هاشم آغاجری عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب، در منزل عبدالله نوری طی سخنانی ضد دینی، مجدداً به ساحت مراجع تقليد، ولايت فقيه و خصوصا امام راحل (ره)، اهانت کرد.
به گزارش رجانیوز، پس از اعلام حمایت رسمی سازمان مجاهدین انقلاب از کاندیداتوری خاتمی، اعضای این سازمان با در پیش گرفتن برخی شیوه های تبلیغاتی، پروژه اهانت به مقدسات را کلید زدند.
هاشم آغاجري عضو سرشناس سازمان مجاهدين انقلاب که به دلیل سخنرانی موهن خود نسبت به مقدسات در سال 81
وی که در منزل عبدالله نوري و با موضوع «اخلاق سلطه و اخلاقي رهايي» سخن می گفت، ضمن تمسخر و هتاكي به ساحت مراجع عظام تقليد، علما و فقها گفت: در حكومت ما از هيچ فقيهي، حكمي پيرامون مسايل اخلاقي و كرامت انساني نديديم و تمامي موارد در جهت خرد كردن انسانيت و سلطهپذيري بوده است.
آغاجري تقليد را به بردهداري تشبيه كرد وافزود: همچنين هيچ كس بردهداري را حرام نكرده است، در صورتي كه بردهداري و بردهپذيري در تضاد با اخلاق است.
وي در ادامه با اشاره به بخشی از سخنان امام خميني(ره) خاطرنشان كرد: مشهور است كه بنيانگذار انقلاب گفته ما مامور به انجام وظيفه هستيم نه نتيجه كه اين يعني ما به نتيجه كاري نداريم و فقط وظيفه خود را انجام ميدهيم. خواه اين وظيفه درست و خواه نادرست باشد.
آغاجري سپس با تمسخر، ضمن اشاره به جملهاي ديگر از بيانات امام راحل (ره) ادعا کرد این جمله با بیان پیشین امام(ره) در تناقض است: بنيانگذار انقلاب در جاي ديگري گفته است كه حفظ نظام از اوجب واجبات است كه اين دو جمله در تضاد آشكار با همديگر هستند.
این در حالی است که با نزدیک شدن به ایام انتخابات، اصلاح طلبان تبلیغات گسترده ای را نسبت به نزدیکی این جریان با اندیشه های امام(ره) و نمایندگی این اندیشه در جامعه و همچنین ابراز نگرانی از به حاشیه رفتن اندیشه های ایشان به راه انداخته است، تا جایی که اعضای ارشد سازمان مجاهدين مانند بهزاد نبوی نیز در سخنرانی های اخیر خود از اندیشه های امام(ره) سخن گفتند.
آغاجری در بخش دیگری از اظهارات خود با متهم کردن جمهوري اسلامي به استبداد و سلطهگري عنوان كرد: نميتوان هم وظيفهگرا بود و هم به هر قيمتي كه شده، نظام را حفظ كرد زيرا ممكن است ما در حفظ نظام، متوسل به زور و استبداد و سلطه شويم و اين در تضاد آشكار با اخلاق است.
اما این سخنان که در جمع
در اين جلسه انصاري راد، ابراهيمي ، جماعتي، ابراهيم يزدي، عطريانفر ، سعيد ليلاز، اعظم طالقاني، مرتضي مبلغ، صفري و چند تن دیگر از اصلاح طلبان نیز حضور داشتند.
گفتني است سخنرانی آغاجری که در سال 81 در تالار معلم همدان و با عنوان "دكتر شريعتى و پروژه پروتستانيسم اسلامى" ایراد شد، با اهانت آشکار به مراجع تقلید، اعتراض دانشگاهیان و حوزویان را برانگیخت و موجب شد تا برای روزهای متمادی، مراکز فرهنگی صحنه اعتراض به این سخنان باشد.
آغاجری در سخنان خود گفته بود: «دينشناسان با مردم رابطه معلم و متعلم است، نه رابطه مراد و مريد، رابطه مقلد و مقلد، كه مردم از او تقليد بكنند، مگر مردم ميمون هستند كه از او تقليد بكنند، متعلم ميفهمد و بعد عمل ميكند و بعد سعي ميكند اين فهم خود را رشد بدهد تا روزي خودش بينياز شود از اين معلم، خودش بتواند مستقيم مراجعه كند و استنباط بكند و درك نمايد.»
اما اهانت وی در همدان تنها به "میمون" خطاب کردن مقلدین ختم نشد و آغاجری در بخش دیگری از سخنانش تلاش کرد تا به نوعی از ائمه علیهم السلام نیز تقدس زدایی بکند.
هرچند حکم ارتداد دادگاه بدوی در مورد این سخنان آغاجری به مجازات زندان تبدیل شد، اما تشکل روحانیون و مدرسین حوزه علمیه قم سازمان متبوع هاشم آغاجری را نامشروع خواند.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در واکنش به سخنان آغاجری در بیانیه ای که به امضای رئیس فقید آن آیت الله مشکینی (ره) رسیده بود، حکم نامشروع بودن سازمان مجاهدین انقلاب را صادر کرد.
احتمال مي رود تلاش جریان تندرو اصلاحات برای باز تولید گفتمان ضددینی که مسئولیت آن به عبدالله نوری و طرفدارانش سپرده شده است، با نزدیک شدن به ایام انتخابات، شتاب ویژه ای به خود بگیرد.
بيش از 85 درصد اهداف برنامه چهارم محقق شده است
رئيس جمهور با اشاره به اهداف برنامه چهارم توسعه و برخي اعداد و ارقام گفت: در حاليكه بطور متوسط 64 تا 65درصد برنامههاي گذشته توسعه اجرايي شده بود اما با اطمينان مي گويم كه بيش از 80 تا 85 درصد برنامه چهارم محقق شده است.
به گزارش رجانیوز، دکتر احمدي نژاد سهشنبه شب در گفتگوي راديو تلويزيوني با مردم با بيان اينكه رشد اقتصادي 7،2 دهم درصدي در سال آخر يك رشد بالايي است، گفت: در مجموع فعاليت ها، گام هاي عمراني و اصلاحات در صادرات غير نفتي که از جمله اهداف برنامه چهارم بوده،محقق شده است.
رئيس جمهور اهداف برنامه چهارم را 2 برابر برنامه سوم خواند و تصريح کرد: در حالي که فاصله اين 2 برنامه بسيار کم است، کل هدف در يک سال و 9 ماه محقق شده است و گرچه در برخي بخشها عقب هستيم، اما در بسياري مراحل از برآوردهاي اوليه عبور کرده ايم و درمجموع بالاي 85 درصد برنامه چهارم محقق شده است.
دکتر احمدي نژاد اظهار اميدواري کرد برخي عقب افتادگيها با برطرف شدن موانع و آماده شدن زيرساختها به زودي رفع شود.
وي با اشاره به برخي حرف و حديثها درباره اعداد و ارقام اعلام شده درباره اقدامات دولت گفت: اين ارقام و اعداد از همان دستگاهها و همان افرادي است که پيشتر نيز اين آمارها را ارائه ميکردند، در حالي كه بدون مبنا اين ارقام را زير سؤال بردن، کار درستي نيست. اگر قرار باشد بپذيريم اعداد و ارقام اشتباه است، پس اعداد و ارقامي که در دولتهاي گذشته همين نهادها اعلام ميکردند نيز زير سؤال ميرود.
