تبليغاتX
مجمع بسیجیان غرب تهران

عبور از خاتمي به دليل احتمال ضعيف موفقيت او در رقابت با احمدي‌نژاد

 

 

 

اظهارات چندي پيش حسين مرعشي سخنگوي حزب کارگزاران مبني بر حمايت از فرد ديگري غير از خاتمي در انتخابات آينده رياست جمهوري و مطرح کردن گزينه هايي مانند حسن روحاني و حسن حبيبي به عنوان نامزدهاي مورد حمايت اين حزب در برخي رسانه ها، علت يابي عبور کارگزاران از خاتمي را به موضوع مورد بحث محافل سياسي تبديل کرده است.

 

در اين زمينه مدیر مسئول هفته نامه "شما" به خبرنگار رجانيوز گفت: آگاهی حزب کارگزاران از محبوبیت احمدی نژاد و پیش بینی عدم موفقیت خاتمی در رقابت با وی، آنها را مجبور کرده تا با عبور از خاتمی، دنبال چهره جديدي براي کاندیداتوري باشند.

 

مجتبی همدانی با بیان اینکه اصلاح طلبان با تمام اختلافات مبنایی که با هم دارند، استراتژی خود را جلوگیری از ریاست جمهوری مجدد احمدی نژاد در دور بعد به هر قیمتی که شده قرار داده اند، اظهار داشت: دوم خردادی ها سعی می کنند گزینه ای انتخاب کنند که توانایی محقق کردن این خواسته را داشته باشد و بتواند رأی مردم را در برابر احمدی نژاد جذب کند.

 

به گفته مشاور شورای مرکزی حزب مؤتلفه، آنچه که اصلاح طلبان را درخصوص خاتمی با تردید مواجه کرده است، در وهله اول حضور یا عدم حضور خاتمی در انتخابات و در مرحله تشکيک در احتمال موفقیت او در مقام رقابت با احمدی نژاد است.

 

همدانی در ادامه تأکید کرد: از سوی دیگر این روال خاتمی است که با اظهارات دو پهلو خود را در افکار عمومی مطرح و واکنش ها را تست کند.

 

وی با اشاره به محبوبیت احمدی نژاد در میان اقشار مختلف مردم افزود: اين محبوبیت به دليل عملکرد دولت به ویژه در سفرهای استانی مضاعف شده و دوم خردادي ها نسبت به این موضوع آگاهی کامل دارند.

 

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: نقطه تقابل میان حزب مشارکت و مجاهدین با کارگزاران این است که مشارکت و مجاهدین چهره نویی را که بتواند در برابر احمدی نژاد بایستد، ندارند و افراد مورد نظر آنها افراطیون هستند، در حالی که کارگزاران بر این باور است که توانایی معرفی چنین چهره ای را دارد.

 

وی تجربه 8 ساله ریاست جمهوری خاتمی را دلیل دیگر عبور کارگزاران از خاتمی ارزیابی کرد و افزود: نفوذ حزب مشارکت در کابینه خاتمی و اینکه بیشترین سهم ها به این حزب می رسد، موجب نارضایتی تکنوکرات هاي کارگزاران خواهد شد.

 

همدانی در پاسخ به این سؤال که گزینه مورد نظر حزب کارگزاران از میان اصلاح طلبان است یا خیر، گفت: واقعیت امر این است که اصلاحات تعریف مشخصی ندارد که کسی را بر اساس آن تعریف اصلاح طلب بدانیم.

 

وی در ادامه به اختلافات ریشه ای مدعیان اصلاح طلبي اشاره کرد و افزود: کروبی خود را اصلاح طلب و حزبش را حزب سوسیال دموکرات می داند. از سوي دیگر، کارگزاران هم خود را اصلاح طلب معرفی می کنند و حزب خود را لیبرال دموکرات نامگذاری می کنند. حزب مشارکت هم خود را اصلاح طلب سکولار می داند. علاوه بر این، 3 جریان که در تقابل با هم هستند، در میان آنها خرده جریان هایی هم وجود دارد.

 

این فعال سیاسی با بیان اینکه فاصله دوم خردادی ها از زوایای مختلف با اسلام ناب زیاد است، افزود: با جستجو در سخنان امام(ره) مطالب فراوانی علیه لیبرالیسم، دموکراسی خواهی آمریکایی و مخالفت با جدایی دین از سیاست مشاهده می شود که با مبانی دوم خردادی ها سازش ندارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 21:17  توسط حسین  | 

رئيس سابق موساد:

واكنش ايران به حمله احتمالي بسيار جدي است

خبرگزاري فارس: پايگاه اطلاع‌رساني سياتل تايمز آمريكا اظهارات رئيس سابق سرويس جاسوسي رژيم صهيونيستي (موساد) مبني بر واكنش ايران به حمله احتمالي را بسيار جدي خواند و ادعاي بلوف بودن آن را رد كرد.

به گزارش فارس به نقل از سياتل تايمز، "افراهام هليفي"، رئيس سابق موساد گفت: «تهديدهاي ايرانيان براي به آتش كشيدن تل‌آويو در صورت حمله اسراييل جدي است و فكر نمي‌كنم بلوف باشد.»
پايگاه اطلاع‌رساني سياتل تايمز مي‌افزايد كه اين سناريو اختراع يك فيلمنامه‌نويس هاليوودي نيست بلكه كارشناسان از آن به عنوان حاصل احتمالي برخورد ايران و رژيم صهيونيستي ابراز نگراني مي‌كنند.
"عوفر صالح"، تحليلگر امنيتي و نظامي كانال 10 رژيم صهيونيستي، نيز هشدار داد: «اسراييل در مسير آينده بسيار ناخوشايند از نظر ديپلماسي قرار دارد. ايرانيان همچون دنياي مسلمانان و اعراب اطراف ما اساساً نمي‌خواهند اسراييل را به عنوان يك كشور يهودي بپذيرند. سرانجام مجبور مي‌شويم با آنها مواجه شويم.»
كارشناسان بين‌المللي و داخلي به مقامات صهيونيست هشدار داده‌اند كه حمله پيشگيرانه به تأسيسات هسته‌اي ايران با نتيجه مشابه حملات پيشين اين رژيم به تأسيسات اتمي ديگر كشوهاي منطقه تفاوت خواهد داشت و عواقب دردناكي براي آنها به بار خواهد آورد.
كارشناسان امنيتي رژيم صهيونيستي نيز هشدار داده‌اند كه حمله به ايران قطعاً با ضدحمله ايرانيان همراه خواهد بود و جمهوري اسلامي با 50 تا 80 موشك متعارف مي‌تواند راحتي به تل‌آويو را تهديد كند.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 21:14  توسط حسین  | 

«خسرو شكيبايي» درگذشت

خبرگزاري فارس: خسرو شكيبايي 9 صبح امروز به علت نارسايي قلبي درگذشت.

 

به گزارش خبرگزاري فارس، «خسرو شكيبايي» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.
«خسرو شكيبايي» در سال 1323 در تهران به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم «خط قرمز» (1361، كيميايي) آغاز كرد. اما سرآغاز دوره ي تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم «هامون» (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم «كيميا» (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد. شكيبايي بازي در بيش از بيست و سه فيلم سينمايي و نيز مجموعه‌هاي تلويزيوني متعددي چون «خانه سبز»، «سرزمين سبز» و... را در كارنامه خود دارد.
«خسرو شكيبايي» اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفري‌جلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/28ساعت 11:40  توسط حسین  | 
 

                          صبر را مفهوم معنا زینب است

                          کعبه غمهای دنیا زینب است

                         چون حسین است آفتاب شهر عشق

                         ماهتاب عالم آرا زینب است



هر کس بر مصیبت های این دختر ( زینب سلام الله ) بگرید ، همانند کسی است که

بر برادرانش ، حسن وحسین (ع) ، گریسته است . پیامبر اکرم (ص)


ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.



ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خوره نینوا! ای بانوی خورشیدهای دربند! ای زینب قهرمان! تو که خود، وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای، تو که خود دریای بی کران اشک را، ساحل بودی، چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم. تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات، به گوش تاریخ رساندی و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد.

 

۱۵رجب سالروز وفات

 

عقیله بنی هاشم، پرچمدار کربلا،


 

زینب کبری (سلام الله علیها)


 

را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض می‌کنم

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 22:41  توسط حسین  | 

  سيد حسن نصرالله تبيين کرد
بروز مشيت الهي در همزماني آزادي اسرا و تشکيل دولت با عمليات وعده صادق

 

 

دبیر کل حزب الله لبنان عصر روز چهارشنبه در مراسم استقبال از پنج اسیر آزاد شده لبنانی سخنرانی کرد. او پیش از سخنرانی که به صورت ویدئو کنفرانس برای حاضران در ورزشگاه الرایه پخش می شد، به صورت ناگهانی به میان جمعیت آمد و شخصا به آنان تبریک گفت.

 

پرس تی وی بیروت که اغلب متن کامل سخنان سید حسن نصر الله را منتشر مي کند، اين بار نيز متن ذيل را منتشر کرده است:

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم- بسم الله الرحمن الرحيم و الحمد لله رب العالمين و الصلاة والسلام على سيدنا ابى القاسم محمد بن عبد الله و آله و اصحابه المنتجبين وعلى جميع المرسلين

 

در ابتدا لازم است به رؤساى محترم سه قوه، به رييس جمهور سابق رييس مقاوم اميل لحود و به شخصيتها و مقامات سياسى و به هيأت هاى ديپلماتيك بخصوص هيأت ديپلماتيك جمهورى اسلامى ايرانى خوش آمد بگويم. همچنين از نمايندگان احزاب لبنانى و فلسطينى كه در اين مراسم حاضر هستند، تشكر مى كنيم. در اينجا جاى دارد كه به خانواده شهدا خانواده اسيران در اين مراسم جشن ملى و ميهنى خوش آمد بگويم و به همه شما حاضران نيز سلام مى كنم.

 

همچنين به سمير، ماهر، خضر، حسين و محمد كه به تازگى از زندانهاى رژيم صهيونيستى آزاد شدند نيز خوشآمد مى گويم.

 

و در اينجا لازم است به همه شهداى پاك و عظيم الشان لبنانى و فلسطينى و ساير كشورهاى عربى كه پيكر پاكشان به وطن خود بازمى گردد، خوش آمد بگويم.

 

مشيت الهى در همزمانى تحقق وعده صادق

 

در ماه ژولاى سال 2006 تعدادى از رزمندگان مقاومت به منظور بازپس گرفتن اسيران خود و در رأس آنها سمير قنطار، عمليات وعد صادق را اجرا كردند و هم اكنون نيز در ماه ژولاى 2008 و همزمان با آن عمليات، سمير قنطار و مدتى پيش نسيم نسر و ساير رزمندگان در بند رژيم صهيونيستى آزاد شده و به وطن خود بازگشتند و در همين زمان پيكر شهداى مقاومت از جمله دلال مغربى به وطن خود بازگشت. اين همزمانى، يك امر اتفاقى نیست كه اين وعده و اين آرزو در ماه ژولاى و همزمان با عمليات وعده صادق تحقق يابد. اين امر نشاندهنده مشيت الهى است، هر كسى اين مسئله را به يك نوع، تفسير مى كند ولى در حقيقت اين همزمانى عبرت و الهامى براى همه ماست.

 

ما چگونه توانستيم به آزادى اسيران خود برسيم، مسيرى كه در مواقع متعددى كه هيچگاه آنرا افشا نكرديم، واقعاً همه چيز به بن بست رسيده بود. ولى در نهايت به نحوى باور نكردنى ما به اين پیروزی رسيديم. علت این پیروزی بدون شك ايستادگى شما در جنگ ظالمانه سال 2006 و شكست دشمن در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده جنگ و نتايج و عواقب اين شكست بر ارتش اين رژيم و بر روحيه مردم آن بود.

 

اگر ما در اين جنگ شكست مى خورديم، مطمئناً نمى توانستيم شاهد بازگشت اسيران به وطن خود باشيم. در دوران جنگ كه آقاى نبيه برى شريك ما و طرف گفتگوى ما بودند، تحت فشار بسيار زيادى قرار داشتند. در مدت جنگ 33 روزه هيأت هاى ديپلماتيك و شخصيت هاى سياسى به دنبال هم مى آمدند و مى گفتند كه تنها راه براى متوقف كردن پيشروى دشمن اين است كه شما فوراً دو اسير اسرائيلى رابدون هيچ شرط و شروطى آزاد كنيد ولى صبر و پايمردى شما ملت عزيز باعث شد كه ما به اين نتيجه درخشان برسيم.

 

صبر و پايمردى همه كسانى كه در آن جنگ شركت كردند، همه رزمندگان در صحنه نبرد و همه فرماندهان و همه شهدا و در رأس آنها حاج عماد مغنيه را به ياد مى آوريم و همه ملت لبنان با وحدت و حمايت از مقاومت و با استقبال از جنگ زدگانى كه خانه و مغازه خود را از دست داده بودند و برخى از آنها 33 روز در فضاى باز به سر بردند و يك لحظه هم از خود سستى به خرج ندادند، به این پیروزی کمک کردند. همه اين صبر و ايستادگى در نهايت منجر به اين پيروزى شد و باعث شد كه اين اسيران در مقابل دو جنازه به وطن خود خود بازگردند.

 

البته در اين مذاكرات عوامل مثبت و كمك كننده نيز وجود داشت.

 

اولين مورد مثبت اين بود كه دشمن در جنگ ناكام ماند و نتوانست به اهداف خود در بازپس گيرى دو اسير اسرائيلى برسد. دشمن صهيونيستى كشف كرد كه بدون مذاكره و التماس از ما نمى تواند به دو اسير دست يابد.

 

دوم؛ ناتوانى امنيتى دشمن صهيونستى كه حتى نتوانسته بود به طور يقينى سرنوشت آنها را مشخص كند زيرا اگر دشمن مطمئن مى شد كه دو اسير مرده هستند، مطمئناً مذاكرات مذكور به نتايج ديگرى ختم مى شد.

 

سوم؛ ترس دائمى دشمن از اينكه مذاكرات مربوط به تبادل اسيران شكست بخورد و در نتيجه مقاومت مجبور شود براى بازپس گيرى اسيران خود و در رأس آنها دست به يك اقدام و عمليات ديگرى در اين راه بزند. اين ترس و وحشت صهيونيست ها در همه جلسات مذاكره و حتى در جلسات دولتشان نيز كاملاً واضح بود.

 

در مذاكرات و ميانجى گري هاى سال 2004 به صهيونيستها گفتيم كه از آزاد نكردن سمير قنطار در آن مرحله مذاكرات پشيمان خواهند شد و همين امر نيز روى داد زيرا مقاومت كارى كرد كه آنها شكست بخورند. از طرفی صهيونيست ها از اقدام بعدى مقاومت ترس داشتند و در مقابل عزم و ارده ملت و مقاومت و صبر و ايستادگى آنها به اينكه وعده الهى صادق خواهد بود، باعث اين موفقيت شد.

 

چهارم؛ ايستادگى سمير قنطار در زندان و روحيه بالاى وى و روحيه بالاى همه رزمندگان دربند كه به ما اميد مى داد و پشتوانه ما در گفتگوها بود. اين روحيه بالا در صحنه هاى تلويزيون در دادگاه رژيم صهيونيستى كاملاً واضح بود.

 

از يكى از شما اسيرها در دادگاه پرسيده شد كه اگر فلانى (سيد حسن نصر الله) از شما بخواهد كه دوباره وارد جنگ شويد، آيا به دستورات او گوش مى كنيد؟ اين اسير آزاده در جواب گفته بود كه اگر سيد حسن نصر الله از من بخواهد كه در درياى از خون و آتش وارد شوم، لحظه اى درنگ نخواهم كرد.

 

اين روحيه بالا بود كه به ما اطمينان مى داد و باعث دلگرمى ما مى شد و اشك را در چشمان ما جارى مى ساخت.

 

پنجم؛ ايستادگى و صبر خانواده شهدا و خانواده شما اسيران آزاد شده كه با صبرشان اجازه دادند كه ما اين مذاكرات را به نحوى هدايت و سكاندارى كنيم كه به آزادى شما منتهى شد، بدون اينكه در تمام اين سالها گله و شكايتى داشته باشند.

 

مذاكرات، گفتگو و داد و ستد بسيار دشوارى بود كه نتايج آن در اين موقعيت حساس نشاندهنده دشوارى آن مى باشد. من از همه برادرانى كه با دقت و حكمت اين مذاكرات را به صورت كاملاً محرمانه دنبال مى كردند، تشكر مى كنم. من از ميانجى بين المللى تشكر مى كنم، من از "بان كى مون" دبير كل سازمان ملل و نمايندگان و فرستادگان وى بخصوص ميانجى آلمانى تشكر و قدردانى مى كنم.

 

وحدت و همبستگى بين همه مقاومت ها

 

امروز سمير قنطار و ساير دوستانش به وطن بازگشتند و پيكر شهداى مقاومت از مدتها پيش نيز به وطن بازگشت. برخى از اين شهدا مانند دلال مغربى زمانى به شهادت رسيدند كه هنوز حزب الله تشكيل نشده بود ولى اينكه حزب الله امروز توانست پيكر پاك اين شهيدان را به وطن بازگرداند، معانى و دلالت هاى بسيارى دارد. اين امر نشان مى دهد كه مقاومت در هر رنگ و لباسى بر ضد اشغالگران يك مسير و يك هدف دارد. مقاومت از آن زمان تا كنون يك مقاومت است و جنبش آزادى بخشى از آن موقع تا كنون يك مقاومت است و اين مقاومت تا ابد هم ادامه خواهد داشت. همه اين تلاشها با هر عنوان و به اسم هر حزب و هر مليت و هر مذهبى با هم فرق نمى كند و تمام جنبش هاى مقاومت در منطقه، در لبنان و فلسطين و عراق تكميل كننده يكديگر است و همه تلاش مى كنند تا سرزمين و مقدسات خود را از اشغال متجاوزان آزاد كنند.

 

اى برادران، در اينجا و در برابر پيكر شهدا لازم مى بينم كه از ايثار و از جان گذشتگى مبارزان و مقاومان در طول اين 30 سال در لبنان و فلسطين و كشورهاى عربى يادى بكنم. حتى همه كسانى كه پيش از ما بودند و ما بايد از تجارب آنها استفاده كنيم و بايد ارزش كار انها را قدر بدانيم.

 

همه جنبش هاى مقاومت و همه تلاش ها براى ظلم ستيزى و آزادگى در منطقه در واقع يك هويت دارد و آن هويت مقاومت در برابر ظالمان و تجاوزگران و اشغالگران است.

 

ما مى بينم كه پرچم مقاومت در منطقه در طول اين مدت از گروهى به گروهى ديگر، حزبى به حزب ديگر و از عنوانى به عنوانى ديگر حركت مى كند و همه آنها يكى هستند. همه آنها با ظالمان و طاغوتيان مبارزه می کنند.

 

در اين راه برخى كشته شدند و برخى بريدند و اين مسير را ترك كرند. برخى خسته شدند ولى اين سنت الهى است كه كسى بيايد و اين پرچم را به دست بگیرد.

 

مقاومت ها و احزاب مبارز در زمان خود الگويي براى ملل بودند و ما اكنون نيز الگويي براى مقاومت و آزاديخواهى ارائه مى دهيم. ما به اين امر افتخار مى كنيم كه در امتداد ساير الگوها و تلاشهاى هستيم كه همه ملل در آن تأثير داشتند. به اين راه ادامه مى دهيم حتى اگر كشورهاى كه خود تروريست هستند بخواهند ما را در ليست تروريسم قرار بدهند.

 

تلاش براى آزادى اسراى فلسطينى

 

در اينجا لازم است كه من از اسيران زن و مرد فلسطينى و اردنى و سوريه اى ياد كنم و به آنها اطمينان بدهم كه آنها را در اين مدت فراموش نكرده بوديم و براى آزادى آنها تلاش زيادى كرديم ولى صهيونيستها بهانه هاى زيادى را در اين مورد مطرح مى كردند.

 

ما براى آزادى آنها هيچ شرط وشروطى را قائل نشديم و سعى كرديم هرگونه مانعى را از سر راه اين آزادى برداريم. به طرف اسرائيلى رسانديم كه مهم نيست كه اين اسيران را در كجا آزاد كنيم و مهم نيست كه تحويل چه كسى بدهيد، ما به دنبال فخر فروشى نيستيم و براى ما فقط آزادى آنها مهم است، ما اصرار زيادى كرديم كه اين تبادل اسيران بر اساس توافق مرحله دوم تبادل اسرا بايد شامل آزادى فلسطينيان دربند رژيم صهيونيستى نيز باشد ولى تعداد و نام آنها را مشخص نكرديم. اين اقدام را يك اقدام سمبلك براى همدردى با فلسطينيان قرار داديم و اين امر در نامه نگاريها با سازمان ملل مشخص است.

 

ما اين كار را بر عهده سازمان ملل گذاشتيم و اميد داريم اين اقدام انسانى و خيرخواهانه و سمبليك صورت بگيرد، ولى براداران فلسطينى خود نسبت به دشوارى اين امر و لجاجت دشمن آگاه هستند.

 

ما از آزادى اسيران خود بسيار خوشحاليم ولى در اينجا لازم است درد و رنج 11 هزار اسير فلسطينى و خانواده هاى آنها را در همه زمينه هاى معيشتى، اجتماعى و مادى يادآورى كنم.

 

ما از همه كشور هاى عربى و ملل آن مى خواهيم كه 11 هزار اسير فلسطينى و تعداد زیادی اسير عربى را فراموش نكنند. نگويند كه آزادى آنها بر عهده حکومت خودگردان فلسطينى بوده و اين امر يك مسئله داخلى است و مثلاً به حماس و جهاد اسلامى ربط دارد، بلكه از همه لحاظ اخلاقى، انسانى و دينى و قومى نمى توانند اين اسراى فلسطينى را به فراموشى سپارند. بايد در اين زمينه تلاش رسمى و مردمى و حزبى جدى صورت بگيرد و با تلاش هاى سياسى و ديپلماتيك خود زمينه آزادى آنها را فراموش كنيم. ما كه همواره از گزينه مقاومت حمايت مى كرديم، به كسانى كه همواره سخن از تلاش هاى ديپلماتيك و راه حل هاى ديپلماتيك مى زنند، مى گويم كه مى توانيد وارد ميدان شويد و ادعاى خود را ثابت كنيد. ما بايد تلاش كنيم كه مسئله اسيران فلسطينى در بند رژيم صهيونيستى در رسانه ها و در ديپلماسى ما زنده باشد.

 

وضعيت داخلى لبنان و ضرورت وحدت و همكارى

 

در مورد وضعيت داخلى لبنان بايد به اين نكته اشاره كنم كه با پايان گرفتن جنگ لبنان ما دو هدف را در نظر گرفتيم. هدف اول آزادى اسرا از طريق مذاكرات غيرمستقيم بود كه امروز نيز تحقق يافت و هدف دوم ما تشكيل حكومت وحدت ملى بود كه همه گروه ها در حكومت دارى مشاركت داشته باشند و جالب است كه همين هدف نيز همين روزها تحقق يافته است.

 

امروز حكومت وحدت ملى با هم عكس رسمى گرفتند و كميته مربوط به تدوين قانون انتخابات پارلمانى هم تعيين شد و مقدر بود كه اين حكومت وحدت ملى، اولين مأموريتش استقبال از اسيران آزاد شده در فرودگاه باشد. اين مسائل اتفاقى نيست و اين همزمانى نشاندهنده مشيت الهى است.

 

اهميت مقاومت و ضرورت توافق بر سر استراتژى دفاعى

 

من در اينجا بايد ياد آورى كنم كه سخنان ميشل سليمان در مراسم استقبال از اسيران را كلمه به كلمه تأييد مى كنم و حتى نمى خواهم چيزى به آن اضافه يا كم كنم.

 

اكنون مرحله همكارى و هميارى در حكومت است تا بتوانيم همه مشكلات اساسى كشور را حل كرده و كشور را به نحوى شايسته اين ملت واين شهدا و اين اسرا بازسازى كنيم. بايد همه ما در اين كابينه دشمنى ها و عداوتها را كنار بگذاريم و با يكديگر همكارى و هميارى بنماييم.

 

من در اينجا بايد تأكيد كنم كه ما هنوز در دايره خطر صهيونيست ها و دشمنان خود قرار داريم و بايد براى آزادى بقيه سرزمين خود تلاش كنيم. با اين وجود ما آماده هر بحثى براى تعيين استراتژى دفاعى هستيم تا بر اساس اين استراتژى دفاعى بتوانيم از سرزمين خود و ازعزت و كرامت خود دفاع كنيم.

 

ما براى هر بحثى در مورد استراتژى دفاعى آماده هستيم ولى با روحيه گشاده اى از همه مى خواهيم كه در استراتژى دفاع از ملت و ميهن تلاش كنند. ما در زمينه دفاع از دولت مى خواهيم كه مسئوليت خود را در اين مورد برعهده بگيرد.

 

برخى ما را متهم مى كردند كه در مقاومت انحصار طلبى مى كنيم، غافل از اينكه همه آنها از جنگ فرارى هستند و ما هزاران جوان را در اين راه از دست داده ايم. جنگ كار ساده اى نيست كه آنها ادعا مى كنند ولى با اين وجود ما در اين مراسم از همه كسانى كه مى خواهند در استراتژى دفاعى تلاش كنند، دعوت مى كنيم و مطمئناً هركسى كه در آن مشاركت نكند، خائن است.

 

ما آماده هستيم همه مسائل و پرونده هاى اختلافى را بحث كنيم و در راه وحدت ملى و حمايت از تماميت ارضى و آبرو و عزتمان تلاش كنيم.

 

طی چند روز آینده سرنوشت بسیاری از مفقودان مشخص خواهد شد و در مورد گزارش اسراییل پیرامون سرنوشت دیپلمات های مفقود شده ایرانی صحبت خواهیم کرد.

 

اصرار بر روشن شدن سرنوشت امام موسى صدر

 

ما نبايد امام وطن و مقاومت خود يعنى امام موسى صدر را فراموش كنيم. اگر سمير قنطار قديمى ترين اسير اسرائيلى در حدود 30 سال در زندان بوده است، بايد بگويم كه امام موسى صدر نيز 30 سال است كه سرنوشتش در هاله اى از ابهام قرار دارد. ما اين موضع را قبلاً گفته ايم و امروز نيز آن را تكرار مى كنيم.

 

ما نمی خواهیم با برخی از کشورهای عربی مشکل درست کنیم. ما هيچ چيزى نمى خواهيم جز اينكه اگر امام موسى صدر زنده است، او را به سادگى به ما تحويل دهند و اگر شهيد شده است، فقط ما را از اين امر مطلع كنند و پيكرش را تحويل ما دهند. ما به حساسيت موضوع در جهان عرب آشنا هستيم ولى با اين حال، بر اين موضع گيرى خود اصرار داريم.

 

من از ميشل سليمان كه تلاش زيادى كردند كه مراسم استقبال از اسيران به مراسمى ملى وميهنى تبديل شود و همچون امیل لحود از به استقبال اسرا آمدند تشکر می کنم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 19:29  توسط حسین  | 

گزيده‌اي از سخنان سردار رمضاني:
پذيرش قطعنامه ۵۹۸ به دليل تحليل نيروها يا تحريم اقتصادي؟

 

 

 

متن زير گزيده اي خواندني از سخنان سردار رمضاني از فرماندهان ارشد دفاع مقدس درخصوص شرايط و زمينه هاي پايان جنگ و اعلام پذيرش قطعنامه 598 در 27 تيرماه سال 67 است. وي برخي تحليل ها را مبني بر اينکه در سال هاي پاياني جنگ ايمان و مقاومت نيروها در جبهه ها تحليل رفته بود، رد مي کند و برعکس معتقد است اين شرايط سخت اقتصادي و پشتيباني نظامي بود که پايان جنگ و پذيرش قطعنامه را تحميل کرد و اتفاقاً به دليل همين شرايط سخت، ايمان و مقاومت نيروهاي رزمنده در سال هاي پاياني جنگ بيش از سال هاي ابتدايي دفاع مقدس بوده است:

 

سخن امام را هرگز فراموش نمي کنم، ايام جنگ تحميلي و اينکه امام مي فرمود جنگ در رأس امور است. برنامه اقتصادي ما، تبليغات ما، همه اولويت شان مسئله ي جنگ باشد. جنگ تحميلي ما با رزمندگان جبهه ها يا بروبچه هاي رزمنده گره خورده است. بسياري از تحليل هاي جنگ به تحليل بروبچه هاي رزمنده باز مي گردد. بروبچه هايي که هم ايمان و تقوا داشتند و هم از نظر عقلي و جسمي رشد يافته بودند. روحيه والاي جهادگري شان زبانزد بود و همين ها بود که جنگ را چون مدرسه يا مکتبي آموزنده مي ساخت.

 

در اين ميان، عده اي سخن از تحليل روحيه بروبچه هاي سالهاي 65-66/ اواخر جنگ هشت ساله، مي برند و در قياس با روحيه ي رزمندگان اوائل جنگ/ سالهاي 60-61، آنان را از نظر تقوا و ايمان ضعيف تر مي شمرند. البته اينکه شرايط جنگ تغيير کرده بود، اينکه در همان اوائل جنگ هنوز خبري از بمب ها ي شيميايي و ميادين مين يک کيلومتري و... نبود، اينکه امکانات و تجهيزات نظامي دشمن چندين و چند برابر شده بود، اينکه روزها و شبها هواپيماهاي دشمن بارها و بارها جبهه و پشت جبهه را بمباران مي کردند، اينها همه تغيير کرده بود و غيرقابل انکارند و مسلماً جهاد و مقاومت افزون تري را طلب مي کرد و اين خود نشاندهنده روحيه والاي رزمندگان زمانه تغييرات آنچناني است.

 

به نظر من، رزمندگان سالهاي پاياني از روحيه بالاتري برخوردار بوده و مقاومت بيشتري مي کردند. براي نمونه در عمليات والفجر8، ما نزديک به 77 يا 78 روز عمليات کرده و درگيري تن به تن داشتيم، اما در عمليات خيبر، اين درگيري چند روزي بيشتر نبود. آن زمان، ميدان ميني پيش رويمان نبود، حوزه مثلثي نبود، آبي نبود، در والفجر8، عرض يک کيلومتري رودخانه را با وجود موانع بسيار و بمباران هوايي و از همه سخت تر بمباران شيميايي با موفقيت از سر گذرانديم. شدت درگيري آنقدر زياد بود که گاه تانک ها ي عراقي به خاکريزهايمان هجوم مي آوردند، نيروهاي کمکي روزها نمي آمدند و ما فقط شب ها مي توانستيم زخمي ها را تخليه کنيم. در حد تئوريک مي توان چنان سخني بر زبان راند اما در عمل، واقعيتي ديگر در کار بود. به راستي، گذشتن از ميادين مين، راه رفتن ميانه کوهها در نصف روز و... نيروهايي با ايمان والا و ايثارگر طلب مي کند. ما در کربلاي 5، تيپ پنچم عراق را منهدم کرديم و اين در هيچ جاي جنگ سابقه نداشت.

 

به نظر من، آن افرادي که چنان سخناني بر زبان مي رانند، چه بسا مي خواهند قصور و کاستي خويش را در سايه کلمات بپوشانند. البته همزمان با تغيير و تحولات فراوان در جبهه، تغييرات پشت جبهه و درون شهرها را نيز نبايد بدون تأثير دانست و در نظر نیاورد. عوامل اقتصادي آن زمانه، تحريم هاي گوناگون و همه جانبه، خالي شدن امکانات نظامي پشتيباني، کساد تجارت نفت و عدم فروش بشکه هاي نفتي امان حتي به بهاي 5 دلار و از همه مهمتر قبول قطع نامه 598 و پايان ناخواسته جنگ.

 

همين پذيرش قطع نامه براي نيروهايي که از ابتداي جنگ در جبهه رشد يافته بودند، هم جسمي و هم عقلي، مثلاً نوجوان 15 ساله اي که حالا 20 ساله شده بود و معناي جهاد را درک کرده بود، بسيار سخت و ناگوار بود. بسياري فکر مي کردند که اين يک تاکتيک است، برخي با شنيدن خبر شوکه شده راهي بيمارستان شدند. پيام امام(ره) و ختم جنگ در واقع آب سردي بود که بر روي بروبچه ها ريخته شد. عمده عواملي که منجر به پذيرش قطع نامه شد، همان عوامل اقتصادي و تحريم هاي همه جانبه عليه ما بود، نه کمبود نيروها. اگرچه پس از اتمام جنگ، تمام نيروها در سراسر کشور پراکنده شدند اما در هنگامه هجوم دوباره دشمن/ منافقين، از غرب تا جنوب کشور، همان نيروها و افرادي که مي گويند تقوا و ايمانشان ضعيف تر شده بود، همانها بازگشتند و مقاومت کردند و حماسه آفريدند. ما در اهواز در طول جنگ تنها دو گردان داشتيم اما در انتهاي جنگ ما فقط از يک دبيرستان در اهواز، 800 نفر اعزامي داشتيم. اينها همينهايي بودند که بي آنکه بگويند چرا بايد بازگرديم و اصلاً چرا قطع نامه را قبول کرديم، به دل جبهه ها برگشتند و در گرماي تابستان خوزستان مقاومت کردند و دشمن را تا سر مرز و تا درون خاک عراق عقب راندند، حتي امکان پيشروي ما هم بود ولی امام(ره) فرمودند که نه، ما قطع نامه را قبول کرده ايم، جلو نرويد.

 

در سال 67 شايد به اندازه عمليات کربلاي 5، تانک عراقي غنيمت گرفتيم. در همان عمليات کربلاي 5، عراق دريافته بود که از اين به بعد، به گونه اي ديگر بايد جلوي ايراني ها را بگيرد و صدام ديگر نمي تواند کاري کند. فرمانده نيروهاي امريکايي در خليج فارس گفت که خود من به همراه کارشناسان نظامي شوروي، در آن زمان هدايت نيروهاي عراقي را برعهده داشتيم. همين ها بودند که براي عراقي ها پل هوايي مي زدند و اطلاعاتشان هميشه به روز بود. با اين وجود آنها نتوانستند در برابر ايراني ها بايستند و به همين دليل از هر روشي براي شکست سد ايراني بهره بردند. براي نمونه ميادين مين در اروندرود را فرماندهان مصري کارگذاشتند و موارد ديگر. اينجاست که ميتوان از جنگ ما، به جنگ جهاني سوم تعبير کرد. پس در اين وضعيت نمي توان از ضعف روحيه بروبچه هاي سال هاي 66-67 سخن گفت. همين ها بودند که چنان موانعي را رد کردند و فاو را فتح کردند. همه مي دانند که ما نه برتري توپخانه ای داشتيم و نه نيروي هوايي و نه بمب شيميايي. جز ايثارگري ها و تقواي رزمندگان چيز ديگري نبود که آنان به خط مي زدند. براي نمونه در عمليات مرصاد، دشمن تا کيلومتر 30 کرمانشاه آمده بود. چه کسی او را عقب راند؟ چه کسي منافقين را منهدم کرد؟

 

اما اين که چه شد فاو را تخليه کرديم، خود پرسشي مهم است که عمدتاً به همان عوامل تغيير و تحولات پشت جبهه باز مي گردد. در اواخر جنگ به تعبير مقام معظم رهبري، حتي به ما سيم خاردار هم نمي فروختند، حتي در زمينه تهيه گلوله آرپي جي مشکل داشتيم. زماني که دشمن فاو را پس گرفت، يک قبضه شليک ما تنها 5 گلوله سهم داشت. ما از سال 67 به بعد امکانات نداشتيم و تحريم اقتصادي بوديم. بلوک شرق و غرب، تمام شرکت هاي آزاد تجاري را که به ما مهمات مي فروختند، گرفتند، راه خليج فارس را سد کردند و بنابراين مهمات از طريق آبي نمي توانست وارد شود. از طريق هوايي يا زمينی هم امکانش نبود. وضع ما از نظر مهمات از اوايل جنگ هم بدتر شده بود. ما حتي آتشکده و توپخانه هم نداشتيم. بچه ها تنها با کلاشنيکف خود مي جنگيدند و اينها همه در حالي بود که دشمن علاوه بر توان زرهي بالا، شبانه روي بچه ها عوامل شيميايي، سيانور که در عرض 7 تا 8 ثانيه انسان را از پاي در مي آورد، عامل اعصاب، عامل خون و گاز خردل مي ريخت. عمده نيروها در خط مقدم به شهادت مي رسيدند. تانک ها تا نزديکي خاکريزهایمان آمدند و فاو را بازپس گرفتند.

