كانديداتوري سيد محمد خاتمي رئيس بنياد باران براي انتخابات دهم رياست جمهوري قطعي شد.

بر اساس آخرين اخبار دريافتي خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس از جلسهاي كه با حضور جمعي از سران احزاب اصلاحطلب برگزار شد، محمد خاتمي آمدن خود به صحنه آمدن انتخابات را رسماً اعلام كرد.
در اين جلسه مباحثي همچون نحوه تعامل و مواجهه با كانديداتوري ميرحسين موسوي در صحنه انتخابات مطرح شد.
برخي حاضران در جلسه معتقد بودند كه با توجه به احتمال ورود ميرحسين موسوي به صحنه انتخابات، ميتوان با پيشنهاد معاون اولي، وي را از حضور در صحنه انتخابات منصرف كرد.
اين گزارش حاكيست، اين پيشنهاد با موافقين و مخالفيني همراه بود و در نهايت مقرر شد كه اين موضوع در جلسات آتي بررسي شود.
شهردار تهران در حاشیه بازدید از فروشگاه شهروند بیهقی، سؤالات یکی از خبرنگاران درخصوص برخی طرح های در حال خاک خوردن این سازمان را بی پاسخ گذاشت.
به گزارش رجانیوز، سال گذشته تعداد 50 دستگاه خودروی باری برای به منظور اجرای طرح تحویل میوه در درب منازل خریداری شد اما نه تنها این طرح اجرایی نشد بلکه این خودروهای مجهز به سردخانه همچنان در میدان مرکزی میوه و تره باردر بلا تکلیفی به سر می برند.
همچنین پس از گذشت یکسال از دریافت مبلغ 100 هزار تومان از شهروندان به منظور خرید از فروشگاههای شهروند، این طرح نیز همچنان اجرایی نشده است.
محافظان شهردار تهران پس از آنکه قالیباف از پاسخ به این سؤالات خودداری کرد و در مقابل خبرنگار با اصرار، سؤالات خود را از قالیباف تکرار می کرد، با برخورد زننده ای وی را کنار زدند.
پیش از این نیز سابقه برخورد نامناسب با یکی از خبرنگاران از سوی شهردار تهران و محافظانش در حاشیه بازدید از برج آزادی، خبرساز شده بود.
پیش از حضور شهردار در این مراسم نیز تعدادی از شهروندان با مراجعه به محل افتتاحیه از برخورد نامناسب برخی کارکنان شهروند انتقاد کردند. همچنین آنها با اشاره به اینکه برخی اقلام عرضه شده تاریخ مصرفشان گذشته است، گفتند زمانی هم که کالای فاسد شده را بر می گردانیم نه تنها مسئول فروشگاه عذر خواهی نمی کند بلکه به راحتی می گوید از فروشگاه خرید نکنید!
مهدی کروبی روز گذشته در در حاشیه نشست با جمعی از هنرمندان، شعرا، موسیقیدانان و منتقدان ادبی استانهای مازندران، گرگان و گیلان به طور غیر مستقیم به گلایه از محمد خاتمی پرداخت.
به گزارش رجانیوز، مهدی کروبی با اشاره به سخنان چند روز پیش خاتمی در خصوص آخرین وضعیت حضورش در انتخابات دهم از وی انتقاد کرد.
محمد خاتمی در روزهای اخیر در خصوص آخرین وضعیت از حضورش در انتخابات دهم با اشاره به اینکه برای افرادی که اعلام کاندیداتوری کرده اند احترام قائل است گفت: "یا من میآیم یا میرحسین".
به دنبال این اظهار نظر مهدی کروبی با گلایه از خاتمی که از وی نامی نبرده و فقط نام خود و یا میرحسین را مطرح کرده است گفت: "اظهارات خاتمی نشان میدهد که میرحسین موسوی از نظر وی مناسبتر و ارجح است لذا من با این گفته خاتمی مشکل ندارم ."
اما کروبی در ادامه به انتخابات ریاست جمهوری نهم و اینکه خاتمی در آن زمان هم تمام تلاش خود را برای به میدان نیامدن وی انجام داده بود، اشاره کرد.
وی با بیان اینکه این رفتارها از خاتمی تازگی ندارد گفت: "چهار سال پیش که من داوطلب بودم، ایشان فرمودند معین باید بیاید واطلاع دقیقی هم دارم که خاتمی پس از ردصلاحیت معین تلاش زیادی برای حضورش در انتخابات کرد و علنی گفت که معین باید بیاید."
کروبی در پاسخ به سوالی که آیا در صورت ورود خاتمی یا میرحسین از صحنه انتخابات کناره گیری می کند یا خیر گفت: "من نمیخواهم اسائه ادب کنم باید این سوال را از این عزیزان بپرسید، من که چهار ماه پیش اعلام کردم."
کروبی در سخنان دیروز خود گفت:"حتی تا یک ساعت مانده به آخرین مهلت ثبت نام نامزد های انتخاباتی نمی توان با قاطعیت اعلام کرد که چه کسانی کاندیدا خواهند شد."
این در حالیست که برخی تحلیلگران سیاسی اختلافات مطرح شده در میان اصلاح طلبان را به نوعی ساختگی قلمداد کرده و معتقد بودند که گروههای دوم خرداد نهایتا بر کاندیداتوری یک نفر به توافق خواهند رسید.
اما سخنان روز گذشته مهدی کروبی که در میان افکار عمومی به صافی و صداقت شناخته می شود، ثابت کرد که نه تنها این اختلافها بازی سیاسی نیست بلکه حکایت از سر باز کردن زخم های کهنه میان اصلاح طلبان دارد.
کروبی روز گذشته با بیان اینکه تا روز 21 فروردین که آخرین روز ثبت نام نامزدها برای شرکت در انتخابات است احتمال دارد هر کسی از اصلاح طلبان کاندیدا شود گفت: "اگر در 21 فروردینماه هاشمی یا کرباسچی ثبتنام کند و به من بگویند به خاطر اینها برو که نمیشود !"
سخنان کروبی از این نگرانی او حکایت داشت که دبیر کل حزب اعتماد ملی حتی به حمایت های پی درپی باند اصفهان حزب کارگزاران از وی نیز بی اعتماد است , و آن را در چارچوب تاکتیکهای غیر شفاف انتخاباتی که چه بسا علیه خود وی طراحی شده ارزیابی می کند.
هرچند حمایتهای پی در پی باند اصفهان کارگزاران از کروبی تا کنون منجر به بروز جنجال های سیاسی در اردوگاه اصلاح طلبان شده است.
اظهارات کروبی در حالی است که رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی نیز در گفتگو با ایلنا در انتقاد از این اظهار نظر خاتمی گفت: "باید مشخص شود که خاتمی از زبان چه کسی این سخن را گفته است؛ از زبان خودش بوده یا به نمایندگی از میرحسین موسوی. و آیا توافقی بین آنها به وجود آمده است ؟"
وی با بیان اینکه اگر کروبی به همراه میرحسین و یا خاتمی در انتخابات حضور داشته باشد مسلماً سرنوشتی مانند دوره گذشته انتخابات ریاستجمهوری در انتظار اصلاحطلبان است گفت: "کروبی پیشتاز کاندیداتوری شده است و علاوه بر حزب اعتماد ملی شخصیتهای فراوانی نیز از ایشان خواستند تا کاندیدا شود، بنابراین کروبی اجماع را نادیده نگرفت و آنرا نقض نکرده است بلکه او به وظیفه خود عمل کرده و این صحیح نیست به فردی که شهامت به خرج داده است بگوییم کنار برود و شخص دیگری کاندیدا شود."
منتجبنیا به موضوع جالب توجهی هم اشاره کرد و به شکلی دلیل این همه سرسختی کروبی برای حضور در انتخابات دهم را ناشی از بی مهری خاتمی و اصلاح طلبان نسبت به وی دانسته است او گفت: "همانطور که خاتمی بارها در طی دو یا سه سال گذشته گفته است در گذشته نسبت به کروبی کوتاهی کردهایم که باید جبران شود و او حداقل یک دوره ریاستجمهوری را تجربه کند؛ بنابراین بهترین راه، این است که همه مصمم شوند و آستینها را بالا بزنند و از کروبی حمایت کنند."
وی با اشاره به سخنان چند روز پیش خاتمی در خصوص آخرین وضعیت حضورش در انتخابات دهم از وی انتقاد کرد.
محمد خاتمی در روزهای اخیر در خصوص آخرین وضعیت از حضورش در انتخابات دهم گفته بود: "یا من میآیم یا میرحسین" و نامی از کروبی که رسماً اعلام کاندیداتوری کرده است نبرد.
اما کروبی در ادامه به انتخابات ریاست جمهوری نهم و اینکه خاتمی در آن زمان هم تمام تلاش خود را برای به میدان نیامدن وی انجام داده بود، اشاره کرد.
وی با بیان اینکه این رفتارها از خاتمی تازگی ندارد گفت: "چهار سال پیش که من داوطلب بودم، ایشان فرمودند معین باید بیاید واطلاع دقیقی هم دارم که خاتمی پس از ردصلاحیت معین تلاش زیادی برای حضورش در انتخابات کرد و علنی گفت که معین باید بیاید."
کروبی در پاسخ به سوالی که آیا در صورت ورود خاتمی یا میرحسین از صحنه انتخابات کناره گیری می کند یا خیر گفت: "من نمیخواهم اسائه ادب کنم باید این سوال را از این عزیزان بپرسید، من که چهار ماه پیش اعلام کردم."
کروبی در سخنان دیروز خود گفت:"حتی تا یک ساعت مانده به آخرین مهلت ثبت نام نامزد های انتخاباتی نمی توان با قاطعیت اعلام کرد که چه کسانی در کاندیدا خواهند شد."
این در حالیست که برخی تحلیلگران سیاسی معتقد بودند که اختلافات مطرح شده در جمع دوم خردادیها درباره اجماع یا عدم اجماع بر سر یک شخصیت، به نوعی به دعواهای زرگری رسانه ای شباهت دارد و در پایان،گروههای دوم خردادی بر کاندیداتوری یک نفر ائتلاف خواهند کرد.
اما سخنان روز گذشته مهدی کروبی که در میان افکار عمومی به صافی و سادگی بیشتری مشهور است ثابت کرد که نه تنها این اختلافها بازی سیاسی نیست بلکه حاکی از حاکمیت نوعی فضای بی اعتمادی بین اصلاح طلبان است.
کروبی روز گذشته با بیان اینکه تا روز 21 فروردین که آخرین روز ثبت نام نامزدها برای شرکت در انتخابات است احتمال دارد هر کسی از اصلاح طلبان کاندیدا شود گفت: "اگر در 21 فروردینماه هاشمی یا کرباسچی ثبتنام کند و به من بگویند به خاطر اینها برو که نمیشود !"
سخنان دبیر کل حزب اعتماد ملی حکایت از آن داشت که کروبی حتی به حمایتهای پی درپی باند اصفهان حزب کارگزاران از وی نیز اعتماد ندارد , و آن را در چارچوب تاکتیکهای غیر شفاف انتخاباتی که چه بسا علیه خود وی طراحی شده ارزیابی می کند.
حمایتهای پی در پی باند اصفهان کارگزاران از کروبی تا کنون منجر به بروز دو جنجال سیاسی _ رسانه ای در جمع اصلاح طلبان که گروهی از افراطیون آنها در پی کاندیداتوری خاتمی بوده اند، شده است.
اظهارات کروبی در حالی است که رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی نیز در گفتگو با ایلنا از خاتمی و اینکه گفته بود "یا من یا میر حسین" انتقاد کرد و گفت: "باید مشخص شود که خاتمی از زبان چه کسی این سخن را گفته است؛ از زبان خودش بوده یا به نمایندگی از میرحسین موسوی. و آیا توافقی بین آنها به وجود آمده است ؟"
وی با بیان اینکه اگر کروبی به همراه میرحسین و یا خاتمی در انتخابات حضور داشته باشد مسلماً سرنوشتی مانند دوره گذشته انتخابات ریاستجمهوری در انتظار اصلاحطلبان است گفت: "کروبی پیشتاز کاندیداتوری شده است و علاوه بر حزب اعتماد ملی شخصیتهای فراوانی نیز از ایشان خواستند تا کاندیدا شود، بنابراین کروبی اجماع را نادیده نگرفت و آنرا نقض نکرده است بلکه او به وظیفه خود عمل کرده و این صحیح نیست به فردی که شهامت به خرج داده است بگوییم کنار برود و شخص دیگری کاندیدا شود."
منتجبنیا به موضوع جالب توجهی هم اشاره کرد و به شکلی دلیل این همه سرسختی کروبی برای حضور در انتخابات دهم را ناشی از بی مهری خاتمی و اصلاح طلبان نسبت به وی دانست و گفت: "همانطور که خاتمی بارها در طی دو یا سه سال گذشته گفته است در گذشته نسبت به کروبی کوتاهی کردهایم که باید جبران شود و او حداقل یک دوره ریاستجمهوری را تجربه کند؛ بنابراین بهترین راه، این است که همه مصمم شوند و آستینها را بالا بزنند و از کروبی حمایت کنند."
گروه سياسي- اگر در ماههای گذشته به صورت حدس و گمان مطرح می شد اکنون قیاسی است که به عینه قالب مشاهده است و رفتارهای انتخاباتی این روزهای خاتمی برای کاندیداتوری در انتخابات 88، تداعی کننده شیوه ای است که هاشمی رفسنجانی در سال 84 برای ورود به انتخابات برگزیده بود.

غمزه های سیاسی و ابراز تردید درباره آمدن یا نیامدن اولین شباهتی است که درباره رفتار این روزهای خاتمی با مدل انتخاباتی هاشمی رفسنجانی به ذهن می رسد. هدایت آقایی عضو حزب کارگزاران سازندگی در این باره می گوید: "با توجه به اينکه خاتمي تاکنون و شايد تا زمان طولاني تري تصميم جدي نگرفته و ترديد دارد همانند رفتار هاشمي رفسنجاني است"؛ وی اما سعی در توجیه این ابراز تردیدها داشته و تأکید می کند: "اين موضوع معلول شرايط پيچيده سياسي جامعه ما از جمله عدم شفافيت ها، عدم اعتماد نسبت به سلامت انتخابات، تخريب ها و مسائل ديگر است که باعث مي شود کانديداها دير اعلام آمادگي کنند و يا در ترديد به سر ببرند و اين موضوع که از زمان هاشمي رفسنجاني شروع شده، طبيعي است و اکنون مي بينم که در بين کانديداها گسترده شده است".
در این میان اما اختلاف نظری هم میان همفکران خاتمی وجود دارد؛ در حالی که محمد مقدم، عضو مجمع روحانیون مبارز این شباهت ها را استفاده از تجربیات هاشمی و خالی از اشکال می داند، یدالله طاهر نژاد عضو شواری مرکزی حزب كارگزاران می گوید: "اگر رفتار انتخاباتي هاشمي رفسنجاني درست بود، جواب مي داد، پس شبيه سازي رفتاري که جواب نداده است، عاقلانه نيست".
اما این تنها شباهت موجود نیست. یکی از بزرگترین شباهت های رفتار انتخاباتی محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی، استقرار در دفتر کاری و انجام دیدار با جمعی محدود که عنوان اقشار مختلف مردم در اخبار بر آنها نهاده می شود، است.
محسن امین زاده، عضو بنیاد باران نیز با اذعان به این موضوع گفته است: تا کنون ده ها گروه از شهرهای مختلف کشور و از اقشار مختلف با آقای خاتمی ملاقات و از ایشان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری آینده دعوت کرده اند و نیز صدها گروه از شهرهای مختلف کشور متقاضی دیدار با ایشان هستند، در حدی که دفتر ایشان قادر به پاسخگویی به این همه تقاضای دیدار نیست. همه یک حرف را با عبارات مختلف بیان می کنند. آنان به دیدار خاتمی می آیند و به ایشان می گویند که برای نجات کشور به صحنه بیا و نامزد ریاست جمهوری بشود.
حضور اجتماعات حزبی و گروهی از همفکرانش در دفتر وی که با هماهنگی اعضای دفتر و یاران او انجام می شود، برداشت ناصحیحی از مطالبات واقعی مردم و در نهایت رفتار انتخاباتی آنها برای او ایجاد می کند.
این رویکرد در انتخابات پیشین ریاست جمهوری از سوی هاشمی رفسنجانی اتخاذ شده بود و در حالی که رقبای آن دوره در تلاش بودند تا با ارتباط بیشتر با اقشار مختلف مردم به جلب رای آنها توفیق یابند، هاشمی ترجیح می داد در دفترش نشسته و از خلال دیدارهای محدودش به رصد رفتار انتخاباتی 70 میلیون ایرانی بپردازد.
البته این شیوه هاشمی و خاتمی، با توجه به اینکه هر دو 8 سال زمام دولت را در دست داشتند و پس از آن نیز در عرصه سیاسی کمابیش فعال بودند، تنها محدود به انتخابات نمی شود و آنها عموماً ترجیح می دهد از نقطه کانونی حضور خود مطالبات مردم را بسنجند و زحمت حضور در میان اقشار مردم را به خود ندهند.
مدل انتخاباتی که اکنون خاتمی با اتکا به آن، ماههای باقی مانده تا انتخابات را سپری می کند، در کنار اخبار مربوط به دیدارها و رایزنی های خاتمی با هاشمی رفسنجانی، از بازیگردانی هاشمی حکایت دارد؛ همانطور که محمد عطریانفر از نزدیکان هاشمی رفسنجانی نیز چندی پیش به این موضوع اذعان کرده بود که "هاشمی رفسنجانی هدایت جبهه دوم خرداد را به دست گرفته است".
اما به نظر می رسد در طیفی از گروههای دوم خردادی که امروز یاران خاتمی نام یافته اند نیز نفوذ هاشمی بر خاتمی خوشایند نباشد چراکه پس از درج اخبار مربوط به نشست 3 ساعته هاشمی با خاتمی و توصیه های انتخاباتی به وی، آنها به تکذیب اصل این خبر روی آوردند اما در این میان، استقبال هاشمی از ورود خاتمی به عرصه انتخابات نکته ای است که قابل تکذیب نبوده و به سرعت عیان شد.
در این زمینه چندی پیش علی شکوری راد، عضو حزب مشارکت این موضوع را مورد تاکید قرار داده و گفته بود: "آقايان هاشمي و خاتمي كمترين مشكل را با یکديگر دارند و اگر آقاي خاتمي بيايد چه رسمي و چه غير رسمي، قطعاً مورد حمايت آقاي هاشمي رفسنجاني خواهد بود".
هدايت آقايي، عضو حزب کارگزاران نیز در این مورد می گوید: صددرصد هاشمي رفسنجاني با اين اتفاق موافق است؛ هاشمي رفسنجاني خاتمي را به عنوان يک رييس جمهور موفق قبول دارد و از آمدن وي هم به لحاظ سياسي که رونق بيشتري پيدا مي کند و هم به لحاظ اصلاح کارهاي اجرايي که طي چند سال گذشته با مشکلات روبرو بوده است، استقبال خواهد کرد.
مقدم، عضو مجمع روحانيون مبارز هم این حمایت را بر اساس اخبار غير رسمي تأیید می کند.
با تمام این اوصاف، ممکن است هاشمی تا انتخابات هم به صورت چراغ خاموش صحنه گردانی جریان دوم خرداد را بر عهده گیرد چراکه بر اساس آنچه گفته شد، فلسفه وجودی این جریان از ابتدا نفی هاشمی بود و از سوی دیگر او برای خود چهره ای فراجناحی قائل بوده و نمی خواهد این تابو علناً شکسته شود؛ در این زمینه مصطفی درایتی، عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت معتقد است که استقبال هاشمی از کانديداتوري خاتمي به صورت علني نخواهد بود اما از نظر جهت گيري يقيناً از آمدن خاتمي حمايت خواهد کرد.
امروز یکی از داغ ترين روزهای خبری در فاصله زمانی 5 ماه تا انتخابات رياست جمهوري 88 بود. اعلام نظر قطعي خاتمي مبني بر حضور
وي يا ميرحسين موسوي در انتخابات، موجب شد تا بر خلاف انتظار، تقريباً تمام طيف هاي سياسي به صراحت يا در لفافه پالس هاي منفي به نخست وزير دهه 60 ارسال كنند.
موسوي لاري از مجمع روحانيون مبارز، عطريانفر از كارگزاران سازندگي، حسن رسولي از حزب مشاركت و بنياد باران از جمله افرادي بودند كه با بیان اين مسئله كه جوانان و نخبگان ميرحسين موسوي را نمي شناسند، خواستار حضور خاتمي در انتخابات شدند.
موسوي لاري وزير كشور دولت سابق با بيان اينكه خاتمي بيش از 50 درصد رأي دارد، ادامه داد: «برخی از چهره های جوان و نوجوان ميرحسين موسوي را نمی شناسند و حتی برخی از آنان پس از کنار رفتن میرحسین به دنیا آمده اند، لذا در این خصوص باید کارهایی صورت بگیرد و برنامه ها مطرح شود.»
عطريانفر نيز در اظهاراتي قابل توجه گفت: اگر خاتمي نيايد، اجماع بر روي موسوي يا كروبي صورت خواهد گرفت.
اين عضو ارشد كارگزاران هم استدلال موسوي لاري را تكرار كرد و افزود: به دلیل اینکه میرحسین موسوی 20 سال از صحنه قدرت دور بود و 20 سال هم تفاوت با یک نسل محسوب می شود لذا شناخت جوانان ایرانی نسبت به وی اندک بوده و در حال حاضر به صورت عام شناخت از میرحسین ضعیف است.
عطریانفر در ادامه با نااميدي و با استفاده از لفظ "شايد" اظهار داشت: البته اگر درخصوص میرحسین موسوی اطلاعات بیشتری به نسل جوان ارائه شود، شاید شناخت نسبی به وی ایجاد گردد.
حسن رسولي، استاندار خراسان در دولت اصلاحات هم اولويت را در انتخاب موسوي و خاتمي، به رئيس خود در بنياد باران داد و گفت: ميرحسين موسوي هم مي خواهد خاتمي را متقاعد به آمدن كند.
تير خلاص به اصلاحات
اما طيف اعتمادملي موضع گيري صريحي در برابر اظهارات خاتمي داشت. منتجب نيا از نزديكان ميرحسين موسوي و قائم مقام كروبي در گفتگو با ايسنا با اشاره به اظهارنظر اخير خاتمي درباره كانديداتوري خودش يا ميرحسين موسوي در انتخابات نيز گفت: با اينكه آقاي خاتمي چنين مطلبي را نقل كردهاند ولي با شناختي كه از آقاي خاتمي و آقاي موسوي دارم و با توجه به ميزان دلسوزي آنها نسبت به ملت و كشور و به خصوص دغدغه آنها نسبت به اصلاحطلبان، هنوز هم براي من اين احتمال بسيار ضعيف است كه يكي از اين دو بزرگوار وارد صحنه شوند.
وي با بيان اينكه "ورود يكي از اين 2 نفر به صحنه انتخابات را به معناي اقدام در جهت شكست اصلاحطلبان ميدانم"، تصريح كرد: اين 2 بزرگوار را بزرگتر از آن ميدانم كه تير خلاص به اصلاحطلبان بزنند و مقدمات شكست آنها را فراهم كنند. از اين جهت من اين مسئله را هنوز هم بعيد ميدانم و اميد دارم كه اين 2 بزرگوار چنين اشتباهي مرتكب نشوند.
استقبال ملي مذهبي ها از ميرحسين موسوي
يكي از اظهارنظرهاي قابل توجه امروز نيز توصيه عزت الله سحابي، رئيس شوراي فعالان ملي- مذهبي به خاتمي براي عدم كانديداتوري در انتخابات بود.
عزت الله سحابي به ايلنا گفت: براي آقاي خاتمي بسيار احترام قائل هستم و منکر زحمات وي در طول 8 سال رياست جمهورياش نيستم ولي معتقدم شرايط کشور به گونهاي است که خاتمي نميتواند اقدام قابل توجهي را در راستاي اهداف ملت انجام دهد؛ به همين دليل توصيه من به ايشان اين است که در انتخابات آينده حضور نيابد.
وي همچنين در خصوص تحرکات انتخاباتي ميرحسين موسوي اظهار داشت: ميرحسين برخي مصلحت سنجيهاي خاتمي را ندارد و به همين دليل از حضور وی درانتخابات آينده استقبال ميکنيم.
اعلام عدم كانديداتوري 3 شخصيت اصولگرا
اما در جبهه اصولگرايان، برخلاف اصلاح طلبان، امروز روز اعلام عدم كانديداتوري بود.
صبح امروز به نقل از يكي از نزديكان دکتر علی اکبر ولایتی خبر داده شد كه وزير امورخارجه 16 ساله به هیچ وجه قصد کاندیداتوری در انتخابات سال آینده را ندارد.
اين منبع خبر كه اظهاراتش از سوي دكتر ولايتي تكذيب نشد، افزود: تمامی این بحث ها شایعه است و ولایتی به طور قطع تصمیم خود را برای عدم حضور در انتخابات گرفته است.
وي درباره هدف طرح این شایعات گفت: تحلیل ولایتی این است که برخی با طرح نام وی قصد دارند از جایگاه ایشان به عنوان مشاور رهبر انقلاب سوءاستفاده کرده و با القای این توهم که اگر عبور از احمدی نژاد ناپسند بود، دکتر ولایتی که مشاور معظم له است کاندیدا نمی شد، حمایت های رهبری از دولت نهم و رئیس آن را کمرنگ سازند.
وی در پایان گفت: دکتر ولایتی دیدگاه های رهبر معظم انقلاب در مورد دولت را به طور کامل کارشناسانه و دقیق ارزیابی می کند و لذا اجازه تحقق چنین پروژه ای را نخواهد داد.
همچنين صبح امروز محمدرضا باهنر که در انتخابات رياست جمهوري گذشته رياست ستاد انتخاباتي لاريجاني را بر عهده داشت، گفت: تا جايي که ميدانم لاريجاني ديگر قصد کانديداتوري ندارد. رئيس مجلس شوراي اسلامي پيش از اين هم چند بار شخصاً كانديداتوري در انتخابات دهم رياست جمهوري را رد كرده بود.
اما در نهايت غلامعلي حدادعادل، رئيس مجلس هفتم در گفتگو با باشگاه توانا اظهار داشت كه براي حضور در انتخابات رياست جمهوري احساس تكليف نمي كند، بنابراين حضور اين مشاور رهبري نيز در انتخابات منتفي شد.
اظهارات مدیرعامل جدید باشگاه پرسپولیس در مراسم معارفه مبنی بر اینکه "آقا امام زمان(ع) نسبت به اين جلسه و مسئوليت مديريت
در باشگاه پرسپوليس عنايت و توجه دارند"، موجب طرح این سؤال شده است که یک مدیر ورزشی به چه قیمتی از نام مقدس امام زمان(عج) و برای توجیه کدام مدیریت هزینه می کند؟
به گزارش رجانیوز، در پايان اين مراسم عباس انصاريفر مدير عامل جديد باشگاه پرسپوليس که روز یکشنبه برگزار شد، وی اظهار داشت: خدا را شاكر هستم كه به من لطف كرد و اين مسئوليت خطير را بر دوش من نهاد، معتقدم آقا امام زمان(ع) نسبت به اين جلسه و مسئوليت مديريت در باشگاه پرسپوليس عنايت و توجه دارند، چراكه اين مسئوليت با دل و روح مردم سروكار دارد.
انصاری فرد در حالی معتقد است که امام زمان (عج) نسبت به مدیریت باشگاه پرسپولیس عنایت دارند که مشخص نمی کند آیا این عنایت شامل حال مدیران قبلی نیز بوده است یا مختص وی است و در صورتی که مقصود وی این است که عنایت حضرت شامل مدیران قبلی هم بوده است، نتایج ضعیف این تیم که منجر به تغییر مدیریت شد، چگونه قابل تفسیر است؟
اگرچه لطف عام امام معصوم در هر عصری شامل تمام خلایق است و اساساً وجود و بقاء عالم به واسطه فیضی است که از طریق معصوم خداوند متعال عنایت می کند اما تخصیص زدن به این لطف، آن هم در یک مجموعه ورزشی پرحاشیه و با نتایج ضعیف اخیر اقدام نابجایی است که نباید باب آن برای توجیه مدیریت های ضعیف باز شود.
به هر حال، اشاره به نام مقدس امام زمان(عج) توسط مدیران یکی از برکات دولت نهم است و هر روز باید بیشتر از روز قبل باشد و در عمل نیز تأسی به سیره مورد رضایت آن حضرت در دستور کار قرار گیرد، اما باب اینگونه اظهارنظرها نباید باز شود، آنهم در شرایطی که گوینده این اظهارات در بدو ورود خود به مسائلی از سوی رسانه ها متهم شده است و در مقابل وعده داده تا بعداً به طور مفصل درخصوص این موارد صحبت کند.
انصاری فرد همچنین گفته است: فكر نميكنم اين كه گفته ميشود هنوز برخي چكهاي من در زمان مديريتم در باشگاه پرسپوليس در دست برخي افراد است، صحت داشته باشد.
مدرک ليسانس يک منبع آگاه به ايرنا گفت: مدرک ليسانس سيد محمد خاتمي در سال 80 ، همزمان با رياست جمهوري وي صادر شده است.
به گزارش ايرنا، پيرو درج گزارشي در يک سايت اينترنتي در خصوص احتمال جعلي بودن مدرک ليسانس سيد محمد خاتمي رييس جمهور سابق کشورمان که بر مبناي احتمال مخدوش بودن تاريخ و سربرگ مدرک وي اعلام شده بود، يک منبع آگاه در دانشگاه اصفهان به خبرنگار ايرنا گفت: آقاي سيد محمد خاتمي در سال 1344 در رشته فلسفه دانشگاه اصفهان ثبت نام نموده بود.
وي در عين حال افزود:دانشنامه ليسانس آقاي خاتمي، 36 سال بعد و همزمان با آغازدوره دوم رياست جمهوري وي در تاريخ 17 شهريور 1380 توسط رييس وقت دانشگاه اصفهان صادر و در اختيار وي که آن زمان در منصب رياست جمهوري بود قرار گرفت.
گفتني است روز دوشنبه سايت خبري "البرز" ضمن بررسي تصوير منتشر شده از مدرک ليسانس سيد محمد خاتمي رئيس جمهور سابق کشورمان درباره اصالت آن پرسشهايي را مطرح کرده بود.
در گزارش "البرز" آمده بود:"آنچنان که تصوير اين مدرک نشان ميدهد آقاي سيدمحمد خاتمي فرزند سيد روح الله داراي شناسنامه شماره 153 صادره از يزد متولد 1322 در تيرماه 1348 تحصيل در رشته فلسفه را در دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان با موفقيت به پايان برده و دانشنامه ليسانس دريافت کرده است."
البرز در ادامه افزوده بود:"اما آنچه کمي شک برانگيز است سربرگ اين دانشنامه است که متعلق به دولت جمهوري اسلامي ايران در سال 1348 است ! البته شايد عنوان شود به دليل تحصيلات حوزوي مدرک معادل ليسانس به آقاي خاتمي اعطا شده اما تاکيد بر اتمام تحصيل در رشته فلسفه در دانشگاه اصفهان اين فرضيه را رد ميکند.
ضمن آنکه با تصور صدور اين مدرک در دوره حکومت جمهوري اسلامي ايران تاريخ مهر و امضاي سمت راست پايين صفحه روز 29 اسفند سال 1349 را نشان ميدهد . روزي که معمولا" براي آغاز سال نو تعطيل است!"
در روزهاي گذشته برخي رسانه هاي بي نام و نشان با بيان مطالبي اظهار داشتند که حماس، گروهي ناصبي و دشمن اهل بيت است. آنچه در ادامه مي خوانيد، کنکاشي در
1- بیشتر مردم فلسطین، پیرو مذهب شافعی هستند و اتفاقاً، ابوعبدالله محمدابن ادریس شافعی، رهبر این فرقه، متولد غزه بوده است. در مورد شافعی بودن مردم فلسطین می توانید به این منبع رجوع کنید: «الموسوعة المیسرة فی الادیان و المذاهب المعاصرة، مانع بن حماد الجهنی، ج 2، ص ۱۲۴»
جالب اینجاست که در میان فرقه های
2-
مدعیان ناصبی بودن مردم فلسطین، به این سؤال جواب دهند که چگونه مردمی می توانند هم
اما در کنار مسجد امام علي ابن ابي طالب شهر غزه، مساجد ديگري نیز به نام اهل بيت وجود دارد.
ـ مسجد «الامام علی ابن ابی طالب» واقع در نابلس
این مسجد در حواره از توابع شهر نابلس، در کرانه باختری رود اردن واقع شده است که در این صفحه

