندند، قدردانی و تشکر کنم.
همچنین لازم است که به اقتضای قدرشناسی و انصاف، از عموم نمایندگان مجلس هفتم بویژه از رئیس فرزانه و پرتلاش و بُردبار مجلس جناب آقای دکتر حدادعادل و هیئت رئیسه محترم آن تشکر کنم.
مجلس هفتم با رویکرد ارزشی و شجاعانهی خود در مسائل جهانی و ملی، و با دفاع از حقوق ملت در برابر بیگانگان، و با تلاش در راه رفع مشکلات مردم و با حرمت نهادن به آرامش فضای سیاسی و پرهیز از آشفتهسازی و جنجالآفرینی، کارنامهی تحسینبرانگیزی به جای گذاشت.
اکنون مجلس هشتم با رأی قاطع و پرمعنای ملت در انتخاباتی رقابتی و پرمشارکت و قانونمند، شکل یافته است. نمـایندگانی که توفیق آن یافتـهاند که مـورد اعتـماد مـردم قرارگرفته به جایگاه والای مجلس راه یابند به یاد داشته باشند که در یکصد سال اخیر، همواره تشکیل مجلسی که با مشارکت مردم پدید آید و قانونمند شدن مدیریتها و نظارتپذیری مدیران و تحققبخشیدن به هدفها و ضوابط مبارک اسلام را در قالب قوانین رسا و شفاف تضمین کند، در صدر خواستههای ملت ایران و رهبران دینی و ملی در مبارزات پرهزینهی آنان قرار داشته است و برای تحقق مجلسی که عقل اجتماعی و روح مشورت را در راه پیشرفت کشور و سامانبخشیدن به مصالح ملت و تعالی اسلامی به کار گیرد، جانهای پاک بسیاری فدا شده و خونهای شریفی بر زمین ریخته است.
امروز ما مدیون همهی آن انسانهای بزرگ از شیخ فضلالله و بهبهانی و مدرس تا شهدای انقلاب در سیسال اخیر و شهیدان مجلس شورای اسلامی میباشیم. تکلیف حقوقی و اخلاقیِ سنگینی بر ذمهی یکایک نمایندگان محترم قرار دارد و این امانت شرعی که از امروز تا چهار سال بر عهدهی شما معتَمدان ملت است، میتواند فرصت تاریخی و باشکوهی در تاریخ حیات سیاسی ایران عزیز باشد.
بر این پایه، نکاتی یادآوری می گردد:
1ـ شکر نعمت نمایندگی در آن است که قدر آن دانسته شود و نماینده در همهی این دوران، همهی توان و ظرفیت خود را در خدمت آن قرار دهد. سرگرم شدن به هر کاری که در این وظیفه خلل وارد آورد، ناروا و ناسپاسی است. حضور کامل در همهی جلسات عام و خاص مجلس، لازمهی حتمی این وظیفهگزاری است.
2ـ شما نمایندگان ملتی مؤمن و شجاع و با ارادهاید. این ملت با این ویژگیها توانسته است از گردنههای دشوار عبور کند و بسی موانع طبیعی یا ساختهی دشمن را پشت سر گذارد. اندیشه و عمل شما باید در همین جهت به کار افتد. دشمنان پرکینه و زیادهطلب، اکنون در چندین جبهه از ملت ایران شکست خوردهاند و ملت ایران بر ثبات و اقتدار و استقلال خود در برابر آنان افزوده است. امروز آنان خود به این حقیقت معترفند. شما باید در کنار دولت انقلابی و مؤمن، پیشاهنگ این حرکت شجاعانه و مدبرانه باشید؛ دنیا از همهی شما سخن واحدی بشنود و تبلور عزم ملی را در حرف و عمل شما ببیند.
3ـ آغاز این مجلس با ورود در دههی چهارم انقلاب همزمان شده است. در این دهه، گفتمان اصلیِ انقلاب، پیشرفت و عدالت است؛ پیشرفت در همهی ابعاد علمی و اقتصادی و اخلاقی و فرهنگی، و عدالت همهجانبه در توزیع فرصتها و امکانات مادی و معنوی. عنصر پیشرفت، باید نگاه ما را به استعدادهای بیشمار پراکنده در میان ملت، معطوف سازد و ظرفیتهای تولید و خلاقیت و درخشش توانائیهای گوناگون در همهی زمینهها را در نگاه ما برجسته کند. و عنصر عدالت باید نابرخورداران از فرصتها و توانائیهای کشور را، از این مواهب الهی و عمومی برخوردار سازد. مجلس که پدیدآورندهی نرمافزار اصلی حرکت کشور است باید لحظهئی از این تکلیف غفلت نورزد.