 

نمونه ديگر دفاع از شلمچه و يا عمليات کربلاي 5 است. ما آتش توپخانه نداشتيم اما در همان حال عراق به مانند باران بر سر نيروهایمان گلوله مي ريخت. فرض کنيد 2 قبضه توپ را در برابر 50 قبضه توپ... يا 100 هواپيما در برابر 2 هواپيما. در آن زمان، نيروي مقدم حتي نمي توانست از 50 متر جلوي خويش خبر کسب کند. مجروحان بايستي تا شب صبر مي کردند تا به عقب بازگردند. از نظر نظامي و هوايي برتري با عراق بود، اين واقعيت جنگ است. آخرين نقطه اي که عراق از ما پس گرفت، جزيره مجنون بود. زماني که عراق آتش خود را ساعت 12 شب در مجنون بر سر نيروهایمان مي ريخت، امکان نداشت حتي يک نيرو از عقب سالم برسد و ما را ياري کند. توپخانه تيپ 85 ما را با گاز خردل يا سيانور مورد اصابت قرار دادند و حدود 80 نفر از نيروها بر روي قبضه ها، بي آنکه حتي يک گلوله هم شليک کنند، به شهادت رسيدند. هواپيماهاي عراقي نيز علاوه برآن از ساعت 3 شب شروع به بمباران شيميايي کردند و با اين وجود ما تا ساعت 10 صبح مقاومت کرديم. به نظر، قضيه ما و صلح امام حسن(ع) بي شباهت نيست.

 

هنگام پذيرش قطع نامه از سوي امام(ره) و اعلان سراسري به جبهه ها، خود من احساس بسيار عجيبي داشتم. برايم خيلي سخت بود. بايد در ميان معرکه باشي تا چنان حسي داشته باشي. همنشيني با شهدا و ديدن روحيه اشان، این حس را تقويت مي کرد. ما در عمليات کربلاي 5، کم کم حس کرديم که سفره شهادت در حال برچيدن است. بهترين بچه ها يک يک شهيد مي شدند و ما مي مانديم. براي هر رزمنده اي سخت است که ببيند بهترين رفقايش شهيد شدند و او بايد بازگردد. اين وضع بي شباهت با قضيه جنگ احد نيست: بسياري چون حضرت حمزه شهيد شدند و پس از جنگ، پيامبر(ص)، حضرت علي(ع) را ديدند که گريه مي کردند و مي فرمايند که اين و آن شهيد شدند و ما مانديم. بعد پيامبر(ص) به علي(ع) مي فرمايند که شما هم بدست شقي ترين افراد شهيد مي شوي و محاسنت با خون خضاب خواهد شد، بعد حضرت تبسمي مي کند.

 

در وضعيت درگيري سنگين جزيره مجنون بود که راديو اعلام کرد بسم الله الرحمن الرحيم امام(ره)، قطع نامه 598 را قبول کرد. من در ماشين بودم، ماشيني که در حال انتقال اجساد شهدا به عقب بود. همان زمان ناگهان حس کردم که دارم سنگکوب مي کنم. بچه ها با شنيدن خبر، اجساد شهدا را در آغوش مي کشيدند و گريه مي کردند، ناله مي کردند. بغض گلويم را سخت گرفته بود. حالا، گردان ازهم پاشيده، بچه هاي زخمي، شهداي سوخته عقب ماشين و...

 

پس از اعلام قطع نامه و بازگشت نيروها از جبهه ها، عراق که به خيال باطل خويش، مردم را دلسرد فرض مي کرد، با جنگ رواني و اطلاعات دقيقي که جاسوس هاي امريکايي در اختیارشان مي گذاشتند، بارديگر با هجوم سراسري خود، حتي جاده ي اهواز- خرمشهر را گرفت، اما اين بار مردم همه بي آنکه حتي امام(ره) پيام دهد، به جبهه ها ريختند و دوباره سرزمين ها را پس گرفتند و عراقي ها را بيرون راندند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 19:26  توسط حسین  | 

  رهبر انقلاب اسلامي تأكيد كردند
شوراي امنيت ملي مسئول موضوع هسته‌اي/ موضع رئيس‌جمهور مورد اجماع همه مسئولان

 

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز همزمان با سیزدهم رجب خجسته سالروز میلاد حضرت علی (ع) در دیدار قشرهای مختلف مردم، با اشاره به شخصیت استثنایی و جایگاه بسیار برجسته و والای حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در میان مذاهب مختلف اسلامی و ظرفیت بی نظیر این شخصیت بزرگ برای محور وحدت بودن در میان مسلمانان، سخنان مهمی را نیز در مورد اهمیت فناوری هسته ای و مذاکرات آینده ایران و اروپا بیان کردند.

 

رهبر انقلاب اسلامی با تبریک سالروز میلاد حضرت علی (ع) به همه مسلمانان و مظلومان و عدالت جویان جهان، آن حضرت را متعلق به همه مسلمانان دانستند و تأکید کردند: در شرایطی که ایجاد اختلاف میان مسلمانان در دستور کار دشمنان است، حضرت علی (ع) که همه مذاهب اسلامی در میان شیعه و سنی، به شأن و منزلت ممتاز ایشان معترف هستند، می تواند مظهر وحدت و انسجام مسلمانان قرار گیرد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم پیروی واقعی از روش و دستورات حضرت علی (ع) در کنار محبت و ارادت به ایشان خاطرنشان کردند: برجسته ترین شعار حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) که به طور عملی به دنبال اجرای آن بودند، عدالت است، بنابراین ما به عنوان پیروان آن حضرت، باید عدالت را سرلوحه همه امور در نظام اسلامی قرار دهیم.

 

ایشان افزودند: مطالبه عدالت باید به یک فرهنگ عمومی در میان ملت ایران تبدیل شود و مردم، عدالت و انصاف در مسائل داخلی و جهانی را به عنوان یک فریضه همواره پیگیر باشند.

 

رهبر انقلاب اسلامی شرط اصلی اجرای عدالت را اعتماد به کمک الهی و رابطه مستحکم با پروردگار برشمردند و خاطرنشان کردند: باید از فرصت ایام ماههای رجب، شعبان و رمضان برای دعا، توسل و تضرع و مستحکم کردن ارتباط با خداوند متعال استفاده کرد تا بتوان با اراده ای قوی، در میدان های زندگی، صراط مستقیم را طی کرد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به استقبال کم نظیر مردم به ویژه جوانان از مراسم معنوی اعتکاف، این رویکرد را بسیار با ارزش دانستند و افزودند: این ایام و مراسم اعتکاف را باید قدر دانست و مسئولان برگزاری اعتکاف نیز زمینه این مراسم را به گونه ای فراهم کنند که هیچ برنامه جنبی موجب ایجاد خلل در عبادت فردی و خلوت معنوی معتکفین نشود.

 

ایشان ضمن توصیه به عموم مردم به ویژه جوانان برای استفاده از معارف پر مغز صحیفه سجادیه در این ایام خاطرنشان کردند: ماه رجب ماه توسل به پروردگار و ماه تشّبُه به امیرالمومنین (ع) است.

 

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، علت برخی فشارها و چالش های پیش روی ملت ایران را ایستادگی در مسیر اسلام و تأکید بر مستقل بودن دانستند و تأکید کردند: ملت ایران برای حفظ عزت و استقلال خود باید اراده قوی خود را مستحکم­تر کند، همانگونه که در طول سی سال گذشته در مقابل زیاده خواهی ها و زورگویی ها با اراده ای قوی ایستاد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شگرد همیشگی ابرقدرتها در تهدید و ارعاب ملتها برای خارج کردن آنها از میدان، افزودند: این شگرد در مورد دولتهایی که متکی به ملتها نیستند نتیجه بخش است اما با تهدید و ارعاب نمی توان نظام و دولتی را که متکی به آراء، عواطف و ایمان مردم است، از صحنه خارج کرد و به عقب راند.

 

ایشان خاطرنشان کردند از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، امریکا بارها تلاش کرده است با تهدید و ارعاب، نظام جمهوری اسلامی و مسئولان آن را از میدان خارج کند اما به دلیل متکی بودن نظام اسلامی به آراء، عواطف و ایمان مردم موفق نشده است و بعد از این هم موفق نخواهد شد.

 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دستاورد بزرگ ملت ایران در موضوع فن آوری هسته ای افزودند: ملت، در این دستاورد عظیم و تاریخی زیر بار منت هیچکس نیست زیرا این دانش بومی شده و با همت، و شوق و ذوق جوانان ایرانی، و درایت مسئولان به دست آمده است.

 

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: این دستاورد متعلق به همه ملت است و هیچ قدرتی قادر نخواهد بود این فن آوری و حق بزرگ را از ملت ایران سلب کند.

 

ایشان خاطرنشان کردند: ملت ایران در مورد کسانی که همچون امریکا از روی عناد با حق دستیابی به دانش هسته ای و این امتیاز بزرگ مخالفت می کنند، با کسانی که به ملت ایران و حق آنان احترام می گذارند و خطوط قرمز ملت را رعایت می کنند و خواستار مذاکره درباره مسائل گوناگون از جمله هسته ای هستند، تفاوت قائل می شود.

 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به موافقت جمهوری اسلامی ایران برای مذاکره با اروپا تأکید کردند: مذاکره در صورتی پیشرفت خواهد داشت که فضای تهدید بر آن حاکم نباشد، اروپایی ها باید توجه داشته باشند که طرف مذاکره آنان، ملت ایران است و ملت ایران نیز ملتی غیور است که از تهدید خوشش نمی آید و زیر بار هیچ تهدیدی هم نخواهد رفت.

 

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه مسئولان کشور در قضیه هسته ای با درایت لازم تصمیم گیری می کنند خاطرنشان کردند: مسئول پیشبرد موضوع هسته ای شورایعالی امنیت ملی است که در رأس آن رئیس جمهور محترم قرار دارد و آنچه که از طرف رئیس جمهور و مسئولان درخصوص موضوع هسته ای بیان می شود، مورد اجماع همه مسئولان کشور است و روسای سه قوه و نمایندگان رهبری، در شورایعالی امنیت ملی با تدبیر، تعهد و مسئولیت این موضوع را پیگیری می کنند.

 

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: مواضع جمهوری اسلامی ایران و خطوط قرمز ملت ایران کاملاً روشن و واضح است و اگر طرفهای مذاکره براساس این چارچوب مذاکره کنند، مسئولان کشور نیز با آنان گفتگو خواهند کرد اما شرط آن این است که کسی ملت ایران را تهدید نکند.

 

ایشان تأکید کردند: اگر کسی حماقتی نسبت به جمهوری اسلامی ایران مرتکب شود، جواب عملی جمهوری اسلامی، دندان شکن خواهد بود.

 

رهبر انقلاب اسلامی افزودند:‌ اینکه دولت امریکا و رژیم صهیونیستی برای پوشاندن مشکلات فراوان داخلی خود حرفی بزنند، مربوط به خودشان است اما اگر در عمل مرتکب حماقت واقعی شوند، بدانند ملت ایران، آن دستی را که به جمهوری اسلامی ایران عزیز تجاوز کند، قطع خواهند کرد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: برای ملت ایران فرقی نمی کند که این دست جنایتکار در مسئولیت دولتی باشد و یا خارج از مسئولیت دولتی.

 

ایشان خاطرنشان کردند: اینکه برخی بگویند رئیس جمهوری امریکا در ماههای آخر مسئولیت خود اقدامی را انجام دهد و دردسر آن برای دولت آینده بگذارد، تصور اشتباهی است زیرا اگر کسی اقدامی انجام دهد، ملت ایران او را حتی در زمانی که در مسئولیت هم نباشد مورد پیگرد قرار خواهد داد و مجازات خواهد کرد.

 

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ملت ایران لحظه ای از کمک و لطف الهی مأیوس نمی شود، خاطرنشان کردند: ملت ایران، ملتی با اراده، با شوق و امیدوار است و افق آینده جمهوری اسلامی نیز افق روشن و درخشانی است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 16:38  توسط حسین  | 

و كعبه در مقابل مظهر عدل آغوش گشود

 

 

 

سيد حسين طاهري: شگفتا! كه ياد او به هر مناسبت كه باشد ولو ميلاد، انسان را در انبوهي از شادي و اندوه فرو مي برد. شادي از ورودي خجسته و فرخ، و اندوه به سبب آن همه رنجي كه بر او رفت. رنجي كه درست از لحظه رحلت ملكوتي رسول خدا (ص) در حالي كه سر مبارك پيامبر اكرم بر سينه علي(ع) بود و آخرين لمعات نور و نبوت را ارزاني بشر مي داشت، آغاز شد و تا پايان عمرادامه يافت. زمان هر چه جلو تر آمد، بي مهري ها افزون شد و انسان را در همه اعصار در مقابل اين سؤال كه مگر از زمان پيامبر(ص)، از روزهايي كه مسلمانان گروه گروه جمع مي شدند واز هم سبقت مي گرفتند تا از آبي كه از چهره نوراني و دست هاي متبرك رسول خدا هنگام وضو ساختن مي چكيد، قطره اي برگيرند و روح و روان خويش را جلا بخشند، چقدرگذشته بود كه با پسر عم و داماد و از همه بالاتر وصي او اين گونه رفتار كردند؟

 

مگر از نزول آيات مباهله و تجليل از آل محمد(ص) چقدر مي گذشت؟ از روزهايي كه رسول خدا امر فرمود به بستن درب همه خانه هايي كه به مسجد باز مي شد، مگر درب خانه علي(ع) چقدر گذشته بود؟ از روزي كه گفت من شهر حكمتم و علي باب آن، از روزي كه فرمود از جان علي چه مي خواهيد؟ علي از من و من از اويم! از صداي ملكوتي "فاطمه جان" گفتن فرستاده خدا چقدر گذشته بود؟ مگر از دوران آخرين پيامبر كه تنها دخترش را ام ابيها خوانده بود چقدر مي گذشت؟ راستي چقدر مي گذشت كه اين گونه پشت پا به بخت و اقبال خود زدند و وصي و جانشين پيامبرشان را اين گونه غريب رها ساختند، آن هم پيام آوري كه براي رستگاري آن ها تا آنجا پيش رفت كه خدايش به او فرمان ايست داد تا مبادا از اين همه عشق و عطوفتي كه به امت دارد، صدمه اي بر او وارد آيد.

 

مگر از زمان پيامبر چقدر مي گذشت كه نور چشمانش زهرا(س) ساعت ها و چه مي گويم همه عمر كوتاه خود پس از فراق پدر را به گونه اي گذراند كه تاريخ خانه او را خانه غم ناميد: بيت الاحزان! و در نهايت كه اين مظلومه همه تاريخ به ديدار معبود شتافت، علي(ع) آن مرد نبردهاي سهمگين، آن كه قهرمان جزيرة العرب را كه تمام يلان و مدعيان در برابر قدرتش رنگ مي باختند، با سرپنجه شهامت حيدري در خندق به خاك انداخت، از غربت فاطمه چنان برخود مي پيچيد كه شكايت نزد مراد خود رسول خدا(ص) برد. از همه اين صحنه ها مگر چقدر گذشته بود كه علي(ع) مجبور شد شبانه دختر پيامبر خدا را به خاك بسپارد و اين راز ابدي را به تاريخ بسپارد و نسل هاي بعد را تا زماني كه منجي عالم به نجات انسان ظاهر مي شود، از اين سؤال كه اول زن متعاليه تاريخ در كجا مدفون است، حيران رها سازد تا زار بزند و راه به جايي نبرد. تاوان اين همه اشك بر پهناي تاريخ را كدامين موجود تاب تحمل دارد كه گروهي جسارت پذيرفتنش را به خود دادند؟

 

و سال ها پس از اين كه باز فرزندان فاطمه(س) پيكر مطهر پدر را در دل شب به خاك مي سپارند، مگر از زمان پيامبر چقدر گذشته بود كه اين گونه مجبور به پنهان كردن مرقد اميرمؤمنان(ع) شدند؟

 

عجبا! كه مناسبت اين نوشتار ميلاد با سعادت علي ابن ابي طالب (ع) بود اما سر از مويه هاي دلخراش خاندان محمد(ص) برآورد. مگر مي شود از علي سخن گفت و از تنهايي او نگفت؟ يا از فاطمه گفت و از كنار اين همه غربت راحت گذشت؟ همه مي دانيم علي كجا و با چه عزتي متولد شد؟ خانه خدا زايشگاه ميلاد مردي شد كه همين براي عظمت هايش كافي است. همه مي دانيم علي چگونه و در كجا به ملاقات دوست پيوست؟ باز هم در خانه خدا، در محراب مسجد كوفه. در خانه اگر كس است، يك حرف بس است. حق هم همين است. خانه زاد خدا باشي از همان جا كه تو را مي آورند، پس مي گيرند.

 

اما پس از گذار از دالان سده ها و تأليف هزاران جلد كتاب در باره علي(ع) و عظمت هاي او، هنوز نمي دانيم ساليان ميان ولادت و شهادت چگونه بر او گذشت؟ 25 سال سكوت را هنوز هم درست نفهميده ايم. تنابنده اي تا به امروز از راز فريادهاي او در نخلستان هاي كوفه آن گاه كه سر در چاه مي برد و مي ناليد پرده برنداشته است: "و في العين قذي و في الحلق شجي"

 

آيا علي(ع) از دشمن دلگير بود يا از بي مهري به ظاهر دوستاني كه خود را صحابي پيامبر(ص) مي دانستند اما با علي(ع) كه مي خواست بر خط پيامبر برود نه تنها نمي ساختند كه بر او مي تاختند. از كساني كه تا ديروز در برابر پيامبر دم از طاعت و عدالت زده و عناوين طلحة الخير و سيف الاسلام زبير براي خود دست و پا كرده بودند اما تا چشم او را دور ديدند بر طينتي ديگر تنيده و پشت علي را كه پاي در ركاب كرده و كمر همت بر اجراي عدل بسته بود، خالي كردند و هم و غم خويش را مصروف ثروت و قدرت كردند.

 

چنين است كه ميان آغاز و پايان حيات علي(ع)، در ماجراهايي كه بر او گذشت، انبوهي درس بر بستر تاريخ نقش بسته است. درس هايي كه تمامي ندارد و هر چه برگيري پايان نمي يابد. گويي حوادث واقعه همه روزگاران با تمام عبرت ها و فراز و فرودهايش در زندگي علي (ع) خلاصه شده است. جبهه داخلي و بي مهري كساني كه زماني نه چندان دور در حلقه ياران رسول خدا بودند اما اژدرهاي نفس چنانشان مهار كشيد كه افسار گسيختند و چشم تنگ دنيا دوستشان، وقتي به خزانه پر و پيمان مسلمين افتاد، مات شدند و بر روي مبارك علي(ع) شمشير كشيدند. چه رجزها كه در جمل در مقابله با علي نخواندند! و جرياني ديگر و باز هم در جبهه داخل به نام خوارج تا توانستند بر توسن سركش گستاخي تاختند و نسبت كافري به قرآن ناطق دادند. و جناح نفاق كه در هيأت كساني چون عمروعاص و معاويه بر منبر پيامبر(ص) تكيه زده بودند تا سر خلق خدا شيره بمالند و به اميال شوم خود جامه عمل بپوشند. و دنباله هاي ابوجهل و ابوسفيان كه پيدا و پنهان نقشه مي كشيدند تا علي(ع) را از راه مراد و محبوبش محمد مصطفي(ص) بازدارند.

 

علي(ع) مرد اول مناجات و جهاد در تمام اين عرصه ها، يكه تاز بي بديل ميدان بود. او دادگستري تمام بود تا آنجا كه جرج جرداق محقق مسيحي او را صداي عدالت انسان ناميد. بي جهت نبود اگر كعبه در برابر فاطمه بنت اسد مادر عدالت ديوار شكافت و آغوش به روي نوزادي گشود تا نخستين بار ساحت قدس بيت عتيق باشد كه به پيش باز علي(ع) مي رود.

 

ميلاد علي مرتضي(ع) همسر فاطمه زهرا(س) بر سالكان راستين راهش مبارك باد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 16:21  توسط حسین  | 

ولادت با سعادت امیرالمومنین امام علی علیه السلام

بر پیروان آن حضرت مبارک. 

 

                                لعنت بر عمر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 16:19  توسط حسین  | 

پشت پرده دلسوزی حزب لیبرال دموکرات برای روحانیت:
پروژه عبور از روحانيت به وسيله روحانيت

 

 

گروه سیاسی- حسین منتظر: شکست سنگین جریان های مدعی اصلاح طلبی و روشنفکران سکولار در انتخابات سوم تیر 84، شوک سنگینی بر آنها وارد کرد. یکی از این شوک های سهمگین که هنوز گیجی آن گریبان روشنفکران سکولار را رها نکرده است، بی اعتنایی و عدم اقبال مردم به این گروه هاست.

 

برای حل این مشکل، استراتژیست های دوم خردادی، راه حل های متفاوتی را برای جبران آن تا به حال ارائه کرده اند. چند هفته ای از سوم تیر نگذشته بود که سعید حجاریان در گفت و گو با روزنامه شرق که متعلق به دوست قدیمی اش محمد عطریانفر بود، اولین گام از تغبیر "آرایش سیاسی" کشور پس از سوم تیر را برداشت تا بتواند به زعم خود، اولاً شکست از سوم تیر را متعلق به همه گروه های سیاسی بداند و ثانیاً جبهه جدیدی مقابل "دولت مردمی" ایجاد کند.

 

حجاریان در این گفت وگو به برخی از گروه های سیاسی پیشنهاد داد تا جبهه ای متشکل از "مؤتلفه تا نهضت آزادی" برای مقابله با اقدامات و برنامه های "دولت جدید" تدارک ببینند. این پیشنهاد حجاریان در همان ابتدا با موضع گیری تند حزب مؤتلفه روبرو شد و "حجاریان" در اولین گام طراحی "استراتژی جدید" با شکست مواجه شد.

 

پس از شکست این "استراتژی"، طراحان با تغییر تاکتیک، تلاش کردند برخی از افراد را که در جریان اصولگرا احیاناً "اختلاف سلیقه ای" با عملکرد "دولت مردمی" دارند، برجسته و این اختلاف سلیقه ها را تبدیل به "اختلاف اساسی" نمایند.

 

در این میان برجسته کردن، نظرات برخی از روحانیون، با دو هدف عملیاتی شد. اول اینکه به جامعه القا کنند، این تنها روشنفکران نیستند که مخالف دولت هستند بلکه از طیف روحانی هم، دولت با مخالفت روبرو می شود و ثانیاً "جبهه بندی" جدیدی را علیه دولت ایجاد نمایند و با "سنگر گرفتن" پشت سر این روحانیون، برخی سخنان و نظراتشان را از زبان اینان به افکار عمومی القا نمایند، چراکه مردم "زبان روحانیت" را بهتر از "زبان روشنفکران" می فهمند.

 

براین اساس، به منظور "ایجاد شکاف" هرچه بیشتر بین "دولت و روحانیت" با منتشر کردن گاه و بیگاه شایعات نادرست و کاملاً جعلی، مشابه برخی شبهات و شایعات اخیر رسول منتجب نیا، تلاش کردند، فضای بدبینی "مضاعفی" را خلق نمایند.

 

انتخابات سال آینده ریاست جمهوری، اما آن "مصاف نگران کننده ای" است که حتی تصور آن خواب راحت را از چشمان روشنفکران سکولار می رباید. این بار هم حجاریان دوباره وارد صحنه می شود، "نسخه استراتژی" برای لشکر چند بار شکست خورده مدعیان اصلاح طلبی پیچید. حجاریان بار دیگر در مصاحبه با هفته نامه شهروند که باز هم متعلق به دوست قدیمی اش محمد عطریانفر است، در مقابل مصاحبه گر، یعنی عباس عبدی در پاسخ به این سئوال که سناریوهای ممکن برای آینده انتخابات ریاست جمهوری را چگونه ارزیابی می کنید و چگونه می توان دولت را با چالشی جدی مو اجه کرد، پاسخ می دهد "در داخل ساختار سیاسی فقط یک مشکل در مقابل دولت است و آن هم روحانیون هستند[!] فشار به روحانیت از جانب مردم بالاست. روحانیت پایگاه مردمی دارد و فشاری که به مردم وارد می شود، عیناً به روحانیت منتقل می شود. مردم برای نظم خواهی و شکایت، به روحانی محل مراجعه می کنند و روحانی هم وظیفه دارد که آن را به مراجع منتقل کند." در ادامه، حجاریان برای به اثبات رساندن ادعاهای خود می افزاید: "اگر به جامعه روحانیت مبارز بروی خیلی حرف ها را می شنوی".

 

از لابلای سخنان حجاریان، می توان خطوط کلی "استراتژی جدید" روشنفکران سکولار را برای "تغییر شرایط" به خوبی رصد کرد. "استراتژی جدید" این است؛ "تقابل و رو در رو قراردادن بخشی از روحانیت برای تضعیف بخشی دیگر".

 

جریان روشنفکر سکولار برای عملیاتی کردن این "استراتژی جدید" بدنبال بهانه ای بود که سخنرانی مشکوک، پرمسئله و حاشیه ساز "عباس پالیزدار" در همدان، این بهانه را به دست آنها داد. "پالیزدار" در این سخنرانی با ایراد اتهامات مالی، جو نامناسبی را علیه اینان ایجاد نمود. مجریان عملیاتی کردن "استراتژی جدید" در راستای اهداف خود ابتدا تلاش کردند، پالیزدار را به جریان حامی دولت منتسب کنند تا بتوانند در آینده به خوبی بهره برداری سیاسی ایده آل را از آن نمایند. هرچند این "اتهام" نزدیکی پالیزدار با حامیان "دولت ضد فساد" بارها و بارها به صورت مکتوب و شفاهی تکذیب شد اما طراحان "جنگ روانی" جدید دائماً با تغییر "تاکتیک" تلاش داشتند، "نزدیکی پالیزدار با حامیان دولت" را در افکار عمومی به صورت "مسئله ای غیرقابل" خدشه القا نمایند.

 

در این میان روزنامه کارگزاران، ارگان "حزب لیبرال دموکرات" کارگزاران سازندگی، فاز اول این "استراتژی جدید" را کلید زد. روزنامه کارگزاران در مصاحبه ای با یک روحانی، تیتر صفحه اول خود را به این گفتگو با عنوان "هشدار نسبت به شکل گیری خوارج جدید، سازماندهی گروه فشار برای حذف روحانیت" اختصاص داد.

 

اگرچه هر بازیگر سیاسی می تواند، نظرات خود را در موضوعات مختلف از جمله در مورد اهانت های "پالیزدار" نسبت به برخی علما و روحانیون، ابراز و تحلیل خود را نسبت به این سخنرانی غیرقابل دفاع و کاملاً مشکوک بیان نماید اما مگر چه "اتفاق جدید"ی افتاده بود که ارگان حزب "لیبرال دموکرات" سازندگی که بارها و بارها عناد و کینه توزی خود را نسبت به "روحانیت عدالتخواه، انقلابی، در خط امام و مخالف اسلام امریکایی" آشکارا مطرح کرده است، یکباره "سینه چاک دفاع از روحانیت" می شود؟ ایا افکار عمومی تخریب های نشریات این طیف مانند همشهری دوران کرباسچی و عطریانفر، شرق دوران عطریانفر، شهروند امروز و کارگزاران را علیه "روحانیت ضد سرمایه داری و عدالتخواه" فراموش می کند؟ آیا تئوریزه کردن "حذف روحانیت" از ساختار جمهوری اسلامی و جایگزین کردن "تکنوکرات های لیبرال" به جای آنان فراموش شده است؟

 

سال گذشته همین روزها حسین مرعشی سخنگوی این حزب صراحتاً اعلام کرد "اسلام هیچ گونه نظام سیاسی و اقتصادی ندارد برای اداره جامعه ندارد"، آیا نباید به دلسوزی های نشریات این حزب برای "روحانیت" شک کرد و آن را پروژه ای برای استفاده ابزاری از روحانیت برای عبور از روحانیت دانست؟

 

جالب است مصاحبه شونده خود در سال های قبل از منتقدین جدی جریانی بود که درصدد حذف روحانیت از "سیاست" و "اجتماع" بود. به هرحال، انتقاد و نقد از لوازم یک جامعه پویاست، اما تکمیل "پازل" طرف مقابل نباید ناخودآگاه به این بهانه انجام شود.

 

"روحانیت در مقابل روحانیت"، "استراتژی جدیدی" است که با "طراحی حساب شده"ای در حال اجراست. در این "استراتژی جدید" هدف این است: "رودررو قرار دادن بخشی از روحانیت در مقابل بخشی دیگر" برای "شکست روحانیت مخالف سرمایه داری و فساد و تبعیض" بوسیله "بخشی از روحانیت" تا بتوان با سپری کردن این دوران گذار آنگاه که "روشنفکران به مسند قدرت" رسیدند "کل روحانیت" با هر گرایشی را از صحنه "سیاست" حذف کرد! "عبور از روحانیت به وسیله روحانیت"

 

آیا نباید به دفاع "سکولارها" از روحانیت انقلابی شک کرد، آیا "اتفاق جدیدی" افتاده است؟

 

راستی "سالگرد مشورطه" نزدیک است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/24ساعت 15:39  توسط حسین  | 

خلاف شأن روحانیت بنزسواری است نه پیاده‌روی

 

 

گروه سياسي: «حجت الاسلام جهانشاهی به اتهام "خلاف شان روحانیت بودن حرکت پیاده روی او به سمت تهران" صبح پنج شنبه در مسجدحضرت ابوالفضل(ع) سورمغ حوالی شهرستان آباده بازداشت شد.» این تمام خبری است که از روز پنج شنبه درباره سرنوشت روحانی جوانی که از حدود 2 سال قبل نسبت به آنچه که آن را زمین خواری های سیرجان می نامد، اعتراضاتی به روش های مختلف ابراز کرده است.

 

جهانشاهی که طی این 2 سال با عنوان طلبه سیرجانی شهرت یافته است، 2 سال قبل ادعا کرد یکی از بزرگترین زمین خواری های کشور در سیرجان رخ داده است و در این زمینه 2 نهاد امنیتی را هم به همدستی در این جرم متهم ساخت.

 

وی همچنین اقدام به جمع آوری امضا برای طوماری در اعتراض به زمین خواری ها می کند. طوماری که حین امضای آن در حاشیه مراسم نمازجمعه سیرجان، افراد ناشناسی در میان مردم شایعه کردند که جهانشاهي در حين ثبت نام براي گرفتن زمين است و وقتي تعداد زيادي از مردم در اطراف وی جمع شده بودند، سيرجان با فيلمبرداري از آن جمعيت و ارسال به دادگاه ، جهانشاهي دستگير و به 3 ماه و يك روز حبس محكوم شد اما هنگامی که مأموران اجرای احکام قصد بازداشت وی و انتقال او به زندان را داشتند، اعتراض تعدادی از دانشجویان و طلاب مانع از این امر شد و بازداشت وی به تعلیق درآمد.

 

با این حال، پاییز سال گذشته هنگامی که جهانشاهی برای پیگیری بازداشت یکی دیگر از طلاب قم به دادگاه ويژه روحانيت قم مراجعه می کند، بازداشت شده و اعلام می شود این دستگیری مربوط به حکم حبس 91 روزه سال گذشته در ماجرای زمین خواری هاست.

 

پس از پایان دوره حبس اما جهانشاهی بار دیگر به اعتراضات خود ادامه داد. وی در نشستی با خبرنگاران محلی سیرجان از سکوت آنان به موضوع زمین خواری ها انتقاد کرد و این سکوت را تعجب آمیز خواند.

 

اما همزمان با ادامه اعتراضات جهانشاهی دادستان عمومی و انقلاب سیرجان گفت: «در سیرجان به همه پرونده‌های زمین‌خواری رسیدگی شده است و مسائلی که از طرف آقای جهانشاهی مطرح می‌شود فقط ناشی از ذهنیت ایشان و نفوذ گروه‌های افراطی است.»

 

جهانشاهی اما در نشست خود با رسانه های محلی درخصوص عدم اقدام از طریق مراجع قانونی به جای اعتراضات پرسروصدا ادعا کرده بود: «من تمام راه های قانونی را رفته ام و البته نتیجه ای نداشته است. با مسئولین مختلف محلی و ملی جلسات گوناگونی برگزار کرده ایم ولی عزم و اراده ای برای مبارزه با مفاسد اقتصادی وجود ندارد.»

 

با این حال، ماجرای زمین خواری های سیرجان هرچه که باشد، پیاده روی اعتراض آمیز یک روحانی به سمت تهران خلاف شأن روحانیت نیست، چه آنکه این نوع حرکت اعتراضی مغایرتی با هیچیک از اصول قانونی و شرعی ندارد.

 

اگرچه دادگاه ویژه روحانیت هنوز ادعای انتساب داده شده به آن را که بر همان اساس جهانشاهی در حوالی آباده بازداشت شده است، تأیید نکرده و از سرنوشت این طلبه سیرجانی نیز خبری دردست نیست اما در صورت صحت این ادعا به نظر می رسد دادگاه ویژه در تشخیص مصداق خلاف شأن روحانیت رعایت جانب حق را نکرده است.

 

مبنای آنچه که شأن و خلاف شأن روحانیت است در پیام مهم امام(ره) موسوم به منشور روحانیت بیش و پیش از هر نظر و سلیقه شخصی باید مبنا باشد: «علماى اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه داران و پولپرستان و خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را براى خود حفظ کرده اند و اين ظلم فاحشى است که کسى بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدى با سرمايه داران در يک کاسه است. و خداوند کسانى را که اينگونه تبليغ کرده و يا چنين فکر مى کنند، نمى بخشد. روحانيت متعهد، به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتى نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و رياضت درس خوانده اند و پس از کسب مقامات علمى و معنوى نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر و تهيدستى و عدم تعلق به تجملات دنيا زندگى کرده اند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفته اند. دقت و مطالعه در زندگى علماى سلف، حکايت از فقر و نهايتا روح پرفتوت آنان براى کسب معارف مى کند که چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصيل کرده اند و با قناعت و بزرگوارى زيستند. در ترويج روحانيت و فقاهت نه زور سر نيزه بوده است، نه سرمايه پولپرستان و ثروتمندان، بلکه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است که مردم آنان را برگزيده اند.»

 

بار محتوایی واژه "روحانی" برای دانش آموختگان حوزه های علمیه همان است که در منشور روحانیت توسط امام راحل تبیین می شود و آن روحانی شدن و دوری از مظاهر دنیوی و جسمانی است. بنابراین، به نظر می رسد آنچه که مغایر شأن روحانیت است، نه پیاده روی بلکه بنزسواری هایی است که در دوره پس از جنگ و مانور تجمل از سوی برخی افراد که متأسفانه در میان آنان معدود روحانیونی نیز وجود داشتند، به راه افتاد.

 

نگاه منفی جامعه به این مانور تجمل یا همان که اصطلاحاً "بنزسواری" خوانده می شد، چنانچه همان زمان با واکنش دادگاه ویژه مواجه شده بود و رفتار معدودی از کسانی که آبروی مجموعه روحانیت را بازیچه دنیاطلبی های خود قرار دادند، خلاف شأن روحانیت دانسته و با این افراد در هر رده ای برخورد می شد، امروز کار به اینجا نمی رسید.

 

همچنین دادگاه ویژه روحانیت یکسال پس از آنکه رئیس جمهور سابق ایران در ایتالیا با زنان و دختران ایتالیایی دست داد، هنوز به این سؤال پاسخ نداده است که آیا این عمل خلاف شأن روحانیت بود یا خیر؟

 

به هر حال، ادعاهای حجت الاسلام جهانشاهی در هر درجه ای از صحت که باشد، روش ابتکاری اعتراض او، یعنی پیاده روی خلاف شأن یک روحانی نیست.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/24ساعت 15:27  توسط حسین  | 

گفتاري از حجت‌الاسلام سیدمهدی میرباقری
نوآوری و تمدن‌سازی

 

 

اشاره: آنچه در پي می‌آید متن سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین میرباقری مسئول فرهنگستان علوم اسلامی می‌باشد که در جمع اساتید بسيجي دانشگاههای استان قم با عنوان نوآوری، خودباوری و شکست استکبار ایراد شده است.