- مسجد فاطمة الزهراء(س)
حداقل 2 مسجد با این نام در فلسطین وجود دارد. 
- مسجد «الحسین بن علی» واقع در نوار غزه و الخلیل!
حداقل 2 مسجد به این نام در فلسطین وجود دارد:
یکی در حی الصبرة
مسجد «حسین بن علی» دیگر، در خیابان «عین سارة» شهر الخلیل واقع شده است. در این صفحه و این صفحه، اعلامیه هایی در مورد برگزاری یک راهپیمایی در الخلیل آمده است که نقطه شروع آن، مسجد الحسین بن علی، بیان شده است.
3- در مورد شبهه ناصبی بودن مردم فلسطین، شهید مطهری در سال ۱۳۴۹ سخنانی داشته اند که در ادامه آن را می خوانیم:
«يك وقتی شايع بود و شايد هنوز هم در ميان بعضيها شايع است، يك وقتی ديدم يك كسی میگفت: اين فلسطينيها ناصبی هستند. ناصبی يعنی دشمن علی عليه السلام. ناصبی غير از سنی است. سنی يعنی كسی كه خليفه بلا فصل را ابوبكر میداند و علی عليه السلام را خليفه چهارم میداند و معتقد نيست كه پيغمبر شخصی را بعد از خود به عنوان خليفه نصب كرده است. میگويد پيغمبر كسی را به خلافت نصب نكرد و مردم هم ابوبكر را انتخاب كردند. سنی برای اميرالمؤمنين احترام قائل است چون او را خليفه چهارم و پيشوای چهارم میداند و علی را دوست دارد. ناصبی يعنی كسی كه علی را دشمن میدارد. سنی مسلمان است ولی ناصبی كافر است، نجس است. ما با ناصبی نمیتوانيم معامله مسلمان بكنيم. حال يك كسی میآيد میگويد اين فلسطينيها ناصبی هستند. آن يكی میگويد. اين به آن میگويد، او هم يك جای ديگر تكرار میكند و همين طور. اگر ناصبی باشند كافرند و در درجه يهوديها قرار میگيرند. هيچ فكر نمیكنند كه اين، حرفی است كه يهوديها جعل كردهاند. در هر جايی يك حرف جعل میكنند برای اينكه احساس همدردی نسبت به فلسطينيها را از بين ببرند. میدانند مردم ايران شيعهاند و شيعه دوستدار علی و معتقد است هر كس دشمن علی باشد كافر است، برای اينكه احساس همدردی را از بين ببرند، اين مطلب را جعل میكنند. در صورتی كه ما يكی از سالهايی كه مكه رفته بوديم، فلسطينيها را زياد میديديم، يكی از آنها آمد به من گفت: فلان مسأله از مسائل حج حكمش چيست؟ بعد گفت من شيعه هستم، اين رفقايم سنیاند. معلوم شد داخل اينها شيعه هم وجود دارد. بعد خودشان میگفتند بين ما شيعه و سنی هست. شيعه هم زياد داريم. همين ليلا خالد(2) معروف، شيعه است. در چندين نطق و سخنرانی خودش در مصر گفته من شيعهام. ولی دشمن يهودی يك عده مزدوری را كه دارد، مأمور میكند و میگويد: شما پخش كنيد كه اينها ناصبیاند. قرآن دستور داده در اين موارد اگر چنين نسبتهايی نسبت به افرادی كه جزو شما هستند و مثل شما شهادتين میگويند، شنيديد وظيفهتان چيست.»(3)
پی نوشت:
۱- صهیونیستها تنها ۵/۲ درصد از سرزمین فلسطین را با خرید زمین به دست آورده اند و مابقی آن را به ضرب
http://qods.persianblog.ir/post/61
2- چريك فلسطينی كه در چند عمليات هواپيما ربايی شركت داشت.
3- شهید مطهری،
2 هفته پیش از آغاز تهاجم وحشیانه همه جانبه هوایی، زمینی و دریایی رژیم اشغالگر قدس علیه مردم مظلوم
غزه برای به زانو درآوردن روح مقاومت در مردم سرزمین های اشغالی و تقسیم سرزمین های 68 بین کشورهای عربی همراه با این رژیم سفاک و منتفی شدن موضوع تشکیل دولت فلسطینی، سیدحسن نصرالله روحانی عرب و رهبر حزب الله لبنان که به مرد شماره یک در میان ملت های عرب و مسلمان تبدیل شده است، از توطئه ای شیطانی پرده برداشت.
نصرالله در سخنرانی خود که از طریق ویدئو کنفرانس برای مردم لبنان پخش شد، از نشانه های تلاش اسرائیل برای تعرض مجدد به خاک لبنان پرده برداشت. وی با افشای اخبار محرمانه کشف تعداد 8 عدد راکت کاتیوشای آماده شلیک به سمت سرزمین های اشغالی فلسطین توسط ارتش لبنان و نسبت دادن این امر توسط برخی مسئولان گروههای غربگرا در لبنان به حزب الله، این مسئله را نشانه تلاش مقدماتی رژیم صهیونیستی برای گشودن جبهه جدید تعرض به لبنان دانست. نصرالله از همه مردم لبنان و نیروهای حزب الله در جنوب خواست تا در آماده باش کامل قرار گیرند.
پس از تحولات سیاسی در لبنان و انتخاب میشل سلیمان فرمانده کل ارتش به ریاست جمهوری با رویکردهای ضد اسرائیلی و هماهنگ با حزب الله، هماهنگی زیادی میان ارتش و حزب الله به وجود آمده است. این هماهنگی ها که در حال حاضر در بهترین وضع قرار دارد، نشان می دهد کشف این توطئه با همکاری میان ارتش و حزب الله در جنوب لبنان انجام شده است.
اما پس از آنکه نصرالله روز گذشته (عاشورا) در سخنان شدیداللحنی اسرائیل و جنایات ضد بشری این رژیم علیه مردم غزه را محکوم کرد، از صبح امروز اخباری مبنی بر شلیک 4 فروند راکت کاتیوشا از جنوب لبنان به سوی شهرک های صهیونیست نشین و دهات سرزمینهای اشغالی مخابره شد و خبر اصابت این موشکها به این مناطق از سوی منابع مقاومت اسلامی لبنانی و فلسطینی مورد تایید قرار گرفت.
رژیم صهیونیستی نیز که هرگونه اخبار مربوط به اصابت موشک های مقاومت را به شدت سانسور کرده و اجازه انتشار اخبار خسارات خود در این حمله ها را نمی دهد، با سروصدای فراوان این خبر را بازتاب داد و اجازه پخش گزارش های خبری متعددی را در این زمینه صادر کرد.
این درحالی است که خبرنگار شبکه العالم پس از انتشار خبر عادی آغاز حمله نظامی رژیم اشغالگر قدس به غزه، از سوی این رژیم به دلیل آنچه که انتشار اخبار محرمانه گفته شد، بازداشت و در انتظار محاکمه قرار دارد.
با این حال، منابع امنیتی لبنان و مسئولان ارتش این کشور تأکید کرده اند که راکت های شلیک شده از لبنان به سرزمین های اشغالی، دقیقاً از همان منطقه ای شلیک شده اند که 2 هفته پیش، 8 راکت آماده شلیک از آن کشف شده بود.
از زمان شلیک این راکت ها، رژیم صهیونیستی در 2 مرحله، اقدام به اجرای آتش توپخانه و گلوله باران خمپاره ای خاک لبنان کرده است. همچنین هواپیماهای بمب افکن اسرائیل حریم هوایی لبنان را نقض و در مناطق غربی و جنوبی لبنان اقدام به شکستن دیوار صوتی نیز کرده اند.
ارتش رژیم صهیونیستی در مرز شمالی خود با لبنان به شکل آماده باش کامل درآمده و آرایش جنگی گرفته است. هواپیماهای جاسوسی اسرائیل نیز اقدام به گشت زنی بر فراز جنوب لبنان کرده اند.
با این حال، دریافت نوعی تضمین از منابع لبنانی برای جلوگیری از هرگونه حمله و عملیات علیه این رژیم از سوی گروههای مقاومت لبنانی و فلسطینی حاضر در خاک لبنان و ایجاد بهانه تبلیغاتی برای گشایش جبهه جدید جنگ با لبنان، 2 هدف احتمالی است که به نظر می رسد رژیم صهیونیستی در این سناریوی فریب و خودزنی، دنبال می کند.
اگرچه اولمرت چند روز قبل اظهار داشت پس از حماس، برخورد با حزب الله در دستور کار اسرائیل قرار دارد، اما سید حسن نصرالله در سخنرانی ظهر عاشورای خود بر محال بودن تصورات و ادعاهای مقامات رژیم اسرائیل و ضرورت هوشیاری کامل درخصوص تحرکات این رژیم تأکید کرد.
به هرحال مرور تجربه عملکرد رژیم های متجاوز، تکراری و مستعمل بودن این حربه را روشن می سازد. این رژیم برای آغاز علنی و رسمی جنایات خود علیه مردم غزه، به بهانه حملات موشکی حماس علیه مناطق اشغالی متوسل شد. اسرائیل در آغاز جنگ 33 روزه و درحالی که از چند ماه قبل، در حال آماده شدن برای حمله به لبنان بود، به اسارت درآمدن سربازان خود را بهانه تجاوز جنایتکارانه قرار داد.
ارتش رژیم بعث عراق نیز در ابتدای تجاوز همه جانبه به جمهوری اسلامی مدعی تلاش پیشگیرانه برای جلوگیری از حملات توپخانه ای ایران شده بود، درحالی که مرزنشینان ایرانی و عراقی، بر ورود یگان های آتشبار عراقی برای اجرای عملیات ایذایی علیه مرز عراق از خاک ایران، شهادت می دهند.
سایت انتخاباتی یاری که برای کاندیداتوری خاتمی در انتخابات آینده فعالیت می کند، از حضور وی در مراسم عزاداری مسجد الرسول(ص) مجیدیه تهران خبر داد.
به گزارش رجانیوز، این خبر در حالی منتشر شده است که طی 10 سال گذشته خاتمی هیچگاه در مراسم های عزاداری مساجد و حسینیه ها شرکت نمی کرد.
بنا بر این گزارش، جریان موسوم به اصلاح طلب معمولاً برنامه های عزاداری ایام ماه محرم و یا شبهای قدر را در دفاتر سیاسی احزاب یا سالن های اجتماعات مانند حسینیه ارشاد، سالن مسجد امیرالمؤمنین و سالن موزه ملی قرآن برگزار می کرد و تاکنون سابقه نداشت که خاتمی به شکل سنتی در جمع عزاداران یک مسجد یا حسینیه حاضر شود. به عنوان نمونه خاتمی شب گذشته نیز در خانه هنرمندان حاضر شد و به ایراد سخنرانی در شب عاشورا پرداخت.
تخطئه نمادهای مذهبی و هیئت های عزاداری از محورهای ثابت رسانه های جریان اصلاح طلب به ویژه در سال های 76 تا 80 بود، به نحوی که در این رسانه ها که مورد حمایت کامل رئیس جمهور وقت قرار داشتند، فاجعه کربلا نتیجه طبیعی خشونت سپاه پیامبر اسلام(ص) در جنگ بدر خوانده شد.
تقدس زدایی نسبت به شعائر مذهبی و ایام عزای سالار شهیدان نیز جزء برنامه های این جریان بود، به طوری که محمد خاتمی حاضر نشد مراسم نخستین سالروز پیروزی خود در دوم خرداد 77 را که مصادف با روز شهادت امام چهارم شیعیان حضرت سجاد(ع) بود، به تعویق بیاندازد. وی در این روز با حضور در دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه به سخنرانی در جمع چند هزار نفر از دانشجویانی پرداخت که در طول سخنرانی وی بارها صدای سوت و کفشان محوطه دانشگاه را پر کرد.
گرایش به باورهای مذهبی جامعه ایرانی که نوعی توبه نسبت به رویکردهای قبلی جریان تجدیدنظر طلب به شمار می رود، از سال 81 به بعد و با آشکار شدن نشانه های شکاف و از دست دادن بدنه اجتماعی آغاز شد و حتی محمد موسوی خوئینی ها سال 84 در جمع اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران، علت شکست های پیاپی اصلاح طلبان را همین دهن کجی نسبت به اعتقادات مردم و درافتادن با نمادهای دینی جامعه دانست.
اما سایت انتخاباتی "یاری" در گزاش خود از حضور خاتمی در مراسم ظهر عاشورای مسجدالرسول(ص) مجیدیه تهران، وظیفه انتخاباتی خود را از یاد نبرده و در تنظیم خبر به نحوی عمل کرده است که اگر کسی تردید داشت که این اقدام خاتمی انتخاباتی بوده است یا خیر، تردیدش کاملاً رفع شود.
گزارش کامل این سایت به شرح زیر است:
«حضور سرزده سید محمد خاتمی در جمع عزاداران حسینی+گزارش تصویری
سید محمد خاتمی پیش از ظهر امروز به صورت سرزده و بدون اطلاع قبلی در جمع عزاداران حسینی حاضر شد و همراه با آنها با عزاداری پرداخت.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام سید محمد خاتمی که پیش از ظهر امروز به همراه دکتر محمدرضا عارف در
بعد از حضور خاتمی، جمعیت زیادی از دسته های عزاداری خود را به این مسجد رساندند و نماز ظهر عاشورا را به امامت حجت الاسلام خاتمی برپا کردند.
بعد از نماز و صرف ناهار، جمعیت فراوانی در جلوی مسجد به استقبال خاتمی آمدند و شعارهایی در حمایت از او سر دادند، همچنین بسیاری از مردم خواستار حضور خاتمی در انتخابات بودند و به گلایه از وضع موجود می پرداختند.
در این میان دختر جوانی در حالی که گریه می کرد از بیکاری می گفت و از خاتمی می خواست که کاری کند تا او نیز مشغول به کار شود که خاتمی نیز جواب داد«بنده خود مسئولیتی ندارم، اما هر کاری از دستم بربیاید برای شما انجام می دهم.»
زن میانسال دیگری در حالی که به خاتمی می گفت«آقای خاتمی تو را به خدا بیائید و ما را از این بدبختی نجات دهید، جوانان ما همه بیکار هستند و همه چیز روز به روز گرانتر می شود.»
مرد میانسالی نیز فریاد می زد که «آقای خاتمی! مردم از تو می خواهند که بیایی و رئیس جمهور شوی.»
همچنین عزاداران حسینی شعار «خاتمی، خاتمی حمایتت می کنیم» را سر می دادند.
خاتمی همچنین در پاسخ به درخواست های فراوان عزاداران در خصوص حضور در انتخابات گفت:«سال آینده نیز در همین ایام به میان شما خواهم آمد و انشالله در آن زمان رئیس جمهوری خوب، در راس امور باشد.»

اما این سایت در حالی که اصرار فراوانی بر فراوانی جمعیت مشتاقی دارد که با شنیدن خبر حضور خاتمی در این مسجد مسیر دسته های خود را به این سمت تغییر داده اند تا نماز را به امامت وی اقامه کنند، عکس هایی منتشر کرده است که تناسبی با این ادعا ندارد.
در این عکس ها جمعیت عادی نمازگزاران یک مسجد دیده می شوند که همگی ایستاده مشغول عزاداری هستند و فقط خاتمی و عارف در این مجلس نشسته اند.
همچنین هیچ تصویری از نمازجماعت و جمعیت انبوه مورد ادعا یا استقبال مردم از خاتمی با شعارهای انتخاباتی منتشر نشده است.
اصرار بر سوءاستفاده انتخاباتی از مجلس عزاداری امام حسین(ع) اگرچه امری ناشایست است اما به هرحال همین که یک جریان سیاسی متوجه واقعیت های جامعه ایرانی شده و برای جلب افکار عمومی ناگزیر در پاردایم دینمدارانه برنامه ریزی می کند، نوعی حرکت رو به جلو است.
این در حالی است که جریان اصلاح طلب پس از شکست در انتخابات 84 ادعا می کرد مسیر طی شده در سالهای حاکمیت این جریان قابل بازگشت نیست.
عکس های سایت یاری از حضور خاتمی در مسجد الرسول(ص)





احمدی نژاد و اعضاء دولت وی اما در مقابل طی سال های اخیر از تمام فرصت ها برای تقویت نمادهای دینی استفاده کرده اند، به طوری که وی حتی پیش از انتخابات و در دروه شهرداری خود در مجالس عزاداری شرکت می کرد و پس از ریاست جمهوری نیز در 4 سال گذشته این روند را ادامه داده است. همچنین اقداماتی مانند برگزاری دعای کمیل در سفرهای استانی نیز از نمونه های دیگر تقویت عناصر دینی در جامعه است.
ارتش رژيم صهيونيستي امروز در تهاجم به جنوب لبنان مناطقي را گلوله باران كرد.

سخنگوي نظامي ارتش رژيم صهيونيستي در گفتوگو با خبرگزاري فرانسه مدعي شد: ما محلهاي شليك موشكها از لبنان را مستقيم گلوله باران كرديم.
منابع نظامي ارتش رژيم صهيونيستي ادعا كردند كه چند فروند موشك صبح امروز از لبنان به مناطق جليل غربي و نهاريا در شمال سرزمينهاي اشغالي اصابت كرده است.
رسانه هاي رژيم صهيونيستي اعلام كردند كه مدارس در پي اين حادثه تعطيل شده است.
اين در حالي است كه هنوز منابع تلويزيوني رژيم صهيونيستي تصاويري از اين حملات منتشر نكرده اند.
خبرنگار شبكه تلويويزني "المنار" اعلام كرد كه اشغالگران پنج گلوله خمپاره 120 ميلي متري به سمت دشت شهرك "الضهيره" در عمق 3 كيلومتري جنوب لبنان شليك كردند.
نامه سرگشاده 180 عضو سابق دفتر تحکيم وحدت به سيد محمد خاتمي در خصوص لزوم کانديداتوري وي در رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري سال آينده نکات قابل تأملي را آشکار ساخت.

کساني که تجربه فعاليت سياسي را در پرونده خود ثبت کرده اند، بهتر مي دانند که براي صدور نامه هاي سرگشاده معمولاً تمام توان و بضاعت جريان ها در بسيج امضاکنندگان صورت مي گيرد و تلاش مي شود تا فراگيري و جامعيت مفاد نامه در ميان جمعيت هدف به نمايش گذارده شود. کما اينکه در تنظيم نامه سرگشاده دانش آموختگان ادوار انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي کشور(دفتر تحکيم وحدت) نيز همين موضوع به خوبي مشهود است تا آنجا که در ميان امضاکنندگان، اسامي افرادي به چشم مي خورد که هويت سياسي امروزشان بيش از آنکه وابسته به حرکت هاي دانشجويي باشد، ريشه در فعاليت هاي حزبي دارد. افرادي مانند جهانبخش خانجاني عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران، حسين دروديان عضو شوراي شهر تهران دوره اول، ميثم سعيدي نماينده مجلس ششم، علي باقري عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب، حسين بي غم عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب، علي تاجرنيا عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت، علي حاج کتابي از مديران جهاد دانشگاهي، داوود سليماني نماينده مجلس ششم و عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت، شمس الدين سياسي راد عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت، علي شکوري راد نماينده مجلس ششم و عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت، سعيد شريعتي عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت، شمس الدين وهابي نماينده مجلس ششم و عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت و رضا يوسفيان نماينده مجلس ششم را مي توان از اين دست دانست.
بنابراين آنچه که در اين نامه به چشم مي خورد، تمام بضاعت هواداران دوآتشه رييس جمهور دولت اصلاحات در ميان اعضاء سابق انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاست که حاضرند نام و امضاء خود را براي "سيد محمد خاتمي" هزينه نمايند.
اما نگاهي آماري به اين فهرست، راز فروپاشي شبکه دانشگاهي جبهه اصلاحات را آشکار مي کند.
اگر دوره فعاليت امضاکنندگان اين نامه در انجمن اسلامي دانشگاهها را بررسي کنيم، مشخص مي شود که:
137 نفر از امضاکنندگان اين نامه، فعالين انجمن اسلامي دانشجويان در سال هاي پيش از خرداد 76 هستند.
33 نفر از امضاکنندگان اين نامه، فعالين انجمن اسلامي دانشجويان در سال هاي 76 لغايت 80 (دوره اول رياست جمهوري خاتمي)هستند.
10 نفر از امضا کنندگان اين نامه، فعالين انجمن اسلامي دانشجويان پس از سال 80 (دوره دوم رياست جمهوري خاتمي و به بعد) هستند.
در واقع 73 درصد از امضاکنندگان نامه دعوت از خاتمي را فعالين ماقبل دوم خرداد يعني همان شبکه اي که در دانشگاهها فعال بود و توانست دانشگاهها را براي حمايت از خاتمي در سال 76 ترغيب نمايد.
اما آنچه از انتشار اين نامه آشکار مي شود، آن است که شبکه حاميان خاتمي در دانشگاهها نتوانسته است طي سالهاي پس از 76 خود را بازتوليد نمايد. شبکه حاميان خاتمي در دانشگاهها طي سال 76 تا 80 از 73 درصد به 18 درصد کاهش يافته و در عين حال، شبکه حاميان خاتمي در دانشگاهها طي سال هاي پس از 80 تا کمتر از 6 درصد نزول کرده است.
نبايد فراموش کرد که افت 67 درصدي هواداران خاتمي در دانشگاه ها از سال 76 تاکنون در شرايطي اتفاق افتاده است که جمعيت دانشجويي دانشگاههاي دولتي در سال 76 حداکثر 360 هزار نفر بوده، حال آنکه در سال تحصيلي اخير، بيش از 1،5 ميليون دانشجو در دانشگاههاي دولتي مشغول به تحصيل هستند. يعني در شرايطي که جمعيت دانشجويي کشور در دانشگاههاي دولتي بيش از 4 برابر افزايش را تجربه کرده است، هواداران خاتمي در ميان دانشجويان به ميزان 70 درصد کاهش يافته اند. (از 137 امضاکننده به 10 نفر کاهش يافته اند) که آشکارا از فروپاشي شبکه دانشگاهي اصلاحات حکايت دارد.
نکته ديگر آنکه، امضاکنندگان اين نامه به 30 دانشگاه کشور تعلق دارند. اگر متوسط زمان فعاليت انجمن هاي اسلامي در اين 30 دانشگاه را از ابتداي انقلاب تاکنون حدود 18 سال در نظر بگيريم و به طور متوسط در هر سال نيز 40 نفر را به عنوان اعضاء شوراي مرکزي و شوراي عمومي اين انجمن ها لحاظ کنیم، حداقل 21600 دانشجو طي اين دوران در انجمن هاي اسلامي دانشجويان 30 دانشگاه فعال بوده اند. اين در حالي است که شبکه دانشگاهي اصلاحات از اين جمعيت تنها توانسته 180 نفر را بسيج کند که البته جمع زيادي از آنها هم اعضاء مجاهدين انقلاب و حزب مشارکت هستند.
در واقع، حاميان خاتمي از همه مرتبطين خود در دانشگاهها کمتر از يک درصد را به منظور تلاش براي کانديداتوري مجدد خاتمي قانع کرده اند که اين هم شاهدي ديگر بر فروپاشي ارتباطات شبکه دانشگاهي اصلاحات است.
اينکه چرا "خاتمي و يارانش"، پايگاه دانشگاهي و دانشجويي خود را از دست داده اند، بحث مفصلی است که در اين مقال نمي گنجد و در فرصتي ديگر به تحليل علل شکاف عميق ايجاد شده ميان دانشگاهيان و "ياران خاتمي" خواهيم پرداخت.
همه مجاهدان فلسطين و همه مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بيدفاع غزهاند و
هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهيد است.
حال كه بنا به شرايطي نمي توان اسلحه بدست گرفت و رو در روي اين جانيان و گرگ صفتان ايستاد، همه آحاد امت اسلامي بايد هر كاري كه از دستشان بر مي آيد انجام دهند و از هيچ اقدامي كوتاهي نكنند.ما هم كه صاحب يك رسانه كوچك هستيم بايد در اين جبهه نيز سنگري بسازيم و از حقوق ملت مظلوم غزه دفاع كنيم . اگر چه شايد اينچنين بنظر برسد رسانه من و تو در مقابل ابر رسانه هاي دنيا چيزي بشمار نمي رود اما وقتي همه وبلاگ نويسان آزاده بر روي اين موضوع تاكيد و آن را محكوم نمايند شايد آنگاه بتوان به جنگ ابر رسانه هاي آنان رفت.
در همين راستا و در جهت لبيك به پيام رهبري انقلاب وبلاگ نسيم وصل بهمراه وبلاگ خواص وساير دوستان وبلاگ نويس اقدام به انجام جهاد مجازي مي نمايد كه از همه وبلاگ نويسان آزاده دعوت مي نمايد در اين جهاد مجازي شركت نمايند.
مرحله اول: حملات موشکی در جهاد مجازی
جهت ایجاد رعب و وحشت میان صهیونیستها آدرسهای زیر را که حاوی تصاویر عملیات شهادت طلبانه و موشکهای حماس می باشد را در متن ایمیل خود قرار داده و به ایمیلهای صهیونیستها ارسال فرمائید.
http://www.paltoday.com/arabic/News-32340.html
http://paltoday.com/arabic/uploads/General/081221082157osxp.jpg
http://paltoday.com/arabic/uploads/General/081221082157osxp.jpg
http://paltoday.com/arabic/uploads/General/081221082112ERvL.jpg
http://paltoday.com/arabic/uploads/General/081221082112gFFE.jpg
http://paltoday.com/arabic/uploads/General/081221082030ZndQ.jpg
http://paltoday.com/arabic/uploads/General/0812210818153Vao.jpg
http://paltoday.com/arabic/images/archive/12-04-2007_364701978.jpg
http://ar.qodsna.com/photos/kli157.jpg
http://www.irinn.ir/Default.aspx?TabID=36&aid=956
http://www.irinn.ir/Files/
ایمیل صهیونیستها:
feedback@knesset.gov.il (مجلس اسرائيل) eulmert@knesset.gov.il - (المرت نخست وزير اسرائيل)info@peres-center.org- (شيمون پرز)
accuracy@usatoday.com, ahramdaily@ahram.org.eg, apdigital@ap.org, archive-enquiries@newsint.co.uk, breakingnews@foxnews.com, contact@haaretz.co.il, editor@reuters.com, info@dpa.com, inquiries@un.org, Owner-Persian-htm@lists.bbc.co.uk, persian@dw-world.de, wamnews@eim.ae, webmaster@thedailyworld.com, pard@tx.technion.ac.il, gradsc@tx.technion.ac.il, studex@techunix.technion.ac.il, bmaster@weizmann.ac.il, info@naperville.il.us, askisp@isp.state.il.us, Work4Illinois@Illinois.Gov, corpmkg@iai.co.il, akrauss@kenes.com, eyal@export.gov.il, pzilberman@kenes.com, simonzhou1974@yahoo.com.cn, cwchong@cadence-tech.com.sg, sitefeedback@ci.champaign.il.us, info@congress.co.il, listserv@list.nih.gov, rfc-info@isi.edu, Majordomo@sunroof.eng.sun.com,info@pardes.org.il, pr1@hadassah.org.il
دانشجويان متحصن در فرودگاه مهرآباد تهران مبلغ يك ميليون دلار براي افرادي كه موفق به اعدام انقلابي حسني مبارك شوند، جايزه تعيين کردند.
به گزارش برنا، شب گذشته(شنبه) جنبش عدالتخواه دانشجويي به همراه ديگر دانشجويان متحصن در فرودگاه مهرآباد تهران اعلام کردند: افرادي كه در هر گوشه دنيا موفق به اعدام انقلابي حسني مبارك اين تروريست بينالمللي شوند، يک ميليون دلار جايزه مي گيرند.
دانشجويان متحصن در حالي که ديشب و در هواي سرد زمستاني فرودگاه مهرآباد جمع شده بودند، تاکيد کردند که در پي ادامه روند بسته نگاه داشتن گذرگاه رفح اعدام حسني مبارک يک اقدام انقلابي است که کشتن آن جايزه دارد.
اين هشتمين شبي بود که دانشجويان در سراسر کشور با تجمع وتحصن هاي مکرر خواستار توجه به مطالبات دانشجويان در حمايت از مردم مظلوم غزه و مبارزه با رژيم غاصب اسرائيل هستند.
يك عضو شورای مرکزی حزب كارگزاران با بيان اينكه ميرحسين موسوي از موضع كانديداتوري اعلام حضور نكرده است، اظهار داشت: بحث ها پيرامون حضور ميرحسين موسوي زياد است ولي اين به معناي كانديداتوري وي نيست.
يدالله طاهرنژاد در گفتگو با رجانيوز، در پاسخ به اینکه آیا خاتمی منتظر تصمیم نهایی میرحسین برای کاندیداتوری است، با رد این مطلب گفت: ميرحسين موسوي نسبت به دوره هاي گذشته انتخابات رياست جمهوري قوي تر اعلام حضور كرده اما اين به معناي كانديداتوري نيست.
قائم مقام كميته تشكيلات حزب كارگزاران در پاسخ به اين سؤال كه آيا احتمال حضور ميرحسين موسوي به همراه خاتمي وجود دارد، اظهار داشت: تصور نمي كنم چنين چيزي صورت گيرد چراكه سياست اصلي بر ائتلاف است.
طاهرنژاد با با بيان اينكه موضع كارگزاران در رابطه با انتخابات رياست جمهوري اعلام شده است، افزود: سياست كارگزاران اين است كه از كانديداي واحد حمايت كند و در اين راه تلاش مي كنيم تا به ائتلاف با ساير گروه ها دست يابيم.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا در صورت حضور ميرحسين موسوي جبهه مشاركت، سازمان مجاهدين و كارگزاران از وي حمايت خواهند كرد يا خير، اظهار داشت: هدف ما رسيدن به كانديداي واحد است ولي در اين مورد هنوز تصميمي صورت نگرفته است.
عضو شوراي مركزي خانه احزاب ايران در بخش ديگري از سخنانش در خصوص جنايات صهيونيست ها درغزه گفت: پنجشنبه همايش در خانه احزاب پيرامون همين موضوع داشتيم و مسائل پيرامون آن را مورد بحث و بررسي قرار داديم.
وي تأكيد كرد: مقاومت مردم غزه فصل جديدي را در مبارزات مردم فلسطين براي رهاسازي فلسطين باز كرده است و اين نشان مي دهد كه تحولات جديدي در حال رخ دادن است.
وي با بيان اينكه جهت گيري ملت هاي دنيا به نفع مردم غزه است، اظهار داشت: امروزه با حمايت مردم دنيا شاهد انفعال صهيونيست ها هستيم كه اين انفعال در آينده بيشتر خواهد شد.
وي با متهم كردن دولت هاي عربي در قضيه غزه، آنها را شريك اين جنايت دانست و ادامه داد: دولت هاي عربي بايد در پيشگاه تاريخ پاسخگو باشند و امروز اين سكوت آنها به معناي حمايت از اسرائيل است.
طاهرنژاد همچنين درخصوص چاپ بيانيه دفتر تحكيم وحدت در روزنامه كارگزاران كه در آن حماس را مسئول اصلي جنايات غزه معرفي كرده و آنها را تروريست خوانده بود، گفت: در اين مورد اشتباهي صورت گرفت كه هم دبير كل حزب و هم مديرمسئول پيرامون آن توضيح دادند چراكه آن بخش از بيانيه، قرار نبود چاپ شود.
وي با بيان اينكه اين اشتباه از سوي دفتر فني روزنامه صورت گرفت، اظهار داشت: آن بخش از بيانيه خط خورده بود ولي دفتر فني به اشتباه آن را هم چاپ كرد.
اين عضو شوراي مركزي كارگزاران با محكوم كردن دفتر تحكيم وحدت در زمینه تروريست خواندن حماس گفت: موضع كارگزاران در اين خصوص كاملاً روشن است و آن را قبول نداريم.
وي در پايان افزود: چنين القابي در شأن حماس نيست و اين چيزي است كه بارها از سوي اعضاي حزب بيان شده و در روزنامه هم چاپ شده است.
پروفسور مؤسس دانشکده ارتباطات دانشگاه امریکن دی.سی واشنگتن تأکید کرد: در طول 30 سال پس از انقلاب، هیچگاه دیپلماسی فعالی مانند وضع فعلی نداشته ایم. ایران امروز در دستور روز دنیا قرار دارد و به صورت یک قدرت منطقه ای جلوه می کند.