4ـ نمایندهی ملت از جنس ملت است. شما نه از قصرهای رفیع و خاندانهای اشرافی، که از متن مردم، از مدرسه و حوزه و دانشگاه، و از میدانهای کار به مجلس گسیل شدهاید. این رابطه و این منش را پاس بدارید و برای خود نگاه دارید. خوی اشرافی و گرایش به اسراف و طعمه انگاشتن این مسئولیت، بلای بزرگی است که گاه مردمِ سابقاً نجیب و پارسا هم ممکن است نتوانند خود را از آن برحذر بدارند. همه باید بشدّت مراقب خویش باشیم و دورهی مسئولیت خود را، حسنهئی ماندگار، و نه سیئهئی دامنگیر، بسازیم. در این کار دشوار کمک خواستن متضرعانه از خداوند رحیم و قدیر، و مراقبت از خود، بزرگترین کمککار تواند بود.
5ـ هنر قانوننویسی و قانونگذاری، از برترینهای نمایندگی است. قانون باید کارآمد، روان، شفاف، روزآمد و با این حال با نگاه بلندمدت،دارای گسترهئی هرچه پهناورتر و قابل ماندگاری، و یکسره معطوف به نیازهای مردم و منافع عمومی باشد. نگرش جزئی، بخشی، شخصی و یا خدای نخواسته با نگاه لجاجتآمیز در قانونگذاری، بیسود و احیاناً زیانبار است. اولویتها باید ترجیح یابد، تناقض و تکرار در قوانین باید ریشهکن شود، و از خرد جمعی و کارشناسی در تدوین قوانین بیشترین بهره گرفته شود.
6ـ دو عنصر نظارت و همکاری صمیمانه، در تعامل با قوای دیگر، باید دو بخش تفکیکناپذیر باشند. مسئولیت نظارتی مجلس هرگز نباید به دست اهمال سپرده شود، اما هرگز هم نباید نظارت مجلس به معنای رقابت با دولت و نشنیدن نیازها و ضرورتها و تنگناهای آن شمرده شود. محور کار و عمل در کشور و نماد داخلی و خارجی نظام جمهوری اسلامی، عمدتاً قوهی مجریه است. همه باید به آن کمک کنند و هرگاه دولتی بانشاط بیشتر و همت بالاتر و ارزشگرائی قویتر در صحنه است، این کمک باید مضاعف گردد. متقابلاً دولت باید مجلس قانونگذاری را راهنمای عمل خود بداند و به قوانین مجلس، یکسره پایبند باشد و از آن تخلف نکند. بر سر دوراهیهای اختلافنظر، کارشناسانی از دوطرف، گره را بگشایند و راه درست را پیش پای هر دو طرف باز کنند. اکنون که بحمدالله دولت و مجلس را مردمی مؤمن و انقلابی و وفادار به ارزشها و اصول اسلامی، انباشتهاند باید این تعامل برادرانه با رعایت حقوق قانونی از هر دو سو، بیش از همیشه دیده شود.
عزیزان من! دوران نمایندگی کوتاه، و مسئولیت شما سنگین، و هر فعل و ترک و گفت و سکوت شما در دیوان الهی ثبت و ماندگار است. سوگندنامه را که باید با نیت و جِدّ خوانده شود، همواره در یاد نگهدارید و خود را با آن تطبیق کنید، بدین ترتیب حسنهی ماندگاری از خود بر صحیفهی الهی باقی خواهید گذارد.
سخن را با سلام بر پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و دیگر پیامبران و بر امامان معصوم علیهمالسلام بویژه بر حضرت مهدی ارواحنافداه، و نیز به ارواح طیبهی شهیدان و به روح مطهّر امام شهیدان به پایان میبرم و توفیق و کمک خداوند را برای شما مسألت میکنم.
سیّدعلی خامنهای |
|
ترويج فمينيسم افراطی در برنامه ظهرگاهي شبكه 4 سيما |
|
برنامه "ارديبهشت" كه هر روز ظهر از ساعت 12 تا 13 از شبكه چهارم سيما پخش مي شود، به صورت افراطی به مباحث فمينيستي و روشنفكري در حوزه زنان دامن می زند.
به گزارش رجانیوز، مخاطب اين برنامه با توجه به ساعت پخش آن، اغلب بانوان خانه دار هستند و طرح اين مباحث براي اين طيف خاص از جامعه، مي تواند آثار منفی در پی داشته باشد.