 

با توجه به بيانات رهبر انقلاب در نام‌گذاری سال جدید به عنوان سال نوآوری و شکوفایی، پرداختن به این موضوع از سوی اندیشمندان و صاحب‌نظران به منظور تبیین و پیشنهاد راههای تحقق علمی نظرات ايشان، ضروری به نظر می‌رسد.

 

1ـ نوآوری و تمدن‌سازی اسلامی

 

ما به دنبال هدف مشترك همه انبیاء الهی و ایجاد تمدن الهی هستیم. در این تمدن هم معنویت و اخلاق و فضیلت به معنای عبودیت و بندگی خداوند متعال، هم عقلانیت کامل و هم كارآمدی عینی اجتماعی وجود دارد.

 

تركیب سه شاخصه فوق «تعالی» است و جامعه الهی، جامعه‌ای دارای تعالی است، به سمت آن حركت می‌كند و رو در روی «توسعه» و شاخصه‌های مربوط به آن قرار دارد. باید توجه کرد كه جامعه متعالی، از تركیب تجدد و تمدن جدید و نوپای غرب با آموزه‌های اسلامی به دست نمی‌آید، بلكه تعالی، هویتی مستقل دارد. نمی‌توان با اسلامی كردن تجدد و ایجاد مدرنیته اسلامی، به مفهوم رایج آن به تمدن الهی رسید. تمدن الهی كه مقصد آن تعالی انسان است بر بناهای استوار دیگری مبتنی است و باید کار خود را از زیربناهای خاص خود آغاز نماید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/22ساعت 19:36  توسط حسین  | 

  خروج آخرين ناو امريکايي از خليج فارس پس از رزمايش سپاه

 

 

ناو هواپیمابر امریکایی یو.اس.اس لینکلن به عنوان آخرین ناو امریکایی خلیج فارس را به مقصد دریای عمان ترک کرد.

 

به گزارش رجانیوز، زمانی که لینکلن برای بار دوم به خلیج فارس اعزام شد، رابرت گیتس گفت: این ناو برای کمک به بازسازی عراق به منطقه آمده است و نشان از قدرت برتر امریکا در منطقه دارد.

 

این ناو در حالت آماده باش نزدیک به 3200 خدمه دارد و به رادارهای الکترونیک- ماهواره ای و همچنین به سامانه پرتاب موشک های هدایت شونده دریا به دریا، هوا و زمین مسلح است.

 

لینکلن ناوی هواپیمابر و اتمی است که ساخت آن 6 سال به طول انجامید و در سال 1988 به آب انداخته شد. این ناو چند رکورد را به نام خود ثبت کرده است که یکی از آن ها، بزرگ ترین عملیات تخلیه در زمان صلح است که در سال 1990 و در فیلیپین انجام شد. اولین عملیات نظامی آن نیز شرکت در طوفان صحرا در سال 1992 است.

 

این ناو که قرار بود تا ماه اکتبر در خلیج فارس بماند، به طور ناگهانی و همزمان با رزمایش موشکی و دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خلیج فارس، منطقه را ترک کرد.

 

از سوی دیگر، خروج این ناو از خلیج فارس ارتباطی با تعویض خدمه و سایر بحث های فنی ندارد و صرفاً برای جلوگیری از خطر احتمالی برخورد صورت گرفته است.

 

نیروی دریایی امریکا همواره مخالف اصلی جنگ با ایران بوده زیرا معتقد است بیشترین تلفات را در جنگ با ایران متحمل خواهد شد. در صورت درگیری احتمالی، نیروی دریایی امریکا ناچار به خروج از منطقه است، در غیراین صورت، متحمل ضربات سنگینی خواهد شد.

 

آدمیرال دوم کوین کاسگریف، فرمانده ناوگان پنجم امریکا مستقر در بحرین در گفتگو با شبکه خبری «ای.بی.سی نیوز» هشدار داده بود جنگ با ایران بسیار فاجعه آمیز خواهد بود و پیامدها و پس لرزه های آن در سراسر منطقه احساس خواهد شد.

 

تهاجم امریکا به عراق و افغانستان در شرایطی صورت گرفت که افغانستان کشوری درونگان و فاقد ارتباط با دریا و عراق نیز فاقد نیروی دریایی و ساحلی کوچک است. این در حالی است که ایران ساحلی طولانی با تسلط بر تنگه هرمز دارد.

 

با این حال، رزمایش سپاه که کلکسیونی از موشک های جدید را به نمایش گذاشت، باعث وحشت بیشتر نیروی دریایی امریکا شده است، به طوری که نیروهای امریکایی مستقر در قطر، بحرین و کویت به حال آماده باش کامل درآمده اند.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/22ساعت 19:27  توسط حسین  | 

روزنامه‌نگار افراطي صهيونيست اذعان کرد:
اسرائيل هنوز تاوان شکست از حزب‌الله را پس مي‌دهد

 

 

"جف جاکوبي" روزنامه نگار افراطی صهیونیست در مقاله ای در روزنامه "دياريو د امريکا" با اشاره به توافق میان رژیم صهیونیستی با حزب الله لبنان برای مبادله اسرا، تأکید کرد: اسرائيل همچنان در حال پس دادن تاوان شکست خود در برابر حزب الله است.

 

به گزارش رجانیوز، این روزنامه نگار می نویسد: اکنون در آستانه سالگرد دومین سال جنگ حزب الله و اسرائيل هستيم. اين جنگ 33 روز بطول انجاميد و اسرائيل طي اين مدت نتوانست به هيچ يک از اهداف خود دست يابد. اسرائيل نتوانست حزب الله را نابود کند، موج موشک ها را که به شهرهاي شمال آسيب مي زدند، متوقف کند و سربازهاي ربوده شده را نجات دهد.

 

12 جولاي 2006، يک سازمان مورد حمايت ايران و سوريه (حماس)، در حال گشت زني در امتداد مرز لبنان و اسرائيل بود که طي اين گشت زني، 3 اسرائيلي را کشت و 2 نفر ديگر را ربود.

 

اما ادامه يافتن این جنگ 33 روزه، یعنی جنگي که بدون شک حزب الله از 6 سال قبل براي آن اماده شده، سنگرها و پناهگاه هاي خود را تقويت کرده و هزاران موشک کاتيوشا را در امتداد مرز انباشته بود، براي اسرائيل يک فاجعه بود.

 

تا پيش از اين نبرد، هرگز توان بازدارندگي و شهرت آسيب ناپذيري نظامي اسرائيل متحمل چنين ضربه اي نشده بود و براي اولين بار در تاريخ، اسرائيل با يک نيروي نظامي عرب رو در رو شده بود که نتوانست آن را شکست دهد. زماني که جنگ با پذيرش قطعنامه 1701 شوراي امنيت سازمان ملل متحد به پايان رسيد، حزب الله اگرچه زخمي شده بود، اما هنوز سرپا بود.

 

اکنون که دو سال از آن زمان مي گذرد، اسرائيل هنوز در حال پرداخت تاوان شکست خود است. هفته گذشته دولت نخست وزير اسرائيل، ايهود اولمرت در توافقي تحقيرآميز، آزادسازي 5 اسیر حزب الله و فلسطين، بعلاوه تعداد نامشخص از زندانيان را در ازاي اجساد 2 سرباز اسرائيلي ربوده شده پذيرفت.

 

از جمله کساني که در مبادله اسرا آزاد خواهند شد، سمير قنطار است که همواره توسط دشمنان اسرائيل به عنوان يک قهرمان مورد تحسين قرار گرفته است. تشکيلات خودگردان فلسطين وي را "جنگجوي شجاع" مي خواند و بيروت پر از تصاوير او شده است.

 

اين اولين بار نيست که اسرائيل در ازاي آزادسازي گروگان هاي اسرائيلي يا اجساد مذاکره می کند. اسرائيل با اين کار، تقريباً هميشه ربوده شدن بيشتر شهروندان يا سربازان خود را در آينده تضمين مي کند و قتل بي گناهان بيشتري را در آينده اطمينان مي دهد.

 

با هر يک از چنين توافق هايي، اسرائيل اندک شهرت افسانه اي خود را که برايش باقي مانده است، از دست مي دهد. اسرائيل در سال 1976 گروهي از کوماندوهاي خود را براي نجات گروگان هاي يهودي که در فرودگاه اوگاندا ربوده شده بودند، اعزام کرد که موجب برانگيختن ترس در دشمنان خود شد، دشمناني که امروز به آن مي خندند. نصرالله رهبر حزب الله، گفته است که برغم توان هسته اي و قدرت نظامي، اسرائيل ضعيف تر از يک تار عنکبوت است. توافق هفته گذشته مبني بر آزاد شدن 5 اسیر در ازاي اجساد سربازان اسرائيلي تنها مي تواند اين باور را تقويت کند.

 

ماه ها پس از پایان جنگ حزب الله و اسرائيل، مشخص شده است که اهداف قطعنامه نیز برآورده نشده اند. توماس فريدمن پس از پایان جنگ در نيويورک تايمز نوشت توان حزب الله، سوريه و ايران کاهش يافته است و حتي به يک هدف راهبردي نيز دست نيافته اند. بر اساس قطعنامه 1701 تصور مي شد که نيروهاي جديد صلح بان سازمان ملل متحد در جنوب لبنان گشت زني کنند و از مسلح شدن دوباره حزب الله يا تهديد اسرائيل جلوگيري نمايند که به گفته فريدمن اين خود يک ضرر راهبردي عظيم براي حزب الله بود.

 

اما اين نيروها از هيچ چيز جلوگيري نکرده اند و قطعنامه 1701 کم و بيش تنها يک کاغذ است. گذشته از جلوگيري نکردن از جريان ارسال تسليحات جديد براي حزب الله، صلح بانان سازمان ملل، در حالي که ايران بازوي لبناني خود را بار ديگر تجهيز بزرگی مي کرد، اين اقدامات را ناديده گرفتند. حزب الله امروز بسيار بهتر و بيشتر از آنچه که در جولاي 2006 بود، مسلح شده است و حدود 40 هزار موشک را در مرز مستقر کرده است که توان رسيدن به 97 درصد از مراکز مسکوني اسرائيلي را دارد.

 

منابع امنيتي- نظامي اسرائيل گزارش مي دهند حدود 2500 نیروی نظامی حزب الله در جنوب لبنان به سر مي برند که يک سري پناهگاه هاي زير زميني مجهز به سکوي پرتاب موشک و خمپاره احداث کرده اند که مي توانند از راه دور شليک شوند.

 

آنچه که هشداردهنده تر از ديگر موارد است، کنترل مؤثر دولت لبنان توسط حزب الله است که با استفاده از گشت هاي خشن خود در ماه می در بيروت همه را وادار به تسليم کرد. حزب الله خواستار حق انتصاب 11 وزير کابينه به همراه قدرت وتوي هر تصميم دولت است. اين بدان معني است که حزب الله ديگر يک سازمان نظامی مورد حمايت دولت نيست بلکه اکنون چيزي بسيار خطرناک تر است: يک سازمان تروريستي با يک دولت خاص خود.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/21ساعت 12:9  توسط حسین  | 

دفاع مجدد مرد کرواتی صنعت ایران از احمدی‌نژاد:
به احمدی‌نژاد ظلم می‌کنند

 

 

 

حدود یکسال پس از آنکه مرد کرواتی صنعت ایران در جمع رئیس جمهور و در حضور صنعتگران و معدنکاران، از اقدام رئیس جمهور در کاهش نرخ سود بانکی تجلیل کرده و حتی گفته بود حاضر است دست رئیس جمهور و وزیر صنایع را بخاطر این تصمیم که در حمایت از تولیدکنندگان و مقابله با دلالان و نزول خواران گرفته شده است، ببوسد، وی بار دیگر در سخنانی که حاوی دغدغه های تولیدگران بود، از انتقادات به طرح بنگاههای زودبازه دولت به ظلم به احمدی نژاد تعبیر کرد.

 

به گزارش رجانیوز، هادي غنيمي فرد رئیس خانه صنعت و معدن ایران که در آخرین سال دولت خاتمی تلویحاً وی را سفسطه گری توصیف کرده بود که عمر دولت را به این روش تلف کرد، در نخستين همايش بين المللي مبلمان، طراحي و دکوراسيون داخلي که امروز برگزار شد، خطاب به انتقادکنندگان از طرح بنگاههای زودبازده گفت: کساني که اين ايرادات را مطرح مي کنند، وقتي نوبت به خودشان مي رسد براي هرکاري که مي خواهند انجام دهند، 8 سال وقت طلب مي کنند. حالي که احمدي نژاد تنها 3 سال است که رئيس جمهورشده و حدود يک سال و نيم از طرح بنگاههاي زود بازده وي مي گذرد.

 

وي ادامه داد: ايرادگيران انتظار دارند دراين مدت کم اين طرح به بار بنشيند که انتظاري بيجا است. چرا شلوغش مي کنيد و نمي گذاريد که اين طرح مهم به ثمر بنشيند وبعد درباره اش اظهار نظر کنيد؟

 

غنيمي فرد تسهيلات زودبازده را توصيه سازمان ملل متحد به کشورهاي درحال توسعه دانست و گفت: از نظر من بنگاههاي زودبازده ، مقدس هستند.

 

وي گفت: ساخت کارخانه هاي بزرگ علاوه بر تخصيص صدهاميليارد دلار دهها سال به طول مي انجامد اما بنگاههاي زود بازده خيلي زود وباهزينه کم به بار مي نشيند که باعث اشتغال خيل عظيم جوانان خواهد شد.

 

هادی غنیمی فرد یا همان مرد کرواتی صنعت ایران سال گذشته در جمع صنعتگران خطاب به رئیس جمهور گفته بود: «رئيس‌جمهور محبوب، وزاري محبوب از طرف 80 هزار واحد صنعتي و توليدي وظيفه دارم به شما بگويم: سپاس، سپاس، سپاس. كار امسال‌تان كارستان بود، اگر مقاومت شما نبود با سروصداي نزول‌خواران نمي‌توانستيم به نرخ 12 درصدي برسيم. آنها مي‌خواستند ما را (صنعتگران) در برابر شما فشل كند.»

 

وی به عنوان نماد تولیدکنندگان صنعتی فراری از دلالی هنوز به تئوری های اقتصادی احمدی نژاد باور دارد و از آنها دفاع می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 18:49  توسط حسین  | 

دفتر منتظري خيال مي‌کرد امام(ره) به او نياز دارد

 

 

 

اشاره: این مصاحبه به خاطر تازگی و ناگفته بودن مطالب و از سوی دیگر به دلیل صراحت گوینده، از خواندنی ترین گفت و گوهایی است که در نشریه "یادآور"، یادمان امام(ره) منتشر شده است.

 

حجت الاسلام سید حسین موسوی تبریزی دادستان کل انقلاب با حکم امام(ره)، در این گفتگو به ادعاهای برخی گروهها و شخصیت های سیاسی داخلی و اپوزیسیون مبنی بر کانلیزه بودن ارتباط با امام(ره) و انتقال اطلاعات به ایشان، ماجرای آیت الله شریعتمداری، نهضت آزادی، سازمان مجاهدین خلق(منافقین) و نحوه برخورد با آنها و قضیه منتظری پرداخته است:

 

در ده ساله اخير، يكي از محورهاي ثابت برخي خاطرات و تحليل‌هایی كه مخالفين انقلاب و نظام يا كساني كه در ميانه راه بريده‌اند، نوشته و منتشر کرده اند، مسئله كاناليزه بودن امام است، بدين معنا كه اينها مدعی هستند‌ پس از انقلاب، به خصوص هنگامي كه امام به جماران آمدند، اطلاعات از كانال‌هاي خاصي به ايشان داده مي‌شد و لذا بر مبنای آن به گونه‌اي تصميم‌گيري مي‌كردند كه به اعتقاد اينها ناروا و نادرست بوده است، البته بسیاری بر این باورند که اين طيف با طرح اين مسئله، در واقع در پي رفع و رجوع و توجیه علل اختلاف امام با خودشان یا بالعکس هستند. با توجه به جایگاه شغلي خود در مقطع پس از پیروزی انقلاب و نيز رفت ‌وآمد زيادي كه به محضر امام داشتيد، اين ذهنيت را در چه پايه‌اي از صحت و اتقان می بینید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 18:48  توسط حسین  | 

  تل‌آويو براي مرگ آماده مي‌شود يا حمله؟

 

 

مسئول نمايندگي ولي‌فقيه در نيروي دريايي سپاه همزمان با رزمایش موشکی و دریایی سپاه که روز گذشته به فاصله تنها چند ساعت پس از رزمایش امریکا در آبهای خلیج فارس در همین منطقه آغاز شد، هشداری حتی به مراتب سنگین تر از هشدارهای اخیر فرماندهان نظامی ایران به امریکا و رژیم صهیونیستی داد و تأکید کرد: اولين شليك امریکا به سمت ايران، به آتش كشيده شدن منافع حياتي امریکا در جهان را به همراه خواهد داشت. تل‌آويو و ناوگان امریکا در خليج فارس اهدافي خواهند بود كه در اولين پاسخ كوبنده ايران به آتش كشيده خواهند شد.

 

به گزارش رجانیوز، این هشدارها در حالی میان تهران و غرب ردوبدل می شود که معمولاً امریکا و اروپا هر بار که در آستانه ضربه پذیری سیاسی از سوی ایران در پرونده هسته ای قرار گرفته و پیشنهادهایی به منظور منصرف کردن ایران از غنی سازی ارائه داده اند، به موازات آن، از چماق تهدید نظامی نیز استفاده کرده و در داخل نیز نیروهای همسو با خود را برای سوق دادن فضای سیاسی، رسانه ای و روانی کشور به سمت سازش بسیج کرده اند.

 

این در حالیست که دیپلماسی پایداری دولت نهم تاکنون تسلیم این فشارها نشده و هر بار با ایستادگی مدبرانه پروژه دشمن نتیجه معکوس داده است.

 

گزارش برآورد اطلاعاتی 16 نهاد نظامی امریکا که سال گذشته منتشر شد، برای ماهها این فاز از جنگ روانی را به تأخیر انداخت. اما در ماههای آخر دولت بوش بار دیگر با انتشاری خبری سوخته از مانور نظامی اسرائیل در آبهای مدیترانه، 20 روز پس از انجام آن و دقیقاً همزمان با تحویل بسته پیشنهادی 1+5 به ایران و خروج سولانا از تهران توسط روزنامه نیویورک تایمز، این فضاسازی صرفاً روانی آغاز شده است.

 

با این حال، جمهوری اسلامی این بار علاوه بر اتخاذ واکنشی منطقی در قبال بسته، نامه و متن (Non Paper) کشورهای 1+5، پاسخگویی به تهدیدات و جنگ روانی غرب را نیز در دستور کار قرار داده است. به طوری که تنها 2 روز پس از هشدار سرلشگر فیروزآبادی فرمانده ستاد كل نيروهاي مسلح، درخصوص بسته تنگه هرمز، نیروهای سپاه پاسداران از روز گذشته نمایش نظامی برای اثبات توانمندی در این زمینه و واکنش متقابل به هرگونه تجاوز احتمالی را آغاز کرده اند.

 

شاید از همین رو نیز باشد که حجت الاسلام علي شيرازي با بيان اين كه امروز جمهوري اسلامي ايران در بالاترين سطح توان و قدرت وآمادگي قرار دارد كه با هيچ مقطعي از تاريخ اين كشور قابل مقايسه نيست، تأکید می کند رژيم صهيونيستي در حال فشار آوردن به زمامداران كاخ سفيد است تا تهاجم نظامي عليه ايران را تدارك ببيند كه اگر چنين حماقتي از آنان سر بزند، تل‌آويو و ناوگان امریکا در خليج فارس اولين اهدافي خواهند بود كه در اولين پاسخ كوبنده ايران به آتش كشيده خواهند شد.

 

وي همچنین افزود:‌ دشمنان به قدرت روز افزون جمهوري اسلامي ايران در جهان پي‌برده‌اند و درصددند تا به هر نحو ممكن آن را بشكنند و يا جلوي روند رو به رشد آن را متوقف كنند در حالي كه ايران امروز در بهترين نقطه آمادگي، محبوبيت وقدرت قرار دارد و در چنين شرايطي هرگونه حماقت در تعرض به خاك ايران، دشمن را در آتش جنگي كه افروخته مي‌شود خواهد سوزاند.

 

مسئول نمايندگي ولي فقيه در نيروي دريايي سپاه با تشريح اين مساله كه چه جنگي عليه ايران آغاز شود و چه جنگي صورت نگيرد نتيجه به نفع ايران خواهد بود، اظهار داشت: ملت ايران، ملتي است كه زير بار زور نمي‌رود، ملت ايران ملتي آزاده و ذلت‌ناپذير است، ملت ايران ملتي تابع ولايت است،‌ ملت ايران ملتي مومن و معتقد به جهاد و شهادت است و در مقابل چنين ملتي، هيچ ناو و سلاحي ياراي مقابله و مواجهه نخواهد داشت.

 

وي افزود: قدرت ايراني قدرتي نيست كه به مانند قدرت برخي كشورهاي بي‌ريشه با تهديد و تشر و حمله نظامي مرعوب شده و از بين برود، امروز قدرت و توان نظامي جمهوري اسلامي ايران به حدي از آمادگي و گسترش رسيده است كه در هيچ يك از معادلات منطقه‌اي و جهاني نمي‌توان آن را ناديده گرفت وملت ايران در عمل نشان داده است كه بيش از هر زمان ديگر گوش به فرمان ولايت و ولي امر زمان است و اتحاد بين قوا در اصول و ارزش‌ها و مباني انقلاب در بهترين نقطه خود قرار دارد.

 

شیرازی با اشاره به آمادگي كامل نيروي دريايي سپاه براي مقابله با تهديدات دشمن گفت: امروز حضور پررنگ سپاه در صحنه‌هاي مختلف دفاع از انقلاب اسلامي، دشمن را در رسيدن به اهداف خود مايوس و ناكام گذاشته است.

 

به هر حال آنچنانکه رهبر انقلاب نوروز سال گذشته که تهدیدها و فضای جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی به مراتب شدیدتر بود، در حرم امام رضا(ع) هشدار دادند، در صورت هرگونه تجاوز، متجاوزان باید منتظر به خطرافتادن منافع خود در هر نقطه از جهان باشند. تل آویو، پایتخت رژیم صهیونیستی کلیدی ترین نقطه ای است که منافع صهیونیستها و متحدانشان در آن متمرکز است. تل آويو براي مرگ آماده مي شود يا حمله؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 18:44  توسط حسین  | 

  بازتاب آزمايش موشکهاي ايران در خبرگزاري‌هاي دنيا:
پيام آزمايش شهاب 3؛ توانايي ايران براي شليک به اسرائيل

 

 

 

آزمايش موفقيت آميز 10 موشک دوربرد و ميان برد از جمله موشک شهاب 3 با برد دو هزار کيلومتر مجهز به کلاهک متعارف یک تنی در رزمایش پیامبر اعظم 3 بازتاب گسترده ای در سطح رسانه های دنیا داشته است.

 

به گزارش رجانیوز، خبرگزاری کیودوی ژاپن همچنین از آزمایش موفقیت آمیز 9 موشک بسيار پيشرفته با دقت بالا از جمله موشک هاي زلزال و فاتح با برد به ترتيب 400 و 170 کيلومتر در رزمایش ایران خبر داد.

 

این خبرگزاری افزود: آزمايش موشکي ایران يک روز پس از آن انجام مي شود که احمدي نژاد علناً خواستار نابودي اسراييل شد و در گفتگو با خبرنگاران در کوالالامپور پايتخت مالزي تأکيد کرد ايران هيچ برنامه اي براي حمله به اسراييل ندارد.

 

شبکه تلويزيوني بي بي سي نیز در گزارشی توسط فيجيکر گزارشگر مشهور اين شبکه به نقل از العالم خاطرنشان کرد: برد زياد دو هزار کيلومتري موشک شهاب 3، ايران را قادر ساخته است که در صورت لزوم آن را حتي به اسرائيل شليک کند. اين در حالي است که تنش ميان ايران و امريکا افزايش يافته و امريکا عليه 4 شرکت و 4 نفر ايراني که احتمالاً با برنامه هسته اي و موشکي ايران مرتبط اند، تحريم اقتصادي و مالي اعمال کرده است.

 

بی.بی.سی افزود: احمدي نژاد رئيس جمهور ايران که در کوالالامپور در مالزي در همايش رهبران گروه دي هشت شرکت کرده بود، در مورد ادامه اختلافات ميان ايران و امريکا گفت مطمئن باشيد جنگي در نخواهد گرفت زيرا همه اين حرف ها از سوی امريکا جار و جنجال تبليغاتي است. اين در حالي است که يکي از مشاوران رهبر ايران تهديد کرده اگر امريکا هرگونه عمليات نظامي عليه ايران انجام دهد، پاسخ ايران حمله موشکي به تل آويو خواهد بود.

 

اين گزارشگر ادامه داد: اگرچه گونزالو گاله گاس، سخنگوي موقت وزارت امور خارجه امريکا، دولت ايران را به استفاده از برخي اشخاص حقيقي و حقوقي ايراني براي انجام فعاليت هاي فريبکارانه از طريق بانک ها و مؤسسات مالي براي پيشبرد برنامه هسته اي ايران و وارد کردن فناوري اتمي متهم کرده است اما مقامات ارشد امريکايي گفتند جنگ ميان اين کشور و ايران بر سر برنامه هسته اي ايران غيرمحتمل است.

 

وی در خاتمه افزود: در عين حال امريکا با اعمال تحريم هاي جديد نشان داد اگرچه تمايلي به وارد شدن به جنگ با ايران ندارد ولي علاقه اي هم ندارد که بدون انجام هيچ اقدامي، در گوشه اي بنشيند و شاهد پيشرفت برنامه هسته اي ايران باشد.

 

خبرگزاري فرانسه هم در گزارشي از تهران با اشاره به پرتاب آزمايشي يک فروند موشک دوربرد شهاب 3 نوشت: مقامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران هدف از اين آزمايش موشکي را نمايش اقتدار امادگي ايران براي دفاع از خود اعلام کردند.

 

این خبرگزاری ضمن نقل بخشی از اظهارات فرمانده نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران ادامه داد: تصاویر پرتاب موشک از يک سکوي پرتاب در منطقه نامشخص بياباني در داخل ايران از شبکه پرس.تی.وی پخش شد.

 

AFP با آزمايش موشکي يک روز پس از آن صورت گرفت که يکي از دستياران آيت الله خامنه اي هشدار داد ايران در نخستين واکنش به هرگونه حمله امريکا به برنامه هسته اي خود، اسرائيل و ناوگان دريايي امريکا را در منطقه خليج فارس به آتش خواهد کشيد.

 

این خبرگزاری نوشت: کشتي هاي جنگي امريکا و انگليس نيز روز سه شنبه رزمايشي پنج روزه را با هدف مراقبت از تاسيسات نفتي در منطقه خليج فارس تکميل کردند.

 

همچنین خبرگزاري آلمان و آسوشیتدپرس نیز در گزارشی از تهران، به آزمایش 9 فروند موشک دوربرد و ميان برد از جمله موشک شهاب 3 با برد دو هزار کيلومتر واکنش نشان داد.

 

خبرگزاري رويترز هم گزارش داد: به دنبال آزمايش موشکي ايران بهاي نفت بشکه اي يک دلار افزايش يافت و به 137 دلار و 45 سنت براي هربشکه رسيد.

 

بر اساس اين گزارش، قيمت نفت خام سبک براي تحويل در ماه اوت هم با افزايش يک دلار در هر بشکه ، به 136 دلار و 61 سنت رسيد.

 

رويترز در سابقه خبر خود آورد: رسانه هاي همگاني ايران از آزمايش 9 فروند موشک دور برد و ميان برد در رزمايش سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خبر دادند.

 

شبکه اخبار اقتصادي بلومبرگ نيز گزارش داد: در پي شليک آزمايشي موشکهاي دوربرد ايران که توانايي هدف قراردادن خاک اسراييل را دارد، بهاي نفت خام براي نخستين بار در هفته جاري افزايش و ارزش دلار دربرابر يورو و ين کاهش يافت.

 

بلومبرگ به نقل از رسانه هاي ايران افزود: شليک موشک شهاب 3 با کلاهک عادي (غيرهسته اي) و با وزن يک تن و برد دو هزار کيلومتر (1240 مايل) بخشي از تمرينهاي نظامي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران است.

 

براساس اين گزارش، ارتش رژيم صهيونيستي نيز درماه گذشته ميلادي مانورهايي انجام داد. ايران دومين توليدکننده عمده نفت عضو اوپک بشمار مي رود.

 

بلومبرگ به نقل از آنتوني نونان معاون بخش مديريت ريسک شرکت ميتسوبيشي در توکيو مي افزايد: قدرت نمايي ايران، هراس را افزايش داده و پيامي به آمريکا و اروپا فرستاده است.

 

ايران اعلام کرده است که درصورت حمله به تاسيسات هسته اي اش ممکن است تنگه هرمز را که يک پنجم نفت خام جهان از آن مي گذرد، مسدود کند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 18:42  توسط حسین  | 

همه چیز از یک «سلام» شروع شد!

 

 

 «تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام » امام خمینی(ره)؛ با گذر از ماجراي پرافت و خيز قتل هاي زنجيره اي، حادثه 18 تیر يكي ديگر از غمبارترين رويدادهاي ديگر دهه 70 در ایران است؛ غائله شوم كوي دانشگاه تهران که با گذشت 9 سال از این حادثه، همیشه کانون تحليل‌ها و تفسيرهاي گوناگون روزنامه‌ها و جناح هاي سياسي بوده و هست.

 

حادثه كوي دانشگاه از جمله حوادثي است كه ممكن است در كشورهاي ديگر هم اتفاق بيفتد يا حتي اتفاق افتاده باشد همانند فرانسه که پس از کشته شدن دو جوان سیاه پوست  به دست پلیس فرانسه جرقه یک بحران بی سابقه را در فرانسه موجب گردید که به رغم تلاش نیروهای امنیتی تا دوهفته متوالی ادامه یافت اما آنچه اهميت دارد، اين است كه ايران هر كشوري نيست و مردم آن هم هر مردمي نيستند.

 

بايد روشن شود که دلايل اصلي ايجاد اينگونه بحرانها چيست؟ و چرا برخي از جريان هاي سياسي داخل كشور با بحران سازان همنوايي مي‌كنند و تا کنون پس از گذشت 9 سال هنوز پاسخ مناسبي به آنها داده نشده است.

 

با مرور آسيب شناسي 18تير مي توان گفت كه برخي افراد شعار تحريم، تغيير ساختار كلي نظام، تغيير ساختار قانون اساسي، براندازي و... را مي دادند و با تأكيد بر راديكاليسم عملي و نظري موافقت ضمني خود را با بيگانگان نشان مي دادند كه اين اوج مسئوليت ناپذيري و خيانت به ايران است. گروهي از ملحدان سرسخت و نيز از منافقان و ضد انقلابهاي كينه توز كه سالها كينه اسلام و امام و انقلاب را در دل انباشته بودند، يك باره فرصت يافتند و در پناه بسياري از همان نوع دولتيان نه تنها هرچه خواستند گفتند و نوشتند بلكه عملا اقدام به براندازي نظام كردند كه غائله 18تير 78 نمونه آن است- غائله اي كه طيف نفاق از مركز وزارت علوم آن را هدايت مي كرد!- ماجراي همدان، مشهد، دانشگاهها، دانشگاه اميركبير و ساير حركات سياسي برانداز هم بار و بر آن اصلاحات تعريف ناشده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 14:17  توسط حسین  | 

"مسعود رجوي" در اردن دستگير شد

 

 

يك پايگاه عراقي به نقل از منابع كرد از دستگيري "مسعود رجوي" سركرده گروهك تروريستي منافقين در اردن خبر داد. 

 

به گزارش رجانيوز به نقل از فارس، پايگاه خبري "الجوار" در تيتري تحت عنوان شايعه يا حقيقت به نقل از منابع كرد از دستگيري مسعود رجوي سركرده گروهك تروريستي منافقين در اردن خبر داد. هنوز اين خبر از سوي ديگر منابع خبري تائيد نشده است.

 

بنابراين گزارش، تعدادي از مقامات بلند پايه گروهك ترويستي منافقين به دليل مشاركت در سركوب ملت عراق و احتمال دستگيري آنها توسط دولت عراق، عراق را به مقصد اردن ترك كردند و به مسعود رجوي در اردن پناه بردند.

 

پيش از اين منابع آگاه از حضور رجوي در اردن خبر داده بود و ديك چني معاون رئيس جمهور آمريكا نيز اعلام كرده بود كه رجوي در يكي از كشورهاي خاورميانه اقامت دارد.

 

منابع آگاه چند روز پيش فاش كردند كارمندان امنيتي در فرودگاه بين‌المللي بخشنامه‌اي از وزارت كشور دريافت كردند كه در آن از آنها خواسته شده بود تسهيلات لازم براي اعضاي مجاهدين خلق (منافقين) كه داراي پاسپورت عراقي و شناسنامه خارجي هستند به اين كشور، فراهم كنند.

 

گروهك تروريستي منافقين پيش از انقلاب اسلامي ايران و قبل از وقوع حادثه سپتامبر سياه (قتل عام فلسطينيان) در اردوگاه‌هاي فتح در خاك اردن آموزش مي‌ديدند. صدها عضو گروهك تروريستي منافقين كه در حكومت صدام به رژيم او در سركوب شيعيان كمك مي‌كردند، اكنون در پايگاه اشرف نزديك منطقه "العظيم" در 70 كيلومتري شمال بغداد مستقرند.

 

دولت عراق اخيرا اعلام كرد كه هر گونه ارتباط با گروهك تروريستي منافقين در اين كشور ممنوع است. نيروهاي تحت امر آمريكا نيز بايد حمايت از اعضاي اين سازمان تروريستي را متوقف كنند.

 

اين اقدام دولت عراق ، خشم سران اين گروهك را برانگيخت. آمريكا تاكنون بارها با ممنوعيت فعاليت اين گروهك در عراق مخالفت كرده است. نيروهاي آمريكايي اين گروهك را به اردوگاهي در شمال شرقي عراق منتقل كردند و تحت محافظت نيروهاي چند مليتي قرار دادند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 14:7  توسط حسین  | 

گلف نيوز گزارش داد:
حزب‌الله زمين گيرتان کرد، چه برسد به ايران؟

 

 

گلف نیوز در مقاله ای با عنوان "ایران را دست کم نگیرید"، به تفاوت های عمده میان ایران و عراق پرداخت و با اشاره به اینکه "نیروی نظامی محدودی مانند حزب الله ظرف کمتر از یک ماه دو بار خود را ترمیم و بیش از 4 هزار موشک به دوردست ترین نقاط حیفا شلیک کرد"، نتیجه گرفت: با این وضعیت، کشور حامی و پشتیبان آن یعنی ایران چقدر می تواند قوی و نیرومند باشد.

 

به گزارش رجانیوز، در این مقاله که توسط "سامی موباید" تحلیلگر سیاسی و روزنامه نگار سوری که در رسانه های گوناگون مانند هفته نامه الاهرام، گلف نیوز، دیلی استار، آسیا تایمز و واشنگتن پست قلم می زند و چندین کتاب نیز در زمینه سوریه مدرن به رشته تحریر درآورده، نوشته شده است، خاطرنشان شده است: روزگاری تئوری این بود که تا قبل از 20 مارس 2003 صدام همه سلاح های کشتار جمعی خود را باید جمع کند، این همان جمله ای بود که بارها در رسانه ها به گوش می رسید و چون وی این کار را نکرد، بهانه ای شد که امریکا به عراق حمله کند. در آخرین ساعات سقوط صدام وی به یکی از فرماندهانش گفته بود "برو و دکمه آتش را فشار بده اما آن فرمانده گفته بود متاسفم فرمانده!"