دکتر احمدي نژاد سازمان برنامه و بودجه و بانک
در حالی که سایت یاری نیوز که جمعی از افرادی که خود را حامیان خاتمی میخوانند، آن را اداره میکنند، دائماً از پروژه های تخریب علیه وی که البته بیشتر شبیه توهم توطئه است گلایه می کنند، تنها در صفحه اول خود، از بیان هیچگونه مطلبی علیه دولت فروگذار نکرده و انواع تخریب علیه احمدینژاد را به نمایش گذاشته است.
به عنوان نمونه، این سایت، رسانه ملی را رسانه دولت جلوه داده، با متهم کردن صداوسیما به جناحی عمل کردن، خواسته دولت را جلوگیری از حضور مردم در یک فضای انتخابات آزاد بیان کرده است و میافزاید: «رسانه ضرغامی با تمام قوا به میدان آمده تا احمدی نژاد تمدید شود. صداوسیما با تمام قوا به میدان آمده، تا مردم در یك فضای غبارآلود پیش چشم خود را نبینند و احمدینژاد به مدد محصولی یار دیرین خود محصول انتخاب محافظهكاران شود نه مردم»
یاری در بخش دیگری از مطالب خود، ادعا کرده است که کشور در دولت نهم بدترین دوره اقتصادی را تجربه میکند. این سایت البته ترجیح میدهد ادبیات کوچه بازاری را در حوزه مسائل اقتصادی نیز حفظ کند و بدون توجه به تحولات و بحران اقتصادی جهانی و به تبع آن، تغییر حداقلی شاخص درآمدهای ملی، با ذکر چند مثال از گذشته و حال، درخصوص نوسان قیمت کالاهای مصرفی مینویسد: «آقایان فراموش كردهاند كه همین 3 سال پیش مردم مرغ را كیلویی ۸۰۰ تومان(!) می خریدند نه ۲۰۰۰ تومان، گوشت را كیلویی ۱۷۰۰ تا ۲۰۰۰ تومان می خریدند نه ۷۵۰۰ تومان، برنج را كیلویی ۷۰۰ تا ۱۱۰۰ تومان می خریدند نه ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ تومان و... نمی دانم این حضرات به چه می اندیشند كه ادامه حضور احمدینژاد را برای بقای نظام مفید میدانند ولی بازگشت به شکوه خاتمی را نه.»
اما فارغ از اینکه بازگشت به واقعیتهای زندگی مردم و فاصله گرفتن از مسائل انتزاعی ولو با ارقام عجیب مثل مرغ 800 تومانی مورد توجه اصلاحطلبان قرار گرفته است، جالبترين بخش تخريب هاي سياسي این سایت در حوزه سياست خارجي است: «ما در حال حاضر دوستی در عرصهی بینالمللی نداریم. به عنوان مثال، همین آقای خالد مشعل اعلام کرده اند که پیروزی غزه را بین سوریه و حماس تقسیم میکنم اما ایران که اینهمه حمایتهای مادی و معنوی از فلسطین داشته، از دید آنان نقشی در پیروزی ندارد. چون همین آقای مشعل در جای دیگر و از طریق دیگر میرود و با اسراییل مذاکره میکند. اینها همه از نتایج سیاست خارجی ماست و همینطور تشکیل مجلسی که نماینده وجدان عمومی نیست.»
گردانندگان این سایت که از هر مطلبی برای دفاع از خاتمی و تخریب احمدینژاد و دولت استفاده میکنند، رسانههای حامی دولت را به بداخلاقی متهم کرده و در مصاحبهای با احمد پورنجاتی، با آرزوی روی کار نیامدن احمدینژاد در انتخابات آتی، خواستار خرق عادت از سوی مردم و پایان کار احمدینژاد در همین دوره شده است.
اما رفتار سایت انتخاباتی خاتمی بیشباهت با وی نیز نیست، بهطوری که خاتمی نیز گفته است: «در سال آینده با آن روشها و برنامهها و با وضعیت فعلی باید انتظار تورمی بیش از امسال را داشته باشیم که یک شبه قابل حل نیست.»
"دولتی که مدعی حل مشکلات مردم و آوردن پول نفت بر سر سفره بود"، "پیروزی آنها ناشی از قهر مردم بود نه حضور مردم"، "دولت در دوره نهم لابد با افتخار ایثارگری، بار ایستادن یک تنه در برابر آزادی جریان اطلاعات را به دوش گرفت"، "گروههای فشار حامی احمدینژاد [در راهپیمایی 22 بهمن که البته مشخص شد یک تحریف آشکار بود] با خود چوب و بعضاً بیسیم به همراه داشتند"، "حامیان احمدینژاد قصد حمله به خاتمی را داشتند که حاضران مانع از این کار شدند"، "در سالهای اخیر حتی با وجود فراوانی که به برکت قیمت بالای نفت حاصل شد، جامعه این احساس را نداشت که تغییری در وضعیت زندگیاش به وجود آمده است"، "شرایط کشور و عملکرد دولت احمدینژاد طوری بوده که هر کسی به جز او رئیس جمهور شود، از وضعیت کنونی بهتر میشود"، "دولت نهم و محمود احمدینژاد خود شخصا متولی تخریب خاتمی شدهاند"،" اسرائیل و آمریکاییهایی صراحتا از محمود احمدی نژاد حمایت کردهاند"،" دولت نهم مشكلات فراواني در پيشبرد اهداف و برنامه هاي خود دارد كه مهمترين آنها در بعد بيروني لاينحل ماندن بحث معيشتي و سؤال بيپاسخي است كه چگونه اين معجزه اتفاق افتاد كه با نفت 140 دلاري معيشت مردم از نفت 15 دلاري هم بدتر شده است"، "تماشاگران شعارهایی علیه دولت نهم را سر دادند [در حالی که چنین چیزی صحت ندارد]"، "حامیان دولت نهم، برای از دست ندادن ریاست جمهوری در آینده، تا ترور خاتمی حاضرند پیش بروند" تنها نمونههایی از اوج اخلاقمداری حامیان خاتمی است.
البته این رویهی جدیدی از سوی این طیف نیست و مسبوق به 4 سال گذشته است، بهطوری که ۱۶۸۹ توهين مستقيم و ۳۹۶۸۲مورد سياهنمايي علیه دولت شاهدی بر این مدعاست و این در حالی است که در دوران ریاست جمهوری خاتمی طي سالهاي ۱۳۷۶تا ۱۳۸۴5 مورد توهين مستقيم به رييسجمهوري و ۵۴۳ مورد سياهنمايي عليه دولت ديده میشود.
در شرایطی که رهبر انقلاب در 15 آبانماه امسال و در دیدار با کارگزاران حج به فضای بیبندوباری در حرف زدن و اظهار نظر علیه دولت ابراز نگرانی و اعتراض کرده بودند، متأسفانه این روند همچنان ادامه دارد.
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه "مدافع ارزشها خواهم بود" ابراز عقیده کرد : معتقدم کشور را بهتر می توان اداره کرد. در سال آینده با تورم بیشتر و مشکلات اقتصادی بزرگتری روبرو خواهیم بود که یک شبه قابل حل نیستند و کاندیداهای انتخابات باید بدانند که برای فداکاری به صحنه میآیند.