به عنوان نمونه مجري زن اين برنامه در برنامه روز شهادت حضرت زهرا(س)، در سؤالي از ميهمان برنامه پرسيد: مگر مردها لباس زمان صدراسلام را اكنون بر تن مي كنند كه ما زنها از چادر آن زمان استفاده كنيم؟که ميهمان برنامه نيز نتوانست پاسخ كامل و جامعي به اين سوال بدهد.
این در حالیست که مجری این برنامه در طرح شبهات، جهت دهی و جمع بندی مباحث به سمت دیدگاههای افراطی فمینیستی نقش اساسی دارد. وي از نزديکان زهرا شجاعي رئيس مرکز امور زنان رياست جمهوري در دولت سابق و با گرايشهاي تند فمينيستي است.
پخش برنامه های زنده و عدم مدیریت و کنترل مباحث مطروحه، دامن زدن به مباحث روشنفکری و شبهه زا بدون پاسخ دقیق به این شبهات در این شبکه به ویژه از سال گذشته با تغییر مدیر این شبکه افزایش یافته است.
رهبر انقلاب در ديدار آذرماه 83 با مسئولان صداوسيما تأكيد كرده بودند: برنامهي ديني بايد نسبت به دين شبههزُدا باشد، نه شبههزا. من گاهي بعضي از بيانات ديني را از تلويزيون يا از راديو گوش ميکنم و ميبينم شبهه ايجاد ميکند! حديث سستي، حرف نامعقولي، مطلبي که در جمع مثلاً بيست نفري يا پنجاه نفرهي يک عده مؤمنِ مخلص، گفتنش خوب است و ايمان آنها را زياد ميکند، در سطح ميليوني مردم به زبان آوردن، جز اينکه ايمان عدهيي را سست و در ذهنشان ترديد ايجاد کند، هيچ فايدهي ديگري ندارد. از اين چيزها بايد پرهيز کرد. بيان ديني و تبيين ديني بايد شبههزدا، روشن، قوي، هنرمندانه و متنوع باشد؛ شبههزا و کليشهيي نباشد. بيان ديني بايد در همهي سطوح، صحيح باشد. درست است که ما تبيين ديني را در سطح نخبگان، در سطح متوسط، در سطح پايين و در سطح کودکان داريم، اما همان چيزي که در سطح کودکان است، مطلقاً بايد صحيح باشد. شما در کلاس اول به بچه ياد ميدهيد دو بعلاوهي دو، ميشود چهار؛ وقتي هم که بچه به منتهااليه قلهي رياضيات و دانش رياضي ميرسد، باز هم دو بعلاوهي دو، ميشود چهار؛ تغيير پيدا نميکند. بنابراين آنچه در زمينهي دين به کودک يا به انسانِ عامي تفهيم ميکنيم، مطلقاً نبايد غلط باشد تا بعد در ارتقاء معرفت ديني ببيند آن حرف، نادرست بوده است؛ نه، بايد درست گفت؛ منتها ساده. بنابراين، حرف ديني در همهي سطوح بايد صحيح باشد.
|
|
دبيرکل حزب الله لبنان |
|
به گزارش رجانيوز، نصرالله در اين سخنراني مهم از ضمن استقبال از انتخاب میشل سلیمان به عنوان رییسجمهور، وعده داد که اپوزیسیون بیشترین همکاری را برای تشکیل دولت جدید خواهد کرد.
همچنين دبير کل حزب الله لبنان با بيان اين که همه مقاومت هاي پيروز شده در تاريخ ، قدرت را در دست گرفته يا اينکه خواستار آن شده اند اما ما آن را درخواست نکرده ايم. وي افزود: من افتخار مي کنم که فردي در حزب (خط) ولايت فقيه باشم و کساني که مي گويند از آن خجالت مي کشيم اشتباه مي کنند.
متن کامل سخنرانی سید حسن نصرالله به مناسبت هشتمین سالگرد پیروزی مقاومت و عقبنشینی اسراییل از جنوب لبنان به نقل از پرس.تی.وی ـ بیروت، به شرح زیر است:
به همه شما در هشتمین عید مقاومت و آزادسازی خوشامد میگویم. شما که بار دیگر میدانها را پر کردهاید و بار دیگر حقیقت خود را ثابت کردهاید که پاکترین و شرافتمندترین مردم هستید.
وعده یاری خدا، وعدهای پایدار و دائمی است که اراده خود را بر قدرت گرفتن مستضعفان در زمین قرار داده و تقدیر او شکست فرعون و تمامی اعوان و انصار او است.