 

تکرار این سناریو که 80 درصد آن داستان پردازی و 20 درصدش واقعیت بود، در سال 2008 بسیار خطرناک است.

 

ماه پیش یکی از افسران ارشد پنتاگون ادعا کرده بود که جنگ با ایران تا پایان سال 2008 اتفاق خواهد افتاد. در عوض فرماندهان ارشد سپاه نیز بارها گفته اند که این حملات بدون پاسخ نخواهد ماند و حمله به تأسیسات هسته ای ایران را به شدت پاسخ خواهند گفت. در کنار اینها یکی از فرماندهان ارشد سپاه نیز اعلام کرده بود که ما در حال کندن 32 هزار قبر برای سربازان متجاوز هستیم.

 

نکته قابل توجه اینکه نیروی نظامی کوچکی مانند حزب الله وقتی بتواند با بیش از 4 هزار موشک به دوردست ترین نقطه خود یعنی حیفا حمله کند و بتواند در کمتر از یک ماه، دوباره به ترمیم نیروهای خود بپردازد و بیش از 30 هزار راکت را در انبارهای خود نگهداری و دشمن را زمين گير کند، کشور حامی و پشتیبان آن یعنی ایران چقدر می تواند قوی و نیرومند باشد.

 

به علاوه شما دیگر نمی توانید مانند سال 1982 در زمان یاسر عرفات بروید در جنوب لبنان و از پست های استراق سمع محلی علیه تأسیسات اوسیراک (تموز1) در عراق استفاده کنید.

نقشه حمله رژیم صهیونیستی به تأسیسات عراق (اوسیراک) در سال 1982

 

ایران با عراق تفاوت های عمده ای دارد. انجام عملیات در ایران تقریباً غیر ممکن است و نمی شود در این کشور نیز شبیه این عملیات را انجام داد و آن را بمباران کرد. تأسیسات هسته ای ایران همگی در عمق زمین و در بطن چندین لایه بتون مسلح پنهان و دور از دسترس است و با قوی ترین تسلیحات از آنها دفاع می شود.

 

عکس استفاده شده در این مقاله تصویر سرباز متجاوزی را نشان می دهد که در مقابل تأسیسات حفاظت شده هسته ای ایران سردرگم است.

 

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 14:1  توسط حسین  | 

  رئيس‌جمهور در نشست با اقتصاددانان تأكيد كرد
يك روز هم از عمر دولت مانده باشد، اصلاحات اقتصادي را عملي مي‌كنيم

 

 

احمدي‌نژاد با تاكيد بر اينكه انجام اصلاحات بنيادين در عرصه اقتصاد كشور، نيازمند عزم ملي، همراهي و همكاري عمومي است، گفت: براي اصلاح ساختارها و رفع موانع رفاه مردم تعلل نمي كنيم.

 

به گزارش رجانيوز، دكتر محمود احمدي نژاد در اين نشست مشترك كه عصر ديروز (شنبه) به مدت 5/3 ساعت برگزار شد و بيش از 100 اقتصاددان براي تبادل نظر و ارايه ديدگاه ها و پيشنهادات خود در خصوص طرح تحول بزرگ اقتصادي به نهاد رياست جمهوري آمده بودند، خواستار همدلي و همراهي صاحبنظران اقتصادي شد.

 

در ابتداي اين نشست شمس الدين حسيني دبير كارگروه تحول اقتصادي جزئيات اين طرح را براي حاضران تشريح كرد و سپس شماري از اساتيد دانشگاه در سخناني ديدگاه ها، نظرات و پيشنهاد هاي خود را از نحوه اجراي طرح تحول اقتصادي بيان كردند. اغلب اساتيدي كه در جايگاه سخنراني قرار گرفتند، بر ضرورت و لزوم اجراي طرح تحول اقتصادي براي اصلاح ساختارهاي معيوب تاكيد كردند.

 

دقت در چگونگي هدفمند كردن يارانه ها به عنوان امري حساس و ظريف، عجله نكردن در اجراي اصلاحات ساختاري، استفاده از پتانسيل هاي علمي كشور در عرصه اقتصاد، حذف يا ادغام نهادها و ارگان هاي موازي، شناسايي و اصلاح برخي قوانين متناقض، شناسايي اولويت ها، مشاركت دادن دانشجويان دكترا و كارشناسي ارشد در ترسيم و اجراي طرح، كنترل و مبارزه با فساد، توجه به اقتصاد اسلامي، توانمند سازي بخش خصوصي و بهره گيري از مشاوران قوي اقتصادي از سوي رئيس جمهور، از جمله پيشنهادات و مواردي بود كه در اين نشست توسط شماري از اساتيد و صاحبنظران مطرح شد.

 

رئيس جمهور در اين گردهمايي با تاكيد بر اينكه انجام اصلاحات بنيادين در عرصه اقتصاد كشور، نيازمند عزم ملي، همراهي و همكاري عمومي است، تصريح كرد: به يقين اساتيد و صاحبنظران دانشگاهي در موفقيت طرح هاي اصلاحي نقش مهم و پيشتاز دارند.

 

احمدي نژاد با رد برخي ادعاها مبني بر اينكه دولت به تئوري هاي اقتصادي، اعتقادي ندارد و اقدامات دولت غيرعلمي و غير كارشناسي است، گفت: كساني چنين ادعاهايي را مطرح مي كنند كه از پاسخ به ايرادات دولت درباره تئوري هاي مطرح شده از سوي خودشان عاجزند؛ والا بنده همان مفاهيم كليدي علم اقتصاد را با زبان عامه مردم مطرح مي كنم و به آن پايبندم.

 

رئيس جمهور همچنين در پاسخ به سخنان يكي از اساتيد دانشگاه مبني بر اينكه دولت بهتر است به خاطر وسعت و گستردگي طرح تحول بزرگ اقتصادي تنها بخشي از آن را به مرحله اجرا درآورد، خاطرنشان كرد: دولت نگاه كوتاه مدت به اين طرح ندارد؛ ضمن اينكه اگر يكي از اشكالات را اصلاح كنيم، بقيه ايرادات اقتصادي آثار تحول ابتدايي را نيز از بين خواهد برد و آن را بي نتيجه مي كند.

 

وي با تاكيد براينكه مردم ايران، مردمي تحول خواه هستند، گفت: اگر طرحي به درستي و با در نظر گرفتن منافع مردم تدوين شود، مردم با آن همراهي خواهند كرد و ظرفيت تحولي مردم به لحاظ استعداد و هوشمندي در سطح بالايي قرار دارد كه نمونه آن را در طرح عظيم سهميه بندي بنزين شاهد بوديم.

 

احمدي نژاد با اشاره به اظهارات يكي از مدعوين مبني بر اينكه زمان براي دولت به منظور اجراي اصلاحات ساختاري كم است، تصريح كرد: دولت معتقد است براي خدمت و رفع موانع رفاه و آسايش مردم حتي نبايد يك روز تعلل كرد؛ چراكه هر چه زمان مي گذرد، هزينه و تبعات اصلاح ساختارها افزايش مي يابد. بنابراين حتي اگر يك روز از عمر دولت باقي مانده باشد و احساس شود كه اصلاحاتي به نفع مردم است، قطعاً اين اقدام را عملي خواهد كرد.

 

رئيس جمهور با تاكيد بر اينكه دولت به هيچ عنوان به دنبال بهره برداري سياسي از اقدامات خود نيست، گفت: دعوت من از شما براي تبادل نظر درباره طرح تحول بزرگ اقتصادي يك دعوت اعتقادي است و براي اين است كه چنانچه بعضاً ايراداتي در طرح وجود دارد، اصلاح و يكبار براي هميشه يك طرح جامع و ريشه اي براي اصلاح ساختارهاي معيوب اقتصادي كشور تدوين شود. من با اين دعوت، تكليف و وظيفه خود را نزد خداي متعال و مردم انجام دادم.

 

احمدي نژاد همچنين با تاكيد بر ضرورت تدوين الگوي ايراني و اسلامي براي اقتصاد كشور، يادآور شد: الگوهاي اقتصادي و نظري با مدل مكانيكي كه در همه جاي دنيا يكسان است، متفاوت مي باشد. در الگوهاي نظري سنت ها، روحيات و فرهنگ هر كشور در روند اجرا و تدوين برنامه ها تاثيرگذار است و از اين رو بايد براي تدوين ساختارهاي بنيادين كشورمان ، مدل هاي اسلامي – ايراني ترسيم شود.

 

در اين گردهمايي به همراه محمود احمدي نژاد، معاون اول رئيس جمهور، رئيس كل بانك مركزي، معاون برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور و وزراي دادگستري، بازرگاني، كار و رفاه حضور داشتند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 10:47  توسط حسین  | 

احتمال لغو یا اصلاح دستورالعمل ساماندهی نیروهای آموزش و پروش

 

 

دستورالعمل جدید ساماندهی نیروها در آموزش و پروش که اخیراً ابلاغ شده است، به دلیل بروز مخالفت های جدی و کارشناسی لغو یا اصلاح خواهد شد.

 

یک منبع آگاه با بیان این خبر به رجانیوز گفت: ابراز مخالفت 143 نماينده مجلس و برخي مديران آموزش و پرورش با این دستورالعمل احتمال ملغي شدن یا حداقل اصلاح آن را قوت بخشیده است.

 

وی با اشاره به جلسه هفته گذشته وزیر آموزش و پرورش با برخی نمایندگان مجلس و مدیران کل این وزارتخانه افزود: در این جلسه نقاط ضعف دستورالعمل جدید تذکر داده شده و وزیر نیز با انجام برخی اصلاحات موافقت کرده است.

 

گفته می شود اصلاحات این دستورالعمل شامل افزایش معاونان مدارس، اصلاح قانون درخصوص کارمندان مأمور آموزش و پرورش و تعطیلی کلاس های زیر 15 نفر در مناطق محروم می باشد و در مقابل مجلس نيز با پرداخت اعتبارات مربوط به معوقه  بازنشستگان آموزش و پرورش موافقت خواهد کرد.

 

پیش بینی می شود در صورت عدم اعمال تغییرات در این بخشنامه تا آغاز سال تحصیلی جدید، حتی برخی  مشکلات امنيتي نيز ایجاد شود.

 

اين منبع آگاه گفت: تاکنون به ازاي هر 150 دانش آموز در مدارس يک معاون مشغول به کار بود اما بر اساس بخشنامه ساماندهي نيروي انساني به ازاي هر 350 دانش آموز يک معاون تعلق مي گيرد، يعني مدارسي که کمتر از اين رقم دانش آموز دارند معاون نخواهند داشت.

 

برخي مديران مدارس در واکنش به اين دستورالعمل استعفاي خود را آماده کرده اند.

 

اين در حاليست که مسئولين آموزش و پرورش کسري بودجه سنگين را علت صدور اين دستورالعمل خوانده اند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 10:31  توسط حسین  | 

سرانجام مشترك سازمان منافقين و شاگردان سروش
از سينه چاكي براي «قبض‌وبسط» سروش تا تئوريزه كردن فحشا

 

 

 

انديشه سياسي- حسين منتظر: "همجنسگرايي به همان اندازه انساني است كه ازدواج زن و مرد"؛ چرا كسي ازاين سخن اكبر گنجي، يار غار دكتر سروش تعجب نكرد. راز پاسخ به اين چرايي مي تواند راهگشاي بسياري از حقايق و عبرتي براي آيندگان باشد.

 

غلبه فكري جريان ماركسيستي بر بخش زيادي از محافل فكري قبل و بعد ازانقلاب، برخي از افراد را بر آن داشت تا نقد مباني معرفتي اين جريان را در دستور كار اصلي خود قرار دهند. در ابتدا با رجوع به مباني فلسفي و اعتقادي اسلامي به جنگ با اين جريان فكري رفتند، اما آرام آرام نقد جريان ماركسيستي از موضع اسلامي را به كناري و انهادند و از موضع "ليبراليسم" به جنگ با "ماركسيسم" رفتند.

 

با ورود و ترجمه آثاري چون "جامعه باز" كارل ريموند پوپر و... به فضاي روشنفكري كشور، كفه نقد ماركسيسم از نردبان ليبراليسم آنچنان سنگين شد كه حتي ادبيات نقد را دچار دگرگوني كرد. كتاب "دوگماتيزم نقابدار" كه در ساختار و ادبيات، تنه به تنه "جامعه باز" پوپر مي زد، "چرخش بزرگ" ديگري را براي فضاي روشنفكري ايران به دنبال داشت.

 

اينان كه پيش از اين از دشمنان "دوگماتيزم نقابدار" بودند، خود به عاشقان سينه چاك "جامعه باز" مبدل شدند، از نقد ماركسيسم به پرستش ليبراليسم، از چاله به چاه.

 

در این "ازدواج موقت و تاکتیکی" با لیبرالیسم بر سر نقد مارکسیسم، و  در حالی که مارکسیسم، نفس های آخرش را می کشيد و لنگ لنگان به "موزه تاریخ" اسباب کشی مي کرد، جریان روشنفکری در یک همسویی کامل با سران "جامعه باز" این بار، اسلام را بدل از مارکسیسم گرفتند. "ایدئولوژی" آن نقطه اشتراک اسلام و مارکسیسم، بود که به زعم اینان می بایست، با تیغ تند نقد و حمله، جراحی و "مدرن" مي شد.

 

در همین ایام است که ماشین ترجمه اندیشه های وارداتی، کتابهایي از نویسندگانی چون، جورج اروول، برینتون، هانا آرنت، آیزا برلین و ... را هم روانه بازار می کند تا در یک "دوپینگ فکری" به کمک، سربازان تازه نفس در کشوری که چند سالی است، "انقلاب اسلامی" در آن رخ داده است، بشتابند. جای دوست و دشمن عوض شده بود!

این داستان دگردیسی معرفتی "دکتر سروش" به همراه تنی از جوانانی بود که در سالهای میانه دهه 60 با عبور از نقد و نفی مارکسیسم به دامان لیبرالیسم افتادند و آرام آرام "سروش"، "پدرمعنوی" شان شد و "روشنفکری دینی" نام حزبشان.

 

اکبر گنجی به همراه چند نفر از دوستانش چون آرش نراقی، رخ صفت، رضا تهرانی، هادی خانیکی، که اعضای تحریریه ماهنامه کیهان فرهنگی را تشکیل می دادند، در اردیبهشت سال 67 سلسله مقالاتی از "سروش" با عنوان "قبض و بسط تئوریک شریعت" به چاپ رساندند که بعدها تبدیل شد به "مانیفست و مرامنامه" جریانی به نام "روشنفکری دینی" . اساس این نظریه البته نه چندان جدید به این امر استوار بود:

 

"معرفت دینی، معرفتی بشری است، یعنی محصول است ساخته دست بشر"، "معرفتهای بشری با هم مبادله می شوند، و به تعبیر درست "دیالوگ" دارند".

 

"قبض و بسط تئوریک شریعت" بهانه ای شد تا سروش و شاگردانش بتوانند به بهانه اینکه "معرفت دینی جدای از دین" است، به نقد "دین" بپردازند و این تازه آغاز ماجرا بود.

 

نویسنده این مقالات جوهر تئوریک نظریه را برپایه چند مفروض قرار داده بود:

 

1- "جغرافیای معرفت" هم زمان با دگرگونی های علوم و معارف، دائماً تغييرمی کند و دگرگون می شود.

 

2- امروز جغرافیای معرفت دچار تحولات و طوفان های بنیادی شده است، پس فقه و دیگر معارف دینی هم باید دچار تحولاتی هم گام با این مجموعه شوند.

 

3- اگر چه فهم دینی عصري و تابع علوم عصری است، اما خود شریعت که سروش آن را "شریعت صامت" می نامد، ثابت است و "فهم عصری دینی" این شریعت صامت را ناطق می کند.

 

4- این روند تحول فهم دینی در تابعیت از علوم دانش ها زمانه را که "عصری کردن فهم دینی" یا به تعبیری "عصری کردن دینی" می نامد، همانا موجب "تکامل معرفت دینی" است.

 

در واقع پس از یک سلسله مغالطه ها و دور زدن حساسیت های مذهبی مخاطبان تلاش می شود تا مخاطب را به این نقطه برساند که دین خود را "عصری" نماید یعنی به تبع روح عالم مدرن، آن را مدرنیزه کند و این همان داعیه و خواست همیشگی روشنفکری سکولار در ایران بوده است.

 

اما این نظریه چه نتایج و توابعی داشت؟

 

1- اصل گرفتن بینش مدرنیستی غربی و پوزیتیویسم علوم جدید و تفسیر دین بر اين پایه، معنایی جز مسخ دین و ترویج صورت های جدید از التقاط ندارد.

 

2-پذیرش نظریه اصلی ترقی عالم مدرن و دعوی کمال علوم جدید

 

3- فرموله و تئوریزه کردن التقاط مدرنیستی در تفسیر دین

 

4- این نظریه اگر تا نتایج منطقی خود دنبال شود، به نسبی انگاری در حوزه و پذیرش مبانی تفکر سیاسی غرب لیبرال و نهایتاً هضم شدن در ساحت عقل اومانیستی منتهی می شود.

 

5-اخلاق نسبی گرا، محور هر نوع اباحه را صادر کرده و می کند و پذیرش آن به معنای پذیرش اباحه گری است و سخنان گنجی در "انسانی دیدن همجنس گرایی" دقیقاً به معنای قبول نتایج کامل و تام و تمام "قبض و بسط تئوریک شریعت" سروش است.

 

برخی فیلسوفان که در مبانی نظری غرب مدرن، تحقیق شایسته و بایسته کرده اند، اذعان دارند معنای دقیق "لیبرالیسم" نه "آزادی" که "اباحه گری در همه ساحت های بشری از جمله اخلاق و روابط اجتماعی است".

 

سروش با بشری نشان دادن معرفت دینی، راه را بر نقد "فهم دینی" گشود و با "تقدس زدایی از معرفت دینی" راه را بر نواندیشی دینی هموار ساخت. وی بعدها پا را از این هم فراتر نهاد و در سالهای میانی دهه 70 با ادامه طرح معرفت شناسانه خود، مرحله جدیدی را آغاز کرد. طرح نظریه "بسط تجربه نبوی" یک مرحله جلوتر از نظریه قبلی "نقد متن دینی" را نیز ممکن ساخت.

 

در "قبض و بسط تئوریک شریعت" سخن از بشری بودن و تاریخی بودن و زمینی بودن معرفت دینی می رفت و اینک در بسط تجربه نبوی، سخن از بشریت و تاریخیت خود دین و تجربه دینی می رود. تاریخی دیدن معرفت دینی و خود دین، تا اندازه زیادی یادآور کار "بولتمان" در پروژه اسطوره زدایی از دین است که برای حل نزاع دین و مدرنیته به اجرا درآورده بود.

 

پروژه "قبض و بسط تئوریک شریعت" و چاپ نقدها و جوابیه های سروش به نقدها، چندی فضای رسانه ای کشور را به خود مشغول کرد. در این میان اما اتفاق جدید آن بود که شاگردان دیروز سروش چون گنجی، نراقی، حجاريان، علوي تبار، جلايي پور، تاج زاده و... که تنها "مستمع" بودند و در پای درس سروش "سرتا پا گوش بودند"، در فضای جدید و در کیهان فرهنگي و نشريات ديگر پیش پای استاد، درس پس می دادند و در کنار استاد به منتقدان پاسخ می دادند.

 

دیدگاه های التقاطی سروش و یارانش در کیهان فرهنگی، سبب شد، عذرشان را از آنجا بخواهند. شاگردان سروش، این اتفاق یعنی "خروج از کیهان فرهنگی" را به فال نیک گرفتند و به مجله دیگری به نام "کیان" نقل مکان کردند. اگر در فضای سابق، برخی قید و بندها، دست آنها را برای آشکار کردن،دیدگاه هایشان، می بست، در "کیان" با فراغت با بیشتری به بسط "قبض و بسط تئوریک شریعت" پرداختند.

 

 

"حلقه کیان" عنوان تشکیلاتی جریانی بود که شب های چهارشنبه در منزل یکی از شاگردان سروش برگزاری می شد و سروش به همراه مجتهد شبستری، ابعاد جدیدي از پروژه "مدرن سازی دینی" را برای شاگردان تشریح می کرد.

 

"حلقه کیان" چونان زرادخانه ای بود که مباحث ماهنامه کیان را تغذیه فکری می کرد و شاگردان نیز در تشریح و تفسیر این موضوعات، مقالاتی را به چاپ می رسانند.

 

جریان سروش که ابتدا به نقد ایدئولوژی اسلامی پرداخته بود با چند گام پیشرفت با سلسله مقالات "قبض وبسط تئوریک شریعت" به نقد "دین و متن دین" وارد شدند.

 

"حمله به فقه و پس از آن "لاغر کردن فقه به منظور شکستن سد شریعت و ورود به نقد حقیقت، به یکی از مقولات ثابت مقالات و مباحث "حلقه کیان" تبدیل شد.

 

پس از نقد فقه، جریان سروش و شاگردانش وارد نقد روحانیت و حوزه های علمیه به مثابه، نگهبانان فقه شدند تا بتوانند بدون مزاحم، کار "فقه" را یکسره کنند.

 

اما شاید هدف اصلی که در ورای نقد فقه و روحانیت دنبال می شد، این بود تا "فقه مدرن" را با تأکید بر حقوق مدرن پایه ریزی کنند. جایگزینی "روشنفکران" به جای "روحانیت" به عنوان "پیامبران عصر مدرن" هدف دیگر این حملات بود.

 

کار به جایی رسید که غرب به سروش لقب "مارتین لوتر" اسلامی داد.

 

ورود اصحاب سروش به "دولت دوم خرداد" توانست نظریات آنان را از "نظریه ای صرفاً تئوریک" به "برنامه ای برای اجرا در ساختار قدرت" تبدیل کند.

 

سال ها بعد در اوج دوران دوم خرداد، جوانان حلقه کیان، جبهه مشارکت ایران اسلامی را بر اساس مباني معرفتي و "الهيات مدرن"سروش پايه ريزي كردند. روزگار گذشت و شکست "اصحاب سروش" در تبدیل "جمهوری اسلامی" به "جمهوری سکولار" جریان یاد شده را وارد "چرخشی دیگر" کردند.

 

مانيفست"جمهوری خواهی" اکبر گنجی که آن را در سالهای پایانی دهه 70 در زندان نگاشت، حکایت این "چرخش جدید" بود. گنجی در این "مانیفست" به صراحت از "ارتداد لیبرالیستی" نام برد و اعلام کرد "اسلام با دموکراسی" سازگاری ندارد و باید آن را کنار گذاشت و به "اسلام امریکایی ناب" پیوست. کار را باید یکسره می کردند یا "زنگی زنگ یا رومی روم"، "شترسواری دولادولا" نمی شد.

 

اگر در پروژه "قبض و بسط تئوریک شریعت" ظاهری، از اسلام، مبانی معرفت شناسی لیبرال تبلیغ و ترویج می شد و نوعی التقاط لیبرال پدید آمد و تلاش می شد حتی المقدور "حساسیت جامعه مذهبی و دینی" برانگیخته نشود، در این مرحله و با گذار از دوران اولیه التقاط لیبرالی، می بایست گام نهایی پروژه "قبض و بسط تئوریک بشر" سروش از زبان شاگردش یعنی اکبر گنجی بیان شود و "خالص سازی مبانی معرفتی از اسلام" و گام در نوعی حذف حتی ظاهر اسلام و ورود به عصر "لیبرال دموکراسی ناب" برداشته شود.

 

 

اما این تنها اکبر گنجی یکی از شاگردان اولیه و مدیر انتشارات صراط (ناشر اختصاصی سروش) نيست که به حامیان "همجنس گرایی" می پیوندد. آرش نراقی نیز، یکی دیگر از شاگران پا به کار دکتر سروش است که مقالات فراوانی در تشریح و تفسیر و حمایت از نظرات سروش در مجلات روشنفکری به چاپ رساند. اگر اکبر گنجی با نگاهی جامعه شناختی به مباحث معرفت شناسی به دنبال داده های تاریخی برای اثبات و بررسی این نظریه برمی آيد، آرش (احمد) نراقی رویکرد فلسفی پروژه معرفت شناسی سروش را وسعت بخشید. "آرش نراقی که هم اکنون در انستیتو هوور حضور دارد، در قرائت نوینی از قرآن کریم، همجنسگرایی را ناسازگار با دین مقدس اسلام نمی یابد! نراقی در مقاله مبسوط "درباره اقلیت های جنسی (25 نوامبر 2005) با استناد به ادبیات گسترده همجنسگرایی، آن را پدیده ای طبیعی و اخلاقی معرفی کرد. پس از آن هم طی یک سخنرانی با عنوان "اسلام و مسأله اقلیت های جنسی" در دانشگاه کالیفرنیای لس آنجلس، کوشيد تا قرائتی سازگار با قرآن از همجنسگرایی ارائه کند"!

 

اما اگر  پروژه سروش از نقد ایدئولوژی فقه، روحانیت، پلورالیسم دینی (تکثر حقیقت و حقانیت در تمامی ادیان)، مساوی بودن تمامی ادیان، بسط تجربه نبوی در ميان تمام بشر، تبلیغ سکولاریسم، شروع  و... به "انساني و زمینی" کردن قرآن و این ادعا که "قرآن کلام خدا نیست" رسید. نه عجب كه کار شاگردانش نیز چون او در "قبض و بسطی" دائمي  به انساتي دانستن همجنسگرایی برسد.

 

مخالفت با مشیت [رجوی]، کفر آمیز تر از مخالفت با مشیت خداست"

 

این سخن مهدی ابریشمچی است که پس از ازدواج غیرشرعی مریم رجوی همسر سابقش با مسعود رجوی به زبان می آورد تا به خوبی بتوان معنای "مارکسیسم علم مبارزه" و "سانترالیزم دموکراتیک"  را دریافت!

 

در تاریخ 19 اسفند 63، اعلام ازدواج غیرمترقبه و حیرت انگیز نفر اول سازمان (رجوی) با همسر فرد دوم سازمان (ابریشمچی) توجه بسیاری را به این حادثه معطوف ساخت. به رغم آشکار بودن جنبه غیرشرعی این ازدواج که قبل از سپری شدن مدت شرعی بین طلاق و ازدواج زن دوم، انجام شده بود، در تبلیغات انبوده سازمان تلاش شد تا با استناد به اسلام، صورت مقدس نیز برای این اقدام پرداخته شود.

 

اما این تمام قبح این ازدواج تشکیلاتی و مدرن نبود؛ ازدواج مدرن وتشكيلاتي که مسعود رجوی از آن به عنوان "انقلاب نوین ایدئولوژیک" نام می برد.

 

زمزمه های ارتباطات مشکوک مریم و مسعود باعث شد تا برخی از اعضای سازمان در پاییز سال 63 این دو را به اعمال منافی عفت متهم نمایند و این دو نیز تکذیب نکردند: "پس از پرده برداری از این رابطه، کشمکش هایی در سطح مرکزیت سازمان آغاز گردید. [در یک گسست مرکزی] رجوی و مریم قجر در صندلی اتهام نشانده شدند. یکی از اعضای کادر سازمان صراحتاً گفت ما ناموسمان هم دیگر امنیت ندارد! شما از الآن به فکر از سوی متهمین (یعنی مریم رجوی) اتهامات بدون کم و کاست مورد قبول واقع می شود یعنی صراحتاً به زناي محصنه در حضور جمع اقرار می کنند، هواداران رجوی در کمیته مرکزی در دادگاه هیاهو می کنند که رجوی اختیار دارد و از این حرف ها!"

 

همزمان با اعلام خبر "ازدواج غیرشرعی مسعود رجوی و مریم رجوی" و "انقلاب ایدئولوژیک" نامیدن آن از سوی مسعود رجوی، ناگهان همه کادرها ومسئولان سازمان با ادبیات و مضامینی بی سابقه رجوی را مورد ستایش و تقدیس قرار دادند.

این ستایش ها که ارتباطی منطقی با "ازدواج" یا "تساوی حقوق زن و مرد" نداشت، به صورت یک طرح و برنامه از پیش طرح ریزی شده سازمان آغاز شد و به سایر اعضا سرایت کرد.

 

در یکی از این موارد، مسعود کشمیری (عامل نفوذی انفجار ساختمان نخست وزیری در 8شهریور 1360) در نامه ای به مناسبت تبریک ازدواج غیرشرعی مسعود و مریم رجوی، متن دستکاری شده زیارت نامه وارث را برای آن دو ارسال می کند.

 

کشمیری در این نامه در ابتدای "زیارت نامه وارث" آورده بود: "السلام علیک یا مسعود، السلام علیک یا مریم و ...!! ای کاش شرم و حیا اجازه می داد تا موارد دیگری از این دست تبریکات را می آوردیم تا بتوان به خوبی معنای "سانترالیزم دموکراتیک" و "اصالت علم مبارزه" و نوعی "نگاه عصری به مبارزه و علم" پی برد.

 

اما آنهایی که سخنان اکبر گنجی برایشان "عادی و طبیعی"  و آن را نتیجه " قبض و بسط فکری" می دانند، آن روز نیز از خبر روابط نامشروع مریم و مسعود رجوی و سپس ازدواج غیرشرعی آن دو با هم تعجب نکردند و گویی بر ایشان "مثل روز روشن بود!". این هم حکایتی شنیدنی دارد.

 

شکست جریانات سیاسی با نحله فکری لیبرال و ناسیونالیست در پایان دهه 30 و وقوع کودتای ننگین آمریکایی انگلیسی، سرخوردگی شدیدی برای برخی جوانان دل بسته به این جریانات لیبرالی به دنبال داشت.

 

سرخوردگی از شرایط پدید آمده این جوانان را واداشت تا برای مرحله جدید مبارزه "ایدئولوژی جدیدی" را "مستقلاً و سرخود" مونتاژ نمایند!

 

اما این بار نیز برای فرار از دام "لیبرالیسم و ناسیونالیست" به تله "مارکسیسم" افتادند. اینان پیش از این، زیر پرچم جبهه ملی و سران نهضت آزادی فعالیت می کردند.

 

بازرگان خود در این باره می گوید: "مجاهدین خلق! شما فرزندان نهضت آزادی هستید. در سال 1343 [1344] به دنیا آمدید و راه خود را پیش گرفتید بدون آنکه از خانه فرار کرده یا اخراج شده باشید. مبانی فکری و تعلیمات اولیه شما را کتاب ها و بحث و تحلیل ها و تجربیاتی که از نهضت گرفتید تشکیل می داد" (روزنامه میزان، 12/2/1360 سرمقاله به قلم بازرگان)

 

یکی دیگر از مبارزان می گوید حنیف نژاد (از پایه گذاران سازمان مجاهدین) برایم نقل کرد که مهندس بازرگان به او گفته بود: "شما جوانان باید فکری بکنید".

 

بازرگان در جایی دیگر سران سازمان مجاهدین را از اعضای نهضت آزادی می داند و می گوید: "سازمان چریکی مجاهدین خلق به وسيله سه تن از اعضای نهضت آزادی ایران: محمد حنیف نژاد، سعید محسین، علی اصغر بدیع زادگان در شهریور 1344 پایه گذاری شد" (نجاتی، ج16: صص 382- 381)

این سه نفر شکست نهضت ملی شدن نفت و وقوع کودتای 28 مرداد، را اینگونه تحلیل می کردند که "روش و شیوه مبارزه" اشتباه بوده و آن را باید تغییر داد.

 

در مطالعات اولیه شان به زعم خود به "کشف جدید" نائل شدند، "مبارزه یک علم است"، این آغاز "دگردیسی فکری" این جوانان بود.

 

در این میان، هسته اولیه سازمان، شروع به تشکیل برنامه های آموزشی به عنوان مقدمه "تدوین روش مبارزه در دوران جدید" نمود. متون اصلی ایدئولوژیک در درجه اول عبارت بودند از قرآن، نهج البلاغه، سپس کتابهای مهندس بازرگان شامل: راه طی شده، خدا در اجتماع، مسئله وحی و پرستش، اسلام مکتب مبارزه و مولد، کتابهای مهندس یدالله سحابی مانند "انسان و تکامل و خلقت انسان".

مرحله آخر آموزش ایدئولوژیک، "متدولوژی" بود که بعدها به صورت کتاب شناخت مدون شد. کتاب شناخت به عنوان یکی از اصلی ترین کتابهای اولیه سازمان که گفته می شود توسط حنیف نژاد نوشته است، کپی شده برخی کتابهای بازرگان است. در این مرحله، با استفاده از مدارک دست دوم مارکسیستی مثل آثار فلسفی "مائو"، اصول مقدماتی فلسفه اثر "ژرژ پولتیسه" و ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی نوشته استالین، این بحث ها به عنوان "اصول شناسایی دینامیک" به مثابه "علم" پذیرفته شده بودند و مقدمه و زمینه هر نوع تحلیل قرار می گرفتند.

 

در توصیفی جزئی تر، در جزوه مبارزه چیست؟ که شاید بتوان آن را مهم ترین نوشته سازمان در همه دوره های آن دانست" مطرح می شد که مبارزه احساس نیست؛ مبارزه علم، چه علمی است؟"

 

پایه گذاران اولیه سازمان، در این مقطع اعلام می کنند، اسلام نمی تواند به تنهایی "علم مبارزه" باشد و می بایست با ایدئولوژی دیگری چون "مارکسیسم" که به زعم آنان "علم مبارزه" بود، تلفیق شود، ظاهر اسلامی به اضافه هسته مارکسیستی.

 

در بسیاری از نوشتجات اولیه سازمان مبانی فلسفی مارکسیسم با لعابی از قرآن و نهج البلاغه، تزئین می شد تا به نوعی بتوان بین اسلام و مارکسیسم، "آشتی و یگانگی" برقرار کرد. اما این "التقاط مارکسیستی" نمی توانست عمر زیادی داشته باشد و دیر یا زود می بایست کار را یکسرده می کردند" شتر سواری دولادولا نمی شد.

 

اعلام ارتداد مارکسیستی از سوی کادر اصلی سازمان در سال 54 آن اتفاقی بود که "کار را یکسره کرد". کادر اصلی سازمان اعلام کردند دیگر نمی توانند هم اسلام را بپذیرند و هم مارکسیست را، باید یکی را انتخاب کرد و در "اعلامیه ارتداد" "مارکسیست" انتخاب شد، و باز هم این، آن اتفاقی بود که بسیاری آن را پیشاپیش نویدش را می دادند. و چیز تازه ای برایشان نبود.

 

اما سرانجام فرزندان عزیز مهندس بازرگان و شاگردان دکتر سروش بسیار خواندنی است:

 

سرانجام سازمان منافقین در آغوش "امپریالیسم" که دشمن "خلقش" می خواند، آرام گرفت و به "ارباب جمعی" صدام بدل شدند.

 

اکبر گنجی، آرش نراقی، علی افشاری، محسن سازگارا و... شاگردان "حلقه کیان" سروش بودند که تا آخر به ملزومات "قبض و بسط تئوریک شریعت" وفادار ماندند، به ایالات متحده آمریکا که کارل ریموند پوپر یهودی آن را "مدینه فاضله مدرنیته" می دانست، رسیدند، اکبر گنجی که روزگاری "تیغ" بر صورت دختران و پسران بدحجاب می کشید، "همجنس گرایی را انسانی می داند" و این حاصل چیزی نیست جز "قبض و بسط تئوریک سروش". شاید سرنوشت دیگر فرزندان عزیز مهندس بازرگان و شاگردان سروش از اینها هم خواندنی تر و البته عادی تر باشد. منتظر می مانیم!

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/15ساعت 23:32  توسط حسین  | 

  تاوان ورود به منطقه ممنوعه قدرت پس از ۳ سال

 

 

گروه سياسي- اميرحسين ثابتي: "احمدي نژاد همان كسي است كه در زندانهاي رژيم، به جوانان مردم تير خلاصي شليك مي كرده است"

 

"در صورت انتخاب احمدي نژاد، در اماكن عمومي مثل پياده رو هاي خيابانها، بين زنان و مردان ديوار يا چادر كشيده خواهد شد"

 

"اگر احمدي نژاد رييس جمهور شود، نام خودروي سمند، ذوالجناح مي شود"

 

"مشكل اصلي احمدي نژاد در چهره اش است كه به رييس جمهوري نمي خورد"

 

و...

