تبليغاتX
مجمع بسیجیان غرب تهران
مشایی سیبل شده است؟ +فیلم مراسم جنجالی (تكميلي: معاون مشايي استعفا كرد)

گروه سیاسی- دو سال قبل، انتشار فیلمی که اسفندیار رحیم مشایی آن را مونتاژ شده خواند، واکنش هایی را در رسانه ها و فضای سیاسی کشور برانگیخت. مشایی پیش از آن نیز با انعکاس اظهاراتش درباره حجاب در یک نشریه ترکیه ای و سپس انتشار فیلم سخنرانی او درخصوص علائم آخرالزمان خبرساز شده بود اما این بار وی با تأکید بر اینکه فیلم منتشر شده از حضور وی هنگام اجرای مراسم رقص در افتتاحیه نمایشگاه گردشگری کشورهای اسلامی در ترکیه، مونتاژ شده بوده و از طریق سعید ابوطالب و عماد افروغ نمایندگان وقت مجلس دراختیار یک سایت اینترنتی قرار داده شده است، افزوده بود از این دو نفر شکایت کرده است و در دادگاه همه چیز معلوم خواهد شد.

5/1 سال پس از آن ماجرا اما مشایی بار دیگر خبرساز شد. وی با تأکید چندباره بر دوستی با مردم اسرائیل خشم جریان های سیاسی، دانشجویان اصولگرا و حتی برخی مراجع تقلید را برانگیخت تا جایی که حتی بعضی از نمایندگان مجلس دست به کار طرح سؤال از رئیس جمهور برای نخستین بار شدند تا از احمدی نژاد به دلیل بیان این مواضع توسط معاونش و عدم ابراز عذرخواهی توضیح بخواهند.

پرونده سؤال از رئیس جمهور البته با بیانات رهبر انقلاب در خطبه های سومین هفته ماه مبارک رمضان نمازجمعه تهران مبنی بر بی اهمیت بودن این موضوع و در عین حال، پوچ، بیهوده و غلط بودن اظهار دوستی با مردم اسرائیل بسته شد.

با این حال، هنوز 2 ماه از آن ماجرا نگذشته، سایت جهان نیوز متعلق به علیرضا زاکانی نماینده تهران در مجلس که وی و نیروهایش از نختستین روزهای ریاست جمهوری احمدی نژاد نظر منفی خود را درخصوص مشایی در محافل به صراحت بیان می کردند، فیلمی را منتشر کرد که بار دیگر نام مشایی و سازمان تحت مدیریتش را از صفحات فرهنگی رسانه ها به صفحات سیاسی کشاند.

این سایت در خبری که هفته گذشته منتشر کرد، نوشت در همايشی در سالن اجتماعات برج ميلاد به ميزباني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري برگزار شد، اتفاقي افتاد كه در كشور بي سابقه بود. هنگام شروع مراسم و قبل از تلاوت قرآن، 12 خانم با لباس محلي دف زنان روي سن آمدند و در حالي كه قرآن را در سيني گذاشته بودند، به حالت ريتميك قرآن را به قاري تحويل داده و سن را ترك کردند و سپس قاري مراسم (که از قاریان مشهور کشور می باشد) شروع به تلاوت قرآن کرد. پس از پايان تلاوت قرآن، دوباره این افراد به همان صورت روي سن آمدند و در حالي كه دف مي‌زدند قرآن را تحويل گرفته و سن را ترك کردند.

برای دانلود فیلم اینجا کلیک کنید.

انتشار این خبر که خبر از کلید خوردن پروژه ای جدید با موضوع اسنفندیار رحیم مشایی را می داد، اگرچه برخلاف اظهارات او درخصوص مردم اسرائیل، واکنش چندانی را در میان فعالین سیاسی برنیانگیخت اما دو تن از مراجع تقلید به این ماجرا واکنش نشان دادند. به طوری که آیت الله صافی گلپایگانی با تأکید بر اینکه اهانت به قرآن قابل تحمل نیست، از آزرده شدن قلب مقدس امام عصر(عج) خبر داد و گفت: جمهوری اسلامی با تقدیم خون پاک هزاران شهید و ایثارگری جانبازان و آزادگان و براي اعلاي کلمه اسلام و حاکميت دين و احیای ارزش‌های اسلامي محقق گردیده است و این اشخاص صلاحیت ندارند در مصدر کار باشند. چنين رفتارهايي، علناً اهانت به احکام دين و قرآن است.

همچنین آیت الله مکارم نیز پس از دیدار با رئیس مجلس که در جریان سفر به حوزه انتخابیه خود به دیدار ایشان نیز رفته بود، در انتقادی شدیدتر تصريح كرد: مسئولان در برابر اهانت كنندگان به قرآن موضع بگيرند، ما در برابر آنها سكوت نخواهيم كرد.

وي ادامه داد: اگر زمان شاه چنين حركتي صورت مي‌گرفت، فرياد همه بلند مي‌شد،‌ من نمي‌دانم، چرا با قرآن بازي مي‌كنند! پايه و اساس جمهوري اسلامي بر اساس قرآن است، اگر با قرآن و دين اين‌گونه برخورد شود با ديگر مسائل چه برخوردي خواهد شد. اگر اين خبر منتشر نمي‌شد، به خود اجازه نمي‌دادم، اين خبر را اعلام كنم،‌ شرم‌آور است، من به عنوان خادم قرآن كه تمام عمر خود را در راه قرآن و مطالعه آن گذاشته‌ام، ناچارم بگويم اين مسأله پيش آمده شرم‌آور است‌.

شاید همین اظهارنظرها بود که مسئولان میراث فرهنگی را وادار کرد فیلم 7 دقیقه ای از بدو ورود حاملان قرآن تا پس از قرائت قرآن و خروج آنان را بر روی سایت سازمان قرار دهند.

تصاویر منتشر شده اگرچه آنچنانکه سایت جهان نیوز نوشته بود حمل قرآن همراه با دف زدن را نشان می داد اما اثری از حرکات ریتمیک در آن نبود. شاید در این زمینه تعبیر امام جمعه قم به واقعیت نزدیک تر بود: در اين جشنواره تعدادي زن با پوشيدن لباس‌هاي محلي و با روشي خاص اقدام به آوردن قرآن براي قاري مراسم كرده‌اند و برخي از افراد اين اقدام را نوعي بي‌احترامي و اهانت به قرآن مي‌دانند. اگر ما اين كار را نوعي اهانت به قرآن نداديم، قطعاً اينگونه اقدامات احترام به قرآن گذاشتن نيز معنا نمي‌دهد.

این اظهارنظر امام جمعه قم که پس از انتشار فیلم مراسم بیان می شد، شکل تخفیف یافته تری نسبت به نظر دو تن از مراجع تقلید بود.

با این حال، این سؤال اکنون مطرح است که آیا مشایی به سوژه و سیبلی تبدیل شده است که عملکرد وی و زیر مجموعه اش دائماً رصد می شود و مخالفان با برجسته کردن اتفاقاتی که استعداد جنجال سازی پیرامون آنها وجود دارد، همچنان پروژه برکناری او را دنبال می کنند؟

تكميلي:

مهدي جهانگيري معاون سرمايه‌گذاري و طرح‌هاي سازمان ميراث فرهنگي استعفا داد.

سازمان ميراث فرهنگي با اعلام اين خبر متن كامل استعفاي معاون سرمايه گذاري و طرح‌هاي اين سازمان را به اين شرح منتشر كرد:

جناب آقاي مهندس مشايي

معاونت محترم رئيس جمهور و رياست سازمان

با سلام و تحيات

احتراما با توجه به مشكلات و نگراني‌هاي پيش آمده در روزهاي اخير بر خورد لازم مي‌دانم نكاتي چند جهت استحضار تقديم مي‌نمايم.

‪-۱‬همانگونه كه مستحضر هستيد در تمام مدتي كه افتخار همكاري با جنابعالي داشتم به دليل اهميت موضوع و با اتكاء بر اين نكته كه تنها راه نجات كشور و خروج از بحرانهاي اقتصادي توسل همه جانبه به صنعت گردشگري است لذا از هيچ كوششي در اعتلاي اين امر مهم و مقدس كوتاهي ننموده ام و خدا را شاكرم كه امروز توسعه صنعت گردشگري بعنوان يك حركت فراگير در تمامي اركان نظام مورد تاكيد است.

‪-۲‬در طي سه سال توفيق همكاري با جنابعالي با همه وجود كه شاهد تلاشهاي مخلصانه و ازرشمند جنابعالي در پيشرفت اين صنعت بوده و تجربه برگزاري اولين همايش بين‌المللي فرصتهاي سرمايه‌گذاري در صنعت گردشگري در سال گذشته بعنوان يك نقطه عطف در تاريخ گردشگري كشور با حضور سرمايه‌گذاران داخلي و خارجي و تحقق بيش از ‪ ۴۵۰۰‬ميليارد تومان پرونده سرمايه‌گذاري بخش داخلي خود نويد آينده‌اي بسيار روشن براي اين صنعت بدنبال دارد. اگر چه خيلي از افراد قصد داشته و دارند كه خدمات ارزشمند جنابعالي و دولت را ناديده بگيرند اما تصورم بر اين است كه تاريخ در اين‌باره قضاوت خواهد كرد.

‪-۳‬خدمات ارزشمند دولت در سفرهاي استاني و تصويب بيش از ‪ ۷۴۰‬منطقه نمونه گردشگري و شناسائي ظرفيت و پتانسيل استانها و تهيه بسته‌هاي سرمايه‌گذاري اقدام بي‌نظيري بود كه در تاريخ گردشگري كشور اتفاق افتاد بدون شك اگر نبود تلاش و حمايت همه جانبه جنابعالي و ساير همكاران در سراسر كشور اين امر به هيچ وجه محقق نمي‌گرديد و در اين راستا بيش از ‪ ۲۰۴۹‬بسته سرمايه گذاري در محورهاي مختلف با حجم سرمايه‌گذاري بالغ بر ‪ ۵۰‬ميليارد دلار در سطوح مختلف استاني، ملي و بين‌المللي حاكي از روزهاي خوش و براي اين صنعت بدنبال دارد. و بعنوان يك تجربه بي‌نظير در كشور و حتي فراتر از آن مورد توجه سرمايه‌گذاران داخلي و خارجي قرار گرفت.

ذكر اين نكته كه درخواست جناب آقاي طالب ريفاعي معاون دبيركل جهاني جهانگردي در استفاده از تجربه ايران در امر سرمايه‌گذاري و نهادينه كردن اين حركت در سياستهاي سازمان جهاني جهانگردي قابل تامل است.

‪-۴‬حضور قريب به ‪ ۵۰۰‬سرمايه گذار خارجي از ‪ ۵۷‬كشور جهان با كمك و همكاري وزارت امور خارجه و سفارتخانه‌هاي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور آنهم در شرايطي كه بحران اقتصادي دنيا را تهديد مي‌كند و حضور حداقل ‪۴۰۰۰‬ هزار سرمايه گذار ايراني در دو روزه همايش و ارائه و افتتاح بازار فرصتهاي سرمايه‌گذاري و راه اندازي بانك اطلاعات فرصتهاي سرمايه‌گذاري در دومين همايش بين‌المللي فرصتهاي سرمايه‌گذاري خود حاكي از يك عزم و اراده جدي دولت در تبلور اين حركت بزرگ و بين ا لمللي بود.

‪-۵‬امضاء بيش از ‪۳۰۰‬تفاهم نامه توسط سرمايه‌گذاران داخلي و خارجي يكي از دستاوردهاي بزرگ دومين همايش بين‌المللي فرصتهاي سرمايه‌گذاري در صنعت گردشگري بود. ابزار تمايل به سرمايه‌گذاري از ناحيه سرمايه‌گذاران تركيه، مالزي، ايتاليا، اوكراين، فرانسه، سري لانكا و كشورهاي حاشيه خليج فارس قابل توصيف بود كه انشاء الله با راه اندازي ستاد پيگيري تفاهم نامه و ابزار تمايل سرمايه‌گذاران داخلي و خارجي و تحقق اين اهداف گامهاي مثبت و بلند جنابعالي به نمايندگي از دولت را استوارتر مي‌نمايد.

‪-۶‬حضور ارزشمند رياست محترم جمهوري اسلامي و رياست محترم قوه قضائيه، جمعي از وزراء، استانداران، سفراي خارجي، مديران عامل بانكها، جمعي از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي و فعالان حوزه گردشگري در اين همايش و حمايت همه جانبه حاكي از آينده‌اي روشن و تصوير آشكار از صنعت بدنبال دارد و اميد است روزهاي خوش براي اين صنعت محقق گردد. صنعتي كه خواهي يا نخواهي توسعه آن كليد حل همه مشكلات كشور است و اميد به زندگي را بالا مي برد.

‪ -۷‬و اما در مورد افتتاحيه و حمل قرآن لازم است نكاتي را به استحضار برساند:

‪ -۷-۱‬حمل قرآن يك رسم آئيني سنتي در غرب كشور و مورد احترام مردم است.

‪ -۷-۲‬گروه اجراكننده مراسم يك گروه مذهبي است و اين كاررا صرفا براي تكريم قرآن اجرا مي‌كنند آنها به هنگام اين مراسم حتما وضو مي‌سازند.

‪ -۷-۳‬نام اين گروه حاملان قرآن است و مانند گروههاي مشابه ديگر صرفا براي انجام اينگونه مراسم تشكيل شده اند.

‪ -۷-۴‬در اين برنامه گروه دف (زن) به همراه مديحه سرايي( مرد) براي پيامبر بزرگوار اسلام (ص) و ذكر اسماء الهي قرآن را با شكوه به قاري تحويل داده اند: مثل همه برنامه‌هاي مشابه.

‪ -۷-۵‬اين مراسم پيشتر در تهران و غرب كشور و با حضور بسياري از مسئولان كشوري و محلي و از جمله جناب آقايان هاشمي رفسنجاني، سيد محمد خاتمي، دكتر احمدي نژاد و تعداد زيادي از وزرا و از جمله جناب آقاي صفار هرندي وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي، نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي، استانداران محترم و روحانيون محترم، نخبگان و مديران و بسياري از مردم متدين برگزار شده است. چنانكه در مراسم اخير نيز جمعي از مسئولان و ازجمله استانداران، نمايندگان مجلس، روحانيون ومديران برجسته كشوري حضور داشته‌اند و جنابعالي نيز خود شاهد بوديد كه ابدا نه تنها خداي ناكرده شائبه‌اي از اهانت به قرآن حتي تصور هم نشده است، بلكه آثار مثبت ومعنوي آن از جهت فضاسازي ديني و تكريم قرآن در بين بيش از ‪ ۲۰۰۰‬نفر از حاضرين كه علاوه بر مسئولان و مديران، شامل حدود پانصد نفر ميهمان خارجي از ‪ ۵۷‬كشور جهان، كاملا و بطور برجسته مشاهده مي‌شد.

‪ -۷-۶‬در اين مراسم گروه مذكور تنها و تنها از دف استفاده كرده است مثل ساير گروههاي مشابه زيرا دف در انديشه‌هاي سنتي جامعه جنبه عرفاني دارد.

‪ -۷-۷‬فلسفه حضور گروه دف زنان ريشه در تاريخ فتح مكه و اشاره به ماجراي استقبال زنان مكه دارد كه به طور گروهي و دف زنان از پيامبر بزرگوار اسلام استقبال كردند.

لذا مجري محترم مراسم كه از بخش خصوصي مي‌باشد با نيت تكريم و تعظيم قرآن و با ملاحظه فلسفه مورد اشاره و سابقه روشن اجراي مكرر پيشين، اين كار را امري شناخته شده و معروف دانسته و بدون هيچ تصور منفي از آن، نسبت به اجراي آن اقدام كرده است. اما متاسفانه يك سايت معلوم الحال كه سابقه خصومت آن با دولت كريمه آشكار و در همين رابطه پرونده‌هايي در دستگاه قضايي مفتوح است با جعل خبر و دروغپردازي در نامبردن از محل برگزاري و بدون اشاره به ماهيت ديني گروه و بدون ذكر آنكه گروه به مديحه سرايي براي پيامبر اكرم ( ص) و ذكر اسماي الهي پرداخته است، موضوع را وارونه جلوه داده و سپس يك روزنامه (كه متاسفانه عليرغم وابستگي به يك نهاد مهم و متاثر در ماههاي اخير به طور ويژه در مقام تضعيف دولت به حلقه روزنامه هاي زنجيره‌اي پيوسته است ) آن را منتشر كرده و فرداي آنروز روزنامه جمهوري اسلامي در ستون جهت اطلاع با همان جهت‌گيري فتنه جويانه ضمن انتشار خبر جهت دار كوشيده است تا با سوء استفاده از عدم اطلاع متدينين و عواطف مومنين تحريك نمايند.

‪ - ۸‬اينجانب با احترام كامل به مقدسات ديني و مذهبي و اعلام پايبندي عميق به آن و به ويژه جايگاه شايسته ولايت به عنوان ستون خيمه نظام جمهوري اسلامي و پاسداشت حرمت مقام مرجعيت و فقاهت آمادگي دارم تا نسبت به شفاف سازي هرچه بيشتر اين موضوع به محضر اين عزيزان بزرگوار برسم اميد است فرزند كوچكشان را پذيرا باشند.

‪ -۹‬همانطور كه جنابعالي به خوبي آگاهيد اجراي برنامه بر عهده يك شركت خصوصي معتمد و با تجربيات اجرايي ارزشمند واگذار شده بود و از اين جهت بنده مستقيما در اجرا حضور نداشتم ليكن به منظور دفع فتنه‌ها و پايان دادن به جوسازي هاي دشمنان كه قلب رهبر عزيزو علماي گرامي را جريحه دار مي كند بدينوسيله استعفاي خود را تقديم نمايم تا اينگونه مسائل به فرصتي براي بدخواهان براي كاهش سرعت پيشرفت صنعت گردشگري جمهوري اسلامي ايران تبديل نشود پيشرفتي كه بر اساس آرمانهاي امام راحل و نظام جمهوري اسلامي و اهداف بلند شهيدان و منويات رهبر عزيز انقلاب در جهت بهره‌گيري از فرصتها و ظرفيتهاي عظيم ديني، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي وامنيتي يك تكليف مسلم است. بدون شك اگر آبرويي كسب كرده ام به بركت نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و خون پاك شهدا و دو برادر شهيدم يعقوب و محمد جهانگيري بوده و مي‌باشد.

‪ -۱۰‬از اينكه توفيق همكاري با جنابعالي كه انساني فاضل و فرهيخته مي باشيد در اين مدت نصيبم گرديد خداي بزرگ را شاكرم و اطمينان مي‌دهم به عنوان سرباز كوچك ولايت در خدمت نظام مقدس جمهوري اسلامي خواهم بود و بر خود لازم مي‌دانم از تلاشهاي همه عزيزان تا به امروز در جهت تحقق اهداف بلند جنابعالي اينجانب را ياري نموده‌اند صميمانه سپاسگذاري مي‌نمايم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/26ساعت 9:13  توسط حسین  | 
 
ادبيات برخي به حساب دولت گذاشته نشود

صادق محصولي گزينه پيشنهادي رييس جمهوري براي وزارت كشور، گفت: بر اساس وظيفه شرعي و قانون خود به سوالات و ابهامات نمايندگان مجلس با دقت و صداقت پاسخ داده ام.

محصولي روز جمعه در گفت و گو با ايرنا، افزود: با اينكه مجموعه مطالب منتشره درباره بنده، تركيبي از مسايل غلط و درست بود، اما بر اساس وظيفه شرعي و قانوني ام تا كنون طي چند نوبت در جمع نمايندگان مجلس حضور يافته و به سوالات و ابهامات آنان صادقانه و دقيق و مستند پاسخ داده ام و چنانچه شبهه جديدي هم مطرح شود، همچنان آماده پاسخگويي هستم.

وي تصريح كرد: تلاش و نيت من اين است كه فارغ از موضوع وزارت كشور، بتوانم ذهن دوستان را نسبت به تصورات و شبهات شان راجع به خودم روشن كنم و اميدوارم توفيق حاصل شده باشد.

گزينه پيشنهادي براي وزارت كشور همچنين با قابل تامل دانستن بعضي خبرهاي منتشره، دقت در انتشار صحيح مطالب راجع به افراد را ضروري دانست و گفت: براي نمونه گفته و نوشته شد كه بنده وام كلان گرفته و اقساط آن را نداده ام و گزارش آن نيز به مقامات عالي داده شده، حال آنكه نه آقاي مظاهري چنين گزارشي نوشته و تكذيب هم كرده، نه هرگونه گزارش ديگري درباره بنده وجود دارد و نه يك ريال تا به حال از بانك دولتي يا خصوصي تحت هيچ عنوان وام نگرفته ام.

محصولي تصريح كرد: بنابراين اين نوع حرف‌ها درباره بنده ماجراي معروف خسن و خسين هر سه دختران معاويه هستند را به ذهن متبادر مي‌سازد.

وي به نمونه ديگري اشاره و خاطرنشان كرد: برخي روزنامه‌ها به دروغ درباره فعاليت بنده در سوآپ نفت از جمهوري آذربايجان در زمان تصدي مسئوليت در استان آذربايجان غربي(59 تا 60) نوشته بود، در حالي که در آن زمان اصولا هنوز شوروي فرونپاشيده بود و کشور مستقل آذربايجان وجود خارجي نداشت، ضمن آنکه در آن منطقه سوآپ نفت صورت نمي گرفت و از همه مهم تر اينکه اساسا بنده هيچ وقت در زمان داشتن مسئوليت هاي دولتي کار اقتصادي نکرده ام و تنها پس از استعفا از سپاه در بخش خصوصي فعاليت داشتم.

وي يادآور شد: بعضي‌ها بر خلاف تاكيد بر اصل ‪ ۴۴‬قانون اساسي، در مواجهه با سابقه فعاليت قانوني و سالم افراد در بخش خصوصي، برخورد منفي و متضادي دارند كه اين امر قابل اصلاح است.

وزير پيشنهادي كشور در پاسخ به پرسشي درباره رابطه‌اش با شهيدان باكري، تصريح كرد: شهيدان حميد و مهدي باكري از چهره‌هاي انقلاب و همواره پشتيبان ولايت فقيه بودند كه بارها نسبت به التقاطي‌هاي نفوذي در سپاه اروميه اعلام برائت و بيزاري مي‌كردند. اين عزيزان در راه خدا و ميهن به جبهه ها رفتند و جان خود را در اين راه مقدس فدا كردند.

صادق محصولي، وزير پيشنهادي کشور همچنين در گفت‌‏وگويي با "ايلنا" به مباحثي پيرامون چرايي قبول پيشنهاد معرفي خود به عنوان وزير کشور، پيش بيني خود از ميزان اجرايي شدن برنامه‌‏هايش در وزرات کشور، چگونگي تعامل وزيرکشور با مجلس و سخنان اخير مشاور مطبوعاتي نهاد رياست جمهوري خطاب به نمايندگان مجلس، پرداخته است.