به گزارش مهر، محمد خاتمی در جمع اقشار مختلف مردم استان اردبیل به تبیین برخی برنامهها و مواضع خود در انتخابات سال
رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین اظهار داشت: اگرحکومت دست درجیب ملت کند
سید محمد خاتمی یکی از مهمترین اولویتهای امروز را رسیدگی به وضعیت اقتصادی کشور عنوان کرد و گفت:خوشبختانه برای این امر سند چشم انداز بیست ساله که از افتخارات همه ما است؛ در دست داریم که نقشه راه به سوی آینده بهتر است .
وی افزود: در زمان طرح و تصویب این سند ایران به درجه ای از امکانات رسیده بود که آماده یک جهش بزرگ بود، علت آن هم این است که هم از نظر معنوی و هم از نظر مادی و هم از نظر موقعیت، جغرافیای سیاسی و راهبردی ایران در موقعیّت ممتازی است و با تدبیر بایستی از این امکانات و موقعیّتها استفاده کرد.
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه سرمایه نفت را باید دارایی حساب کرد نه درآمد، اظهار داشت: دارایی یعنی سرمایهای که زیر زمین است و باید به سرمایه تبدیل پذیر روی زمین تبدیل شود.
رئیس دولت اصلاحات گفت : امروز خیلی از کسانی که دم از اسلام میزنند رنگ جبهه را ندیدهاند و حتی یک سیلی برای انقلاب نخورده اند و کسانی را متهم می کنند که نسبت به ارزشهای دینی کم توجه هستند که عشق خود را به اسلام و امام نشان داده اند و در انقلاب و دفاع مقدّس فداکاری کرده اند.
وی در پاسخ این اتهامات گفت: خیر؛ اتفاقا ما هستیم که از ارزشهای دینی دفاع می کنیم، ما دلمان می خواهد همه جوانان پایبند به موازین دینی باشند و یکی از راههای آن این است که جوانان احساس کنند در نظامی که با عنوان دین عجین است هم حرمت دارند ،هم زندگی شان تامین می شود هم امنیت شغلی و قضایی دارند و هم امید به آینده و این بهترین راه است.
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:معتقدیم کشور متعلق به همه است، اقوام و مذاهب مختلفی که در کشور وجود دارند، باید از حق و احترام یکسان برخوردار باشند،همانطور که درقانون اساسی این موضوع آمده است.وی افزود: یک سنی، یک شیعه، یک مسیحی و یک مسلمان همین که پذیرفت در متن این انقلاب و جامعه و در چارچوب این قانون اساسی باشد، از حقوق انسانی و اساسی برخوردار است و باید از او دفاع کنیم.
سید محمد خاتمی با بیان اینکه "همه ما موظف هستیم در صحنه و عرصه باشیم"، اظهار داشت: باید سعی کنیم فراتر از نگاههای حزبی و جناحی به ایران، انقلاب، ارزشها، حرمت ملت و اعتلای جایگاه ایران بیاندیشیم و سعی کنیم مشکلات را حل کنیم.
رئیس دولت اصلاحات در ادامه گفت:ما در سال آینده با آن روش ها و برنامه هایی که بوده و هست با مشکلات بزرگتری روبرو خواهیم بود که یک شبه قابل حل نیست، بنده همین الان عرض می کنم با وضعیّت فعلی باید انتظار تورّمی بیش از امسال داشته باشیم.
وی با اشاره به اینکه مشکلات وجود دارد ولی می توان این روند را اصلاح کرد، تاکید کرد: معتقدم مملکت را بهتر ازاین میتوان اداره کرد و باید هم اداره کرد ولی باید به مردم گفت آینده سختی پیش رو داریم و همه باید کمک کنند تا بتوان در دراز مدّت به نتایج مطلوب تر رسید.
سید محمد خاتمی گفت: هر کس می خواهد بیاید، باید بداند که با یک نوع فداکاری دارد به صحنه میآید و ما هم هیچ چیز نداریم که فدا کنیم، جز یک ذره آبرو
كربلا شرح بلاي زينبِ
كربلا خاك عزاي زينبِ
اگر زينب آشناي كربلاست
كربلا هم آشناي زينبِ
مهر و خاك كربلا شفا ميده
چون قاطي با گريههاي زينبِ
كربلا با اين همه اُبهّتش
سر نهاده زير پاي زينبِ
اگه خاكش بوي عاشقي ميده
جاي دفن بچّههاي زينبِ
دادستان كل كشور گفت: فعاليتهاي تشكيلات فرقه ضاله بهائيت در تمامي ردهها و نيز هر نوع تشكيلات جايگزين آن غير قانوني و ممنوع است.

آيت الله قربانعلي دري نجف آبادي طي نامه اي خطاب به وزير اطلاعات با اشاره به اصل بيستم قانون اساسي مبني بر حقوق شهروندي همه افراد ملت و نيز اصل بيست و سوم قانون اساسي مبني بر آزادي افراد براي داشتن هر عقيده اي اظهار داشت : " داشتن يك عقيده و مرام،آزاد ولي اعلان و ابراز آن به منظور تحريف افكار ديگران،جريان سازي و يا تبليغ و تظاهر به قصد اغواگري و تشويش اذهان ديگران و عناوين مشابه مجاز نخواهد بود ".
دادستان كل كشور در ادامه تاكيد كرد: اساسا " اشخاص حقيقي و حقوقي رسميت داده شده در قانون اساسي و قوانين عادي در فعاليتهاي موصوف آزادي عمل دارند اما مبادرت به هر گونه فعاليتي چه در قالب فردي،جمعي يا تشكيلاتي،اگر امنيت ملي و تماميت ارضي كشور را در معرض مخاطره قرار دهد،بديهي است كه حاكميت از اقتدار خود در جهت تامين مصالح عمومي و منافع ملي استفاده خواهد نمود و برخورد مقتضي را با خاطيان خواهد داشت ".
وي سپس با اشاره به كارنامه و پيشينه شبكه و تشكيلات سياسي - اطلاعاتي فرقه ضاله بهائيت و همچنين وجود مركزيت آن در سرزمينهاي اشغالي فلسطين گفتهاند: " مستندات،امارات و قرائن به دست آمده حاكي از آن است كه تشكيلات مذبور با دشمنان خارجي ملت ايران در ارتباط مستقيم بوده، داراي پيوندهاي ديرينه و مستحكمي با رژيم صهيونستي است و در ايران نيز به جمع آوري اطلاعات و فعاليتهاي نفوذي و تخريب پايگاههاي اعتقادي مردم مبادرت مي نمايند ".
وي در پايان با تاكيد بر دستورات پيشين دادستان وقت كل كشور و رياست وقت قوه قضائيه در سال 1362،دال بر ممنوعيت هرگونه فعاليت تشكيلاتي جريان مذكور اعلان داشته است: "تشكيلات فرقه ضاله بهائيت در تمامي رده ها غير قانوني و غير رسمي بوده و وابستگي آنها به اسرائيل و ضديت آنها با اسلام و نظام اسلامي محرز و خطر آنها براي امنيت ملي مدلل و مستند است و لازم است با هر نوع تشكيلات جايگزين نيز كه در حكم بدل از اصل عمل نمايند، طبق مقررات برخورد شود ".
سران تشكيلات غير قانوني فرقه بهائيت توسط وزارت اطلاعات دستگير شده و پرونده آنان در حال رسيدگي در دستگاه قضائي است و با دستور دادستان محترم كل كشور برخورد قاطع با عناصر تشكيلات، تا انهدام كامل آن ادامه خواهد داشت.
در حالي كه اصولگرايان هر روز در مورد اجماع خود بر احمدي نژاد تاكيد مي كنند، وضعيت در جناح اصلاح طلبان هر روز به سمت واگرايي به پيش مي رود.