به گزارش رجانیوز، پروفسور سید حمید مولانا در گفتگو با برنامه تلویزیونی "سپهر سیاست"، سیاست خارجی جمهوری اسلامی را "نه شرقی، نه غربی" و بر مبنای حفظ منافع ملی و امتی مسلمانان و همدردی و حمایت از کشورهای ستمدیده و مستضعف دانست و افزود: حول و حوش این سیاست، دولت نهم اقدامات مهمی انجام داده است. مسئله انرژی هسته ای بسیار مهم بود و حقوق ما ایرانیان حفظ شد. در مجامع بین المللی نیز حضور داشتیم و سعی کردیم با کشورهای جهان سوم و به ویژه جهان اسلام ارتباط بهتری داشته باشیم.
وی همچنین تأکید کرد: در طول 30 سال پس از انقلاب، هیچگاه دیپلماسی فعالی مانند وضع فعلی نداشته ایم. ایران امروز در دستور روز دنیا قرار دارد و به صورت یک قدرت منطقه ای جلوه می کند.
مشاور رئیس جمهور درخصوص دستاوردهای تقویت دیپلماسی عمومی توسط دولت نهم اظهار داشت: در دنیای اطلاعات و ارتباطات به سر می بریم که مردم با سیاستمداران تماس مستقیم ندارند. بنابراین، رسانه ها و مجامع بین المللی، وسایلی برای رساندن پیام و توجیه سیاست ها است.
وی خاطرنشان کرد: در این مسیر البته ملاقات با سران کشورهای خارجی که دیپلماسی قدیمی است هم ادامه دارد، ولی ما حتی فراسوی سیاست های رسانه ای و دیپلماسی عمومی حرکت کرده و نه تنها از آن رسانه ها و رسانه های خود استفاده می کنیم، بلکه با استفاده از نشست ها و تماس با نخبگان و گروه های مختلف سبک جدیدی از دیپلماسی طی 3.5 سال اخیر توسط احمدی نژاد جلوه پیدا کرده و اکنون حتی مخالفان سیاست های وی نیز اذعان دارند که ایران یک قدرت بزرگ منطقه ای است.
این استاد دانشگاه با تأیید اینکه 2 عنصر اصلی در سیاست خارجی، رسانه و حضور مؤثر رسانه در جامعه بین المللی است، ادامه داد: دکتر احمدی نژاد نه تنها در سازمان ملل حضور یافت، بلکه به دانشگاه کلمبیا نیز رفت و دیدار و تماس با دانشجویان، هواداران صلح، پیشوایان ادیان مختلف و مردم را نیز مورد توجه قرار داد تا در اثر این تماس های چهره به چهره، پیام خود را به دنیا برساند.
وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر بازتعریف ارتباطات دیپلماتیک در قرن جامعه اطلاعاتی اضافه کرد: بازیگران بین المللی مانند شرکتهای فراملیتی و ملتهای مختلف بیش از دولت ها هستند. بنابراین، برعکس دیپلماسی سنتی رایج در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، باید دیپلماسی جدیدی حتی فراتر از دیپلماسی عمومی داشته باشیم.
مولانا درخصوص یکی از گفته های خود با این مضمون که "احمدی نژاد خود یک رسانه است"، توضیح داد: همه، توانایی رسانه شدن را داریم. رسانه دیگر فقط رادیو، تلویزیون، روزنامه و اینترنت نیست، بلکه هر وسیله انتقال پیام اعم از زبان و فرهنگ و... است. اگر کسی بتواند مستقیماً گروه بزرگی را مخاطب قرار دهد و پیام خود را به آنها برساند، آن شخص یا گروه یا سازمان نقش رسانه را دارد. در مقابل، چه بسا رسانه هایی که نمی توانند، پیام را انتقال دهند.
وی با ذکر نمونه ای از این رسانه ها افزود: 3 ماه از محاصره غزه گذشت اما رسانه ها در سطح بین المللی کار رسانه ای در این زمینه انجام نداده اند و فقط در چند روز گذشته مجبور شدند برخی اخبار را پوشش دهند. بنابراین، این دست ماست که خود را به سطح رسانه واقعی رسانیم.
این استاد دانشگاه در پاسخ به سؤالی درباره رابطه این نوع دیپلماسی با قدرت نرم اظهار داشت: قدرت سخت یعنی قدرت نفت، جغرافیایی، آب و هوا، معادن و جمعیت، اما قدرت نرم یعنی اعتقادات، دین، مقاومت و ایستادگی.
وی با تأکید بر اینکه "ما از انقلاب اسلامی ایران قدرت نرم را به ارمغان بردیم"، گفت: حزب، ارتش و چریک هایی نبودند که در انقلاب ما وارد جنگ شوند.
مشاور رئیس جمهور در ادامه تصریح کرد: همان باورهای اعتقادی، امروز نیز فلسطینیان را به مقاومت در برابر بمباران واداشته است. آنها تسلیحات قابل توجهی ندارند اما ایمان دارند و می خواهند کشور خود را نجات دهند. قدرت اول ایمان است و بعد اراده.
وی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر میزان بهره گیری دولت از ظرفیت های بالقوه و بالفعل قدرت نرم، گفت: در انرژی هسته ای قدرت سخت افزار هم داشتیم و می خواستیم زیرساخت های انرژی را توسعه و ترقی دهیم اما به موازات آن نخواستیم، بمب و تسلیحات اتمی درست کنیم.
این استاد دانشگاه افزود: با هر قدرت سخت، یک قدرت نرم همراه است. قدرت نرم یعنی دانش آن، مثلاً نفت قدرت سخت است اما دانش تصفیه آن قدرت نرم می باشد.
وی با بیان اینکه برنامه هسته ای در حال بالا بردن دانش ماست، اظهار داشت: بنابراین، ما از سوی کسانی که دوست ندارند، به آنجا برسیم، تحت فشار بوده و هستیم.
مولانا تصریح کرد: پویایی و اعتقادات بود که انقلاب را به وجود آورد وگرنه خیلی ها نفت، پول، آب و هواو سرزمین خوب دارند.
وی درخصوص الگوی ارتباطات انسانی در دولت نهم، انجام 50 سفر استانی و دیده شدن تمام استانها، گفت: من هم مانند شما و مردم دیگر راجع به این سفرها خوانده و شنیده بودم اما 3 هفته قبل، از نزدیک با دولت به آذربایجان شرقی رفتم.
مؤسس دانشکده ارتباطات دانشگاه امریکن. دی .سی با جالب توصیف کردن مشاهدات خود در این سفر ادامه داد: چیزهایی دیدم که شما از دور و در تهران نمی توانید، آنها را ببینید. این سفرها بیش از یک سفر معمولی است.
وی با تأکید بر اینکه قضاوتش براساس مبانی علمی و در مقایسه با فعالیت های دولت های قبل است، خاطرنشان کرد: چیزی مشابه این سفرها در غرب وجود ندارد. اوایل قرن نوزدهم که جمعیت امریکا 3 میلیون نفر بود، گاهی در استانها جلساتی داشتیم. در اروپا نیز الآن فقط شورای شهر در شهرها وجود دارد.
مشاور رئیس جمهور اضافه کرد: از زمان قاجار، تمام بوروکراسی اداری در تهران متمرکز شد و دولت های قبلی نتوانستند، آن را بشکنند.
وی با بیان اینکه "احمدی نژاد، مرکزیت قدرت را از تهران به استانهای مختلف برد و به آنها امید مشارکت داد"، افزود: این، دیگر فقط یک تئوری نیست، بلکه تمام بوروکراسی و دیوان سالاری ایران با این سفرها شکسته شده است.
مولانا در ادامه گفت: سابقاً در شهرستانها اجرای مصوبات استانی 2، 3 سال طول می کشید، اما اکنون این زمان 2، 3 ماه شده است که این پیشرفت بزرگی است.
وی با تأکید بر اینکه "ممکن است همه چیز اجرا نشود ولی زمان را به صورت پراکتیکال و عملی جلوی همه مجسم می کند"، اظهار داشت: آنچه برایم خیلی مهم بود، از فرودگاه تبریز تا استادیوم 15 دقیقه بیشتر راه نیست ولی این مسیر 3.5 ساعت طول کشید.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه استقبال کنندگان هم از کسانی نبودند که آنها را به صف کرده باشند تا هورا بکشند. من خودم تبریز به دنیا آمده ام، ترکی حرف می زنم و مردم را می شناسم. در اروپا مقاماتی که سفری می روند، تعداد نیروهای امنیتی بیش از مردم است. اما در تبریز که ما در فرودگاه نشستیم، اصلاً مأمور امنیتی نمی دیدی. در این مسافرت ها شاهد تکوین یک مردمسالاری در سطح مردمی هستیم. هیأت وزیران جلسات استانی دارد اما برعکس آنچه تصور می شود، فقط وزیران در این جلسه حضور ندارند، نماینده رهبری، نمایندگان مجلس، معاونان استاندار، مدیران کل و برخی مدیران بانکها کثرت گرایی جالبی را شکل می دهند.
وی با "بیان اینکه در جلسه هیأت وزیران که شرکت کردم، 6.5 ساعت طول کشید و دکتر احمدی نژاد جلسه را اداره می کرد"، قوه مقننه و مجریه با هم در سطح استانی کار می کنند و در یک نظام، وحدت جامعه و دولت خیلی مهم است.
مولانا تأکید کرد: در ایران سال ها وحدت جامعه و دولت نداشتیم و هرکدام به یک طرف رفته بودند. الآن این وحدت ایجاد شده است. در غرب گاهی "دولت های خوب" داریم اما "جوامع مطلوب" نداریم. در مفهوم امت اسلامی، یک نظام اسلامی می شود و جامعه که خود یک دولت است.
وی با اشاره به اینکه در جریان دگرگونی بین المللی، دیگر دولت ها همه کاره نیستند، بلکه ملتها مؤثرند، گفت:
مشاور رئیس جمهور در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه "الگوی ارتباطی سفرهای استانی را ترسیم کردید که نتایجی در حوزه داخلی دارد اما این در سیاست خارجی هم تأثیر دارد"، اضافه کرد: امروز سران دولت هایی که فقط با سران دولت های دیگر صحبت می کنند، بازنده هستند. 80 درصد وقت دکتر احمدی نژاد 4.5 روزه به نیویورک با سران دولتها نگذشت، بلکه با ملت ها، نمایندگان افکار عمومی و دانشجویان بود. سال ها در حوزه اروپا و قسمتی از آسیا فعالیت داشتیم، در 3 سال گذشته، دیپلماسی ما فراتر از این 2 قاره رفته و در امریکای لاتین و افریقا نیز فعالیتهای زیادی می کنیم. همین که در امریکا اینقدر محبوب هستیم، حکایت از دیپلماسی فعال ایران دارد.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: بگذارید ساده بگویم. همه وقتی لغت "دموکراسی" می آید، خوششان می آید. خیال می کنند، روش مطلوب است. چرا؟ چون با مردم سرکار دارد. خیلی از کشورها ادعای دموکراسی دارند اما رعایت نمی کنند. در سطح بین المللی، با 200 ملت مختلف سر و کار دارید. دیگر دموکراسی وجود ندارد، چون همه با هم مساوی نیستند.
مولانا دموکراسی احمدی نژاد را متکی بر دموکراسی بین الملل خواند و گفت: این دیگر دولت ها نیستند، بلکه مردم هستند. مسائل سیاسی- نظامی و اقتصادی همیشه از تاریخ باستان تا قرون وسطی بوده است، اما آنچه در روابط بین الملل است، این بود که فرهنگ، دین و خانواده مهم هستند. قبلاً اصلاً اینها مطرح نبود اما الآن هیچ رئیس دولتی نیست که راجع به این مسائل صحبت نکند.
به وی گفته شد، یکی از مفاهیمی که برای اولین بار توسط دکتر احمدی نژاد در جوامع بین المللی مطرح شد، مفهوم عدالتخواهی بود و این استاد دانشگاه ضمن تأیید این مطلب افزود: دانشجویانی که رشته روابط بین الملل را خوانده اند، می دانند که این رشته با یک تاریخ 100 ساله، همیشه با قدرت و امنیت همراه بوده است. موضوع عدالت، هیچ وقت در تئوری ها مطرح نبود، چون می خواستند قدرت و امنیت ایجاد کنند، به عدالت اعتقاد نداشتند.
استاد با سابقه ارتباطات خاطرنشان کرد: باید خوشحال باشیم از اینکه رئیس جمهور ما تنها کسی است که در تاریخ معاصر، مفهوم عدالت را وارد تئوری ها و روابط بین المللی کرده است، اگرچه اکنون فقط درباره آن صحبت می کنیم و ممکن است عملی نباشد اما باید موضوع را در دستور روز قرار داد.
وی درخصوص توجه دولت نهم به کشورهای آسیایی و شرق و میزان تأثیر آن در کاهش وابستگی به غرب تأثیر نیز گفت: از قاجار تا انقلاب اسلامی همیشه اروپا محور بوده است. پاریس، رم، لندن. از انقلاب اسلامی به بعد سعی کردیم، به مسلمانان بپردازیم. به ویژه در مسافرتهای دکتر احمدی نژاد که از حیث دیپلماسی بالاترین ارزش را دارد به قاره های دیگر توجه نشان دادیم. آسیای شرقی اقیانوسیه و آفریقا.
مشاور رئیس جمهور اظهار داشت: این سرمایه بزرگی است که در 4 سال گذشته بدست آوردیم. 4 سال قبل، ایران به طور امروزی مطرح نبود. ایران در ردیف 25 و 26 دستور کار کلینتون در کاخ سفید بود، الآن به ردیف 4 و 5 منتقل شده است.
وی، این تغییر را نتیجه قدرت نرم و قاطعیت بالا دانست و تصریح کرد: امروز به جای متهم در جایگاه مدعی هستیم و به تمدن خود اطمینان داریم و افتخار می کنیم. دیگر قرن نوزدهم نیست، مردم دنیا به ایران نگاه می کنند.
مولانا درخصوص شخص احمدی نژاد هم گفت: البته ما به احمدی نژاد تکیه نداریم، اگر کس دیگری هم این کارها را می کرد، نسبت به او نیز همین نوع نگاه را داشتیم.
وی تأکید کرد: احمدی نژاد قاطعانه جلوی ظلم غرب ایستاده که این قدم بزرگی است. مردم دنیا به ایران محترمانه نگاه می کنند و ایران در دستور روز قرار دارد.
این استاد دانشگاه های امریکا با اشاره به اینکه اوباما 3 هفته دیگر قدرت را در امریکا دست می گیرد، ادامه داد: اوباما بدون شک باید درباره ایران مطالعه کند و تمام اینها نشان نقش مهم ما در جهان است.
وی از انتشار گزارش جالبی در امریکا خبر داد که در آن، از ایران به عنوان یکی از قدرت های بزرگ یاد شده است.
مولانا خاطرنشان کرد: البته این را نمی گویند تا نتیجه بگیرند، ایران ما را تحت فشار قرار داده است، بلکه می گویند این ایران، با ایران 30، 40 و 400 سال قبل فرق دارد.
وی ضمن اظهار امیدواری نسبت به روی کارآمدن اوباما در امریکا درخصوص جلوگیری از گسترده شدن جنایات رژیم صهیونیستی اضافه کرد: مردم امریکا هم امیدوارند. اوباما قول هایی برای "تغییر" داده و انتخاب شده است و اگر این تغییرها را مردم نبینند، اولین نارضایتی ها و عصیان ها از داخل امریکا شکل می گیرد.
این استاد دانشگاه های امریکا، تأکید کرد: بوش، امریکا را به ذلت، بی احترامی و قدرت کم رساند. اوباما باید این استراتژی را عوض کند وگرنه با همان رفتار، پیشرفت زیادی نخواهد کرد. بوش 8 سال فکر کرد، ایران یک مشکل است. امیدوارم اوباما فکر کند، ایران مهم است. همین قدر فرق کافی است که رفتار دیگری با ایران داشته باشد.
وی ارزیابی خود از عملکرد رسانه های غربی در قبال جنایات رژیم صهیونیستی را شرم آور توصیف کرد و گفت: 3 ماه است که غزه در محاصره غذایی و است. اما شبکه های بی.بی.سی، سی.ان.ان، فرانس 24 و... همه سکوت کردند.
مولانا با مقایسه پوشش رسانه ای حمله به دو هتل و یک مرکز یهودی در بمبئی با 179 نفر کشته و کشتار 345 نفر از مردم بی دفاع غزه ظرف کمتر از 24 ساعت گفت: حمله به هتل ها در بمئی کار خیلی بدی بود اما همه تلویزیونها این گزارش را کردند.
وی ادامه داد: از اینجا می فهمیم، رسانه ها به تنهایی عمل نمی کنند، بلکه قدرت های بزرگ سیاسی و اقتصادی که پشت آنها هستند و عمدتاً هم بی طرف نیستند، سیاست هایی دارند و این رسانه ها، چیزهایی را پوشش می دهند که مشتریان را راضی کند و اصحاب رسانه سود زیادی ببرند، لذا دیپلماسی سنتی و جامع باید خیلی قوی باشد و باید خود را از جنبه رسانه ای و معنوی آماده کنیم.
روزنامه همشهري امارات كه چندي است، تغييرات بنيادي در مديران و پرسنل آن روی داده است، قرارداد تبلیغاتی با یک شركت
لسآنجلسي منعقد کرده است.
به گزارش رجانیوز، مديريت شركت سون مديا با "بابك توسلي" مجري مجله لسآنجلسي سون است که همشهری امارات با خلع يد ناگهاني از سردبير و شركت قبلي طرف قرارداد ، قرارداد انحصاري بلند مدتي باشركت سون امضا کرده است.
همشهري با هدف جذب تبليغات غيرقانوني فروش مسكن در دبي، تبليغ تمام صفحه خود را در مجله لسآنجلسي Seven در كنار تصاوير نيمه برهنه خوانندگان زن عرب و ويژگي هاي آخرين آلبوم مايكل جكسون قرارداده است.
هم اكنون شركت لس آنجلسي سون كه منابع مالي خود را از فعاليت هاي فرهنگي غير اخلاقي در خارج از كشور تأمين مي كند، نماينده انحصاري مؤسسه همشهري در امارات عربي متحده است. در حال حاضر، مدير مجله فوق شخصاً و به صورت روزانه، مأموریت ترخیص روزنامه همشهري را از فرودگاه دبي برعهده دارد.
"همشهري امارات " و "دنياي اقتصاد" دو روزنامه ايراني هستند كه به دور از چشم هيأت نظارت بر مطبوعات و بدون داشتن هر گونه مجوز انتشار از وزارت ارشاد ايران در چاپخانه روزنامه رسالت در تهران چاپ و با صرف هزينه هاي فوق العاده با خط پروازي هواپيمایي امارات به صورت روزانه براي مدير شركت لس آنجلسيseven
شهرداري تهران تا كنون تلاش كرده است، با تدابیری مانع از برخورد هيأت نظارت بر مطبوعات با انتشار اين روزنامه شود.
همچنین به نظر مي رسد تغيير آرايش روزنامه همشهري در خارج از كشور با مقاصد خاص و اعطاء نمايندگي انحصاري به عوامل لسآنجلسي شركت سون در دبي، بدون اطلاع و مجوز اعضاي شوراي اسلامي شهر تهران صورت گرفته است.
علی رغم وجود مستندات، رجانیوز از انتشار تصاویر بیشتر به دلیل محتوای غیراخلاقی آن معذور است.
عليرضا قزوه :
آقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن
که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون!
خوابگزاران اعظم
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام
که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه
می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل
که با ساطور
سیصد و شصت و پنج تکه شد
طیف غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت علامه، همزمان با کشتار مردم بی دفاع غزه در اطلاعیه ای، به حماس و مقاومت فلسطین حمله کرد و به متهم کردن این جنبش مقاومت به فعالیت تروریستی پرداخت.
به گزارش رجانیوز، این طیف غیرقانونی در اطلاعیه خود، تلاش کرده است کشتار مردم بی دفاع را نتیجه طبیعی عملکرد حماس القا کند: خون خون می آورد و خشونت خشونت؛ و این چرخه ی باطل همچمنان مرگ می آفریند. بیش از نیم قرن تجربه ی خونبار در سرزمین های فلسطینی ثابت کرده که چرخه باطل جنگ و ترور و خشونت هیچ سرانجامی جز تباهی بیشتر و ویرانی فزون تر ندارد. عاملین و محرکان فاجعه ی انسانی امروز در غزه دولت هایی هستند که با تجهیز طرفین به موشک، راکت، بمب و مهمات می پردازند و رخصتی برای ایجاد اندک فضایی جهت گفتگو و مصالحه و قطع این وضعیت نکبت بار نمی دهند. آیا تندتر کردن آتش منازعات از جیب ملت هایی نظیر ایران و بر هم زدن معادلات به ضرر هر نوع ثبات و آرامش در مناطق بحران زده ی فلسطین نتیجه ای جز فاجعه ی غزه می توانست داشته باشد؟
اما در حالی که حتی سازمان های بی خاصیت بین المللی مانند شورای امنیت نیز از اسرائیل تقاضا کرده اند، حملات خود را به غزه متوقف کند، این طیف غیرقانونی که نقش وکیل مدافع وطنی صهیونیست ها را برعهده دارد، افزوده است: جنایات امروز اسرائیل در غزه به شدت محکوم است اما به همان اندازه، پناه گرفتن گروه های تروریستی در کودکستان ها و بیمارستان ها جهت حمله به طرف مقابل که موجبات بمباران و مرگ بیشتر کودکان و غیرنظامیان را فراهم آورده نیز محکوم و حرکتی ضدبشری است.
گفتنی است اغلب سران این طیف غیرقانونی در حال حاضر به کشورهای بیگانه پناهنده شده و افرادی مانند علی افشاری و اکبر عطری به تبلیغ علیه جمهوری اسلامی در رسانه های ضدانقلاب مانند صدای امریکا می پردازند.
تعداد 40 نفر از دانشجويان متحصن در مقابل دفتر حفاظت از منافع مصر با استفاده از غافلگيري نيروي انتظامي وارد باغ قلهک و سفارت انگليس شدند.

نيروي انتظامي هم اکنون به شدت در خيابان شريعتي و مقابل سفارت انگليس مستقر شده اند و اجازه ورود ديگر دانشجويان را نمي دهند.
يکي از دانشجوياني که وارد سفارت انگلستان شده و هم اينک در آنجا مستقر است،
وي افزود: شيشه هاي خانه سفير انگليس در باغ قلهک شکسته شده و دانشجويان قصد دارند اطلاعيه هاي خود را در بخشهاي ديگر سفارت اصلي انگلستان در تهران پخش کنند.