جناب آقاي محصولي پس از آقاي پورمحمدي به شما پيشنهاد وزارت شده بود و شما در برابر اصرارها، مقاومت کرديد و علي‌‏رغم آنکه زمان بيشتري مي‌‏توانستيد وزير باشيد؛ نپذيرفتيد. آيا شرايط شما تغيير کرده است که در اين مدت زمان محدود، تمايل پيدا کرديد وزير کشور شويد؟

شرايط من نسبت به گذشته تغييري نکرده است و پس از آقاي پورمحمدي معتقد بودم، ديگر دوستان مسووليت را بپذيرند و من در جايگاه مشاورت به دولت و شخص رئيس‌‏جمهور کمک کنم، اما مسايل اخير در مورد وزارت کشور و تلاش بدخواهان و دشمنان نظام براي سوء استفاده و ايجاد شانتاژ در فضاي موجود براي آسيب زدن به نظام و تضعيف جايگاه وزارت کشور در آستانه برگزاري يک انتخابات بزرگ باعث شد در برابر درخواست رئيس‌‏جمهور احساس تکليف کنم و وارد ميدان شوم وگرنه به قول شما در اين برهه کمتر کسي قبول مي‌‏کند به وزارت کشور برود.

براين اساس اگر ما مسووليت‌‏ها را به مصداق امانت بدانيم ، قطعاً امانت روزي پس گرفته خواهد شد و يا به دست كسي ديگري سپرده مي‌‏شود و بايد سعي کرد تحولي ايجاد کرد، چراکه قدرتى كه در اختيار ماست، نه متعلق به شخص ماست و نه متعلق به حزب و گروهى است، بلکه متعلق به نظام و مردم است و لذا توانايى و اختياراتى هم كه در اختيار داريم، مساوى است با مسووليت‌‏ها و وظايف ما و وزير کشور هيچ اختيارى كه منهاى مسووليت و وظيفه‌‏اش باشد، ندارد.

چقدر ارکان وزارت کشور را مي‌‏شناسيد و فکر مي‌‏کنيد بتوانيد برنامه‌‏هاي خود را با برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري اجرايي کنيد؟

از بدو پيروزي انقلاب به عنوان فرماندار و معاون استاندار با ساختار وزارت کشور آشنايي دارم و در مقولات امنيت و مرزها نيز کار کرده‌‏ام وجايگاه تأثيرگذار اين وزارتخانه در هماهنگي و نهادينه‌‏سازي راهبردها بسيار مهم است.

وزارت کشور مجموعه‌‏اي عظيم است که در صورت هماهنگي همه اجزاء از ستاد وزارت کشور تا صف در استان‌‏ها و شهرستان‌‏ها؛ مي‌‏توان برنامه‌‏ها را اجرايي کرد.

من فکر مي‌‏کنم بايد با نگاهي جامع به امور بپردازيم و همه آنچه در برنامه پيشنهادي به مجلس ارائه شد، به نظر من اهميت خاص خود را دارند و وزير کشور بايد واقعاً وزيرکشور باشد نه وزير صرف برگزاري انتخابات.

لذا توجه به مسايل اجتماعي، سياسي، امنيتي، عمراني و شهرداري‌‏ها، حوادث غيرمترقبه، اصلاح قانون انتخابات، تقسيمات كشوري، امنيت مرزها، كاهش ناهنجاري‌‏هاي اجتماعي، كاهش تصدي‌گري دولت در امور شهري، حمل و نقل شهري و ... بايد به طور متوازن به پيش بروند تا توسعه‌‏اي متوازن داشته باشيم.

با ورود به چهارمين دهه ازعمرانقلاب و درپيش بودن برنامه پنجم توسعه فرصتي طلايي براي شكوفايي و جهش به سوي پيشرفت و عدالت كه مقام معظم رهبري به آن تأکيد فرمودند ايجاد شده که اميدوارم به نحو مطلوب از اين فرصت استفاده کنيم و بايد به گونه‌‏اي عمل کرد که تلاش براي تحقق چشم انداز 20 ساله کشور، به يک حرکت نهادينه در همه استان‌‏ها ، تبديل شود.

البته برگزاري انتخابات بزرگي مثل رياست جمهوري مهم است و تلاش ما برگزاري انتخاباتي باشکوه ، فراگير، سالم و قانوني است که مأموريت ستاد انتخابات وزارت کشور است. دراين رابطه هم نگراني نداريم چراکه معتقدم رفتارهاي انتخاباتي جريان‌‏هاي سياسي و طيف‌‏ها بر محوريت منطق در حال گسترش است و مردم هم با حساس تکليف هميشگي حضور پيدا خواهند کرد و وظيفه اصلي وزير کشور در اين رابطه، مديريت بي‌‏طرفانه براي صيانت از تک تک آراء مردم به مصداق يک امانت الهي است.

يکي از مسايلي که هميشه ميان وزارت کشور و مجلس وجود داشته، چگونگي تعامل وزير کشور و نمايندگان است. درصورتي‌‏ که از مجلس رأي اعتماد بگيريد، تعامل شما چطور خواهد بود؟

بي شک تعامل وزارت کشور با ديگر قوا و دستگاه‌‏ها و ايجاد هماهنگي که از وظايف اصلي وزير کشور است و بنابراين تعامل با نمايندگان مجلس بسيار راهگشاست و از تعاملي سازنده در اين رابطه استقبال مي‌‏کنيم.

بحمدالله در مجلس هشتم عرصه خدمت‌‏رساني براي همه فراهم است و همان‌‏طوري كه رئيس‌‏جمهور محترم تأكيدكردند؛ مجلس هشتم صداي ملت ايران است.

همچنين اين دوره از مجلس از دو شاخصه تعهد و تخصص به نحو مطلوب برخوردار است و اين اقتدار و کار آمدي مجلس را افزايش مي‌‏دهد و لذا ظرفيت‌‏هاي خوبي براي همفکري و همکاري متقابل براي حل مشكلات و قانون‌‏گذاري سريع و مؤثر وجود دارد که انشاءالله از آن بهره‌‏مند خواهيم شد.

نظرشما در مورد اظهارت يکي از مشاوران مطبوعاتي نهاد رياست جمهوري در يادداشتي در وبلاگش خطاب به نمايندگان مجلس چيست؟

البته هرکسي نظر خود را دارد و آنرا بيان مي‌‏کند ولي من به هيچ وجه اين ادبيات را زيبنده نمي‌‏دانم و آن را نبايد به حساب دولت و رئيس‌‏جمهور گذاشت و همان‌‏طوري که عرض کردم، بايد همه در جهت تعامل سازنده حرکت کنيم و نه اينکه به اختلاف‌‏نظرها دامن بزنيم و موجبات شکاف ميان قوا را فراهم کنيم.

امام راحل مجلس را عصاره فضايل ملت و در رأس امور مي‌‏دانستد و مقام معظم رهبري آن‌‏ را تجلي‌‏گاه عزت و منافع ملي برشمردند و مردم نيز مجلس را خانه اميد خود مي‌‏دانند و لذا شأن و جايگاه نمايندگان محترم‏ مجلس و همچنين رئيس‌‏جمهور و ديگر مسوولان نبايد تخريب و با نظرات شخصي خدشه‌‏دار شود و تداوم اين مساله همانطوري که اشاره کردم موجبات سوء‌‏استفاده دشمنان را فراهم مي‌‏کند.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/25ساعت 10:24  توسط حسین  | 
 
آزمايش موشکي ايران؛ هشداري براي امريکا و ميهمان جديد کاخ سفيد

آزمایش موشکی ایران در منطقه مریوان در نزدیکی مرز عراق، چند روز پس از آنکه ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در بیانیه ای تأکید کرد که به هرگونه تجاوز هوایی قاطعانه پاسخ خواهد داد، بازتاب گسترده ای در رسانه های خارجی داشته و این رسانه ها از آزمایش موشکی به عنوان هشداری برای امریکا و میهمان جدید کاخ سفید یار کردند.

به گزارش رجانیوز، نسخه اینترنتی روزنامه الشرق الاوسط بلافاصله پس از انتشار خبر آزمایش موشکی به نقل از شبکه پرس تي وي نوشت: موشکي که نزديک مرزها با عراق آزمايش شده جديد است. آزمايش اين موشک، هشداري به امريکا است چون ايران هشدار داده است به هرگونه نقض حريم هوايي اين کشور پاسخ خواهد داد.

الشرق الاوسط افزود: ايران اين هشدارها را پس از آن مي دهد که امريکا ماه گذشته منطقه البو کمال در مرزهاي سوريه با عراق را بمباران کرد.

اين روزنامه نوشت: ارتش ايران روز چهارشنبه گذشته اعلام کرد بالگردهاي امريکايي به هنگام پرواز نزديک مرزها با ايران ديده شده اند و قول داد به هرگونه نقض حريم ايران پاسخ دهد.

شماري از تحليلگران معتقدند اين پيام بيشتر از آنکه خطاب به نيروهاي امريکايي در عراق باشد، خطاب به باراک اوباما رئيس جمهور جديد امريکا است.

الشرق الاوسط در ادامه به اظهارات البرادعي مدير کل آژانس بين المللي انرژي درباره ايران و نيز نشستي که قرار است نمايندگان 6 کشور امريکا، روسيه، فرانسه، انگليس، چين و آلمان در پاريس در خصوص پرونده هسته اي ايران برگزار کنند، اشاره کرد.

خبرگزاري رويترز نیز در این زمینه گزارش داد: موشک نسل جديد زمين به زمين ايران روز چهارشنبه با موفقيت انجام شد در اين موشک از سوخت جامد استفاده شده است.

روزنامه نيويورک تايمز نیز در بخش خلاصه اخبار نوشت: ايران در يک مانور نظامي موشک جديدي را در شهر مريوان در غرب کشور آزمايش کرد. ايران هفته گذشته به نيروهاي امريکايي در عراق هشدار داد که هليکوپترهاي امريکايي را نزديک حريم هوايي اش رهگيري کرده است. خبرگزاري نيمه رسمي فارس اعلام کرد که اين آزمايش به دنبال ازمايش موشکي بالستيک ناوگان سوم نيروهاي امريکايي در سوم نوامبر صورت مي گيرد.

روزنامه انگلیسی ديلي تلگراف هم نوشت: اين آزمايش مدت زمان کوتاهي پس از هشدار ديگري از سوي تهران به واشنگتن صورت مي گيرد. ايران به امريکا هشدار داده است که به شدت به هرگونه تجاوز به حريم هوايي اش پاسخ خواهد داد. تلويزيون انگليسي زبان پرس تي وي ايران اعلام کرد سپاه پاسداران موشکي بنام ثامن را روز دوشنبه در نزديکي شهر مرزي مريوان در غرب ايران ازمايش کرد. بنابر گزارش پرس تي وي، واحدهاي توپخانه و چند فروند راکت هم در رزمايش نظامي ايران به کار گرفته شد.

نيروهاي نظامي ايران طي ماههاي اخير چندين رزمايش را به اجرا گذاشته اند. اين در حالي است که اخيراً در محافل خبري از احتمال حمله نظامي امريکا و يا اسرائيل به مراکز هسته اي ايران صحبت شده است. ايران در ماه ژوئيه 9 موشک بسيار پيشرفته را ازمايش کرد که يکي از آنها بردي دارد که اسرائيل و پايگاههاي امريکا در خاورميانه را در تيررس خود قرار ميدهد. ارتش ايران روز چهارشنبه اعلام کرد چند فروند بالگرد امريکايي در نزديکي حريم هوايي ايران پرواز کرده اند و هشدار داد به هرگونه تجاوز به حريم هوايي اش پاسخ خواهد داد. تحليلگران سياسي گفتند اين بيشتر هشداري است به باراک اوباما رئيس جمهور جديد امريکا تا نيروهاي امريکايي مستقر در عراق. هشدار ايران در پي حمله امريکا به بخشي از خاک سوريه صورت گرفته است. اين حمله را هم ايران محکوم کرد هم سوريه. لازم به توضيح است که اوباما هم مانند بوش گزينه نظامي عليه ايران را رد نکرده اما در همان حال هم از دولت بوش بخاطر سياستهايش در قبال ايران و بها ندادن بيشتر به راههاي سياسي حل مسئله هسته اي تهران خرده گرفته است. ايران گفته است به هر گونه حمله اي به خاکش پاسخ خواهد گفت و مراکز امريکايي و اسرائيلي را هدف قرار مي دهد و علاوه بر آن، تنگه هرمز را خواهد بست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/23ساعت 16:5  توسط حسین  | 
 
هاشمی، خاتمی را متقاعد به کاندیداتوری کرد

روزنامه وطن امروز که هفته گذشته از ‌احتمال كانديداتوري خاتمي در دقيقه 90 خبر داده بود، امروز در گزارشی که تیتر نخست خود را نیز به آن اختصاص داد، نوشت: خاتمی پس از جلسه ای 3 ساعته با هاشمی رفسنجانی کاندیداتوری را با پیش شرط هایی پذیرفته است.

به گزارش رجانیوز، در حالی که خبر کاندیداتوری خاتمی با واكنش هاي متفاوتي از سوي حاميان وی مانند موضوع كناره گيري او و نگارش نامه انصراف توسط هادي خانيكي مواجه شد، اما اخبار رسيده حكايت از ورود برخي افراد سرشناس ديگر به اين موضوع و ترغيب بيشتر خاتمي به كانديداتوري دارد.

در اين زمینه، اخيراً خاتمي جلسه اي 3 ساعته با هاشمي رفسنجاني داشته كه محور اصلي اين جلسه، موضوع كانديداتوري رئيس جمهور سابق بوده است. در ابتداي اين جلسه، خاتمي اقدام به بيان ترديدهايش براي كانديداتوري مي كند كه اين موضع خاتمي با واكنش هاشمي رفسنجاني مواجه مي شود.

هاشمي رفسنجاني در توجيه اظهارات خاتمي، موضوع كانديداتوري مهدي كروبي را كه از محورهاي تردیدبرانگيز خاتمي براي كانديداتوري بود، قابل حل دانسته و گفته است: "كروبي را مي شود، آرام كرد".

وی با اشاره به موضوع شوراي حكميت و مانورهاي اوليه حول آن را عامل اصلي "آرام كردن" كروبي خوانده و تصريح كرده: "با رايزني‌هايي كه انجام داده‌ايم، احتمال كنار كشيدن آقاي كروبي هست."

هاشمي در ادامه،‌ خاتمي را به نترسيدن از "شكست" توصيه كرده و گفته است: "اگر شما بياييد، بدبينانه‌ترين حالت اين است كه انتخابات به دور دوم كشيده شود".

خاتمي در این جلسه با اعلام متقاعد شدن درخصوص صحبت‌هاي هاشمي، تأکید کرده براي پذيرش قطعي كانديداتوري 2 پيش شرط دارد: "رسمي نشدن كانديداتوري و بررسي و سنجش وضعيت جامعه طي ماه‌هاي آينده".

خاتمي در توجيه پيش‌شرط‌هاي خود، اجماع سريع اصولگرايان را نخستين نتيجه اعلام كانديداتوري‌اش دانسته و خواستار آن شده تا كانديداتوري خود را در آخرين روزهاي ثبت نام يا به عبارتي در دقيقه 90 اعلام كند.

پس از پذيرش توصيه‌هاي هاشمي از سوي خاتمي و پذيرش پيش‌شرط‌هاي خاتمي، موضوعات ديگري درباره برگ برنده های احمدي‌نژاد و عوامل اقبال جامعه به وي مطرح شده است.

پس از اين جلسه، حسين مرعشي، عضو ارشد حزب كارگزاران، روز گذشته در اظهارنظري،‌ موضوع نزديكي ميان اصلاح طلبان و ناطق نوري را مطرح كرد كه گفته مي شود اين اظهارنظر وي در راستاي "تست" شرايط و واكنش رقباي انتخاباتي انجام پذيرفته است.

ستاد انتخاباتي خاتمي به صورت غيررسمي با مديريت "محسن امين‌زاده"، معاون وزير خارجه دولت قبل آغاز به كار كرده و برخي رسانه های نزدیک به این جریان، در روزهاي اخير اقدام به برجسته‌سازي اظهارات "امين‌زاده" به بهانه‌هاي گوناگون كرده‌اند.

گفتنی است برخی ناظران سیاسی معتقدند صحنه گردان اصلی انتخابات در جریان دوم خرداد هاشمی رفسنجانی خواهد بود. چندی پیش نیز محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی کارگزاران، در جلسه ای با حضور تعدادی از جوانان این حزب تأکید کرده بود که هاشمی رفسنجانی هدایت جبهه دوم خرداد را به دست گرفته است. اگرچه این خبر بلافاصله پس از انتشار از سوی روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت تکذیب شد اما قرائن موجود ادعای عطریانفر را تأیید می کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/23ساعت 16:4  توسط حسین  | 
 
پراکنده‌گویی‌های آقای مشاور باز هم دردسر ساز شد

یادداشت های متناقض و پراکنده گویی های یکی از مشاوران رئیس جمهور طی ماههای اخیر برای دولت دردسرساز شده و تذکر جدی دکتر احمدی نژاد به وی نیز مانع از ادامه این روند نشده است.

به گزارش رجانیوز، علی اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور حدود 2 ماه قبل و پس از آنکه موضوع مدرک کردان به رسانه ها کشیده شده بود، در یادداشتی با عنوان "آقای کردان لطفا عدالت را در مورد خودتان اجرا کنید!"، نوشت: « بیش از یک ماه از مطرح شدن موضوع مدرک تحصیلی آقای کردان وزیر کشور سپری شده و طی این مدت انتظار می رفت که ایشان مستندات لازم را برای اثبات صحت و درستی مدرک دکترای خود به وزارت علوم ارائه کند اما متاسفانه، تاکنون چنین اقدامی صورت نگرفته است.

...

اجرای عدالت، یک خواست و مطالبه عمومی است و رئیس جمهور نیز همواره بر این مهم تاکید و پافشاری کرده است. اینک زمان آن فرا رسیده است که از آقای کردان، خواسته شود تا عدالت را در مورد خود اجرا کند و صد البته عدالت اجرا نیز خواهد شد اما شاید بهتر و نیکوتر آن باشد که قبل از آنکه دیگران در باره این موضوع تصمیم عادلانه ای را اتخاذ کنند، خود ایشان به این امر مهم و ضروری اهتمام ورزد و تصمیم شجاعانه و عادلانه ای را که جامعه انتظار آن را دارد، به اجرا بگذارد.»

اما پس از انتشار این یادداشت در وبلاگ شخصی جوانفکر و بازتاب آن در رسانه ها، تذکر جدی رئیس جمهور به وی منتقل شد تا او چنانچه قصد دارد مواضع شخصی و بدون ارتباط خود با دولت را از جایگاه مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور منتقل کند، باید راهی غیر از ساختمان سفید پاستور را برای دفتر کار خود انتخاب کند.

شاید همین تذکر نیز بود که جوانفکر را وادار کرد تا در 2 یادداشت بعدی خود به توجیه نوشته قبلی بپردازد و از این به بعد، نوک پیکان انتقادش را از کردان به سمت مجلس بچرخاند، به طوری که وی در پست های بعدی وبلاگش از این منظر که مجلس قصد دارد رأی اعتماد قبلی خود را پس بگیرد، به نمایندگان مجلس خرده گرفت.

جوانفکر در این یادداشت ها حتی از شجاعت کردان تقدیر کرد و نوشت: «اعمال فشار روحی و روانی و تخریب وجهه و شخصیت یک مقام عالیرتبه در حوزه اجرایی کشور و تصمیم گیری پشت درهای بسته برای ساقط کردن وی از مصدر امور محوله، پیش از استماع هرگونه دفاعیه ای، بازتاب دهنده یک رویکرد حقوقی و قانونمند از دستگاه اصلی قانونگذاری در کشور نیست و چنین رفتاری هم در شان قوه مقننه نیست و هم به اعتبار و جایگاه آن نهاد مهم و حساس، آسیب وارد خواهد کرد.

...

آقای کردان وقتی با سؤالات و شبهات نمایندگان مجلس و افکار عمومی درقبال مدرک دکترای خود مواجه شد، شخصاً به بررسی موضوع پرداخت و نتیجه آن را به صورت شفاف به اطلاع مردم رساند. آیا چنین رفتاری شایسته ارزش گذاری و بازتابی از صداقت و شجاعت وی در بیان حقیقت نیست؟ بی توجهی به این مهم و زدن مهر بی صداقتی به آقای کردان، آیا به منزله تشویق ناخواسته دیگران به پنهان کاری و قلب واقعیت ها نخواهد بود؟»

اما آنچه که باعث شد جو جلسه روز چهارشنبه مجلس به ضرر دولت و وزیر پیشنهادی کشور متشنج شود، یادداشتی بود که با عنوان "منطق استیضاح!!" منتشر شد. جوانفکر در این یادداشت که در مطلع آن تأکید کرده بود قصد دارد از منظر حقوقی به استیضاح اشکال وارد کند، بدون اینکه حرف جدیدی برای گفتن داشته باشد و در حالی که پیش از این مواردی مانند اینکه مجلس با استیضاح در حقیقت رأی اعتماد خود را پس خواهد گرفت، گفته بود، این بار با لحنی تندتر به مجلس تاخت و علی لاریجانی رئیس مجلس را با این استدلال که درخصوص مدرک کردان در دوره ریاست بر سازمان صداوسیما فریب خورده است، فاقد صلاحیت برای تصدی مسئولیت های مهم در کشور دانست.

اين اظهارات ديروز در صحن علني مجلس مورد انتقاد شديد نماينده شازند قرار گرفت. محمود احمدي بي‌غش نماينده شازند در تذكري آيين‌نامه‌اي سخنان جوانفكر را اهانت بزرگي به نمايندگان هيأت رئيسه و شخص رئيس مجلس خواند و گفت: مشاور رئيس‌جمهور خود را قيم مردم دانسته كه بالا‌تر از امام‌خميني(ره) كه فرمود مجلس در راس امور است، به مجلس اهانت مي‌كند. وي افزود: چرا اينگونه به مجلس اهانت مي‌شود و كسي جلوي اين مشاور را نمي‌گيرد؟ مشخص نيست كه اين خبط‌هايي كه مي‌شود را چه كسي بايد پيگيري كند و آيا رئيس‌جمهور، رئيس مجلس را به اندازه يك مشاور نمي‌داند؟ احمدي معتقد است تا زماني كه اين افراد كنار رئيس‌جمهور قرار مي‌گيرند نمي‌گذارند سياست‌هاي خود را دنبال كند. وي تاكيد دارد كه اظهارات جوانفكر باعث شده تا جو مجلس عليه دولت درخصوص وزير پيشنهادي كشور برگردد. ابوترابي فرد كه ديروز در غياب علي لا‌ريجاني رياست مجلس را برعهده داشت، در ادامه اين تذكر از بررسي اظهارات جوانفكر در هيأت رئيسه خبر داد.

مجلس در حالی روز چهارشنبه در مقابل دولت قرار داده شد که کمتر از یک هفته تا بررسی رأی اعتماد به سید صادق محصولی وزیر پیشنهادی کشور زمان باقی مانده بود و تا صبح چهارشنبه که هنوز نسخه چاپی این یادداشت در میان نمایندگان دست به دست نشده بود، فضا کاملاً به نفع محصولی در حال پیشرفت بود.