تا قبل از اين كه خاتمي اعلام كرده بود يا من در انتخابات حاضر خواهم شد يا موسوي، همه به هماهنگي اين دو در خصوص كانديداتوري در انتخابات دهم رياست جمهوري و كنارهگيري يكي به نفع ديگري اذعان داشتند اما اعلام كانديداتوري خاتمي بدون هماهنگي با موسوي موجب شد اين دو در مقابل يكديگر قرار گيرند.
در واقع تعارف قدرت در جبهه اصلاحات جاي خود را به تعارض قدرت داده و همه گزينههاي مطرح براي انتخابات رياست جمهوري در این جريان سیاسی، بر عدم كنارهگيري خود تأکید میکنند و در این زمینه دلايل خود را دارند.
كروبي كه با پیشنهاد شورای حکمیت حتی حاضر بود به نفع دیگران کنار برود، با عبور از اولتیماتوم 20 آذر بارها تأکید کرده است که اهل کنار کشیدن در دقیقه 90 نیست و حتی روز گذشته در گفتگو با وطن امروز قسم جلاله خورد که "والله کنار نمیروم... من چنين كارهايي [كناره گيري به نفع خاتمي يا ميرحسين] را قبول ندارم، در مشي سياسي من چنين سياستهايي جايي ندارد، خدا را هم گواه مي گيرم كه اصلا چنين شيوه هايي را قبول ندارم، من جدي آمده ام و اگر خداوند عمري بدهد تا پايان خواهم ماند" وی انگیزه خود از ماندن را ماندن اصلاحات عنوان كرده و در عين حال از تندرويها برخي اصلاح طلبان گلايهمند است.
كروبي در این مصاحبه میافزاید: «عدهاي كه من را نفوذي ميخوانند، همانهايي هستند كه با من اختلافات ريشهاي دارند، همان كساني كه لحظه اول ميگويند يا خاتمي يا هيچكس اينها با من اختلافات ريشهاي دارند.»
وی همچنین دیگر پیشنهاد شوراي حكميت و انتخاب نامزد واحد را نیز تاريخ گذشته عنوان كرده و گفته است: «شوراي حكميت ديگر اصلاً نمي شود هر ايده اي يك تاريخ مصرف دارد و تاريخ مصرف اين ايده گذشته است ضمن احترام به ديگر عزيزان ما در انتخابات حضور پيدا خواهيم كرد.»
از سوي ديگر، گويا گزينههاي حضور در انتخابات براي اصلاحطلبان به خاتمي، موسوي و كروبي محدود نمانده و بهتازگي خبرهايي مبني بركانديداتوري كرباسچي دبيركل حزب كارگزاران و همچنين هاشمي رفسنجاني بهگوش ميرسد.
در همين زمينه، رئيس كميته سياسي كارگزاران با تأكيد بر اينكه بحث نامزديام در انتخابات پيش رو هنوز منتفي نيست، میگوید در حال حاضر براي تصميم گيري نهايي در اعلام نامزدي انتخابات رياست جمهوري دهم، منتظر معلوم شدن آرايش نيروهاي سياسي هر دو جناح هستم.
اما در حالي كه تا قبل از اعلام كانديداهاي اصلاح طلبان، طيف منتسب به هاشمي و ساير جناحهاي اصلاح طلب دم از تشكيل دولت ائتلافي مي زدند، اکنون کلونی سیاسی این جریان میل به واگرایی دارد.
از سوي ديگر ماجراي عدم اعلام انصراف ميرحسين موسوي نیز به تراژدي مضاعفی برای حاميان خاتمي تبديل شده است. در حالی که اخیراً اخباری مبنی بر اعلام کاندیداتوری از سوی وی با انتشار یک بيانه اعلام شده است، علیرضا بهشتی از مشاوران او نیز بر ماندن جدی موسوی تأکید دارد، اگرچه اين گفته میشود این تصمیم، در واكنش به بیاعتنايي خاتمي به توافق با او بوده است و موسوی حتی در نامه گلايهآميزي از اعلام کاندیداتوری خاتمی بدون هماهنگي با وي ابراز ناراحتي كرده است، اگرچه خاتمي در واکنش به این خبر که نخستین بار در سایتهای انتخاباتی اصلاحطلبان، درج شد، میگوید اساساً نامه گلايهآميزي دريافت نكرده است.
با این حال، در شرایطي كه حاميان خاتمي، ماندن موسوی را بعيد ميدانند، اما ستادهاي انتخاباتي وي از 2 هفته پيش آغاز به كار كرده و قربان بهزادياننژاد نیز به عنوان رئيس ستاد انتخابات برگزيده شده است.
اطرفیان خاتمي كه پیش از این، دغدغه راضی کردن خاتمی برای کاندیداتوری را داشتند، امروزباید نگران آمدن موسوي و حتي كروبي باشند، گويا تعارفات ابتدايي گزینههای اصلاحطلبان براي آمدن، در حال حاضر به تعارض تبديل شده و خاتمی باید برای تناقضگویی خود مبنی بر اینکه "یا من میآیم یا میرحسین"، برای افکار عمومی پاسخ داشته باشد.
از ابتدا هم مشخص بود خاتمی در برابر"اراده "حلقه ای که در انتخابات 76 او را برآوردند و در 8 سال بعد وی را "اداره" کردند، اراده و توان "نه" گفتن را نخواهد داشت، اما اگر به جای تحلیل رفتار خاتمی بر مبنای خواست حلقه یارانش، برای لحظاتی خود را به جای وی قرار دهیم، با سؤالی جدی روبرو خواهیم شد که شاید بتوان آن را با اهمیتترین سؤالی دانست که در انتخابات دهم ریاست جمهوری قابل طرح است: "بهراستی چرا خاتمی کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری شده است؟" شاید اظهار شگفتی و تعجب، صادقانهترین پاسخی باشد که بتوان به این سؤال مهم داد.
خاتمی 87 تفاوتهای معناداری با خاتمی 76 پیدا کرده است، تفاوتهایی که اصلیترین علت این شگفتی از اعلام کاندیداتوری اوست. خاتمی 87 با کارنامهی شفاف 8 سال ریاست اصلاح طلبانه بر جمهوری اسلامی، به قول یار خلوتش، دیگر همچون خرداد 76، هندوانهای سربسته نیست.
اگر خاتمی بر موج نارضایتی حاکم برسالهای پایانی دولتهای سازندگی، با ایده تغییر شرایط نامطلوب موجود توانست آرای بسیاری از مردم را بهدست آورد، سالیان بعدی زمامداریاش، محکی طولانی بود برای اصلاحی که میطلبید. اما حتی همانهایی که او را بر این کرسی نشاندند نیز نیک دانستند که او مرد تغییر نیست، چرا که 8 سالِ بعد از دوم خرداد 76 ضرب آهنگی بود ثابت از تکرار سخنانی که پای صندوقهای رأی در دوم خرداد بیان شده بود.
این عینی ترین دلیلی بود که ثابت میکرد، خاتمی دیگر نخواهد توانست همچون خرداد 76 برای حلقه یارانش کاندیدایی رأیآور باشد. چراکه این بار خاتمی با دستانی خالی از ایدهای جدید برای عبور از شرایطی که آن را نامطلوب میخواند، به میدان آمده است. این در حالی است که خاتمی 87 به علاوه با اصلاحطلبانی مواجه است که نه تنها "حرف" جدیدی ازوی نمی شنوند، بلکه باز هم همان "حرف"هایی به گوششان میخورد که در 8 سال ریاست جمهوریاش بارها و بارها شنیده بودند.