وي همچنين گفت: کسي را در باغ قلهک نديده ايم و احتمالا اينجا تخليه شده است.همچنين پرچم فلسطين را به جاي پرچم بريتانيا در باغ قلهک برافراشته ايم.
اين دانشجو در پايان گفت: هم اکنون به شدت چند سرباز که وارد باغ شده اند با دانشجويان درگيرند.
تکميلي:
حدود ساعت 22 سه شنبه شب، دانشجويان پس از قرائت زيارت عاشورا و برافراشتن پرچم فلسطين به جاي پرچم بريتانيا، به آرامي و بدون درگيري با پليس و با وساطت رئیس سازمان بسیج دانشجویی باغ قلهک را ترک کردند.
دانشجويان تسخيرکننده به همراه ديگر دانشجوياني که پشت در باغ قلهک تجمع کرده بودند، به سمت دفتر حافظ منافع مصر حرکت کردند.
این دانشجویان که از گستاخی وزیر امور خارجه مصر نسبت به رهبر معظم انقلاب اسلامی آگاه شده بودند، ضمن تأکید بر اولتیماتوم 24 ساعته به دولت مصر برای عذرخواهی تصریح کردند تا تعطیلی دفتر حافظ منافع مصر به تحصن خود ادامه خواهند داد.
اما درگیری نیروی انتظامی با دانشجویان در این تجمع نیز ادامه یافت تا طی روزهای اخیر ناجا شدیدترین برخوردها را با دانشجویان اصولگرایی که در دفاع از مردم بی دفاع غزه به سیاست های حامیان صهیونیست، معترض هستند، به نمایش گذاشته باشد.
اگرچه فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ تأکید کرد نیروی انتظامی با دانشجویان همدرد است اما در حفاظت از سفارتخانه ناچار به انجام وظیفه.
حاج بخشی را همه با شعار "ماشاء الله حزب الله" و تویوتای پر از ترکش می شناسند. پیرمردی که اکنون در ICU بیمارستان بستری
است، روایت زیر از شهید آوینی در سلسله برنامه های روایت فتح درباره این پیر جبهه هاست:
تربت پاك خوزستان، پوشيده از شقايقهاي سرخ، بار ديگر ميزبان قدوم مباركي است كه راه تاريخ را به سوي نور ميگشايند و اين شقايقهاي سرخ نيز كه تو گويي با خون آبياري شدهاند، بر همان پيماني شهادت ميدهند كه حزب الله را بدين خطه كشانده است؛ همان پيماني كه رجالي از مؤمنين با حق بستهاند و در همهي طول تاريخ بر آن پايمردي ورزيدهاند.
تربت پاك خوزستان، پوشيده از شقايقهاي سرخ، بار ديگر ميزبان قدوم مباركي است كه راه تاريخ را به سوي نور ميگشايند: حزب الله؛ مرداني كه تندباد عواصف آنان را نميلرزاند، از جنگ خسته نميشوند، ترسي به دل راه نميدهند، بر خدا توكل ميكنند و عاقبت نيز از آن متقين است.
اسوهي حزب ابوالفضل العباس (ع) است و درس وفاداري را از او آموختهاند. وقتي با اين جوانان سخن از عباس ميگويي، در دل خود جراحتي هزار و چند صد ساله را باز مييابند كه هنوز به خون تازه آغشته است؛ جراحت كربلا را ميگويم.
اكنون وعدهي خداوند تحقق يافته است و قومي را مبعوث ساخته كه محبوب او هستند و او نيز محبوب آنهاست و چه چيزي خوشتر از ملامتي كه در راه محبوب كشند؟ آماده شو برادر، جراحت كربلا هنوز هم تازه است و تا آن خونخواه مقتول كربلا نيايد، اين جراحت التيام نميپذيرد.
غروب سر رسيده است و تا شب، تا پايان انتظار، فاصلهاي نيست. گوش كن! صداي تپش مشتاقانهي قلبهايشان را ميشنوي؟ برادران، اين قلب تاريخ است كه در سينهي شما ميتپد.
حزب الله اهل ولايت است و اهل ولايت بودن دشوار است؛ پايمردي ميخواهد و وفاداري. تربت پاك خوزستان، پوشيده از شقايقهاي سرخ، بار ديگر ميزبان قدوم مباركي است كه راه تاريخ را به سوي نور ميگشايند و اين شقايقهاي سرخ نيز كه تو گويي با خون آبياري شدهاند، بر همان پيماني شهادت ميدهند كه حزب الله را بدين خطه كشانده است؛ همان پيماني كه رجالي از مؤمنين با حق بستهاند و در همهي طول تاريخ بر آن پايمردي ورزيدهاند. اكنون وعدهي خداوند تحقق يافته است و قومي را مبعوث ساخته كه محبوب او هستند و او نيز محبوب آنهاست، و چه چيزي خوشتر از ملامتي كه در راه محبوب كشند؟
امشب، سكوت شب رازدار دعاهايي است كه تا عرش صعود مييابند و زمين را به آسمان متصل ميكنند. اي نخلها، اي رود، اي نسيم، اي آنان كه با نظام تسبيحيِ عالم وجود در پيونديد، با ما كه اين پيوند نداريم بگوييد كه تقدير چيست و قضاي الهي بر چه گذشته است.
هزارها سال از هبوط انسان ميگذرد و در اين پهنهي تاريخ كه صحنهي گذار از باطل به سوي حق است چه ظلمها كه نرفته است و چه خونهاي مطهر كه بر زمين نريخته است! پروردگارا، تو در جواب فرشتگان فرمودي: «اني اعلم ما لا تعلمون- من چيزي ميدانم كه شما نميدانيد.»(١) پروردگارا، چگونه تو را شكر گوييم كه ما را در اين عصر كه پهنهي تفسير اين آيت رباني است به گذرگاه زمان كشاندهاي؟
شور و اشتياق بچهها قابل توصيف نيست. آنان با آنچنان شوق و شوري به صحنههاي مقدم نبرد ميشتابند كه تو گويي نه ظاهر، كه باطن را ميبينند؛ اگرنه، ظاهر جنگ كه زيبا نيست. آنها دل به حق خوش دارند و چهرههاي شادابشان حكايت از عمق آگاهيشان دارد.
آنان زمان خود را بهخوبي ميشناسند و رسالت خود را بهروشني دريافتهاند. آنها بچههاي محلههاي من و تو هستند؛ همانها كه در مسجد و بازار و اينجا و آنجا ميبيني. آن يكي كاسب بازار است، ديگري دانشجوست و اين سومي، روستايي پاكطينتي كه با خود طبيعت را، صداي آب روان را، نسيم پاك كوهستانها را در بقچهاي بسته است و ميآورد.
در آن سوي فاو، در مقر فرماندهي بعثيها، به حاج بخشي بر خورديم؛ چهرهي آشناي حزب الله تهران. هر كس سرزندگي و بذلهگويي و آن چهرهي شاداب او را ميديد باور نميكرد كه دو ساعت پيش فرزندش شهيد شده باشد. اما حقيقت همين بود. هنگامي كه ما به حاج بخشي بر خورديم دو ساعتي بيش از شهادت فرزندش نميگذشت. او حاضر نشده بود كه به همراه پيكر فرزند شهيدش جبههي نبرد را، ولو براي چند روز، ترك گويد. ما آخرين بار كه او را ديده بوديم در تهران بود، هنگامي كه كاروان نخستين «راهيان كربلا» عازم جبههي نبرد بودند. هر جا كه حزب الله تهران هست او نيز همان جاست و علمداري ميكند.
حزب الله از متن امت خوب ما برخاستهاند و در دل مردم جاي دارند. آنها يادآور وعدههاي قرآن و روايات هستند و تو گويي همهي تاريخ منتظر قدوم آنها بوده است. به اين چشمان اشكآلوده بنگريد؛ اين اشكها نشان ميدهد كه جراحت كربلا بعد از هزار و چند صد سال هنوز بر دلهاي ما تازه است. خداوند حزب الله را براي خونخواهي حسين(ع) و باز كردن راه كربلا برانگيخته است.
حاج بخشي با يك گوني شكلات و دريايي از سرور به سوي خط ميرفت تا بين بچهها شادي و شكلات پخش كند. او مرتباً ميگفت اينجا خانهي خودمان است و همه ميدانستند كه او نظر به كشورگشايي ندارد، بلكه ميخواهد از سر طنز جوابي به صدام داده باشد. و بهراستي چه كسي ميتواند باور كند كه در اين لحظات، دو ساعتي بيش از شهادت فرزند او نميگذرد و با اينهمه، او هنوز هم روحيهي طنزآميز خود را حفظ كرده است؟ چگونه ميتوان اينهمه را جز با معجزهي ايمان تفسير كرد؟
همهي بچهها او را همچون پدري مهربان دوست ميدارند و شايد او نيز در هر يك از اين جوانان نشاني از فرزند شهيد خود ميبيند. و يا نه، اصلاً اين حرفها زاييدهي تخيلات ماست و او آنچنان به حق پيوسته است كه شهيدان را مُرده نميپندارد... خدا ميداند.
عمو حسن نيز به همراه حاج بخشي به راه افتاده بود. در كنار خط، بچهها ساعت فراغتي يافته بودند و استراحت ميكردند، هر چند آتش دشمن به راه بود و لحظهاي قطع نميشد. حاج بخشي به يكايك سنگرهايي كه بچهها با دست در خاك كنده بودند سر ميزد و شادي و شكلات پخش ميكرد و دعا ميكرد كه خداوند اين بچهها را حفظ كند. عمو حسن نيز دربارهي اسراي عراقي حرف ميزد و تعريف ميكرد كه چگونه اسرا از رفتار بچهها شگفتزده شده بودند.
همه چيز ساده و صميمي در جريان بود و اگر چشمي ناآشنا به اين صحنهها مينگريست، ميپنداشت كه قافلهي مرگ هزارها سال از اين بچهها فاصله گرفته است، يا اگر زباني ناآشنا ميخواست به توصيف حالات اين بچهها بپردازد ميگفت: آنها مرگ را به بازي گرفتهاند. اما نه، ما كه آنها را ميشناختيم، ميدانستيم كه اينچنين نيست.
هر بار كه حاج بخشي جواني را در بغل ميگرفت، ما به ياد فرزند شهيد او ميافتاديم و از خود ميپرسيديم: آيا او هم به همان موجود عزيزي كه در ذهن ماست ميانديشد؟ اما او آنهمه آرام و سرزنده و شاداب است كه تو گويي اصلاً داغدار جوانش نيست.
يكي از بچهها زخمي شده است و ديگران همگي در اطرافش جمع شدهاند و از سر محبت به او شكلات ميدهند. يكي از بچهها به شوخي ميگويد: سرش افتاده بود، پيوند كرديم! و اين حرف را به گونهاي ميگويد كه اگر كسي اين بچهها را نشناسد، ميپندارد آنها مرگ را به بازي گرفتهاند. اما نه، ما كه با آنها آشنا هستيم ميدانيم كه اينچنين نيست. آنها بيش از هر كس ديگري به مرگ ميانديشند و به عالم آخرت ايمان دارند و درست به همين دليل است كه از مرگ نميترسند.
يكي از بچهها ميگويد عاشقي اين حرفها را هم دارد و منظورش عشق به حسين است. و باز آن جراحت هزار و چند صد ساله در سينهي ما زنده ميشود؛ جراحت كربلا را ميگويم. آري، اگر ميخواهي كه حزب الله را بشناسي اينچنين بشناس: او اهل ولايت است، عاشق امام حسين (ع) است و از مرگ نميهراسد. سلام بر حزب الله.
تربت پاك خوزستان بار ديگر ميزبان قدوم مباركي است كه راه تاريخ را به سوي نور ميگشايند: حزب الله؛ مرداني كه تندباد عواصف آنان را نميلرزاند، از جنگ خسته نميشوند، ترسي به دل راه نميدهند، بر خدا توكل ميكنند، و عاقبت نيز از آن متقين است.
***
بسيجي عاشق كربلاست و كربلا را تو مپندار كه شهري است در ميان شهرها و نامي است در ميان نامها. نه، كربلا حرم حق است و هيچكس را جز ياران امام حسين (ع) راهي به سوي حقيقت نيست.
كربلا، ما را نيز در خيل كربلاييان بپذير. ما ميآييم تا بر خاك تو بوسه زنيم و آنگاه روانهي ديار قدس شويم.
یکی از فرماندهان ارشد دفاع مقدس با انتقاد از عملکرد برخی مسئولین کشور در خصوص فجایع غزه، احساسی برخورد کردن با این مسئله را بی فایده دانست و اظهار داشت: امروز نیاز به راهکار عملی برای مبارزه با رژیم صهیونیستی داریم و تنها راهکار عملی رجوع به افکار و اندیشه های حضرت روح الله و رهبر انقلاب است.

سعید قاسمی در گفتگو با رجانیوز، درخصوص فجایع اتفاق افتاده در غزه و واکنش مجامع جهانی به این جنایات اظهار داشت: نباید تحت تأثیر احساسات و جو قرار گرفت.
وی ادامه داد: بیش از 2 دهه است که خطوط اصلی و استراتژیک تفکر حضرت روح الله و رهبر انقلاب درخصوص فلسطین و رژیم صهیونیستی را مخدوش کرده اند و این وظیفه نمایندگان مجلس است که این خطوط را احیا کنند، ولی متأسفانه به دلیل اینکه این موضوع نهادینه شده است، مشاهده می کنیم که وزارت امورخارجه کشورمان اقدام مؤثری انجام نمی دهد.
این همرزم سردار حاج احمد متوسلیان با اشاره به توصیه های امام خمینی(ره) گفت: امام می فرمودند همه جوانان مسلمان باید برای تشکیل هسته های مقاومت حزب الله به آمادگی کامل برسند و از پوسته دفاعی درآیند تا توان تغییر در جهان اسلام را داشته باشند، ولی متأسفانه نسبت به این تفکر، بی توجهی می شود.
وی با انتقاد از برخی مسئولان کشور درخصوص بی توجهی به افکار امام خمینی(ره) تأکید کرد: کسانی که دست نوازش امام بالای سرشان بوده است، امروز به دلیل بی اعتقادی یا به دلیل اینکه خسته شده اند، سعی در تشویق دیگران برای بی توجهی به مسائل پیرامون و افکار امام دارند و قصد دارند، بگویند دیگر دوره آرمانی زندگی کردن به سر آمده است.

این رزمنده دوران دفاع مقدس با طرح این سؤال که منظور از برخی کشورهای عربی در خاورمیانه کدام کشورها هستند، تصریح کرد: امام خمینی به صراحت نام خیانتکاران را به زبان جاری می ساخت، لذا امروز مسئولان کشور باید با تکیه بر آرمانهای امام خمینی و با صراحت اسامی این کشورها و اسامی سران این کشورها را بر زبان بیاورند.
وی گفت: حسنی مبارک، عبدالله اردنی، آل سعود و... کسانی هستند که در حق مسلمانان خیانت می کنند و امروز دست این خائنان برای همه مسلمانان رو شده است، بنابراین، دلیلی ندارد که از آوردن این نام ها هراس داشته باشیم.
قاسمی با بیان اینکه چه می شود که با گذشت 20 سال برخی مسئولان کشور افکار امام را به فراموشی سپرده اند، اظهار داشت: این مصری که مقام معظم رهبری آن را مورد انتقاد قرار داده و می فرمایند باید در برابر خدا پاسخگو باشد، آیا فرقی با مصر سال 61 دارد که با قوای یرموک در فکه در مقابل ایران صف آرایی کرد.
وی تصریح کرد: این همان مصری است که مین های آنها در طول 200 کیلومتر مرز ایران و عراق کاشته شده بود و پشت همه آنها نوشته بود Made in Egypt.
این فرمانده ارشد دفاع مقدس با اشاره به اظهارات وزیر امور خارجه مصر مبنی بر مقصر دانستن ایران در فاجعه غزه گفت: کشوری که 6 گذرگاه غزه را بسته است، امروز این فجایع را به ایران نسبت می دهد و نمی گوید اگر با حماس، حزب الله و ایران مشکل دارید، چرا آب و غذا را بر روی مردم غزه بسته اید؟
وی اضافه کرد: رهبر انقلاب فرمودند هرکس بخواهد، در مقابل جریانات ظالم سیاسی کنش پذیر باشد، هم در برابر تاریخ و هم در برابر آینده مسئول است، لذا سئوال ما از برخی آقایان این است که چه چیزی از مصری ها مشاهده کردید که با هیئت دیپلماتیک به آنجا رفتید و علی رغم برخورد بد آنها به ایران بازنگشتید، به گونه ای که یکی از خبرنگاران حاضر در آن هیأت می گفت که تا به حال چنین برخورد تحقیرآمیزی از هیچ کشوری ندیده بودم.
قاسمی ادامه داد: ما احساساتی نیستیم بلکه زمانی خون ما به جوش ما می آید که برخی خط شکنی می کنند و پیشنهاد تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی را می دهند.
وی، تجمع در مقابل سفارت مصر را بی فایده دانست و گفت: امروز کوکتل مولوتف انداختن در سفارت مصر هنر نیست بلکه هنر آن است که وقتی تفکر امام خمینی و رهبری را تحریف می کنند، فریاد برآوریم.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با انتقاد از مذاکره با خاندان آل سعود اظهار داشت: آیا امروز مسأله ایران در عربستان بازگشایی بقیع برای حضور خانم ها در آنجا است؟ آیا این عمق استراتژیک ما است؟
وی تأکید کرد: هدف ما تسخیر دفتر حافظ منافع مصر نیست، لذا دلیلی ندارد که بگویند دانشجویان کاری درخور 13 آبان انجام دهند. سئوال بنده این است که اگر این حکم را می دهید، چرا از آن جلوگیری می کنید و از طرفی آیا اگر اتفاقی برای یکی از این دانشجویان بیافتد، آیا شما پاسخگوی آن هستید؟

اين استاد دانشگاه، رشادت های رزمندگان جنگ تحمیلی و جاویدنشان احمد متوسلیان را یادآور شد و اظهارداشت: زمانی که باید پیگیر کار احمد متوسلیان می شدند، این کار را نکردند و هیچ صدایی برنیامد، فردی که 27 سال در اسارت به سر می برد، ولی متأسفانه همه این موارد از یادها رفته است.
این تحلیلگر مسائل استراتژیک در بخش دیگری از سخنان خود به خطر حضور امریکا در منطقه اشاره کرد و گفت: امروز امریکا شمشیر خود را برای ایران از رو بسته و پایگاه های خود را در عراق، افغانستان، کشورهای حاشیه خلیج فارس و سایر همسایگان مستقر کرده است.
وی با تقدیر از حرکت احمدی نژاد در افشای دروغ "هولوکاست"، این اقدام را کپی برداری از افکار امام دانست و گفت: احمدی نژاد تنها یک کپی برداری ساده از تفکر امام کرد ولی آنگونه مورد هجوم دشمنان خارجی و دنباله های داخلی آنان قرار گرفت و این نشان می دهد که چگونه افکار امام را در حصار قرار داده اند.
قاسمی افزود: انتقادها به احمدی نژاد در این زمینه به دلیل آن بود که چرا چیزی را که 20 سال نهادینه کرده بودیم، تو دوباره برهم زدی، این در حالی است که احمدی نژاد تنها تفکر امام را بازخوانی کرد.
وی با بیان اینکه حرف اصلی ما با غضنفرهای داخلی است، گفت: سرباز باید گوش به فرمان فرمانده خود (رهبر انقلاب) باشد و در خط مقدم، خط شکنی کند اما متأسفانه برخی این مسیر را منحرف کردند و با این بهانه که باید پشت سر رهبری حرکت کنیم، از حرکت آفندی انقلاب ممانعت کردند.
این فرمانده جنگ تحمیلی افزود: خط شکنی همان کاری است که محسن وزوایی انجام داد و بدون اذن امام، لانه جاسوسی را تسخیر کرد و پس از اینکه امام مطلع شد، از او تقدیر کرد. سرباز اگر ولایتی باشد، باید خط شکنی کند نه اینکه خود را پشت رهبری و فرمانده پنهان کند.
وی با بیان اینکه احساسات یک شبه به سرعت فروکش خواهد کرد، اظهار داشت: امام خمینی می فرمایند تنها کسانی تا آخر خط مبارزه با ما هستند که طعم مبارزه را چشیده باشند.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود نسبت به برگزاری حج امسال انتقاد کرد و گفت: این فجایع در غزه دقیقاً زمانی اتفاق افتاد که مسلمانان در حجی بی خاصیت بسر می بردند. مانور 3 میلیون نفری مسلمانان در شرایطی در صحرای عرفات برگزار شد که در سوی دیگر، اسرائیلی ها مانور نظامی خود را در غزه اجرا می کردند.
وی به دیدگاه مسلمانان خارج از کشور و اعراب نسبت به ایران و احمدی نژاد اشاره کرد و گفت: زمانی که به یک سفر خارجی رفته بودم، یک مصری از من در مورد احمدی نژاد پرسید و از او تجلیل کرد و گفت احمدی نژاد برای این محبوب است که در برابر بیگانگان و زورگویان جهان رکوع نمی کند، این در حالی است که سران عرب در برابر امریکا سجده می کنند.
این همرزم شهید وزوایی، محبوبیت احمدی نژاد در دنیا را به واسطه طرح افکار امام خمینی و نابودی رژیم صهیونیستی دانست و گفت: اینکه افکار حضرت روح الله را بیان کنیم، اهمیت دارد و گرنه رئیس جمهور قبلی هم "گفتگوی تمدنها" را مطرح کرد که اقبالی به آن نشد.
وی با تأکید بر اینکه امروز نفاق باید از کشور دور نگاه داشته شود، اظهار داشت: اگر می خواهیم برای غزه تظاهرات کنیم، نباید از یک طرف در میدان فلسطین تجمع کنیم و از طرف دیگر صداوسیما در شب یلدا 45 دقیقه برنامه برگزار کند و تنها هدفش دراین برنامه این باشد که چگونه می توان از یک هندوانه گل درآورد.
قاسمی در پایان تأکید کرد: امروز نیاز به راهکار عملی برای مبارزه با ظلم داریم و تنها راهکار عملی رجوع به مانیفست و اصول تفکر انقلابی حضرت روح الله و مقام معظم رهبری است.
گروه فرهنگي- جواد درويش: آنچه در ادامه خواهد آمد، سخنرانی استاد شهید مرتضی مطهری در روز عاشورای 1390 هجری قمری (27 اسفند 1348) است که در جلد دوم کتاب حماسه حسینی نیز موجود است. شهید مطهری پس از این سخنرانی افشاگرانه و پر شور توسط نیروهای ساواک دستگیر شد و مدتی را در زندان تک سلولی به سر برد.
تناسب محتوای ارزشمند این سخنان با شرایط فعلی مردم غزه و تقارن آن با روزهای عزای حسینی، قابل توجه است و می توان الگوی عملی و وظیفه مسلم دینی را در این روزها دریافت.
شور و حرارت سخنان استاد شهید همیشه آنقدر زیاد بوده است که مستمع را ناخودآگاه تا آخرین کلمه سخنرانی مجذوب خود می کرده است اما از این حیث این سخنرانی بین تمام سخنرانی های ایشان از جایگاه دیگری برخوردار است و با این ویژگی شناخته شده و زبان زد است، چنانچه وی در حین سخنرانی، چند بار ناخودآگاه اشک می ریزد و فضا را متأثر می کند:
اگر پيغمبر اسلام زنده میبود، امروز چه میكرد؟ درباره چه مسئلهای میانديشيد؟ والله و بالله قسم میخورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش امروز از يهود میلرزد. اين يك مسئله دو دو تا چهار تاست. اگر كسی نگويد، گناه كرده است، من اگر نگويم و الله مرتكب گناه شدهام، هر خطيب و واعظی اگر نگويد، مرتكب گناه شده است. گذشته از جنبه اسلامی، فلسطين چهتاريخچهای دارد؟ قضيه فلسطين مربوط به دولتی از دولت های اسلامی هم نيست، مربوط به يك ملت است، ملتی كه او را به زور از خانهاش بيرون كردهاند. تاريخچه فلسطين چيست؟
مدعی هستند كه در 3 هزار سال پيش 2 نفر از ما، "داود" و "سليمان" برای مدت موقتی در آنجا سلطنت كردهاند. تاريخ را بخوانيد، در تمام اين مدت 2، 3 هزار ساله، كی بوده است كه سرزمين فلسطين به يهود تعلق داشته است؟ كی بوده است كه بيشتر سرزمين فلسطين مال ملت يهود باشد.
آيا بيشتر سرزمين فلسطين از آنِ ملت يهود است؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود، بعد از اسلام هم مال آنها نبود. روزی كه مسلمين فلسطين را فتح كردند، فلسطين در اختيار مسيحي ها بود، نه در اختيار يهودي ها. اتفاقاً مسيحیها كه با مسلمين صلح كردند، يكی از مواردی كه در صلحنامه گنجاندند، اين بود كه شما يهود را در اينجا راه ندهيد. گفتند: ما با شما زندگی میكنيم ولی با يهود زندگی نمیكنيم. چطور شد كه يكدفعه نام وطن يهودی به خود گرفت؟ يكی از قضايایی كه كارنامه قرن ما را تاريك میكند، (اين قرنی كه به دروغ، نام حقوق بشر، نام آزادی، نام انسانيت بر آن گذاشتهاند) همين قضيه است. يهودي های دنيا بعد از اينكه از ملت های غيرمسلمان زجر و شكنجه و آزار میبينند، (در روسيه، آلمان، و بسياری از نقاط دنيا)، بزرگانشان مینشينند، میگويند تا وقتی كه ما در اطراف دنيا متفرق هستيم، در هر جا اقليتی هستيم، سرنوشت ما همين است. ما بايد مركزی را انتخاب كنيم و همهمان آنجا جمع شويم، اتباع مذهب يهود آنجا جمع شوند.
اول هم جايی را كه فكر نمیكنند، فلسطين است، جاهای ديگر را فكر میكنند، بعد جنگ بين الملل اول پيش میآيد، (البته من خلاصهاش را عرض میكنم، میتوانيد كتابهایی را كه در اين زمينه نوشته شده است، بخوانيد .)
متفقين با عثماني ها میجنگند. من نمیخواهم از عثماني ها دفاع كنم، ولی هر چه بود، حكومت واحدی بود. اگر ظالم هم بود، بالاخره واحد بود. اعراب ساده لوح از حكومت عثمانی به ستوه آمده بودند. تحريك متفقين را پذيرفتند. از داخل، عليه حكومت عثمانی جنگيدند، به وعده اينكه به خود آنها در مقابل عثمانيها استقلال بدهند. انگليسها به اينها قول قطعی دادند كه ما به شما استقلال میدهيم، به شرط اينكه به نفع ما با عثماني ها بجنگيد. اين بيچارهها جنگيدند. در خلالی كه اين بدبخت های نادان ناآگاه، داشتند با دولت تا حدودی اسلامی خودشان میجنگيدند، انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهيونيسم كه تازه تشكيل شده بود، محكم كرد كه فلسطين را میدهيم به شما در قلب كشورهای اسلامی. جامعه ملل به وجود میآيد (عدالت را ببينيد!) و تصويب میكند كه در دنيا ملت هايی هستند (مخصوصاً ملتهايی كه از عثمانی جدا شدهاند) كه چون رشد ندارند، ما بايد بر ايشان سرپرست معين بكنيم تا اينها را اداره بكنند. يعنی در واقع میخواستند، ارثيه عثمانيها را تقسيم بكنند. قسمتی از آن را دادند به فرانسه، قسمتی را دادند به انگلستان و... از جمله جاهايی كه انگلستان گرفت، فلسطين بود. گفت من قيم و سرپرست شما هستم، رسماً شد كفيل. بعد به صهيونيستها وعده داد (وعده معروف بالفور) كه من اينجا را به شما میسپارم.
"صهيونيستها"، يعنی يهوديانی كه دهها قرن بود كه در گوشههای ديگر دنيا زندگی میكردند و از نژادهای ديگر بودند. من خودم فكر میكردم كه يهوديان موجود همه از نسل اسرائيلند، حالا میبينم تاريخ تشكيك میكند، میگويد اين حرف دروغ است. بسياری از يهوديها اصلاً از نسل اسرائيل نيستند، جامع مشتركشان فقط مذهب است و بس. حتی نژادشان هم خالص نمانده است.
يهوديانی كه در اطراف و اكناف دنيا زندگی میكردند، فقط به دليل اينكه فرنگي ها به اينها زجر دادهاند و اينها دنبال نقطهای میگردند كه آنجا جمع شوند و به دليل اينكه مردم خيانت پيشهای هستند و به دليل اينكه كتاب مقدسشان به آنها اجازه داده كه اگر به سرزمينی رفتيد، رحم نبايد در شما وجود داشته باشد و از هيچ وسيلهای برای پيشبرد هدفتان امتناع نكنيد، بعد كه انگلستان وسيله مهاجرتشان را فراهم كرد، به اين سرزمين مهاجرت كردند و زمين ها را خريدند، در حالی كه يهودی بومی در فلسطين بيش از 50 هزار نفر نيست كه الآن هم آن بيچارهها در بدبختی فوق العادهای زندگی میكنند. يعنی يهوديان اروپایی و آمريكايی كه آمدند، از جمله بدبختي هايی كه به وجود آوردهاند، اين است كه سربار يهوديان اصلی هستند كه حق دارند، در آنجا زندگی كنند.
يك عده روشنفكر در ميان اعراب بود، قيام كردند، انقلاب كردند. اينها را كشتند، اعدام كردند، به دار كشيدند. مرتب يهودي ها را فرستادند، همينكه عده زياد شد، اسلحه زيادی هم در ميانشان پخش كردند، بعد اينها افتادند به جان مسلمانان بومی، كشتند و زدند و بعد هم آواره كردند. پشت سر يكديگر از كشورهای اروپایی مهاجرت میشد، آمدند و آمدند. اين يهوديانی كه شما امروز اسمشان را میشنويد: "موشه دايان"، "زلی اشكول"، "گلداماير"، زهر مار، آخر ببينيد اينها از كجای دنيا آمدهاند؟ مدعی هستند كه اين سرزمين، سرزمين ماست. امروز در حدود 3 ميليون نفر مسلمان آواره از خانه و زندگيشان هستند. هدف مگر تنها همين است كه يك دولت كوچك در آنجا تشكيل شود؟ خيلی اشتباه كردهايد، خيلی همه اشتباه میكنيم. او میداند كه يك دولت كوچك بالاخره نمیتواند آنجا زندگی كند، يك اسرائيل بزرگ كه دامنهاش از اين طرف شايد تا ايران خودمان هم كشيده شود.
به قول عبدالرحمن فرامرزی: اين اسرائيلی كه من میشناسم، فردا ادعای شيراز را هم میكند، میگويد شاعرهای خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشتهاند، ملك سليمان! هر چه بگويی آقا! آن تشبيه است، میگويد سند از اين بهتر هم میخواهيد؟ مگر ادعای خيبر را كه نزديك مدينه است، ندارند؟ مگر "روزولت" به پادشاه وقت عربستان سعودی پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد؟ مگر اينها ادعای عراق و سرزمين های مقدس شما را ندارند؟
والله و بالله ما در برابر اين قضيه مسئوليم. به خدا قسم مسئوليت داريم. به خدا قسم ما غافل هستيم. و الله قضيهای كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است، اين قضيه است. داستانی كه دل حسين بن علی را خون كرده، اين قضيه است. اگر میخواهيم به خودمان ارزش بدهيم، اگر میخواهيم به عزاداری حسين بن علی ارزش بدهيم، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علی امروز بود و خودش میگفت برای من عزاداری كنيد، میگفت چه شعاری بدهيد؟ آيا میگفت بخوانيد: "نوجوان اكبر من" يا میگفت بگویيد: "زينب مضطرم الوداع، الوداع"، چيزهايی كه من (امام حسين) در عمرم هرگز به اين جور شعارهای پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها نگفتم؟! اگر حسين بن علی بود، میگفت اگر میخواهی برای من عزاداری كنی، برای من سينه و زنجير بزنی، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز موشه دايان است. شمر 1300 سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان میخورد. هی دروغ در مغز ما كردند كه آقا اين يك مسئله داخلی است، مربوط به عرب و اسرائيل است.
باز به قول عبدالرحمن فرامرزی؛ اگر مال اينهاست و مذهبی نيست، چرا يهوديان ديگر دنيا مرتب برای اينها پول میفرستند؟ ما چه جوابی در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم؟ آيا چند روز پيش در روزنامه نخوانديد كه در سال گذشته يهوديان ساير نقاط دنيا، نه يهوديانی كه فعلاً شناسنامه اسرائيلی دارند، 500 ميليون دلار برای اينها فرستادند كه با اين پولها فانتوم بخرند، بمب بريزند بر سر مسلمانان.
شنيدهام يهوديان ايران خودمان در سال گذشته معادل پول 2 فانتوم فرستادند. 36 ميليون دلار پول از يهوديان ايران خودمان برای آنها به عنوان كمك رفت. من آن يهودي ها را به عنوان اينكه يهودی هستند، ملامت نمیكنم، ما خودمان را بايد ملامت كنيم، او به همكيش خود كمك كرده است، با كمال افتخار پول میفرستد، رسيدش هم از موشهدايان میآيد و آن را در بازار هم نشان میدهد، میگويد بيا رسيدش را ببين. مگر همين 2، 3 شب پيش ننوشتند (من بريدهاش را از "اطلاعات" دارم) كه الآن فقط يهوديان مقيم امريكا روزی يك ميليون دلار به اسرائيل كمك میكنند؟!
آن وقت، تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم، خودمان را شيعه علی بن ابی طالب بخوانيم. اصلاً من بايد بگويم بعد از اين داستانی را كه ما از علی بن ابی طالب نقل میكنيم، حرام است كه ديگر در منابر نقل كنيم كه روزی علی بن ابی طالب شنيد، دشمن به كشور اسلامی حمله كرده است؛ "و هذا اخو غامد و قد وردت خيله الانبار"، بعد فرمود شنيدهام زينب يك زن مسلمان يا زنی را كه در حمايت مسلمانان است، گرفتهاند. شنيدهام دشمن، سرزمين مسلمين را غارت كرده است، مردانشان را كشته است، اسير كرده است، متعرض زنان آنها شده است، زيورها را از گوش و دست زنها جدا كرده است. بعد همين علی بن ابی طالب كه ما اظهار تشيع او را میكنيم و نسبت به او حساسيت های بی معنی و دروغين نشان میدهيم فرمود: «فلو ان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندی جديراً»(1). اگر يك مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد، سزاوار است و مورد ملامت نيست.
آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالی به آنها بكنيم؟ آيا اينها مسلمان نيستند، عزيزان ندارند؟ آيا اينها برای حق مشروع بشری قيام نمیكنند؟ كيست كه امروز منكر شود كه فلسطيني های آواره، حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟ من در سفر مكه بعضی از اينها را ديدم. يك جوانهایی، فقط میگفتند: دماء الشهداء، ما اميدمان فقط به خون شهدايمان است. افرادی در ميان آنها هستند كه والله برای لباسشان محتاجند و برهنه میجنگند. اگر 700 ميليون جمعيت مسلمان دنيا، هر فرد روزی يك ريال بدهد، در سال نزديك به 300 ميليارد دلار میشود. اگر فقط مردم ايران كه 25 ميليون نفر هستيم و 98 درصد ما مسلمان است، هر فرد، روزی يك ريال به فلسطيني ها كمك كند، در سال حدود 90 ميليون تومان میشود. اگر يك عشر مسلمانان هم هر كس روزی يك ريال كمك كند، در سال 9 ميليون تومان میشود. «فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم (2) الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبيل الله باموالهم و انفسهم»(3).
به وسيله مال كه میتوانيم كمك كنيم. والله اين انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولين سؤالی كه بعد از مردن از ما میكنند، همين است كه در زمينه همبستگی اسلامی چه كرديد؟ پيغمبر فرمود: «من سمع مسلماً ينادی يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم» (4) هر كس بشنود، صدای مسلمانی را كه فرياد میكند ياللمسلمين، مسلمانان به فرياد من برسيد، و او را كمك نكند، ديگر مسلمان نيست، من او را مسلمان نمیدانم. چه مانعی دارد كه ما برای اينها حساب باز كنيم؟ چه مانعی دارد كه مقدار كمی از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم؟ چرا يهوديان دنيا حتی يهوديان ايران كمك بكنند و ملت های ديگر آنها را تحسين كنند، بارك الله بگويند، ملت بيدار بگويند، ولی ما نكنيم؟ مردم بيدار آن مردمی هستند كه فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقايق شناس باشند. من وظيفه خودم را عمل كردم. وظيفه من فقط گفتن بود و خدا میداند، جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگری نبود. اين كمك مالی را وظيفه شما میدانم. و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظی میدانم كه اين را بگويد، بر هر خطيب و واعظی من واجب میدانم كه چنين حرفی را بزند. مراجع تقليد بزرگی مثل آيت الله حكيم و ديگران، رسماً فتوی دادهاند كه كسی كه در آنجا كشته میشود، اگر نماز هم نخواند، شهيد در راه خداست. پس بيایيم به خودمان ارزش بدهيم، به كار و فكر خودمان ارزش بدهيم، به كتاب های خودمان ارزش بدهيم، به پول های خودمان ارزش بدهيم، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بكنيم. علت اينكه دولت های بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمیانديشند، اين است كه معتقدند، مسلمان غيرت ندارد. امريكا را فقط همين يكی جری كرده است. میگويد مسلمان جماعت غيرت ندارد، همبستگی و همدردی ندارد.
میگويد يهودی كه برای پول میميرد، جز پول چيزی نمیشناسد، خدايش پول است، زندگيش پول است، حيات و مماتش پول است، به يك چنين مسئله حساسی كه میرسد، روزی يك ميليون دلار به همكيشانش كمك میكند ولی 700 ميليون مسلمان دنيا كوچكترين كمكی به همكيش خود نمیكنند!
روز عاشورا است. روز معراج حسين بن علی عليه السلام است. روزی است كه ما بايد از روح حسين، از غيرت حسين، از مقاومت حسين، از شجاعت و نمیتوانم درباره اخلاص حسينی كوچكترين سخنی بگويم، كوچكتر از اين هستم، ولی میتوانم بگويم چيزی كه در روز عاشورا بيش از هر چيز ديگر جلوهگر و نمايان است، طمأنينه حسين، اطمينان حسين، آرامش و استقامت حسين است. اين سخنی نيست كه من میگويم، سخنی است كه از همان روزها درك كردند. يك كسی كه آنجا حاضر بوده است، جملهای دارد. تعبير او مطابق عصر و زمان و فهم خودش خيلی عالی است. میگويد: و الله ما رايت مكثوراً قط قد قتل ولده و اهل بيته و اصحاب اربط جاشا منه(5). اين مرد، در واقع يك خبرنگار بوده و قضايا را نقل كرده است. میگويد به خدا قسم من سراغ ندارم مرد دلشكستهای، مرد تحت فشار قرار گرفتهای را كه فرزندانش (اهل بيتش) جلوی چشمش قلم قلم باشند، اصحابش را ببيند، در حالی كه سرهاشان از بدنهايشان جدا شده است، و اين مقدار قوت قلب داشته باشد.
اين جريان خيلی عجيب است، شوخی نيست، جريانی كه هميشه اعجاب مرا بر میانگيزد، اين است: اباعبدالله در روز عاشورا چنان قدم بر میدارد كه كأنّه آينده روشن يعنی آثار نورانی نهضت خودش را به چشم میبيند. او شك نداشت كه با همين شهيد شدن، پيروز شد. شك نكرد كه روز عاشورا پايان اين است كه بايد هر چه دارد در راه خدا بدهد، يعنی پايان كشت است و از روز عاشورا آغاز بهره برداری از اين نهضت است. همانگونه كه همينطور هم باشد.
پاورقی:
1- نهج البلاغه، خطبه. 27
2- سوره نساء، آيه. 95
3- سوره توبه، آيه. 20
4- اصول كافیج 2 ص. 164 (به جای مسلما، رجلا آمده).
5- لهوف ص. 50
صدها هزار لبناني در پي فراخوان دبيركل حزبالله لبنان هزاران لبنان با برپايي تظاهراتي حمايت خود را از ملت مظلوم محاصره شده فلسطين در غزه اعلام كردند و اقدامات غيرانساني رژيم صهيونيستي و سكوت كشورهاي عربي در حق ملت فلسطين را به شدت محكوم كردند.