اما پس از انتشار بازتاب های گوناگون یادداشت جوانفکر، وی بار دیگر در اظهاراتی کوتاه بر مطالب مندرج در نوشته خود تأکید کرد و افزود: «ازهرگونه پاسخ مجلس در چارچوب منطقي، حقوقي، قانوني و استدلا‌لي استقبال مي‌كنم و در صورتي كه قانع شوم شهامت تعديل نظرات خود را هم دارم.»

با این حال، ثمره هاشمی چهارشنبه شب و در حاشیه سفر استانی دولت به مازندران در گفتگوی کوتاهی تصریح کرد یادداشت جوانفکر موضع دولت نیست.

هنوز مشخص نیست علی اکبر جوانفکر با چه منطقی در فاصله زمانی کمتر از یک هفته مانده به بررسی رأی اعتماد وزیر کشور، اینگونه فضای مجلس را علیه دولت شورانده است اما پیش بینی می شود دامنه انتقادات و جوسازی علیه دولت در هفته آینده نیز ادامه یابد و مخالفان وزیر پیشنهادی کشور نیز از این بی تدبیری نهایت استفاده را ببرند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/23ساعت 15:58  توسط حسین  | 
 
چرا احمدی نژاد بهترین گزینه است؟

مدیرمسئول روزنامه کیهان در یادداشتی که امروز منتشر کرد، دلایل 9 گانه خود را برای اثبات اینکه احمدی نژاد بهترین گزینه برای ریاست جمهوری 4 سال آینده ایران است، بیان کرد. متن کامل این یادداشت در ادامه آمده است:

آيا اين تلقي فراگير كه احمدي نژاد شايسته ترين گزينه براي رياست جمهوري آينده است، با برخي از انتقادهاي جدي كه نسبت به دولت نهم و شخص ايشان وجود دارد، در تناقض نيست؟! يادداشت پيش روي درباره اين گزاره "به ظاهر متناقض" است و چرايي شايستگي احمدي نژاد براي رياست جمهوري دهم را با استناد به امتيازهاي برجسته و غيرقابل انكار و بعضاً منحصر به فرد او پي مي گيرد و بر اين واقعيت نيز چشم نمي بندد كه «فقط آنهايي كه ديكته نمي نويسند غلط ندارند» و كساني كه به هنگامه نبرد، كنج عافيت مي گيرند و در خانه مي نشينند، زخم برنمي دارند!

1- "نمايش نقطه ايده آل" يكي از شگردهاي رايج و پرمصرف در عمليات رواني است كه اين روزها در حجم انبوهي از سوي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنان عليه احمدي نژاد به كار گرفته مي شود. حريف در اين شگرد، روي نقطه ايده آل به عنوان خروجي قابل قبول يك پروژه انگشت مي گذارد و از اين طريق مي كوشد تمامي گام هاي بلند و اقدامات مثبت و مؤثري را كه براي رسيدن به آن نقطه ايده آل انجام گرفته ناديده انگاشته و بي ثمر جلوه دهد. به عنوان مثال در جريان جنگ تحميلي، سقوط صدام و فروپاشي حزب بعث عراق نقطه ايده آل ما بود و در پايان جنگ، اگر چه به اين نقطه نرسيديم ولي طرف پيروز جنگ بوديم چرا كه با حمله صدام، قرار بود انقلاب اسلامي برچيده شود، نظام جمهوري اسلامي ايران سقوط كند، كشورمان تجزيه شود، خوزستان به يكي از استان هاي عراق تبديل شود و... دشمنان به هيچ يك از اين اهداف رسماً اعلام شده خود نرسيدند، بنابراين بديهي است كه ايران اسلامي طرف پيروز جنگ بوده است ولي حريف با اين استدلال كه صدام سقوط نكرده است، جمهوري اسلامي ايران را در تحقق اهداف خود "ناكام"! و طرف شكست خورده جنگ معرفي مي كرد!، مسخره نبود؟!

2- احمدي نژاد در آغاز كار از اهداف بلند و سرنوشت سازي به عنوان نقاط ايده آل دولت نهم ياد كرد كه آرزوهاي بر زمين مانده مردم و نظام بود؛ اهدافي نظير، تأكيد بر آموزه هاي اسلامي و انقلابي، اولويت دادن به محرومان و مستضعفان، مبارزه با مفاسد اقتصادي، توزيع عادلانه ثروت، ايستادگي در مقابل باج خواهي دشمنان، پاكدستي و ساده زيستي دولتمردان، جلوگيري از ريخت و پاش بيت المال، مبارزه با رانت خواري، تلاش و كار بي وقفه و پيوسته و...

اكنون 3 سؤال مطرح است. اول اين كه آيا مي توان در ارزشمند بودن اهداف اعلام شده كمترين ترديدي داشت؟ و دوم آن كه آيا احمدي نژاد براي رسيدن به اين اهداف، همه تلاش و تمامي شب و روز خود و كابينه اش را به كار نگرفته است؟ و آيا در اين راه هيچ لحظه اي را از دست داده است؟ و سوم آن كه كدام چشم واقع نگري مي تواند، موفقيت هاي فراوان و شگفت انگيز احمدي نژاد و گام هاي بلندي كه براي تحقق اين اهداف برداشته است را ناديده بگيرد؟ هرچند كه در برخي از موارد به دليل طبيعت طولاني مسير، هنوز به نقطه ايده آل نرسيده باشد. مثلاً درباره اهدافي مانند مبارزه با مفاسد اقتصادي، آيا مي توان يك نمونه -فقط يك نمونه- از بي توجهي دولت به اين پديده و يا دست داشتن دولتمردان در اينگونه پلشتي ها را آدرس داد؟ راستي چرا شماري از مفسدان اقتصادي در دولت هاي گذشته برو بيا و آلاف و اولوف فراواني داشتند و در دولت نهم همه مفسدان اقتصادي در صف مخالفان احمدي نژاد ايستاده اند؟ و...

3- دولت نهم با تلاش پيوسته و شبانه روزي -كه اگر نگوئيم از مرز طاقت فرسايي گذشته است، به يقين بايد بپذيريم روي اين خط قرار دارد-، گفتمان كار و تلاش بي وقفه را با 2 شناسه "انقلابي" و "مردمي" نهادينه كرده است. اين تحول بزرگ كه به تدريج حلقه هاي مياني و بدنه دولت را هم فرا مي گيرد، نياز حياتي نظام و آرزوي ديرينه مردم بوده است كه متأسفانه در دولت هاي سازندگي و اصلاحات مورد توجه جدي قرار نگرفته بود. كدام مسئول و دولتمردي را مي توان آدرس داد كه در اوج پركاري به اندازه يك چندم احمدي نژاد فعال و در همان حال تلاش بي وقفه او با 2 ويژگي انقلابي و مردمي توأم بوده يا باشد؟!

يكي از وزرا كه سابقه اي طولاني در جبهه و جنگ دارد و سال هاي متمادي است روزانه فقط يك وعده غذاي سبك مي خورد، براي نگارنده تعريف مي كرد، در يكي از سفرهاي استاني آقاي احمدي نژاد متوجه اين ويژگي او شده بود. تصور نگارنده اين بود كه حتماً احمدي نژاد ايشان را ملامت كرده كه چرا چنين مي كني؟ ولي واكنش آقاي رئيس جمهور اين بود كه مبادا كار نمي كني كه تپل! مانده اي؟! شايد اين واكنش آقاي احمدي نژاد سختگيرانه بوده است، شايد! ولي فرهنگ او همين است، كار مداوم براي مردم با اميد به رضاي خدا و پاداش اخروي.

4- احمدي نژاد، سازوكار و مسير حركت دولت را كه متأسفانه طي دو دهه گذشته از محور اصلي فاصله گرفته بود، به بستر اصلي بازگرداند. گفتمان امام و انقلاب را نه فقط بر زبان كه در ميدان عمل به كار گرفت و دقيقاً به همين علت -و فقط به همين علت- دشمنان بيروني و دنباله هاي دروني آنها كه اين بار سربازي فداكار و از خودگذشته را پا به ركاب رهبري مي ديدند و حاكميت دوباره گفتمان اصيل انقلاب را در افق ايران اسلامي رصد مي كردند، با همه توان به او تاختند و عجيب آنكه از يك سو عملكرد او را كم اهميت جلوه مي دادند و از سوي ديگر براي مقابله با روش و منش او از هيچ خصومت، توطئه و تبليغ سوء، چشم نمي پوشيدند... خدا بر درجات حضرت امام(ره) بيفزايد كه در اينگونه موارد خطاب به امريكا و اسرائيل مي فرمود: «اگر مي گوييد چيزي نشده پس چرا اينهمه سروصدا مي كنيد»؟!

كينه توزي دشمنان بيروني از آن روي بوده و هست كه دولت نهم را در اصرار بر مواضع امام و رهبري قاطع و جدي ارزيابي مي كنند و دنباله هاي داخلي آنها نيز با حضور دولت اصولگرا، رشته هاي چندين و چند ساله خودرا پنبه شده مي بينند. اگر سياست خارجي دولت نهم موفقيت آميز نبوده است، چرا امريكا و متحدانش براي مقابله با احمدي نژاد و دولت نهم، اين همه هزينه مي كنند و خود را به آب و آتش مي زنند؟ آيا امريكا دوستدار ايران است؟ راستي چه شده كه امريكا و برخي از احزاب و گروه هاي داخلي روي يك نقطه اشتراك نظر كامل دارند و آن، اين كه رئيس جمهور آينده هركه مي خواهد باشد فقط احمدي نژاد نباشد، چرا؟!

5- در محور حملات خارجي و داخلي به دولت نهم دقت كنيد، اكثر قريب به اتفاق اين حملات قبل از آن كه متوجه احمدي نژاد باشد، حمله به مباني انقلاب، اسلام و نظام جمهوري اسلامي است. به بيان ديگر، احمدي نژاد بهانه است و دشمنان «مستي بهانه كرده و گريه مي كنند»! شعار اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود، سخن حضرت امام(ره) و سياست رسمي نظام است. مبارزه با مفسدان اقتصادي، تأكيد رهبر معظم انقلاب است. ايستادگي در مقابل باج خواهي قدرت هاي استكباري، خواست امام، آقا و مردم بوده و هست. مقابله با رانت خواري، قانون جمهوري اسلامي است، اولويت دادن به محرومان و مستضعفان و جلوگيري از مفت خوري كلان سرمايه داران نظر صريح امام، رهبري و آرزوي مردم است و... بنابراين احمدي نژاد با عرض پوزش «كتك خورش ملس است» و برخلاف بعضي ها كه حفظ منافع خود را بر پاسداشت اسلام و انقلاب و منافع ملي ترجيح مي دهند، در مقابل اين تهاجم گسترده شانه خالي نمي كند. در ميان «باباشمل»هاي تهران -همان كلاه مخملي ها- رسم بود وقتي كسي به آنها مي گفت «تو بميري»! شانه خود را تكان داده و مي گفتند «رد كردم»! يعني، چرا من به خاطر تو بميرم!

6- دولت نهم توده هاي عظيم مردم مؤمن و انقلابي را كه متأسفانه طي چند سال گذشته تقريباً غريب مانده و از مسئوليت ها دور بودند، به كانون سياست پردازي و تصميم سازي وارد كرد. نگاهي به اعضاي كابينه شامل وزرا و معاونان رئيس جمهور نشان مي دهد كه اكثر قريب به اتفاق آنها اگرچه افرادي با تخصص هاي بالا هستند ولي پيش از ورود به دولت نهم، ناشناخته بوده اند. همين پديده در مسئوليت هاي مياني هم به وضوح قابل ديدن است، معاونان وزرا، مديران كل، استانداران، فرمانداران، رؤساي ادارات و... اين در حالي است كه دولت نهم مطابق آمار موجود كمترين جابه جايي را در سطح كارشناسان بدنه داشته است اگرچه تغييرات در سطح وزرا- البته به قصد كارآمد كردن كابينه و صرفنظر از درستي يا نادرستي آن- چشمگير و بيرون از حد انتظار بوده است.

به كارگيري نيروهاي متعهد اما ناشناخته، ضمن آن كه از ايستايي و گردش مسئوليت در حلقه اي محدود جلوگيري كرده است، سپردن كار مردم به افرادي از جنس خود آنها نيز بوده است كه نزديكي و پيوستگي «مردم- دولت» نتيجه طبيعي آن است.

7- سفرهاي استاني، حضور بي واسطه در ميان مردم و تشكيل جلسات كابينه در تمامي نقاط كشور كه در مواردي پاي هيچ مسئولي حتي در سطح مديركل نيز به آنجا نرسيده بود، مصداق بدون ابهامي از مردم سالاري ديني است. پيش از اين هم رؤساي جمهور به استان ها سفر مي كردند ولي آن سفرها، بيشتر به يك بازديد تشريفاتي شبيه بود و يا به منظور افتتاح فلان طرح و پروژه صورت مي گرفت اما، سفرهاي استاني هيئت دولت نهم، حضور جدي كابينه و تصميم سازي در استان مربوطه است. ضمن آن كه پيوند و همدلي مردم از اقوام و مذاهب متفاوت را در پي دارد.

8- نگاهي به صف حاميان و مخالفان دولت بيندازيد، آيا درس آموز نيست كه توده هاي مؤمن و انقلابي مردم يعني همان ها كه به قول حضرت امام(ره) صاحبان اصلي انقلاب هستند در دايره بزرگ طرفداران دولت قرار دارند و تمامي دشمنان تابلودار بيروني و داخلي انقلاب، نظير آمريكا، اروپا، اسرائيل، گروهك هاي تروريستي ضدانقلاب، مفسدان اقتصادي، حرامخواران و برخي از احزاب داخلي كه پرونده سياهي از حمله به ارزش هاي اسلامي و انقلابي و همخواني با قدرت هاي بيروني دارند در حلقه مخالفان سرسخت دولت نهم جاي گرفته اند؟ و صد البته، حساب منتقدان دلسوزي كه به پاره اي از عملكردهاي دولت و يا شخص رئيس جمهور انتقاد دارند و رفع آن را به نفع نظام مي دانند، از حساب مخالفان ياد شده جداست. و در اين ميان، برخي از مردم نيز نسبت به مسائلي نظير گراني و تورم گله مند هستند كه گلايه آنها شنيدني و پذيرفتني است ولي بايد به اين نكته توجه داشت كه اگر مشكلي در ميان است- كه هست- مشكل مشترك دولت و مردم است، نه آن كه دولت در برخورد با اينگونه مشكلات و دغدغه هاي مردم حساب خود را از آنان جدا كرده باشد. و تاكيد دوباره بر اين سخن خطاب به رئيس جمهور محترم ضروري است كه حساب نقدهاي دلسوزانه و خيرخواهانه را از مخالفت خواني هاي حرفه اي! جدا كنند و اگر دومي را به حساب نمي آورند -كه چنانچه منطقي بود بايد ارج نهند- اولي را قدر بدانند و بر صدر بنشانند، چرا كه همه چيز را همگان دانند و تصميم عقل جمعي بر تصميم سازي فردي، به يقين برتري دارد.

9- اكنون بايد گفت؛ در مقايسه ميان دستاوردهاي بزرگ دولت احمدي نژاد و كاستي هاي آن كه با نقدهاي جدي نيز روبرو بوده است، كفه دستاوردها سنگيني فوق العاده اي دارد و مثلاً اگر امتياز احمدي نژاد بدون كاستي 100 باشد، مجموعه كاستي ها اين امتيازات را حداكثر به 90 مي رساند و نتيجه آن كه اين 90 بر صاحبان امتيازهاي خيلي پائين تر برتري غيرقابل انكاري دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/22ساعت 6:56  توسط حسین  | 
 
تاج‌زاده: آغاجري نگفت دين افيون است/ روانبخش: خودتان 26 مرداد 79 در "عصر ما" منتشر کرديد

بخش اول مناظره حجت الاسلام قاسم روانبخش دبیر سیاسی هفته نامه پرتو سخن و مصطفی تاج‌زاده عضو شورای مرکزی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در دانشگاه کاشان با موضوع "اصلاح طلبی و اصولگرایی"، هفته گذشته منتشر شد. در بخش اول این مناظره 5 ساعته، روانبخش به تبیین مبانی اصولگرایی پرداخت و از تاج زاده نیز خواست با تعریف مبانی اصلاح طلبی به نظام مند شدن بحث کمک کند.

به گزارش رجانیوز، متن بخش دوم این مناظره در ادامه آمده است:

تاج‌زاده: الان مناظره براي ما راحت‌تر است؛ براي اين‌که در دوره اصلاحات، ما را با کشورهاي ديگر مقايسه مي‌کردند که در فلان جا حقوق بشر رعايت مي‌شود ولي در اين‌جا با وجودي که اصلاح طلبان هستند، رعايت نمي‌شود. اين دوره 3 ساله به‌نظر من يک امکان منطقي ايجاد کرده است که ما در چه جامعه‌اي زندگي مي‌کنيم و مقياس ها براي مقايسه هاي ما چگونه بايد باشد. از لحاظ اداره کشور من بحثي نمي‌کنم؛ چون خود اصولگراها مي‌گويند کشتي اين مملکت بدون قطب‌نما رهاست. در يک درياي آرام، بحراني نه، وقتي يک کشتي قطب نما نداشته باشد، سرنوشتش چيست؟ اين دعاي خود دوستان است؛ ادعاي ما نيست. به لحاظ ديني که آقاي خوش چهره و آقاي افروغ مي‌گويند صد رحمت به اصلاح‌طلبان. اصولگرايان دارند ضربه‌اي به مباني ديني مي‌زنند که هرگز با آن‌چه مي‌گويند در دوره اصلاحات بعضي‌ها انجام مي‌دادند، قابل قياس نيست. در زمينه بين‌المللي هم دوستان مي‌دانند وضعيت ما به‌گونه‌اي است که الان 3 تا قطعنامه تحريم بالاي سرمان است و چقدر بايد آثار اقتصادي و هزينه‌هاي سنگين بپردازيم و همه‌اش هم مال قشرهاي محروم است. آن‌هايي که دستشان به دهانشان مي‌رسد، هر اتفاقي در کشور بيفتد يک جور مشکلشان را حل مي‌کنند. من آن‌ها را خيلي وارد نمي‌شوم. من صادقانه مي‌خواهم بگويم در اين کشور مگر ما جرأت داريم جواب شماها را چاپ نکنيم و راست راست در خيابان راه برويم؟!

آقاي شريعتمداريرسماً درباره من دروغ مي‌نويسد؛ وقتي جواب مي‌دهم، مي‌گويد: چاپ نمي‌کنم. بعد حرف مي‌زنم، مي‌گويد برو شکايت کن. آيا کسي مي‌تواند از آقاي جنتي شکايت کند؟ چرا اين‌طور مظلوم‌نمايي غيرواقعي؟ اين‌ها به شما نمي‌آيد. دست برداريد. ما يک جريان سياسي در اين انقلاب هستيم که تبار ما به مشروطه‌خواهان مي‌رسد، همان جرياني هستيم که در نهضت ملي شدن نفت بوديم، در انقلاب و دوم خرداد بوديم، امروز هم هستيم، به ياري حق در آينده هم خواهيم بود. اين‌قدر جوانمردي داشته باشيد که يا حقوقمان را بدهيد يا مرد و مردانه بگوييد آقا! شما صاحب حقوق نيستيد. چرا از خدا و پيغمبر مايه مي‌گذاريد؟! کدام مسلماني است که اعتقاد نداشته باشد همه چيز ما از خدا است و همه چيز به سوي او برمي‌گردد؟! ما از او آمده‌ايم و به او پاسخگو هستيم. مگر در اين زمينه‌ها ترديد داريم که مي‌گوييد اين‌ها مباني فکري جناح سياسي است؟

اتفاقاً يکي از بزرگ ترين انتقادهاي ما به اصولگرايان اين است که اين‌ها با نام مستعار دارند صحبت مي‌کنند. صريح و روشن نمي‌آيند بگويند. آقا بسيار خوب! بالاخره آيا اين ملت حق دارند يا ندارند؟ اين را به من بگو. اگر ندارند، پس چرا مي‌گوييد اين تهمت به شماست؟ اگر هم دارند که برايشان استيفا کنيد. خيلي چيز عجيبي نيست. بنابراين به جاي اين‌که هي برويم آن طرف بگوييم آقا اين جنبه هايي که هر مسلماني از آن جهت مسلمان است تمام اين نکاتي که غير از آن نکته آخر که نقش مردم است و حالا عرض مي‌کنم تمام اين نکات را قبول دارند؛ مگر کسي که مسلمان نباشد. بنده چون مسلمانم قبول دارم. احياناً اگر کسي مسلمان نيست، من از طرف او صحبت نمي‌کنم.

مجري: 4 دقيقه از زمان در نظر گرفته شده تجاوز شد و من همين زمان را براي آقاي روان‌بخش در نظر مي‌گيرم، بفرماييد.

روانبخش: من خيلي دوست داشتم که در چار چوب تعيين شده بحث مي‌کردند که البته با اشاره و کنايه از کنار اين چارچوب گذشتند. باز هم ما خوشبختيم که ايشان فرمودند ما به حاکميت الهي، پيامبر، ائمه و قانون اساسي و حضرت امام ملتزم هستيم. کسي نمي‌تواند ملتزم نباشد. خوب الحمد لله اين يک پايگاه مشترکي است که ما مي‌توانيم با هم صحبت کنيم. اگر چه عملکرد دوستان در 8 سال قبل اين را نشان نمي دهد؛ ولي ما اين‌جا اين را مي‌پذيريم تا آن عملکرد را هم نشان بدهيم. من نمي‌خواهم وارد مسائل جزئي شوم. اما در پاسخ به اين که مي‌گويند: کي جرأت مي‌کند شما را از روزنامه‌تان محروم کند، بگويم جناب آقاي دکتر مهاجراني -وزير ارشاد دولت اصلاحات- هفته نامه پرتو سخن را به تنهايي و بدون تشکيل جلسه، لغو امتياز کرد و اين تريبون ما را در جامعه چند صدايي به مدت 6 ماه بست، آن هم فقط به اتهام درج مقاله‌اي که در پاسخ به اظهارات آقاي منتظري ما نوشته بوديم و طرحي که در آن از ماهنامه "صبح" گرفته شده بود و هيچ ربطي به اين مقاله نداشت. نشريه ما را آن آقاياني که شعار آزادي بيان و زنده باد مخالف من مي‌دادند، لغو امتياز کردند در زماني که اکثر قريب به اتفاق مطبوعات در اختيار جريان اصلاح‌طلبي بود.

6 ماه تلاش کرديم تا اثبات شد که اين نشريه هيچ تقصيري نداشته و بعداً دادگاه به اين نتيجه رسيد که ما مقصر نبوديم. حالا شما که طرفدار آزادي بيان هستيد، چطور شخص وزير دستور مي‌دهد که يک نشريه به خاطر درج يک مقاله بسته بشود؟

نکته دوم اين است که وقتي نشريه ما بسته شد، جار و جنجال راه نينداختيم؛ بلکه گفتيم اگر واقعاً مقصر هستيم، اشکال ندارد؛ ما تابع قانون هستيم. اگر هم مقصر نيستيم اجازه انتشار به ما بدهيد. بعداً ديوان عدالت اداري به اين نتيجه رسيد حکمي که وزير صادر کرده خلاف قانون بوده است و نشريه مجددا برگشت.