 

اينها عباراتي است كه به طور جدي، در آخرين روزهاي منتهي به انتخابات ۲۷ خرداد و پس از آن نيز با شدت بيشتر در آستانه انتخابات سوم تير در جامعه شنيده مي شد. احمدي نژاد بنا وارد حريم ممنوعه افرادي شده بود كه عليرغم شعار دموكراسي، خواست مردم، آزادي بيان، آزادي انديشه، زنده باد مخالف من، جامعه مدني، توسعه و... در بدترين شكل ممكن "ديكتاتوري" به راه انداخته بودند و جز صداي خودشان حاضر نبودند كه مردم صداي كسي ديگر را نيز بشنوند و اين روند آن قدر آشكارا دنبال مي شد كه افرادي كه خود را نمايندگان برخي كانديداهاي خاص معرفي مي كردند در برنامه هاي زنده تلوزيوني به صورت مستقيم و غير مستقيم اين مضامين را عليه او تكرار مي كردند.

 

سير هجمه ها و رفتارهاي غير اخلاقي عليه وي موجب شد تا احمدي نژاد به فاصله چند روز قبل از انتخابات سوم تير در گفتگوي ويژه خبري صدا و سيما و به صورت زنده چنين با مردم سخن بگويد:

 

"بنده احساس كردم با توجه به ظرفيت هاي موجود در كشور مي توان بهتر كشور را مديريت كرد و ديدم كه قانون هم در اين رابطه مانعي براي حضور من ندارد! لذا خود را به عنوان كانديدا به مردم معرفي كردم اما پس از دو سه روز يك دفعه متوجه شدم كه احمدي نژاد به مظهر تمام بدي هاي عالم تبديل شده است! حتي خيلي از اين حرفهايي كه پيرامون من مي زنند با هم تناقض دارد! حتي ديدم يك ليستي عليه من منتشر شده كه در آن به ترتيب انواع دروغ ها و تهمت ها را نوشته اند و در آخر آن ليست هم شماره فكس محل انتشار آن درج شده!... يكي دو شب پيش نمايندگان برخي كانديداها آمده بودند در برنامه زنده تلوزيوني و به جاي پرداختن به فضايل كانديداهاي خودشان به احمدي نژاد فحش مي دادند!... بنده چون عضو و مورد حمايت هيچ حزبي نيستم، اين رفتارها را عليه من انجام مي دهند اما حالا اگر جاي من كسي كه پشت سر او فلان حزب يا افرادي كه در مقامات كشوري هستند بودند، بازهم اين طور رفتار مي شد يا آن افراد ساكت مي شدند؟!... من فكر مي كنم وارد حريم ممنوعه يك مجموعه هايي شده ام كه نمي دانم اين افراد چگونه مي خواهند فرداي قيامت در رابطه با حرفها و اقداماتشان جواب بدهند؟"

 

سير تخريب ها و هجمه هايي كه امروز عليه شخص رييس جمهور و دولت مشاهده مي شود، ريشه در سوم تير ۸۴ و همان برهه اي دارد كه "احمدي نژاد وارد حريم ممنوعه برخي افراد" شد.

 

احمدي نژاد از همان ابتدا اعلام كرد بدون توجه به جوسازي ها و تخريبهاي رسانه اي عليه خود و عملكرد دولتش، به آنچه كه فكر مي كند به صلاح مردم است، عمل خواهد كرد اما روند هجمه ها به دولت در رسانه ها آنقدر افزايش يافته بود كه رهبر انقلاب در آبان ماه 85 و در ديدار با مردم گرمسار تأكيد كردند:

 

«چندي پيش رييس چمهور محترم از مطبوعات گله كرد كه بدگويي مي كنند، بد دهني مي كنند، لجن پراكني مي كنند و بعضي از مطبوعات اعتراض كردند. من معمولاً مطبوعات را مي بينم، من حق را به رييس جمهور دادم... بعضي از مطبوعات نه اينكه انتقاد مي كنند -انتقاد ايرادي ندارد-، بي انصافي مي كنند.»

 

اما يك ماه بيشتر از هشدار رهبري به مطبوعات غيرمنصف و تخريبگر دولت نگذشته بود كه اين بار در دانشگاه اميركبير زماني كه در جمع ۲۵۰۰ نفري دانشجويان، عده اي كه شايد تعداد آنها به ۳۰۰ نفر هم نمي رسيد، عكس رييس جمهور را آتش زدند، احمدي نژاد در پاسخ به آنها به تنها به چند جمله اكتفا كرد:

 

«افتخار امثال بنده سوختن در راه تعالي اين ملت است چراكه پيشتر از ما پيشگامان ما در راه رسيدن به آرمان هاي اين ملت، همچون شهيد رجايي جانشان و تنشان را به سوختن دادند و بدانيد اگر هزار بار در راه آرمان هاي اين ملت همه وجودم بسوزد، يك سانتي متر از آرمانها عقب نشيني نخواهم كرد.»

 

رييس جمهور در ادامه با گلايه از كساني كه براي تخريب دولت ناجوانمردانه دست به دروغ بافي و ساختن آمارهاي جعلي مي زنند، از آنها خواست كه به خاطر مردم هم كه شده واقعيات را آنگونه كه هست، ببينند نه آنطور كه مي خواهند و در پايان نيز اعلام كرد:

 

«تمامي كساني را كه به دروغ در روزنامه هايشان هر چه كه مي خواهند عليه دولت مي نويسند و هر روز به من فحش مي دهند، مي بخشم چراكه آنها را دوست دارم.»

 

اما جزاي ورود احمدي نژاد به حريم اين افراد تاواني بيش از اينها داشت. دروغ پردازي و سيل تخريب ها و تهمت هايي كه هر روز در رسانه هاي وابسته به اين جريانات عليه رييس جمهور منتشر مي شد، سر پايان يافتن نداشت. در همان برهه از زمان، هفته نامه اي كه توسط بقاياي روزنامه نگاران روزنامه هاي زنجيره اي دوران اصلاحات منتشر مي شد، با زيركي تمام هر هفته با پرونده سازي پيرامون يكي از صفات مثبت و بارز رييس جمهور از جمله عدالتخواهي، ساده زيستي، شجاعت، مكتبي بودن و... سعي مي كرد تا با قرينه يابي براي هر يك از صفات فوق در چهره هاي ديكتاتور و منفور تاريخي، ناخودآگاه ويژگي هاي مثبت احمدي نژاد را در هم براي مخاطب منفي جلوه دهد. مدتي بعد سردبير هفته نامه مذكور در مقايسه اي تلويحي رييس جمهور را به رييس فرقه بابيه تشبيه كرد و سفرهاي استاني دولت را نيز همچون اقدامات تبليغاتي فرقه بابيه عوام فريبي خواند. در همين ايام بود كه مسئول يكي از سايت هاي خبري كه داعيه دار حمايت از جريان اصولگرايي نيز مي باشد در نوشتاري گستاخانه احمدي نژاد را با بني صدر و ديگر پادشاهان قاجاريه مقايسه نمود و وجه تشابهي به نام ديكتاتوري را از مقايسه خود استخراج نمود.

 

نگاهي كوتاه بر روند عملكرد بسياري از مطبوعات و رسانه هاي اينترنتي در سه سال گذشته به خوبي نشان مي دهد كه كوچكترين اقدام دولت در هر زمينه اي به بزرگترين سوژه خبري سايت ها و روزنامه هاي ضد دولت تبديل شده است و صد البته كه در اين رهگذر هيچ گاه سخني از بزرگترين اقدامات مثبت دولت به ميان نمي آيد. شاهد اين مدعا زماني است كه با پرتاب موشك ماهواره بر سفير به فضا كه حتي برخي از خبرگزاري هاي بيگانه نيز نتوانستند تعجب خويش را از اين اتفاق پنهان كنند، روزنامه اعتمادملي بدون درج يك كلمه از اين افتخار بزرگ ملي، موجي از تعجب و شگفتي را در ميان مردم برانگيخت.

 

عملكرد افراط گونه رسانه هاي مذكور تا بدانجا ادامه يافت كه رهبر انقلاب در تيرماه سال گذشته و در سخنان خويش در جمع كارگزاران نظام ضمن گلايه از عملكرد بهانه گيران عليه دولت، خاطرنشان كردند:

 

«بعضى از اقدامها را اگر بكنيد، مي گويند چرا كرديد، به اين دلائل غلط بود؛ اگر همان اقدام را نكنيد، مي گويند چرا نكرديد، به اين دلائل خطا بود! دليل مي شمرند؛ باب تحليل هم كه واسع است؛ هرچه دلشان مي خواهد، مي گويند! آنها اهميتى ندارند. حق، خودش را نشان خواهد داد.»

 

اما سفر موفق رييس جمهور به آمريكا و سخنراني در دانشگاه كلمبيا كه حتي به اذعان نماينده سابق امريكا در سازمان ملل، جان بولتون، از ناكامي هاي بزرگ امريكا و موفقيتهاي بزرگ ايران به حساب مي آمد نيز با اخبار جهت دار و تخريبي عليه دولت توسط اين دست از رسانه ها دنبال شد. ضميمه ديگر اين رفتارها، تحريف و سانسور اخبار سفر موفق رييس جمهور به ايتاليا در ماه گذشته بود كه هيچ كدام از رسانه هاي مورد اشاره حاضر به پوشش واقعيات اين سفر نشدند.

 

چرايي تمام اين رفتارها را بايد در "تاوان دادن براي ورود به حريم ممنوعه برخي افراد" جستجو كرد.

 

تاكيدات وي‍ژه رييس جمهور بر گفتمان مهدويت نيز ابتدا با انتقادات شديداللحن از وي همراه بود كه چرا در تمامي سخنراني هاي خويش پيش از هر چيز دعاي فرج را زمزمه مي كند! و در ادامه نيز پروژه تخريب رييس جمهور به بهانه خرافات در همين راستا كليد خورد كه اتفاقاً يادداشت اخير قائم مقام حزب اعتمادملي را نيز بايد در همين زمينه مورد ارزيابي قرار داد.

 

طرح سوالات بي پايه و اساس از سوي منتجب نيا كه سنديت هر كدام از آنها را تنها بايد در ذهن معاندين دولت جستجو كرد، آن قدر عجيب و غيرمنطقي بود كه حتي سخنگو و رييس شاخه روحانيون اعتمادملي نيز آن را ديدگاه هاي شخصي منتجب نيا قلمداد كردند و البته ساعاتي پس از انتشار يادداشت فوق، منتجب نيا اعلام كرد هدفش از انتشار اين يادداشت جنجالي كمك به دولت بوده است! هرچند براي انتشار اين مطلب، مسئولين روزنامه از وي اجازه نگرفته اند.

 

اما رييس جمهور در ديدار اخير خود با دانشجويان از منشأ كينه توزي ها نسبت به دولت رمزگشايي دقيقي كرد. احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه علت اين قبيل رفتارها را در استحكام و پايبندي دولت بر سر آرمان ها بايد دانست از دانشجويان نيز خواست تا در راه آرمانگرايي و آرمانخواهي لحظه اي ترديد نكرده، همواره يك آرمانخواه ايده آل باقي بمانند و از رييس جمهورشان نيز جز اين انتظار نداشته باشند.

 

مرور كوتاه آنچه كه طي سه سال اخير از سوي "دشمنان خارجي و داخلي" و هم چنين "دوست نمايان بدتر از دشمن" در مواجهه با عملكرد دولت و بويژه شخص رييس جمهور اتفاق افتاده است، ناخودآگاه يادآور خاطره اي است كه حجت الاسلام احمد سالك، سخنگوي جامعه مدرسين حوزه عليمه قم اخيراً در گفتگو با روزنامه ايران (۹/۴/۸۷) بيان داشته است:

 

"روزي به شهيد بهشتي عرض كردم كه چرا شما در مقابل اين همه شايعه و تهمت از خودتان دفاع نمي كنيد؟ ايشان در پاسخ به من با چهره اي گشاده و خندان به گفتن اين آيه اكتفا نمود: ان الله يدافع عن الذين آمنوا"

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/15ساعت 10:47  توسط حسین  | 

  درباره حاج احمد متوسليان و اعزام قوا به لبنان
فرمانده بي‌نشان

 

 

يك قوم تو را شهيد مي‌خوانند/ اما چه كنم كه ناجوانمردانند
يك قوم تو را اسير مي‌دانند/ تصوير تو را زخويش مي‌رانند

مرحوم محمد رضا آقاسی

 

گروه تاريخ- علي عبدي: براستي كه «انتظار» چه سخت است و نيز چشم به راه بودن عزيزي كه حاضري براي ديدنش جانت را هم بدهي. همانند «يعقوب» كه سالها چشم انتظار «يوسف» بود هم به كهف دل و هم به اشك چشم. تو گوئي اين تقدير آدميزاد است، انتظار را مي گويم. چرا كه خداوند قامت دين و عزت بندگانش را بر قيام مومنین و منتظران استوار كرده است و ذلت شان را در قعود، ودر اين ميان ناب ترين مكتب وحي ( مذهب اهل بيت(ع)) را بدرستي «مذهب انتظار» ناميده اند. مذهبي كه پيروانش را يعقوب وار به چشم انتظاري «يوسف زهرا» فراخوانده اند. و از ميان يعقوبان زمانه پر بلاي ما كه به ابتلاي فراغ يوسفشان آزموده شدند يكي هم يعقوب داستان ماست.

 

26 سال بود كه حاج غلامحسين هر روز كه براي نماز صبح برمي‌خواست، نمازش را به اين اميد اقامه مي‌كرد شايد كه امروز چشمش به جمال برومند فرزندش و قامت رشيدش منور گردد. بيست و شش سال بود كه حاج غلامحسين صاحب قنادي متوسليان هر روز به اين اميد كه امروز شيريني رهايي پسرش را خواهد پخت كسب روزانه‌اش را آغاز مي‌كرد. بيست و شش سال بود كه حاج غلامحسين اميد آن را داشت كه امروز ديگر خبر آزادي فرزندش را به مادر احمد خواهد داد و او را از انتظار خواهد رهانيد.

 

زمزمه هر روزه حاج غلامحسين در اين بيست و شش سال با خود اين بيت حافظ بود كه:

 

يوسف گمگشته باز آيد به كنعان غم مخور، كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور

 

26 سال كه براي او 26 سال حسرت بود، رنج بود، آب شدن بود، 26 سال سوختن و دم برنياوردن و 26 سال داغ فراغ فرزند بر دل. 26 سالي كه شاه بيت دعاهاي شب و روز پدر اين بيت بود كه:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/14ساعت 18:14  توسط حسین  | 

بازخواني پيوند شوم منافقين، بني‌صدر و نهضت آزادي/5
پايان تاريخ مصرف مثلث شوم

 

 

گروه تاريخ: تاریخ انقلاب اسلامی با فراز و نشیب های متفاوتی همراه بوده است. گروهها و افراد فراوانی پس از پیروزی انقلاب وارد کارزار سیاست شدند، برای فریب افکار عمومی برخی شعارهای طرفداری از خلق سر دادند، برخی دیگر خود را تئوریسین بزرگ "اقتصاد توحیدی" نامیدند، عده ای دیگر شعار ملی گرایی و طرفداری از لیبرالیسم سرمی دادندو... اما "دست تاریخ" نقاب نفاق ها و فریب ها و ادعاهای ملی گرایان را کنار زد و دستشان را در تاریخ ملت رو کرد.

 

آنچه در پی می آید داستان پیوند شوم مثلث "سازمان منافقین"، "بنی صدر" و "نهضت آزادی" از فردای پیروزی انقلاب اسلامی است، هر چند این پیوند از سال های پیش از انقلاب کلید خورده بود لیکن پس از انقلاب جنبه تشکیلاتی، سیاسی و فکری آن پر رنگ تر و تبدیل به یک جریان سیاسی شدند. این 3 جریان، شاخ و برگ های درخت اومانیسم، ماتریالیسم و لیبرالیسم هستند که وحدت در استراتژی و اختلاف در تاکتیک دارند. چه بازرگان بود که منافقین را "فرزندان عزیز" خود می خواند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 10:33  توسط حسین  | 

وقتي هتاکي عليه رئيس‌جمهور بي‌هزينه است

 

 

ياسر انصاري

 

روزنامه اعتمادملی در مقاله ای به قلم یکی از اعضای حزب اعتمادملی، مطالبی را به نقل از واسطه هایی به رئیس جمهور که طبق اصل 113 قانون اساسی پس از رهبری عالی ترین مقام رسمی کشور است، نسبت داده است که در این باره نکاتی قابل ذکر است:

 

1- معاونت حقوقی رئیس جمهوری آیا تاکنون علیه تخریب رئیس جمهور کشور واکنشی نشان داده است؟ اگر نه، علت چیست؟

 

آیا عدم واکنش مناسب به موقع علیه اینگونه تخریب ها، کم کم منجر به رسوب سازی شایعات و تخریب ها در اذهان توده های مردم نمی شود؟

 

2- دفتر محترم ریاست جمهوری در بخش رسانه ای، چرا نباید علیه اینگونه تخریب هاسریعاً اقدام مناسب انجام دهد؟

 

معمولاً در اینگونه مواقع در دولتهای قبلی رسم اینگونه بوده که حداقل به مراجع قضایی ذیصلاح موارد ارسال و اعلام جرم می شد و گاهی تقاضای تعقیب هم به عمل می آمده است.

 

3- طبق بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات، افترا و تهمت به مقامات و شخصیت ها و افراد و نهادها جرم محسوب شده و موارد قابل تعقیب قانونی است و طبق ماده 23 قانون مذکور حق پاسخگویی و نشر جواب وجود دارد و طبق ماده 30 قانون مذکور حق شکایت از مدیر مسئول نشریه مذکور و نویسنده مربوط وجود دارد. آیا تاکنون مسئولین ذیربط اقدام قانونی انجام داده اند یا خیر؟

 

4- نقل و نشر شایعات و مطالب غیرمستند، از منابع نامعلوم عمه و خاله خود نوعی جرم است و مطالب خلاف واقع، قابل پیگرد است. این جرم شدیدتر است وقتی علیه یک مقام رسمی کشور آنهم در حد رئیس جمهور صورت گرفته باشد.

 

کدام شرع و قانون اجازه می دهد یک فرد در کسوت روحانیت، شایعات و مطالب غیرواقع و غیرمستند را به صرف شنیدن از عمه و خاله و... بطور علنی اعلام و منتشر سازد.

 

مگر در احادیث نیامده است "کفی بالمرء کذبا ان یحدث بکل ما سمع" برای دروغگو بودن انسان همین کافی است که هرچه را می شنود نقل کند. به راستی چقدر میان ادعای اسلام و مسلمانی و عمل به اسلام فاصله است؟ خدا عالم تر است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 10:30  توسط حسین  | 

  دستورالعمل ساماندهي نيروها يا باروت انفجاري؟

 

 

حجم قابل توجهی از تذکرات امروز جلسه علنی مجلس به وزیر آموزش و پرورش اختصاص داشت که ابلاغ دستورالعمل اخیر وی درخصوص ساماندهی نیروها پایه اصلی این تذکرات بود.

 

به گزارش رجانیوز، اگرچه گفته می شود این طرح به دلیل اضطرار موجود در وزارتخانه آموزش و پرورش و کسری بودجه ناشی از عریض و طویل بودن و بدنه حجیم نیروی انسانی آن صادر شده است تا هزینه های این وزارتخانه بزرگ کاهش یابد اما در مقابل پیش بینی می شود اجرای این دستورالعمل به ویژه از آغاز سال تحصیلی جدیدی تبعات منفی زیادی درپی داشته باشد، به طوري که برخي کارشناسان از اين دستورالعمل به باروت انفجاري ياد مي کنند.

 

بنا بر این گزارش، براساس دستورالعمل جدید، تمام شیوه نامه های قبلی که براساس مصوبات مجلس و هیئت دولت تهیه شده بود، کأن لم یکن می شود که از آن جمله لغو مأموریت نیروها به وزارت کشور (فرمانداری و...) و لغو روند استخدام نیروهایی که مراحل استخدام آنان به پایان رسیده است، می باشد.

 

همچنین مدارس و کلاسهای زیر 15 نفر تعطیل خواهند شد که با توجه به عدم امکان خرید خدمت آموزشی از افراد حقیقی و مؤسسات آموزشی در روستاها و مناطق دوردست، عملاً موجب بازماندن از تحصیل دانش آموزان مناطق محروم و روستاهای پراکنده کشور با آمار تقریبی یک میلیون نفر دانش آموز می شود که این مخالف قانون اساسی و عدم اجرای عدالت آموزشی است که اردیبهشت ماه سال جاری نیز مورد تأکید رهبر انقلاب قرار گرفته بود.

 

از سوی دیگر، حذف اضافه کاری و ممنوعیت انجام حق التدریس در اوقات فراغت برای کارکنان اداری آموزش و پرورش و مدیران مراکز آموزشی براساس این دستورالعمل، نوعی مداخله در حقوق مدنی افراد است و تأثیرات منفی قابل ملاحظه ای در نظام تعلیم و تربیت خواهد داشت.

 

گفتنی است پذیرش مسئولیت های اداری و مدیریتی توسط نیروهای آموزشی موجب حذف برخی ردیف ها در حقوق و افزایش ساعات کار آنها به بیش از دو برابر و تحمل مشکلات کارهای اجرایی خواهد شد که در این حالت بازگشت نیروهای مدیریتی به بخش آموزش امری طبیعی و قابل پیش بینی است و به نظر می رسد پیشنهاد اینکه در صورت وقوع این اتفاق، برای انجام کارهای اداری و مدیریتی نیروی اداری استخدام شود، غیرکارشناسانه باشد.

 

همچنین اجرای بازنشستگی عادی و بازنشسته نمودن پیش از موعد با آمار تقریبی دو برابر بازنشستگان عادی و عدم استخدام درصدی از نیروهای بازنشسته بعنوان جایگزین و کاهش 60% میزان حق التدریس باعث به تعطیلی کشیده شدن تعداد زیادی از کلاسهای مدارس شهر و روستا خواهد شد.

 

براساس بخش دیگری از مفاد این دستورالعمل، اخراج 20درصد از کارکنان قراردادی کار معین که بعد از سالها اشتغال به کار اخیراً قراردادشان رسمی شده است و همچنین تقلیل اعتبار پرداخت حقوق عوامل شرکتی که نوعاً مستخدمین مدارس بوده و موجب شده که در سال فقط به مدت 5/8 ماه حقوق دریافت دارند، علاوه بر اینکه زمینه اخراج گروهی از آنان را فراهم نموده است، از هم پاشیدگی خانواده ها و نابسامان شدن امور خدماتی و عدم امکان حفاظات از اموال مدارس را به دنبال خواهد داشت. همچنین در صورت مراجعه این افراد به دیوان عدالت اداری و یا مراجع ذیصلاح قانونی، به احتمال زیاد آموزش و پرورش محکوم خواهد شد.

 

در بخش دیگری از این دستورالعمل مدیران مدراس به تدریس 10 ساعت در ساعات مدیریت خویش بدون تخصیص هیچگونه امتیاز موظف شده اند و 3 معاون در مدارس با نسبت دانش آموزی حدود 400 نفر به یک معاون تقلیل یافته است که این تغییرات می تواند هرج و مرج آموزشی و پرورشی و آسیب های جانی و مالی برای دانش آموزان در آموزشگاه ها را در پی داشته باشد.

 

همچنین با توجه به اینکه 80 درصد دانش آموزان در مدارس با شاخص آماری بین 150 تا 436 نفر دانش آموز در مدارس ابتدایی و 326 نفر در مدارس متوسطه تحصیل می کنند، تقلیل معاونان این مدارس به یک معاون و نامگذاری آن بعنوان معاون پرورشی و تحمیل همه مسئولیت های آموزشی و اداری مدرسه به او و در مقابل حذف ردیف هیأت استخدامی مربیان پرورشی و عدم وجود بودجه حق التدریس برای جبران ساعات پرورشی، به کاهش فعالیت های پرورشی در مدارس منجر خواهد شد که مخالف رهنمودهای رهبری و مصوبات مجلس در احیاء معاونت پرورشی است.

 

حذف ردیف پذیرش دانشجو در سال تحصیلی 87 برای مراکز تربیت معلم نیز از نکات منفی این دستورالعمل می باشد.

 

همچنین حذف طرح رافع (رشد استعدادهای فرزندان علی(ع)) که از افتخارات جمهوری اسلامی است، سرگردانی و محرومیت دهها هزار نفر از دانش آموزان یتیم و بی بضاعت با استعداد را از تسهیلات آموزشی بدنبال دارد.

 

از سوی دیگر، اعلام اعتبار سه ماه اول سال مالی 87 مبنی بر پرداخت قسمتی از مطالبات فرهنگیان با یک پنجم اعتبار مورد نیاز و نادیده گرفتن پرداخت سرانه غذایی مدارس شبانه روزی، بیمه عمر سهم کارفرما و هزینه های جاری ادارات نظیر سوخت خودرو، آب، برق، گاز، تلفن، لوازم اداری، اضافه کاری کارکنان ادارات و عوامل اجرایی مدارس، حق الزحمه امتحانات خردادماه، حق الزحمه معلمان و کارکنانی که در نوبت دوم مدارس مشغول به اضافه کاری هستند، وجه لباس مستخدمین و ... از دیگر نکات سؤال برانگیز این دستورالعمل است.

 

با وجودی که این دستورالعمل ابلاغ شده است، شنیده می شود وزیر آموزش و پرورش قرار است اصلاحات جدیدی در آن وارد کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 10:22  توسط حسین  | 

  به دنبال انتشار یادداشت اهانت آمیز منتجب نیا
دستور جلب مدیر مسول روزنامه اعتماد ملی صادر شد

 

   

پس از انتشار یادداشت  رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی  در  ارگان این حزب  که در آن بی سابقه ترین تهمت ها و دروغ پردازی ها علیه احمدی نژاد درج شده بود، با اعلام جرم توسط مدعی العموم دستور جلب و تحقیقات از مدیر مسئول روزنامه  اعتماد ملي صادر شد.  

 

به گزارش رجانیوز، در اطلاعیه ای که در همین رابطه روابط عمومی دادسرای تهران منتشر کرده آمده است: به دنبال شکایت متعدد از مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشوش اذهان عمومی و افترا و احضار ایشان برای پاسخگویی به اتهامات و اعلام جرم اخیر مدعی العموم درخصوص چاپ مطلب اهانت آمیز در شماره 682مورخ 11/4/1387 توسط آقای منتجب نیا، دستور جلب و تحقیقات از مدیر مسئول روزنامه صادر گردید.   

 

این در حالی است که حق شناس مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی به همراه کروبی در کشور عربستان به سر می برد. 

 

گفتنی است که توهین منتجب نیا به رئیس جمهور  اعتراض شخصيت ها و گروه هاي سياسي  را به دنبال داشت که این اعتراضات همچنان ادامه دارد.

 

 

 

اخبار مرتبط:

 

 

هتاکي و دروغ پردازي عليه احمدي نژاد ترمز ندارد 

 

 

اگر منتجب‌نيا نتواند ادعاهايش را ثابت کند، قطعاً مجرم است

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/11ساعت 21:20  توسط حسین  | 

هتاکی و دروغ‌پردازی علیه احمدی‌نژاد ترمز ندارد

 

 

 

هنوز یک هفته از هتاکی کم سابقه روزنامه تهران امروز علیه رئیس جمهور در سالروز سومین سال انتخاب تاریخی ملت ایران نگذشته که روزنامه اعتمادملی در شماره امروز خود به قلم رسول منتجب نیا قائم مقام این حزب بی سابقه ترین تهمت ها و دروغ پردازی ها علیه احمدی نژاد را درج کرد.

 

به گزارش رجانیوز، درج این یادداشت هتاکانه در روزنامه اعتمادملی در اولین روزی صورت می گیرد که مهدی کروبی دبیرکل این حزب به عربستان سفر کرده و به نظر می رسد این اقدام نوعی کودتا علیه وی باشد.

 

منتجب نیا با ذکر تهمت ها و شایعات زیر از رئیس جمهور خواسته است، پاسخ بگوید:

 

«الف: در سال اول رياست‌جمهوري آقاي احمدي‌نژاد، با دو واسطه نقل شد كه ايشان در سفر استاني به سيستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض يكي از معاونين كه اعتبارات كشور محدود است و چرا اين همه وعده‌هاي ده‌ها ميليارد توماني به هر شهر داده مي‌شود، گفته است: <نگران نباشيد دو سال ديگر امام زمان (عج) ظهور مي‌كند و همه مشكلا‌ت را حل مي‌كند.>

 

ب: نماينده‌اي از شوراي اسلا‌مي، نقل مي‌كرد روزي در ملا‌قات رئيس‌جمهور با مقام معظم رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: <كساني كه با ايشان در تماس هستند، گفته‌اند> و پس از خروج از دفتر رهبري، اظهار كرده است: <ايشان تصور مي‌كند من رئيس‌جمهور او هستم، من رئيس‌جمهور امام زمان(عج) مي‌باشم!!>

 

ج: پس از سفر به نيويورك و شركت در اجلا‌س سازمان ملل، در ملا‌قات با آيت‌الله جوادي‌آملي، اظهار كرده است: <هنگام سخنراني ‌هاله‌اي از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده كردم و همه مخاطبان ميخكوب شده و مجذوب من گرديدند> كه مورد انتقاد و بي‌اعتنايي آيت‌الله جوادي‌آملي قرار گرفت و سي‌دي اين ملا‌قات در سطح وسيع در ميان مردم پخش شده است.

 

د: بين خواص شايع است كه گاهي سر سفره خوراك، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار مي‌كنند اين براي آقا امام زمان است.

 

هـ : شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيس‌جمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌اي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف مي‌آورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت ولي عصر(عج) است.

 

و: اخيراً بارها در اظهارات رئيس‌جمهور، معاونين، مشاورين و... اين جمله فراوان به كار مي‌رود كه اين دولت را امام زمان(عج) مديريت يا اداره مي‌فرمايد. و موارد فراوان ديگر.

 

ز: در روزهاي گذشته آقاي رئيس‌جمهور كساني را كه ‌هاله نور را انكار مي‌كنند به مخدوش بودن عقيده متهم كرده است و مشاور رئيس‌جمهور در امور روحانيت طي مصاحبه‌اي، از تقدير و تشكر مراجع عظام و علما و روحانيون از رئيس‌جمهور در خصوص مورد عنايت ولي عصر(عج) بودن و استقبال فضلا‌ از سخنان رئيس‌جمهوري، حكايت كرده و منتقدان را به <مشكل داشتن در اصل مهدويت> و <ترديد در اعتقاد به ولي عصر (عج>) متهم كرده و دستور داده است كه <بايد در اعتقادات خود تجديدنظر كنند.>»

 

دروغ پردازی و هتاکی روزنامه اعتمادملی علیه دولت و شخص رئیس جمهور همزاد این روزنامه است، به طوری که از ابتدای راه اندازی این روزنامه در بهمن 84، اعتمادملی و برخی شخصیت های اصلی این حزب به تریبون اصلی فحاشی علیه دولت تبدیل شد.

 

در همین ماههای اخیر نیز این روزنامه مردم را به دلفین هایی تشبیه کرده بود که در سفرهای استانی برای احمدی نژاد بالا و پایین می پرند. اعتمادملی همچنین پس از انتشار اظهارات هتاکانه علی اکبر محتشمی پور علیه آیت الله مصباح که از ایشان و شاگردانش به "فرقه مصباحیه" تعبیر و ادعا کرده بود "هیچ تفاوتی میان آنها با طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد"، تنها روزنامه ای بود که این هتاکی ها را به طور کامل منتشر کرد و هفته گذشته نیز بار دیگر گفتگویی تفصیلی از وی درج کرد که تمام این ادعاها بار دیگر در آن تکرار شده بود.

 

به نظر می رسد آنچه باعث تجری هتاکان می شود تا جایی که ساخته ها و بافته های کذب را به همین راحتی نبش قبر می کنند، عدم تحرک مدعی العموم در برخورد با هتاکانی است که هنوز نخواسته اند از خواب صبحگاهی 28 خرداد برخیزند و به رأی ملت تمکین کنند و برای انتقام گیری از مردم به دروغ پردازی متوسل می شوند.

 

به بیان دیگر، فحاشی و هتاکی علیه احمدی نژاد آنقدر کم هزینه شده است که یک نفر به راحتی آنچه را که خود نام شایعه بر آن می نهد، با ذکر جزئیات نقل می کند و در نسبت دادن دروغ به رئیس جمهور از امام زمان(عج) و رهبری نیز هزینه می کند.

 

شمار تکذیبیه هایی که از ابتدای همین سال جاری به این روزنامه ارسال شده و عدم برخورد مقتضی، به این نتیجه طبیعی می انجامد که هتاکان خود را واکیسنه شده می پندارند و هیچ گونه مرز و حد یقفی در این زمینه قائل نیستند.

 

یقیناً آنچه که در شماره امروز روزنامه اعتمادملی درج شده است، هیچ نسبتی با نقد ندارد که به این بهانه برخورد با عوامل هتاکی به رئیس جمهور تعطیل شود.

 

جالب اینجاست که اتهاماتی که در این نوشته به احمدی نژاد وارد شده آنقدر مسخره است که تصور آن موجب تصدیق کذب بودن آن می شود ولی با این حال دکتر احمدی نژاد به برخی از همین شایعات نیز در یادداشت 20 روز قبل خود پاسخ مبسوط و مبنایی داده بود:

 

«برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام با ‏وسعتی عجیب و تحریف هایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت! نوشتند که احمدی نژاد در هیئت ‏دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز می چیند!

 

احمدی نژاد در دوره شهرداری، مسیر حرکت ‏کاروان حضرت از مکه به تهران را پیشاپیش آسفالت کرده است!

 

احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران ‏شدن برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است! و این در حالی بود که من چند بار گفته ام که ‏برخی گرانیها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیائی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی ‏که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در ‏انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم نشده اند و از مردم و دولت، یکجا انتقام می گیرند.

 

متأسفانه آنانکه مسئول ‏رسیدگی و اجرای عدالت اند نیز ، اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر می شوند و گویا پیام هشت ماده ای رهبری را ‏هم شعاری و عوام فریبی می دانند!  مشاهده نور خدا در عالم سیاست، و در فتوحاتی که پیاپی در لبنان فلسطین تا عراق و ‏ایران و حتی در نیویورک، به نفع ارزشهای انقلابی و اسلامی واقع می شود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحیدی ‏امام خمینی پرورش یافته اند و برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلکه  ندیدن این هاله های نور است که عجیب وعیب ‏است.

 

آری، حجت خدا، زنده وحاضر است و ادامه حیات در روی زمین، به اذن خدا، پیوسته به حضور حجت الهی در ‏زمین است و حضرت، این انقلاب را و شیعه و مسلمین را و بلکه مستضعفین عالم را به حال خود، رها نکرده و نخواهد ‏کرد.

 

آری هرگز خداوند خود را کنار نکشیده و امور عالم و آدم را به کسی جز خود واگذار و تفویض نکرده ، اما خداوند از طریق ولی و حجت خود، عالم را مدیریت و تدبیر می کند و مفهوم ولایت تکوینی ‏اولیای الهی، همین است.»

 

جنس تهمت هایی که منتجب نیا وارد کرده است، دقیقاً از همان جنس تخریب هایی است که در یک هفته آخر منتهی به انتخابات 84 علیه احمدی نژاد وارد شد و حتی این ادعاها از سوی نمایندگان کاندیدای رقیب در سیمای جمهوری اسلامی نیز مطرح شد.

 

احمدی نژاد 3 سال است وارد منطقه ممنوعه قدرتی شده است که آتش دروغ و هتاکی از زمین و آسمان بر او می بارد و این آتش تهیه از سوی کسانی بر سرش می ریزد که انقلاب را ملک طلق خود می دانند و دیگران را هر که و هر چه که باشند، حتی اگر جزء فاضل ترین علما یا بهترین رویش های انقلاب هم باشند، با انگ و تخریب و تهمت از صحنه بیرون می کنند.