برادران و خواهران،
هشتمین عید ما، عید پیروزی مقاومت و مردم و کشور است که امسال با شصتمین سالگرد «نکبت فلسطین» و برپایی کیان غاصب اسراییل مصادف است. این تاریخ همچنین با سیامین سالگرد حمله اسراییل به جنوب لبنان در سال 1982 و برپایی نوار مرزی اشغالی مصادف است. این مناسبت در حقیقت مناسبتی برای تجربهاندوزی در سطح لبنان و جهان اسلام و عرب است.
مقاومت نمادی از استراتژی در دو زمینه را نشان داد. استراتژی آزادسازی و اخراج اشغالگر و استراتژی دفاع از میهن و ملت در مواجهه با تجاوز و تهدید. این دو استراتژی و دو دیدگاه در آزادسازی و دفاع مطرح است و این رسالت و پیام عید امروز ما به لبنان و جهان عرب و اسلام است. این رسالت و پیامی مشترک است که از طرف تمامی مجاهدان به تمامی برادران فلسطینی و تمامی مجاهدان عراقی ارسال شده و پیامی واضحی به امت است. |
|
|
|
در جلسه فراکسيون اکثريت تصويب شد: |
|
عصر روز يكشنبه جلسه مجمع عمومي فراكسيون اصولگرايان در صحن قديم مجلس در بهارستان برگزار شد.
به گزارش رجانيوز، در ابتداي اين جلسه كه توسط دكتر علي اصغر زارعي اداره مي شد، طي چند مرحله رأي گيري قرار شد تصميمات فراكسيون براي تمامي اعضا فصل الخطاب باشد و در انتخابات هيات رئيسه در صحن علني نظرات فردي اعمال نشود.
بنا بر اين گزارش، پس از اين تصميم، لاريجاني و حدادعادل هر کدام 15 دقيقه به ايراد سخنراني پرداختند و پس از آن براي انتخاب رئيس پيشنهادي فراکسيون اصولگرايان رأي گيري به عمل آمد که در نتيجه لاريجاني با 161 رأي در مقابل 50 رأي حدادعادل به عنوان رئيس پيشنهادي فراکسيون اکثريت انتخاب شد.
در اين مرحله از رأي گيري نمايندگان منتخب دو ضلع جبهه متحد، رايحه خوش خدمت و جبهه پيروان خط امام و رهبري به لاريجاني رأي دادند و اصولگرايان تحولخواه و جمعيت ايثارگران حدادعادل را برگزيدند.
پس از انتخاب رئيس، محمدرضا باهنر، شهابالدين صدر، حسن غفوريفرد، اسدالله بادامچيان و روحالله حسينيان منتخبان مردم تهران در مجلس، محمدحسن ابوترابيفرد منتخب مردم قزوين، ابراهيمي منتخب بيرجند، عوض حيدرپور منتخب مردم شهرضا و اميدوار رضايي به عنوان کانديداهاي نايب رئيسي، هر کدام 3 دقيقه به اعلام مواضع پرداختند که در نهايت باهنر با 112 رأي به عنوان نايب رئيس اول مجلس هشتم به صحن علني مجلس معرفي شد.
ابوترابيفرد با 76 رأي و شهابالدين صدر با 69 رأي هم دوم و سوم شدند و به دليل توافق اصولگرايان براي کسب رأي 50 درصدي به دور دوم راه يافتند.
در جلسه صبح دوشنبه نيز نايب رئيس دوم، 3 كارپرداز و 3 منشي در جلسه عمومي فراکسيون اکثريت انتخاب خواهند شد.
|
|
|
|
ساز مخالف با دولت تا آخرین لحظه |
|
مجلس هفتم در آخرین جلسه علنی خود بالایحه دو فوریتی دولت برای جبران عوارض خشکسالی و واردات کالاهای اساسی مخالفت کرد تا ساز مخالف با دولت را تا آخرین لحظات این مجلس همچنان نواخته باشد.
به گزارش رجانیوز، نمايندگان مجلس در چهارصد و بيست و هشتمين و آخرين جلسه علني امروز خود به بررسي لايحه اصلاح جداول شماره 4 و 8 قانون برنامه چهارم توسعه و متمم بودجه سال 1387 كل كشوردر خصوص خشكسالي پرداختند و پس از صحبتهاي موافقين و مخالفين اين لايحه، به دو فوريت آن راي ندادند.