اما شما هم هفته نامه "عصر ما" را داشتيد؛ منتها به خاطر ارتکاب موارد زيادي تخلف قانوني از قانون مطبوعات، بسته شد. شما هم مي‌توانستيد برويد در ديوان عدالت اداري اعلام کنيد. مثل روزنامه شرق که بسته شد و بعد دوباره باز شد ولي مجدداً چون قانون را رعايت نکردند، بسته شد. من مي‌گويم بايد يک جايي، پايگاهي، يک حد مشترکي را قبول داشته باشيم. بالاخره قانون مطبوعات، مصوب مجلس شوراي اسلامي است و طبق قانون جمهوري اسلامي اهانت به دين، خدا، اهانت به مرجعيت و مقدسات مردم ممنوع است و با آن برخورد مي‌شود. يکي دو بار تذکر مي‌دهند ولي بعد بايد برخورد شود. موارد زيادي بوده. يکي از موارد در "عصر ما"، سخنان آقاي هاشم آغاجري -عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين- بود که گفت: مارکس نيمي از حقيقت را گفته است که دين افيون توده‌ها است؛ نيم ديگر حقيقت را من مي‌گويم که دين، افيون دولت ها هم هست. با درج چنين حرف‌هايي است که با روزنامه برخورد مي‌شود. الان هم که نشريات زيادي داريد.

يک نکته حاشيه‌اي ديگري مطرح کردند و آن بحث آيت‌الله مصباح که ايشان بعد از رحلت امام آمدند و نظريه‌پرداز شدند. من نمي‌خواهم وارد اين بحث شوم، اما براي اين که حق شخصيتي که اين‌جا نيستند، تضييع نشود، فقط اشاره مي‌کنم به کتاب "مصباح دوستانگ که پر از اسناد و سوابق مبارزاتي آيت‌الله مصباح مي‌باشد، مراجعه شود. کتاب ديگر، کتاب "انتقام" آقاي سيد هادي خسروشاهي است که خودش از جهت فکري جزء جريان اصلاح‌طلب محسوب مي‌شود. ايشان در مقدمه‌اش نوشته‌اند، من ديدم اين اسناد انقلاب دارد از بين مي‌رود. اين انتقام، نشريه‌اي بود که آيت‌الله مصباح در سال‌هاي 42 و 44 که هيچ‌کس جرأت نمي‌کرد، نفس بکشد، منتشر مي‌کرد. بالايش هم نوشته بود: «انا من المجرمين منتقمون». شما همين الان اگر اين مجموعه مقالات را بخوانيد، با خود خواهيد گفت آيت‌الله مصباح چه جرأتي داشته که اين مقالات را چاپ کرده است. تنها و تنها خودش نشريه را منتشر مي‌کرده است؛ منتها نمي خواسته خودش را مطرح کند. آقاي سيد هادي خسروشاهي در مقدمه کتابش نوشته است، اين قدر آقاي مصباح حاضر نشد مسايل مبارزاتي خودش را مطرح کند که مؤتلفه -آقاي بادامچيان- در يک جايي اظهار کرد انتقام مال ماست! ولي ما که مي‌دانيم اين نشريه انتقام مربوط به خود آقاي مصباح است. البته آقاي هاشمي رفسنجاني هم در خاطراتش آورده است که آقاي مصباح يک نشريه ديگري داشت که تنهايي منتشر مي‌کرد. اسناد هم همراه خود آورده‌ام که دوستان مي‌توانند تکثير کرده و مطالعه بفرمايند. من تعجب مي‌کنم چرا آقاي تاج‌زاده که خودشان هم مدتي سابقه مبارزاتي داشته‌اند، ادعا مي‌کنند آيت‌الله مصباح يزدي بعد از رحلت امام وارد صحنه انقلاب شده اند.

اما راجع به آن‌چه از قول آقاي مطهري گفتند که اگر مردم نخواهند، معصوم نمي‌تواند حکومت کند. ما 2 تا بحث داريم: يکي بحث مشروعيت و ديگري مقبوليت. بحث اين است که آيا امام معصوم در همان وقتي هم که خانه نشين مي‌شود، امام هست؟ حقانيت دارد يا ندارد؟ زماني که اميرالمؤمنين 25 سال در خانه نشست، امام بود يا نبود؟ در همان 25 سال هم که ديگران حاکم بودند، اميرالمؤمنين امام به حق بود يا نبود؟ [حضار: بود] کسي که شيعه باشد، منکر نيست. آن وقت هم که امام حسن عليه‌السلام محکوم به صلح شد و خانه نشين شد، امام حسن هم با اين‌که کل حکومت دست معاويه بود، امام بود. در آن 10 سالي که امام حسين عليه‌السلام در مدينه زندگي مي‌کردند و معاويه حکومت علي الاطلاق داشت و بعد هم يزيد سر کار آمد، امام حسين امام بود يا نبود؟ [حضار: بود]‌ بنابراين هيچ شيعه‌اي نمي‌تواند در اين ترديد کند. امام معصوم، مشروعيت و حقانيت دارد و حکومت مال اوست. ولي اگر مردم زمينه را فراهم کردند، حکومت رسمي هم خواهد داشت. وقتي مردم آمدند درِ خانه اميرالمؤمنين عليه‌السلام و گفتند که آقا شما بيا حکومت را بپذير، حکومت اميرالمؤمنين به فعليت رسيد، رسماً حکومت را در دست گرفتند و اجرا کردند. کساني هم مقابل حکومت اميرالمؤمنين بلند شدند و حضرت با آن‌ها جنگيد. در جنگ جمل حتي عايشه، همسر پيغمر خدا، طلحه و زبير و تعدادي از اصحاب پيغمبر بودند. اما با آن‌ها جنگيد. همان اميرالمؤمنين در جنگ خوارج، کساني را که از اصحاب خودشان بودند و پيشاني شان از عبادت و نماز شب پينه بسته بود، وقتي مقابل حکومت ايشان قد علم کردند، از دم تيغ گذراند.

در جنگ صفين حضرت 18 ماه مي‌جنگند. با نيرنگ عمروعاص، طرفداران اميرالمؤمنين احساس کردند، دارند با قرآن مي‌جنگند، با نصيحت‌هاي مالک اشتر کار به جايي نرسيد. دور اميرالمؤمنين را گرفتند و گفتند شما را مي‌کشيم. در چنين شرايطي اميرالمؤمنين چرا تسليم حکميت مي‌شود؛ چون تنهاست و ياري براي او نمانده است. حتي شايد به تعداد ياران در کربلا هم براي او نمانده بودند. حضرت نمي خواهد روي اصحاب خودش شمشير بکشد. حضرت در اين شرايط تن به حکميت داد. خواست مالک اشتر را به عنوان نماينده معرفي کند، گفتند: نه، او جنگ طلب است! به زور ياران، ابوموسي معرفي شد و او حکومت را تقديم معاويه کرد. آيا اين يعني حضرت، حکومت معاويه را پذيرفت و قبول کرد و او را اميرالمؤمنين مي‌دانست؟ يا نه، حضرت خودش را اميرالمؤمنين و امام مي‌دانست و ما هم به اين معتقديم. اين چه حرفي است که اگر ائمه مقبوليت مردمي نداشند، امامت طرف مقابل را بپذيرند! بعد از آن هم حضرت آماده جنگ مجدد با معاويه شدند که به شهادت رسيدند.

تاج‌زاده: من معتقدم مناظره به جاي حساسش نزديک مي‌شود. قدري که پيش برويم، معلوم مي‌شود اختلاف در کجا است. 2 نکته را من توضيح بدهم، بعد به نسبت مردم و حکومت برگرديم. جناب آقاي روانبخش! حرف من اين است که در دوره اصلاحات، اصولگرايان حق همه نوع فعاليت در نقد اصلاح‌طلبان را داشتند. در اين مملکت [در سال 76] يک دولت با 20 ميليون رأي آمده سر کار. صداوسيما تمام رسالتش اين بود که عليه اين دولت تبليغ بکند، زماني که آقاي دکتر کردان معاون آقاي لاريجاني بود، راديو و تلويزيون و رسانه هاي مختلف عليه دولت بودند. باز امروز مي‌گوييد، ما آزادي نداشتيم. حالا چي شده نشريه ايشان را 6 ماه توقيف کردند، روزنامه 7 سال توقيف موقت است؛ من نمي‌دانم اگر دائم بخواهد بشود، چند سال مي‌شود. آقاي عطريانفر عضو شوراي مرکزي کارگزاران است که روزنامه دارد و به ما ارتباط ندارد. از دوستان ما هستند. جناب روانبخش! ما حق داريم روزنامه داشته باشيم يا نه؟ چرا در پرتو سخن تيتر اول نمي زنيد «وزارت ارشاد! چرا به حزب مشارکت روزنامه نمي‌دهيد؟» کاري هم ندارم وزارت ارشاد قبول مي‌کند يا نه. اگر تيتراول لثارات هفته بعد اين باشد که اين‌ها حقشان است روزنامه داشته باشند، بقيه حرف‌هايشان را تلقي به قبول خواهيم کرد، اگر نه معلوم مي‌شود خود شما هم جزء کساني هستيد که معتقدند ما را بايد سرکوب کرد. اولين شماره کي در مي‌ايد که ببينيم از حق ما دفاع مي‌کنيد يا نه؟!

روانبخش: ما از نشريه‌اي که قانون را رعايت مي‌کند، دفاع مي‌کنيم.

تاج‌زاده: عيبي ندارد. گردن ما در برابر قانون از مو باريک‌تر است. ما اگر مشکل داشتيم، تا الآن آقاي جنتي ما را 6 بار اعدام کرده بود! 2 شکايت با 24 ساعت اختلاف داده ‌شده است؛ يکي شکايت رييس هيأت اجرايي ستاد انتخابات وزارت کشور از رئيس هيأت نظارت و يکي شکايت رييس هيأت نظارت از رييس هيأت اجرايي ستاد انتخابات وزارت کشور. آن شکايت رسيدگي شد و ما محکوم شديم. بعد سخنگوي آقاي جنتي آمد، يک شکايت جدي از ما کرد که در دادگاه به من توهين کردي و جواب سلام من را ندادي و از اين قبيل، به خاطر آن هم ما را محکوم کردند. از اين طرف در اين حکومت اصولگرا چي؟

جناب آقاي روان‌بخش! اين‌جا دانشگاه است. شما فکر مي‌کنيد کسي جرأت مي‌کند در اين کشور بگويد مارکس گفته دين افيون توده‌هاست و من هم کامل مي‌کنم که دين افيون ملت‌ها است و آن وقت بيايد به عنوان استاد دانشگاه درس بدهد؟! يک جاي کار گير دارد. چرا هميشه مخاطب را ناآگاه فرض مي‌کنيم؟! آيا کسي مي‌تواند چنين حرفي بزند و بعد هم از دولت حقوق بگيرد؟ دوستان من! دين در طول تاريخ، رهايي‌بخش‌ترين پديده بوده و پيامبران منادي حقوق و آزادي انسان‌ها بوده‌اند. در طول تاريخ بشر از هيچ چيز به اندازه دين سوءاستفاده نشده است. هر دو وجهش درست است. تا مي‌گوييم دين، بايد بگوييم کدام دين؟ هم معاويه به نام قرآن سخن مي‌گفت، هم علي بن ابي‌طالب. ما مي‌گوييم چون شيعه هستيم، سرمان کلاه نمي‌رود. تا قرآن را ببرند بالاي نيزه، مي‌گوييم ببين چه کسي قرآن را بالاي نيزه برد. معلوم است که همه قرآن را قبول داريم. من از مرحوم ناييني ياد گرفتم که اعلام کرد در جوامع بشري، هيچ استبدادي پليد تر و خبيث‌تر از استبداد ديني نيست. براي اين که در استبداد سکولار، حکومت به دين و اخلاق مردم خيلي کاري ندارد. اين حوزه اي است که دينداران خودشان پوشش مي‌دهند؛ ولي وقتي به نام دين مي‌شود، ريشه همه اين اعتقادات زده مي‌شود. اين هم باز حرف ما نيست؛ بلکه از استاد مطهري ياد گرفتيم. در غرب به تعبير استاد مطهري بزرگ‌ترين علت رشد ماترياليسم وتفکرات الحادي، نه تبليغات ملحدين بلکه عملکرد فاشيستي و ديکتاتوري کليسا بوده است. کليسا الحاد را در غرب به وجود آورد و هر کشوري کليسايش مستبدتر بود، روشن‌فکري‌اش چشمگير تر بود: فرانسه، آلمان و ايتاليا. اتفاقا در انگليس و امريکا که کليسايشان در مجموع با مردم پيوند برقرار کرد و از کليساي کاتوليک جدا شد، جريان ضد ديني به مراتب کم‌تر از آلمان و فرانسه و ايتاليا بود؛ براي اين که آزاديخواه‌ها فکر نمي‌کردند براي به دست آوردن حقوقشان بايد با کليسا مبارزه کنند.

اما نکته اصلي را من توضيح بدهم. ببينيد دوستان! ايشان به آن سؤال اصلي من پاسخ نداد. من کي گفتم معاويه وقتي پيروز شد، حضرت پذيرفت که او امام مسلمين باشد؟ معصوم از آن جهت که برگزيده خداوند است، چه يک نفر رجوع کند و چه کل جامعه اسلامي، در شأن و فضايل و جايگاه ايشان ذره‌اي تفاوت ايجاد نمي‌شود. امام، امام است، تحت هر شرايط. پيامبر همان قدر که روز اول پيامبر بود، وقتي هم که مي‌خواست رحلت کند، همان قدر پيامبر بود که هزاران بلکه ميليون‌ها طرفدار داشتند. سؤال اين است که همين معصوم چه زماني مي‌تواند حکومت تشکيل بدهد. بحث سرجايگاه امام نيست. بحث در اين است که حضرت امير چه زماني مي‌تواند خليفه مسلمين شود و چه زماني نمي‌تواند بشود؟ آيا جز بيعت يا اقبال مردم که امروز شده رأي مردم، شما ملاکي داريد؟ اگر داريد، بگوييد تا بگويم چرا اين ملاک در دوره معصوم درست نيست و جواب نمي‌دهد. و اگر ملاکي نداريد، بپذيريد که ما جز رأي مردم براي احدي حتي معصوم نمي‌توانيم حق حکومت قائل شويم. اما شخصيت و موقعيت اين‌ها، همه جاي خود محفوظ؛ اين حرف فقط در مورد معصوم هم نيست. امام خميني چهره بزرگي بود. حالا ملت ايران مي‌خواهد به نداي او پاسخ بدهد، مي‌خواهد پاسخ ندهد. موقعي مي‌تواند حکومت تشکيل بدهد که مردم بگويند ما پشت سر شما ايستاده‌ايم. اما وقتي نشد، عظمتش سر جاي خودش هست اما حق تشکيل حکومت را ندارد.

روانبخش: باز هم آقاي تاج‌زاده حاشيه مي‌روند و ما مجبوريم گريزي به اين حواشي داشته باشيم و بعد سراغ بحث اصلي برويم. فرمودند شأن آقاي جنتي بالاتر از اين است که به دادگاه بروند. توجه داشته باشيد که آقاي خاتمي هم همين‌طور است. جمعي از مردم کاشان و طلاب حوزه علميه قم و مشهد از ايشان شکايت کردند، به خاطر اين که در ايتاليا با زن نامحرم دست داده بود. چرا دادگاه تشکيل نمي‌شود؟ همان دادگاهي که آقاي جنتي را فرا نمي‌خواند، چرا اين همه شکايت را نديده مي‌گيرد؟ آيا جايگاه ايشان بالاتر از اميرالمؤمنين(ع) است که به دادگاه نمي رود؟ اين خودش جاي تأمل دارد.

نکته دوم مثل اين که خيلي دوست داريد، وارد بحث مبارزات آيت الله مصباح شويد. عرض کردم بحث اين جلسه نيست ولي اگر شما بخواهيد با همين موضوع ما بحث مي‌کنيم و موضوع هم همين باشد: تطبيق ديدگاه هاي آيت‌الله مصباح با امام. اصلاً آيا افکار آيت‌الله مصباح و اصولگرايان با امام منطبق است يا حرف‌هاي شما. اتفاقاً اين مناظره خيلي خوبي است من پيشنهاد مي‌کنم در همين دانشگاه اين مناظره برگزار شود، ولي بفرماييد اگر مبارزه حقانيت مي‌آورد، آقاي خاتمي که به عنوان رهبر اصلاحات است چند روز مبارزه و چند سند مبارزاتي عليه شاه داشته؟! غير از يک امضا که در پاي اطلاعيه طلاب يزدي است، آيا جاي ديگري شما مبارزه مي‌بينيد؟! اگر شما واقعاً معتقديد کسي که مبارزه نداشته است، حق حرف زدن ندارد، خوب آيت‌الله مصباح هم اين همه اسناد در موردشان هست، آن‌چه که شما فرموديد در مورد سال 44 تا 47 باز اسناد زياد است، مي‌دهم همين‌جا در دانشگاه بزنيد، سند به سند آن تاريخش مشخص است.

بحث بعدي اين است که ما حرف دين را مطرح کرديم. بله! حرف ما همين است. مي‌فرماييد چه کسي جرأت مي‌کند عليه دين حرف بزند؟! آقاي آغاجري جرأت کرده و زده. هفته نامه عصر ما 26 مرداد 79 را ملاحظه بفرماييد، سند آن در کتاب «ناقوس انحطاط» چاپ شده است. خودم هم در "عصرما" خواندم و ديدم. آن‌جا آغاجري مي‌گويد: «مي خواستم از نهج‌البلاغه سخن بگويم؛ اما به اقتضاي حال و موقعيت منصرف شدم. به ياد آوردم اين سخن معرف مارکس را که گفته بود دين، افيون توده‌هاست. سخني که مارکس در باب دين گفته است هر چند تمام حقيقت نيست اما بخشي از حقيقت است. دين در حکومت‌هاي ديني نه تنها افيون توده‌هاست آن‌چنان که مارکس گفته است، بلکه من مي‌افزايم علاوه بر آن، افيون حکومت‌ها هم هست.» اين حرف او در دانشگاه تهران است و هفته‌نامه متعلق شما هم آن‌را درج کرده است. در چه زماني، اين حرف را مي‌زند؟ درست در شرايطي که ديني که قبل از انقلاب مي‌گفتند افيون توده‌ها است و سازمان مجاهدين آمدند، گفتند که ما علم مبارزه را بايد از مارکسيسم ياد بگيريم، چون دين مخدر است و حرکت ندارد، بايد برويم سراغ مارکس و مارکسيسم. انحراف سازمان مجاهدين خلق به خاطر همين بود. اما در شرايطي که امام رحمت الله عليه به عنوان يک مرجع ديني و نايب امام زمان آمده و انقلاب بزرگي را برپا کرده که مهم‌ترين شاخصه و مشخصه‌اش، ديني بودن آن است، ما در همين مملکت بياييم در دانشگاه براي جوان ها صحبت کنيم و بگوييم دين، افيون ملت هاست. نصف حقيقت را مارکس گفته است، بقيه اش را هم من مي‌گويم، افيون حکومت ها هم هست! اين حرف زده شده است در شرايطي که امروز دين همه دنيا را به چالش کشانده؛ مارکسيسم و کمونيسم به موزه تاريخ رفت و ليبراليسم هم صداي شکسته شدن استخوان هايش به گوش مي‌رسد و امروز تنها تفکر و انديشه اي که در دنيا حرف اول را مي‌زند دين است. در چنين شرايطي ما بياييم از مارکس هم مارکس‌ترشويم.

همين آقا در دانشگاه همدان در تاريخ 12 تير 81که سازمان شما درباره اش بيانيه صادر کرد، گفت: «دين بنيادگرا با توجه به آن اصول بنيادگرايانه‌اش خيلي راحت ارزش و کرامت انسان را از بين مي‌برد؛ با توجه به اين‌که اسلام امروز بنيادگراست، ما نيازمند پروتستانتيسم ديني براي بازگرداندن اسلامي نومتفکرانه و عقلي و عملي هستيم. ببينيد بحث مسيحيت نيست، بحث اسلام است. مي‌گويد همان‌ کاري که در مسيحيت، لوتر و اين‌ها انجام دادند، ما هم بايد انجام بدهيم! بعد مي‌گويد تا زماني که دين اصلاح نشود و تغيير نکند، حتي اگر رژيم ها بيايند و بروند، هيچ تغيير و اصلاحي در جامعه صورت نخواهد گرفت و تمام آموزه‌هاي ديني که روحانيت سنتي ارائه مي‌دهد، آموزه‌هاي سياه، تاريک و عتيقه است که بايد به وسيله نقادي دور ريخته شود!... بني آدم نه به عنوان شيعه، آيت‌الله و فقيه بلکه به عنوان انسان با هر زبان جنس رنگ و حتي آييني کرامت دارند. اين حرفي است که رسماً دارد، روشن مي‌کند. اين نيست که بگويد مراد از دين، مسيحيت است. رسماً مي‌گويد اين اسلام به درد نمي خورد و نظر ايشان اين است که شيعه و سني و مسلمان و غيرمسلمان فرقي نمي‌کند، محور، اومانيسم است، همان انسان‌گرايي. معتقد است هر انساني کرامت دارد. شعار حزب مشارکت هم اين است که ايران براي همه ايرانيان، حتي بهاييان! همه را در بر مي‌گيرد. در نامه آقاي سلامتي، دبيرکل سازمان شما، به وزير محترم کار دولت اصلاحات آمده است که بررسي کنيد آيا حقوق بهاييان تضييع شده يا نه؟! بحث اين است که بايد روشن توضيح دهيد، ما مي‌گوييم اين آقا اين حرف را زده و شما بيانيه صادر کرديد و در آن آورديد: «آغاجري عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي افتخار مي‌کند که اعضايي همچون دکتر هاشم آغاجري دارد.» به دنبال اين اظهارات و مهر تأييدي که بر حرف‌هاي او زده بوديد، که جامعه محترم مدرسين با امضاي آيت‌الله مشکيني با آن سابقه مبارزاتي، علمي و تقوا و ورع ايشان که کسي در آن ترديد ندارد، سازمان شما را نامشروع اعلام کرد.