طبیعی بود که خاتمی نتواند حتی میان اصلاحطلبان، اجماعی را برای حضور خود در صحنه انتخابات رقم بزند، چه رسد به اجماعی در سطح جامعه و باز هم همه اینها در حالی بود که کمتر از یکسال از تجربه شکست فهرستی که با نام "یاران خاتمی" به دنبال جلب رأی به بهانه دارا بودن حمایت خاتمی بود، نمیگذشت.
اگر در کنار دستان خالی خاتمی از ایدهای جدید و کارنامهای شفاف از 8 سال ریاست، حضور جدی موسوی و کروبی را نیز اضافه کنیم، باز هم بلافاصله خواهیم پرسید: "پس چرا خاتمی در این انتخابات باز هم کاندیدا شده است؟"
اما شاید برای پاسخ به این سؤال نیازی نباشد به رسم تحلیلهای رایج، به دنبال تحلیل صف بندیها و مناسبات سیاسی خاصی که خاتمی با گروهها و جریانات برقرار کرده است، برویم. شاید جواب این سؤال مهم، آسانتر از اسیر شدن در پیچیدگیهای این تحلیلهای گیجکننده باشد.
خاتمی اینک به عرصه انتخابات آمده است، چون او باید در این انتخابات کاندیدا میشد. همچنانکه هاشمی رفسنجانی 71 ساله در انتخابات نهم ریاست جمهوری.
خاتمی 8 سال ریاست کرد بدون آنکه مجالی برای پاسخ دادن به 8 سال ریاستش به وجود آید. او هنوز هزینه بسیاری از تصمیمات 8 سالهاش را نپرداخته است. این سنتی بود همیشگی در عمر کوتاه 30 ساله انقلاب اسلامی: کسی را نخواهی یافت که بدون پرداخت هزینههایش، کنار رفته باشد.
ماهیت تاریخی حرکت جریان "حق" همواره در بطن خود نقاط عطفی را پرورانده است که نتیجهای جز خالصسازی این جریان از جریانات "حق نما" و در نهایت عیان شدن ماهیت آن نداشته است.
مهم نیست که خاتمی در این انتخابات با احمدینژاد رقابت خواهد کرد یا با کاندیدایی دیگر. مهم آن است که خاتمی در این انتخابات قرار است هزینه 8 سالی را بدهد که مجالی برای پرداخت آن پیدا نکرد. و شاید اینک بتوان راز پیامهای تبریکی را که مخالفان خاتمی پس از اعلام کاندیداتوری وی در انتخابات دهم با خوشحالی به یکدیگر ارسال داشتند، درک کرد. شادمانی که از جنس شادمانی برای حضور هاشمی در انتخابات نهم ریاست جمهوری بود.
آری! و اینک بنا بر سنتی دیرین، خاتمی آمده است، آنچنانکه هاشمی آمد...
اعضاء حزب کارگزاران برای بار اول نیست که در آستانه یک انتخابات، هرکدام یک طرف میروند و مأموریتی جداگانه برای نزدیک شدن و حمایت از یک کاندیدا را بر عهده میگیرند این تشتت البته فقط در ظاهر است و در اصل ماجرا، یک تقسیم مأموریت برای تقسیم مدیریتها است.
نگاهی به رویکرد اعضای شورای مرکزی و چهره های شاخص حزب کارگزاران هرچند اختلاف درونی این حزب را نشان می دهد اما با نگاهی ژرف تر به پیشینه رفتارهای سیاسی این تشکل می توان دریافت که جمعی که به نام کارگزاران شناخته می شوند، چندان هم نمی توان نام حزب بر آنها نهاد و البته هر کدام به تنهایی سیاسیکاریهای خاص خود را داشته و از سوی جمع هم این فردگرایی پذیرفته شده، مهم این است که در نتیجه مطلوب همه با هم سهیم می شوند و سر یک سفره می نشینند.
در انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز هر یک با گرایش به سمت یکی از کاندیداهای جریان دوم خرداد سعی دارد وفاداری به شیوه پیشین را حفظ کرده و در واقع صحنه گردانی را در هر میدانی تا رسیدن به قدرت به دست گیرند، حتی اخیراً نیز با طرح احتمال کاندیداتوری دبیرکل حزب، وارد بازی تازه ای شده اند.
در شرایطی که غلامحسین کرباسچی، تمامقد جامه حمایت از کروبی به تن کرده، حسین مرعشی از مصوبه این حزب برای حمایت از کاندیداتوری خاتمی می گوید، در مقابل جلسات برخی از چهره های شاخص این جمع با میر حسین موسوی هم برگزار می شود تا آنها از هیچ کاندیدایی در طیف خود غافل نمانند و یک پازل دلالی سیاسی کامل داشته باشند.
البته مرعشی خود درباره این تناقض رفتاری در اعضای حزب متبوعش میگوید: «اعضاي حزب كارگزاران همواره مورد مشورت بزرگان نظام قرار گرفتهاند و هر جا از هر كدام از اعضاي حزب براي مشاوره دعوت شود، اعضاي حزب مشورت ميدهند.» شاید همین ویژگی است که در یک انتخابات این قابلیت را ایجاد می کند که دبیر کل، رئیس ستاد یک کاندیدا و هر یک از اعضا، رؤسای کمیته های کاندیداهای دیگر شوند.
طنابی که کرباسچی و طیف اصفهان کارگزارن برای کروبی بافته اند اما
کرباسچی در جریان اولین چرخشهایی که به سمت کروبی داشت، در گفتگویی با ضمیمه روزنامه اعتماد ملی انتقادات بیسابقهای هم نسبت به خاتمی (کاندیدای مورد حمایت حزبش) بیان کرد و در پاسخ به اینکه ممکن است به طول کشیدن اعلام نظر خاتمی یک تاکتیک سیاسی آگاهانه باشد، گفته بود: «اصلاً حرف من این است که نباید مردم و افراد را در وضعیت صبر و انتظار نگه داشت و این رفتار با سیاستورزی مدرن همخوان نیست. بالاخره دیگران هم میخواهند برنامه ریزی کنند که کاندیدا بشوند یا نشوند یا از فلان فرد حمایت کنند یا نکنند. نباید اینقدر فرد محور بود و به دیگران اهمیت نداد. آیا اگرخدای نکرده به هر دلیل آقای خاتمی کاندیدا نشود، نباید این فرصت باقی باشد که جایگزینی بهجای ایشان به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان مطرح شود؟»
در سوی دیگر، مرعشی همزمان که از مصوبه حزبش برای حمایت از خاتمی خبر داد، گفته بود: «ما نميتوانيم در اين انتخابات ريسك بكنيم؛ بنابراين بايد از نامزدي حمايت كنيم كه بتواند پيروزي ائتلاف اصلاحطلبان را رقم بزند. مزيت آقای خاتمي هم در همين است که بیشترین احتمال پیروزی در انتخابات را داراست. علاوه بر اين، ايشان از حمايت بيشتر احزاب اصلاحطلب و حتی میانهرو برخوردار است.»