این نمایندگان در حالی به دو فوریت لایحه مزبور رأی مثبت ندادند که دو هفته قبل وزرای جهاد کشاورزی و نیرو را به مجلس فراخوانده بودند تا درباره مسائل ناشي از خشكسالي، خسارت كشاورزان و گراني محصولات غذايي در جلسه ای غیرعلنی چاره اندیشی کنند.
از سوی دیگر رئیس جمهور چهارشنبه هفته گذشته پس از خروج از هیئت دولت به خبرنگاران گفته بود دولت براي مقابله با بحران خشكسالي، يك لايحه دو فوريتي را امروز به مجلس ارائه كرد. دو فوريت آن هم به خاطر اين بود كه از آنجا كه مجلس هفتم در روزهاي آينده به پايان ميرسد و مجلس جديد نيز يك ماه براي تشكيل كميسيونها و ساختارهاي خود وقت صرف ميكند، براي مقابله با خشكسالي كه كشاورزان را با آسيب مواجه كرده است، وقت باشد، از اين رو دو فوريت براي اين لايحه در نظر گرفتيم تا در همين مجلس به آن رسيدگي شود كه به هر حال اين توفيق نبود كه اين در مجلس مطرح شود و مجلس كار مثبتتري در روزهاي آخر انجام دهد.
دولت در ضرروت ارائه اين لايحه دوفوريتي عنوان كرده بود كه با توجه به بروز پديده خشكسالي در برخي مناطق كشور و همچنين سرماي شديد زمستان گذشته و خسارات وارده به كشاورزان، دامداران و برخي از طبقات ديگر جامعه و نيز ضرورت جبران خسارات ناشي از خشكسالي و سرمازدگي و عدم پيشبيني اعتبارات لازم در قانون بودجه سال 1387 كل كشور و ضرورت واردات كالاهاي اساسي و تنظيم بازار، اين لايحه تقديم مجلس شده است.
در صورتي كه اين لايحه به تصويب مجلس ميرسيد به دولت اجازه داده ميشد معادل ارزي مبلغ 20 هزار ميليارد ريال از حساب ذخيره ارزي برداشت و براي جبران خسارات ناشي از خشكسالي در استانهاي مختلف كشور از جمله تامين آب شرب بهداشتي مناطق شهري، روستايي و عشايري، تامين نهادههاي دامي، خوراك دام، حفظ حيات وحش و آب شرب دام حيات وحش، پرداخت سود و كارمزد ناشي از استمهال تسهيلات دريافتي خسارتديدگان و همچنين تقويت بيمه محصولات كشاورزي و كمك به كشاورزان و باغداران خسارت ديده در جريان سرمازدگي و خشكسالي با توزيع نهال باغي يارانهاي و ساير موارد اضطراري اختصاص و هزينه كند.
همچنين به دولت اجازه داده ميشد نسبت به برداشت معادل ارزي مبلغ 25 هزار ميليارد ريال از حساب ذخيره ارزي برداشت و جهت تامين اعتبار خريد و واردات كالاهاي اساسي و يا ضروري به صورت ارزي و يارانه كالاهاي اساسي هزينه كند.
استدلال نمایندگان مخالف دو فوریت این لایحه بیشتر متوجه زمان ارائه لایحه بود. این نمایندگان معتقد بودند دولت باید زودتر این لایحه را تقدیم مجلس می کرد. احمد توکلی که این روزها به صف منتقدان جدی دولت پیوسته و هیچ بهانه ای را برای مخالفت با دولت از دست نمی دهد نیز با همین منطق با لایحه مزبور مخالفت کرد.
این در حالیست که دولت بهمن ماه سال گذشته لایحه برداشت از حساب ذخیره ارزی به مبلغ 12 هزار میلیارد ریال را به مجلس فرستاده بود که دو فوریت و یک فوریت این لایحه رأی نیاورد. عدم تصویب فوریت این لایحه موجب شد دولت در واردات کالاهای اساسی و مورد نیاز مردم با مشکل مواجه شود و بخش عمده ای از انتقاداتی که امضاکنندگان استیضاح وزیر بازرگانی درخصوص افزایش قیمت برخی کالاها داشتند، ریشه در همین مسأله داشت.
به هر حال، مجلس هفتم در شرایطی به کار خود پایان داد که باور برخی ناظران سیاسی کارنامه موفقی از تعامل میان دولت نهم و مجلس هفتم به ویژه در سال آخر این مجلس بر جای نماند.