و اما جواب سؤال. اين که امام، چه زماني مي‌تواند خليفه مسلمين شود؟ وقتي مقبوليت باشد و مردم زمينه را فراهم کنند، امام مسلمين حکومت را تشکيل مي‌دهد.در غير آن، امام خانه نشين است. اتفاقاً اين‌جا که با هم توافق داريم، خيلي خوب است. ما خيلي وقت‌ها بايد با دوستان شما بحث مي‌کرديم که بين مشروعيت و مقبوليت بايد تفکيک قائل شد. اميرالمؤمنين مشروعيت داشت گرچه مقبوليت نداشت و در خانه نشسته بود؛ ولي شما الان اين را مي‌پذيريد که امام مشروعيت دارد. اما اين‌گونه نيست که مردمي که حضرت را خانه نشين کردند، پيش خدا مقصر نباشند. حکومت، حق امام علي، امام حسن، امام حسين و... بود. مردمي که آن زمان، زمينه را براي حکومت حق فراهم نکردند، نزد خدا بايد پاسخگو باشند. گرچه امير المؤمنين در اين شرايط براي تشکيل حکومت وظيفه‌اي ندارد. فرمودند: براي کسي که اطاعت نمي‌شود، رأيي نيست «لا رأي لمن لايطاع» چه نتيجه‌اي مي‌خواهيد بگيريد؟

در جمهوري اسلامي هم همين طور بوده. زماني از مردم برنامه هاي آقاي هاشمي خسته شده بودند، به سراغ آقاي خاتمي رفتند و شعارهاي اصلاح طلبي را پسنديدند، شعار جامعه مدينة النبي که بعد معلوم شد، مراد چيز ديگري بوده است. بعد از آقاي خاتمي نيز انتخابات شده و مجري آن هم دولت اصلاحات بوده و آقاي موسوي لاري وزير کشور بوده، افراد مختلف کانديدا بودند و در تلويزيون هم همه به طور کامل و مساوي بحث کردند و در نهايت 2 نفر به مرحله بعد راه يافتند. به رغم تخريب سنگيني که حتي در خود سيما عليه احمدي نژاد شد و همان جا آقا مرعشي و نوبخت رسماً ايشان تخريب کردند و مردم هم ديدند، در مرحله دوم آقاي احمدي نژاد با حدود 18 ميليون رأي رئيس جمهور ايران شد. کجاي اين مشکل داشته؟ اگر انتخابات اشکال داشته، دولت اصلاحات بايد جواب دهد. آقاي موسوي لاري چندين بار اعلام کرد، اين انتخابات سالم بوده و هيچ اشکالي نداشته است. خواب آقاي کروبي هم هيچ ربطي به انتخابات نداشته؛ چون ابتدا در وزارت کشور آراي استان‌هايي را که رأي احمدي‌نژاد بالا بود، نخواندند و هيمشه استان‌هايي را که آقاي هاشمي و کروبي رآي بيش‌تري داشتند، خواندند. اتفاقاً مردم فشار آورده بودند که چرا اين استان‌ها را نمي‌خوانيد. وقتي خواندند، آمار تغيير کرد. انتخابات انجام شد و الآن آقاي احمدي‌نژاد رئيس جمهوري قانوني اين کشور است. دور بعد هم انتخابات برگزار خواهد شد؛ ممکن است آقاي احمدي نژاد رأي بياورد، ممکن است کس ديگري بياورد. اتفاقاً آزادترين انتخابات کشور است. شما که مي‌فرماييد نظارت شوراي نگهبان به عنوان حق وتو است، در انتخابات شوراهاي دوم، نهضت آزادي که امام آن را خلاف قانون و نامشروع اعلام کرده بوده، در انتخابات شرکتش داديد. چون شوراي نگهبان نبود که آن‌ها را رد صلاحيت کند. آقايان اعضاي نهضت آزادي که اين همه شعار دادند و شما هم رسماً از آن ها حمايت کرديد و اسناد آن موجود مي‌باشد، کانديداهاي آن‌ها در سراسر کشور حدود 2 درصد رأي آوردند! چگونه است کسي که 70 درصد رأي مي‌آورد، مشروع نيست؛ اما کسي که 2 درصد رأي مي‌آورد مشروع است؟! شما چه نتيجه اي مي‌خواهيد بگيريد؟ اگر مردم با شما بودند لااقل در تهران رأي مي‌آورديد! مجبور شديد در دور، بعد اسم آقاي خاتمي را از تبليغات خود حذف کنيد و باز هم نتيجه نداد.

تاج‌زاده: خوشبختانه آقاي روان بخش يک مرحله رفتند جلو و ظاهراً پذيرفتند حتي معصوم اگر مردم نخواهند، حق تشکيل حکومت را ندارد.

روان‌بخش: کسي نگفت حق ندارد. نمي‌تواند حکومت تشکيل دهد.

تاج زاده: يعني حق ندارد.

روان‌بخش: خير حق دارد، ولي نمي تواند. يک کلمه مي‌تواند معنا را خيلي عوض کند. الحمد الله پيشرفتي در دوران اصلاحات و در طول 11 سال گذشته اتفاق افتاده.

تاج زاده: آقاي روانبخش مطلبي را به ما منتسب نمودند که ما گفته‌ايم هر کس در مبارزات شرکت نکرده، حق حرف زدن ندارد. بنده چنين چيزي را عرض نکردم؛ والا اگر اين‌چنين باشد هيچ‌کدام از اين دانشجويان نمي‌توانند، حرف بزنند چون هنوز 30 سالشان نشده است. بنده عرضم اين است که هر کس بايد شهامت داشته باشد و بگويد که ديدگاه من، اين است. هر کسي که مي‌رود و پشت کسي ديگر قايم مي‌شود، بايد به ديده ترديد به او نگاه کرد؛ زيرا مي‌خواهد کمبود مشروعيت خود و ديدگاه خودش را به نام ديگري بزند. خوب است در جامعه ما هر کسي حرفش را بزند و بگويد که اين ديدگاه من است. حالا غلط يا درست، بقيه مي‌توانند در مورد آن قضاوت کنند.

در مورد انتخابات اين که مي‌گفتند دادگاه، قضيه فرق مي‌کند. ببينيد! در بعضي مسائل شما مي‌گوييد که اگر يک کلمه جابجا شود، اسلام نابود مي‌شود و مسلمين فلان مي‌شوند. اينجا که مي‌رسند، مي‌گويند دادگاه اين‌گونه بوده و انتخابات نيز اين‌گونه هست. بنده يک مثال بزنم و بعد به بحث اصلي خود برسم. ببينيد شکايتي که ما داريم، شکايت در مورد کسي است که در امانت مردم دست برده و بايد بيايد و پاسخ‌گو باشد. گذشت زمان هم اين حق را از بين نمي‌برد. در انتخابات دوم خرداد، استاندار فعلي خراسان، استاندار لرستان بود. ما يک آماري داريم که در بعضي از شهرها 180 درصد واجدين شرايط رأي دادند و 130 درصد به رقيب آقاي خاتمي رأي دادند. يعني استان مازندران، تنها استاني بود که در بعضي شهرهاي آن که رقيب آقاي خاتمي بيش‌تر رأي آورده بود، ايشان از آقاي خاتمي بيش‌تر رأي آورده بودند. بعد به استاندار مي‌گويند؛ مي‌گويد بقيه نامردي کردند، قرار بود آن‌ها هم اين کار را بکنند، نکردند و حالا ما تنها اين کارها را کرديم. بعد هم اين آقا آمده ترقي مقام به ايشان دادند و شده استاندار خراسان. حالا اين مي‌خواهد امانت دار رأي مردم باشد. گل بود به سبزه نيز آراسته شد. اين آقاي جاعل هم اومده وزير کشور ايشان شده است. يعني بايد امانت مردم را بدهيم دست آقاي کردان، ببخشيد، آقاي دکتر کردان! در انتخابات مجلس ششم که مردم رأي دادند، ايشان ديدند بر خلاف تيپ‌هاي اين‌ها رأي آوردند.

اما اين که بگوييم بحث مردم چه فايده‌اي دارد، بايد بگويم اتفاقاً همه بحث همين است و بحث هاي ديگر در عرصه سياست فايده‌اي ندارد و اگر بپذيريم، همه دستاوردهاي معنوي و سياسي دوره جديد، در همين حقوق بشر است. يعني چيزي نيست که مثلاً ما 30 تا چيز کشف کرديم، واکسن فلان را کشف کرديم و فلان چيز را هم کشف کرديم. تفاوت ديدگاه را ببينيد با آقاي مصباح. آقاي مطهري غصه مي‌خورد که چرا حقوق بشر کشف مسلمين نبوده است و معتقد بود که اگر آن نهضت فکري در قرن 4 و 5 در جهان اسلام رخ‌ مي‌داد، ما زودتر از آن‌ها به حقوق بشر مي‌رسيديم ولي متأسفانه به دلايلي سکت ايجاد شد و ما مسلمانان نتوانستيم به آن برسيم. حالا غربي‌ها رسيده‌اند به حقوق بشر و اهميت آن از کشف بمب اتم هم بيش‌تر است، براي اين که مناسبات بشر را از اين رو به آن رو کرده است. اتفاقاً بحث زيبايي که آقاي مطهري دارد، اين است که مي‌گويد پدران و مادران ما رفتند و در دوران مشروطه گفتند که ما از غربي‌ها ياد گرفتيم که قانون اساسي، تفکيک قوا، احزاب، مطبوعات و غيره داشته باشيم. چون اين سيستم، سيستم غربي است؛ البته سازگارش کرديم با دين و فرهنگ خودمان، همچنان که فقها را گذاشتيم در مجلس که قانوني بر خلاف دين و اسلام در آن‌جا تصويب نشود. غربي‌ها هم که در آن‌جا شروع کردند، همين را مي‌گفتند که قانوني نبايد بر خلاف قانون خدا تصويب بشود؛ يعني در ابتدا خيلي اختلاف نداريم. اما به هر حال ما ايرانيان اين را پذيرفته‌ايم. آقاي مطهري گفت حالا سؤال. چون مشروطه از غرب آمده و استبداد در ايران 2500 سال سابقه داشته و ما چون ايراني هستيم، بايد برويم طرفدار استبداد شويم؟ چون پدران و مادران ما مستبد زندگي مي‌کردند؟ من کاري ندارم که چرا استبداد در ايران بوده، قبل از اسلام و بعد از اسلام قضيه فرقي نکرده است. در دوره قديم هر کشوري که بزرگ و وسيع مي‌شده، جز با استبداد نمي‌شده که آن ‌را اداره کرد. فقط در دوره جديد است که علم و تکنولوژي اين امکان را فراهم کرده که کشوري مثل امريکا دموکراسي هم داشته باشد و مشکلي نداشته باشد. يونان را نگاه کنيد. به محض اين که آتن از دولت شهر خارج شد و به امپراتوري توسط اسکندر تبديل گرديد، به ديکتاتوري تبديل شد. اما به هر حال سؤال اين بود که ما ايراني‌ها استبداد داشتيم و آن‌ها به مشروطه رسيدند. ما چون ايراني هستيم و اين از خارج آمده بايد ردش بکنيم؛ چون غربي است؟! يا نه! همان‌طور که از تکنولوژي آن‌ها استفاده کرديم، ما مي‌توانيم از دستاوردهاي سياسي و معنوي غرب استفاده کنيم که مهم‌ترين آن‌ها حقوق انسان‌ها است. آنقدر اين بحث جدي است که در 2 سال گذشته 3 جلد کتاب آيت الله منتظري منتشر کرده و توصيه مي‌کنم دوستان، آ‌ن‌ها را مطالعه کنند. يک فقيه شيعه به دليل اين تحولاتي که در کشور ما به وجود آمده است، رسيده به اين که آقا ما جز تأکيد بر حقوق انسان‌ها هيچ راهي نداريم اگر بخواهيم سربلند در اين جهان زندگي کنيم. موضع ايشان را هم نسبت به حکومت مي‌دانيد. بنابراين از کساني نيست که بگوييم به فکر حکومت است و اين‌گونه صحبت مي‌کند و در سن و سالي نيست که بگوييم براي آينده‌اش کيسه‌اي دوخته. تنها و تنها انگيزه‌هاي ديني و اعتقادي است که مجبورش کرده چنين کتاب‌هايي را بنويسد. حرفش در اين جمله است: مي‌گويند تمام مفسرين شيعه، حکما، متکلمين و غيره در اين اشتراک نظر داشتند که در «کرمنا بني ادم» خداوند خطابش عام است و اعلام مي‌کند که من به بني آدم کرامت دادم نه به مسلمانان نه به مؤمنين و نه به موحدين؛ انسان از آن سبب که انسان کرامت دارد و اين را تمام فقها در تمام تاريخ پذيرفته‌اند. مي‌گويند يک چيز را تا به حال توجه نداشتيم و آن اين است که اگر خداوند به بني انسان از آن نظر که انسان است کرامت داده،آيا اين داراي حقوق هم هست يا نيست، اجتهاد آيت الله منتظري اين است که مي‌گويد کرامت بدون حقوق وهن است. اگر خداوند به بني انسان و آدم‌ها مستقل از اين که سن و جنس و زبان و قوم و... آن‌ها چيست کرامت داده است، اين انسان نزد خداوند واجد حقوقي است که هيچ کس نمي‌تواند از وي سلب کند. اين‌جا آقاي منتظري مي‌گويد که بايد بر اساس اين حقوق انسان، مسائل جهان را تفسير بکنيم. اختلاف اين است آقاي روانبخش و اختلاف استراتژيک است. اگر بپذيريم که انسان از آن جهت که انسان است اين حقوق را دارد، آن وقت تمام اختلاف‌هايمان به کنار مي‌رود، آن‌ وقت اختلاف‌هايمان مي‌شود، سليقه‌اي در اين که آن‌ها اين‌طرف صندلي بنشينند بهتر است يا اين‌که آن‌طرف صندلي. ولي مي‌گوييم کساني که مي‌خواهند در دانشگاه تشکل داشته باشند با هر سليقه‌اي در چارچوب قانون مي‌توانند حزبشان، روزنامه‌شان،اتحاديه‌شان، شرکت در انتخابات‌شان و... همه همين‌طور است. اگر پذيرفتيم که مردم حق دارند بر سرنوشت خودشان حاکم شوند، آقاي جنتي الان بيايد و بگويد که در تهران چه کسي حق دارد نامزد بشود و چه کسي حق ندارد، بعد آن‌ها را رد کند و بگويند که شما رأي نياورديد. شما اگر واقعاً فکر مي‌کنيد ما پايگاه اجتماعي نداريم و 2 درصد هستيم و شما 70 درصد، چرا نسبت شما به انتخابات مثل نسبت جن و بسم الله است؟! خوب، آزادي انتخابات بگذاريد تا معلوم شود ما 2 درصد بيش‌تر را نمي‌آوريم.

روانبخش: اين که ايشان مطرح مي‌کنند در امانت مردم نبايد دست برده شود، بسيار مطلب درستي است و نظام جمهوري اسلامي رأي مردم را امانت مي‌داند و تأکيد حضرت امام و مقام معظم رهبري همواره بر همين بوده و هست. اگر در مواردي، کساني تخلف کرده باشند، قانون با آن‌ها برخورد مي‌کند. مثلاً يکي از آن‌ها خود آقاي تاج‌زاده در انتخابات مجلس ششم است؛ علت اين‌که ايشان را از کار برکنار کردند و به انفصال از خدمت دولتي محکوم شدند، همين دست بردن در آراي مردم بود که در تهران اين مسئله اتفاق افتاد و از آن‌جا هم مسئله لو نرفت که آقاي جنتي از مکه برگشت يا نه. مسئله از آن‌جا بود که آقاي حداد عادل، ليست صندوق‌ها را از وزارت کشور گرفت و گفت: حق قانوني بنده است که ليست صندوق‌ها را داشته باشم و بدانم در کدام صندوق چند تا رأي آورده‌ام. ليست صندوق‌ها را که به ايشان دادند، ديد آن صندوقي که خود ايشان با زن و فرزندان رفته و در آن صندوق رأي داده‌اند، رأي حداد عادل صفر اعلام شده است! گفت: شايد زن و بچه‌ام به من خيانت کرده و رأي نداده باشند ولي خودم که مي‌دانم به خودم رأي داده‌ام! همان حرف مدرس در مجلس که گفت «آقايان رأي خود من کو؟» در زمان اصلاحات تکرار شد! گفت: من اين يك رأي خودم در اين صندوق را مي‌خواهم و خواهان بازشماري اين صندوق شد كه قانوناً حق داشت. بازشماري كردند و معلوم شد آقاي حداد عادل 400 رأي داشت! 400 رأي او را براي آقاي ديگري خوانده بودند‍! نتيجه انتخابات چه شد؟ آقاي هاشمي شد نفر سي‌ام يا بيست و نهم، در نوسان بود. يك روز مي‌گفتند سي‌ام است يك روز مي‌گفتند بيست و نهم است. آقاي محتشمي‌پور و آقاي حداد هم رفتند آن‌طرف مرز سي‌ام. سي و دوم، سي و سوم و سي و چهارم. اين‌ها گفتند كه اگر در اين يك صندوق تخلف شده، نشانه اين است كه در صندوق‌هاي ديگر هم تخلف شده است و ما خواهان بازشماري بقيه صندوق‌ها هستيم. شوراي نگهبان آمد هماهنگي‌اي كه در وزارت كشور شد، 500 صندوق بازشماري شد و نتيجه انتخابات تغيير كرد. آقاي هاشمي از نفر سي‌ام يا بيست و نهم شد نفر بيستم. آقاي حداد هم نفر بيست و هفتم يا بيست و ششم شد و آقاي محتشمي‌پور هم با يكي از دوستانش افتادند به مرحله دوم. در مرحله دوم هم انتخابات انجام شد كه آقاي محتشمي‌پور با حدود 100 هزار يا 90 هزار رأي از تهران بزرگ وارد مجلس شد. اسناد شوراي نگهبان هست. نامه‌اي نوشته شده به مقام معظم رهبري كه آقا ما 500 صندوق را بازشماري كرديم و نتيجه‌اش اين شده، 2500 صندوق را هم بايد بازشماري كنيم. آيا واقعاً ما مي‌توانيم مهر تأييد بر اين انتخابات بزنيم، با توجه به اين‌كه چنين چيزي اتفاق افتاده است؟ ما اين انتخابات را مخدوش مي‌دانيم. مقام معظم رهبري بنابر مصالحي كه تشخيص مي‌دادند، حالا‌ نمونه‌اش در خلخال كه قرآن و مسجد را به آتش كشيدند و بعضي‌ها تهديد كردند كه تهران را به همين روز خواهيم كشاند، طي حكم حكومتي انتخابات تهران را تأييد كردند و فرمودند همين‌طور هر چه هست، تأييد بقيه را حمل بر صحت کنيد. من حكم مي‌كنم به صحت اين انتخابات. وقتي مجلس ششم تشكيل شد، قانون مطبوعات اولين لا‌يحه و طرحي بود كه در مجلس مي‌خواست، مطرح شود كه آخرين طرح‌هاي مجلس پنجم بود. به تصويب رسيده بود، مقام معظم رهبري حكم حكومتي كردند براي اين‌كه اين قانون از دستور خارج بشود. بعضي از نمايندگان تهران پرسيدند كه حكم حكومتي چيه؟ ما خبر نداريم. آقاي كروبي گفتند: اين حكم حكومتي همان حكم حكومتي است كه شما با آن امروز روي اين صندلي نشسته‌ايد و اگر نبود، شما الا‌ن اين‌جا نبوديد. حكم حكومتي يعني همين.

خوب اگر باز هم بگوييد شوراي نگهبان جناحي برخورد كرد، مجلس اصلا‌حات چرا بر عملكرد شوراي نگهبان صحه گذاشت؟ مگر همين مجلس ششم كه اکثريت آن از حزب مشاركت بودند، اعتبارنامه اين دو نفر -حداد عادل و محتشمي‌پور- را تأييد و تصويب نكرد؟! تأييد مجلس ششم بر اين 2 نماينده تهران يعني مهر تأييد بر آن تقلبي كه جنابعالي مدير انتخاباتش در تهران بوديد! شما مي‌فرماييد استانداري -كه من اصلا‌ً نمي‌دانم كي هست- در خرم‌آباد، 180 درصد رأي آورده و آن بنده خدا هم نيست كه از خودش دفاع بكند و سندي از اين حرف نداريد؛ ولي بنده همه‌اش را سند دارم و به جمعيت ارائه مي‌كنم. تأييد حداد عادل و محتشمي پور از سوي مجلس، بزرگترين سند آن است. همه مردم خبر دارند و اخبارش هم موجود است براي اين‌كه خود شما دست برديد در آراي مردم به‌عنوان مدير انتخابات كشور و محكوم هم شديد.

و اما راجع به بحث بعدي كه فرموديد همه دستاورد جديد بشر، حقوق بشر بود و آقاي مطهري غصه مي‌خورد كه چرا كشف آن به دست مسلمانان نبوده، سند ارائه فرماييد. اگر مي‌خواهيد بشينيم در جلسه‌اي، مفاد اعلا‌ميه حقوق بشر را با اسلا‌م مقايسه مي‌كنيم، آن‌وقت مي‌بينيم كه چند تا اصل آن موافق با اسلا‌م است؟ اصلا‌ً موافق با دين است؟ اصل اولش تعبير را جوري آوردند كه بوي توحيد ندهد. اصل اولش اين است كه بشر آزاد زاده شده است. كلمه آفريده را نياورده‌اند تا مبادا آفريدگاري در ذهن تداعي بكند. روح حاکم بر اعلاميه حقوق بشر، سکولاريسم و بي خدايي است. چگونه مي‌توان مدعي شد که شهيد مطهري از آن، اين گونه تعريف کرده باشد؟ شما مي‌فرماييد كه شكل حكومت را غربي‌ها به ما دادند، شكل جمهوري را غربي‌ها به ما دادند، نمي‌گوييم كنار بگذاريم، بلکه مي‌گوييم همان‌طوري كه هواپيما را آن‌ها ساختند ما سوار مي‌شويم، رفاهياتي كه آن‌ها فكرشان رسيده و عقب مانديم امروز از آن استفاده كرديم، حضرت امام مي‌فرمود حتي از راديو، تلويزيون و سينما و... استفاده مي‌كنيم. ما آدم مرتجع و عقب‌مانده‌اي نيستيم توي مباحث سياسي هم آن مقداري كه بشر جلو برده، ما از آن استفاده مي‌كنيم اما بايد بومي سازي کرد. ببينيم كه قالب با اسلا‌م چه‌جوري مي‌خواند. جمهوري اسلا‌مي يك مدل جديد است، در هيچ جمهوري‌اي در دنيا پيوند با خدا ديده نمي‌شود. اين‌جا امام رسماً مي‌فرمايد طبق قانون اساسي كه مردم به رئيس جمهور رأي مي‌دهند، بايد به تأييد رهبري برسد. امام در تعبيرشان دارد كه اگر همه مردم به رئيس جمهور رأي بدهند ولي مورد تأييد ولي فقيه قرار نگيرد، طاغوت است. ورود در حوزه او، ورود در حوزه طاغوت است. شما که ادعا مي‌کنيد امام را قبول داريد، جمهوري اسلا‌مي يك مدل جديد است. درست است كه جمهوري است، امام فرمودند كه جمهوري قالب است و محتواي آن اسلا‌م است. آن چيزي كه براي ما اصل هست و مردم براي آن قيام و انقلا‌ب كردند، اسلام است. مردم براي اسلا‌م انقلا‌ب كردند نه فقط جمهوري. دنيا جمهوري زياد دارد. هيچ كس نمي‌آيد به‌خاطر جمهوري شهيد شود. اين تعبير خود امام است. امام فرمود مردم براي جمهوري دموكراتيك نمي‌آيند، شهيد شوند. ما بيش از 300 هزار شهيد داديم فقط براي اسلا‌م. ما به دنبال استبداد نيستيم. جمهوري اسلا‌مي يك مدل جديد است كه در رأس آن بايد ولي فقيه عادل باتقوايي باشد كه اگر به تعبير خود حضرت امام يك گناه كبيره انجام دهد، از ولا‌يت ساقط است. اين به معناي استبداد نيست.