 

رفتار این هتاکان به مثابه کودکی عصبانی است که در اوج اضطرار کودکانه، فحاشی می کند، چنگ می اندازد، فریاد می زند تا بلکه با هوچی گری بر منطق غالب آید.

 

آنچه که این طیف را می آزارد، یقیناً نگرانی برای باورهای دینی مردم نیست که این را بهانه هتاکی های خود کرده اند، چه آنکه اگر ذره ای در این ادعا صادق بودند، در تمام 8 سال اصلاحات که جزء به جزء مقدسات و احکام اسلامی در روزنامه های دوم خردادی و هم کیشانشان مورد تردید و هجمه قرار گرفت، لب به سکوت رضایت آمیز نمی بستند. از سوی دیگر امروز شعارها و باورهای اسلامی وانقلابی به مراتب در میان دولتمردان زنده تر است و نه تنها دین زدایی و سوق دادن جامعه به سمت سکولاریسم از دستور کار دولت حذف شده است، بلکه نزدیک شدن به جامعه آرمانی مهدوی غایت متصور دولت نهم است.

 

آنچه مایه نگرانی هتاکان شده است، استمرار محبوبیت، شجاعت و روحیه انقلابی احمدی نژاد است. هتاکان انتظار داشتند با فشارها و جوسازی هایشان مردم از احمدی نژاد و رأیی که به او دادند ناامید و پشیمان شوند و وی نیز با عقب نشینی، به تدریج بفهمد که برای بقاء در قدرت باید به این جماعت باج دهد. خیال باطل سرنگون شدن دولت نهم در همان یکی دو سال اول به صورت جدی در محافل این طیف مطرح می شد. هنگامی که این آرزو برباد رفته دیدند، اقلیت مقابل ملت در خانه ملت تمام تلاش خود را برای عملی کردن رأی به عدم کفایت رئیس جمهور بکار بستند که باز هم این پروژه ناکام ماند.

 

احمدی نژاد رئیس جمهوری است که نه تنها در این 3 سال محافظه کار نشده بلکه در مبارزه با فساد جدی تر نیز شده است و این همان چشم اسفندیار حلقه فاسد قدرت و ثروتی است که در این 3 ساله از رانت قدرت اجرایی تا حدود زیادی محروم شد.

 

نتایج انتخابات مجلس هشتم، هتاکان اعتمادملی را اما در هول عجیبی انداخت که پس لرزه های آن امروز در این روزنامه خود را نشان می دهد، به طوری که منتجب نیا، سرلیست انتخاباتی اعتمادملی و هتاک درج یک این حزب، نفر شصت و هشتم تهران شد.

 

در قبال این هتاکی ها همه باید واکنش نشان دهند. آتشی است که دامن همه را می گیرد. به نظر می رسد موضع گیری نزدیکان و بیت امام راحل در قبال این دروغ پردازی ها ضروری تر از دیگران نیز باشد چه آنکه این دروغ پردازان به ناحق خود را به رهبر کبیر انقلاب منتسب می کنند. با این حال، نباید دروغ پردازان با احساس حاشیه امن هرازچندی امنیت روانی و سیاسی جامعه را چنین بر هم بزنند و در سایه سکوت عجیب مراجع قضایی روزی دیگر از لانه ای دیگر سر هتاکی بیرون کنند.

 

کسی که خود خانه اشان از شیشه است، نباید اینچنین هتاکانه به خانه ديگران سنگ اندازی کند. رسول منتجب نیا نماینده اسبق مجلس سزاوار است، پیش از هرگونه هتاکی و ژست روشنفکری گرفتن درباره روابط خود با مصطفی کاظمی عامل قتل های زنجیره ای در دوران نمایندگی اش در شیراز، یعنی همان دوره ای که کاظمی مدیرکل اطلاعات فارس بود، توضیح دهد.

 

پیش بینی رئیس جمهور درست بود سال آخر کار بسی دشوارتر است و حجم تخریب ها و دشمنی ها به مراتب بیشتر می شود. اگر احمدی نژاد در ایستادگی و پافشاری بر حقوق ملت در سیاست داخلی و خارجی و اصلاحات ساختاری ترمز ندارد، تخریب و دروغ پردازی هتاکان علیه او نیز ترمز ندارد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/11ساعت 12:42  توسط حسین  | 

  سوءقصد نافرجام به فرمانده بازداشت كننده نظاميان انگليسي

 

 

سوءقصد به جان فرمانده پايگاه دريايي اروند كه سال گذشته نظاميان متجاوز انگليسي را در اين آبها بازداشت كرده بود، نافرجام ماند.

 

به گزارش رجانيوز، عصر روز دوشنبه سرهنگ‌ پاسدار ابوالقاسم‌ امانگاه هدف حمله تروريستي قرار گرفت اما از اين حادثه جان سالم به در برد.

 

اين حمله تروريستي در حوالي منطقه سرخه حصار تهران در حالي رخ داد كه سرهنگ امانگاه مشغول رانندگي در بزرگراه بود.

 

در اين سوءقصد نافرجام، سرنشينان يك موتورسيكلت و يك اتومبيل پرايد به روي خودروي فرمانده پايگاه دريايي اروند آتش گشودند.

 

اين فرمانده نظامي به محض آغاز عمليات تروريستي به سرعت خودروي خود را به سمت راست جاده هدايت كرده و بر روي صندلي هاي جلوي اتومبيل به حالت درازكش قرار مي گيرد.

 

در اين سوءقصد آسيبي به سرهنگ امانگاه وارد نشده است.

 

هنوز از هويت عاملان اين عمليات تروريستي خبري در دست نيست.

 

سوم فروردين ماه سال گذشته نيروهاي تحت امر سرهنگ امانگاه در پايگاه دريايي اروند دو فروند شناور جي‌مي‌ني با پانزده‌ سرنشين‌ را كه با وجود اطلاع از ورود به آبهاي سرزميني جمهوري اسلامي ايران، اقدام به بازرسي از يك كشتي كرده بودند، دستگير كردند.

 

سرهنگ امانگاه همچنين ۱۵ فروردين ماه ۸۶ در مراسم اعلام عفو اين نظاميان متجاوز از دست رئيس جمهور نشان درجه ۳ شجاعت دريافت كرده بود.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/11ساعت 12:40  توسط حسین  | 

سالگرد شهادت آیت الله حاج شیخ محمد صدوقی

در سال ۱۳۲۷ هجري قمري، در خانواده اي روحاني در يزد متولد شد. پدر او آقا ميرزا ابوطالب صدوقي از روحانيون معروف يزد بود و امامت مسجد روضه محمديه را بر عهده داشت و يكي از مراجع برتر دوران خود به شمار مي رفت. محمد در سن هفت سالگي پدر، و در سن نه سالگي مادر خويش را از دست داد.


وي تحصيلات حوزوي را تا حدود لمعه و قوانين در مدرسه عبدالرحيم خان يزد به پايان رساند و در سال ۱۳۴۸قمري، جهت ادامه تحصيلات عازم اصفهان شد و سال بعد براي ادامه تحصيل به قم عزيمت، و حدود ۲۱سال جهت كسب علوم و معارف اسلامي و استفاده از محضر اساتيد بزرگ در آن شهر اقامت گزيد. در آغاز چند سالي از محضر آية الله شيخ عبدالكريم حائري كسب فيض نمود.
بعد از ارتحال آية الله حائري (ره) ، در سال ۱۳۵۵ قمري با توجه به اين كه مرجع آن زمان آية الله سيد ابوالحسن اصفهاني در نجف اقامت داشتند و سرپرستي حوزه بلاتكليف مانده بود، بنا به پيشنهاد امام خميني (ره) و عده اي از مدرسين حوزه، از حضرت آية الله بروجردي كه در آن زمان در بيمارستان فيروز آبادي بستري بودند و محل سكونتشان بروجرد بود، دعوت به عمل آوردند تا به قم بروند و سرپرستي حوزه علميه قم و طلاب را در آن شرايط خاص به عهده گيرند و براي اين امر آية الله شيخ محمد صدوقي به همراه چند تن ديگر مأمور شده و موفق به جلب نظر حضرت آية الله بروجردي گشتند و آن بزرگوار رحل اقامت در قم افكندند.
آية الله صدوقي نقش عمده اي در سازماندهي حوزه بر عهده گرفت و ضمن تدريس علوم ديني، خود نيز از محضر بزرگاني چون آيات عظام سيد محمد تقي خوانساري، حجت، صدر و بروجردي استفاده نمود . صدوقي در سال ۱۳۳۰ شمسي به يزد مراجعت كرد و بنا به پيشنهاد روحانيون سرشناس يزد ، در آن شهر ماند.
و به تدريس مشتاقان پرداخت و با ايجاد تغييراتي ، مدارس ديني را نوسازي نمود.
آية الله صدوقي پس از چند سال اقامت در يزد، عازم قم شد، و در آنجا با امام (ره) كه از مدرسين بزرگ حوزه بودند، بيش از پيش آشنا گرديد. آية الله صدوقي، هفته اي چند جلسه به خدمت ايشان مي رسيدند.
با شروع نهضت امام(ره) درسال ۱۳۴۱و ادامه آن، آية الله صدوقي نيز با نهضت ايشان همراه و همگام شد و نقش بزرگي را در سازماندهي روحانيون و روشنگري مردم يزد ايفا كرد و از آن تاريخ در تمام فراز و نشيب هاي حركت انقلاب اسلامي از ياران امام(ره) بود و از مروّجان افكار متعالي رهبر كبير انقلاب اسلامي به شمار مي آمد .
پس از تبعيد امام (ره) به تركيه و سپس به نجف اشرف، ارتباط مرحوم صدوقي با امام از طريق مراسلات برقرار بود و تا آخرين حد توان خويش، امام (ره) را در مبارزه با رژيم همراهي مي كرد.
صدوقي پيام هاي امام (ره) را كه توسط تلفن به او مي رسيد، به اطلاع علماي مشهد، تبريز، شيراز و ديگر شهرها مي رساند.
ایشان در مبارزه با شاه، يكي از محورهاي مبارزه به حساب مي آمد . او اعلاميه هايي درمحكوم نمودن جنايات رژيم از جمله فاجعه سينما ركس آبادان صادر كرد ، بعد از پيروزي انقلاب نيز در مورد مسائل مهم انقلاب همواره مورد مشورت پيشتازان روحانيت مبارز بود.
شهيد آية الله صدوقي در تاريخ ۳۱ مرداد ۱۳۵۸ به عنوان امام جمعه منصوب شد و هنگامي كه حادثه تاسف بار زلزله كرمان به سال ۱۳۶۰ روي داد از طرف امام خميني (ره) مسئول رسيدگي به زلزله زدگان آن استان شد و زحمات زیادي را در اين راه متحمل گشت.
گروهک منافقین در راستای هدف پلید از بین بردن نخبگان نظام ترور آیة الله صدوقی را در دستور کار قرار دادند. آنها چندین بار او را مورد سوء قصد قرار دادند. بار اول شخصی که خود را در لباس طلبه گی در آورده بود قصد ترور ایشان را داشت که مأموران او را با اسلحه و مواد منفجره دستگیر کردند. مرتبه دوم موتور سواری در تهران به آقا حمله کرد که با محافظان شهید صدوقی درگیر شد و با تیراندازی پاسداران از مهلکه گریخت. مرتبه سوم در تهران به اتومبیلش یورش بردند و ناکام ماند.


از چندین هفته قبل از شهادت ایشان جوانی در حدود ۲۵ ساله با لباس ‍ بسیجیان در مسجد پیدا شده بود و زاهدانه به مسجد رفت و آمد می نمود این برخورد او باعث می شد کسی به او مشکوک نشود. روز دهم ماه مبارک رمضان سال ۱۳۶۰ با روز جمعه همزمان شد. آیة الله صدوقی غسل جمعه نمود و به طرف مسجد ملااسماعیل حرکت کرد. خطبه های نماز جمعه را خواند و سپس به نماز ایستاد چون نماز تمام شد یکی از پاسداران آقا کفشهای آقا را جلو پایش جفت کرد و قبل از اینکه آقا پایش را در کفش کند یکباره همه چیز عوض شد. جوان منافق از پشت سر به ایشان هجوم آورد و گردن آقا را گرفت و سخت به عقب کشید. ناله ای از ایشان برخاست و ناگاه صدای انفجار مهیبی در فضای مسجد پیچید! شور و غوغا هم مسجد را فرا گرفت، ایشان از پشت به زمین افتاد، پهلو و کمرش دریده و متلاشی شده و بدینسان پیر خسته دل ۷۵ ساله جام وصال نوشید.



شهید صدوقی در طول مدت زندگی خود علاوه بر مبارزات گسترده علیه رژیم پهلوی و همکاری با رهبرکبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره در به ثمررساندن انقلاب اسلامی، خدمات اجتماعی و علمی بسیاری به جامعه اسلامی ارایه کرد که از میان آنها می توان به تاسیس و تعمیرنوزده مدرسه علوم اسلامی اشاره کرد .
نام ایشان به عنوان سومین شهید محراب در تاریخ انقلاب اسلامی به ثبت رسیده است .
شهید آیت الله صدوقی از یاران با وفای حضرت امام خمینی (ره) بود و تمام عمر پربرکت خود را صرف خدمت به مردم و انقلاب اسلامی کرد و همواره پشتیبان مستمندان و یاور مظلومان بود که از ویژگیهای شخصیتی آن بزرگوار،سازش ناپذیری در صحنه مبارزه با طاغوت، اتخاذ تصمیم صریح و قاطع در مقابل دشمنان، جهت گیری به نفع محرومان و حمایت از نیروهای خط امام بود.
اگرچه در این عمل و سایر جنایات تروریستی که توسط منافقین کوردل انجام شده است، تعدادی از بهترین بندگان صالح خداوند که خدمتگزاری دلسوز برای مردم و انقلاب بودند، به درجه رفیع شهادت نایل آمدند، اما با شهادت این بزرگواران نه تنها آسیبی به انقلاب اسلامی نرسید، بلکه مردم همیشه در صحنه، با انسجام هر چه بیشتر در کنار مسوولان خدمتگزار جمهوری اسلامی ایران پشتیبان اهداف مقدس نظام اسلامی شدند.
حضرت امام در مورد ایشان میفرمایند:( قرباني شدن و قرباني دادن در راه انقلاب و پيروزي آن اجتناب ناپذيراست به ويژه انقلابي كه براي خداست... قرباني براي يك انقلاب بزرگ ، نشانه يك پيروزي و نزديك شدن به هدف است.
... چه كسي اولي به شهادت است در زماني كه كفر بني اميه اسلام را تهديد مي كرد، از فرزند معصوم پيامبراسلام(ره) و فرزندان و اصحاب او چه كسي اولي به شهادت است ، در عصري كه استكبار جهاني و فرزندان خلف آن درداخل و خارج، اسلام عزيز را تهديد مي كنند، از امثال شهيد بزرگوار ما، فقيه متعهد و فداكار اسلام، شهيد صدوقي عزيز- رضوان الله عليه- شهيد بزرگي كه در تمام صحنه هاي انقلاب حضور داشت و يار و مددكار گرفتاران و مستمندان بود... اين مدعيان خدمت به خلق و قيام براي خلق كه در بيغوله ها خزيده و در حال انقلاب به چپاول اسلحه و مهمات بيت المال خلق فعاليت شبانه روزي نمودند،اينك كه خداوند تعالي چهره كريه شان را آشكار كرد و دستشان را ازمال و جان خلق الله كوتاه نمود، چنين خدمتگزاراني را از اين خلق مي گيرند... اين جانب دوستي عزيز كه بيش از ۳۰ سال با او آشنا و روحيات عظيمش را ازنزديك درك كردم از دست دادم و اسلام خدمتگزاري متعهد و ايران فقيهي فداكار و استان يزد سرپرستي دانشمند را از دست داد [ اما ] در ازاء آن به هدف نهايي ، كه آمال اين شهيدان است نزديك شد.)
منافقین با ترور این شهید بزرگوارکه همواره جوانان را تشویق به شرکت در جنگ تحمیلی و مقابله با تجاوز دشمن فرا میخواندند در سن ۷۵ سالگی به شهادت رساندند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/11ساعت 12:35  توسط حسین  | 

مديركل ضد جاسوسي وزارت اطلاعات در جمع خبرنگاران:

       ايران تحركات اطلاعاتي رژيم صهيونيستي را كاملا زير نظر دارد

 

مدير كل ضد جاسوسي وزارت اطلاعات با تاكيد بر اينكه رژيم صهيونيستي همزمان با تحركات نظامي در منطقه در نبرد اطلاعاتي گستاخ شده و فعاليت‌هاي خود را در زمينه جاسوسي گسترش داده، خواستار توجه بيش از پيش مراكز مهم كشورمان به هشدارهاي حفاظتي و حراستي شد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، مديركل ضد جاسوسي وزارت اطلاعات كه در نشستي خبري جزئيات پرونده علي اشتري جاسوس رژيم صهيونيستي در كشورمان كه شنبه اين هفته محاكمه و به حكم شعبه 15 دادگاه انقلاب به عنوان محارب محكوم به اعدام شد را تشريح مي‌كرد، اظهار داشت: اشتري متولد و ساكن تهران از متخصصان امور فني و الكترونيك و داراي ضريب هوشي بسيار بالا بود كه شركتي تجاري داشت و سهامدار چند شركت ديگر نيز بود و با چندين كشور خارجي در زمينه خريد تجهيزات الكترونيكي براي مراكز امنيتي ودفاعي همكاري داشت.
وي افزود: انتخاب اشتري از سوي مراكز دولتي كشورمان اتفاقي بود و از آنجا كه وي فرد ايراني و مقيم داخل كشور بود از سوي اين مراكز به عنوان معتمد براي همكاري دعوت و به وي براي خريد تجهيزات الكترونيكي سفارش مي‌شد اما سرويس اطلاعاتي موساد با اشراف به توانايي‌هاي اين فرد به وي نزديك شد و خواسته‌هاي خود را از طريق همكاري با او پيگري كرد.
مديركل ضد جاسوسي وزارت اطلاعات گفت: اشتري با مراكز گسترده دولتي در كشورمان روابط داشت و تحت عنوان كارهاي تجاري، مالي و فني سفرهاي متعددي به خارج از كشور داشت كه در يكي از اين سفرها به دام سرويس اطلاعاتي رژيم صهيونيستي افتاد و آنها با آگاهي از تزلزل نظام خانواده وي و مشكلات اخلاقي و مالي نامبرده را به عنوان همكار خود برگزيدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 13:4  توسط حسین  | 
آخرين جلسه شعبه 15 دادگاه انقلاب انجام شد؛

              اعترافات جاسوس رژيم صهيونيستي در دادگاه

 آخرين دفاعيات جاسوس رژيم صهيونيستي در دادگاه عمدتا به تشريح نحوه فعاليت وي با موساد اختصاص داشت كه وي در پايان خواستار رافت اسلامي در مقابل جرم خود شد.

  گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، علي اشتري فرزند محمود كه به اتهام جاسوسي براي سرويس اطلاعاتي رژيم صهيونيستي، حدود يك سال و نيم پيش توسط وزارت اطلاعات دستگير شده بود در آخرين جلسه دادگاه خود در شعبه 15 دادگاه انقلاب درباره اتهامات خود مطالبي را عنوان كرد كه در نهايت محكوم شد.
وي كه 43 سال سن دارد، گفت: به مدت 17 سال مديريت يك شركت تجاري را در تهران، دبي و يك كشور خارجي ديگر بر عهده داشتم و محصولات مخابراتي، حفاظتي و امنيتي مي‌فروختم و به علت فروش اين محصولات در داخل كشور، مشتريان خاص خودم را داشتم و همين موضوع باعث جلب توجه بعضي كشورها شد كه من اين محصولات را به چه كساني مي‌فروشم و چگونه وارد ايران مي‌كنم.
اشتري با بيان اينكه در زمينه سيستم‌هاي مخابراتي خصوصا سيستم هاي مخابراتي بي‌سيم نيز ابتكاراتي در سالهاي گذشته داشته است، افزود: يكي از اين پروژه ها دستگاه "مودم اتو انسور" و "اتو ريكورد" بود كه باعث شد من را به سمينارهاي مختلف در اروپا دعوت كنند و از من بخواهند راجع به محصولاتم توضيح دهم و بگويم محصولات را به چه كساني مي فروشم؛ ما در سالهاي قبل بيشتر به مشتريان داخل كشور فكر كرده بوديم و هميشه اين كه سازمانهاي رسمي مشتري ما باشند، جزو نقاط مثبت ما محسوب مي شد و هميشه براي مشتري هاي خودمان تعريف مي كرديم كه اين سازمان يا اين شركت يا اين مشتري ها از محصولات ما خريداري مي كنند و همه علاقمند بودند كه اين را بشنوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 13:2  توسط حسین  | 
نسخه چاپي ارسال به دوستان

عرب بيگي در گفتگوي مشروح با فارس خبر داد:

ساخت تانك واكنش سريع "توسن" در نيروي زميني سپاه

خبرگزاري فارس: رئيس سازمان جهاد خودكفايي نيروي زميني سپاه از ساخت تانك بومي و واكنش سريع "توسن" در اين نيرو خبر داد و گفت: مدرنيزه شدن سيستم موتوري و سيستم كنترل آتش تانك T55 نيز با موفقيت به انجام رسيده است.

 

سرهنگ ناصر عرب‌بيگي رئيس سازمان جهاد خودكفايي نيروي زميني سپاه پاسداران در گفتگوي مشروح با خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس از آخرين دستاوردها، اقدامات و تلاشهاي اين سازمان در به‌روز كردن و تامين نيازهاي نيروي زميني سپاه سخن گفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 12:55  توسط حسین  | 

بهشتي همچنان مظلوم

 

 

 

گروه سياسي- محمد مهدي اسلامي: اولين روزهاي ارديبهشت ماه سال 1387 بود که انتشار يک سند درباره شهيد دکتر بهشتي نام او را اين بار در غير از سالروز شهادتش بر سر زبانها انداخت.

 

سند مربوط به ديدار آيت الله بهشتي به عنوان يکي از نزديک ترين چهره هاي نزديک به امام که نايب رئيس مجلس خبرگان قانون اساسي را بر عهده داشته و به تازگي و در پي فوت آيت الله طالقاني رياست شوراي انقلاب را عهده دار شده بود با دو مقام آمريکايي در هفتم آبان ماه 1358 و درست يک هفته قبل از تسخير لانه جاسوسي است.

 

اين سند تا بهار امسال منتشر نشده بود و همين امر بهانه به دست نشريات و سايت هايي داد تا با مقايسه اي ناجوانمردانه ميان شهيد بهشتي و اميرانتظام، سعي بر ايجاد ابهام در اين خصوص نمايند. هر چند به علت جايگاه ويژه آن شهيد عزيز در ميان ايرانيان اغلب اين ياوه گويي ها در قالب هايي غير مستقيم بيان شده است. اما اين يک اصل کلي نيست تا آنجا که يک نويسنده پرسابقه در روزنامه هاي زنجيره اي در اين خصوص مي نويسد که اين سند 29 سال مخفي نگه داشته شده تا چهره انقلابي آن روحاني بانفوذ غير راديکال جلوه نکند و حساب او از حساب بازرگان و يزدي و اميرانتظام و امثال آنها جدا بماند! سپس مدعي شده است که اين سند که امروز پيش روي ماست اگر ديروز منتشر مي شد او را در رده محکومين قرار مي داد.

 

اين قياس بي شک مقايسه اي باطل و رفتن به راه خطاست. چه آنکه اجزاي گوناگوني در اين قياس ناهمگون است و بايد با ديده ترديد در خصوص نيت قياس کنندگان نگاه کرد. جالب آنکه آنها براي اثبات ديدگاه خود هيچ تورقي در سخنان خود شهيد دکتر بهشتي نمي کنند و تنها با افرادي همچون "ابراهيم يزدي"، "ابراهيم اصغر زاده"، "معين فر" و حتي "بروس لينگن" آمريکايي انجام مي دهند.

 

در خصوص اين ادعا ها تذکر چند نکته ضروري است:

 

1- نوع ارتباط شهيد مظلوم با اميرانتظام بسيار متفاوت بوده است. بر اساس اسناد متقني که در دادگاه به اثبات رسيد، نوع ارتباط اميرانتظام از نوع جاسوسي بوده است. او از سال 1332 با کاتم کارمند سفارت امريکا و عضو سيا ارتباط مي گيرد و حتي خود در خاطراتش آورده است که «آقاي ريچارد کاتم پيشنهاد کرد هرچند وقت يکبار من او را ببينم و مطالبي را که دارم به او بدهم.» ارتباط او با کاتم تا پيروزي انقلاب همچنان ادامه داشت.

 

در كتاب شماره 10 اسناد لانه جاسوسي ملاحظه مي شود كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ديماه 57، عباس اميرانتظام در پي ملاقاتي با ريچارد كاتم که تحت عنوان نماينده كميته حقوق بشر امريكا به ايران بازگشته بود، ابراز تمايل مي كند كه با سفارت امريكا در تهران در تماس باشد و كاتم هم او را به ان تشويق مي كند.

 

در 19 ديماه 57،  اميرانتظام تحت عنوان عضو كميته مركزي نهضت آزادي با استمپل، كارشناس سياسي سفارت امريكا ملاقات و درباره حوادث آن هنگام تبادل نظر كرده و از قول نهضت آزادي مي گويد كه با دولت بختيار مقابله و رقابت نخواهد شد. از اميرانتظام در اين سند به عنوان منبع جديد نهضت آزادي كه بايد قوياً محفوظ بماند، ياد مي شود. او با تأييد اين ديدار در دادگاه، به ديداري نيز با رمزي کلارک در تهران در همان زمان اذعان نموده است.

 

اسنادي در خصوص نوع عملکرد او در همکاري رسمي با امريکا براي فراري دادن عوامل و خروج برخي اموال و اسناد آنان نيز در دادگاه به اطلاع عموم رسيد و حتي رفتار جاسوسانه او با آمريکا تا آنجا بود که حتي نهضت آزادي نيز آن را بر نتافت و اما در اطلاعيه اي در شنبه 18 فروردين 1358- زماني که او هنوز دستگير نگشته بود - تصريح کرد: «بدينوسيله به اطلاع عموم ملت ايران مي‌رساند كه آقاي مهندس اميرانتظام تنها به هنگام تأسيس نهضت آزادي ايران در سال 1340 به مدت 3 ماه با اين حزب همكاري داشته است و از آن پس، چه در داخل و چه در خارج از كشور، هيچگونه فعاليتي در نهضت آزادي ايران نداشته است و نهضت در برابر سخنان و نظرات و اعمال وي مسئوليتي ندارد.»

 

ابراهيم يزدي در نهمين جلسه دادگاه اميرانتظام در توضيح علل امضاي افراد مختلف در پاي اسناد مي گويد: «گاهي اوقات مي بينيد که آن افسر سياسي -روسها مي گويند کميسر سياسي ولي هر دو يک معني را مي دهد-، يعني کسي است که از طرف سازمان جاسوسي آنجا هست و آن افسر سياسي بايد نظر بدهد، که آيا اين را مي توانند بفرستند يا نه؟ اين را ببينيد اينجا نوشته است که افسر سياسي: جان استمپل...» اشاره او به سندي است درباره ديدار اميرانتظام با استمپل. ديدارهايي که از اميرانتظام با کد رمز مخصوص جاسوسان ياد مي شده است نامهايي همچون "اس. دي پلاد(1)"، "ا س‌.د.آهسته‌رو.1" و "ادوارد".

 

اما شهيد آيت الله دکتر بهشتي تنها در دوران مسئوليت خود در شوراي انقلاب ديدار هايي را با طرف هاي مختلف از جمله امريکايي ها در زماني که هنوز روابط فيمابين برقرار بوده، انجام داده است که کاملاً در حوزه وظايف سازمانيش بوده است. در اين ديدارها نه تنها اطلاعاتي از سوي شهيد مظلوم منتقل نشده است بلکه در همين سند طرف امريکايي متذکر شده است که او هشدارهايي نيز به برخي رفتارهاي دولت امريکا مانند قصد پذيرش شاه، دخالت در حوادث کردستان و... داده است. طبيعتاً در اسناد سفارت امريکا از شهيد دکتر بهشتي با اسم رمز ياد نشده و نام و سمت او ذکر شده است.

 

2- شهيد بهشتي اين ديدارها را که کاملاً جايگاهي قانوني داشته است، از مردم پنهان نکرده بود. او در سخنراني هاي مختلف از نتايج اين ديدارها سخن به ميان آورده بود. به عنوان نمونه آيت الله بهشتي در اجتماع پر شکوه مردم اصفهان با توضيح رويکردهاي سه گانه اي که در شوراي انقلاب براي ديدارهاي رسمي با کشورهايي همچون امريکا، انگليس، آلمان و... وجود داشته است، يادآوري مي کند که ارتباط با اين کشورها تصويب شد اما به شرطي که آنها "حس کنند يک سر سوزن از آنها چيزي نمي خواهيم. به شرطي که حس کنند ما از موضع قدرت با آنها روبرو هستيم. به شرطي که در هر برخوردي يک پيروزي رواني بدست آوريم و... بدون استثنا در تمام اين چند برخورد پيروز شديم و دشمن را ضعيف تر کرديم. »

 

3- ديدارهاي اميرانتظام کاملاً منفعت طلبانه براي خود و دوستانش بوده است و رويکردي زبونانه داشته است اما شهيد دکتر بهشتي را بروس لينگن کاردار وقت امريکا در ايران در گزارش خود اينگونه معرفي مي کند «او گفت كه انقلاب پشتوانه لازم را در اكثريت مردم ايران دارد و اگر لازم باشد، مي‌تواند طبقه متوسط و اقليت متخصصين را ناديده بگيرد. بهشتي اعتماد به نفس فوق‌العاده‌اي از خود بروز مي‌دهد، خصومت ظاهري نشان نمي‌دهد، ولي در امر بهبود روابط امريكا و ايران، او بار اصلي را به دوش امريكا مي‌گذارد.»

 

از اين گزارش رفتار عزت مدارانه و معقول شهيد آيت الله بهشتي کاملاً مشهود است.

 

از ديگر تفاوت ها در اين ديدار ها نوع مواجهه با طرف امريکايي در محل برقراري ديدارهاست. ديدارهاي اميرانتظام عموماً در سفارت امريکا يا مکان هاي مربوط به آنان بوده است و او حتي در مقطعي براي برقراري ارتباط بهتر با امريکا از سخنگويي دولت کناره گيري کرده و به سفارت ايران در استکهلم مي رود تا به اذعان اسناد راحت تر ارتباط بگيرد. اما شهيد بهشتي اين ديدار ها را در موضعي عزت مدارانه در دفتر محل کار خود در مجلس خبرگان انجام داده اند و قبل از آن که دفتري داشته باشند نيز در منزل خود انجام مي داده اند. شهيد بهشتي خود در يک سخنراني به اين موضوع اينگونه اشاره مي کند «...من براي حفظ عزت و قدرت يکي از روش هايي که به کار مي بردم اين بود که مي گفتم... اگر حرفي دارند آنجا بيايند، ما که با آنها حرفي نداريم. همين اولين برخورد نشانه بي نيازي ما بود.»

 

4- شهيد دکتر بهشتي اين ديدار را با اطلاع قبلي اعضاي شوراي انقلاب انجام داده بود و يک ارتباط شخصي و غير رسمي نبود. حتي در برخي موارد اين ديدار ها را پيشتر به اطلاع عموم مي رساندند. به عنوان نمونه شهيد دکتر بهشتي ملاقات با «كورت والدهايم» دبير كل وقت سازمان ملل که جهت تلاش براي آزادسازي گروگان هاي امريکايي به ايران آمده بود؛ در يک کنفرانس عمومي موضوع احتمال ديدار با او را به نمايندگي از شوراي انقلاب مطرح کرد. اما ملاقات هاي اميرانتظام به سبب وجهه جاسوسي آن، طبيعتاً با اطلاع نظام نبود و سبب شد حتي وزير خارجه دولت موقت که در متون اخير سعي شده او را در کنار اميرانتظام قرار بدهند، نتواند از او در دادگاه دفاع کند و شهادت هايي بدهد که جاسوس بودن اميرانتظام را تضمين کند.

 

5- اما مهمترين بخش تفاوت ها، تقاضاي اميرانتظام براي جلوگيري از انتشار اين اسناد بود که در قالب هاي مختلف بروز مي کرد، در مقابل، شهيد دکتر بهشتي بارها در همان دوران هيجان افشاگري ها که برخي زمزمه وجود برخي اسناد در خصوص ايشان را مطرح کرده بودند، خواستار افشاي کامل و بدون سانسور هر آنچه سند در خصوص او وجود دارد، شده بود. امري که اثبات کننده پاک بودن حساب وي است و نهراسيدنش از محاسبه.

 

به نظر مي رسد بر خلاف آنچه در برخي جرايد ادعا شده است، عدم انتشار اين اسناد که تنها اثبات کننده حقانيت آيت الله بهشتي بود، نه از سر دلسوزي کساني که حق وتو داشتند، صورت مي گرفت؛ بلکه خيانتي از سوي آنها بود تا اين زمزمه بر سر زبان برخي چهره هاي افراطي بماند که "البته سندهايي هم در خصوص شهيد بهشتي وجود داشت که نگذاشتند منتشر شود..." اين ابهام سرانجام با انتشار اين سند پايان يافت تا وجهه تازه اي از مظلوميت بهشتي را نمايان سازد.

 

اما بيشترين ظلمي که در اين خصوص بر بهشتي شد، نشاندن نام او در کنار عناصر آلوده اي بود که حتي به ملي گرايي شان نيز صادق نبودند و وطن خود را در ازاي دريافت ثمن بخسي به فروش گذاشته بودند. و از آن بدتر تلاش براي تطهير چهره آنها و معقول نشان دادن جاسوسي آنها به بهانه همسان سازي اسناد مذکور. امري که اين روزها برخي جرايد بار ديگر به بهانه سالروز شهادت دکتر بهشتي به آن دامن زده اند و اين قلم را ناگزير ساخت که به غلط به قياس آن نور خدايي با وطن فروشان کند تا بطلان اين ادعا ها را ثابت سازد. اين رخداد بيان کننده واقعيت هويت برخي گروه هاست که تلاش دارند با ادعاي حمايت از شهيدان پاکي همچون بهشتي عناصر آلوده همداستان با خود را پاک سازند و اين سندي است بر تداوم مظلوميت بهشتي. مظلوميتي که امام در خصوص آن چنين گفت: «مرحوم شهيد بهشتي … را من بيست سال بيشتر مي‌شناختم. مراتب فضل ايشان و مراتب تفكر ايشان و مراتب تعهد ايشان بر من معلوم بود. و آنچه كه من راجع به ايشان متاثر هستم، شهادت ايشان در مقابل او ناچيز است و آن مظلوميت ايشان در اين كشور بود. مخالفين انقلاب، افرادي (را) كه بيشتر متعهدند، موثرتر در انقلابند، آنها را بيشتر مورد هدف قرار داده‌اند. ايشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگي بود...»

 

خبر مرتبط:

 

جاسوسي که طلبکار شد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 19:47  توسط حسین  | 

  گفتگو با دکتر غلامحسين رضواني
در برنامه‌هاي توسعه کاري به کار عدالت نداشتند

 

 

اشاره: دکتر غلامحسین رضوانی سرپرست معاونت برنامه ریزی معاونت و رئیس مؤسسه عالی آموزش و پژوهش است؛ احکامی که اخیراً برای وی صادر شده است چراکه پس از انتصاب برقعی به عنوان معاون نظارت و راهبردی ریاست جمهوری، وی به عنوان معاون امور تولیدی این سازمان منصوب شده بود و کماکان نیز در اتاقی که عنوان معاون امور تولیدی در طبقه ششم سازمان مدیریت سابق بر سر در آن نوشته شده با روی گشاده از ما استقبال کرد.

 

رضوانی که عضو هیئت علمی دانشکده برق دانشگاه امیرکبیر است بیش از 20 سال است که در حوزه صنعت و مسائل اقتصادی نیز فعال است. وی دوره کارشناسی خود را در دانشگاه علم و صنعت گذرانده و ورودی سال 53 این دانشگاه است. به طوری که او را نیز باید در زمره علم و صنعتی های دولت نهم دانست.