شاید همین ریسکگریزی هم هست که هر یک از اعضا را روانه یک ستاد انتخاباتی می کند و درست در نقطه مقابل این مصداق برای حمایت، مصداق دیگری نیز مییابد؛ کرباسچی در شورای مشاوران کروبی قرار میگیرد و می گوید: «اگر خاتمي و کروبي با هم در انتخابات شرکت کنند، قطعاً از کروبي حمايت مي کنم. آزموده را آزمودن خطاست.» وی البته برای اینکه متهم به تکروی هم نشود، ادامه میدهد: «رقيب ما جريان مقابل است،
محمد عطریانفر، عضو دیگر کارگزاران نیز مأموریتی مشابه کرباسچی دارد و این روزها به کروبی نزدیک شده، هرچند مواضع متفاوتی نیز اتخاذ کرده است. همچنین تیم رسانهای او در همشهری، شرق، هممیهن و شهروند نیز اینروزها، ساختمان روزنامه اعتمادملی را بهعنوان خانه جدید خود انتخاب کردهاند. عطریانفر، گاه حمایت اصلاح طلبان از کروبی را محتمل الوقع دانسته و در جای دیگر اعلام کرده بود
اما در کنار مرعشی سخنگوی حزب، برخی اعضا از جمله محمدعلی نجفی و اسحاق جهانگیری به جمع گردانندگان ستاد خاتمی پیوسته و در حالی که چندی پیش خبری مبنی بر انتخاب نجفی یا کرباسچی به عنوان رییس ستاد کروبی عنوان شد، محمد علي نجفی اعلام کرد که ریاست كمیتههای اقتصادی و آموزش ستاد مركزی خاتمي را پذیرفته است.
نجفی هم هرچند که کرباسچی معتقد است اصلاً 5 سال است از این حزب استعفا کرده، اما میگوید: «موضوع رسمی حزب کارگزاران این است که اگر خاتمی وارد عرصه رقابتها شود، از ایشان حمایت کند. ولی اگر خاتمی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری نشد، حزب کارگزاران همه کاندیداهای موجود از جمله کروبی و چهرههای معتدل اصولگرا مانند ولایتی و روحانی را مورد بررسی قرار خواهد داد.»
در این میان، برخی از اعضای این حزب از جمله بیژن زنگنه و عباس آخوندی به موسوی چراغ سبز نشان داده و ترجیح می دهند در این مجموعه تعریف شوند تا مکملی برای سفره سیاسی رنگین کارگزاران باشند.
قابلیت حمایت از کاندیداهای انتخاباتی از هر جریان و با هر تفاوتی، تنها محدود به کروبی، خاتمی و موسوی نمی شود، آنها از هر کسی که اندکی نزدیکی به آنها داشته و احتمال نامزدی او در انتخابات میرود، حمایت کردهاند و گاه از
شیوه ای که اکنون کارگزاران برای رفتار سیاسی خود در انتخابات دهم ریاست جمهوری برگزیده، شیوه ای مسبوق به سابقه است؛ به طوری که در انتخابات مجلس پنجم که اولین نشانهی ظهور این حزب روشن شد، در فهرستي با عنوان "جمعي از کارگزاران سازندگي ايران" و در حالی که نام عبدالله نوري را در صدر قرار داده بودند، در عین حال نام افرادی از جمله موحدي کرماني، دري نجف آبادي، ناطق نوري، مرحوم ابوترابي و... را نيز گنجاندند که البته مرحوم ابوترابی واکنش درخوری به این بازی چند نبش نشان داده و کارگزارانیها را مجبور به حذف نام خود از این لیست کرد.
گویا گدانندگان کارگزاران به علم آمار و احتمالات علاقه ویژه ای دارند و از آنجا که می دانند احتمال بهرهبرداری در یک بازی چند نبش همیشه بیش از یکسویه رفتن است، از بهکارگیری این رفتار سیاسی مضایقه نمیکنند.
جريان دوم خرداد هرچند كه تلاش بسياري داشت تا در انتخابات دهم رياست جمهوري لباس اجماع پوشيده و با كانديداي واحد وارد ميدان رقابت شود، اما چنين نشد و تلاشهاي موسوي خوئيني ها و حتي برخی افرادی كه سعي داشتند با پيوند اين جبهه با برخي شكست خوردگان خارج از آن، وحدتي در مقابل احمدي نژاد ايجاد كنند، بي نتيجه ماند و اکنون در جريان دوم خرداد، علاوه بر كانديداهاي متفرقهاي كه ممكن است در ايام ثبت نام ظهور كنند، كروبي، خاتمي، ميرحسين موسوي كانديداهاي مطرح هستند؛ مگر اينكه يكي از اين ژنرالها سوداي قدرت را فراموش كرده و حداقل براي شكسته نشدن آرا در اين جبهه به نفع ديگري كنار بكشد.
البته خاتمي خود چنين تشتتي را پیش بینی کرده و اخیراً با اشاره به کاندیداتوری کروبی گفته است: "اشکالي ندارد که 2 تريبون از اصلاحطلبان در انتخابات وجود داشته باشد." آنچه پذيرش تشتت را آسان مي كند، برق كرسي قدرت و وسوسه رسيدن به آن است.
کيهان: ویژه نامه «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب، در اقدامی غریب به تخطئه رئیس جمهور و مواضع اصولگرایانه و ضد استکباری دولت پرداخت!
این ویژه نامه که توسط شماری از همکاران نشریات زنجیره ای نظیر شرق، شهروند امروز و اعتماد تهیه شده، پس از ستایش دولت های دفاع مقدس و سازندگی و اصلاحات، ارزیابی دولت عدالت خواه و اصولگرا را به همکار دایمی بی بی سی و صدای آمریکا (صادق-ز) سپرد تا وی به تخطئه مواضع عدالت خواهانه و اصولگرایانه رئیس جمهوری بپردازد که به شهادت ناظران سیاسی داخلی و خارجی، شعارهای انقلاب ر امجدداً زنده کرد.
معلوم نیست اگر در جشن 30 سالگی انقلاب، اصل بر نقد دولت ها بوده چرا، سایر دولت ها مستثنی شده و فقط دولت عدالت خواه و اصولگرای فعلی نه نقد بلکه مورد تخطئه و سیاه نمایی قرار گرفته است. در عین حال حتی اگر هم بنابر نقد بوده چرا عرصه به یک همکار نشاندار صدای آمریکا و بی بی سی در پوشش ویژه نامه مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی سپرده شده تا عقده های جبهه استکبار را بر سر دولت انقلابی خالی کند.
و بالاخره جای این پرسش ها از مسئولان مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) باقی است که اولاً؛ چرا تهیه ویژه نامه سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به افراد و جریانی سپرده اید که دهها
گفتنی است ویژه نامه مذکور لابلای ارگان شهرداری تهران (روزنامه همشهری) توزیع شده است
رئیس جمهور، پيروزي هاي ملت ايران را مرهون عنايت ويژه امام عصر(عج) دانست و در بخش ديگري از سخنانش گفت: دنيا بداند اين انقلاب به هيچ فرد و هيچ گروهي بدهكار نيست و مدعيان، در انقلاب نقش چنداني نداشتند بلكه يك ملت بزرگ با رهبري الهي بار انقلاب را بر دوش كشيد و همه ملت با ايستادگي و فداكاري اين انقلاب را به ثمر رساندند.