آن‌جايي كه مصالح مردم اقتضاء مي‌كند، در بحث انرژي هسته‌اي، دولت اصلا‌حات عقب نشست و بيانيه سازمان مجاهدين كه در سال 85 منتشر شده، افتخارشان اين است كه در برابر دشمن انفعال به خرج داده است از ترس قطع‌نامه. ولي آن كسي كه ايستاد مقام معظم رهبري بود و در آخرين روزها هم فرمودند همان دولتي كه عقب نشسته بايد خودش آن را جبران بكند. شما در بيانيه‌تان آورديد كه ما اعلا‌م كرديم ولي آغاز نكرديد تا دولت بعدي آمد و رسماً آغاز كرد. بيانه‌تان اين‌جا موجود است. اگر خواستيد در بحث بعدي من بخش‌هايي از اين بيانيه را براي‌تان خواهم خواند. همان بحثي كه مي‌فرماييد آقاي منتظري سه‌تا كتاب نوشتند و حقوق بشر را ايشان اصل قرار دادند: و لقد كرمنا بني آدم. البته عبارت‌هاي ايشان را شما اين‌جا نياورديد، من هم الا‌ن حضور ذهن ندارم. بعيد مي‌دانم آقاي منتظري هم اين حرف را زده باشد كه ايشان محور را انسان قرار بدهد و خدا را بگذارد كنار و بگويد هر چه انسان گفت، ملاک باشد. و اگر گفته باشند لقد كرمنا بني آدم، ما كرامت به بني آدم بخشيديم و بني آدم مطلق انسان است. اين بحثش فرق مي‌كند. وقتي گفته مي‌شود بني آدم را تکريم کرديم، يعني ما اين همه نعمت به او داديم؛ معنايش اين نيست كه بني آدم كافرش هم ارزش دارد. آيا اگر خدا نعمت‌هايش را به كسي داد و او طغيان كرد -ان الا‌نسان ليطغي ان راه استغني- اين طغيان‌گر را خدا چه كار مي‌كند؟ باز هم لقد كرمنا؟! پس اين آيات قرآن كجا است: مثلهم كمثل الكلب؛ مثل اين آدم مثل سگ است. خدا در قرآن گفته است: مثلهم كمثل الحمار يحمل اسفاراً؛ اين‌ها مانند الا‌غ هستند كتاب‌ها را مي‌برند. اولئك كالا‌نعام بل هم اضل سبيلا‌ً؛ اين‌ها مثل چهارپايانند بلكه از چهارپايان گمراه‌ترند پس بني آدمي كه خدا در قرآن مي‌گويد آن كافر مطلق نجس‌العيني كه خداوند او را از سگ و از حيوانات ديگر بدتر مي‌داند نيست. لعنهم الله، قاتلوهم آن‌ها را بكشيد يعذبهم الله بايديكم و یخذهم، بكشيد آن‌ها را خدا عذاب كند آن‌ها را با دست شما خارشان كن. اين همه آيات در قرآن هست، شما اين‌ها را نديديد؟! فقط و لقد كرمنا بني آدم؟! را مشاهده کرديد. شاعر مي‌گويد: كلو واشربوا را تو در گوش كن ولا‌ تسرفوا را فراموش كن!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 16:41  توسط حسین  | 

 

پاتك" احمدي‌نژاد به اوباما قبل از "تك" احتمالي پيشنهاد مذاكره

ارسال پيام تبريك از سوي رئيس جمهوري اسلامي ايران براي باراك اوباما رئيس جمهور منتخب ايالات متحده امريكا اگرچه طي 30 سال پس از انقلاب بي سابقه است اما به نظر مي رسد بيش از هر چيز به ديپلماسي فعال احمدي نژاد كه مي كوشد ابتكار عمل را از طرف هاي مقابل گرفته و آنان را در موضع عكس العمل قرار دهد، باز مي گردد.

به گزارش رجانيوز، احمدي نژاد روز پنج شنبه در پيامي به اوباما ضمن تبريك كسب اكثريت آراء شركت كنندگاندر انتخابات و تأكيد بر اينكه فرصت هايي كه از ناحيه از ناحيه خداوند به بندگان هديه مي‌شوند، زودگذر هستند، به وي توصيه كرد با ترجيح مصالح حقيقي مردم و انصاف و عدالت بر تقاضاهاي سيري‌ناپذير اقليتي خودخواه و ناصالح، از فرصت خدمت، حداكثر استفاده را به عمل آورده و نام نيكي از خود به جاي بگذارد.

وي همچنين با اشاره به توقع عمومي مبني بر پاسخگويي سريع و روشن به مطالبه تحول صحيح و اساسي در سياست‌هاي داخلي و خارجي دولت امريكا، خطاب به اوباما تأكيد كرد اين تحول سرلوحه و محور همه برنامه‌ها و اقدامات دولت آينده امريكا قرار گيرد.

ارسال پيام به رئيس دولت امريكا البته در دولت نهم بي سابقه نيست. احمدي نژاد 19 ارديبهشت ماه سال 85 نيز در نامه اي 17 صفحه اي به جرج بوش، سؤالاتي درباره "تناقضات غيرقابل انكار موجود در صحنه بين المللي" كه مسئول اغلب آنها دولت امريكا بود، مطرح كرد. اين نامه اما از سوي رئيس جمهور امريكا بدون پاسخ ماند تا زماني كه لري كينگ مجري مشهور شبكه CNN در جريان سفر اخير احمدي نژاد به نيويورك قصد داشت اين بي پاسخ ماندن را نوعي ناكامي براي ايران تفسير كند، رئيس جمهور تأكيد كند: "آقاي بوش فرصت هاي بسيار ديگري را هم از دست داده است."

اما تفاوت ملموس در لحن و ادبيات پيام اخير احمدي نژاد به اوباما نسبت به نامه دو سال قبل به بوش، در شرايطي رخ مي دهد كه اوباما در ماههاي اوليه تبليغات انتخاباتي خود و در حالي كه حتي هنوز هيلاري كلينتون از گردونه رقابت درون حزبي با وي خارج نشده بود، به صراحت تأكيد كرد آماده گفتگو با رئيس جمهور ايران بدون هرگونه پيش شرط در صورت موفقيت در انتخابات خواهد بود.

اين اظهارات از سوي احمدي نژاد نيز بدون واكنش نماند و وي در پاسخ به خبرنگاري كه نظر او را درباره احتمال موفقيت اوباما جويا شد، با ابراز ترديد درخصوص اينكه اجازه موفقيت به وي داده شود، بلافاصله نظر خود را مشروط به اين كرد كه اوباما، اظهاراتش را پس نگيرد؛ اتفاقي كه البته به فاصله چند روز رخ داد و اوباما در حالي كه تحت فشار شديد لابي هاي صهيونيستي قرار گرفته بود، اظهارات قبلي خود را پس گرفت و گفت حاضر به گفتگو با مسئولين ارشد ايراني است نه رئيس جمهور.

پيام تبريك احمدي نژاد به اوباما اگرچه تا حدودي در لحن، محتوا و انتظار نوع عكس العمل با نامه وي به بوش متفاوت است اما از اين جهت كه اوباما را كه قصد داشت با پيشنهاد مذاكره به ايران، ابتكار عمل را در دست بگيرد، در موضع عكس العمل قرار داده، مشترك است.

نمونه اين ديپلماسي فعال كه توپ را به زمين طرف مقابل منتقل مي كند، در موضوع هسته اي نيز به كار گرفته شده و اقداماتي مانند تهيه بسته پيشنهادي و ارائه آن به 1+5 پيش از سفر سولانا در 25 خرداد سال جاري به تهران و تقديم بسته اين 6 كشور، مورد مشابهي است.

متن كامل پيام محمود احمدي نژاد خطاب به باراك اوباما به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي باراك اوباما

رئيس‌جمهور منتخب ايالات متحده آمريكا

از اينكه توانستيد آراء اكثريت شركت‌كنندگان در انتخابات را به خود جلب كنيد تبريك مي‌گويم. مي‌دانيد فرصت‌هايي كه از ناحيه خداوند به بندگان هديه مي‌شوند زودگذرند و مي‌توانند در مسير كمال انسان و صلاح ملت‌ها و يا خداي ناكرده در مسير سقوط عليه ملت‌ها به كار گرفته شوند. اميدوارم جنابعالي با ترجيح مصالح حقيقي مردم و انصاف و عدالت بر تقاضاهاي سيري‌ناپذير اقليتي خودخواه و ناصالح، از فرصت خدمت، حداكثر استفاده را به عمل آوريد و نام نيكي از خود به جاي بگذاريد.

توقع عمومي اين است كه پاسخگويي سريع و روشن به مطالبه تحول صحيح و اساسي در سياست‌هاي داخلي و خارجي دولت آمريكا كه خواست همه ملت‌هاي جهان و ملت آمريكاست، سرلوحه و محور همه برنامه‌ها و اقدامات دولت آينده شما قرار گيرد.

از سويي ملت آمريكا كه داراي گرايشات معنوي است انتظار دارند كه همه توان و همت دولت در مسير خدمت به مردم، اصلاح وضعيت بحراني اقتصادي، بازيابي حيثيت، روحيه و اميد آنان و رفع كامل فقر و تبعيض، احترام كامل به كرامت، امنيت و حقوق انساني و تقويت بنيان‌هاي خانواده كه از جمله تعليمات انبياء الهي است در سرزمين آمريكا مصروف شود.

از سوي ديگر، ملت‌هاي جهان انتظار دارند كه سياست‌هاي مبتني بر جنگ‌طلبي، اشغالگري، زورگويي، فريبكاري، تحقير ملت ها و تحميل روابط تبعيض‌آميز و غيرعادلانه بر آنان و برمناسبات جهاني كه موجب انزجار همه ملت‌ها و اكثريت دولت‌ها از حاكمان آمريكا و مشوه‌شدن حيثيت مردم آن كشور شده است به رفتاري مبتني بر عدالت و احترام به حقوق انسان‌ها و ملت‌ها، دوستي و عدم دخالت در امور ديگران تبديل گردد و دايره دخالت‌هاي دولت آمريكا به مرزهاي جغرافيايي آن كشور محدود شود. به ويژه در منطقه حساس خاورميانه، انتظار آن است كه رفتار ناعادلانه شصت ساله به سوي استيفاي كامل حقوق حقه ملت‌ها به خصوص ملت‌هاي مظلوم فلسطين، عراق و افغانستان تغيير جهت دهد.

ملت بزرگ و تمدن‌ساز و عدالت‌جوي ايران از تحولات اساسي، عادلانه و واقعي در سياست‌ها و رفتارها به ويژه در اين منطقه استقبال مي‌كند.

اگر در مسير الهي و در جهت اجراي تعليمات پيامبران الهي گام برداشته شود اميد مي‌رود كه خداي بزرگ ياري كند و خسارات سنگين گذشته تا حدودي جبران شود.

از خداوند متعال براي آحاد بشريت و همه ملت‌ها، سعادت، سلامت، سربلندي و رفاه و براي حاكمان ومديران جوامع عبرت‌آموزي از گذشتگان، اغتنام فرصت خدمت، بسط مهرورزي، رفع ظلم و برپايي عدالت و رعايت دستورات الهي، مسئلت دارم.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/18ساعت 9:51  توسط حسین  | 
دولت نهم شعارهاي امام و انقلاب را احيا کرد

استاد "محمد تقي مصباح يزدي"از اساتيد برجسته حوزه علميه قم، دولت نهم را يکي از کارآمدترين دولتهاي بعد از انقلاب اسلامي ذکر کرد و گفت: اين دولت در عمل شعارهاي امام راحل و انقلاب اسلامي را احياء نموده است.

به گزارش ايرنا، وي روز سه شنبه در ديدار با وزير راه و ترابري خاطرنشان کرد: در دولتهاي گذشته بسياري از ارزشها و آرمانها کمرنگ شده بود ولي امروز دولت نهم آن اهداف و شعارهاي انقلاب را ترويج و رونق داده است.

آيت الله مصباح يزدي با اشاره به اينکه دولتمردان در زمينه خدمت رساني و کار براي دولتهاي بعد از خود الگو مي باشند، اظهار داشت: از برکات و دستاوردهاي دولت نهم، ترسيم برنامه و راهکار براي دولتهاي بعد از خود نيز مي باشد.

عضو مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: دولتهاي بعد از دولت نهم نمي توانند خلاف طرحها و اقداماتي که اين دولت آغاز کرده است، عمل نمايند.

آيت الله مصباح يزدي با اشاره به اينکه رييس دولت نهم فرهنگ کار را در کشور نهادينه کرد، گفت: مردمي که اين همه خدمت صادقانه و تلاش هاي شبانه روزي دکتر احمدي نژاد و اعضاي هيات دولت را مي بينند به راحتي زير بار هر کسي نخواهند رفت.

وي اضافه کرد: در دولت نهم، رييس جمهور، وزرا و مديران به همه ياد دادند که مسووليت پذيرفتن به چه معنا مي باشد.

آيت الله مصباح يزدي افزود: اگر ساير خدمات دولت نهم را ناديده بگيريم ترويج فرهنگ خدمت وکار در کشور براي افتخارات اين دولت کافي است.

وي خاطرنشان کرد: در گذشته به خاطر فرهنگ استعماري و غربي که موج آن به ما رسيده بود به کم کاري و ارايه آمارهاي غيرواقعي عادت کرده بوديم.

آيت الله مصباح خاطرنشان کرد: طبق آمار در گذشته کار مفيد يک کارمند در شبانه روز، 30دقيقه بود ولي امروز رييس دولت به اندازه سه شيفت کاري کار مي کند.

وي افزود: بايد اين فرهنگ نيز در لايه هاي پايين دستگاههاي دولتي نيز دروني شود.

آيت الله مصباح يزدي اظهار داشت: امروز مانند گذشته مسوولان دولتي نمي توانند،ارباب رجوع خود را دور بزنند لذا بايد از کساني که اين فرهنگ را ترويج کردند بايد تقدير شود.

وي افزود: متاسفانه گاهي در سطح کلان به برخي مسائل که در لايه هاي پايين در دستگاههاي اجرايي و مديريتي انجام مي شود توجه نمي شود و اين ممکن است به عملکرد دولت لطمه وارد سازد.

آيت الله مصباح گفت: گاهي برخي مسائل از جمله فروش بليت هاي هواپيما توسط بخش خصوصي مردم را رنج مي دهد و براي سوء استفاده از اين مسائل بايد جلو اين مسائل گرفته شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/14ساعت 15:52  توسط حسین  | 

پايان کردان

جلسه استيضاح علي كردان امروز سه شنبه در صحن علني مجلس برگزار شد و پس از ارائه نظرات مخالفان و موافقان، درباره ادامه حضور كردان در وزارت كشور راي‌گيري صورت گرفت و كردان با 188 راي موافق، 45راي مخالف و 14 راي ممتنع از مجموع آراي 247 نماينده، از مسئوليت وزارت كشور كنار رفت.

طرح استيضاح علي كردان كه 24 مهر توسط 30 نفر از نمايندگان با 28 امضا مشخص و 2 امضا ناخوانا به هيات رييسه مجلس تقديم شده بود، 5 آبان در صحن علني مجلس اعلام وصول شد.

كردان 15 مرداد در جلسه علني نه چندان آرام مجلس توانست با 169 راي موافق 64 راي مخالف و 36 راي ممتنع از مجموع آراي 271 نماينده مجلس هشتم براي ادامه اداره وزارت كشور در دولت نهم راي اعتماد بگيرد. وي 20 مرداد با حضور رئيس‌جمهور در وزارت كشور معارفه شد.

سرانجام اعلام شد كه مدرك دكتراي كردان جعل شده است كه خود وزير كشور از جاعل مدرك شكايت كرد.

رئيس جمهور نيز 2 روز پيش از استيضاح (يكشنبه 12آبان) گفت: با اين استيضاح مخالفم و در جلسه استيضاح حاضر نخواهم شد.

علي كردان اما در دو مرحله بيان دفاعيات خود در جلسه امروز مجلساظهار كرد: همه‌ي نيروهاي انقلابي تحت لواي حاكميت و ولايت مطلقه‌ي فقيه در يك خانواده هستند. نتيجه‌ي اين استيضاح هرچه باشد براي دولت مكتبي اصولگرا و مجلس انقلابي و براي بنده به عنوان خادم ملت، جز همبستگي و وفاق نيروهاي انقلابي نتيجه‌اي را در بر نخواهد داشت.

كردان تصريح كرد: بدانيد كه ما پيرو مقتداي خود امام عزيز هستيم و جز خدمتگزاري چيزي را در سر نداريم.

وي هم‌چنين اظهار كرد: در داخل كشور نيز برخي از مخالفت‌ها نسبت به اين‌جانب از سوي مخالفاني كه اين نوع نقدها كه البته انتقاد نبود و تخريب انجام مي‌شد صورت گرفت. بنده به عنوان يك برادر و يك فرد مسلمان توقع اين بي‌مهري‌ها را نداشتم.

وزير كشور با انتقاد از مقايسه‌ي وزير كشور جمهوري اسلامي با امثال بختيار ملعون گفت: در اين خصوص مقام معظم رهبري در بيانات خود در مورد دوري از التهاب سياسي در جامعه تاكيد داشتند.

وي افزود: نمايندگان محترم اي كاش در متن استيضاح از عهدي كه چند ماه پيش با شما بستم مي‌پرسيديد، اما خود مي‌گويم به رغم همه‌ي مشكلات و فضاي پرالتهاب اين مدت كوتاه بر خورد فرض كردم كه بر پيمان خود با نمايندگان پايبند باشم.

علي كردان در رابطه با مدرك تحصيلي‌اش اظهار كرد: در خصوص مدرك تحصيلي اعتقاد داشته و دارم كه سي سال سوابق متعدد اجرايي و مديريتي براي خدمتگراري و مسووليت در وزارت كشور كافي است و نيازي به ارائه مدرك تحصيلي نمي‌باشد.

وزير كشور در جلسه‌ي استيضاح خود كه در مجلس شوراي اسلامي برگزار شد، گفت:‌اگرچه در جلسه‌ي راي اعتماد همه‌ي سخنان گفته شد و هيچ نكته‌ي جديدي در اين روزها به رغم جنگ رواني ايجاد شده توسط نظام استكبار، باقي نمانده ولي لازم مي‌دانم در اين خصوص نكاتي را بيان دارم.

وي خاطرنشان كرد: لازم مي‌دانم كه متن يادداشتي كه براي رييس جمهور به نگاش درآورده ام و برخي از دوستان به آن استناد كردند قرائت كنم.

وي در خلال قرائت اين نامه گفت: كجا بنده واژه‌ي جعل را به كار بردم كه بعضي از دوستان اصرار دارند كه جعل را به من نسبت دهند اين يادداشت مكتوب است سپس ادامه‌ي نامه را قرائت كرد.

كردان اضافه كرد: در ادامه‌ نامه عنوان شده كه بنابراين عنوان جرم محسوس در قانون به صورت محسوس آمده و بحث جعل مطرح نمي‌باشد، لذا متهم مذكور بنا به عنوان اتهامي كه در قانون فوق‌الاشاره آمده يعني اعطاي مدرك تحصيلي بدون طي تشريفات قانوني و رسمي مثل نمايندگي دانشگاه‌هاي هاوايي كه تعداد كثيري مدرك مشابه به برخي از افراد داده‌اند تحت تعقيب مي باشد بنابراين پس از جعل و دستگيري مشاراليه كه ظاهرا در خارج از كشور به سر مي‌برد و تكميل و تحقيقات به پرونده و نتيجه‌ي نهايي اعلام مي‌شود.

وزير كشور در ادامه گفت: در خاتمه لازم است بر اين موضوع تاكيد و تصريح نمايم كه بررسي‌هاي به عمل آمده پس از راي اعتماد به روشني نشان مي‌دهد كه اين جانب در طول دوره‌ي خدمت هيچ گونه وجهي از بابت مدرك افتخاري دكترا دريافت نكرده‌ام. اينجا لازم است عرض كنم كه در آن جلسه كه در خدمت دوستان بوديم فارغ از كيفيت برگزاري آن جلسه، بنده چنين مطلبي را عرض كردم، چرا كه فكر مي‌كردم چنين چيزي است و بعد از بررسي‌هاي انجام شده متوجه شدم كه اين مطلب صحت ندارد.

وي ادامه داد: در روز چهارشنبه گذشته كه آقاي رازيني نيز در دفتر كار بنده حضور پيدا كرده بودند معاون اداري سازمان صدا و سيما در تماسي به دفتر بنده درخواست صحبت با بنده را كردند بنده در آن صحبت عرض كردم كه جلسه‌اي داريم و اگر براي جنابعالي امكان دارد و كار شما فوري نيست من بعد از اين جلسه با شما تماس مي‌گيريم كه ايشان اظهار كردند كه كار فوق العاده فوري و فوتي دارند. پس از وصل تلفن كه آقاي رازيني نيز در اتاق بنده بودند اعلام كرد كه پرونده شما را با تمام جوانب بررسي كرديم و كارشناسان متعددي را پاي اين پرونده گمارديم از اول ارائه‌ اين مدرك به پرونده‌ي شما، هيچ گونه دريافتي از بابت اين مدرك نداشته‌ايد.

وي افزود: در خاتمه يادداشت من عنوان كردم كه بديهي است اينجانب با قدرشناسي از حسن اعتماد رياست جمهور و مجلس محترم شوراي اسلامي با احساس آمادگي و انگيزه‌ي بيشتر در خدمت اهداف بلند انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي خواهند بود و تمام تلاش‌هاي خود را به كار خواهم گرفت.

وزير كشور خاطرنشان كرد: آيا هرگز اينجانب از مدركي به جز دكتراي افتخاري سخني به ميان آوردم، مگر نه اين است كه دكتراي افتخاري به هيچ تشريفاتي نيازمند نيست و كم نيست كساني كه بدون هيچ مدرك دانشگاهي و حتي به دليل سوابق اجرايي به چنين مداركي دست يافتند حتما خود دوستان چنين نمونه‌هايي را در ذهن دارند.

وي افزود: در قانون استخدامي كشور نيز اين مدارك ارزش استخدامي ندارد، اگر در آشفته بازار دانشگاهي عده‌اي با نام دانشگاه‌هايي همچون هاوايي و آكسفورد به برخي مدارك حتي علمي دادند.

علي كردان از اين مراكز تنها مدرك افتخاري گرفته و مديركل منابع انساني خود را به شهادت اسناد و مداركي خدمت شما عرض كردم، از هرگونه اعمال آن در سوابق اداري و مالي ممنوع كرده است و به اطلاع برادران برسانم كه من وقتي به وزارت نفت رفتم يك ريال حقوق دريافت نكردم و وقتي به وزارت كار نيز رفتم صد هزار تومان از حقوق بنده كم شد در واقع نسبت به جايگاه شغلي كاهش حقوق داشتم، كه دوستان احساس كنند تا از مزاياي رانتي و باد آورده استفاده كنند كه مورد خدشه براي مومنين و متدينين و شبهه‌اي براي دين‌داران و پاكدامنان و نمايندگان اصيل مجلس شوراي اسلامي ايجاد شود كه اين نمايندگان مي‌خواستند به اين شبهه پاسخ دهند.