رهبر انقلاب 2 روز قبل از انتخابات دور اول مجلس هشتم تأکید کرده بودند نمایندگانی انتخاب کنید که راه خدمتگزاری دولت را هموارتر کنند. باید منتظر ماند و دید تقابل مجلس هفتم با دولت به تعامل در مجلس هشتم تبدیل خواهد شد؟ شاید دولت به همین انتظار هنگامی که دو فوریت لایحه مهم جبران خشکسالی و واردات کالاهای اساسی در جلسه امروز مجلس تصویب نشد، درخواست طرح یک فوریت آن را نیز مطرح نکرد و ترجیح داد از مجلس هشتم برای این لایحه رأی دو فوریتی بگیرد.
|
|
|
|
جلسه انتخاباتی قالیباف با خاتمی و بهزاد نبوی |
|
خبرنگار رجانیوز گزارش داد محمدباقر قالیباف با محمد خاتمی و بهزاد نبوی درخصوص انتخابات ریاست جمهوری سال آینده دیدار و گفتگو کرده است.
بنا بر این گزارش، قالیباف ابتدا با خاتمی در این زمینه مشورت کرده که خاتمی به وی توصیه کرده با بهزاد نبوی نیز جلسه ای داشته باشد و به تفاهم برسد. پیرو این توصیه قالیباف جلسه ای با بهزاد نبوی داشته است.
رایزنی های زودهنگام انتخاباتی قالیباف با سران جریان دوم خرداد در حالی آغاز شده است که وی سال 84 نیز با بهزاد نبوی درباره انتخابات ریاست جمهوری نهم دیدار و گفتگو کرده بود. در آن دیدار نبوی با توجه به شرایط و قرائن وقت احتمال پیروزی قالیباف در انتخابات را ضعیف دانسته بود.
گفتنی است قالیباف در انتخابات 27 خرداد 84 علی رغم انجام تبلیغات پرهزینه که به گفته یکی از اعضاء ستاد انتخاباتی وی برگرفته از مدل تبلیغاتی حزب کارگر انگلیس بود، از راهیابی به مرحله دوم بازماند و بعد از هاشمی، احمدی نژاد و کروبی در رده چهارم قرار گرفت.
ناظران سیاسی معتقدند قالیباف در مقایسه با انتخابات 84 حامیان اصولگرای خود را از دست داده و در حال پشتوانه سازی از سایر گروههای سیاسی است.
قالیباف که از شهریور ماه 84 شهردار تهران می باشد، اعلام کرده از سیاست متنفر است و اقدامات وی در حوزه شهری جنبه تبلیغاتی برای جلب رأی مردم را ندارد.
|
|
|
|
دوم خرداد، پروژهای پایان یافته حتی برای دوم خردادیها |
|
گروه سياسي: مراسم گرامیداشت سالروز دوم خرداد 76 که هر سال توسط گروههای سیاسی وابسته به این جریان با سروصدای زیادی برگزار می شد، امسال به سکوت کامل گذشت و حتی در روزنامه های این طیف نیز خبر، گزارش یا یادداشتی در این خصوص منتشر نشد. اتفاقی که طی 11 سال گذشته سابقه نداشت و همه ساله شخصیت ها و رسانه های سیاسی این گروه پروپاگاندای مفصلی برای زنده نگاه داشتن این رویداد ترتیب می دادند.
با این حال، شخصیت های منتسب به این جریان سیاسی نیز گویا تمایلی برای اظهارنظر در این خصوص ندارند، به طوری که حمیدرضا جلایی پور عضو شورای مرکزی حزب مشارکت با بیان اینکه برای مصاحبه آمادگی ندارد، از پاسخگویی خودداری کرد.
همچنین علیرضا علوی تبار، الهه کولایی و مصطفی تاج زاده از اعضاء شورای مرکزی حزب مشارکت حاضر به گفتگو نشدند. مصطفی تاج زاده در پاسخ به اینکه مگر قائل به پاسخگویی نیستید، گفت این، پاسخگویی نیست!
اما حسین انصاری راد رئیس کمیسیون جنجالی اصل 90 در مجلس ششم در پاسخ به اینکه چرا امسال به مناسبت دوم خرداد مراسم خاصی مانند سالهای گذشته برگزار نشد، گفت: من در جریان نیستم. نه در جلسه ای رفتم و نه مذاکره ای با کسی داشتم و جداً بی اطلاعم.
اما برخی معتقدند شکست سنگین جریان موسوم به اصلاح طلب در انتخابات مجلس هشتم موجب شد این طیف برای مدتی سکوت سیاسی اختیار کرده و طی این مدت به بازسازی تشکیلاتی و اعتماد از دست رفته بپردازند.