 

گفتگو با وی از طرح تحول اقتصادی آغاز شد و به دلیل آنکه ترجیح داد بیان جزئیات آن را به مقامات دولتی دیگری که بیشتر از او در زمینه این طرح کار کرده اند، واگذار کند به موضوع انحلال سازمان مدیریت، وضع معیشتی مردم، برنامه های توسعه و اولویت نداشتن عدالت در این برنامه ها، ادعاهای مخالفان دولت مبنی بر فقدان برنامه اقتصادی منسجم، حلقه کارشناسی و توجه به نظرات کارشناسان در این دولت، علت تغییر مدیران ارشد اقتصادی دولت، شرایطی که دولت نهم مسئولیت را برعهده گرفت و... کشید.

 

رضوانی در ایام حادثه 7 تیر و شهادت شهید بهشتی هنگامی که در گپ کوتاه پس از مصاحبه از مظلومیت بهشتی سخن می گفت، به قول خودش نمی توانست احساساتش را کنترل کند و اشک می ریخت. وی معتقد است به رغم حجم گسترده تخریب های کنونی علیه احمدی نژاد باز هم با تهمت ها و تخریب های فراوان علیه شهید آیت الله دکتر بهشتی قابل مقایسه نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 19:45  توسط حسین  | 
 

اصرار ويژه براي تبرئه شوهر خواهر از فاجعه۶تير ۶۰

 

 

محمد عطريانفر و شوهر خواهرش جواد قديري

 

یک هفته نامه ‌در پرونده ای به بهانه سالروز ترور رهبر انقلاب تلاش مجددی برای پاک کردن ‌ردپای شوهرخواهر گرداننده اصلی آن، از این واقعه تروریستی انجام داد.

 

به گزارش رجانیوز، این هفته نامه پیش از این نیز در سالروز شهادت آیت الله مطهری، تلویحاً جواد قدیری،‌ همسر زهره عطریانفر، را از این ماجرا مبرا کرده بود.

 

بنا بر این گزارش، در نوشته مندرج در این هفته نامه با عنوان "مسجد ابوذر، ۶۰ تیر۶۰" اشاره مستقیمی به عامل و خط دهنده اصلی این فاجعه یعنی جوادقدیری، شوهر خواهر محمد عطریانفر نشده است. اگرچه در بیان مشخصات عامل این سوءقصد صرفاً از یک عضو بازمانده گروه فرقان که دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه صنعتی شریف نام برده می شود که البته خصوصیات ظاهری وی تطابق قابل توجهی با قدیری دارد.

 

این گزارش در حالی به عامل اصلی سوءقصد اشاره ای نمی کند که جزئیات حاشیه های اين حادثه مانند نحوه انتقال ترورشونده به بیمارستان، سخنان سخنران پیش از انفجار، واکنش های مردمي به انفجار،‌ اقدامات تیم پزشکی معالج و گفتگوی مفصل با پزشک معالج حضرت آیت الله خامنه ای بررسي شده است.

 

گفتني است بنا بر اسناد موجود، محمدجواد قدیری کفرایی از اعضای مرکزی سازمان مجاهدین (منافقین) و از طراحان اصلی انفجار ابوذر "در روز چهارم تیر [۱۳۶۰] ‌به دوستان خود با اطمینان خبر می دهد که روز هفتم تیر، کار یکسره خواهد شد". وی روز ششم تیر نیز قبل از فرار از کشور به برخی متهمین (عضو سازمان) که مجدداً ‌دستگیر شده اند، گفته بود فردا یعنی روز۷/۴/۶۰ کار نظام اسلامی تمام است.

 

وی همچنین در سرقت اسناد مربوط به کودتای نوژه نیز دست داشته است. به طوری که در کتاب مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام آمده است: در ستاد ضد کودتا عوالم نفوذی سازمان تا سطوح بالا حضور داشتند و توانستند سرنخ ها و ردپاهای همکاری سازمان با کودتاچیان را از بین ببرند. بنا بر اطلاعات منتشر شده، مسعود کشمیری عضو سازمان مجاهدین و عامل بعدی انفجار نخست وزیری در شهریور ۱۳۶۰ و جواد قدیری از اعضای قدیمی سازمان و وفاداران رجوی در زندان و همسر زهره عطریانفر در ستاد خنثی سازی کودتا همکاری داشتند. بعضی از اطلاعات و اسناد مربوط به عملیات ضد کودتای نوژه را بعدها قدیری سرقت کرد و به خارج از کشور گریخت. وی یکی از طراحان انفجار مسجد ابوذر در ششم تیر ۱۳۶۰بود که به مجروح شدن شدید آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب منجر شد.

 

عزت الله شاهی(مطهری) از مبارزان قبل از انقلاب و مؤسسین کمیته انقلاب در کتاب خاطرات خود از محمد عطریانفر که در آن زمان از اعضای اصلی دفتر اطلاعات نخست وزیری بود، به عنوان عامل اصلی فراری دادن جواد قدیری از زندان نام می برد که پس از آن قدیری به همراه همسرش زهره عطریانفر به عراق فرار کرد و پس از مدتی زهره عطریانفر به عنوان مسئول اول سازمان در خارج از کشور تعیین شد.

 

خبر مرتبط:

 

پرونده‌اي براي تبرئه شوهر خواهر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 19:39  توسط حسین  | 

سردار باقرزاده در گفتگو با رجانيوز:
حفر بیش از۳۰۰ هزار قبر برای سربازان متجاوز

 

 

 

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح خبر داد به طور متوسط در هر استان مرزی کشور بین ۱۵ الی ۲۰ هزار قبر برای سربازان دشمن متجاوز حفر خواهد شد.

 

سردار باقرزاده در گفتگو با خبرنگار رجانيوز ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشت: «در اجرای مواد کنوانسیون ژنو و پروتکل های الحاقی و همچنین دیگر دستورالعمل ها و مقررات بین المللی مربوط به نحوه همکاری دولتها با کمیته بین المللی صلیب سرخ (I.C.R.C) در شرایط جنگ و نبردهای مسلحانه، تمهیدات لازم برای تدفین اجساد سربازان متجاوز دشمن در نظر گرفته شده است.»

 

سردار باقرزاده اظهار داشت: «به منظور حفظ تمامت جسمی و کرامت کشته شدگان دشمن و پیشگیری از مفقودیت بلند مدت آنان ترتیبی اتخاذ شده است تا با حفر قبور کافی در مناطق مرزی و یا نقاط مرزی نزدیک به خطوط نبرد توسط گروههای داوطلب مردمی، عملیات تدفین اجساد سربازان دشمن به خوبی و در کمترین فرصت ممکن انجام گیرد.»

 

وی  در همین رابطه اظهار داشت: «پیش بینی شده است تا به طور متوسط در هر استان مرزی کشور بین ۱۵ الی ۲۰ هزار قبر حفر و در مجموع ۳۲۰ هزار قبر آماده گردد تا از این طریق امکان تدفین همزمان کشته شدگان متجاوزین وجود داشته باشد و چنانچه شرایط تعجیلی و اضطراری به وجود آید این کار با کندن کانال به صورت انبوه و دسته جمعی صورت خواهد گرفت.»

 

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین کشورمان سرعت عمل در این کار را لازمه مراقبت های بهداشتی، پیشگیری از بیماریها و حفاظت از محیط زیست دانست وبر لزوم همکاری دستگاههایی چون هلال احمر، شهرداری ها و سازمان محیط زیست تأکید نمود و از گروههای داوطلب مردمی بویژه کارگران، کشاورزان و جوانان درخواست نمود کمیته جستجوی مفقودین را در حفر قبور سربازان متجاوز یاری دهند.

 

باقرزاده این اقدام جمهوری اسلامی ایران را یک رویکرد مشارکت جویانه در برابر مقررات بین المللی و دستورالعمل های صلیب سرخ دانست که با مشارکت مردم مناطق مرزی کشورمان قابلیت تحکیم محلی نیز پیدا می نماید.

 

این مقام مسئول اطمینان داد در تلاش هستیم تا با اقدامات پیشگیرانه، گام مفیدی برای کاهش رنجها و آلام خانواده های آن گروه از سربازانی که در تجاوز احتمالی به کشورمان به هلاکت می رسند برداریم و نگذاریم تجربه تلخ و طولانی جنگ ویتنام تکرار شود. وی در عین حال اظهار امیدواری کرد جامعه بین الملل به وظایف خود در حوزه رسیدگی به امور قربانیان جنگی عمل کند و با تقویت کمیته جستجوی مفقودین جمهوری اسلامی ایران از اقدامات غیر انتفاعی این کمیته برای تدفین اجساد  سربازان کشور متجاوز حمایت نماید.

 

سردار باقرزاده در پایان یادآور شد: در تلاش هستیم تمامی نقش آفرینان اصلی اعم از مسئولین، جمعیتهای ملی فعال (O.N.S) و جمعیتهای ملی مشارکت کننده (P.N.S) و فدراسیون و دیگر سازمانهای ملی و بین المللی را توجیه و آماده نماییم تا بتوانند به هنگام ضرورت به خوبی به وظایف خود عمل کنند. وی از برگزاری یک کارگاه آموزشی که توسط کمیته بین المللی صلیب سرخ در مهرماه امسال برای داوطلبان ایرانی و در تهران برگزار خواهد شد استقبال کرد و آن را گام مفیدی برای روشن سازی سرنوشت سربازان ناپدید شده دشمن دانست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 19:28  توسط حسین  | 

ترويج تحليل هاي سازمان سیا در روزنامه اعتماد ملي!

 

 

روزنامه اعتماد ملي در شماره روز پنج شنبه تحليل هاي مؤسسه آمريكايي «خانه آزادي» از مؤسسات وابسته به سازمان جاسوسي آمريكا (سيا)- كه تخصص ويژه اي در راه اندازي انقلاب هاي مخملين دارد- را با آب و تاب فراوان و با عنوان تحليل يك مؤسسه پژوهشي غير دولتي آمريكايي(!) نقل كرد

 

به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان،این روزنامه  نوشت: «تحليل مؤسسه آمريكايي خانه آزادي بيش از ساير تحليل ها جالب به نظر مي رسد. اين مؤسسه مي گويد كه افزايش بهاي قيمت نفت به كاهش دموكراسي در روسيه، قزاقستان و جمهوري آذربايجان منجر شده است. مؤسسه خانه آزادي (فريدم هاوس) كه يك مؤسسه پژوهشي غيردولتي آمريكايي است در گزارش خود آورده كه به دنبال افزايش قيمت نفت، كاهش شديدي در استقلال مؤسسات و نهادها و شفافيت عملكرد آنها در دهه گذشته ديده شده است.

 

خانه آزادي بر اين باور است كه روسيه به ضد دموكراتيك ترين نيروي منطقه تبديل شده است و نسل جديدي از نخبگان روسي نظاره گر زوال روند انتخاباتي در اين كشور هستند كه اين منجر به افزايش تسلط آنها بر مخالفان، رسانه ها و دادگاه ها شده است. به گفته اين مؤسسه، روند افزايش قيمت نفت باعث شده روسيه رفتار ستيزه جويانه و خصمانه نسبت به همسايگان خود در پيش گيرد.»


 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/08ساعت 10:14  توسط حسین  | 

استاد اقتصاد دانشگاه تهران در گفتگو با رجانيوز:
دولت با شجاعت طرح تحول اقتصادي را مطرح كرد

 

 

یک کارشناس مسائل اقتصادی با تأكيد بر اينكه امروزه پرداخت يارانه براي مصرف در اقتصادهاي پيشرفته جهان منسوخ شده است، گفت: طرح تحول اقتصادی یکی از برنامه هايي است که دولت با شجاعت آن را مطرح کرد.

 

دکتر بهمن آرمان در گفتگو با رجانیوز، با بیان اینکه "موضوع هدفمند کردن یارانه ها در قانون برنامه پنج ساله سوم آمده بود ولي دولت وقت مانند بسیاری از وعده های انجام نشده، این برنامه را نیز عملياتي نكرد"، افزود: مصمم بودن دولت نهم براي انجام این تحول اقتصادی ستودني است، چون در حال حاضر بخش عمده یارانه ها به افرادي تعلق مي گيرد که مستحق آن نیستند.

 

وی طرح تحول اقتصادی را به معناي اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران دانست و ابراز امیدواری کرد دولت در اجرای موارد مطرح شده در این طرح مانند اصلاح گمرک، تعیین تکلیف تعرفه ها، هدایت منابع مالی بانکها به سمت فعالیت های تولیدی و هدفمند کردن یارانه ها با دشواری مواجه نشود.

 

به گفته آرمان هدفمند کردن یارانه ها مهمترین موضوع طرح تحول اقتصادی است که اگر به صورت نقدی پرداخت شود، فشارهای تورمی را افزایش خواهد داد.

 

وی درخصوص موانع ديگر پیش روی اجراي این طرح اظهار داشت: تنش های سیاسی حاکم بر روابط خارجی ایران و تحریم ها، مي تواند عملی کردن این بسته اقتصادي را با دشواری مواجه کند.

 

اين استاد دانشگاه تهران با اشاره به اينكه در تشريح اين طرح به بيان كليات اكتفا شد، افزود: در دولت قبل طرح ساماندهي اقتصاد ایران توسط تیم اقتصادی آقای خاتمی تهیه شد اما به سرانجام نرسید. در آن طرح هم بیشتر به کلیات پرداخته و به راهكاري دقيق اجرايي اشاره نشده بود.

 

وي همچنين تأکید کرد: در اقتصادهای پيشرفته امروز جهان، پرداخت یارانه برای مصرف منسوخ شده است و یارانه فقط به بخش تولید به منظور افزایش ارزش طرف عرضه واگذار می شود.

 

آرمان راهكار كاستن از تبعات كوتاه مدت این طرح تحولي را استفاده از تجربيات و نظريات موجود در علم اقتصاد دانست و با اشاره به تجربه اجرای اینگونه طرح ها در ساير کشورها یاد آورشد: در هر کشوری مانند کشورهای امریکای لاتین، ترکیه و... که این اصلاحات اقتصادی پياده شده، نهايتاً نتايج موفقيت آميزي بدست آمده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/08ساعت 10:8  توسط حسین  | 

فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اعلام كرد:

عمليات اجرايي تشكيل ۳۱ سپاه استاني آغاز شد

خبرگزاري فارس: فرمانده كل سپاه گفت: در راستاي تقويت توان رزم سپاه و در سال نوآوري و شكوفايي، طرح تشكيل ۳۱ سپاه استاني به تصويب فرماندهي معظم كل قوا رسيد و عمليات اجرايي آن آغاز شد.

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي دفتر فرماندهي كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، سردار سرلشكر پاسدار محمدعلي جعفري در جمع فرماندهان سپاه‌هاي استاني سراسر كشور گفت: بازنگري ساختارها و سازمانها همواره به عنوان يك ضرورت اجتناب‌ناپذير در برنامه‌هاي سپاه قرار داشته و هرگاه الزامات ماموريتي و فرآيند پيشرفت،‌ تعالي‌، روزآمدي و قدرت افزايي آن اقتضا نمايد، تحولات در ساختار و سازمان سپاه با نگاه راهبردي ستاد كل نيروهاي مسلح رقم خواهد خورد.
فرمانده كل سپاه افزود: سپاه بر اساس ماموريت و رسالت ذاتي و قانوني خود در پاسداري از دستاوردهاي ارزشمند انقلاب اسلامي، بايستي همواره خود را براي حضور بالنده و با صلابت در همه صحنه‌ها و در همه شرايط آماده نگه دارد و سپاه بايد هوشيار،‌ مقتدر و برخوردار از قابليت‌هاي فوق‌العاده، پاسخگوي سريع و قاطع به تهديدات و تجاوزات احتمالي دشمنان باشد و نقطه ترديد و وحشت براي آنها به حساب آيد.
عضو شوراي عالي امنيت ملي با تاكيد بر حفظ‌ استقلال نيروي زميني سپاه و نيروي مقاومت بسيج گفت: ارتباط قوي‌تر بسيج با بدنه رزم سپاه ايجاد انسجام،‌ يكپارچكي و هم افزايي تشكيلاتي سپاه در استانها،‌ تمركززدايي و توسعه اختيارات سپاه‌هاي استاني و تقويت رده‌هاي نيروي مقاومت در سراسر كشور، به عنوان نيمي از ماموريت سپاه، از اهداف و ويژگي‌هاي ساختار جديد در سپاه است.
جعفري در پايان با تاكيد بر اينكه با فعال شدن۳۱سپاه در استان‌هاي كشور، تعامل بين نيروي زميني و نيروي مقاومت بسيج تقويت شده و آمادگي و توانمندي‌هاي يگانهاي رزم و گردان‌هاي بسيج در صحنه ماموريت‌هاي سپاه بيش از پيش ارتقاء خواهد يافت گفت: تجربه ۳۰ ساله پاسداران در محيط دروني و بيروني و بويژه در عرصه مواجهه با واقعيت‌ها و مقتضيات سازماني، همچنين درك راهبردها و تهديدات دشمنان انقلاب و ملت ايران نشان داده است تحولات ساختاري در اين سازمان مردمي و انقلابي همواره در افزايش ميزان آمادگي‌هاي دفاعي كشور نقش مهم و اساسي ايفا كرده است.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/08ساعت 9:51  توسط حسین  | 

بازخواني پيوند شوم منافقين، بني‌صدر و نهضت آزادي/2:
مجاهدين خلق فرزندان عزيز مهندس بازرگان

 

 

در بخش اول و دوم اين گزارش پيوند سازمان منافقين با بني صدر و نهضت آزادي در دور اول انتخابات رياست جمهوري و همدستي منافقين با بني صدر در ماجراي کودتاي نوژه بررسي شد. در بخش پيش رو مراسم 14 اسفند دانشگاه تهران و ورود سازمان به فاز مسلحانه بازخواني شده و عنايت ويژه نهضت آزادي به مجاهدين خلق(منافقين) نيز مورد توجه قرار گرفته است:

 

مراسم 14 اسفند؛ اوج هماهنگی بنی صدر و سازمان

 

در 14 اسفندماه 59، مراسم سخنرانی بنی صدر در دانشگاه تهران -به مناسبت بزرگداشت دکتر مصدق- جنجال بزرگی را به وجود آورد. لیبرالیست ها و مائوئیست ها (حزب و رنجبران) و مجاهدین خلق، میتینگ تحریک آمیزی را راه اندازی کرده و افراد مسلح به چاقو، کمربند و پنج بوکس را در اطراف و اکناف محوطه دانشگاه گمارده بودند تا در صورت فریاد شعار مخالفان، آنها را سرکوب نمابند.

 

برنامه مراسم چهارده اسفند با تمهیدات و فضاسازی هایی بعد از سخنرانی غوغاگرانه 22 بهمن بنی صدر درمیدان آزادی و سخنرانی های همراه با درگیری 4 نماینده نهضت آزادی در امجدیه در هفتم اسفند و هماهنگی گروه های مؤتلف وی طراحی شده بود.

 

روزنامه انقلاب اسلامی بدون ذکر نام گروه های مارکسیست و مائوئیست اسامی گروه های اصلی را که برای شرکت در این مراسم اعلام آمادگی و مشارکت کرده بودند به این شرح انتشار داد:


 

جاما، نهضت آزادی ایران، حزب ملت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، انجمن تعاون هنر مردمی ایران، جمعیت ملی استادان دانشگاه های ایران.

 

در زمین چمن دانشگاه سخنرانی شروع شد و کف زدن ها و سوت زدن های متوالی رئیس جمهور را به وجود آورد. شعار "مرگ بر ارتجاع" و "درود بر بنی صدر" فضا را پرکرده بود. ناگهان درگیری کوچکی در گوشه محوطه بین مخالفان و موافقان شروع شد و دو طرف به جان هم افتادند.

 

طرف مجاهدین و بنی صدر این بار با هماهنگی و انسجام بیشتری در درگیری شرکت و مخالفان را به شدت کتک زدند و سرکوب کردند. درگیری به بیرون از دانشگاه و خیابان ها کشیده شد. رئیس جمهور هم از پشت میکروفن دستور سرکوب می داد و بین مردم و مجاهدین خلق و هواداران بنی صدر چیزی شبیه جنگ رخ داد.

 

خیابان های اطراف دانشگاه تهران تا ساعت ها حالت جنگ زده داشت. هواداران سازمان، حزب رنجبران و احتمالاً گروه های مخالف دیگر در مسیر خیابان ها به بعضی فروشگاه ها، ماشین های دولتی و حتی پلیس حمله کردند. بعضی شخصیت های سیاسی، وکلای مجلس و افسران پلیس در این ماجرا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. با زحمت زیاد پلیس بعد از ساعت ها همکاری با کمیته و سپاه بر اوضاع شهر مسلط شد از فردای آن روز تحلیل ها و تفسیرها شروع شد.

 

هرکس نظری می داد و در جمع، همه محکوم می کردند و روز 14 اسفند 59 به عنوان نقطه عطفی در اتحاد لیبرالیسم، مجاهدین خلق و مائوئیست ها ثبت شد.

 

سازمان با برنامه ریزی قبلی و تدارک کافی، گروه های بیست یا سی نفره میلیشیا را برای شرکت در مراسم چهارده اسفند سازماندهی کرده بود. افرادی که ورزیده تر و دارای هیکل درشت تر از دیگران بودند به عنوان گروه ضربت انتخاب شده بدند.

 

در جمع بندی درون گروهی بعد از مراسم، مسئولان سازمان گفتند که "در داخل دانشگاه خوب کتک زدیم ولی در خارج از دانشگاه بعضی از میلیشیاها کتک خوردند." رجوی هم در یک تحلیل درون گروهی اظهار داشت که هدف اصلی سازمان از مشارکت در مراسم 14 اسفند و درگیری های سازماندهی شده آن، "قدرت نمایی" در مقابل نهادهای انقلابی بود.

 

آمادگی برای عملیات مسلحانه

 

از فردای 14 اسفند درگیری ها شدیدتر شد، تنها در چند روز عید سال 60 اوضاع اجتماعی آرام گشت و دوباره از نیمه دوم فروردین درگیری ها شروع شد. همه چیز برای مقابله با نظام آماده می شد:

 

طبق هماهنگی با سفارت فرانسه که احتمالاً بنی صدر یکی از واسطه های اصلی این ارتباط بود، در اواخر سال 59 رجوی مخفیانه به فرانسه رفته و در اردیبهشت ماه 60 بعد از بازگشت، ترتیب نشستی درون گروهی را داد و خط مبارزه تا سرنگونی نظام را ابلاغ کرد.

 

...مسعود رجوی در سفرش به فرانسه که بین بیست روز تا یک ماه طول کشید اقدام به هماهنگی با کشورهای غربی برای مبارزه مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی نمود و تأییدیه آنها را اخذ کرده بود و در نظر داشت در 24 ساعت اول، حرکت مسلحانه سازمان در صورت موفقیت، از سوی قدرت های غربی به رسمیت شناخته شود... این ارتباط در تحقیقات محرز شد و برخی اعضای دستگیر شده سازمان بعدها بر آن گواهی دادند. وقایع بعدی نیز گواهی دیگری بر هماهنگی قبلی با فرانسه بود.

 

اولین جرقه های آشکار جانبداری غرب از سازمان در مصاحبه های دو روزنامه مشهور فرانسوی اونیتا و لیبراسیون در تابستان 59 زده شده بود. هم زمان، ارتباط هایی با دولت عراق از سوی سازمان برقرار شده و در مواردی رادیوی بغداد آشکارا از مجاهدین خلق تمجید و حمایت می کرد.

 

در تابستان 59 اطلاعات به دست آمده نشان می داد: "طبق گفته افسران استخبارات [=سازمان امنیت] در بصره، مجاهدین خلق از گروه های مترقی مخالف دولت آیت الله خمینی است. حزب بعث شاخه بصره در تقسیم بندی گروه های ایرانی، چریک های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق را چپ انقلابی می داند و در جزوات آموزشی، روحانیت و حزب جمهوری اسلامی و در رأس آن آیت الله خمینی را ارتجاع معرفی می کند."

 

سازمان از بهار 60 عملیات فشرده آماده سازی خود را برای شورش مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی آغاز کرده و با اتکا به ارتباط با دولت عراق و دولت های غربی حمایت لجستیکی و تبلیغاتی آنها را کسب نموده بود.

 

انبارهای مهمات و تسلیحات سازمان غبارگیری و سلاح ها روغن کاری می شد. در سطح نظام، سازمان خطر شناخته شده بود ولی انتظار شوش مسلحانه از سوی آنها در آن مقطع بعید به نظر می رسید. نشریه مجاهد، جمهوری اسلامی را "اسیر چنبره و در مسلخ ارتجاع" توصیف می کرد.

 

نخستین انشعاب سازمان پس از انقلاب

 

در پی سخنرانی امام خمینی در 4 تیرماه 59 درباره التقاط و نفاق سازمان مجاهدین خلق و فضای سیاسی و تبلیغاتی سنگینی که در مورد سازمان ایجاد شد و جریان ها و اشخاص مختلف به اعلام موضع در این مورد پرداختند، سه تن از اعضای قدیمی سازمان، رضا رئیسی، حمید نوحی، حسین رفیعی طی اطلاعیه ای به تاریخ 11 تیرماه که اولین بار در روزنامه کیهان مورخ 16 تیر منتشر شد، اعلام کردند که روابط خود را با سازمان از نهم تیرماه قطع کرده اند.

 

بعدها -در زمستان 59- این سه تن، که اولین جمعی بودند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی سازمان را ترک می کردند، در پاسخ به ادعاها و اتهامات وارد شده به آنان از سوی سازمان مجاهدین خلق، کتابی را با عنوان روند جدایی منتشر نمودند. این کتاب مجموعه مکاتبات، سوابق، و فعل و انفعالات مربوط به این انشعاب را- مستنداً- دربرداشت.

 

مطالب تکان دهنده ای در این کتاب مطرح شده که گره های مهمی را درباره دوران 28 ماهه فعالیت علنی سازمان می گشاید. دورانی که سازمان مزبور مدعی است، در طول آن، بی آنکه اندیشه براندازی یا جنگ داخلی داشته باشد، توسط مخالفان خود و طرفداران نظام مورد هجوم قرار گرفته و سرانجام، چاره و گریزی جز دست یازیدن به حرکت مسلحانه و ورد به "فاز نظامی" نداشته است! کتاب مزبور از آن جهت اهمیت دارد که در زمان تألیف و انتشار آن، سازمان مجاهدین خلق "فاز سیاسی" خود را می گذرانده و نزاع مسلحانه علنی با نظام نداشته است. تاریخ امضای ختم تألیف روند جدایی، دی ماه 1359 می باشد.

 

حوادث چهاردهم اسفند 59؛ عریانی پیوند گروه های ضدنظام با بنی صدر

 

در پی چالشها و فراز ونشیب های مربوط به معرفی کابینه به مجلس شورای اسلامی، بنی صدر در 17 شهریور 1359 در میدان شهدا، سخنانی ایراد کرد که منشأ بسیاری از مسائل بعدی شد.

 

وی با اشارت و کنایات روشن، نیروهای پیرو خط امام بویژه سران قوای مقننه و قضائیه و روحانیان منتقد خود را مورد حمله قرار داد و فضای سیاسی کشور را به شدت ملتهب و متشنج ساخت.

 

چندی بعد بنی صدر در سخنرانی روز عاشورا که در میدان آزادی انجام شد، هماهنگ با تبلیغات سازمان مجاهدین خلق و سایر گروه های معاند، اتهام شکنجه در زندان ها را به شکلی کاملاً تهییج آمیز و تحریک کننده مطرح ساخت.

 

جنجالی که بنی صدر در مورد زندان ها و شکنجه به پا کرد، در روزنامه ها بخصوص نشریات گروه ها گسترش یافت. در این میان، نیروهای تغذیه کننده بنی صدر -یعنی مجاهدین خلق- حداکثر بهره برداری را از این امر کردند و تا ماه ها بعد، فضای کشور را به این مسئله و بحران آفرینی های خود آوردند.

 

پس از انتشار بیشتر گزارش های ادعایی مربوط به شکنجه و اوج گیری تبلیغات سیاه داخل و خارج در این خصوص، آیت الله موسوی اردبیلی دادستان کل کشور، نتیجه دیدار با امام خمینی را چنین اعلام نمود.

 

امام اینجانب را مأمور فرمودند تا هیئتی را برای رسیدگی به وضع زندان ها تشکیل دهم و نماینده ای نیز از جانب ایشان در این هیئت عضویت دارند. امام از شایعه شکنجه سخت ناراحت بودند و فرمودند: "هیئت باید با قاطعیت از تمام زندان ها بازدید نموده، در صورت ثبوت شکنجه، باید شکنجه گر قصاص شود."...ما انقلاب کردیم تا آنچه در زندان های زمان شاه معدوم می گذشت، دیگر صورت نگیرد اگر چنین چیزی درست باشد. یقیناً امام و ملت ایران این موضوع را نخواهند بخشید.

 

هیئت تحقیق تشکیل شد و به بررسی امر پرداخت. اعضای آن عبارت بودند از: حجت الاسلام محمد منتظری از جانب امام، علی محمد بشارتی جهرمی از جانب مجلس، دکتر افتخار جهرمی از سوی شورای نگهبان و حسین دادگر دادستان تهران از سوی شورای عالی قضایی.

 

کار هیئت مزبور ماه ها به طول انجامید و همه زندان های کشور بدون استثناء مورد بازدید قرار گرفت. در پایان تحقیقات، شهید منتظری نماینده امام چنین اظهارنظر کرد:

 

نظام حاکم بر بازجویی ها و بازپرسی و دادگاه ها و زندان هاي ما، به هیچ وجه مبتنی بر شکنجه نیست و اگر موارد معدودی دیده شده، به طور استثنایی و از سوی افراد غیرمسئول بوده است. اتهام وارده به روش بازجویی و بازپرسی از طرف یکی از مقامات کشور، به هیچ وجه صحیح نیست.

 

دادستان عمومی تهران نیز در خاتمه تحقیقات اظهار داشت: زندانیان پیش از هر چیز از بلاتکلیفی و یا در انتظار عفو بودن خودشان می گفتند و اینکه اصلاً شکنجه وجود ندارد و چرا این سئوال را می کنید.

 

در پاییز و زمستان 59، به رغم گسترش ابعاد جنگ دفاعی ایران در مقابل تجاوز همه جانبه عراق، فضای سیاسی کشور با تشنجات و درگیری های سازمان و دفتر بنی صدر و سایر گروه های مؤتلف وی به شدت بحرانی شده بود. حوادث و اتفاقات مشکوکی در مناطق مختلف موجب افزایش هیجان ها ودشمنی ها در تمام سطوح و اقشار جامعه می گشت.

 

در تهران و کرمان دو نفر در خلال اینگونه درگیری ها به قتل رسیدند، در تبریز در بیست و سوم بهمن، طی یک درگیری شدید در یک دبیرستان خسارات زیادی وارد گردید و عده ای مجروح شدند. یک عضو سابق سازمان بدون ذکر نام طی سلسله مقالاتی در روزنامه کیهان به افشای پشت پرده درگیری های شهری و برنامه ریزی و اهداف سازمان از این درگیری ها پرداخت. در این مقالات طرح ایجاد جنگ داخلی و شورش مسلحانه منافقین با ذکر نمونه ها و موارد مشخص و مستندی تشریح و تحلیل شده بود.

 

در اجتماع هفتم اسفند در امجدیه، در حین سخنرانی 4 تن از نمایندگان مجلس عضو نهضت آزادی (مهندس بازرگان، دکتر سحابی، دکتر یزدی و مهندس صباغیان) و در پی سخنرانی های تحریک آمیز نامبردگان که در حمایت از مواضع بنی صدر و مخالفت با روحانیت و نیروهای پیرو خط امام ابراز شد، اغتشاشاتی بروز کرد. پیش از این مراسم، وزارت کشور در اطلاعیه ای اعلام نمود که اخلالگران در اجتماع امجدیه دستگیر و مجازات خواهند شد.

 

شرکت کنندگان در مراسم 14 اسفند

 

بخش سازماندهی شده و متشکل جمعیتی که در 14 اسفند در دانشگاه تهران اجتماع کردند، هواداران سازمان مجاهدین خلق بودند.

 

روز قبل از مراسم به وسیله سرتیم ها از تمام افراد میلیشیا و هواداران سازمان خواسته شد که از صبح پنجشنبه برنامه خود را شروع کردند. تیم ها با فرماندهی مشخص و آمادگی کامل برای درگیری تقسیم شده بودند.

 

از جمله شعارهایی که از طرف سازمان با تمرکز بر حملات شدید به حزب جمهوری اسلامی به عنوان نماد متشکل نیروهای پیرو خط امام، به میلیشیا و دیگر هواداران ابلاغ شده بود، چنین بودند: "بنی صدر، بنی صدر، افشاکن"، "مرگ بر چماقدار"، "مرگ بر حزب چماق به دستان"، "حزب چماق به دستان، باید بره گورستان"، "نصرمن الله و فتح قریب، مرگ بر این حزبک مردم فریب"، "تا حزب سقط نشود، این وطن وطن نشود"، "صدا و سیمای ما، از انصار حزبی، آزاد باید گردد"، "مرگ بر بهشتی"، "بهشتی، بهشتی طالقانی را تو کشتی"، "تا بهشتی کفن نشود، این وطن وطن نشود"...

 

میلیشیا و دیگر هواداران سازمان به صورت منسجم و منظم قبل از شروع مراسم وارد دانشگاه شدند؛ جلوی تریبون را اشغال کرده و قسمت های درنظر گرفته شده زمین چمن را پوشاندند.

 

پس از شروع سخنرانی بنی صدر و از آغاز برنامه ریزی شده درگیری ها، گروهاي ضربت سازمان که از افراد قوی متشکل بود، با کلیه توان و نیرو در درگیری و هدایت آن شرکت کردند.

 

با درگیری وسیع نیروهای گارد ریاست جمهوری علیه مردم و ضرب و شتم بسیاری از آنان نیروهای سازماندهی شده میلیشیا و گارد بنی صدر با فرماندهی مستقیم شخص رئیس جمهور، اغتشاش 14 اسفند چالش سیاسی اجتماعی وسیع و گسترده ای حول مشروعیت و صلاحیت سیاسی و فکری رئیس جمهور پدید آورد. عدم حمایت اکثریت مردم از فراخوان های بعدی بنی صدر و گروه های سیاسی مؤتلف وی غائله 14 اسفند را به نقطه عطف سرنوشت سیاسی بنی صدر تبدیل نمود و پس از آن عملاً رئیس جمهور کاملاً به رئیس یک جبهه محدود گروه های سیاسی برای مقابله با نیروهای پیرو خط امام مبدل گردید.

 

به میزانی که مهندس بازرگان و نهضت آزادی، همسویی و ائتلاف خود را با بنی صدر بیشتر نشان می دادند، موضع گیری آنان در قبال سازمان نیز دوستانه تر و مشفقانه تر می شد. روزنامه "میزان" که ارگان غیررسمی نهضت آزادی محسوب می گردید، درتنش ها و درگیری های بنی صدر و سازمان علیه نیروهای پیرو خط امام، با مقالات و اخبار و مواضع خود آشکارا به جانبداری از آنان می پرداخت.

 

در چنین فضایی، در دوازدهم اردیبهشت ماه 60، مقاله ای از مهندس مهدی بازرگان در روزنامه میزان به چاپ رسید که واکنش های متفاوتی را برانگیخت؛ حتی عنوان مقاله مناقشاتی را در پی داشت: "فرزندان مجاهد و مکتبی عزیزم"؛ از یک سو خطاب به رجوی و اعضا و هواداران وی، و از سوی دیگر خطاب به جوانان حزب اللهی و طرفدار نظام. بازرگان مقاله مزبور را این گونه شروع کرده بود:

 

...به هر دوی شما، سازمان مجاهدین خلق و به گروه ها و نهادهایی که عنوان مکتبی اختیار کرده اید، فرزند می گویم و هر دو را برادر همدیگر می دانم...

 

بازرگان در ادامه، مجاهدین خلق را "فرزندان نهضت آزادی" خوانده خطاب به آنان نوشت: مجاهدین خلق، شما فرزندان نهضت آزادی هستید. در سال 1343 که در زندان بودیم، به دنیا آمدید و راه خود را پیش گرفتید، بدون آنکه از خانه فرار کرده یا اخراج شده باشید.