به گزارش خبرنگار فارس، ورزشگاه "الراية" در حومه جنوبي بيروت و خيابانهاي اطراف آن مملو از جمعيتي است كه براي اعلام همبستگي با ملت فلسطين در اين منطقه حضور يافته بودند.
جمعيت انبوه تظاهركننده در حالي كه پرچمهاي فلسطين،حزب الله لبنان را با خود حمل ميكردند، پياده به سمت ورزشگاه "الراية" در ضاحيه جنوبي بيروت كه محل اصلي گردهمايي است، حركت كردند.
اين در حالي است كه سيدحسن نصرالله، دبيركل حزب الله لبنان از طريق تلويزيون مداربسته در حال ايراد سخنراني براي تظاهراتكنندگان است.
وي در ابتداي سخنان خود گفت: اي ملت شريف لبنان! شما امروز در پاسخ به نداي اما خامنهاي در اينجا جمع شده ايد.
سيد حسن نصرالله در سخنراني ديشب خود در لبيك به پيام حضرت آيت الله خامنهاي، رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران، مردم لبنان را به گردهمايي گسترده همبستگي با غزه فراخوانده بود دبيركل حزبالله لبنان گفت: فردا كه از طرف امام خامنهاي به عنوان روز عزاي عمومي اعلام شدهاست ما نيز با خانواده خود در غزه و شهداي بي گناه اعلام همبستگي و همدري ميكنيم.
در خيلي از کشورهاي جهان، مخالفان با کاهش محبوبيت رئيس جمهور وقت مي توانند اميدواري بيشتري به پيروزي در انتخابات داشته باشند اما در ایران لزوماً اینگونه نیست.
به گزارش رجانیوز، روزنامه امریکایی هوستون کرانيکل نوشت: اينجا ايران است نه هر کشور ديگري. در اين کشور ارائه تحليل از اوضاع سياسي و پيش بيني آن چندان ساده نيست. ممکن است محمود احمدي نژاد هدف صدها مورد شکايت و غرولند و سوژه صدها لطيفه در تلفن هاي همراه باشد ولي با وجودي که 6 ماه به انتخابات رياست جمهوري مانده، او هنوز هم در مقابل رقبايش از موضع انتخاباتي قدرتمندي برخوردار است.
احمدي نژاد هنوز هم مي تواند حريفانش را در انتخابات شکست دهد. باراک اوباما رئيس جمهور آتي امريکا علاقه شديدي به انتخابات ايران دارد و نتيجه آن براي او حايز اهميت است. يکي از چالش هاي اصلي او در سياست خارجي، برنامه هسته اي ايران و حمايت تهران از گروههاي تروريستي در عراق، افغانستان و خليج فارس است. بعضي از ناظران معتقدند اوباما ممکن است ارائه پيشنهاد مذاکره مستقيم با ايران را به بعد از ماه انتخابات ايران يعني ماه ژوئن موکول کند. او اميدوار است کس ديگري به جز احمدي نژاد در انتخابات پيروز شود و چهره اي ميانه رو روي کار بيايد. مخالفان احمدي نژاد که اصلاح طلبان و محافظه کاران سنتي هستند، تلاش مي کنند از نقاط ضعف وي براي پيشبرد اهداف انتخاباتي خود سود ببرند. از سوي ديگر، آنها سعي مي کنند اختلافات بين خود را هم پايان دهند. مصطفي تاج زاده معاون سابق وزير کشور ايران در اين باره مي گويد "ما مطمئن نيستيم، بتوانيم نامزدي واحد براي شرکت در انتخابات معرفي کنيم." تاج زاده که يکي از مقامات سابق دولت محمد خاتمي رئيس جمهور ايران بوده است، اين مطلب را در مصاحبه اي در دفتر نشريه اي طرفدار جبهه مشارکت ايران اظهار کرد. اين حزب تشکيلاتي اصلاح طلب است که طرفدار خاتمي است. چند روز پيش هم درکنفرانس سالانه اين حزب در تهران، شرکت کنندگان به شدت از سياستهاي اقتصادي دولت احمدي نژاد انتقاد کرده بودند. خاتمي که دوبار رئيس جمهور ايران شده است، اميد اصلي مخالفان احمدي نژاد در انتخابات بعدي است. آنها تلاش مي کنند، او را به صحنه بياورند.
خاتمي 65 ساله هنوز تصميمي براي شرکت در انتخابات نگرفته است. يکي از نامزدهاي انتخاباتي ايران هم مهدي کروبي است که در انتخابات سال 2005، سوم شد. يکي ديگر هم علي لاريجاني رئيس مجلس ايران است. محمد باقر قاليباف شهردار تهران نيز از جمله نامزدهاست. به نظر مي رسد احمدي نژاد از حمايت طبقات کم درآمد و فقير نواحي روستايي ايران برخوردار است و به نظر می رسد مشکل است کسی بتواند احمدی نژاد را شکست دهد.
سلام بر محرم
کاروان به کر بلا رسید

رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي درباره مصيبت هولناك قتل عام مردم مظلوم غزه فرمودند: همه مجاهدان فلسطين و همه مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بيدفاع غزهاند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهيد است.

به گزارش
متن پيام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
جنايت هولناك رژيم صهيونيستي در غزه و قتلعام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار ديگر چهرهي خونخوار گرگهاي صهيونيست را از پشت پردهي تزويرِ سالهاي اخير بيرون آورد و خطر حضور اين كافر حربي را در قلب سرزمينهاي اُمت اسلام، به غافلان و مسامحهكاران گوشزد كرد. مصيبت اين حادثهي هولناك براي هر مسلمان بلكه براي هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطهي جهان بسي گران و كوبنده است، ولي مصيبت بزرگتر سكوت تشويقآميز برخي دولتهاي عربي و مدّعي مسلماني است. چه مصيبتي از اين بالاتر كه دولتهاي مسلمان كه بايد در برابر رژيم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمايت ميكردند، رفتاري پيشه كنند كه مقامات جنايتكار صهيونيست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با اين فاجعهآفرينيِ بزرگ معرفي كنند؟
سران اين كشورها چه جوابي در برابر رسولالله صلياللهعليهوآله خواهند داشت؟ چه جوابي به ملتهاي خود كه يقيناً عزادار اين فاجعهاند خواهند داد؟ به يقين امروز دل مردم مصر و اردن و ساير كشورهاي اسلامي از اين كشتار، پس از آن محاصرهي طولاني غذائي و داروئي لبالب از خون است.
دولت جنايتكار بوش در واپسين روزهاي حكمراني ننگين خود با همدستي در اين جنايت بزرگ، رژيم آمريكا را بيش از پيش روسياه كرد و پروندهي جرائم خود را به عنوان جنايتكار جنگي قطورتر ساخت. دولتهاي اروپائي با بيتفاوتي و شايد همراهي خود در اين فاجعهي بزرگ، يكبار ديگر دروغ بودن ادعاهاي طرفداري از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبههي ضديت با اسلام و مسلمين را نشان دادند. اكنون سئوال من از علماء و روحانيون جهان عرب و رؤساي ازهر مصر اين است كه آيا هنگام آن نرسيده است كه براي اسلام و مسلمين احساس خطر كنيد؟ آيا هنگام آن نرسيده است كه به واجب نهي از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنيد؟
آيا عرصهي ديگري عريانتر از آنچه در غزه و فلسطين در جريان است در همدستي كُفار حربي با منافقان امّت براي سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكليف كنيد؟
سئوال من از رسانهها و روشنفكران جهان اسلام و بويژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئوليت رسانهئي و روشنفكري خود بيتفاوت خواهيد ماند؟ آيا سازمانهاي حقوق بشرِ رسواي غرب و شوراي باصطلاح امنيت سازمان ملل بيش از اين هم ممكن است رسوا شوند؟
همهي مجاهدان فلسطين و همهي مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بيدفاع غزهاند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهيد است و اميد آن خواهد داشت كه در صف شهداي بدر و اُحد در محضر رسولالله صلياللهعليهوآله محشور شود.
سازمان كنفرانس اسلامي بايد در اين شرائط حساس به وظيفهي تاريخي خود عمل كند و جبههي يكپارچهئي به دور از ملاحظهكاري و انفعال، در برابر رژيم صهيونيستي تشكيل دهد. بايد رژيم صهيونيستي به وسيلهي دولتهاي مسلمان مجازات شود. سران آن رژيم غاصب بايد به جرم اين جنايت و نيز محاصرهي طولاني مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند.
ملّتهاي مسلمان ميتوانند با عزّم راسخ خود اين مطالبات را تحقّق بخشند و وظيفهي سياستمداران و علما و روشنفكران در اين بُرهه بسي سنگينتر از ديگران است.
اينجانب به مناسبت فاجعهي غزه روز دوشنبه را عزاي عمومي اعلام ميكنم و مسئولان كشور را به اداي وظائف خود در اين حادثهي غمانگيز فرا ميخوانم.
وَ سَيعلَمُ الذين ظَلَموا اَيّ مُنقلبٍ يَنقلبون.
سيّدعلي خامنهاي
8/دي/1387
29/ذيالحجةالحرام/1429
|
| |
|
السلام علیک یا اباعبدالله
تنها نه همچو شمع به پایت گریستم هرجاکه دست داده برایت گریستم فردا که هیچ جز غم عشقت نمی خرند شاها گواه باش برایت گریستم
ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبد الله الحسین (علیه السلام) برنامه هیات رزمندگان غرب تهران در دهه اول محرم به شرح ذیل اعلام می گردد:
سخنران: حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی حائری زاده
مداحان: حاج سعید حدادیان
حاج احمد نیکبختیان محمد حسین حدادیان
مکان : تهران- میدان آزادی - خیابان آزادی- قبل از پل یادگار امام (ره)- جنب ناحیه مقاومت بسیج مقداد- مهدیه امام حسن مجتبی(علیه السلام) زمان: از روز دوشنبه 9 دی ماه تا روز جمعه 20 دی ماه 1387 ( اول تا دوازدهم محرم) از نماز جماعت صبح
ما با ولايت زنده ايم تا زنده ايم رزمنده ايم
هیات محبان فاطمه زهرا(س) – رزمندگان غرب تهران |
- تنها 2 روز پس از آنکه "رادیو رژیم صهیونیستی اعلام کرد شورای عالی سیاسی و امنیتی اسرائیل منتظر بازگشت
تزیبی لیونی، وزیر خارجه از مصر است و در سایه نتایج گفتگوهای او با حسنی مبارک؛ در خصوص حمله گسترده به غزه تصمیم خواهد گرفت"، جنگنده های F-16 ارتش رژیم صهیونیستی تمام مقرهای متعلق به جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) را در نوار غزه هدف شلیک بیش از 20 فروند موشک قرار دادند.
ارتش اسرائیل امروز در شرایطی از آماده باش کاملی که پس از پایان آتش بس 6 ماهه با حماس به نیروهای خود داده و تمام مرخصی ها را لغو کرده بود، به آرایش جنگی تغییر وضعیت داد که گویا لیونی با جلب رضایت حسنی مبارک از قاهره بازگشته است.
اما در حالي كه حملات ددمنشانهي جنگندههاي رژيم صهيونيستي به مناطق مختلف نوار غزه همچنان ادامه دارد، آمار شهيدان اين حملات به 155 تن رسيده است و بيش از 200 تن نيز زخمي شدند.
در پي آغاز عمليات گستردهي هوايي جنگندههاي رژيم صهيونيستي به نوار غزه فوزي برهوم، سخنگوي جنبش حماس در گفتوگو با شبكهي تلويزيوني الجزيره، جنايات رژيم صهيونيستي را به "كورهي آدمسوزي" تشبيه كرد.
وي عنوان داشت: اين اقدام وحشيانه مقابل چشمان كشورهاي عربي و بينالمللي و تحت حمايتهاي امريكا اعم از مال و سلاح به دشمن صهيونيستي انجام ميشود.
وي عنوان داشت: اين اقدامات هرگز عزم حماس را در ادامه راه مقاومت متزلزل نمي سازد و تمامي گزينهها مقابل گردانهاي عزالدين القسام، شاخه نظامي جنبش حماس قرار دارد.
سخنگوي جنبش حماس تاكيد كرد: كشورهاي عربي مقابل آزموني جديد قرار گرفتهاند و دشمن صهيونيستي كمتر از نيم ساعت صدها فلسطيني را در نوار غزه محاصره شده، هدف قرار داده است، اين بار كشورهاي عربي بايد كنار حماس، مشروعيت آن، مقاومت و مردم فلسطين بايستند.
وي ادامه داد: اين حملات تنها حماس وغزه را هدف قرار نداده است، بلكه كل منطقه هدف اين حملات قرار گرفتهاند، هر چند كه چنين جناياتي هرگز موجب تضعيف حماس نخواهد شد.
سخنگوي جنبش حماس خاطرنشان كرد: اگر دشمن تصور ميكند حملات موشكي گروههاي فلسطيني و عملياتهاي شهادت طلبانهي ما به اين ترتيب متوقف ميشود، سخت در اشتباه است. دشمن بايد بداند كه هر يك از نيروهاي ارتش صهيونيستي بايد تاوان اين جنايت را پرداخت كند.
وي افزود: امروز كه ما در ميان خون و اجساد متلاشي شدهي فلسطينيان قرار گرفتهايم تزيپي ليوني، ايهود باراك، ايهود المرت وديگر مسوولان دشمن كه پيش از اين نيز تهديد به انجام اين حملهي گسترده كرده بودند بايد بدانند كه تمامي شهركنشينان صهيونيست بايد تاوان حماقتهاي آنان را پرداخت كنند و هيچ صهيونيستي ديگر در منزلش در آرامش نخواهد بود.
فوزي برهوم تاكيد كرد: اگر دشمن معتقد است داراي ارتشي است كه شكست نميپذيرد ما نيز مردمي داريم كه پذيراي شكست نيستند. ما اهل مقاومت هستيم و از همان ابتدا با موشكهاي ابتدايي و عملياتهاي شهادت طلبانهيمان ميان نيروهاي دشمن رعب و وحشت ايجاد ميكرديم. اكنون نيز آنها بايد شاهد ادامه و افزايش حملات ما عليه صهيونيستها باشند.
وي حملهي امروز صهيونيستها به نوار غزه را به حملهي ارتش رژيم صهيونيستي به لبنان تشبيه كرد كه با هدف سركوب مقاومت لبنان انجام ميشد اما نتيجهي آن شكست مفتضحانهي دشمن و پيروزي مقاومت ملي لبنان بود.

اين مقام جنبش حماس با پيشبيني افزايش حملات صهيونيستها به نوار غزه تاكيد كرد: جهان بايد وارد عمل شود و جلوي اين جنايت را بگيرد.
وي عنوان داشت: ما همچنان از حق خود در دفاع از ملت فلسطين، دولت حماس و مواضع امنيتي آن ادامه ميدهيم واين هدف اصلي ماست.
برهوم ادامه داد: متاسفانه اين بار شاهد بوديم كه تزيپي ليوني در كشور مهم و استراتژيك منطقه يعني مصر، چنين تهديدهاي تندي را عليه حماس و غزه ايراد كرد و اين نشان از يك توطئهي بزرگ اشغالگران نه تنها عليه حماس وغزه بلكه عليه كل منطقه دارد.
سخنگوي جنبش حماس گفت: از ملتهاي عرب و مسلمان ميخواهيم به خيابانها بيايند و ضمن محكوم كردن اين جنايات و اعمال فشار بر دولتهايشان از آنها بخواهند تا جلوي جنايات اشغالگران را بگيرند.
فاروق القدومي، دبير كل جنبش فتح نيز با انتقاد شديد از حملات رژيم صهيونيستي به نوار غزه گفت: اين جنايت چيز جديدي نيست و ريشه در سياستهاي نژادپرستانهي اسراييل همچون سياستهاي نازيها دارد.
وي افزود: تمامي كشورهاي عربي بايد از مقاومت فلسطين حمايت كنند زيرا بدون مقاومت هيچ گونه راه حل سياسي وجود ندارد.
وي مذاكرات تشكيلات خودگردان فلسطين با رژيم صهيونيستي را فريبنده توصيف كرد و عنوان داشت: دولت فعلي آمريكا كه نظارت بر اين مذاكرات را بر عهده دارد از همه نظر از اسراييل حمايت ميكند و سعي دارد تا اسراييل به عنوان يك قدرت استعمارگر در منطقه بماند.
قدومي تاكيد كرد: اين جنايت تنها عليه مردم فلسطين صورت نگرفته است بلكه بايد آن را جنايتي عليه بشريت دانست.
وي از اروپا و آمريكا به دليل حمايت از رژيم صهيونيستي و ممانعت از محكوم كردن اين رژيم در جوامع بينالمللي انتقاد كرد و افزود: چگونه اروپا كه خود را مدافع صلح نشان ميدهد و آمريكا كه مدعي حقوق بشر است با واكنش فلسطينيان در برابر اين جنايات مخالفت ميكنند.
دبير كل جنبش فتح تأكيد كرد: سازمان ملل متحد حق ما را در رويارويي با اشغالگران تعيين كرده است.
وي افزود: چنانچه كشورهاي عربي عزم و ارادهي لازم را به كار گيرند، ميتوانند جلوي اقدامات اسراييل را بگيرند اما تا زماني كه چنين مواضع سستي اتخاذ كنند مانع از تداوم اين جنايات نخواهند شد.
قدومي تاكيد كرد كه اسراييل يك دروغگوي نژاد پرست است كه با اخراج مردم فلسطين از سرزمينشان همچنان به جنايات عليه آنها ادامه ميدهند و چشمپوشي كشورهاي عربي از مردم فلسطين اسراييل را در ادامه اين جنايات تشويق ميكند.
اين در حاليست كه سخنگوي ارتش رژيم اشغالگر اظهار داشت: حملات امروز جنگندههاي اسراييلي تنها آغاز حملهي گستردهي نظامي به غزه محسوب ميشود.
از سوي ديگر مصر نيز با ارسال چندين آمبولانس به گذرگاه رفح بيمارستانهايش را براي پذيرش مجروحان فلسطيني آماده كرده است.
در امان نيز دهها تن از مردم اين شهر با تحصن در مقابل اتحاديههاي شغلي، حملات امروز رژيم صهيونيستي را محكوم كردند.
گروههاي فلسطيني نيز در واكنش به حملات نظاميان صهيونيست جنوب سرزمينهاي اشغالي را هدف حملات موشكي خود قرار دادند.
محمود عباس، رييس تشكيلات خودگردان فلسطين نيز در تماس با كشورهاي جهان مداخله آنها براي متوقف ساختن حملات اسراييل به غزه را خواستار شد.
دولت مصر نيز ضمن محكوم كردن اين حملات اسراييل را مسوول پيامدهاي آن دانست.