انصاری راد اما در اظهارنظری عجیب شکست اصلاح طلبان را بگونه ای دیگر تفسیر می کند: معتقد نیستم در این انتخابات اصلاح طلبان شکست خوردند بلکه معتقدم مملکت شکست خورده است. کشور، کشوری است که همه اصلاح طلبند و هرکس اصلاح طلب نباشد، متحجر و واپس گرا است.
وی با بیان اینکه من آقای خاتمی را صمیمانه اصلاح طلب می دانم، اظهار داشت: من اعتقاد ندارم که کمرنگ شدند دوم خرداد عقب نشینی است، در قرآن مجید هم یک مواردی است که نیاز به یک آرامش و سکوت دارد.
صادق زیباکلام اما این دیدگاه را که شکستهای انتخاباتی منجر به کمرنگ شدن جشن دوم خرداد شده است، تأیید می کند و معتقد است شکست های پیاپی اصلاح طلبان از سال 80 به بعد دیگر انگیزه ای برای برگزاری این برنامه ها باقی نگذاشته است.
با این حال، زیباکلام نیز در قبال این سؤال که با این وجود چرا امسال در مقایسه با 7 سال گذشته کم سروصداترین سال جشن های دوم خرداد بوده است، به نحوی شکست اصلاح طلبان در انتخابات را با استناد به ردصلاحیت ها توجیه می کند.
با این حال، شکست انتخاباتی اخیر اصلاح طلبان گویا آب سردی بوده است که آتش دوم خرداد 87 را نیز سرد کرده است به طوری که انصاری راد در پاسخ به این سؤال که "به نوبه خود چه فعالیتی برای پررنگ تر شدن این روز انجام دادید"، می گوید من کاری انجام ندادم. از خانه ام هم بیرون نرفتم.
در جریان انتخابات مجلس هشتم، سخنگوی ستاد موسوم به ائتلاف اصلاح طلبان در نامهای که به رئیس سازمان صداوسیما نوشت از اینکه در بخش های خبری به جای استفاده از عنوان "اصلاح طلبان" برای این طیف سیاسی از واژه "دوم خردادی ها" استفاده می شود، به شدت انتقاد کرده و این روش را مشمئز کننده خوانده بود. با کنار هم قرار دادن این قطعههای پازل می توان مطمئن شد که "دوم خرداد"، برای "دوم خردادی ها" نیز پروژه ای تمام شده است.
|
|
كشف جديد در سالروز فتح خرمشهر: بني صدر خائن نبود! |
|
دو تن از فرماندهان دفاع مقدس شب گذشته در برنامه هاي تلويزيوني جداگانه اي، بني صدر را از اتهام خيانت در جنگ تبرئه كردند.
به گزارش رجانيوز، سردار رحيم صفوي فرمانده سابق سپاه پاسداران در برنامه محرمانه كه پنج شنبه شب از شبكه 3 سيما پخش مي شد، در پاسخ به سؤال مجري جوان برنامه مبني بر اينكه "مي گويند بني صدر در جنگ و دفاع خيلي به ما خيانت كرد ولي راست و حسيني هيچ كس نگفته خيانت او چه بود"، اظهار داشت:
من هم نمي توانم كلمه خيانت را به كار ببرم. بلكه نفهمي او را نسبت به موضع خودش كه رئيس جمهور بود و فرمانده كل قوا بود اما انقلاب اسلامي را درك نكرده بود و عظمت امام را و اينكه بالاخره بايد تابع امام باشد. البته نسبت به مسئله جنگ هم چيزي نمي فهميد. مثلاً جزء چيزهاي محرمانه اي كه بايد به شما بگويم، 10 روز قبل از جنگ ايشان آمد در كرمانشاه جلسه اي تشكيل داد، شوراي عالي دفاع، همراه ايشان شهيد رجايي نخست وزير، شهيد فكوري وزير دفاع، مرحوم ظهيرنژاد، اعضاء شوراي عالي دفاع بودند. در آن جلسه فرماندهان سپاه در غرب كشور شهيد محمد بروجردي بود، شهيد ناصر كاظمي بود، خود من بودم، سرهنگ علي صياد شيرازي كه آنموقع بود، به آقاي بني صدر گفتيم -كه رئيس جمهور بود ايشان و فرمانده كل قوا امام- گفتيم عراق مي خواهد حمله كند. خود من در قصر شيرين قشنگ يك لشگر مكانيزه عراق را با چشم غيرمسلح يعني بدون دوربين رفتيم در ارتفاعات ديديم يك لشگر مكانيزه عراق روبروي قصر شيرين آرايش گرفته. گفتيم عراق مي خواهد حمله كند ايشان باورش نشد. گفت: "شما جوانها، شما پاسدارها همين كردستان را امن كنيد، نمي خواهد به جنگ فكر كنيد، براي اينكه جنگ شروع شود بايد معادله توازن قوا بين امريكا و شوروي به هم بخورد". اصلاً باورش نشد. شايد واقعاً ايشان نمي فهميد. نمي توانيم بگوييم.