وي افزود: در رابطه با عضويت هيات علمي، اگر امروز مرا نيز براي تدريس در دانشگاهي دعوت كنند اگر لياقت داشته و از عهده اين كار بربيايم و صلاحيت من به اعتبار علمي مورد تاييد قرار گيرد اين كار را انجام مي‌دهم. اين در حالي است كه براي عضويت در دانشگاه ضمن ارائه‌ي اين مدرك و يادداشتي كه براي رييس دانشگاه نوشتم مراحل اعتبار علمي طي شده و بنده نيز مقالات علمي زيادي براي كنفراس‌هاي علمي داخلي و خارجي ارسال نمودم. بعضي از آنها مورد پذيرش قرار گرفته است و بنده به آن كنفرانس‌ها مراجعه نموده و ارائه مقاله در داخل و خارج كشور نمودم.

وزير كشور گفت: از سوي ديگر بنده داراي سابقه‌ي 5 ساله در امور قضايي و حقوقي و پارلماني در سازمان صدا و سيما هستم و به دانش و تجربه خود تاكيد مي‌كنم چرا كه طبق مصوبه‌ي شوراي انقلاب كساني كه داراي سه سال سابقه قضايي با حكم مقامات قضايي باشند با طي تشريفاتي در حكم ليسانس تلقي مي‌شوند كه بسياري از دوستان بنده كه در دستگاه قضايي باقي مانده‌اند از اين مزايا استفاده كردند، و در مورد فوق ليسانس نيز به گزارشي كه در صحن همين مجلس ارائه شده است بسنده مي‌كنم.

علي كردان در ادامه با اشاره به ماجراي روز چهارشنبه كه در مجلس اتفاق افتاده بود، گفت: اينكه در اين ماجرا مجلس شوراي اسلامي و عصاره‌ي فضائل ملت اين‌گونه مورد ستم قرار گرفته به خدا بايد پناه برد و از اين‌كه استيضاح اينجانب دستمايه‌ي ستم ناروايي به دولتي شد كه مقام عظمي ولايت آن را با 24 ويژگي الهي و انقلابي منحصر به فرد دانسته‌اند، بسيار متاسفم.

وي افزود: اما اين را نيك مي‌دانم كه دولت و مجلس محترم از حرمت، كرامت و عزت در پيشگاه خداوند و ملت بهره‌مند هستند كه طراحان حركت منفور و هتاكانه و رشوه‌ي چك پنج ميليون توماني را هرگز ياراي خدشه‌دار كردن آن نمي‌باشد.

وزير كشور اضافه كرد: بسياري از شما عزيزان و حتي منتقدان جدي و گاه اصلي اذعان كرده‌ايد كه در نهايت قصور و تقصيري متوجه بنده نيست، اين است جزاي قاصري كه پايبندي خود به دين و ارزش‌هاي انقلاب را در عمل و نه در شعار اثبات كرد و در روزگاران فتنه و آشوب كه بسياري لغزيدند به باورهاي خود ثابت‌قدم بود.

وزير كشور هم‌چنين با خطاب به خانواده، همسر و فرزندان خود از تريبون مجلس، گفت: عزيزان دلبندم كه همواره به خاطر پدرتان سختي‌ها را متحمل شده‌ايد و از اين‌كه در اين سال‌هاي خدمت نتوانسته‌ام به وظايف پدري خويش عمل كنم عذرخواهي مي‌كنم و مي‌دانم كه سختي‌هاي حاصل از تخريب و تضعيف پدرتان در اين مدت سه ماهه در وزارت كشور مرا مرهون صبوري و پايداري پدرتان كرده است.

وي ادامه داد: فرزندانم از اين‌كه با وجود نيش و كنايه‌ها و تصورهاي ناروا ساده‌ترين زندگي را با جان و دل پذيرا شده‌ايد و اين سرباز كوچك را همراهي كرده‌ايد و يكي از شما روزي كه در يكي از سايت‌هاي دوستان اصولگرا و انقلابي كه كردان را با حيوانات تشبيه كرده بود براي من آورديد و اشك ريختيد عذرخواهي مي‌كنم، و از شما به خاطر اين‌كه در زادروز تولدتان به دليل حضور در ماموريت‌ها نتوانستم باشم كه در دل‌تان باقي مانده است.

كردان يادآور شد: فرزندم مرتضي از اين‌كه در اين روزهاي سخت، نيشخندهاي سخت تو را از رفتن به دانشكده محروم كرد بسيار متاسفم و از اين‌كه مردانه در كنار پدر ايستادي و او را به پايمردي خواندي، افتخار مي‌كنم.

وزير كشور با خطاب به دختران خود نيز، گفت: فاطمه، محدثه و مائده از اين‌كه در اين روزها مجبور به مهاجرت به شهرستان شده‌ايد تا از هجمه‌ها در امان باشيد هرگز دل‌آزرده نباشيد. نيك مي‌دانم كه شما نيز مي‌دانيد اين نخستين‌بار نيست و آخرين بار نخواهد بود.

وي هم‌چنين همسر خود را مورد خطاب قرار داد و گفت: مي‌دانم كه دلت پر از درد است، مگر هر سال در و ديوار خانه را باز هم با اين چه شورش است نياراستي و دوستان عزادار را به خانه نخواندي تا در مظلوميت زينب(س) شيرزن كربلا تعزيت برپا كني و به دليل فشارهاي رواني و روحي در اين ايام در بستر بيماري سخت گرفتار آمده‌اي و روزگار سختي را مي‌گذراني از تو پوزش مي‌طلبم و از اين‌كه در انجام وظايف پرستاري تو بازمانده‌ام، پوزش را مضاعف مي‌كنم.

كردان در ادامه گفت: از همه‌ي آنان كه از سر دلسوزي و به پندار خدمت به انقلاب و اسلام از مسير عدالت و انصاف ناخواسته خارج شده‌اند و تحت تاثير موج سنگين جنگ رواني استكبار از اين جانب حقي را تضييع كرده‌اند درمي‌گذرم.

وي هم‌چنين از همه‌ي كساني كه براي دفاع از يك سرباز مظلوم كه شماتت را به جان خريدند و فشارهاي روحي – رواني را تحمل كردند، تشكر كرد.

وزير كشور گفت: از آقاي كوهكن، دلخوش و خانم‌هاي شريعتي و آليا كه خواستند در اينجا به نفع من صحبت كنند و من استدعا كردم كه نيازي به گفته‌ي شما نيست و من آنچه را كه آموزه‌هاي ديني‌ام به من مي‌گويد دفاع خواهم كرد و از شما تشكر مي‌كنم.

وي خاطرنشان كرد: به آنها كه در اين ماجرا با بيگانگان همدست شدند مي‌گويم علي كردان 30 سال براي مقابله با كساني چون شما ايستاد و اينك دشمن داخلي و خارجي را در اين سال‌ها به خشم آورده است.

كردان اظهار كرد: اين‌كه گفته شد چرا كردان استعفا نداد و يا عزل نشد، بايد بگويم من در هيچ جا نگفته‌ام كه استعفاي من به مصلحت نظام جمهوري اسلامي نيست، بلكه من گفته‌ام استعفاي من به مصلحت من نيست و در اين رابطه اختلاف نظر داريم. بعضي از دوستان معتقدند كه استعفا به نفع نظام است و من چنين اعتقادي ندارم و اين فرق مي‌كند با واژه‌اي كه گفته شود استعفاي من به ضرر جمهوري اسلامي است.

وي گفت: آيا نخواهند گفت كه بقيه‌ي مديران كشور نيز همين وضعيت را دارند، اگر روزي كلاهشان در هم بيافتد، سوابق كار روشن مي‌شود؟ و اين استدلال من بود.

كردان گفت: به من توصيه شده است كه با خداي خود خلوت كنم، والله، بالله و تالله چندين بار فارغ از همه‌ي امور دنيا فارغ شدم و با خداي خود مشورت كردم و با بعضي از بزرگان نيز مشورت كردم؛ به طوري كه با واسطه با بعضي از مراجع بزرگوار تقليد نيز مشورت كردم و حتي ديروز برادر بزرگوارم آقاي دكتر رحماني رييس ديوان محاسبات از آن‌جا كه از دوستان نزديك من بودند، به من زنگ زده و توصيه كرد فلاني هر كاري كه مي‌كني رها كن، خالي شو و برو با خدا مشورت كن؛ و من كه درگير كار استيضاح، تهيه‌ي نطق و كارهايم بودم، همه چيز را تعطيل كردم، در گوشه‌اي نشستم و با خداي خود مشورت كردم.

وزير كشور افزود: انسان سالكي را دعوت كردم و پس از طي مراحل عبادتي به ايشان گفتم كه به قرآن تفال كند و اين تفال من را مصمم كرد كه امروز به خدمت شما بيايم و در اين راستا بايد بگويم اين عدم استعفا، از موضع قدرت نبوده است، بلكه از موضع عدم حجت شرعي بوده است. به طوري كه من به عنوان مسلمان با شهادتيني كه در ابتداي جلسه جاري كردم به حجت شرعي نرسيدم و زماني كه به حجت شرعي نرسيدم به توصيه‌ي بزرگان با خدا نيز خلوت كردم، اما باز هم به اين جمع‌بندي نرسيدم كه چنين امري را انجام دهم.

وي با اشاره به دو شبهه‌اي كه مطرح بوده است، گفت: در بعضي از محافل گفته شد كه مقام معظم رهبري چون به كردان جانشيني فرماندهي كل قوا را ندادند، پس تحليل آن است كه ايشان را قبول ندارند؛ در اين‌جا لازم مي‌دانم بگويم كه با آقاي حجازي در دفتر مقام معظم رهبري تماس گرفتم و شكل گرفتن جانشين فرماندهي كل قوا را پرسيدم و ايشان اعلام كردند اين امر از حوزه‌ي من نمي‌گذرد و بايد با آقاي فيروزآبادي گفت‌وگو شود.

كردان با اشاره به جلسه‌ي سه ساعته‌اي كه با فيروزآبادي داشته است، گفت: در اين جلسه به ايشان گفتم چرا به اين امر اقدام نشده است؟ و آقاي فيروزآبادي پاسخ دادند كه ما نبايد اين كار را مي‌كرديم، بلكه شما بايد درخواست مي‌داديد و من گفته‌ام چون حكم اختياراتي كه به نيروي انتظامي داده شد، شبهه‌اي براي جامعه ايجاد كرد كه چرا وزير كشور از اين اختيارات بي‌بهره است؟ و فيروزآبادي گفت اختياراتي كه به نيروي انتظامي داده شد مطلقا اضافه‌تر بر اختياراتي نيست كه در دوران آقاي پورمحمدي به نيروي انتظامي داده شده بود و اختيارات وزير كشور در جاي خود محفوظ است و شما درخواست خود را بفرستيد تا با طي مراحل اداري، حكم جانشيني فرماندهي كل قوا آماده شود.

وزير كشور تصريح كرد: بنده تا امروز به دليل مسايلي كه مطرح شد از ارسال اين درخواست خودداري كردم تا خداي نكرده اين درخواست زمينه‌ي فشاري را در جايي مطرح نكند.

وي درباره‌ي شايعه‌ي دوم اظهار كرد: اكنون نامه‌اي كه از دفتر دولت براي من آورده‌اند، حاكي از آن است كه پيش از اين گفته شد نيامدن احمدي‌نژاد حسب توصيه‌ي مقام معظم رهبري بوده است و آقاي احمدي‌نژاد فرمودند از قول من بگوييد چنين بحثي مطلقا مطرح نيست و اين موضوع اكنون از دفتر دولت به من اعلام شده است كه به اين شبهه پاسخ دهم.

كردان گفت: هر تصميمي كه مجلس شوراي اسلامي بگيرد، همان‌گونه كه گفتم براي ما شيرين است؛ چه بقا در وزارت كشور و چه جاروكشي ساختماني از ساختمان‌هاي دولت اسلامي كه مصلحت نظام در آن باشد براي من مطلقا تفاوتي نمي‌كند.


كردان در پايان اظهاراتش اشعاري را قرائت كرد.

علي كردان در ادامه‌ي جلسه‌ي استيضاح گفت:‌ خوشحالم دوستان آمدند و مطالبي را مطرح كردند، كل مطالب آنها ناظر بر دو مطلب بود كه يكي از اين مطالب راجع به جعل بود كه بنده سند رسمي دستگاه ‌قضايي را در اين جلسه ارائه كردم و نمي‌دانم فصل‌الخطاب رسيدگي به اتهامات وارده به اين كشور نسبت به جرايم كشوري، ‌جزايي و مدني كجاست.

وي ادامه داد: نكته‌ي دوم راجع به دريافت حقوق بنده است كه من عين نظر معاون سازمان صدا و سيما را اينجا تقديم كردم و يادداشتي را نيز مديركل وقت منابع انساني كه اكنون وكيل پايه يك دادگستري است براي جناب لاريجاني نوشتم كه نمي‌دانم به دست ايشان رسيد يا خير؛ البته قرار بود در اختيار نمايندگان قرار گيرد كه ظاهرا تدبير اين بود كه هيچ سندي در اختيار نمايندگان قرار نگيرد.

كردان افزود: از دكتر دانشجو نيز خواهش مي كنم كه آن سند را نيز تقديم دكتر لاريجاني كند.

وي افزود: يكي از نمايندگان گفت كه من به دكتر لاريجاني در زمينه‌ي مدرك دكترا دروغ گفتم، نمي‌دانم خود آقاي دكتر در اينجا تشريف دارند، هم‌چنين گفت كه اتهام شما دروغ و عدم صداقت است، پيرامون همين مساله است كه آن را قاضي رد مي‌كند و اين را نيز صدا و سيما رد مي‌كند، البته دروغ نيز بايد نزد قاضي شرع به اثبات برسد، بنده خواهش مي‌كنم نواري كه ايشان فرمودند و اينجا پخش شد را گوش دهيد.

وزير كشور ادامه داد: بنده در مجمع نمايندگان استان تهران توضيح مفصل‌تري را تقديم كردم و دوستان نيز در مجمع نمايندگان حضور داشتند بنده نمي‌دانم كه اينجا اعلام كردم كه دانشگاه از من خواسته و اگر اعلام كردم خلط كلام بود و اگر اعلام نكردم خواهش مي‌كنم آن نوار را نيز پخش كنيد. اگر در اظهارات من چنين چيزي بوده است اين بدان دليل است در اظهارات شفاهي بيان اين گونه مي‌شود، به گونه‌اي كه آقاي نوباوه اكنون در تجليل از مجلس با غرض قصد تجليل در بيان ابتدايي‌اش عكس اين موضوع بيان شد. ولي در انتها جمع كردم.

وي افزود: بنده تصور مي‌كنم كه در بيان من اين مطلب نبود چرا كه من از دانشگاه درخواست كردم از طرف ديگر حضرت امام(ره) مي‌فرمايد هر كاري كه ما مي‌كنيم استكبار و رسانه‌هاي خارجي خوش‌شان بيايد و به آن مي‌پردازند در آن كار ترديد كنيم.

بنده متاسفم در جهاني كه آزادي بيان به صورت پرنرخ مطرح مي‌شود و مردم سالاري ديني نيز به صورت واقعي بيان

مي‌شود از برادرم آقاي نوباوه كه خود يك رسانه‌اي متبحر هستند بيشتر احساس تاسف مي‌كنم كه از دفاع من از زن و بچه‌ام ناراحت شدند كه شما چرا از خانواده‌ي خود دفاع كرده‌ايد.

وزير كشور گفت: در دفاعيه‌ اينجا اگر حق نداشته باشم از خانواده خودم دفاع كنم نوباوه‌ي عزيز! از چه كسي بايد دفاع كنم؟ آيا دفاع از خانواده اسمش مظلوم‌نمايي است؟ آقاي نوباوه من خيلي از مطالب راجع به خانواده‌ام نگفتم. آقاي نوباوه من نمي‌دانم كه زنم براي من باقي مي‌ماند يا نه، شما من را وادار كرديد كه بگويم، برادر عزيز من از خانواده‌ي خودم دفاع نكنم؟

وي افزود: من مجازم كه از اتهامات وارده‌ي خود دفاع كنم و من فقط از خانواده‌ي خود دفاع كردم ولي شما مي‌فرماييد كه از خانواده‌ي خود نيز دفاع نكنيد.

وزير كشور هم‌چنين اظهار كرد: من كجا خود را با شهيد بهشتي مقايسه كردم بنده عرض كردم كه من درك كردم؛ اصلا من مي‌توانم خود را با شهيد بهشتي مقايسه كنم؟ من عددي هستم كه بتوانم خودم را با ايشان مقايسه كنم؟ فضلم‌،‌علمم، سابقه‌ام، دانش‌ام. زحماتي كه ايشان براي ادامه‌ي جمهوري اسلامي كشيد، شخصيت و مظلوميت ايشان، حيثيت و اعتباري كه شهادتش به انقلاب اسلامي بخشيد، همه‌ي اينها نشان مي‌دهد كه اصلا امكان مقايسه وجود ندارد؛ بنده عرض كردم كه من فشارها را درك كرده‌ام اگر غير از اين است نوار سخنان را پخش كنيد.

كردان ادامه داد: بنده حتما نسبت به گناهانم بايد به درگاه خداوند بزرگ استغفار كنم. بنده در جلسه‌اي كه با آقاي ابوترابي نيز داشتم عرض كردم كه از اين فرصت‌هاي ايجاد شده كه همه‌ي دوستان اعم از كساني كه با هر انگيزه‌اي شروع كردند و كساني كه مخلصانه اين مساله را پيگيري و ادامه دادند، نقص توحيدم تكميل شد. بنده به خداي خودم وصل شدم و از اين امكان يك استفاده‌ي فوق‌العاده‌اي كردم.

وي تصريح كرد: بنده حتما توصيه تو برادر عزيز را رعايت مي‌كنم و در تمام امور به درگاه خداوند استغفار مي‌كنم؛ چرا كه معتقدم بايد لحظه به لحظه به درگاه خداي بزرگ نسبت به تمامي اعمالم استغفار كنم.

وي افزود: رييس جمهور نيز فرمودند كه در جلسات خصوصي كه با مردم داشتم حتي يك مورد مساله راجع به وزير كشور مطرح نشد البته افكار عمومي استكبار جهاني، سازمان بدهد در يك حوزه‌اي شكل مي‌گيرد.

در اين هنگام يكي از نمايندگان خواست تذكر دهد كه لاريجاني با طرح اين پرسش كه راجع به چه چيزي مي خواهيد تذكر دهيد گفت: لابد مي خواهيد بگوييد چون استكبار جهاني و اينها است بگذاريد تمام كند و بحث را برويم نه ناهار خورديم و نه نماز خوانديم.

كردان در ادامه در واكنش گفت: ‌بنده خواهش مي‌كنم دوستان عزيز من عمليات رواني نفرمايند. بنده كجا، مجلس عزيز و برادر عزيزم آقاي نوباوه را همان‌طور كه فرمودند همكار ، دوست و رفيق بوديم مي‌داند كه بنده چه كسي هستم.

وي افزود: بنده نكته‌اي را كه قصد داشتم نكته‌اي را به قيامت ببرم و فقط اين موضوع را براي مقام معظم رهبري نوشتم؛ ولي در اين جلسه مرا وادار كرديد كه اين را نيز بگويم. آقاي نوباوه بنده نيز جانباز شيميايي هستم و در سردشت حضور داشتم و سعي‌ام اين بود كه ثبت و درج نكنم. هم‌چنين پيوند مغزاستخوان كردم و اين را مي‌خواستم به عنوان ذخيره‌ي قيامت خود ببرم اما تو برادر مومن وادار كردي اين را نيز مطرح كردم خدايا تو ببخش.

كردان خاطرنشان كرد: مجلس شوراي اسلامي از نظر بنده مركزي است ديندار، ‌متدين، معتقد كه تصميمات آن حكيمانه، رفتارش عقلايي است و در اينجا نيز عرض مي‌كنم و هم از رييس محترم مجلس و هيات رييسه و هم از نمايندگان موافق و مخالف و هم از اين دو برادر سخنران آخر تشكر مي‌كنم و عرض مي‌كنم كه نامه‌ي مديركل را اگر آقاي دكتر مصلحت مي‌دانند از حق رياست خود استفاده كند و دو كلام اساسي‌شان را قرائت كنند. و از آن طرف هم دقت كنيد كه شما در اين جا در دفاع از مجلس سخن مي‌گوييد، واژه‌هايي را نيز بيان مي‌كنيد اما مگر مجلس بر مبناي مظلوم نمايي تصميم مي‌گيرد و شما واژه‌هاي خود را اهانت به مجلس نمي‌دانيد و در رابطه با قرائني كه هيچ ارتباطي به مجلس ندارد فوري تذكر ماده ي 77 را بيان مي‌كنيد.

وي ادامه داد: واژه‌هايي كه خودتان به كار مي‌بريد و مي‌گوييد مظلوم نمايي؛ شما از نظر عاطفي اثر مي‌گذارد آيا اين توهين به مجلس نيست. بنده خواهش مي كنم عرايض من را يك دور دوستان مرور كنند من شرعا و عقلا نه تنها توهين، بلكه اعتقادي ندارم كه مجلس جمهوري اسلامي ايران بايد تضعيف شود. بنده بيشترين تعامل را در طول 25 و 26 سال اخير و نه اين سه ماه دوران وزارت با مجلس داشته‌ام.

كردان گفت: آيا زماني كه بنده در وزارت ارشاد، صدا و سيما و فني و حرفه‌اي حضور داشتم، وزير بودم يا در صدا و سيما معاون پارلماني بودم؟ ‌بنده اعتقاد قلبي دارم كه جايگاه مجلس بايد رفيع باشد. اينكه تعهداتي كه اينجا مطرح كردم و يادداشت دادم را بدانيد كه برادران عزيز از سوي بسياري از دوستان مورد فشار واقع شدم، ولي با اين وجود عرض كردم كه من چيزي اضافه ننوشته‌ام.

وي افزود: بنده عرض كردم اقتضائات و مشخصات از ناحيه مجلس شوراي اسلامي و مصاديق از ناحيه‌ي دولت است و بر آن عهد نيز تا آن لحظه پايدارم، اما هر تصميمي كه اين مجلس نسبت به علي كردان بگيرد نه در نگاه من نسبت به قدرتمند بودن مجلس شوراي اسلامي تغييري ايجاد مي‌شود و نه در نگاهم نسبت به دوستاني كه قبلا راي دادند و حتي اگر مصلحت را در اين ديدند كه راي را پس گيرند، نسبت به هيچ دوست و برادري گلايه ندارم.

وي تاكيد كرد: تصميم شما براي بنده شيرين است و عرض كردم كه براي اين نظام وزير كشور بودن يا هرمنصبي داشتن با جارو كشي براي من هيچ فرقي ندارد.