يكي از مشاوران وزير جنگ رژيم صهيونيستي پس از حملات گسترده هوايي اين رژيم به نوار غزه اعلام كرد كه اين رژيم آماده تشديد حملات نظامياش به منطقه ميباشد.
مشاور ايهود باراك، وزير جنگ رژيم صهيونيستي در گفتوگو با خبرگزاري رويترز اظهار داشت: اين عمليات ادامه يافته و تا آنجا كه لازم باشد گسترده ميشود و بنابر ارزيابيهاي فرماندهان تا هر زمان كه لازم باشد، ادامه خواهد يافت.
جهاد اسلامي فلسطين نيز با انتشار بيانيهاي اعلام كرد كه به تمامي مبارزان اين گروه دستور پاسخگويي به "كشتار" اسراييل داده شده است.
روزنامه هاآرتص نوشت: محمود عباس، رييس تشكيلات خودگردان فلسطين نيز ضمن محكوم كردن اين تجاوزات خويشتنداري را خواستار شد.
نبيل ابوردينه، مشاور عباس با قرائت بيانيه وي گفت: رييس تشكيلات خودگردان فلسطين اين حملات وحشيانه و خشونتبار نيروهاي اسراييلي را محكوم مي كند.
از سوي ديگر مصر نيز دستور بازگشايي گذرگاه رفح را براي انتقال زخميهاي فلسطيني از غزه صادر كرد.
جنگندههاي رژيم صهيونيستي در حملات گستردهي هوايي هم زمان شمال، جنوب و مركز غزه را هدف قرار دادند كه صدها شهيد و زخمي برجاي گذاشته است.
نظاميان رژيم صهيونيستي سرانجام پس از روزها تهديد مكرر مبني بر انجام حمله نظامي گسترده به نوار غزه مواضع جنبش مقاومت اسلامي فلسطين، حماس را در مناطق مختلف اين منطقه هدف قرار دادند.
حملات موشكي جنگندههاي رژيم صهيونيستي به مناطق مختلف غزه همچنان ادامه دارد و با توجه به گسترده بودن اين حملات دست كم دهها فلسطيني طي آن به شهادت رسيده و زخمي شدند.
موسي ابومرزوق، نايب رييس دفتر سياسي جنبش حماس نيز در گفتوگو با شبكه الجزيره، ضمن محكوم كردن اين حملات وحشيانهي رژيم صهيونيستي تاكيد كرد: گروههاي مقاومت گزينههاي زيادي را در رويارويي با اين حملات پيش رو دارند.
وي خاطرنشان كرد: ما همچنان از شهروندانمان در قبال اين حملات دفاع خواهيم كرد.
گردانهاي شهداي عزالدين القسام، شاخه نظامي جنبش حماس به حالت آمادهباش درآمدند.
در حالي كه قرار بود كابينه امنيتي رژيم صهيونيستي فردا (يكشنبه) طي نشستي تصميم نهايي در خصوص حمله به نوار غزه را اتخاذ كند، جنگندههاي اين رژيم با حمله به مناطق مختلف جنوب، شمال و مركز غزه رسما عمليات نظامي گسترده عليه اين منطقه را آغاز كردند.
خالد بطش، دبير كل جهاد اسلامي نيز در گفتوگو با شبكه تلويزيوني الجزيره ضمن محكوم كردن حملات هوايي جنگندههاي رژيم صهيونيستي اعلام كرد: ملت فلسطين امروز با اين حملات با جنگ علني روبهروست، تجاوزات اسراييليها از مدتها پيش ادامه داشته و امروز تبديل به يك جنگ علني شده است.
بطش اظهار داشت: اسراييليها تهديدات خود را از مدتها قبل آغاز كردهاند آنها ميخواهند به اضافه تجاوزات، بستن گذرگاه نوار غزه و تحريم اين منطقه، نوار غزه را كاملا نابود كنند. امروز بايد اختلافات در رامالله و نوار غزه كنار گذاشته شود، امروز بايد در برابر اين حملات در يك صف متحد ايستاد. اين حملات هرگز ملت فلسطين و مقاومت را به هراس نخواهد انداخت و ما هرگز دست از مقاومت برنميداريم.
خبرگزاري فرانسه نيز در گزارشي اعلام كرد كه رژيم صهيونيستي تمامي مقرهاي امنيتي حماس را هدف قرار داده است.
مداح وظيفه اش است که از ظلم بگويد، از اينکه برخي در لباس هاي مختلف رفتند دنبال مطامع دنيا و براي دنيا کارکردند. حال با يهوديان در خارج از کشور بنشينند يا درايران باشند و با نهضت آزادي ها. اين نهضت آزادي از صهيونيستها هم پست ترند. ظلمي که در دوران قبل از احمدي نژاد به مردم کردند، اين ها را بگوئيد.مي گويند مگر مي شود اين ها را در سينه زني گفت؟
حاج منصور ارضي جمعه شب و در آستانه ماه محرم در اجتماع بزرگ ذاکرين وشعراي حسيني که با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مهديه تهران برگزار شد، در بخشي از اظهاراتش گفت: بعضي ها در مسيري که دارند حرکت و نوکري براي اهل بيت مي کنند هنوز هم شک دارند که آيا اين کار ما درست است يا درست نيست. آن هايي که اين شک را در بين جوانان ما انداختند را خدا لعنت خواهد کرد.
وي در ادامه تاکيد کرد: با اين همه برخي مسائل پيش آمد که باعث اين شک ها و ترديدها شد. در عالم اصل بر اين است که هرآنچه صداي زيبا در عالم وجود دارد، همه بايد در راه مدح خدا و اهل بيت به کار گرفته شود، حال آهنگ هايي هم در اين صدا موجود است که زيبايي آن هم در اين است که در رثاي اهل بيت باشد. اما اگر صدايي شنيده شد که به ابتذال کشيده شد و با آلودگي به گوش رسيد، اين ديگر ربطي به صداها و نواهاي الهي نخواهد داشت.
منصور ارضي تصريح کرد: هزار ناله زيبا داريم، که در کنار يک آهنگ، خبط و نادرست مي شود و اين را ابتذال مي گويند اما چرا وقتي اين ابتذال را در برخي ديدند نيامدند ترميم کنند و رفتند و تخريب کردند. نوکري اهل بيت اين همه عظمت دارد، مراجع، امام و ...همه آنرا تعريف مي کنند و براي آن جايگاه قائلند بعد يک عده اي به اين حرکت الهي وفرهنگ سازحمله مي کنند ، چرا؟ فقط به خاطر اينکه يک صدايي شنيده شده که آلوده و مبتذل بوده است، بعد هم مي گويند همه مداحان به آلودگي کشيده شدند.
حاج منصور ارضي ايجاد جدايي بين روحانيت و مداحان را از اهداف صهيونيزم عنوان کرد و گفت: 15 سال پيش صهيونيزم گفت بعد از همه حرکت هاي اسلامي، يک حرکت ملي و قوي در ايران است که در قالب مجالسي، عزاداري برگزار مي شود که در آن سخنراني مي کنند،شخصي براي مردم روضه مي خواند و مردم را بر عليه کفر مي شوراند، بايد اين را ريشه يابي کنيم و بين يکي از اين ها (روحانيت و مداح) جدايي بيندازيم.
ارضي گفت: آن ها مطمئن بودند همين قدر که بين مداح و روحاني در جامعه اسلامي درگيري ايجاد شود، پيروز ميدان خواهند بود.
وي در بخش ديگري از سخنان خود ضمن انتقاد از برخي جهت گيري ها در خصوص مداحان،تاکيد کرد: يک آقايي فرياد زد و همه دستگاه امام حسين(ع) را مورد نکوهش قرار داد که بله، دستگاه امام حسين به ابتذال کشيده شده و از مداحان هم خواست که حقايق را بگويند، انگار که پيش از اين ما فقط دروغ مي خوانده ايم. برخي با مداحان کاري کردند که اصلاح طلبان مي خواستند با قانون اساسي بکنند.
حاج منصور ارضي درادامه نصايحي را متوجه مداحان و شاعران دانست و گفت: نوکر امام حسين بايد در صحنه باشد، از همه اتفاقات جامعه درس بگيرد، سخن بگويد و مردم را آگاه کند چه از زبان ابي عبداله و چه از زبان امروز. مداح بايد ظلم ها را بگويد. دزدي ها را بگويد. اينکه فقط بگوئيم به امام حسين ظلم شده و ظلم را محدود کنيم به آن زمان، اين هيچ فايده اي ندارد. تمام مداحان بايد اين حرکت را شروع کنند. تحول در نوکري اهل بيت لازم است، ما بايد نوکر امام حسين باشيم نه نوکر صاحب مجلس و پول و نظرش.
وي تصريح کرد: با همه حملات و تيرهاي سه شعبه اي که به سوي مداحان روانه ميشود. اگر ذاکر و مداح شعر اشتباه بخواند يا بد بخواند، مطمئن باشيد ضربات اين اشتباهات به من و همه نوکران اهل بيت نيز خواهد خورد پس هوشيار باشيد.
وي گفت: نوکر امام حسين بايد نيمه شب داشته باشد، حال داشته باشد. شعر ضعيف نخواند نوکر بايد با سواد روضه بخواند. مقتل ها را مطالعه کند و بتواند براي حرف هاي خود دليل داشته باشد.
منصور ارضي در ادامه بر ظلم ستيزي مداحان تاکيد کرد و گفت: مداح وظيفه اش است که از ظلم بگويد، از اينکه برخي در لباس هاي مختلف رفتند دنبال مطامع دنيا و براي دنيا کارکردند. حال با يهوديان در خارج از کشور بنشينند يا درايران باشند و با نهضت آزادي ها. اين نهضت آزادي از صهيونست ها هم پست تر اند. ظلمي که در دوران قبل از احمدي نژاد، دولت هاي مختلف به مردم کردند، مال هايي را که دزديدند، اين ها را بگوئيد.مي گويند مگر مي شود اين ها را در سينه زني گفت؟
وي ادامه داد:ظلم ستيزي بايد همه جا باشد. دستگاه امام حسين(ع) رابايد به مردم درست نشان بدهيد. بايد اين ترس در بين برخي وجود داشته باشد، که نکند فلان مداح کسي را افشا کند. اين رسالت بايددر بين همه نوکران گسترش پيدا کند، مداح کسي نيست که خود را بفروشد.
وي در پايان تاکيد کرد: متاسفانه برخي از ذاکران نيز به گونه ايي کار مي کنند که زن و بچه اش از امام حسين(ع) جدا مي شود. ديگر فکرش و خودش را قبول ندارند چرا که مي بينند هم مداحي مي کند هم هر حرفي از دهانش خارج مي شود يا بد اخلاق است. من مي بينم که برخي نوکران امام حسين، از امام حسين جدا افتاده اند.
رئیس دانشگاه آزاد چندی پیش در جریان بازدید از خبرگزاری ایسنا در پاسخ به اين سوال كه آيا قبول داريد كه دانشگاه آزاد در اين باره اهمال كرده است، گفت: ابداً، دانشگاه آزاد اسلامي به هيچ عنوان در اين باره اهمال نكرد، در همه دانشگاهها چه آزاد و چه دولتي مثل دانشگاه صنعتي شريف نيز وقتي افرادي درخواست ميكنند براي تدريس و مداركي ارائه ندهند، اگر فرد مورد اعتماد باشد دستور اشتغال به تدريس آن صادر ميشود و اين در موارد متعددي اتفاق افتاده است.
وي همچنین افزوده بود: طبيعي است كه در اين مورد حكم ميزنند كه اين حكم رسمي نيست و تنها بر اساس آن اشتغال شروع ميكنند، بعد اين حكم روال قانوني را طي ميكند و به سازمان مركزي ارائه ميشود، در مورد كردان هم اين اتفاق افتاد، سازمان مركزي از وي درخواست كرد كه مداركش را ارائه دهد كه ايشان مدرك دكتري افتخاري ارائه دادند كه در سازمان مركزي هم گفتند مدرك دكتراي افتخاري ارزش علمي ندارد و نميتوان براي تدريس استفاده كرد و از آنها تنها ميتوان براي عنوان استفاده كرد. مجددا چندين بار مكاتبه كردند و جواب نگرفتند و به نتيجه نرسيدند لذا پرونده مختومه شد ، بنابراين هيچ كار خلافي در دانشگاه آزاد اسلامي اتفاق نيفتاده است و كار اداري هم طبق روال صورت گرفته است.
اما علیرضا زاکانی رئیس هیأت تحقیق و تفحص از آموزش عالی کشور در مجلس هفتم که تأکید دارد در جریان بررسی های این هیأت به تخلفات متعددی درخصوص دانشگاه آزاد برخورد کرده است، با انتشار جوابیه ای به بخش هایی از اظهارات جاسبی درخصوص روند به عضویت درآمدن کردان در هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران مرکز واکنش نشان داد و وعده داد طی 3 بخش دیگر نیز به باقی اظهارات جاسبی پاسخ دهد.
به گزارش رجانیوز، متن این جوابیه در ادامه آمده است:
1- آقای دکتر جاسبی در اظهاراتشان بیان می دارند که مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی به تصدی گری ایشان، در پرونده هیأت علمی و تدریس آقای کردان وزیر سابق کشور به هیچ عنوان اهمال کاری نکرده و بنابراین هیچ کار خلافی نیز از سوی مدیریت دانشگاه انجام نگرفته است.
بررسی این ادعا با توجه به مستندات موجود در دفتر استخدام هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بسیار جالب و قابل توجه است.
1-1- آقای کردان در تاریخ 12/4/79 طی درخواستی خطاب به آقای دکتر جاسبی با این ادعا که دارای دانشنامه دکتری حقوق می باشد، خواستار عضویت در هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی می گردد. آقای دکتر جاسبی نیز در ذیل درخواست نامبرده خطاب به معاونت آموزشی دانشگاه چنین دستور می دهد: «با نظر مساعد بررسی شود (پرونده تشکیل شود)- 12/4/79- جاسبی». معاونت آموزشی دانشگاه نیز در تاریخ 21/4/79 دستور تشکیل پرونده هیأت علمی برای آقای کردان را به دفتر استخدام هیئت علمی دانشگاه صادر نموده و پرونده وی برای استخدام در واحد تهران مرکزی تشکیل می گردد.

2-1- جناب آقای دکتر جاسبی در اظهاراتشان در خبرگزاری ایسنا (مورخ 22/9/87) بیان می دارد که از آقای کردان مدارک تحصیلی اشان درخواست شد و ایشان مدرک دکتری افتخاری ارائه دادند. سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی هم گفتند که مدرک دکتری افتخاری ارزش علمی ندارد و نمی توان برای تدریس استفاده کرد.
آقای کردان مدرک دکتری افتخاری خویش را برای رئیس وقت واحد تهران مرکزی (آقای دکتر زارع معاونت فعلی امور مجلس دانشگاه آزاد اسلامی) ارسال داشته (مدرکی که بعدها مشخص گردید که اصالت هم نداشته و جعلی بوده است) و رئیس واحد نیز به آقای دکتر جاسبی درخصوص استخدام ایشان با مدرک دکتری افتخاری ارائه شده چنین تقاضا می کند: «لطفاً دستور فرمایید با توجه به مزایای علمی مدرک ارائه شده و قبل از طی شدن مراحل ارزشیابی، امر تدریس و اجرای دستورات محقق شود».
این در حالی است که جناب آقای زارع که خود سال ها سمت معاونت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی را بر عهده داشته است، بر این نکته واقف بوده است که دکترای افتخاری فاقد مزایای علمی و غیرقابل ارزشیابی بوده و می باشد.
نکته جالب تر در این مطلب است، هنگامی که مدرک دکتری افتخاری آقای کردان به همراه درخواست رئیس واحد تهران مرکزی در تاریخ 27/5/79 به استحضار آقای دکتر جاسبی می رسد، وی علی رغم اینکه در اظهاراتش در تاریخ 22/9/87 در خبرگزاری ایسنا اذعان داشته است که سازمان مرکزی به وی اطلاع داده بود که مدرک دکتری افتخاری ارزش علمی نداشته و نمی توان از آن برای تدریس استفاده نمود، با درخواست رئیس واحد تهران مرکز موافقت می کند. هرچند شخص آقای دکتر جاسبی به واسطه جایگاه ها و پست های اداری و آموزشی ای که داشته اند، بهتر از هر شخصی مطلع بوده اند که مدرک دکتری افتخاری هیچ ارزش علمی و استخدامی نداشته و قابل ارزشیابی نیز برای تدریس در دانشگاه نمی باشد.
بنابراین آقای دکتر جاسبی در تخلفی آشکار از ضوابط استخدام هیأت علمی در دانشگاه ها، در تاریخ 27/5/79 بدون انجام هرگونه گزینش علمی و عمومی و حداقل اخذ تصاویر (و نه اصل) مدارک 3 گانه کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، در دستوری خطاب به آقای دکتر زارع رئیس وقت واحد تهران مرکزی دستور آغاز تدریس نامبرده را صادر می کند. در این دستور آمده است: «جناب آقای دکتر زارع- تا قبل از ارزشیابی مدرک، آقای کردان می تواند تدریس خود را شروع کند- 27/5/79- جاسبی».
با دستور آقای دکتر جاسبی و آغاز تدریس آقای کردان در واحد تهران مرکزی، پرونده وی در دفتر استخدام هیأت علمی دانشگاه با شماره 17170 ثبت و نامبرده بدون انجام هرگونه گزینش اولیه علمی و عمومی، فعالیت خویش را با حکم استادیاری نیمه وقت قراردادی، آغاز می نماید!
2- آقای دکتر جاسبی در ادامه مدعیات خود در خبرگزای ایسنا (مورخ 22/9/87) اظهار می دارد که چندین مرتبه با آقای کردان مکاتبه گردید تا مدارک خود را ارائه دهد و جواب نگرفتند و لذا پرونده ایشان مختومه شد. این بخش از اظهارت مدیریت غیرقانونی دانشگاه آزاد اسلامی نیز بر خلاف مستندات موجود است:
1-2- پس از آغاز تدریس آقای کردان در واحد تهران مرکزی به عنوان استادیار نیمه وقت قراردادی، برخلاف ادعای آقای دکتر جاسبی هیچ مکاتبه ای با نامبرده، دال بر اخذ مدارک تحصیلی ایشان با وی انجام نمی گیرد.
2-2- آقای کردان در تاریخ 1/11/79 در نامه ای به آقای دکتر جاسبی با اظهار این مطلب که با توجه به اینکه مدرک دکترای حقوق ایشان از دانشگاه آکسفورد (منظور مدرک دکتری افتخاری) به عنوان مدرک پایه از سوی آقای جاسبی پذیرفته شده و وی به عضویت هیأت علمی دانشگاه آزاد درآمده است، درخواست می نماید که هم از گزینش های علمی معاف شده و هم حکم رسمی قطعی برای نامبرده صادر گردد!
3-2- مکاتبات آقای کردان با آقای جاسبی و دستورات صادره از سوی وی در این خصوص نشان می دهد که اولاً آقای کردان مدرک عالیه دانشگاهی نداشته وثانیاً آقای دکتر جاسبی نیز از این امر مطلع بوده است. زیرا آقای کردان صراحتاً در نامه خویش ذکر کرده که مدرک دکترای مورد ادعای خویش (دانشنامه دکتری حقوق) همان دکتری افتخاری دانشگاه آکسفورد است که از سوی آقای دکتر جاسبی پذیرفته شده است.
4-2- بر اساس بخشنامه های استخدامی هیئت علمی به ویژه بخشنامه های شماره 18689 مورخ 14/5/69، 144333/88 مورخ 8/12/77، 158746/88 مورخ 7/12/78 و... اعضای هیأت علمی دانشگاه علاوه برآنکه باید در ابتدای استخدام گزینش های علمی و عمومی را طی کنند، در هنگام تبدیل وضعیت استخدامی از قراردادی به رسمی آزمایشی و سپس رسمی قطعی، بایستی حائز امتیازهای علمی و تحقیقاتی و... گردیده و مراتب در هر مرحله توسط هیأت ممیزه دانشگاه تأیید و گروه علمی تخصصی مربوطه نیز در مصاحبه های مربوطه، صلاحیت علمی متقاضی را تأیید کند.
5-2- از سوی دیگر، اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی و نیز دیگر قوانین آموزش عالی کشور و مصوبات هیأت امنای دانشگاه، چنین اختیاری به آقای دکتر جاسبی نداده است تا با صدور دستورات خلاف قانون و فراتر از آموزش عالی کشور، بتواند کسی را بدون طی مراحل مربوطه گزینش علمی و عمومی به استخدام هیأت علمی دانشگاه درآورده و سپس ایشان را در هنگام تبدیل وضعیت از قراردادی به رسمی آزمایشی و سپس رسمی قطعی از انجام تأییدیه های علمی و گزینشی معاف نماید.
به عنوان مثال، بخشنامه شماره 158746/88 مورخ 7/12/78 متقاضی تبدیل وضعیت استخدامی از قراردادی به رسمی آزمایشی در دانشگاه آزاد اسلامی را منوط به احراز شرایط زیر می کند: «-کسب تأییدیه صلاحیت علمی از گروه علمی تخصصی مربوطه در سازمان مرکزی دانشگاه، داشتن تأییدیه صلاحیت عمومی (اخلاقی) اعم از پیمانی یا دائم از دفتر گزینش استاد دانشگاه و...».
3- در حالی که آقای کردان هیچ یک از شرایط مندرج در قوانین استخدامی و بخشنامه های مربوطه را نداشته و هنوز بیش از 5 ماه از استخدام قراردادی وی نگذشته بود، آقای دکتر جاسبی با علم و آگاهی از وضعیت تحصیلی و استخدامی آقای کردان، در اقدامی خلاف قانون، دستور معافیت نامبرده از گزینش های علمی را صادر کرده و با صدور حکم رسمی قطعی (و نه رسمی آزمایشی) برای نامبرده موافقت و در این زمینه نیز دستورات لازم صادر می کند!
بنابراین، این ادعای آقای دکتر جاسبی در خبرگزاری ایسنا که برای آقای کردان حکم موقت صادر شده بود تا وی مدارک خود را ارائه دهد، ادعای نادرستی بیش نیست، زیرا اولاً آقای کردان بر داشتن دانشنامه دکتری رسمی ادعا نکرده و اتفاقاً آنچه وی در مکاتبات اشاره داشته، صراحتاً مدرک افتخاری دانشگاه آکسفورد بوده است و ثانیاً هیچگاه برای کسی که در استخدام قراردادی موقت بوده!، حکم رسمی قطعی و معافیت از گزینش های علمی صادر نمی گردد!
1-3- عین درخواست مورخ 1/11/79 آقای کردان از آقای جاسبی به شرح ذیل است: «با تشكر از الطاف جنابعالي پيرامون دستور مورخ 12/4/79 مدرك دكتري حقوق اينجانب از دانشگاه آكسفورد كه برابر مقررات به عضويت هیأت علمي نيمه وقت واحد تهران مركز پذيرفته شده ام. فلذا با ملحوظ قراردادن مدرك مضبوط پايه در پرونده مفتوحه نزد دانشگاه آزاد، جهت (صدور) حكم رسمي قطعي لزوماً بايد مراحلي از قبيل صلاحيت علمي و تأیید مدارك پايه ارائه شده در پرونده به تأیید جنابعالي برسد و از سوي ديگر با ارائه فهرست مقالات فقه و حقوقي به ويژه در زمينه حقوق قضا و رسانه ها كه در ايران كم سابقه مي باشد و همچنين تأليف كتاب فرهنگ و توسعه، خواهشمند است دستور فرماييد نسبت به صدور حكم قطعي رسمي اقدام شود.»