همچنين دريابان علي شمخاني وزير سابق دفاع نيز در برنامه مثلث شيشه اي كه به صورت زنده از شبكه تهران پخش مي شد، پس از آنكه مجري برنامه سؤال بي ربطي كه ناشي از ضعف اطلاعاتش بود، مبني بر اينكه "جريان نامه اي كه بعد از فتح خرمشهر برخي فرماندهان نظامي به بني صدر نوشتند و دستور عقب نشيني ايشان را تقبيح كردند، چه بود"، پرسيد، خطاب به وي گفت:
"بني صدر اصلاً آنموقع نبود. بني صدر تا زماني كه در خاك ايران بود و فرمانده كل قوا بود، هيچ عمليات موفقي انجام نداد... بني صدر در عمليات سال 59 كه مي خواست خرمشهر را آزاد كند و شكست خورد و فاجعه هويزه رخ داد، قصد خيانت نداشت، بني صدر دنبال پيروزي بود و اگر پيروز مي شد، تانكهايي كه به سمت بصره مي رفتند تانكهايي در تهران به سمت كرسي هاي قدرت مي رفتند و مي گفت من عامل پيروزي ام. لذا بني صدر خيانت نكرد، بني صدر هرچه عمليات انجام داد، تماماً ناموفق بود، به دلايل متعدد. هيچ عمليات موفقي نداشت. عمليات "فرمانده كل قوا، خميني روح خدا"، براي در حقيقت پاكسازي سرپل عبور شده از كارون، عمليات شكست حصر آبادان، عمليات طريق القدس كه منجر به آزادي سوسنگرد و بستان و هويزه شد، عمليات فتح المبين كه در غرب دزفول صورت گرفت و مناطق غرب دزفول را كاملاً آزاد ساخت و عمليات بيت المقدس كه فتح خرمشهر باشد، اصلاً بني صدر نبود، رفته بود، اين عملياتها بعد از آن بود. موفقيت ها بعد از رفتن بني صدر و در مدت 9 ماه صورت گرفت.
تبرئه بني صدر از خيانت و تقليل اتهام وي به "نفهمي"، "عدم درك صحيح از انقلاب، امام و جنگ" و "ناتواني در كسب پيروزي به رغم ميلش" در حالي صورت مي گيرد كه اسناد منتشر شده از لانه جاسوسي از بني صدر به عنوان يك منبع اطلاعاتي با اسم رمز SD LURE نام مي برد.
به عنوان نمونه معصومه ابتكار از دانشجويان تسخير كننده لانه جاوسي در اين زمينه در کتاب «تسخیر» می نویسد: «یکی از این اسناد در مورد فردی بود که سازمان سیا از او با عنوان LURE/1 SD نام می برد. در دی ماه 1358، در گاو صندوق اتاق رئیس پایگاه سیا در تهران، هفت سند درباره این فرد پیدا کردیم. نخستین سند به تاریخ 27 جولای 1979 به گزارش های فردی به نام SD ROTTER که بعدها معلوم شد قشقایی است، مربوط می شد. وی مقامات سیا را به تماس با شخص دیگری با عنوان SD LURE ترغیب می کرد. در این سند شماره تلفن او ذکر شده بود. با کنترل این شماره تلفن متوجه شدیم متعلق به منزل جناب بنی صدر است! سند دیگر از او به عنوان یک منبع اطلاعاتی و بالقوه نام می برد. یکی از مأموران سیا با اسم رمز گای رادرفورد در پاریس تحت پوشش یک تاجر به او نزدیک شده بود. SD LURE موافقت کرد که دوباره در تهران با او ملاقات کند.» |
|
|
|
امير سرتيپ دربندي در گفتگو با رجانيوز: |
|
یکی از فرماندهان ارتش در دوران دفاع مقدس با اشاره به موانع سنگين و استحكامات دشمن، ميدان هاي مين با عمق چندين كيلومتر و پشتيباني زرهي و ت |