كردان در ادامه در رابطه با اظهارنظرهاي مطرح شده در مورد نامه فيروزآبادي نيز گفت:‌ اگر آقاي فيروزآبادي عرايض بنده را مي‌شنوند و نظرشان را تكذيب نكنند بنده نوارش را فردا پخش مي‌كنم، بنده به آقاي فيروزآبادي گفتم كه بنده را مجازات كنيد، اگر جناب آقاي فيروزآبادي كه الان اظهارات من را مي‌شنوند بقيه مطالب‌شان را تكذيب نفرمايند من فردا مشروح مذاكرات را منتشر مي‌كنم.

وي افزود: بنا نيست بين دو مسلمان گفت‌وگويي كه صورت مي‌گيرد خلاف آن منتقل شود؛ من جناب آقاي فيروزآبادي را برادري متدين، انقلابي، مورد وثوق رهبري و مورد وثوق انقلاب و فردي مي‌دانم كه در جلسات خصوصي همان حرف‌هايي را مي‌زند كه اگر در جلسه مورد استفسار قرار گيرد، همان را مي‌گويد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/14ساعت 15:51  توسط حسین  | 

 

لاریجانی از رئیس‌جمهور برای پیگیری تخلف روز چهارشنبه

رئیس مجلس شورای اسلامی امروز در حالی که از نمایندگان حامی دولت؛ زارعی و رسایی در برخورد با تخلفی که به نام دولت در حاشیه روز چهارشنبه مجلس رخ داده بود، تقدیر و تأکید می کرد "اين نشان مي‌دهد كه اين‌جا تقسيم‌بندي‌ها در مصالح ملي، تقسيم‌بندي‌هاي سياسي نيست و اين جاي خوشحالي دارد"، ادامه داد: از رييس‌جمهور نیز كه دستور رسيدگي و پي‌گيري اين موضوع را داده‌اند، تشکر می کنم، اگر مجلس و دولت هردو همصدا در اين مسئله پي‌گيري كنند اين ناآراستگي‌ها كنار خواهد رفت.

علی لاریجانی کمک به مساجد از کانال نمایندگان را امری غیرمعمول ندانست و افزود: گاه شده كه نمايندگان اين درخواست را كرده‌اند و نهادهاي مربوط نيز اين كمك را به مساجد و كتابخانه‌هاي حوزه‌ي انتخابيه‌ي آنها كرده‌اند، و بايد بر اساس روال و سيستم خود دنبال شود. اشكالي كه در اين موضوع بود اين بود كه با توجه به اين‌كه اين كار يك روال طبيعي داشت و هيچ ربطي به ساحت شخصي نمايندگان نداشت، با نوعي فريبكاري درباره‌ي استيضاح همراه شد.

وی با بيان اين‌كه اين كار ناصوابي بود و از آقاي حيدرپور و فتحي‌پور به خاطر برخورد دقيق با موضوع تشكر و قدرداني مي‌كنيم، اظهار كرد: استيضاح حق نمايندگان است و يك مساله‌ي ملي است و اگر كژي‌اي مشاهده شود حق دارند در مجلس مطابق آيين‌نامه آن را مورد پرسش قرار دهند و رسيدگي كنند.

رئیس مجلس با تذكر اين نكته كه دوستاني كه از دولت به مجلس مي‌آيند، چه براي سؤال و چه براي استيضاح بايد طراز كار را حفظ كنند، گفت: لزومي ندارد كه آنها خود را به اين مسايل آغشته كنند تا وقتي بعد روشن شود، اين مسايل را به وجود بياورد.

اظهارات لاریجانی اما هنگامی که وی با بيان اين‌كه "اين مسئله تا اين‌جا نشان داده كه اشكالي در كار آقاي عباسي دفتر دولت وجود داشته و اين كار بسيار ناپسند و نادرستي بود، عباسي ديگر حق ندارد در مجلس حضور پيدا كند و كسي نبايد به خود اجازه دهد با حيثيت مجلس اين‌گونه بازي كند"، با احسنت احسنت نمايندگان مواجه شد.

لاريجاني در پايان از ابوترابي‌فرد نيز به خاطر پي‌گيري موضوع با حسن نيت و دقت لازم و ارايه‌ي گزارشي در صحن علني امروز مجلس تشكر و قدرداني كرد.

اما ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس که پیش از نطق لاریجانی گزارش خود را ارائه کرده بود، با تأکید بر اینکه این ماجرا لایه های زیرینی دارد که به دلیل فرصت زمانی کوتاه و درد دسترس نبودن برخی عوامل دخیل در آن برای گفتگو، نتوانسته است آنها را بررسی کند، تصريح كرد: بنده پيشنهاد دارم كه با دقت موضوع را پيگيري كنيم و همان‌طور كه رياست جمهوري در اين صدد اقدام كرد، ما به يك نتيجه‌ي مطلوب و مشترك برسيم.

اشاره نایب رئیس مجلس به مأموریت ویژه ای است که رئیس جمهور به عبدالرضا شیخ الاسلامی رئیس دفتر بازرسی های ریاست جمهوری داده است تا به صورت دقیق و همه جانبه با احضار تمام عوامل دخیل و مطلع، این ماجرا را بررسی کند و گزارش آن را به منظور برخورد جدی با خاطیان به وی ارائه نماید.

ابوترابی اما درخصوص نحوه بررسی های خود به مجلس توضیح داد: رييس مجلس عصر روز چهارشنبه -شب پنج‌شنبه- طي تماسي تلفني با بنده، با توجه به اهميت موضوعي كه در بعضي از رسانه‌ها و سايت‌ها منتشر شده بود، اعلام كرد، موضوع مورد بررسي قرار گيرد و گزارش آن در جلسه آتي به اطلاع همكاران برسد تا تصميم مناسب اتخاذ شود. بررسي كامل موضوع و شناخت لايه‌هاي زيرين اين موضوع نيازمند به زمان است، بنده پيشنهاد دارم كه با دقت موضوع را پيگيري كنيم و همان‌طور كه رياست جمهوري در اين صدد اقدام كرد، ما به يك نتيجه‌ي مطلوب و مشترك برسيم.

وی ادامه داد: ‌بنده روز چهارشنبه كه جلسه را اداره مي‌كردم، دكتر زارعي نماينده‌ي تهران به بنده منعكس نمود كه آقاي حيدرپور تصميم دارد تذكري را در مورد مساله‌اي كه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، ارائه كند و پيشنهاد وي اين بود كه با توجه به اهميت موضوع حتي‌المقدور اين تذكر در آن جلسه ارائه نشود، تا درباره اين موضوع با اطمينان و با دقت بيشتر تصميم لازم اتخاذ شود. بنده آقاي حيدرپور را دعوت و موضوع را به ايشان اعلام و تقاضا كردم مقداري در خصوص اين موضوع و تذكر آن در جلسه‌ دقت شود و نماينده‌ي شهرضا نيز در نهايت پيغام داد كه به نظر مي‌رسد براي رعايت مجموعه‌ي مصالح، امروز تذكري را ندهم و موضوع را از طريق دولت و رييس جمهور پيگير شوم.

نايب رييس مجلس اظهار كرد: پس از پايان جلسه‌ي روز چهارشنبه، متوجه وقوع حوادثي در لابي مجلس شوراي اسلامي شدم و با توجه به اين‌كه آقاي حيدرپور براساس گزارش شفافي كه ارائه كرد و شهادتي كه آقايان زارعي و رسايي داشتند، مبني بر اين‌كه آقاي عباسي در حضور آنها، نقطه‌نظرات آقاي حيدرپور را قبول و اعتراف نمود، همانطور كه در صحبت آقاي حيدرپور آمده است، ايشان براي دريافت چكي كه جهت كمك به مساجد حوزه‌ي انتخابيه‌شان از طرف معاونت اجرايي رياست جمهوري آماده شده بوده است، به دفتر دولت رفتند.

ابوترابي در ادامه‌ي اظهار آنچه در ماجراي دريافت چك 5 ميليون توماني اتفاق افتاده بود، اظهار كرد: آقاي حيدرپور پس از دريافت چك مي‌بايست رسيدي را امضا مي‌كرد، اما دو نامه براي امضا به ايشان داده شد و طبق اظهارات خودشان كه به ايشان اعلام شده، كه نامه‌ي دوم هم براي رسيد است، امضا كردند و اين در حالي بوده است كه حيدرپور اظهار داشته است: «هنگام امضاي نامه‌ي دوم متوجه شدم كه نامه‌ي دوم رسيد نيست و به موضوع ديگري ارتباط دارد، اما اين نامه را امضا كردم تا يك مقدار اين موضوع شفاف شود و بعد از امضا يكي از همكاران معاونت حقوقي در محل حضور پيدا كرده و در همان جلسه به شكلي شفاف نقطه‌نظر خود را در خصوص استيضاح (كردان) مطرح مي‌كند و بعد از دقايقي كه از دفتر خارج شدم، به نزد آقاي عباسي بازگشتم و تقاضا كردم كه نامه دوم را كه در ارتباط با موضوع ديگري بوده است به من بازگرداند و خود آقاي عباسي از من تقاضا كرد كه موضوع اين نامه منعكس نشود.

نايب رييس مجلس در ادامه افزود: آقاي حيدرپور براساس تقاضاي آقاي عباسي عمل كرده تا موضوع انعكاس پيدا نكند، اما زماني كه متوجه شد همين مطلب با همكار ديگرشان آقاي فتحي‌پور به شكل مشابه تكرار شده، به طوري كه آقاي فتحي‌پور نيز زماني كه متوجه چنين عكس‌العملي مي‌شود، چك را دريافت نمي‌كند و با ناراحتي از دفتر رياست جمهوري خارج شدند.

ابوترابي‌فرد تصريح كرد: زماني كه اين مطالب به اطلاع آقاي زارعي رسيد، پيگير موضوع شد و با آقاي عباسي (مدير كل معاونت حقوقي رياست جمهوري)، ‌حيدرپور و آقاي رسايي موضوع را مطرح مي‌كند و در نهايت آقاي عباسي به خطاي خودش اعتراف و اذعان مي‌كند كه چنين خطايي اتفاق افتاده است.

نايب رييس مجلس تصريح كرد: در ابتدا از دقت همكاران گرانقدرم تشكر مي‌كنم، چرا كه خوشبختانه اين مورد از اين دو بزرگوار تجاوز نكرده است و در هر دو موردي كه نمايندگان از استيضاح كنندگان بوده‌اند با عكس‌العمل بسيار خوبي مواجه شديم و اين نشان مي‌دهد مجلس از شرايط خوبي برخوردار است و ان‌شاءالله از اين آسيب‌ها در امان خواهد ماند.

ابوترابي‌فرد گفت: اما با توجه به ابعاد سياسي، ‌اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي اين حادثه، لازم است تا ترتيبي اتخاذ شود كه ساحت مجلس از اين‌گونه آسيب‌ها در امان بماند، ضمن آن كه به نظر مي‌رسد علي‌القاعده موضوع در اين سطح نبوده است و آقاي عباسي فردي است از يك مجموعه كه در مجلس حضور دارد و اين موضوع بايد مورد بررسي قرار بگيرد، و اين در حالي است كه بنده فرصتي براي آن‌كه لايه‌هاي ديگر را بررسي كنم نداشتم.

نايب رييس مجلس تاكيد كرد: تقريبا از شب جمعه پيگير بودم كه با آقاي عباسي كه در اين موضوع محور بحث بودند، گفت‌وگو داشته باشم و اين موضوع را به هيأت رييسه اعلام كردم و از آقاي تسلي‌بخش مسئول حوزه‌ي هيأت رييسه تقاضا كردم تا آقاي عباسي را دعوت كرده تا بنده جلسه و گفت‌وگويي را با ايشان داشته باشم، اما گزارش موجود حاكي از آن است كه با وجود تماس با شماره‌ي تلفن همراه و دفتر و شماره‌ تلفن‌هايي كه در اختيار بوده كه تا پاسي از شب با آن تماس گرفته شده است، متأسفانه آقاي عباسي در دسترس نبودند و شماره تلفن منزل ايشان نيز در اختيار قرار نگرفت و در نهايت بنده موفق نشدم در اين موضوع با آقاي عباسي گفت‌وگو كنم، البته در حال حاضر يكي از همكاران معاونت حقوقي اعلام مي‌كند كه پيگير اين موضوع مي‌شود كه بنده به آقاي عباسي گفت‌وگو و مذاكره‌اي داشته باشم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/12ساعت 16:44  توسط حسین  | 

سردار عراقي در گفتگو با فارس:

گشت‌هاي عملياتي بسيج در تهران بزرگ آغاز شد

خبرگزاري فارس: فرمانده سپاه محمد رسول الله(ص)

تهران بزرگ از آغاز به كار گشت‌هاي عملياتي بسيج

در سطح تهران بزرگ خبر داد.

 

سردار عبدالله عراقي فرمانده سپاه محمد رسول الله(ص) تهران بزرگ در گفتگو با خبرنگار

دفاعي خبرگزاري فارس با اعلام اين خبر، اظهار داشت: از سه ماه قبل، به انجام آزمايشي اين

طرح اقدام كرديم كه طي آن يك حوزه در هر ناحيه به صورت آزمايشي به گشت‌زني‌ پرداخت كه

با بررسي معايب و محاسن و جمع‌بندي كامل آن، دستور العمل نهايي گشت‌هاي عملياتي

بسيج، روز سه شنبه، هفتم آبان به تمام رده‌ها ابلاغ شد.

عراقي گشت‌هاي عملياتي را جايگزيني براي پست‌هاي ايست و بازرسي بسيج عنوان كرد و

گفت: با اجراي اين طرح كه بنا بر دستور فرمانده كل سپاه، از روز هفتم آبان عملياتي شده

است، نيروهاي بسيجي با همكاري نيروي انتظامي، سركلانتري‌ها و مقامات قضايي، امنيت را در

محله‌هاي شهر تهران ارتقا خواهند داد.

فرمانده سپاه تهران بزرگ ادامه داد: با اجراي اين طرح در هر محله، چند تن از نيروهاي بسيج در

ساعات پاياني شب به گشت‌زني خواهند پرداخت كه اين كار از انجام سرقت، ناامني‌هاي

اجتماعي، مسايل اخلاقي، مفاسد اجتماعي، توزيع مواد مخدر و همه مسايلي كه خانواده‌ها از

آن نگران هستند، توسط فرزندان همين خانواده‌ها جلوگيري خواهد كرد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/10ساعت 15:1  توسط حسین  | 

از سوي دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران صادر شد

بيانيه اعتراض‌آميز به طرح يكسان سازي گلزار شهداي بهشت زهرا

خبرگزاري فارس: برخي تشكل‌هاي دانشجويي دانشگاه‌هاي تهران، با صدور بيانيه‌اي به موضوع طرح يكسان سازي گلزار شهداي بهشت زهرا(س) به شدت اعتراض كردند.

 

به گزارش خبرگزاري فارس متن كامل اين بيانيه كه از سوي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران،بسيج دانشجويي دانشگاه امير كبير، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم قضايي، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه الزهرا(س)، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه تهران، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه صنعتي شريف، كانون عدالتخواهي دانشگاه صنعتي شريف و مجمع دانشجويان حزب‌الله دانشگاه علوم و صنعت صادر شده است به شرح زير است:
زماني كه فريادهاي دردمندانه اين همه رزمنده سالهاي جنگ، اعتراض نجيبانه پدران و مادران شهدا، خانواده‌هاي داغديده و حتي جوانان جنگ نديده دلخوش به يادگارهاي به‌جا مانده به هيچ‌جا نمي‌رسد و بلدوزرهاي شهرداري با حمايت بنياد شهيد و امور ايثارگران، قطعه‌هاي شهدا بهشت‌زهرا (س) را هدف مي‌گيرند. زماني كه يك نفر آدم فهيم يافت نمي‌شود كه بفهمد تنها يادگارهاي به‌جا مانده از جنگ مردمي، كوچه پس كوچه‌هاي (هرچند نامنظم) خاطرات اين مردم و سند تاريخي تنوع اقشار دخيل در دفاع را با بلدوزر صاف نمي‌كنند، تا سهم خانواده‌هاي شهدا و دلباختگان مجاهدين خونين كفن، سنگ‌هايي يكدست باشد و فضايي بي‌روح، تا پارك شهدا به نشاني جاي قطعه شهدا، تا نسل‌هاي آينده به گورستان بي‌روح يادبود جنگي دور بيايند و هيچ‌گاه نبينند نيمكت‌هاي فلزي خالي پاي قبرهاي باصفا را كه بيت‌الحزن مادران شهدا بود و قرآن آفتاب خورده پشت شيشه‌ را كه يادگار بود و به ياد نياورند شب‌هاي جمعه را كه جوانان اين شهر خسته از آنچه ديده‌اند و نااميد از آنچه نمي‌بينند به قطعه شهدا پناه مي‌بردند، و سخن امام كه «همين ترتبت پاك شهيدان است كه تا قيامت زيارتگاه عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان است» كلامي در فضاي تاريخي خاص باشد و... تا نسل‌هاي آينده فراموش كنند مادري را كه 20 سال بر سر قبر پسرش در بهشت زهرا زندگي كرد و ميهمانان عالي‌رتبه خارجي جايي براي اضافه شدن تشريفات رايج ديپلماسي بيابند و كسي 100 سال بعد به سنگ قبر شهدا دسترسي نداشته باشد كه بزرگ‌ترين مزار شهداي جهان يكي از مهم‌ترين اسناد بررسي‌هاي تاريخي و باستان‌شناسي و مردم‌شناسي به دست خود ما تخريب شود. تا در تاريخ فقط فرعون‌ها با قبرهايشان بماند و سنگ قبرها و حجله‌هايي كه يكايك‌شان سندي تاريخي است، به بهانه رعايت «عناصر زيبايي‌شناختي» و «آسان شدن عبور و مرور» و به نام «حفظ شأن شهدا» تخريب شود.
مقام محترم شهرداري تهران!
از نگاه ظاهرگرايانه، فرماليستي و فن‌سالارانه به فرهنگ، اميد خيري نداريم! ممكن است خواهش كنيم شري رسانيده نشود؟ممكن است خواهش كنيم به همان جشنواره‌هاي نشاط در پارك‌ها و ساندويچ هزار و 500 متري در ام‌القراي جهان اسلام و ميلياردها ميليارد هزينه برج متوكل (ميلاد) بپردازيد و دست از سر شهر شهيدان و اهالي آن برداريد؟!
ما اگر نخواهيم «سنگ گور شهدا، سنگ ترازو» شود چه كسي را بايد ببينيم؟ شهردار تهران را؟ مسئولان بي‌مسئوليت بنياد شهيد را؟ و... را؟ يا مافياي گردن كلفت واردات سنگ از فرانسه و بعضي كشورهاي غربي را!! كه مويشان و سودشان مي‌ارزد به هزار هزار خاطره اين ملت!
سردار!
مگر شما خود خانواده شهيد نيستيد؟ مادر خود شما سنگ‌هاي يك دست به سبك كشته‌هاي دولت‌هاي اشغال‌گر جنگ جهاني را بيشتر براي مزار فرزندش مي‌پسندد يا وضعيت فعلي مزار شهدا را؟
مهم‌ترين مشكل شهري و اهم مسائل زندگي مردم، تغيير وضعيت بهشت زهرا است؟ اگر آري چه ملاكي پشت اين مسئله هست و اگر نه آيا اين مصداق هزينه كردن بيت‌المال در امور بي‌اولويت و دامن زدن به نارضايتي مردم نيست؟
بنياد محترم شهيد و امور ايثارگران كه طرح اين جنايت فرهنگي را داده‌است پيش از اين نيز كوتاهي خود را در خدمت به خانواده‌هاي شهدا و جانبازان و وظايف اصلي‌اش - علي‌رغم تبليغات خدمت‌رساني - نشان داده و به خطر براي امنيت ملي - مشاهده نتيجه ايثارگري يعني «به فراموشي سپرده شدن پيش‌كسوتان جهاد و شهادت در پيچ و خم زندگي روزمره» براي نسل‌هاي آتي - دامن زده است جاي حرفي نيست، اما جاي تعجب است كه بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس كه جلوي حذف آثار دفاع مقدس را نمي‌گيرد و با عدم اقدام جدي خود، چوب حراج مي‌زند به ته مانده «آثار و ارزشهاي دفاع مقدس» و نمادهاي جنگ مردمي (و نه دولتي) و فرهنگ جهاد و شهيدپروري و....
جاي تعجيب از وزير ارشاد است كه به ابزار نگراني بسنده كند.
جاي تعجب از مسئولان نظامي و دولتي است كه در مقابل اين كار سكوت كنند.
چگونه است در 2-سه ماه اخير قبرهاي «منافقين» در بهشت‌زهرا به نام «مجاهد شهيد» تغييرنام مي‌يابد و سنگ قبر شكنجه‌گران ساواك اعدامي اول انقلاب و در رأس آن تيمسار نصيري قصاب (رئيس ساواك)، مزين به القاب «شادروان و پدري دلسوز و فداكار و مهربان» مي‌شوند و صدايي از شما برنمي‌آيد. اما از دست رفتن مهم‌ترين سند تاريخ انقلاب - دال بر حضور داوطلبانه اقشار مختلف مردم - و سند مردم‌شناسي و باستان‌شناسي و مهم‌ترين موزه فرهنگي جنگ تخريب شود، ‌آن وقت 500 ميليارد تومان براي ساخت موزه مصنوعي دفاع مقدس از آثار شهدا در حرم مطهر امام راحل(ره) خروج شود!
آيا مشورت مشاوراني كه دل در گرو فرهنگ انقلاب ندارند، به تحريف تاريخي نمي‌انجامد؟
وقتي كارهاي خودجوش دفاع مقدس بدون پشتوانه مانده و كتاب‌ها و محصولات فرهنگي سرداران جبهه فرهنگي انقلاب و هنرمندان و نويسندگان انقلابي در انبارهاي مغازه‌ها و انتشارات مانده است، اين چه شيوه انتقال فرهنگ و ارزش‌هاي دفاع مقدس است؟
مگر مقام عظماي ولايت نفرمودند: «هر پيامي، هر دعوتي، هر انقلابي، هر تمدني و هر فرهنگي تا در قالب هنر ريخته نشود، شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقي هم بين پيام‌هاي حق و باطل نيست.»
و عجيب‌تر آن كه پاسخ اين همه اعتراض را با قول به حسن اجراي طرح مي‌دهند، حال آنكه صحبت از حفظ موجود (نهايت با تعميرات جزيي ضمن جلوگيري از هرگونه خدشه به هويت تاريخي) و عدم تغيير فضاي موجود قطعات شهداست....
جنبش دانشجويي ضمن محكوم كردن شديد اين خيانت تاريخي، اعلام مي‌دارد:
1- عمليات اجرايي تخريب مزار شهدا بايد سريعاً متوقف گردد.
2- هرگونه چاره‌اندايشي در اين مورد منوط به توقف كامل و سريع ادامه عمليات اجرايي آن است
3- در صورت عدم توقف سريع اين جنايت فرهنگي براساس بند ميم وصيت‌نامه تاريخي حضرت امام خميني (ره)، رأسا وارد عمل شده و از اين خيانت تاريخي جلوگيري به عمل خواهند آورد.
4-اعتراض به اين مسئله نبايد موجبات خارج شدن توجهات از ساير مسائل اساسي در جريان در كشور شود
.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/04ساعت 16:0  توسط حسین  |