 

خبر مرتبط:

 

بازرگان: به رجوي رأي دهيد/ بني‌صدر: رجوي داراي پايگاه مردمي است

 

همدستي بني صدر با منافقين در کودتاي نوژه

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/07ساعت 13:4  توسط حسین  | 

 

محمد حسینی بهشتی كه گاهی به اشتباه محمدحسین بهشتی می نویسند در یك خانواده روحانی در آبان 1307 در محله لومبان ( لبنان ) – از محله های قدیمی اصفهان ، به دنیا آمد ! پدر ایشان از روحانیون و مدرسین برجسته حوزه علمیه اصفهان محسوب می شد كه سلسله نسب این خاندان به حضرت زین العابدین – امام چهارم شیعیان – می رسد و فشارهای رضاخانی و تحقیرهای اعمال شده در عصر پهلوی دوم ( 1320-1357 ) مانع پویایی و رسالت تبلیغ دین در خاندان بهشتی نشد . خانواده بهشتی از طرف پدر و هم از طرف مادر روحانی بود . ایشان در سن 4 سالگی تحصیلات خود را در خانه آغاز نمود . (2)
سید محمد پس از فرا گرفتن قرآن و كسب موفقیت در خواندن و نوشتن در مكتب خانه ، راهی دبستان شد و پس از اتمام دوره ابتدایی پایه اول و دوم متوسطه را در دبیرستان سعدی گذراند و پس به حوزه علمیه اصفهان رفت و در مدرسه علمیه اصفهان ادبیات عرب ، منطق و كلام و سطوح فقه و اصول را پشت سر گذاشت . ایشان در دوره متوسطه به زبان فرانسه آشنایی پیدا نمود و قبل از عزیمت به قم زبان انگلیسی را از یكی از آشنایان فرا گرفت . (3)
سید محمد تحصیلات حوزوی خود را از سال 1321 در مدرسه اسلامی صدر آغاز نمود و از سن هیجده سالگی در سال 1325 به سوی حوزه علمیه قم رهسپار شد و در مدرسه حجتیه اقامت گزید . (4) و از محضر علمای حوزه بهره برد ، به طوری كه فقه و اصول را نزد
آیت الله بروجردی ، امام خمینی و آیت الله محقق داماد فرا گرفت . ایشان از محضر علمای دیگر همچون : آیت الله سید محمدتقی خوانساری ، آیت الله حجت كوه كمره ای و نیز مقداری از كفایه را نزد آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری فرا گرفت . سید محمد بهشتی علاوه بر تحصیل به تدریس نیز می پرداخت و در سال 1327 موفق به اخذ دیپلم به صورت متفرقه شد . (4)
پس از مدتی وارد دانشكده معقول و منقول ( الهیات و معارف اسلامی ) گردید و در سال 1330 فارغ التحصیل شد و پس از آن به قم بازگشت و در دبیرستان حكیم نظامی قم به تدریس زبان انگلیسی پرداخت . (5)
سید محمد بهشتی در ادامه تحصیلات خود ، فلسفه را نزد علامه محمدحسین طباطبایی آموخت ، و با استاد مطهری و آقای منتظری مباحثی داشتند ، ایشان تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته فلسفه ادامه داد به طوری كه بعد از چند سال موفق به اخذ درجه دكترا در رشته الهیات و فلسفه شد . (6)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/07ساعت 12:47  توسط حسین  | 

  احمدي‌نژاد چه دولتي را از خاتمي تحويل گرفت؟

 

 

روز 4 تیر 84 هنگامی که نتیجه قطعی انتخابات ریاست جمهوری مشخص شد، دولت وقت به صورت ضرب الاجلی به تصویب برخی طرح ها در هیأت دولت و ارسال لوایح به مجلس اقدام کرد که این طرح ها و لوایح اغلب از قوت کارشناسی قابل توجهی برخوردار نبود و با انگیزه محدود ساختن تصمیم سازی های دولت بعدی تهیه شده بود.

 

به گزارش رجانیوز، برخی از این مصوبات ضرب الاجلی مانند برداشت از حساب ذخيره ارزي و خالي کردن اين حساب، صدور مجوز يکباره بيش از 70 نشريه، قراردادهاي نفتي، اعزام سفيران و... هر يک به موانعي براي کاهش سرعت دولت و مجبور ساختن دولت به اصلاح اين مصوبات تبديل شدند.

 

براساس برخي گزارش ها، تنها در اواخر تيرماه 84 مجوز انتشار بيش از 70 نشريه صادر شد كه برخي از اين دريافت كنندگان داراي مشاغل غيرمطبوعاتي بودند و برخي ديگر سوابق منفي و ناموفقي را در عرصه مطبوعات داشتند.

 

همچنین در ماه هاي آخر دولت هشتم و علي رغم اعلام دولت مبني بر عدم اعزام سفيران جديد، برخی سفراي جديد به كشورهاي خارجي اعزام شدند که اغلب از نزدیکان سیاسی دولت وقت بودند.

 

با تصويب دولت هشتم، يك ميليارد و 110 ميليون ريال به وزرا و معاونان جهت كمك هزينه هاي ضروري پرداخت شد. اين در حالي بود كه 3 ماه بیشتر از ابتدای سال نگذشته بود و بخش اعظم اعتبارات اختصاص يافته براساس بودجه، هنوز هزينه نشده بود.

 

با تصويب هيأت دولت، مقرر شد دولت تا پايان شهريور ماه 84، سه مرتبه از حساب ذخيره ارزي در مجموع به ميزان 940 ميليون دلار برداشت كند.

 

براساس اين تصويب نامه، بانك مركزي مكلف بود معادل 940ميليون دلار از موجودي حساب ذخيره ارزي را معادل 658 ميليون دلار يعني 70 درصد آن را تا پنجم تيرماه و 188 ميليون دلار يعني 20 درصد آن را تا 30 تيرماه و 94 ميليون دلار مابقي يعني 10 درصد آن را تا 20 مردادماه سال 84 به حساب خود برداشت و وجوه ريالي ناشي از تسعير اعتبار ارزي ياد شده را به حساب خزانه واريز كند.

 

نكته قابل توجه در اين مصوبه آن است كه 90 درصد برداشت دولت، قبل از انتقال دولت انجام شد.

 

مصباحي مقدم، عضو كميسيون اقتصادي مجلس هفتم در این زمینه اعلام كرده بود از مجموع 30 ميليارد دلار ذخيره ارزي، تنها 12 ميليارد دلار باقي مانده است. وي با اشاره به عملكرد دولت وقت در برداشت از حساب ذخيره ارزي گفته بود دولت در چند سال اخير سعي كرده است مشكلات نقدينگي خود را با لوايحي براي برداشت از اين حساب برطرف كند كه اين اقدام اصلاً منطقي نيست و تورم نيز باعث دامن زدن به آن مي شود.

 

به اعتقاد برخي كارشناسان، آنچه در حساب ذخيره ارزي باقي ماند كمي بيش از 8 ميليارد دلار بود كه قرارداد آن با بخش خصوصي بسته شد يعني دولت آينده با حساب خالي صندوق ارزي روبرو شد.

 

در سه ماهه اول 84 نسبت به مدت مشابه سال قبل، برداشت دولت از حساب ذخيره ارزي حدود 500 درصد رشد داشت.

 

براساس گزارش هاي بانك مركزي، ميزان برداشت دولت از حساب ذخيره ارزي از يك هزار و 713 ميليارد ريال در 3 ماهه اول سال 82 به 8 هزار و 532 ميليارد ريال در 3 ماهه اول سال جاري رسيده بود.

 

دولت در حالي در 3 ماهه اول سال 84 هشت هزار و 532 ميليارد ريال از حساب ذخيره ارزي برداشت كرد كه طبق رقم مصوب بودجه اي، در اين مدت بايد يك هزار و 126 ميليارد ريال از منابع اين حساب استفاده مي كرده است.

 

احمدي نژاد در حقیقت دولت را در شرایطی تحویل گرفت که قوه مجريه با كسري بودجه 2/9 ميليارد دلاري مواجه بود. حساب ذخيره ارزي تقريباً خالي و رشد نقدينگي به مرز 30 درصد رسيده بود. همچنين بودجه سال 84 با كسري 10 ميليارد دلاري روبرو بود.

 

به اعتقاد كارشناسان، رشد نقدينگي در سال 84 به رقم 60 هزار ميليارد تومان رسيد كه آثار تورمي سنگين را براقتصاد كشور تحميل كرد.

 

به گفته كارشناسان در سال 84 با وجود هزينه 400 ميليارد دلاري در طول سه برنامه توسعه، شاخصه هاي اقتصادي مطلوبي را نداريم و از مجموع 30 ميليارد دلار صندوق ذخيره ارزي، 75 درصد آن صرف هزينه هاي جاري و مخارج اضافي شده است.

 

همچنين براساس آمار سازمان برنامه و بودجه، 54 هزار طرح نيمه تمام در كشور وجود داشت كه هزينه استهلاك آنها ميلياردها دلار برآورد شد. در آن سال، 9 ميليون نفر از مردم زير خط فقر به سر مي بردند كه از اين تعداد حدود دو ميليون نفر در فقر مطلق زندگي مي كردند.

 

براساس مصوبه دولت وقت، معادل 2 ماه حقوق و پاداش به كاركنان ستادي پرداخت شد. اين مصوبه در حالي اجرايي شد كه دولت در سال هاي قبل از آن، همواره با كسري بودجه مواجه بود و در ماه هاي آخر سال 83 نه تنها قادر به پرداخت عيدي كاركنان نبود، بلكه حقوق عادي معلمان، ارتشي ها، پرستاران و بازنشستگان با تأخيرهاي چند ماهه پرداخت شد.

 

از سوی دیگر، سرعت انعقاد قراردادها بويژه در امور نفتي طي هفته ها و ماه هاي آخر دولت هشتم به طور کم سابقه ای امضا شد و بنا به دلایل نامشخص قراردادهایی که بعضاً با تأخير چند ساله در صف بودند، ناگهان مورد موافقت قرار گرفته و امضا شدند.

 

نكته تأسف‌بار در اين قراردادها، واگذاري آنها با ارقام بسيار بالاتر به طرف هاي خارجي نسبت به متقاضيان داخلي بود.

 

مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي درباره انعقاد برخي از اين قراردادها از جمله مناقصه هاي شركت ملي صنايع پتروشيمي مطالب تكان دهنده اي را منتشر كرد و توضيحات بعدي مسئولان شركت ملي صنايع پتروشيمي نيز نه تنها اين نگراني ها را برطرف نكرد، بلكه برآن افزود.

 

در گزارش مرکز پژوهش های مجلس درخصوص یکی از این قراردادها آمده بود: ولاً در اين دو قرارداد، پاكت دو شركت سازنده ايراني براي شركت در اين مناقصه ها باز نشد و كار به شركت هاي خارجي (آلماني) سپرده شد. ثانياً رقم پيشنهادي شركت هاي داخلي 565 ميليون يورو و كمتر از طرف خارجي بود. به عبارت ديگر معلوم نيست چرا كاري را كه شركت هاي داخلي قادر به انجام آن بوده اند، معادل 600 ميليارد تومان گران تر به طرف خارجي سپرده شد. با چه مجوزي اينگونه از بيت المال بذل و بخشش شده است. آيا پورسانت هاي حداقل 5 درصدي در اين معاملات سبب عقد قراردادهاي عجولانه، غيركارشناسانه و خلاف منافع ملي شده است؟

 

از سوي ديگر، مسئول سابق اطلاعات و اخبار مناطق نفت خيز جنوب، در گفتگو با برخي خبرگزاري ها، از حيف و ميل 800 ميليون دلاري در عقد قرارداد حوزه نفتي دارخوين خبر داد. به گفته اين مسئول، جمع كثيري از كارشناسان ارشد نفتي كشورمان با اشاره به پيشنهاد 220 ميليون دلاري سازندگان داخلي يادآور شدند: طرح چند مرحله اي شركت نفت خيز جنوب براي ميدان دارخوين از سوي كميته مشاركت هاي بين المللي به عنوان بهترين گزينه از نظر فني و اقتصادي نسبت به شركت هاي خارجي «اني»، «لازمو»، «بي جي» و «آركو» شناخته شده بود. قيمت پيشنهادي مناطق نفت خيز براي توسعه ميدان حدود 220 ميليون دلار اعلام شد كه از محل بخشي از توليد ميدان به راحتي قابل تأمين بود، ولي به اين مسأله اعتنايي نشد و سرانجام ميدان مذكور با بيش از يك ميليارد دلار به ايتاليايي ها واگذار گرديد كه در نتيجه حدود 800 ميليون دلار به كشور خسارت وارد گرديد. علت گراني اين شيوه آن است كه در بيع متقابل هزينه سرمايه گذاري ميادين را پيمانكار خارجي تعيين مي كند.

 

مدير شركت ايتاليايي «اني» پس از عقد قرارداد ميدان نفتي دارخوين، واگذاري اين ميدان مهم نفتي را به عنوان پاداشي بزرگ براي ايتاليايي ها خواند. شايد علت اظهارات وي اين باشد كه 60 درصد توليد نفت دارخوين براي سال هاي متمادي نصيب آنها شد.

 

مسئولان وزارت نفت در حالي يكي از دلايل عقد اين قرارداد را بهره مندي از تكنولوژي روز عنوان كردند كه حدود نيمي از كار توسعه ميادين نفتي را «شركت حفاري جنوب» انجام مي دهد و در ميدان هايي نظير دارخوين و ميدان گازي تابناك، دكل هاي خارجي با توجه به پيچيدگي هاي اين ميادين توانايي حفاري آنها را نداشتند لذا طرف هاي خارجي قرارداد، سرانجام مجبور شدند كار حفاري اين چاه ها را البته با واسطه گري و قيمت بسيار پايين به شركت ملي حفاري ايران واگذار نمايند. از سوي ديگر، براساس قراردادهايي كه طي ساليان اخير در مخزن نفت و گاز منعقد گرديده، برنامه كنترل توليد نفت و گاز كشور كه قبلاً تحت مديريت كارشناسان ايراني بود، به دست شركت هاي خارجي افتاد.

 

همچنین دولت هشتم در چند ماه آخر، دستور تأسيس 30 شهر جديد را صادر كرد. به طوری که تأسيس هر شهر جديد ده ها ميليارد تومان هزينه و بار مالي بر دوش دولت آينده مي گذاشت زيرا براي تأسيس هر شهر بايستي بيش از 100 اداره دولتي و كشوري در آن ايجاد شود.

 

انجام استخدام های گسترده در برخي وزارتخانه ها از جمله وزارت رفاه و تأمين اجتماعي، كشور، جهاد كشاورزي، ارشاد، نفت، نيرو و صنايع و معادن و رسمی شدن كارمندان پيمانكار و قراردادي که تا پیش از آن به دليل مشكلات ريالي، استخدام نشده بودند، از جمله دیگر اقدامات انجام شده در ماههای پایانی دولت هشتم بود.

 

همچنین شوراي پول و اعتبار، تسهيلات مسكن را از 12 ميليون به 18 ميليون تومان افزايش داد، اما از آنجا كه تصميم گيران، اعتبار لازم را براي تحقق اين امر پيش بيني نكرده اند، دوره آزمايشي سه تا شش ماهه را براي آن مدنظر قرار دادند. به عبارت ديگر اگر دولت بعد طرح آزمايشي 18 ميليوني را متوقف می کرد، در افكار عمومي بايد جوابگو می بود. اين در حالي است كه برخلاف قبل، سقف سپرده گذاري مردم كه شش ميليون تومان بود، بدون تغيير باقي مانده است.

 

براساس مصوبه هيأت دولت، دولت آينده موظف به احداث 20 پالايشگاه در كشور نیز شد. اين در حالي بود كه وزير نفت دولت وقت بارها اعلام كرده بود با توجه به هزينه هاي هنگفت احداث پالايشگاه، عصر احداث پالايشگاه به سر آمده است.

 

هيأت دولت هشتم همچنین تأکید کرد ميزان فوق العاده در مورد كاركنان نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور تا شصت درصد قابل افزايش مي باشد و دستگاه هاي اجرايي مجازند براي تأمين هزينه استقرار اوليه كاركنان خويش معادل شش ماه فوق العاده اشتغال خارج از كشور را در ابتداي مأموريت به كاركنان پرداخت نمايند.

 

براساس مصوبه هيأت دولت، بدهي وارد كنندگان كالا در شبكه بانكي با بخشودگي مواجه خواهد شد. براساس مصوبه ديگري، بدهي وارد كنندگان دولتي كالا نيز با بخشودگي روبه رو شد.

 

مصوبات ضرب الاجلی متعدد دیگری نیز که حاوی بار مالی سنگینی برای دولت بود در ماههای آخر گذرانده شد که اگرچه اصل مورد توجه قرار گرفتن بسیاری از آنها ضروری بود اما تصویب ضرب الاجلی و کارشناسی نشده آنها با هدف تحت فشار گذاشتن دولت بعدی، موجب شد دولت نهم ماهها وقت صرف اصلاح این لوایح نماید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/06ساعت 11:48  توسط حسین  | 

  مأموريت ويژه سخنگويان داخلي امريکا؛ لوث کردن توطئه ترور احمدي‌نژاد

 

 

 

رييس جمهور امروز در حاشيه افتتاح سايت‌هاي تخصصي و كاربردي وزارت بازرگاني هنگامی که به میان خبرنگاران آمد بلافاصله با پرسش هایی مبنی بر توضیح بیشتر درباره جزئیات طرح ترور و ربودن او در عراق روبرو شد.

 

به گزارش رجانیوز، دکتر احمدی نژاد پنج شنبه هفته گذشته در اجلاس سالیانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و علمای بلاد، از خنثی شدن طرح ترور و ربودنش در جریان سفر 30 ساعته به عراق که زمان انجام آن از 3 هفته قبل اعلام شده بود، خبر داده بود. این خبر از سوی مقامات امریکایی با واکنش علنی روبرو نشد. تنها خبرگزاری ایرنا 2 روز پیش از شوکه شدن مقامات امنیتی ایالات متحده از افشای این طرح خبر داد.

 

با این حال، برخی مقامات دست چندم عراقی از این توطئه ابراز بی اطلاعی کردند و تعدادی از مخالفان سیاسی دولت نهم نیز که جدی ترین موضوعات ملی را نیز بارها به تمسخر کشیده اند، در این زمینه نیز در نقش سخنگویان داخلی دولت امریکا عمل کرده و تمام تلاش خود را بکار بستند تا امریکا را از این اتهام تبرئه کنند و اظهارات احمدی نژاد را حاصل توهم توطئه وی بخوانند.

 

اما رئیس جمهور امروز 6 روز پس از افشای این طرح با اشاره به اينكه در سفر نوري المالكي نخست‌وزير عراق به تهران به وي گفتم كه اگر اين خبر را تكذيب كنيد جزئيات طرح ترور را منتشر خواهيم كرد تا همگان از آن اطلاع يابند، افزود: البته ديدم افراد ديگري اقدام به تکذيب کرده اند که برايم جالب بود زيرا من در مورد اقدام آمريکايي ها گفتم اما برخي افراد در عراق موضوع را تکذيب کردند که ربطي به آنها نداشت و تکذيب آنها معني نداشت و علي القاعده آنها نمي بايست در جريان باشند.

 

وی ادامه داد: من اين موضوع را مطرح کردم و طرف اصلي که دولت آمريکا بود نتوانست آن را تکذيب کند و دليل آن نيز بسيار روشن است.

 

"خنده دار تر اين بود که بعضي ها در داخل نيز موضوع را تکذيب کرده اند که بايد از آنها پرسيد چه ارتباطي بين اينهابا مسأله وجود دارد که چنين ناشي گري کرده اند و اينکه براي که تلاش مي کنند؟ آيا نمايندگي از طرف مقابل داشته اند؟"

 

احمدی نژاد در ادامه از این افراد با کنایه به سخنگویان داخلی امریکا یاد کرد و گفت: جالب اينجا بود که عده اي در داخل گو اينکه سخنگوي دولت امريکا هستند، اقدام به تکذيب کرده اند جاي سوال جدي اين است که اينها چرا تکذيب کرده اند و اگر به اين سؤال پاسخ دهند، ريشه درگيري هاي سياسي در داخل روشن مي شود.

 

رييس جمهور افزود: به نظر مي رسد آمريکايي ها به عده اي نمايندگي داده اند و افراد حاشيه اي خود را وارد صحنه کرده اند تا موضوع را لوث کنند که البته لوث نخواهد شد و آنها خودشان مي دانند که چه کرده اند و آثار و تبعات آن هم مشخص است، اينطور سراسيمه عمل کردن و تکذيب در داخل جاي سوال جدي است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/06ساعت 11:45  توسط حسین  | 

منع خاتمي از مخالفت علني با کانديداتوري

 

 

>> ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری 88 به صورت غیررسمی فعال شده است.

اعضاء مؤثر این ستاد در واکنش به مخالفت محمد خاتمی با کاندیداتوری از وی تقاضا کرده اند این مخالفت را به صورت علنی اعلام نکند تا رقیب دچار بحران تصمیم گیری شود.

 

>> در حالیکه انجمن صنفی روزنامه نگاران از ارائه خدمات به اعضا به بهانه مشکلات مالی ابراز ناتوانی می کند، سفرهای خارجی مکرر برخی اعضاء خاص این انجمن شبهات زیادی را پدید آورده است.

اخیراً یکی از زنان فعال در انجمن که طی ماههای اخیر سفرهای متعددی به خارج از کشور داشته است، از سفر بروکسل به تهران بازگشت. انجمن صنفی روز گذشته با حکم وزارت کار منحل شد.

 

>> در دیدار چندی قبل قالیباف با آیت الله مکارم، این مرجع تقلید از رویکرد برخی روزنامه های وابسته به شهردار تهران در قبال اخبار مربوط به مرجعیت ابراز گلایه کرده است. قالیباف نیز به روزنامه های تهران امروز و حزب الله در این زمینه تذکر داده است.

 

>> یکی از نمایندگان مجلس که اعتبارنامه اش به دلیل مفاسد اخلاقی رد شده است، در زمان نمایندگی مجلس هفتم نیز برخی موارد اینچنینی داشته که در حراست مجلس ثبت شده است.

 

>> طیف موسوم به اصولگرایان تحولخواه که از مخالفان جدی تصویب 2 فوریت لایحه جبران خشکسالی در اولین جلسه رسمی مجلس هشتم بودند، پیش از این، در جلسه مشترک دولت و مجلس با تصویب 2 فوریت این لایحه موافقت کرده بود.

 

>> گفته می شود علی اکبر ولایتی به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی منصوب خواهد شد. پیش از این نیز اخباری مبنی بر احتمال انتصاب مصطفی پورمحمدی در این شورا منتشر شده بود. ولایتی وزیر اسبق امور خارجه و مشاور رهبر انقلاب در امور بین الملل می باشد.

 

>> اظهارات ضددینی تهمینه میلانی کارگردان فمینیست سینمای ایران در برنامه صبحگاهی شبکه اول سیما موجب شد که پخش شبکه اول حدود 10 دقیقه از آنتن اختصاص یافته به این بخش از برنامه را قطع کند.

میلانی در این برنامه به حجاب اسلامی حمله کرده و تأسیس پارک بانوان و وسایل نقلیه ویژه زنان را نشانه عقب ماندگی جامعه ایران دانسته بود.

 

>> ستاد هماهنگی رسانه های جریان موسوم به اصلاح طلب با توجه به اعلام طرح تحول اقتصادی به این نتیجه رسیده است که این رسانه ها تا هفته آینده طرح تحول اقتصادی را برجسته نکنند و از هفته بعد انتقادات خود را در قالب القاء ناامیدی درخصوص مفید بودن این طرح و پررنگ کردن تبعات منفی احتمالی آن منتشر کنند.

 

>> هفته گذشته دو عضو هیئت علمی دانشکده فنی- مهندسی یکی از دانشگاههای تهران به اتهام جاسوسی برای بیگانه بازداشت شدند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/06ساعت 11:41  توسط حسین  | 

  از سوي رئيس مجمع تشخيص مصلحت بيان شد:
تكرار ابراز نگراني و اتهام كندروي در اجراي اصل 44

 

 

رئیس مجمع تشخیص مصلحت، يك روز پس از سخنراني رئيس جمهور در همایش "نظارت بر اجرای سیاست‌های كلی اصل 44" به سالن همايش هاي صداوسيما آمد تا بدون آنكه نكته بديعي درباره سياست هاي اصل 44 داشته باشد اظهارات 17 ماه قبل خود را تكرار كند.

 

به گزارش رجانيوز، در اين همايش با بیان این ادعا كه نگرانی مقام معظم رهبری درباره اجرای اصل 44 هنوز به قوت خود باقی است، ادامه داد: پس از اخطار تلخ رهبری در این‌باره چه اتفاقی افتاده؟ حقیقت این است كه اتفاق خاصی نیفتاده، من نمی‌خواهم كسی را مسوول كنم، خود ما به عنوان مجمع باید پاسخگو باشیم؛ اما ما چه می‌خواستیم و چه پیش آمد.

 

اشاره هاشمي درخصوص نگراني رهبر انقلاب درباره اجراي اصل 44 به ادعاي 17 ماه قبل وي باز مي گردد. 2 بهمن 85 هاشمي در همين سالن و در همايشي با عنوان "همايش ملي سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي" كه بدون حضور نماينده اي از دولت برگزار شد، به دیدار خود و سران قوا در خصوص اصل 44 با مقام معظم رهبری اشاره کرد وگفت: در این دیدار رهبر معظم انقلاب نکات دردمندانه ای از اصل 44 بیان کردند که اگر لازم باشد ایشان خود آنها را اعلام خواهد کرد.

 

اين اظهارات همان روزها با واكنش مقامات دولتي روبرو شد و سخنگوي دولت با تأكيد بر اينكه دولت مسئول اجراي اصل 44 و در برابر رهبري پاسخگوست، افزود: دولت براي اجرايي كردن اصل 44 قانون اساسي تلاش‌هاي مستمر و پيگيري داشته و در اين ارتباط به صورت مستمر برنامه‌ريزي‌هايي را انجام داده است. در ديداري كه رياست محترم جمهور با مقام معظم رهبري داشته‌اند گزارش‌هايي از فعاليت‌هاي دولت در اين ارتباط ارائه شده و ارائه‌ي اين گزارش‌ها ادامه خواهد داشت.

 

وي با بيان اين‌كه "دولت به دغدغه‌ي مقام معظم رهبري در تحقق اين امر اهتمام ويژه‌اي دارد" اظهار داشت: برنامه‌ها و سياست‌هاي كلان دولت در راستاي تحقق چشم‌انداز بيست‌ساله و اجرايي شدن اصل 44 قانون اساسي است. دولت براي تحقق اين امر ‌بايد در ابتدا اصلاح ساختار مي‌كرد. آماده‌سازي كار اجرايي اصل 44 قانون اساسي يك اصل مهم است. ما در كشورمان تجربه‌ي خوبي در ارتباط با شيوه‌ي واگذاري بخش دولتي به بخش خصوصي نداريم و واگذاري‌هاي گذشته بعضا منجر به رانت‌خواري، هدر رفتن منابع ملي كشور و بيكاري كارگران شده و ما اكنون مشكلاتي را از اين بابت داريم. اكنون كارخانه‌ها و شركت‌هايي هستند كه بدون دقت كافي و صرفا به خاطر بهره‌برداري از فرصت‌هاي ويژه واگذار شده‌اند و اين خود باعث ايجاد مشكلاتي براي توليدات كشور و كارگران شده است. ما نبايد در اين راستا بدون بررسي‌هاي لازم و كارشناسي چوب حراج به اموال عمومي بزنيم كه نتايج آن فقط به يك عده‌اي خاص برسد. ما در صدديم كه با واگذاري اين سهام نفع آن به عموم مردم برسد. بخش اقتصادي خصوصي نبايد در انحصار افراد خاصي باشد. اين بايد در اختيار عموم مردم باشد.

 

وي همچنين افزوده بود: "دولت در اين راستا جدي است و اين كار در حوزه‌ي اجرايي دولت مي‌باشد" در پاسخ به سوالي در مورد برگزاري اين همايش از سوي مجمع تشخيص مصلحت نظام، ادامه داد: ما از جزييات برگزاري اين همايش توسط يك مركز غير اجرايي خيلي مطلع نيستيم. البته برگزاري سمينار در كشور ما آزاد است ولي دولت مسوول اجراي اين اصل است و به وسيله‌ي دولت اين امر دنبال مي‌شود و نبايد در مورد آن حواشي ايجاد كرد.

 

همچنين رئيس جمهور نيز در واكنش به اين اظهارات در برنامه اي تلويزيوني گفت: دولت نهم پي‌گير اصلي ابلاغ اصل 44 قانون اساسي بود. من خود پي‌گيري كردم، نامه نوشتم و بعد از آن مقام معظم رهبري ابلاغ كردند. اين دولت مي‌خواهد اقتصاد مردمي را تقويت كند. ما در طول 6 ماه گذشته چندين ميليارد تومان واگذاري داشته‌ايم كه برابر سالها واگذاري بوده است.

 

رييس‌جمهور گفت: در مورد اصل 44 قانون اساسي يك لايحه‌ي مفصل را پيش‌بيني كرده‌ايم. اكنون قرارداد ساخت 22 نيروگاه با بخش خصوصي منعقد شده و 7 نيروگاه نيز به بخش خصوصي واگذار كرده‌ايم.

 

وي گفت: قبل از روي كارآمدن اين دولت بخشي از اصل 44 قانون اساسي ابلاغ شده بود ولي از سوي دولت‌هاي قبلي هيچ اقدامي در اين راستا صورت نگرفته بود. ما در حال حاضر اين آمادگي را داريم كه صنايع بزرگ را واگذار كنيم و تبليغات واگذاري آن به زودي شروع مي‌شود. اجراي اين سياست‌ها زمان مي‌برد، خم رنگ‌رزي نيست.

 

رييس‌جمهور با بيان اين كه ما مردمي‌سازي اقتصاد را آغاز كرده‌ايم، گفت: ما اختصاصي‌سازي اقتصادي را قبول نداريم. ما در راستاي تحقق اين امر سهام عدالت را دنبال مي‌كنيم و سعي داريم اين سهام‌ها را در قالب بورس واگذار كنيم.
احمدي‌نژاد گفت: ما اگر اين را اجرايي كنيم، يعني اصل 44 اجرا شود يك اتفاق بسيار بزرگ رخ مي‌دهد. ما بايد اين اصل را با دقت و كارشناسي جلو ببريم. در مورد نحوه‌ي تحقق اين اصل مثلا 10 سوال جدي وجود دارد كه بايد عالمانه جواب آن را گفت.

 

وي گفت: كل بورس ما در كشور 4 هزار ميليارد تومان سرمايه‌گذاري مي‌كند يا در آن مبادله صورت مي‌گيرد و ما بايد آن را به صورت مدبرانه جلو ببريم و مثلا 7 هزارش بكنيم؛ به نحوي كه سرمايه‌گذاري بيروني نيز مشكلي پيدا نكند. ما در اين راستا بايد مردم را تقويت كنيم تا در خصوصي‌سازي شاهد حضور فعال‌ترشان باشيم.

 

اما بيانات رهبر انقلاب در ديدار 30 بهمن 85 مسئولان و دست اندركاران اجراي سياست هاي اصل 44 نوعي فصل الخطاب اتهام زني ها به دولت بود: البته برخي بيگانگان در تبليغات آشكار يا تعاملات ديپلماتيك سعي مي كنند در شرايط فعلي دولت را مسئول اين وضع جلوه دهند اما اين مشكل در طول سالهاي گذشته به وجود آمده زيرا خط و روش غلط بوده و به اصل 44 قانون اساسي كم توجهي شده است.

 

پرونده آنچه را كه هاشمي كم توجهي به اصل 44 مي خواند در حالي دوباره پس از 17 ماه با تغييرات جزيي گشوده شده است كه دولت ادعا مي كند حجم واگذاريها از سال 84 تا كنون نسبت به كل واگذاريهاي انجام شده تا قبل از سال 84، پانزده برابر شده و به رقمي معادل 32 هزار ميليارد تومان رسيده است.

 

دور جديد انتقاد از دولت در زمينه اجراي سياست هاي اصل 44 در حالي از سوي رئيس مجمع تشخيص مصلحت كليد مي خورد كه اين مجمع در الحاقيه اي كه به باور كارشناسان مبرز اقتصادي مجلس هفتم بر خلاف قانون در روزهاي پاياني بررسي بودجه 87 به اين سند اضافه كرد، دولت را مكلف كرد تا پايان سال 87 حداقل 60 درصد از سهام شركت هاي دولتي غير صدر اصل 44 و 40 درصد سهام شركت هاي ذيل اصل 44 را واگذار كند. امري كه ناتواني بازار بورس در جذب اين ظرفيت واضح بوده و كارشناسان اقتصادي از تصويب اين الحاقيه به عنوان سندي براي بهانه جويي ياد كرده بودند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/03ساعت 11:14  توسط حسین  | 

گفتگوي اختصاصي با فارس بيان شد

ناگفته‌هاي سرتيم حفاظت احمدي‌نژاد از سال 84 تا 86

خبرگزاري فارس: تيم‌هاي حفاظت همواره از نزديكترين افراد به مقامات مسئول محسوب مي‌شوند و از اين جهت ناگفته‌هاي آنان مورد توجه قرار مي گيرد و زواياي رسمي و غير رسمي زندگي يك مسئول بيشتر نمايان مي‌شود. سرتيم رئيس جمهور از سال 84 تا 86 به بيان بخشهايي از اين زوايا پرداخته است.

 

خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس- سردار جهانگير دايي‌حامد از سال 84 به

مدت دو سال مسئوليت تيم حفاظت رئيس جمهور را بر عهده داشت. از آنجايي

كه وي در مقاطع و لحظه‌هاي مختلف در كنار محمود احمدي نژاد بوده، از لحاظ

تاريخي مي‌تواند شاهد خوبي بر مشي و عملكرد شخصي و مديريتي رئيس جمهور

در طول دو سال اول رياست جمهوري باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/02ساعت 21:27  توسط حسین  | 

بازخواني پيوند شوم منافقين، بني‌صدر و نهضت آزادي/1:
بازرگان: به رجوي رأي دهيد/ بني‌صدر: رجوي داراي پايگاه مردمي است

 

 

گروه تاريخ: تاریخ انقلاب اسلامی با فراز و نشیب های متفاوتی همراه بوده است. گروهها و افراد فراوانی پس از پیروزی انقلاب وارد کارزار سیاست شدند، برای فریب افکار عمومی برخی شعارهای طرفداری از خلق سر دادند، برخی دیگر خود را تئوریسین بزرگ "اقتصاد توحیدی" نامیدند، عده ای دیگر شعار ملی گرایی و طرفداری از لیبرالیسم سرمی دادندو... اما "دست تاریخ" نقاب نفاق ها و فریب ها و ادعاهای ملی گرایان را کنار زد و دستشان را در تاریخ ملت رو کرد.

 

آنچه در پی می آید داستان پیوند شوم مثلث "سازمان منافقین"، "بنی صدر" و "نهضت آزادی" از فردای پیروزی انقلاب اسلامی است، هر چند این پیوند از سال های پیش از انقلاب کلید خورده بود لیکن پس از انقلاب جنبه تشکیلاتی، سیاسی و فکری آن پر رنگ تر و تبدیل به یک جریان سیاسی شدند. این 3 جریان، شاخ و برگ های درخت اومانیسم، ماتریالیسم و لیبرالیسم هستند که وحدت در استراتژی و اختلاف در تاکتیک دارند. چه بازرگان بود که منافقین را "فرزندان عزیز" خود می خواند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/02ساعت 21:20  توسط حسین  | 

  در روزنامه منتسب به شهردار تهران صورت گرفت:
تخریب کم سابقه رئیس‌جمهور به رغم نهی صریح یک مقام عالی‌رتبه

 

 

روزنامه تهران امروز که اخیراً پس از تغییرات کادر مدیریتی و مالی و انتقال برخی مشاوران و حامیان