به گزارش فارس، دکتر محمود احمدينژاد امروز در جمع راهپيمايان ميليوني تهران كه در ميدان آزادي گردهم آمده بودند با تبريك ايام الله دهه فجر و گراميداشت ياد شهدا و امام راحل براي شناخت حقيقت انقلاب، بايد هدف و رمز انقلاب را شناخت. انسان بايد خود را مظهر اسماء الهي كند تا بتواند حيات طيبه را رقم بزند و اين كار فقط در انجام مسئوليتهاي اجتماعي و همراهي با انسان كامل ميسر است.
احمدي نژاد گفت: انسان بدون آرمانهاي الهي، سرگشته است و انسان آرمانخواه نيازمند راهبر كامل است. انساني كه شان انساني خود را بشناسد تن به پستي و ذلت نميدهد و شكست ناپذير مي شود. خداوند امام معصوم را تجلي كامل اسماء خود قرار داده است و با آن ميتوان به هدف رسيد.
احمدي نژاد گفت: انسان بدون آرمانهاي الهي، سرگشته است و انسان آرمانخواه نيازمند راهبر كامل است. انساني كه شان انساني خود را بشناسد تن به پستي و ذلت نميدهد و شكست ناپذير مي شود. خداوند امام معصوم را تجلي كامل اسماء خود قرار داده است و با آن ميتوان به هدف رسيد.
خبرگزاری انگلیسی رویترز در گزارشی که پس از اعلام کاندیداتوری خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم منتشر شد، از خاتمی بهعنوان یک مجری تنشزدا باد کرد و احمدینژاد را به دلیل پافشاری بر حقوق ملت ایران، تنشزا خواند.
به گزارش رجانیوز، در این نوشته که به قلم خبرنگار ایرانی مقیم تهران رویترز تهیه شده است، با اشاره به رفتار دولتهای غربی در قبال ایران طی 8 ساله دولت خاتمی، می افزاید: این اعلام آمادگی از سوی خاتمی، رأی دهندگان ایرانی را بین 2 کاندیدا یعنی خاتمی و احمدی نژادی که در طول اولین 4 سال ریاست جمهوری خود، ایران را با تباهی های زیادی در جریان برخورد با غرب در زمینه اجرای برنامه هسته ای مواجه کرده است، مواجه میکند.
خاتمی در نشست سیاست مداران طرفدار اصلاحات اعلام کرد: "من در اینجا اعلام می کنم که بهطور جدی در انتخابات شرکت خواهم کرد."
انتخابات ایران در خارج از مرزهای این کشور بسیار مورد توجه است زیرا اوباما رئیس جمهور جدید امریکا نیز رویکرد جدیدی را نسبت به ایران اتخذ کرده وخواهان برقراری و گسترش رابطه با ایران به عنوان چهارمین کشور نفت خیز جهان است؛ البته اگر تهران "مشتش را باز کند".
به گفته تعدادی از تحلیلگران، واشنگتن تا مشخص شدن نتیجه انتخابات ایران منتظر خواهد ماند و از اعلام جزئیات برنامه خود در قبال ایران خودداری خواهد کرد. در عین حال، ایران شرایط سختی را برای آغاز مذاکرات با امریکا اعلام کرده است. این دو دشمن دیرینه، از ابتدای انقلاب اسلامی در سال 1979 تاکنون تعامل دیپلماتیکی نداشته اند.
به گفته تحلیلگران، انتخابات به معنای تغییر در سیاست جمهوری اسلامی ایران نخواهد داد زیرا نهایتاً حرف آخر را رهبر انقلاب اسلامی یعنی آیتالله خامنهای می زند. با این حال، رئیس جمهور می تواند بر نگاه رهبری نسبت به اجماع در میان نخبگان سیاسی تأثیرگذار باشد.
به گفته محمد علی ابطحی مشاور و یکی از نزدیکان سیاسی خاتمی در زمان دولت سابق، "مردم در اثر سیاست خارجی و اقتصادی اعمال شده توسط احمدی نژاد احساس می کنند که به تغییر نیز دارند بنابراین ما فکر می کنیم که مردم بهخاطر تغییر به خاتمی رأی دهند و با ورود خاتمی به صحنه رقابت ها، انتخابات قطبی خواهد شد."
احمدی نژاد به دلیل مشکل در مدیریت اقتصاد و تورم که به نقلی، در سال گذشته به 30 درصدافزایش یافته است، با انتقادات زیادی روبرو است. براساس اظهارات اصلاحطلبان، سخنان تند و موضعگیریهای احمدینژاد در سیاست خارجی باعث منزوی شدن ایران شده است.
غرب ایران را متهم به تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای می کند، چالشی که تهران آن را انکار می کند و هدف خود را از پی گیری برنامه هستهای، تولید انرژی برق میخواند. اگرچه تهران بهعلت آنکه نتوانسته است قدرتهای جهانی را در مورد هدف خود قانع کند، تاکنون با 3 دور تحریم از سوی سازمان ملل مواجه شده است.
خاتمی چنانچه مجدداً انتخاب شود قصد دارد در خارج از مرزها سیاست تنشزدایی و در داخل کشور، تغییرات سیاسی و اجتماعی را پیگیری کند. اما وی در پیاده کردن این برنامهها با چالشهای زیادی و با کسانی که قدرت اصلی را در سطوح مختلف در دست دارند، مواجه خواهد شود که باعث ممانعت از پیاده کردن اهداف اصلاحی وی خواهند شد.
در مقابل احمدی نژاد که گفته است در انتخابات ریاست جمهوری آینده شرکت خواهد کرد، بیشتر بر پیاده کردن و بازگشت به ارزشهای انقلاب اسلامی و تقسیم درآمدهای نفتی بهطور منصفانه در میان تمامی اقشار تأکید دارد و آن را در برنامه کاری خود قرار داده است.
این دو کاندیدا، از نظر ظاهر هم تفاوتهایی با هم دارند. خاتمی یک روحانی با عمامه سیاه است که نمایانگر آن است که وی از سلاله پیامبر اسلام است. در عوض احمدی نژاد شخصی غیر روحانی است و غالباً کاپشنی به تن دارد که قیمتش کمتر از 25 دلار است.
خاتمی می گوید: «من همیشه بر شکلگیری و تشکیل سازمانهای مدنی پافشاری کردهام. جهت مطالبات تاریخی ملت ایران میل به آزادی، استقلال و عدالت استوار دارد و من هم بر روی همین اصول کار خواهم کرد.»
اگرچه تعداد بسیار زیادی از نقشهها و برنامههای اصلاحات خاتمی مانند قانون رفع محدودیت مطبوعات تحقق نپذیرفت با وجود اینکه تعداد زیادی از روزنامهها در زمان وی تعطیل شدند، اما تعداد مطبوعات در زمان ریاست جمهوری وی رو به افزایش گذاشت و بعضی از سختگیری های اجتماعی کاهش یافت.
با وجود این، تعدادی از اصلیترین حامیان خاتمی با به پایان رسیدن زمان ریاست جمهوری وی ازاو کنارهگیری کردند. آنها همیشه چنین اظهار میداشتند که خاتمی در زمان ریاست جمهوری خود باید برای ایجاد تغییرات تلاش و فشارهای بیشتری اعمال می کرد. دانشجویانی که یک زمان از جلوداران تغییر محسوب می شدند، وی را متهم به دادن قول های بزرگی کردند که هیچ وقت عملی نشد.
به گفته کارشناسان، همه شرایط بستگی به این دارد که آیا احمدی نژاد از حمایتهای رهبری همچنان برخوردار باشد یا نه، زیرا رهبری آشکارا احمدی نژاد را مورد تحسین، تجلیل و حمایت خود قرار داده است.