2-3- دستور آقای جاسبی نیز در ذیل نامه آقای کردان به شرح زیر است: «جناب آقاي دكتر شجاع موافقت می گردد، اقدام مقتضي به عمل آيد - 27/5/79- جاسبی ».
4- دفتر هیأت ممیزه هیأت علمي دانشگاه آزاد اسلامی با رسيدن دستور آقای دكتر جاسبي مبني بر صدور حكم رسمي قطعي براي آقای كردان طي نامه اي در تاريخ 9/11/79 طی نامه شماره 17170 موارد خلاف قانون انجام شده درباره استخدام مشارالیه را به شرح ذيل براي معاون آموزشي دانشگاه آزاد اسلامی ارسال مي دارد: «جناب آقای دکتر صادقی شجاع/ معاونت محترم آموزشی دانشگاه، با سلام و احترام، با عنایت پی نوشت مورخ 9/11/79 در هامش تقاضای آقای دکتر علی کردان به استحضار می رساند، با مطالعه پرونده متقاضی (17170) که در تیرماه سال جاری در دفتر استخدام هیأت علمی تشکیل گردید، کمبودهای زیر در اجرای مقررات مربوط به تبدیل وضعیت قطعی استخدامی ایشان مشاهده می گردد:
1- عدم تأیید صلاحيت علمي از طريق مصاحبه علمي و تصویب ریاست دانشگاه،
2- عدم تأیید صلاحيت عمومي از طريق دفتر گزينش استاد،
3 - عدم ارزشيابي مدارك تحصيلي در مقاطع سه گانه تحصيلي [كارشناسي- كارشناسي ارشد-دكتري]،
4 - عدم وجود شرايط زمان ( شش سال براي خدمات نيمه وقت)
مستدعی است ارشاد لازم را جهت اجرای اوامر صادر فرمایید. 9/11/79- دکتر قائم مقامی»
نكته قابل توجه در نامه فوق در اين است كه آقاي علي كردان حتي مدارك تحصیلی كارشناسي و كارشناسي ارشد خود را نیز برای استخدام در هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ارائه نداده و ارزشیابی این مدارک در پرونده وی نبوده و برابر بند (1) نامه بالا، جناب آقای دکتر جاسبی بدون انجام مصاحبه علمی از آقای علی کردان، صلاحیت علمی و نیز صحت مدارک ارائه داده نشده از سوی آقای کردان را تأیید نموده اند!
معاونت آموزشي دانشگاه آزاد اسلامی در هامش نامه مورخ 9/11/79 دفتر هیأت ممیزه هیأت علمي دانشگاه آزاد اسلامی در دستوری بسیار قابل توجه و درخود تأمل به آن دفتر هیأت ممیزه دانشگاه آزاد اسلامی چنین دستور می دهند: «با توجه به موافقت رياست محترم دانشگاه بسياري از اين مسائل حل است، شما تنها مدارك لازم را تهيه كنيد-9/11/79»!
دفتر هیأت ممیزه هیأت علمي دانشگاه نیز پیرو دستور معاونت آموزشی دانشگاه در همان تاریخ یعنی 9/11/79 طی یادداشت زیر پرونده آقای کردان را تأیید و عیناً برای دفتر استخدام هیئت علمی دانشگاه ارسال می دارد: «برابر مرقومه معاونت آموزشی جهت تهیه مدارک عیناً به دفتر استخدام هیئت علمی منعکس می گردد».
5- معاونت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی در تاریخ 17/11/79 خلاصه مشخصات پرونده اقای کردان را برای آقای دکتر جاسبی ارسال و ایشان نیز ضمن توشیح آن موافقت خود را با ادامه تدریس آقای کردان به عنوان استادیار نیمه وقت واحد تهران مرکزی را اعلام می دارد.
در این مرحله نیز مکاتبه ای مبنی بر تذکر به آقای کردان بابت عدم ارائه مدارک 3 گانه دانشگاهی در پرونده نامبرده دیده نمی شود.
1-5- در مرداد ماه سال 82، سازمان بازرسی کل کشور طی بازرسی خود از دفتر استخدام هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، استخدام آقای کردان را با داشتن مدرک دکتری افتخاری و بدون ارائه مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بر خلاف قانون دانسته و خواهان ارائه توضیح در این خصوص می گردند. مدیر کل دفتر استخدام هیأت علمی دانشگاه نیز طی نامه شماره 260377/66 مورخ 16/7/82 ضمن رفع مسئولیت این اقدام خلاف قانون از خود، رسماً اعلام می دارد که «- برای آقای علی کردان بر اساس دستور ریاست محترم دانشگاه حکم استادیاری صادر شده است».
سازمان بازرسی کل کشور در نهایت در گزارش خویش تأکید می نماید که استخدام آقای کردان برخلاف قانون بوده و ضمن اعلام نقض گسترده قوانین آموزشی توسط آقای دکتر جاسبی، با بیان اینکه دستورها و مجوزهای صادر از سوی ایشان برخلاف اساسنامه دانشگاه صورت پذیرفته است، خواهان ابطال عضویت هیأت علمی آقای کردان در دانشگاه آزاد اسلامی می گردد.
2-5- سازمان بازرسی کل کشور در تاریخ های 24/1/83، 9/4/83، 17/4/83، 27/4/83 خواهان اجرای پیشنهادات ارائه شده در گزارش نهایی سازمان بازرسی می شوند اما هر بار مسئولان آن دانشگاه به بهانه ای از اجرای آنها استنکاف می ورزند.
مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی در تاریخ 18/5/83 در توضیحی دو خطی درباره آقای کردان اعلام می نمایند که ایشان دکتری افتخاری خود را ارائه داده بود و ادعای مدرک دکتری علمی هم داشته است، حکم موقت صادر شده تا مدارک خود را تکمیل کند که هنوز اقدامی نکرده است!
این در حالی است که همانطور که در بالا ذکر شد آقای کردان اصلاً چنین ادعایی نداشته و در نامه خود تأکید داشته است که مدرک دکترای افتخاری وی همان مدرک دکترای مورد ادعاست و آقای دکتر جاسبی نیز آن را پذیرفته و تأیید نموده و برای ایشان حکم استادیاری رسمی قطعی (ونه موقت، نه پیمانی، و نه رسمی آزمایشی) صادر شده بود. بنابراین، این ادعای مدیریت دانشگاه، بی شک در جهت منحرف نمودن پرونده بوده و با تمامی مستندات موجود در پرونده آقای کردان در مغایرت آشکار است.
3-5- بازرسان سازمان بازرسی کل کشور ضمن ملاحظه و مشاهده مغایرت ها و تضادهای اظهارت مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی در نامه مورخ 18/5/83 با مستندات موجود در پرونده و اظهارات گذشته دفتر استخدام هیأت علمی دانشگاه درباره استخدام آقای کردان، در تاریخ 1/6/83 رسماً اعلام می دارند که پاسخ مدیریت آن دانشگاه در ارتباط با آقای علی کردان با توجه به مستندات موجود در پرونده قانع کننده نمی باشد.
سازمان بازرسی کل کشور مجدداً طی نامه شماره 134/84/6 مورخ 10/1/84 اعلام می کند که مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی در اجرای پیشنهادات ارائه شده از سوی آن سازمان اقدام مؤثری انجام نداده و پاسخ های اعلامی نیز وافی در مقصود نمی باشد.
4-5- علی رغم تأکیدات مکرر سازمان بازرسی کل کشور مبنی بر ابطال عضویت هیأت علمی آقای کردان، مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی از جمله جناب آقای دکتر جاسبی از اجرای نظرات سازمان بازرسی کل کشور استنکاف ورزیده و بر ادامه تدریس نامبرده با همان عنوان و سمت قبلی تأکید می ورزند. سازمان بازرسی کل کشور مجدداً در تاریخ 5/11/84 خواهان اجرای نظرات و پیشنهادات خود شده ولی این بار نیز مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی از اجرای قانون سرباز می زنند.
5-5- در اسفندماه سال 84، هیأت تخقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از آموزش عالی کشور خواهان ارائه آخرین لیست اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی می شود. جالب آن است که در لیست ارائه شده از سوی دفتر استخدام هیئت علمی آن دانشگاه به تاریخ 6/12/84، مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی نه تنها عضویت آقای کردان را در هیأت علمی آن دانشگاه ابطال ننموده اند بلکه نامبرده با مرتبه علمی دانشیاری (بالاتر از استادیاری) به مجلس معرفی می نمایند. در ردیف مشخصات وی آمده است:
«نام واحد: تهران مرکزی- شماره پرونده: 17170- نام و نام خانوادگی: علی کردان، نوع مدرک: دکترای تخصصی، نام رشته: حقوق، مرتبه دانشگاهی: دانشیار، گزینش علمی: قبول، گزینش اخلاقی: تحت بررسی، نحوه همکاری: نیمه وقت، متولد 1337».
بنا بر اظهارت آقای دکتر جاسبی در جلسه مورخ 18/6/87 کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، این دانشگاه تازه در دی ماه سال 85 با آقای کردان قطع همکاری نموده است.
شایان ذکر است که اهمال کاری ها و تخلفات مدیریت ارشد دانشگاه آزاد اسلامی به ویژه آقای دکتر جاسبی تنها در پرونده استخدام آقای کردان خلاصه نشده و انبوهی از پرونده های استخدامی برخی مدیران کشور حاکی روند جدی ایشان در این زمینه بوده است. بدیهی است بسیاری از این مدیران نسبت به وقوع تخلفات گوناگون در استخدامشان اطلاعی ندارند.
6- جناب آقای دکتر جاسبی در اظهارات خلاف واقع خود در خبرگزاری ایسنا (مورخ 22/9/87) برای توجیه اقدامات خلاف قانون خود در استخدام آقای کردان در هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی که بی شک یکی از منحصر به فردترین استخدام های غیرقانونی است و به نظر بنده نه تنها در ایران بلکه علی القاعده در دیگر نقاط دنیا نیز نمونه و نظیر نداشته (البته شاید بتوان نمونه های مشابه دیگر آن را تنها در دستگاه عالیه جناب آقای دکتر جاسبی یافت)، متأسفانه در اتهامی قابل تأمل اظهار می دارد که:
«در همه دانشگاه ها چه آزاد، چه دولتی مثل صنعتی شریف نیز وقتی افرادی درخواست می کنند برای تدریس و مدارکی ارائه نمی دهند، اگر فرد مورد اعتماد باشد، دستور اشتغال به تدریس آن صادر می شود. طبق ضابطه همه دانشگاه ها این کار را می کنند...، در دانشگاههای دولتی هم روال کار همین است.»
بدیهی است که در صورتی که آقای جاسبی نتوانند ضابطه و مصادیقی که دانشگاه های دولتی از جمله دانشگاه صنعتی شریف بر اساس آنها افرادی مشابه آقای کردان را با دکترای افتخاری و یا بدون داشتن مدارک 3 گانه دانشگاهی و بدون طی مراحل استخدام علمی و عمومی به عضویت هیأت علمی آن دانشگاه ها درآورده باشند، اظهارات ایشان توهین به جامعه دانشگاهی و فرهیختگان کشور بوده واز مصادیق بارز نشر اکاذیب و قابل رسیدگی در مراجعه صالحه می باشد.
يك عضو مجلس خبرگان رهبري معتقد است اين ادعا كه از سوي دولت خطري متوجه روحانيت مي شود، سياسي است.
آيت الله محسن حيدری در گفتگو با رجانيوز با بيان اينكه اين افراد براي خالي كردن دل مردم نسبت به دولت و نظام اين ادعاهاي بي پايه را مطرح مي كنند، تأكيد كرد: دولت در خط امام، نظام و رهبري است.
نماينده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبري، رابطه روحانيت و دولت را رابطه مراد و مريدي خواند و ادامه داد: احزاب و گروه هايي كه به هيچ وجه اعتقادي به روحانيت نداشته وآن زمان هم كه حكومت در اختيار آنها بود، بزرگترين توهين ها را به روحانيت كرده و آنها را كنار مي زدند، امروز سنگ دفاع از روحانيت را با انگیزه تخطئه دولت به سينه مي زنند.
امام جمعه موقت اهواز ادامه داد: آنها چون مي دانند مردم به روحانيت علاقه دارند، مي خواهند دل مردم را نسبت به دولت و شخص رييس جمهور چركين كنند تا به اغراض سياسيشان دست یابند.
وي با اشاره به حمايت هاي رهبر انقلاب از دولت و رييس جمهور گفت: امام(ره) و مقام معظم رهبري براي حفظ نظام لازم مي دانستند كه از هر دولتي كه روي كار مي آيد، آن هم تا زماني كه از خط نظام و انقلاب منحرف نشده، حمايت كنند.
آيت الله حيدري افزود: به عنوان مثال، حضرت امام از بني صدر حمايت مي كرد، از شهيد رجايي هم حمايت مي كرد اما آنچه كه دردل امام نسبت به بني صدر بود با آنچه كه در دل امام نسبت به شهيد رجايي بود، تفاوت داشت.
وي در ادامه اظهار داشت: اعتقاد عميق شهيد رجايي به نظام و انقلاب باعث شده بود كه امام، حقيقتاً شهيد رجايي را قبول داشته باشد، به اين خاطرحمايت هاي امام از شهيد رجايي حمايت هاي ويژه ای بود.
عضو مجلس خبرگان رهبري با تأكيد بر اينكه حمايت هاي رهبري از رييس جمهور همانند حمايت امام از شهيد رجايي است، ادامه داد: رهبر انقلاب همانگونه كه از دولت هاي آقايان هاشمي و خاتمي دفاع مي كرد، از دولت احمدي نژاد هم دفاع مي كند اما حمايت هاي ايشان از دولت نهم و شخص رييس جمهور حمايت ويژه و از جنس حمايت امام نسبت به شهيد رجايي است.
وي در واكنش به اظهارات يكي از اعضاي دوم خردادي مجمع تشخيص مصلحت نظام كه مصوبات سفرهاي استاني را غير قانوني خوانده بود، گفت: باندها و احزاب رقيب چون مي بينند اين سفرهاي استاني باعث شده تا مردم به نظام و انقلاب اميدوار شوند و دولت از آن حالت مركز نشيني خارج و به ميان توده هاي مردم آمده و تصميماتش را در جمع آنها اتخاذ مي كند، اين اقدام بزرگ را برنمی تابند
حيدري با بيان اينكه اين افراد براي تخطئه ثمرات سفرهاي استاني اين اظهارات فاقد وجاهت اخلاقي را مطرح مي كنند، اظهار داشت: كدام قانون رييس جمهور و هيأت دولت را منع مي كند كه در ميان مردم رفته و با بررسي مشكلات آنها تصميمات لازم را اتخاذ كنند.
وي در ادامه با تأكيد بر اينكه روح قانون اساسي دولت را مكلف كرده كه خدمتگزار مردم باشد، گفت: بهترين راه خدمتگزاري اين است كه در بين مردم حاضر شده و از همانجا مشكلات را رتق و فتق كند كه اين اقدام نه تنها مخالف با قانون نيست، بلكه مطابق با روح قانون است.
نماينده مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه مردم احمدي نژاد را به عنوان نماد نظام و سكاندار كشتي اجرايي كشور قبول دارند، افزود: از اين جهت استقبال بي نظيرشان از رييس جمهور در سفرهاي مختلف در واقع حمايت از شعارهاي انقلابي و امام پسندي است كه آقاي احمدي نژاد مطرح مي كند.
وي در پايان تصريح كرد: بیان شعارهاي انقلاب و امام، عدالت محوري و بريدن دست ظالمان و متجاوزان به بيت المال در خون مردم است و به همين دليل از مناديان اين شعارها حمايت مي كنند.
روزنامه مصري الاهرام با انتشار مقاله اي تحت عنوان"زني که تسليم را نمي شناسد" به قلم زينب الامام، ضمن معرفي فعاليت هاي شيرين عبادي تعطيلي دفتر کانون غير قانوني مدافعان حقوق بشر را محکوم کرده است.
يکي از تاکتيک هاي رژيم هاي ديکتاتور و دست نشانده امپرياليسم در جهت چپاول هرچه بيشتر ملل مستضعف، توسل به رسانه هاي ارتباط جمعي و تبليغاتي است. امروزه رژيم هاي زورمدار و سرسپرده به شيوه هايي دست يافته اند که با به کارگيري آنها مي توانند زمينه اجتماعي و افکار عمومي را در داخل و خارج از مرزهاي خود به نحوي فراهم کنند، که در حين چپاول ثروتهاي توده مستضعف، اعتباري ويژه و چهره اي موجه از خود ترسيم نموده و اقشار ناآگاه جوامع را به حيلتي رنگين بفريبند.
يکي از مهمترين ابزارهاي اين هدف پليد، به کارگيري مطبوعات وابسته در جهت شکل دهي ذهنيت اجتماع و بعبارت ساده تر، شستشوي اذهان مستضعفين و مغزهاي متفکران در سرچشمه هاي مرگبار فرهنگي استکبار است.
الاهرام چگونه روزنامه ای است؟
روزنامه "الاهرام" مصر يکي از نشرياتي است که در ابعادي وسيع منتشر شده و در طول دوران فعاليت خود تطهير چهره امپرياليسم و ايادي آن در منطقه حساس خاورميانه و مقابله با نهضت جهاني اسلام در سرچشمه هاي خود يعني ايران، لبنان، مصر و... را در صدر فعاليتهاي امریکا پسند خود قرار داده است.
اسنادي که پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران بدست آمده است، گواهي مي دهند که اين روزنامه يکي از اهرم هاي تبليغاتي رژيم منحوس پهلوي بوده و در ازاي خوش خدمتي هاي خود به منظور معرفي اين رژيم به عنوان حکومتي عدالت گستر و مردسالار، مبالغ هنگفتي را از خزانه بيت المال ملت ايران دريافت کرده است.
به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 و قطع ريشه هاي امپرياليسم در اين منطقه استراتژيک، روزنامه "الاهرام"، اين بار شمشير را از روبسته و شديدترين و غير انساني ترين عداوت را به انقلاب اسلامي ايران و رهبري مظلوم آن آغاز مي کند.
در اين گزارش، ضمن بررسي اسناد معامله و ارتباطات روزنامه الاهرام و وزارت اطلاعات رژيم پهلوي، عملکرد اين جريده را پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در برابر ديدگان ملت شريفمان قرار داده تا هوشياري خود را در چنين مواردي افزون کرده و معلوم شود کانون غيرقانوني مدافعان حقوق بشر و خانم شيرين عبادي از سوي کساني مورد حمايت قرار دارد که نامشان آلوده به خون اين ملت مظلوم است:
* * *
سري (گزارش)
موضوع: قرارداد با روزنامه الاهرام
از ژوئيه 1972 به دنبال انعقاد قرارداد بين وزارت اطلاعات و جهانگردي و روزنامه الاهرام، همه ساله مبلغ 25هزار ليره استرلينگ از طريق وزارت اطلاعات و جهانگردي به اين مؤسسه پرداخت شده است. (به غير از اين وجه، مبالغ ديگري نيز به مناسبت هاي مختلف به حساب اين روزنامه ريخته شده است)
مسئولان اين روزنامه، همواره تقاضاي افزايش مبلغ قرارداد را داشته اند. در اکتبر 1976 از سوي روزنامه الاهرام تقاضا شد که به دليل کاهش نرخ و متغيربودن وضع پوند، از آن پس مبلغ مورد قرارداد به دلار به حساب اين موسسه ريخته شود که به همين ترتيب حواله گرديد.
در اوت 1976، مسئولان روزنامه در نامه اي به عنوان جناب آقاي نخست وزير تقاضا کردند که براي سال 77-1976 قراردادي به مبلغ 150هزار دلار منعقد گردد. (البته براي سال 1977).
جناب آقاي نخست وزير تجديد قرارداد را تائيد نمي فرمايند، معذالک مقرر مي فرمايند از سفارت شاهنشاهي در قاهره نيز نظرخواهي شود.
جناب آقاي سفير به دنبال نظرخواهي پاسخ مي دهند که به نظر ايشان پرداخت پول با انعقاد قرارداد به يک روزنامه مصري کار صحيحي نيست زيرا با روابط صميمانه اي که بين دولتين ايران و مصر وجود دارد، روزنامه هاي مصري بايستي مطالب و مقالاتي درباره ايران انتشار دهند به همين دليل و به علت عدم امضاء قرارداد براي سال 1977 جناب آقاي سفير معتقد هستند قطع کمک هم معقول نمي باشد و بهتر است در سال 1977 نيز قرارداد قبلي به قوت خود باقي باشد ولي به تدريج به مسئولان الاهرام تفهيم گردد که تجديد قرارداد در سال هاي بعد به صورت فعلي ممکن نيست.
سفارت شاهنشاهي در قاهره معتقد است که در آينده، کمک از طريق دادن آگهي و دعوت مسئولان روزنامه بدون عقد قرارداد انجام پذيرد. ضمنا توصيه مي نمايد که به روزنامه هاي "الجمهوريه" و "الاخبار" نيز به همان مقدار کمک شود.
(سند شماره يک)
****
همچنان که در سند شماره يک ملاحظه مي شود، قرارداد بين وزارت اطلاعات رژيم شاهنشاهي و روزنامه الاهرام از تاريخ ژوئيه 1972 (خرداد 1351) آغاز مي شود و همه ساله مبلغ 25 هزار ليره استرلينگ از طريق وزارت اطلاعات و جهانگردي به اين مؤسسه مطبوعاتي پرداخت مي شده است. مسئولان روزنامه الاهرام پس از 5 سال که از عهده انجام وظايف محوله و تبليغ براي رژيمي که دستش به خون جوانان ايران آلوده گشت برآمدند، در اکتبر 1976 (مهر 1355) طي نامه اي به عنوان امير عباس هويدا، نخست وزير وقت ايران، تقاضا کردند که براي سال 1977 قراردادي به مبلغ 150،000 دلار منعقد گردد. که البته سفير ايران درمصر بدنبال نظرخواهي که در اين مورد از او مي شود، چنين پاسخ مي دهد:
سفارت شاهنشاهي ايران قاهره
جناب آقاي خلعت بري وزير محترم امورخارجه
عطف به مرقومه شماره 7760،4،25 مورخ 2535،9،30 به استحضار عالي مي رساند:
موضوع همانطور که مقرر فرموده بودند، از طرف اين سفارت شاهنشاهي با کمال دقت و با در نظر گرفتن کليه جوانب امر مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت و نتيجه به شرح زير به عرض عالي مي رسد:
1- کمک منحصر به فرد وزارت اطلاعات و جهانگردي به يک نشريه خاص مصري (الاهرام) آن هم به صورت انعقاد يک قرارداد محرمانه بين آن وزارت و نشريه مزبور شايد در آن زمان ضرورت داشته ولي در اصل، کار اصولي نبوده است.
2- با اينکه سعي بسياري شده بود که موضوع قرارداد محرمانه مربوط به کمک به نشريه الاهرام مخفي بماند، ولي معهذا ساير جرايد مصر از جريان مطلع شده و با مراجعات مکرر خود به سفارت شاهنشاهي مرتباً تقاضا نموده اند که دولت شاهنشاهي به آنها نيز مانند الاهرام کمک هاي لازم را بنمايد تا آنان نيز مقالات مورد نظر را در نشريات خود درج نمايند که گزارش آن به طور مکرر به وزارت محترم متبوع و بعضا به وزارت اطلاعات و جهانگردي نيز منعکس گرديده است. در عين حال، سفارت شاهنشاهي در پاسخ، توقعات اينگونه نشريات ضمن اظهار بي اطلاعي از موضوع قرارداد مزبور، به مديران و سردبيران نشريات مزبور همواره وعده داده است که چنانچه همکاري لازم را با سفارت شاهنشاهي داشته باشند، از طريق مقتضي مانند دعوت سردبيران و نويسندگان نشريات مذکور به ايران و انتشار آگهي هاي مورد نظر، توجه لازم به آنان مبذول خواهد گرديد و بايد اذعان نمود که در ازاي اينگونه وعده ها، سفارت شاهنشاهي تاکنون از همکاري اين قبيل نشريات کم و بيش برخوردار بوده است هرچند نشريات مزبور ادامه اين گونه همکاري را صراحتاً موکول به انجام وعده هاي داده شده مي نمايند.
3- با اين حال، به نظر اين سفارت شاهنشاهي با اينکه انعقاد اين نوع قراردادها علي الاصول درست نيست ولي لغو قرارداد موجود با الاهرام در وضع حاضر با توجه به شرايط و مقتضيات محل، به مصلحت نمي باشد. زيرا درست است که روابط ايران و مصر در زمان فعلي در حد اعلاي دوستي و صميميت مي باشد و ضمناً دولت مصر نيز بر مطبوعات محل کنترلي کافي دارد لکن بايد توجه داشت که اولاً هر گونه دستور و توصيه دولت به مطبوعات فقط موجب خواهد شد که جرايد مصري موضوعات و اخبار منفي مربوط به ايران را منتشر ننمايند ولي انتشار مطالب مورد نظر سفارت شاهنشاهي که تعداد آنها در طول سال به مناسبت هاي مختلف و در موقعيت هاي گوناگون در خور توجه و اهميت مي باشد، با اشکال مواجه خواهد گرديد.
(صرفنظر از اخبار مختلف مربوط به ايران که به طور روزمره در جرايد محل منتشر مي شود، تنها در سال جاري بيش از 64 مقاله از طرف اين سفارت شاهنشاهي و يا با اشاره اين نمايندگي به مناسبت هاي مختلف در جرايد محل منتشر گرديده است)، ثانياً با تشکيل احزاب سياسي 3 گانه در مصر و تمايلاتي که در جهت توسعه افکار دموکراسي و آزاديهاي فردي در حال نضج گرفتن مي باشد و بخصوص پيدايش گروه و جبهه منفردين در مجلس بدون شک مطبوعات مصر نيز از استقلال رأي و آزادي عمل بيشتري برخوردار خواهند شد و به اين ترتيب، مداخله دولت مصر در اين زمينه مانند سابق به آساني امکان پذير نخواهد بود.
ثالثاً وضع جديدي که هم از لحاظ سياسي وهم در اثر اختلافات ناشي از سياستهاي نفتي پاره اي از کشورهاي منطقه پيش آمده و ممکن است منجر به رقابت هاي سياسي بين کشورهاي منطقه گردد، زمينه را براي بهره برداري مطبوعات اينجا آماده تر ساخته و طبعاً جرايد محل بيشتر به طرفي متمايل خواهند شد که کمک زيادتري به آنها برساند و با توجه به وضع مالي کشورهاي نفت خيز عربي اهميت و حساسيت رقابت مزبور بيشتر آشکار خواهد گرديد.
رابعاً جرايد به طور کلي و مخصوصا در کشورهاي عربي و از جمله مصر (به استثناء چند نشريه کاملاً دولتي) بيشتر از ملاحظات بازرگاني و منافع مادي خود تبعيت مي نمايند تا يک سياست اصولي که مورد اعتقاد آنها باشد.
4- عليهذا، بنا به مراتب فوق، به نظر اين سفارت شاهنشاهي شايد صلاح باشد که در شرايط حاضر، قرارداد وزارت اطلاعات و جهانگردي با نشريه الاهرام در سال آينده نيز با همان شرايط قبلي تمديد شود ولي از طرف وزارت اطلاعات و جهانگردي که در اين مورد تماس مستقيم با نشريه مزبور دارد ظرف سال و بتدريج بنحو مقتضي به مسئولان آن نشريه تفهيم شود که تمديد قرارداد بصورت فعلي مقدور نمي باشد بلکه کمک هاي ديگري را مي توان به صورت هاي مختلف و از جمله بابت بهاي درج و نشرآگهي به مؤسسه مزبور پرداخت نمود، به ترتيبي که همان ميزان کمک حاصله از قرارداد تقريباً تأمين و جبران گردد.
5- در مورد 2 روزنامه يوميه مهم ديگر مصري يعني "الاخبار" و "الجمهوريه" نيز به دلايل مذکور در فوق بنا همين رويه اتخاذ گردد و باتوجه به اهميت نشريه مذکور که حداقل در رديف الاهرام قرار دارند، کمک هایي از همان طريق پرداخت بهاي درج آگهي به 2 نشريه مذکور و دعوت هاي متناوب مديران و سردبيران اين نشريه ها به ايران براي برقراري روابط مستقيم با آنها انجام گيرد، تا بدينوسيله موجبات گله و شکايات نشريات مزبور از دولت شاهنشاهي مرتفع شود و در عين حال، يک رويه واحد و يک سياست متحدالشکل و مؤثر نسبت به جرايد محل اتخاذ گردد تا بتوان کماکان مطالبي را که مورد توجه دولت شاهنشاهي مي باشد، در جرايد مصر منتشر ساخت.
با تقديم احترام
سفير شاهنشاه آريامهر
بهرام بهرامي
(سند شماره دو)
***
توصيه سفير شاهنشاه آريامهر! در مصر، در مورد دعوت مسئولان روزنامه هاي مصري به ايران، به عنوان تاکتيکي جديد مورد قبول مرکز واقع مي شود و به دنبال آن، "حسنين هيکل"، روزنامه نگار معروف مصري به ايران دعوت شده که مصاحبه اي اختصاصي را با شاه ملعون انجام داده و در بازگشت به مصر، متن آن را با آب و تاب فراوان در روزنامه الاهرام منتشر مي کند، به طوري که گل از گل اعليحضرت همايوني! مي شکفد و شخص محمدرضا پهلوي دستور تشکر از حسنين هيکل را صادر مي کند:
جناب آقاي خلعت بري وزير امور خارجه
در اجراي اوامر مطاع مبارک اعليحضرت همايون شاهنشاه
آريامهر نامه اي در زمينه مصاحبه جناب آقاي حسنين هيکل با شاهنشاه آريامهر به ايشان نوشته شده که به پيوست ايفاد مي گردد. متمني است، مقرر فرمايند از طريق وسيله پيک سياسي در اختيار جناب آقاي حسنين هيکل قرار گيرد. ترجمه انگليسي اين نامه نيز تهيه شده و بدون امضا به ضميمه آن نامه ارسال مي گردد که در صورت تائيد به ضميمه نامه اصلي براي ايشان فرستاده شود.
وزير اطلاعات وجهانگردي غلامرضا کيانپور
(سند شماره سه)
***
به دنبال دستور شاهانه! نامه تشکرآميز زير از طرف غلامرضا کيانپور وزير اطلاعات وجهانگردي خطاب به حسنين هيکل صادر مي شود:
نويسنده گرامي جناب آقاي حسنين هيکل
با نهايت مسرت از سفر جنابعالي به ايران و تجديد مودت، متن مصاحبه اي که با اعليحضرت همايون شاهنشاه آريامهر به عمل آورده و در روزنامه الاهرام انتشار داده بوديد، مطالعه کردم ومتن کامل آن را به زبان هاي فارسي، انگليسي و فرانسه در مطبوعات ايران منتشر گرديد.
نحوه تنظيم و ارائه مطالب با شيوه خاص جنابعالي براي کساني که با مطبوعات سر وکار دارند، بسيار آموزنده بود، به خصوص اينکه در کشورهاي عربي، ذهن آن عده را که به حقايق امور مربوط به ايران، به درستي آگاه نبودند، روشن ساخت واکنون ديگر نبايد براي خوانندگان زياد شما شبهه اي از جهت طرز فکر وسياست مستقل ملي ايران باقي مانده باشد لذا کوششي که به عمل آورديد، درخور تشکر است.
وزير اطلاعات وجهانگردي غلامرضا کيانپور
(سند شماره چهار)
پس از پايان قرارداد بين رژيم پهلوي والاهرام، کوشش هايي براي تجديد قرارداد با مبلغي بالاتر از جانب دست اندرکاران روزنامه الاهرام آغاز مي شود. اين روزنامه طي نامه اي که به امضا سردبير و مديرداخلي آن مي رسد، زحمات خود را در جهت منافع رژيم پهلوي خطاب به امير عباس هويداي معدوم يادآور شده و آمادگي الاهرام را براي همکاري همه جانبه اعلام مي دارد:
جناب آقاي نخست وزير
بدين ترتيب احترامات فائقه موسسه الاهرام و خود را تقديم نموده، توجه جنابعالي را به ملاقاتي که بين جناب آقاي کيانپور ونماينده ما، آقاي سامي هاشم صورت گرفت، جلب مي نمايم. در ملاقات مزبور، آقاي سامي هاشم گزارشي مبني بر چگونگي فعاليت هاي الاهرام از تاريخي که طبق راهنمایي جنابعالي فعاليت در زمينه قرارداد روابط عمومي با دولت شاهنشاهي، آغاز شد، تسليم نمود.
طبق خواست جنابعالي مبني بر اينکه همکاري هاي ما بدون وقفه بايستي ادامه يابد واين تمايل براي آقاي سامي هاشم نيز ابراز شده است، مؤسسه الاهرام وظايف خود را در زمينه (قرارداد روابط عمومي) که در 20 ژوئن 1975 بپايان مي رسد، بجا آورده است.
ضمناً طي مذاکرات آقاي سامي هاشم با وزير اطلاعات، جناب آقاي وزير تقاضا نمودند که نامه ضميمه به عنوان يادآوري براي جنابعالي ايفاد شود.
گرچه جناب آقاي وزير اطلاعات در باره تجديد قرارداد به طور کلي موافقت خود را اعلام نمودند، به نظر مي رسد، ابراز تمايل جنابعالي در اين زمينه تشويقي براي جناب آقاي نخست وزير وآغاز فعاليت ها به شمار مي رود.
با تقديم احترامات فائقه الاهرام عبدالله عبدل باري به پيوست اين نامه، توضيحاتي در مورد قرارداد و ارائه پيشنهادات جديد الاهرام ارائه شده، که سند شماره 6 به اين مسئله مي پردازد:
توضيحاتي در مورد قرارداد به قلم الاهرام قرارداد روابط عمومي که در ژوئيه 1973 بين وزارت اطلاعات و جهانگردي وروزنامه الاهرام منعقد شد، به روابط سياسي ايران ومصر که بعد از 10 سال قطع روابط آغاز شده بود، جنبه رسمي داد.
با آگاهي از نزديکي 2 ملت بزرگ مصر وايران، الاهرام در تحکيم روابط حسنه ومعرفي ايران به خوانندگان عرب وايجاد تصوير جديد از ايران در اذهان عمومي پيش کسوت بوده ودر اين زمينه موفق شده است. الاهرام در پيشبرد مقاصد خود مبني بر معرفي کشور ايران با مخالفت هایي نيز در دنياي عرب روبرو شد، لیکن هرگز دلسرد نشده وراه صحيح خود را ادامه داد.
اکنون با توجه به اينکه روابط ايران ومصر به مهمترين مرحله خود رسيده وهمکاري در زمينه هاي گوناگون به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. الاهرام بدون شک خواهان آن است که نقش عمده اي در اين مرحله و مراحل آينده به عهده گيرد و در حال حاضر بيش از هر موقع ديگر، معرفي ايران و ارائه اطلاعاتي در مورد اين کشور، ضرورت دارد.
در تاريخي که قرارداد روابط عمومي منعقد شد، الاهرام تقاضا نمود که حداقل ميزان قرارداد 50 هزار ليره استرلينگ باشد.
معاون وزارت اطلاعات در آن تاريخ، آقاي فرهاد نيکوخواه که متوجه نظرات الاهرام بود، اعلام نمودند که ميزان مبلغ مورد تقاضا منطقي و قابل قبول بوده لیکن با توجه به ميزان بودجه در آن تاريخ، با مبلغ 25 هزار ليره استرلينگ موافقت کرده و قول دادند که اين ميزان در برنامه ريزي بودجه آينده به ميزان مبلغ مورد تقاضا (50 هزار ليره استرلينگ) برسد.
با توجه به مراتب فوق و با درنظر گرفتن اين موضوع که قيمت مواد خام از جمله قيمت کاغذ در سطح جهاني در حدود 300 درصد تا 700 درصد افزايش يافته است، تقاضا مي نمایيم که مبلغ 50 هزار ليره استرلينگ به "قرارداد روابط عمومي" براي سال 19751976 اختصاص داده شود.»
(سند شماره پنج)
***
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي وقطع کمک هاي مادي رژيم پهلوي به اين نشريه، الاهرام به يکي از دشمنان سرسخت انقلاب اسلامي ايران تبديل شد و پس از روزنامه هاي وابسته به رژيم بعثي عراق، خصمانه ترين مواضع را در ميان جهان عرب عليه انقلاب اسلامي ايران ورهبري آن اتخاذ نموده است.
براي نمونه در "الاهرام" مورخه 26 مرداد 59 مي خوانيم:
«انجمن طرفداران حقوق بشر مصر، اعلاميه اي صادر و رژيم انقلاب اسلامي ايران را به دليل آنکه رهبر آن از نام مذهب جهت خونريزي وکشتار دسته جمعي سود گرفته و ايران را به سوي قرون وسطي سوق داده، مورد انتقاد قرارداده است.»
"الاهرام" در تاريخ 8 شهریور 59 طي درج مقاله توهين آميزي نسبت به حضرت امام خميني(ره) مدعي مي شود که امام(ره)، ايران و جهان اسلام را به خطر انداخته! و به همين علت از مسلمانان جهان دعوت مي کند که اختلافات سياسي خود را کنار گذارده ودر يک کنفرانس بين المللي، در مقابل اين خطر چاره انديشي کنند!
در تاريخ 29 مرداد 60 و در اوج درگيري هاي گروهکي، "الاهرام"، مبادرت به چاپ اعلاميه بني صدر فراري و رجوي تروريست نموده و پس از آن نيز عمده مطالب خود را به گروهک منافقين اختصاص مي دهد و تلاش مي کند که آنها را نيروهاي انقلابي معرفي کرده و ايران را بصورت "حمام خون" براي خواننده مصري مجسم سازد.
دراين دوران، بيشترين مطالب "الاهرام"، در رابطه با ايران به اعدام ها ودرگيري هاي منافقين اختصاص يافته و تلاش گسترده اي را درجهت مظلوم نمايي تروريست ها و قاتلين مردم، صورت مي دهد.
"الاهرام"، در تاريخ 2 شهريور 60 با شادي تام و از قول بني صدر فراري، سقوط قريب الوقوع جمهوري اسلامي ايران را وعده داده و در بخشي ديگر از "اعدام مخالفين سياسي" خبر مي دهد. پس از آن، در تاريخ 4 شهريور همان سال، شايعه بسيج 15 هزار نفري عشاير عليه انقلاب ايران را پراکنده و با بهره گيري از چهره هاي خائني چون کمال حبيب اللهي فرمانده نيروي دريايي شاهنشاهي، سقوط نظام جمهوري اسلامي ايران را قطعي و مسلم، اعلام مي کند.
موضعگيري هاي روزنامه "الاهرام" عليه انقلاب اسلامي که تا امروز نيز ادامه يافته است، دقيقاً از منافع از دست رفته اين جريده محترمه! حکايت مي کند واين مؤسسه توانسته است، با فعاليت هاي گسترده خود در سطح منطقه، حلقه ژورناليسم ضد انقلاب را تکميل و تقويت نمايد. با اين اوصاف، بهتر مي توان دغدغه هاي روزنامه "الاهرام" را از تعطيلي دفتر کانون غير قانوني مدافعان حقوق بشر و شيرين عبادي درک کرد.
همایش "30 سال انقلاب اسلامي- دستاوردها، آسيبها و فرصتها" که طی ماههای اخیر در دانشگاه صنعتي شريف برگزار شده است و مراحل پایانی همایش در حال برگزاری است، امروز با اظهارات عجیب صادق زیباکلام استاد دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران قدری مشتنج شد و هنگامی که وی به نوعی در دفاع از شاه خائن سخن گفت، تعدادی از دانشجویان به او اعتراض کردند.

به گزارش رجانیوز، زيباکلام در این همایش به نقش امریکايي ها در سرنگوني شاه اشاره کرد و اظهار داشت: سؤال اين است که نقش امریکايي ها در سرنگوني شاه چه بود و آيا تا دقيقه 90 از شاه حمايت کردند يا زيرپاي وي را براي سرنگوني خالي کردند.
وي گفت: هيچ کدام از اين 2 روايت صحيح نيست نه امریکايي ها تا دقيقه 90 از وي حمايت کردند و نه اينکه زير پاي شاه را خالي کردند، بلکه واقعيت اين است که امریکايي ها در آن شرايط خودشان هم نمي دانستند، چه کار بايد بکنند، ميان سياستمداران امریکايي اختلاف نظر وجود داشت.
زیباکلام اضافه کرد: عده اي از سياستمداران امریکايي مي گفتند که شاه بايد مقابل اين بحران (انقلاب اسلامي) بايستد اما عده اي ديگر معتقد بودند، هر چند شاه ديکتاتور صالحي نيست اما بايد تغييرات و اصلاحاتي صورت گيرد که اين دو نگاه متضاد باعث شد امریکا فلج شود و نتواند در مقابل بحران ايران کاري کند.
وی همچنین گفت: حتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز اين سردرگمي ادامه داشت و با حمايت هايي که از بني صدر و گروه هاي مخالف انقلاب انجام دادند، اين سردرگمي به طور کامل نمايان شد.
مدرس دانشكدهي حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در ادامه گفت: شاه معتقد بود كه ايران را به سرعت به پيشرفت و ترقي رسانده و آن را تبديل به يك كشور صنعتي كرده است. شاه ميگفت براي اينكه غربيها نگذارند ايران به برنامهاش برسد آنها اين بساط را به راه انداختهاند. دليل ديگر اين بود كه شاه ميگفت مشكل غربيها از جايي شروع شد كه شير نفت را به روي غربيها بستم و ميگويد از آن مقطع بود كه آنها عليه من شدند. در جاي ديگري نيز ميگويد اين انگليسيها بودند كه آمريكاييها را فريب دادند.
این فعال سیاسی در ادامه به مصاحبهاي كه شاه با اوريانا فالاچي انجام داده بود و در داخل منتشر نشده است اشاره كرد و گفت: در اين مصاحبه فالاچي از شاه ميپرسد چرا مردم ايران شما را دوست ندارند؟ شاه پاسخ داد چه كسي اين را گفته؟ از كجا ميدانيد؟ پاسخ ميدهد كه از شمار زندانيان سياسي كه اكثرا تحصيلكرده هستند. شاه جواب ميدهد اينها جاسوس، مزدور و فريبخورده هستند. فالاچي در ادامه ميپرسد پس چرا در ژاپن، آلمان و تركيه اينقدر تروريست وجود ندارد؟ بحث تند ميشود و فالاچي از شاه ميپرسد از كجا مطمئنيد كه مردم شما را دوست دارند؟ و شاه ميگويد چون من جز خدمت كاري ديگر نكردهام. وقتي فالاچي از او ميپرسد چه كاري كردهايد؟ او ميگويد نظامي كه من در ايران درست كردم به مراتب از نظام تامين اجتماعي و سوسياليستي سوئد پيشرفتهتر است. فالاچي ميپرسد روي چه حسابي؟ و شاه ميگويد در سوئد وقتي افراد متولد ميشوند دولت شروع به حمايت از آنها ميكند. من يك مرحله جلوتر هستم و از زنان باردار نيز حمايت ميكنم و طبق اصل 18 يا 19 انقلابي كه من انجام دادم 100، 150 گرم شير به آنها داده ميشود. اين تصوري است كه شاه از خودش داشته است.
وي اضافه کرد: شاه اين باور را داشت که هر کاري که مي کند، خدمت به مردم است و اين تصور ماست که بدون دستور امریکايي ها کاري نمي کرد.
در اين ميان يکي از دانشجويان با انتقاد از سخنراني زيباکلام گفت: از اينکه خاطرات شاه را که 700 هزار نفر را به خاک و خون کشيد، زنده کرديد، تشکر مي کنم! يک سري واقعيت ها هستند که شما چشمتان را مي بنديد، در حالي که انقلاب اسلامي براي فرد حقيري مانند شاه نبود بلکه براي اسلام بود.
همچنين يکي دیگر از حاضران گفت: داوري خود شاه در مورد خودش ملاک نيست، بلکه داوري ملي است که تبديل به داوري تاريخ مي شود، در حالي که شما به داوري خود شاه استناد مي کنيد و واقعيت ها را ناديده مي گيريد.
زيباکلام در پاسخ گفت: قبول ندارم که امریکايي ها براي نگهداري شاه هر چه که در توان داشتند، به کار گرفتند، چون در آن صورت، حداقل، انقلاب با هزينه سنگين تري به وقوع مي پيوست و 22 بهمن 57 به راحتي رخ نمي داد.
وي افزود: امریکايي ها منافع فراواني در ايران داشتند که نمي خواستند به خطر بيفتد اما به علت اختلاف داخلي، سازماندهي لازم براي حفظ منافع در ايران را نداشتند و منافعي که امریکا در ايران داشت، 100 برابر بيشتر از ويتنام بود اما در ويتنام هزينه هاي سنگيني پرداختند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينکه پردازش انقلاب اسلامي يک مشت شعار شده است، گفت: روزي کساني که معتقد بودند انقلاب اسلامي توطئه امریکايي ها و انگليسي هاست و آنها زير پاي شاه را خالي کردند، این نگاه محدود به شاه و اطرافيان وي بود اما متأسفانه امروز اين تفکر در ميان نسل جوان نيز گسترش يافته است.
يکي از حاضران گفت: مقصر شمایيد، زيباکلام جواب داد" مقصر کساني هستند که جوانان ما را خوب تربيت نمي کنند.
در ادامه حجت الاسلام مرتضوي مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه صنعتی شریف که متولی برگزاری این همایش است، گفت: قبول دارم که هيچ يک از ما تصور نمي کرديم که انقلاب به اين زودي به نتيجه برسد اما به تحليل شما نيز انتقاداتي دارم. زيبا کلام پاسخ داد: امریکايي ها، رمال، کف بين و آئينه بين نيستند و از آينده نيز خبر ندارند، آنها نيز مثل ما هستند و کارهاي اشتباهي دارند و برنامه ريزي آنها نيز اشتباه مي شود اما آنها علمي- کاربردي عمل مي کنند.
وي افزود: مشکل من اين است که از اول که شروع به صحبت مي کنم، عبارت هايي مانند شاه ملعون و ظالم بکار نمي برم و جاي شکرش باقي است که نگفتم من فکر مي کنم که شاه خدمت مي کرد بلکه گفتم شاه چنين تصوري مي کرد.
بسم رب الشهدا و الصدیقین

ببخشید اینجوری مینویسم!
از : شهيد گمنام فرزند روح الله
به : خدانکند ما باشيم!؟
موضوع : تشکر!
با عرض سلام
اميدوارم حالتان خوب و خوش باشد و در کمال آرامش و آسايش در کنار ناموستان به امور
دنيويتان بپردازيد . من به عنوان نماينده ي تصادفي يک مشت آدم فراموش شده ، از شما
هيچ درخواستي ندارم وفقط به گفتن چند نکته بسنده ميکنم :
۱. لطفا بعد از لگد کردن خون ما پاي خود را شسته و سپس به ادامه ي کارتان بپردازيد .
۲. در صورت بروز هرمشکلي در زندگيتان ما را ديوار کوتاه خود بدانيد و هرچه بلد هستيد و
نيستيد را نثار ما کنيد و از انتساب انها به کلماتي همچون ...و ... و ... و جدا خود داري کنيد .
سر خم مي سلامت شکند اگرسبويي ....
۳.اگر ما را به ورطه ي فراموشي سپرده ايد عيبي نيست ، فقط گذشته ي خود و اجدادتان
را از ياد نبريد و ....
۴. الف : به برادران!
لطفا کمي از غيرت خود نسبت به ناموستان کاسته ورگ غيرتتان را با عمل ليزري برداريد .
چون دکتران امروزي وجود اين رگ را براي تنفس در اين روزگار، مضر ميدانند ومانعي
براي امروزي شدن، روشنفکرشدن و....
ب : به خواهران!
تا جايي که ميتوانيد خود را مشابه برادران و حتي در شرايطي بالا تر از آنها بدانيد و اين
دانسته را جار بزنيد ونيز تا جايي که ميتوانيد در مصرف لباس و پارچه صرفه جويي کنيد و
از آن طرف اين صرفه جويي را با مصرف انواع بتونه هاي خارجي و داخلي جبران کنيد . از
حيا و عفت و نجابت بپرهيزيد که مانع اصلي شما در پيوستن به خانومهاي غير امّل و هاي
کلاس و امروزي و فرنگ رفته و آزاد است . در ضمن اصلا نگران گير دادنهاي پدران و
برادران و همسرانتان نباشيد ،چون در شرح وظايف برادران در قسمت قبلي آنها را از
داشتن غيرت محروم کرديم .
۵.در صورت گم کردن راه به جاي پاي ما نگاه کرده و در خلاف جهت آن گام برداريد .
در پايان،ممنون که به عرايض بنده گوش کرده و آن را سر لوحه ي زندگيتان قرار داديد . من
از طرف تمامي دوستان به شما اطمينان خاطر ميدهم تا با عمل کردن به اين عرايض به
تمام خواسته هاي خود اعم از پاشيدن نمک روي زخم حضرت زهرا (س) ، ياد آوري فدک،
خنديدن به حادثه ي کربلا ، لگد مال کردن خون شهدا ،پشت کردن به تمام دغدغه هاي
نسل قبلتان و از همه مهمترپيوستن به باشگاه مدرنيسم وجوزدگي فرهنگي ،
خواهيد رسيد.
با تشکر
شهيد گمنام فرزند روح الله
بر گرفته از وبلاگ:دل نوشته های دو دختر شهید
هفته گذشته جمعی از کارگزاران دولت های قبل در بنیاد باران متعلق به سید محمد خاتمی گرد هم آمدند و در همایشی 2 روزه، حجم گسترده ای از انتقادات را درخصوص عملکرد دولت نهم در حوزه نفت و نحوه هزینه کردن درآمدهای نفتی بیان کردند، به طوری که رئیس اسبق سازمان مدیریت و برنامه ریزی از خالی شدن قلک حساب ذخیره خبر داد، این در حالی است که بررسي كارنامه 2 دولت در برداشت 83 ميليارد دلاري از قلك 103 ميليارد دلاري حساب ذخيره ارزي طي 8 سال گذشته، گویای واقعیت دیگری است.
بنا بر پژوهشی که صمد حسن نیا خبرنگار اقتصادی فارس بر مبنای گزارش های بانک مرکزی تهیه و منتشر کرده است، مقایسه عملكرد 2 دولت در 4 شاخص درصد واريزي به حساب ذخيره ارزي از كل درآمد نفت، درصد كل برداشت از مجموع منابع حساب، سهم دولت از برداشت هاي حساب و سهم بخش خصوصي از حساب ذخيره ارزي، حاکی است در 3 مورد از این 4 شاخص، عملکرد دولت احمدی نژاد برتری نسبی دارد.
طي 8 سال گذشته يعني از زمان تاسيس حساب ذخيره ارزي در سال 79 تا پايان سال 86 بيش از 103 ميليارد دلار به حساب ذخيره ارزي كشور واريز شده و بيش از 83 ميليارد دلار و 816 ميليون دلار از حساب ذخيره ارزي برداشت شده است كه 16 ميليارد و 391 ميليون دلار آن در قالب تسهيلات به بخش خصوصي واگذار شده و 67 ميليارد و 425 ميليون دلار بابت مصارف دولتي مورد استفاده قرار گرفته است.
بنابراين، طي اين 8 سال 5/19 درصد از موجودي برداشت شده از حساب ذخيره ارزي به بخش خصوصي اختصاص يافته است كه با سهم 50درصدي بخش خصوصي طبق قانون فاصله زيادي دارد. ضمن اينكه سهم بخش خصوصي از مجموع منابع حساب ذخيره ارزي طي اين هشت سال حدود 5/15 درصد بوده است.
طبق اين گزارش، طي اين 8 سال بيش از 80 درصد منابع برداشت شده از حساب ذخيره ارزي به مصارف دولتي اختصاص يافته است.
اين گزارش همچنين نشان مي دهد طي اين 8 سال بيش از 81 درصد از منابع واريزي به حساب ذخيره ارزي برداشت شده است.
مجموع درآمد نفتي كشور طي هشت سال گذشته 327 ميليارد و 850 ميليون دلار بوده است كه طي اين سالها 5/31 درصد درآمد نفتي كشور به عنوان مازاد به حساب ذخيره ارزي كشور واريز شده است.
تمامي آمار اين گزارش از اسناد رسمي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران كه طي سالهاي متمادي منتشر شده، استخراج گرديده است.
مقايسه عملكرد دولت های خاتمي و احمدي نژاد در 4 شاخص
در اين بخش عملكرد 2 دولت در 4 شاخص درصد واريزي به حساب ذخيره ارزي از كل درآمد نفت، درصد كل برداشت از مجموع منابع حساب، سهم دولت از برداشتهاي حساب و سهم بخش خصوصي از حساب ذخيره ارزي مورد بررسي قرار گرفته است.
بررسي كلي عملكرد دولت خاتمي در سالهاي 79 تا 83 و دولت احمدي نژاد در سالهاي 84 تا 86 نشان مي دهد، دولت خاتمي طي 130 ميليارد و 255 ميليون دلار درآمد نفتي داشته است و 30 ميليارد و 303 ميليون دلار آن را به عنوان مازاد درآمد نفت به حساب ذخيره ارزي واريز كرده است كه 2/23 درصد كل درآمد نفتي طي اين سالها را شامل مي شود. دولت احمدي نژاد نيز طي سه سال مورد بررسي 197 ميليارد و 595 ميليون دلار درآمد نفتي داشته و 73 ميليارد و 61 ميليون دلار آن را به حساب ذخيره ارزي واريز نموده كه 9/36 درصد كل درآمد نفتي طي اين سالها را شامل مي شود.
بنابراين در شاخص اول يعني درصد مازاد درآمد نفتي واريز شده به حساب ذخيره ارزي عملكرد دولت احمدي نژاد بهتر از دولت خاتمي ارزيابي مي شود.
به گزارش ، از مجموع 30 ميليارد و 303 ميليون دلار كه در دولت خاتمي به حساب ذخيره ارزي واريز شده است، 20 ميليارد و 600 ميليون دلار يعني بيش از 68 درصد آن برداشت شده است كه سه ميليارد و 547 ميليون دلار يعني 3/17 درصد سهم بخش خصوصي و 17 ميليارد و 53 ميليون دلار يعني 7/82 درصد سهم مصارف دولتي بوده است.
همچنين از مجموع 82 ميليارد و 838 ميليون دلار منابع واريزي به حساب ذخيره ارزي در دولت احمدي نژاد ، 63 ميليارد و 211 ميليون دلار يعني بيش از 5/76 درصد آن برداشت شده است كه 12 ميليارد و 844 ميليون دلار يعني 3/20 درصد سهم بخش خصوصي و 50 ميليارد و 367 ميليون دلار يعني 6/79 درصد سهم مصارف دولتي بوده است.
بنابراين طي اين سالها عملكرد دولت خاتمي در شاخص دوم يعني درصد برداشت از منابع حساب ذخيره ارزي جمعا" به ميزان 5/8 درصد بهتر از دولت احمدي نژاد بوده است ولي در شاخص سوم كه سهم بخش خصوصي از منابع اين حساب است، دولت احمدي نژاد با سهم 3/20 درصدي عملكرد بهتري نسبت به دولت خاتمي با سهم 3/17 درصدي داشته است.
در شاخص چهارم نيز يعني درصد برداشت دولتي از حساب ذخيره ارزي دولت احمدي نژاد با سهم 6/79 درصدي عملكرد بهتري نسبت به دولت خاتمي با سهم 7/82 درصدي داشته است.
نكته قابل توجه اينكه كمتر بودن سهم دولت و بيشتر بودن سهم بخش خصوصي از حساب ذخيره ارزي به عنوان يك شاخص مثبت ارزيابي مي شود.
جزئيات دخل و خرج حساب ذخيره ارزي طي سالهاي 79 تا 86
*در نخستين سال تشكيل حساب ذخيره ارزي يعني سال 1379 كه 24 ميليارد و 280 ميليون دلار درآمد نفتي داشته ايم، مبلغ 5 ميليارد و 7/943 ميليون دلار به حساب ذخيره ارزي وارد شد اما در اين سال برداشتي از حساب ذخيره صورت نگرفت و مانده پايان دوره نيز همان ارقام واريز شده به صندوق بود.
*در سال 1380 مانده اول دوره 5 ميليارد و 7/942 ميليون دلار بود و با 19 ميليارد و 339 ميليون دلار درآمد نفتي 2 ميليارد و 2/168 ميليون دلار نيز طي اين سال به حساب ذخيره ارزي واريز شد.
در اين سال 814 ميليون دلار از حساب ذخيره ارزي برداشت شد كه 121 ميليون دلار بابت اعطاي تسهيلات به بخش خصوصي و 7/655 ميليون دلار بابت مصارف دولتي بوده است.مانده پايان دوره حساب ذخيره در پايان سال 80 بالغ بر 7ميليارد و 8/297 ميليون دلار بوده است.
*بر اساس آمارهاي ارائه شده از سوي بانك مركزي، مانده اول دوره حساب ذخيره ارزي در سال هشتادو يك 7ميليارد و 8/297 ميليون دلار بود و طي اين سال با 22 ميليارد و 966 ميليون دلار درآمد نفت 5 ميليارد و 8/911 ميليون دلار ديگر به حساب وارد شد، طي اين سال 5 ميليارد و 6/128 ميليون دلار از حساب ذخيره ارزي برداشت شد كه 4/488 ميليون دلار بابت اعطاي تسهيلات به بخش خصوصي و 4ميليارد و 8/530 ميليون دلار بابت مصارف دولتي بوده است. مانده حساب ذخيره ارزي در پايان سال 81 به 8 ميليارد و 82 ميليون دلار بالغ شد.
*مانده حساب ذخيره ارزي در ابتداي دوره سال 82 كه 27 ميليارد و 355 ميليون دلار درآمد نفت داشتيم، به رقمي بالغ بر 8 ميليارد و 82 ميليون دلار رسيد كه با احتساب ورود 5 ميليارد و 8/797 ميليون دلار در اين سال منابع حساب ذخيره ارزي به 13 ميليارد و 880 ميليون دلار بالغ شد.
طي اين سال 5 ميليارد و 5/436 ميليون دلار از حساب ذخيره ارزي برداشت شد كه يك ميليارد و 9/91 ميليون دلار آن براي اعطاي تسهيلات به بخش خصوصي 4هزار و 9/360 ميليون دلار بابت مصارف دولتي بوده است. مانده حساب ذخيره ارزي در پايان سال 82 به 8ميليارد و 3/443 ميليون دلار رسيد.
*مانده اول دوره حساب ذخيره ارزي در ابتداي سال 83 بيش از 8ميليارد و 3/443 ميليون دلار بود كه طي دوره نيز 10ميليارد و 484 ميليون دلار به آن افزوده شد. در عين حال ما در اين سال 36 ميليارد و 315 ميليون دلار درآمد نفت داشته ايم.
در اين سال 9ميليارد و 6/427 ميليون دلار از حساب ذخيره ارزي برداشت شد كه يك ميليارد و 4/847 ميليون دلار بابت اعطاي تسهيلات به بخش خصوصي و 7ميليارد و 1/508 ميليون دلار بابت مصارف بخش دولتي صرف شد. مانده حساب ذخيره ارزي در پايان سال 83 به 9ميليارد و 9/477 ميليون دلار رسيد.
*رقم 9ميليارد و 9/477 ميليون دلار مانده نقد اول دوره سال 84 بود كه 3 ميليارد و 582 ميليون دلار نيز مطالبات حساب در ابتداي سال 84 بوده است و طي اين سال كه 53 ميليارد و 820 ميليون دلار درآمد نفت داشته ايم، 13 ميليارد و 204 ميليون دلار به حساب ذخيره ارزي وارد شد.
11 ميليارد و 995 ميليون دلار در سال 84 از حساب ذخيره ارزي برداشت شد كه 2 ميليارد و 313 ميليون دلار سهم اعطاي تسهيلات به بخش خصوصي و 9 ميليارد و 682 ميليون دلار براي مصارف دولتي بود. مانده موجودي نقد حساب ذخيره ارزي در پايان سال 84 به 10 ميليارد و 686 ميليون دلار و مطالبات حساب نيز به 5 ميليارد و 739 ميليون دلار رسيد.
* در سال 85 كه 62 ميليارد و 11 ميليون دلار درآمد نفت داشته ايم، 21 ميليارد و 831 ميليون دلار از مازاد درآمد نفت به حساب ذخيره ارزي واريز شد و 23 ميليارد و 273 ميليون دلار برداشت گرديد كه 17 ميليارد و 761 ميليون دلار سهم دولت و 5 ميليارد و 512 ميليون دلار نيز سهم بخش خصوصي بوده است. مانده موجودي نقد حساب ذخيره ارزي در پايان سال 85 به 9 ميليارد و 555 ميليون دلار و مطالبات حساب نيز به 11 ميليارد دلار رسيد.
* سرانجام در سال 86 كه 81 ميليارد و 764 ميليون دلار درآمد نفت داشته ايم، 38 ميليارد و 26 ميليون دلار از مازاد درآمد نفت به حساب ذخيره ارزي واريز شد و 27 ميليارد و 943 ميليون دلار برداشت گرديد كه 22 ميليارد و 924 ميليون دلار سهم دولت و 5 ميليارد و 19 ميليون دلار نيز سهم بخش خصوصي بوده است. مانده موجودي نقد حساب ذخيره ارزي در پايان سال 86 به 23 ميليارد و 175 ميليون دلار رسيد كه كمتر از 4 ميليارد دلار از بدهي بخص خصوصي به حساب ذخيره ارزي نيز در اين سال به حساب برگشته است.
رئیس سازمان بازرسی کل کشور چندی قبل در گزارشی که به مجلس ارائه کرد از اینکه مجلس درخصوص برداشت بیش از حد مجاز از حساب ذخیره ارزی مجوز داده بود، انتقاد کرد، با این حال، به دلیل عدم انتشار رسمی این گزارش، روزنامه های مخالف دولت، ادعا کردند مخاطب این گزارش دولت بوده است، اما حجت الاسلام مصطفی پورمحمدی در نمایشگاه مطبوعات با حضور در غرفه رجانیوز به خبرنگار ما گفت مخاطب گزارش سازمان بازرسی مجلس بوده است و برداشت های دولت نهم از حساب ذخیره با مجوز مجلس انجام شده است.
.jpg)
اما رئیس سازمان بازرسی کل کشور در شرایطی که مخالفان دولت ادعای برداشت های بدون حساب از حساب ذخیره ارزی را مطرح می کنند، در گفتگویی که خبرگزاری مهر آن را منتشر کرد، از پشت پرده برداشت از حساب ذخیره ارزی، خبر داد و با بیان مجدد اینکه برخی اضافه برداشت های دولت نهم با مجوز مجلس بوده است، تأکید کرد: اما دولت خاتمی چندین میلیارد دلار "بدون مجوز مجلس" از حساب ذخیره ارزی برداشت کرده است.
وی در پاسخ به این پرسش که "از محتویات گزارش حساب ذخیره ارزی سازمان بازرسی کل کشور نگفتید"، اظهارداشت: برداشت از حساب ذخیره ارزی ظرف چند سال گذشته خلاف قانون برنامه و اما با مجوز مجلس بوده است نه اینکه بدون اجازه باشد.
پورمحمدی در پاسخ به این پرسش که آیا شما برداشت خارج از برنامه دولت خاتمی از حساب ذخیره ارزی را تائید می کنید؟ گفت: در یکی از گزارش های سازمان بازرسی کل کشور آمده است که در زمان ریاست جمهوری خاتمی نیز "چندین" میلیارد دلار برداشت اضافه از حساب ذخیره ارزی شده و آن هم "بدون اجازه مجلس" بوده است. این در حالی است که در دوره اخیر بیشترین برداشت از این حساب با "اجازه مجلس" بوده است. یعنی مواردی جزیی داریم که با تفسیر هزینه ای برداشت شده و آنهم با ذهنیتی که جزء اختیاراتش بوده اتفاق افتاده است، البته عدد بزرگی نبوده است.
رئیس سازمان بازرسی در پاسخ به این پرسش "سرانجام مجلس این مطالبی را که شما درباره حساب ذخیره ارزی می گویید، پذیرفت؟"، پورمحمدی پاسخ داد: بله، مجلس این را قبول کرد که خلاف قانون برنامه عمل کرده است. خودشان هم بعد از این قصه حساس شدند که بیشتر دقت کنند.
پس از سال 1368 با پایان جنگ و تصویب اولین برنامه 5 ساله توسعه اقتصادی (73-1369) دولت تلاش هایی را برای افزایش ظرفیت تولید کشور و ترمیم خرابی های ناشی از جنگ تحمیلی ایران و عراق به کار بست. این برنامه ها در حالی آغاز شد که با شروع جنگ خلیج فارس، قیمت نفت در بازارهای جهانی افزایش یافت و درآمدهای نفتی از 9،6 میلیارد دلار در سال 1368 به 12،37 میلیارد دلار و در سال 1369 به 17،9 میلیارد دلار (352 میلیارد دلار ارزش فعلی) افزایش یافت.

در این سال ها با افزایش درآمدهای نفتی و دریافت میلیاردها دلار وام نفتی و همچنین دریافت میلیاردها دلار وام خارجی، دولت درهای اقتصاد را گشود و حجم واردات را به شدت افزایش داد؛ در بهمن ماه 1369 به منظور تسهیل در واردات و مبادلات ارزی، دولت تصمیم گرفت تا تلاشهایی را در جهت ساده سازی نرخ ارز و حرکت به سمت آزادسازی شروع نماید و نرخ های ارز را به 3 نرخ در نظام بانکی و یک نرخ در بازار آزاد تبدیل کرد.
نرخ ارز رسمی 70 ریال برای دریافت درآمد صادرات نفت، واردات کالاهای اساسی و بازپرداخت بدهی های خارجی، نرخ ارز رقابتی (هر دلار 600 ریال) برای واردات کالاهای واسطه ای و کالاهای سرمایه ای که مشمول ارز رسمی می گردید و نرخ ارز شناور نیز که بوسیله بانکها و با توجه به نرخ بازار آزاد تعیین می گردید.
نرخ ارز بازار آزاد به وسیله صرافان و دلالان تعیین می شد، چرا که این افراد می توانستند تقریباً آزادانه در بازار اقدام به فروش کنند.
با اجرای این مقررات و تسهیل واردات و استفاده از استقراض خارجی، حجم واردات در کشور به شدت رو افزایش نهاد و از 16،5 میلیارد دلار در سال 1368، به 22،3 میلیارد دلار در سال 1369 و 30،9 میلیارد دلار در سال 1370 رسید.
واردات 30 میلیارد دلاری سال 1370 بالاترین رقم واردات سالانه کشور و چندین برابر واردات کشور در سال 1367 بود.
افزایش واردات چنان بود که در 4 سال متوالی (71- 1368) دولت با تراز حساب جاری منفی مواجه شد و کسری تراز حساب جاری در سال 1370 به 11،4 میلیارد دلار رسید که بیشترین کسری تراز حساب جاری ایران در طول تاریخ بود. یکی از نتایج تزریق اعتبارات خارجی به اقتصاد ایران این بود که برخی از مسئولان و تحلیلگران را به این تصور انداخت که هیچگونه خطری اقتصاد ایران را تهدید نمی کند؛ گروهی نگران بودند و عده ای را عقیده بر این شد که همه چیز بر وفق مرداد است.
در اول فروردین ماه سال 1372، 3 نرخ ارز بانکی به یک نرخ اولیه در حد 1650 ریال برای هر دلار امریکا تبدیل شد. نرخ جدید از سوی بانک مرکزی به طور روزانه تحت یک سیستم شناور و مدیریت شده تعیین می شد، همین سیاستگذاری تخصیص منابع ارزی از طریق بودجه دولت را قطع کرد و اعلام شد هیچگونه محدودیتی برای واردات وجود ندارد و کلیه پرداخت ها می توانند از طریق برگه های اعتباری اسنادی (LC) پرداخت شوند، از طرف دیگر ارز مورد نیاز برای واردات کالاهای ضروری و بازپرداخت بدهی های خارجی کوتاه مدت مربوط به پیش از اول فروردین 1372 می بایستی از طریق ارز رسمی (70) ریال تأمین می شد. این مسئله یکسان سازی ارزی را با مشکلات مهمی مواجه ساخت، از طرفی دیگر اجرای سیاست های انبساطی دولت که با افزایش حجم نقدینگی، به افزایش تورم منجر گردید، یکسان سازی نرخ ارز را با مشکلات جدیدتری روبه رو کرد. بدین ترتیب نرخ ارز شناور به واسطه افزایش نرخ ارز در بازار آزاد، سیاست انبساطی دولت و کاهش قیمت نفت قابل دوام نبود.
در دی ماه 1372 یعنی 10 ماه پس از یکسان سازی نرخ ارز، دولت از شناورساختن نرخ ارز منصرف شد و تصمیم گرفت که نرخ ارز را در 1750 ریال تثببیت کند. از این تاریخ، اختلاف بین نرخ ارز رسمی (1750 ریال) و نرخ ارز در بازار آزاد شروع به افزایش گذاشت و بزرگترین جهش تاریخ نرخ ارز در ایران پدید آمد و نرخ رسمی و غیرمعقول 70 ریال را از صحنه بیرون برد و نرخ باور نکردنی اما عملی 1750 ریال را برجای آن نشاند.
در اردیبهشت سال 1373، دولت نرخ دیگری را به عنوان ارز صادراتی (معادل 2345 ریال برای هر دلار) اعلام کرد که هدف آن تشویق صادرات نفت، وارادات کالاهای اساسی و بازپرداخت بدهی های خارجی بود.
یک سال پس از معرفی نرخ ارز صادراتی، افزایش نرخ تورم به همراه ضربه ناشی از اعلام مقررات تحریم اقتصادی علیه ایران، فشار بر 2 نرخ ارز رسمی (1750 و 2345 ریال) را افزایش داد و خرداد ماه سال 1374، نرخ دلار 3000 ریالی برای صادرات (نرخ ارز صادراتی) اعلام گردید و از این زمان، سیاست های تثبیت اقتصادی شروع شد. در دوره دوم دولت آقای هاشمی (75-71) آثار سیاست های اجرا شده در دوره اول (71-68) به تدریج نمایان شدند.
حجم بدهی های خارجی در سال 73 به 23 میلیارد دلار رسید که بالاترین رقم بدهی های خارجی در تاریخ ایران بود. نرخ ارز در سال 74 (پایان سیاست های تعدیل اقتصادی) به 2،5 برابر نرخ ارز در سال 71 رسیده بود؛ از طرف دیگر با اجرای سیاست های انبساطی و افزایش حجم نقدینگی، اقتصاد ایران با یک تورم جدید نیز مواجه گردید: نرخ تورم از 22،8 در سال 72، به 35،1% در سال 73 و 49،3% در سال 74 رسید که این نرخ بالاترین نرخ تورم در تاریخ ایران بود.
نرخ رشد درآمد سرانه نیز به تدریج کاهش یافت و از 4،4% در سال 71 به 3،4% در سال 72 و نزدیک صفر در سال 73 کاهش یافت.
از اواخر سال 75، مبارزات انتخاباتی برای دوره بعدی ریاست جمهوری با شور و حرارت وسیعی آغاز شد؛ از یک سو، جناح راست بر برنامه های اقتصادی نسبتاً وسیع و گسترده ای به میان آمد، در حالی که جناح چپ حوزه های سیاسی و اجتماعی را هدف خود قرار داده بود. جناح راست که از نظر مردم نماد و شاخص وضعیت موجود به شمار می رفت، علی رغم تأکید بر برنامه های اقتصادی با کاهش اقبال عمومی مواجه شد. در حالی که جناح چپ به علت دورماندن 8 ساله از سمت های کلیدی می توانست خود را به عنوان جریانی برای اصلاح وضع موجود معرفی کند، با استقبال گسترده مردم مواجه شد، درحالی که برنامه جامع و کامل اقتصادی تدوین نکرده بود. در چنین شرایطی جهت گیری اقتصادی دولت جدید در پرده ابهام قرار داشت، در حالی که برنامه سوم توسعه برای سالهای (79-73) تدوین شده بود ولی عملاً این برنامه از دستور کار خارج گردیده است.