در انتخابات پیش رو، بیشتر تمرکز بر روی احمدی نژاد و خاتمی قرار دارد، اما مهدی کروبی و مصطفی پورمحمدی نیزدر این انتخابات حضور خواهند داشت.
خاتمی بالاخره پس از ماهها کشوقوس تبلیغاتی، کاندیداتوری خود را برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد و از این به بعد، همه منتظر اعلام انصراف میرحسین موسوی از عرصه رقابت هستند چراکه بنا به وعده خاتمی، از میان او و میرحسین قطعاً فقط یک نفر کاندیدا خواهد شد.
البته از زمان طرح احتمال کاندیداتوری موسوی و همچنین پس از جدیتر شدن این احتمال و اینکه او خود سکوت 20 سالهاش را شکست، خاتمی و یارانش سعی داشتند یا این احتمال را تکذیب کرده و یا مشروط کنند. موضوع حضور موسوی در شرایطی که خاتمی سعی داشت با ابراز تردید درباره آمدن، زمینههای تبلیغاتی حضورش را فراهم کند، برای خاتمی و اطرافیانش یک شوک بزرگ بود؛ چراکه از یک سو میان کسانی که خاتمی به صورت بالقوه میتوانست حمایت آنها را برای کاندیداتوری خود جلب کند، انشقاق ایجاد میکرد و از سوی دیگر، او را ناچار میساخت تا به تاکتیک تبلیغاتی خود با عنوان "تردید" زودتر پایان دهد.
اما اینکه میر حسین موسوی خط قرمز خود را ورود خاتمی به انتخابات بداند نیز آرزویی است که خاتمی و همفکرانش از ابتدا آن را دنبال کردهاند، چراکه در غیر این صورت، با حضور موسوی در انتخابات و یا عدم حمایت وی از خاتمی، حامیان خاتمی در حد همان
به هر حال، با افزایش فعالیت های سیاسی موسوی، نگرانی خاتمی نیز افزایش یافت تا جایی که پس از دیدار و مذاکراتی که با موسوی داشت، خطاب به اصلاح طلبان اعلام کرد که از میان او و میرحسین یک نفر قطعاً کاندیدا خواهد شد. خاتمی با این اعلام، چند موضوع را هدف قرار داده بود، اول اینکه از فشارهای اطرافیانش برای تسریع در اعلام کاندیداتوری خلاصی یابد، از سوی دیگر موسوی را از وورد به فضای رقابت با خود به شیوهای دوستانه کنار بزند و در صورتی که خود کاندیدا شد، از حمایت وی برخوردار شود.
هرچند اعلام "یا خاتمی یا میرحسین" از سوی موسوی تکذیب نشد، اما هیچ واکنشی مبنی بر تائید هم از سوی او نشان داده نشد و چه بسا تداوم فعالیت سیاسی و تبلیغاتی از جمله تشکیل ستادی برای انجام کارهای انتخاباتی و راهاندازی سایت اطلاعرسانی و انجام 2 مصاحبه پیاپی آن هم با انگیزههای تبلیغاتی، خود نشانهای بر تکذیب توافق با خاتمی به حساب میآمد و گویا در این میان، رقابتی پنهان جاری است که خاتمی و اطرافیانش با واکنشهای از روی دستپاچگی، سعی در علنی نشدن آن دارند.
هرچند که موسوی در قبال تحرکات انتخاباتی و تاکتیکهای تبلیغاتی خاتمی سکوت پیشه کرده و خود و حامیانش حتی نامی از او نبردند اما تصمیمی که اکنون، اتخاذ میکند برای جریان دوم خرداد سرنوشتساز خواهد بود. وی در صورت اعلام انصراف و حمایت از خاتمی است که میتواند اعتبار حامیان خاتمی در خبرسازیهای گذشته را احیا کند. همچنین خاتمی پس از آنکه گفته بود از میان او و موسوی، فقط یک نفر کاندیدا میشود تاریخی را هم برای این اعلاوم کاندیداتوری اعلام کرد تا برای در تعلیق ماندن موسوی سقف زمانی تعیین کرده باشد.
در واقع همانطور كه كروبي، 20 آذر را اولتيماتومي براي دوم خرداديها اعلام و گفته بود در صورت عدم رسيدن به اجماع، ديگر به نفع كسي كنار نميرود، خاتمي هم البته نه به صراحت كروبي بلكه با محافظهكاري خاص خود 22 بهمن را براي موسوي آخرين مهلت اعلام نامزدي قرار داده و در روزهای اخیر اعلام کرد: «من بايد به قولي که به مردم دادهام عمل کنم و آمادگي خود را براي حضور اعلام دارم.»
خاتمی در شرایطی کاندیداتوری خود را اعلام میکند که علاوه بر رقابت با کروبی، رقیبی به نام موسوی را نیز برای خود محتمل میداند و در صورت عدم اعلام انصراف و یا واکنشی حمایتی از سوی میرحسین، هم وعده او به اصلاحطلبان غلط از آب درآمده و هم ناگزیر به اثبات خود در مقابل کسی است که سعی میکرد بیشترین نزدیکی را با او در ذهنها ایجاد کند.
بخش خبری 21 سیما، در بخشی از گزارش مبسوطی که به تحولات موضوع هستهای ایران طی دهه 50 تاکنون اختصاص داشت، برای نخستین بار، از زمان بازداشت حسین موسویان سخنگوی تیم اسبق هستهای، دقایقی از آنتن را به تصویر و اظهارات آرشیوی وی اختصاص داد.
"در مسیر تحول؛ هستهای" عنوان گزارشی بود که شب گذشته از بخش خبری 21 سیما پخش شد و در ابتدای آن به تبیین تعهدات و حمایتهای امریکا، فرانسه و آلمان از برنامه هستهای ایران در دوره پهلوی پرداخت.
این گزارش در ادامه با اشاره به نقض این تعهدات از سوی دولتهای غربی پس از انقلاب اسلامی، برای نخستین بار از زمان بازداشت و اعلام محکومیت موسویان به دلیل اتهامات امنیتی، تصویری از وی مربوط به دهه 70 پخش و از وی به عنوان "سفیر وقت ایران در آلمان" یاد شد.
موسویان در این تصاویر، واکنشهای احتمالی ایران در قبال نقض تعهدات هستهای دولت آلمان در زمینه نیروگاه اتمی بوشهر را تشریح کرد.
گزارش "مسیر تحول؛ هستهای" اگرچه به طرز هنرمندانهای روند عقبنشینیهای پیاپی و تعلیقهای بینتیجه در دولت سابق را بازخوانی کرد اما به نظر میرسد استفاده از تصویر موسویان و پخش اظهاراتی از وی به عنوان یک مقام مسئول وقت، آنهم در شرایطی که وی با استناد به اتهامات امنیتی بازداشت و محکوم شده است، نوعی فتح باب برای تطهیر وی میباشد
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار جمع زیادی از کارکنان و فرماندهان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به پیشرفتهای شگرف و چشمگیر سی ساله ملت ایران به واسطه ایمان به خدا، و حفظ روحیه اعتماد به نفس ملی، و مجاهدت علمی و عملی تأکید کردند: حضور گسترده، پرشور و با عزم راسخ ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن هر سال نمایشی نمادین از ایستادگی و استقامت این ملت بر سر آرمانهای انقلاب اسلامی است و راهپیمایی 22 بهمن امسال نیز به توفیق الهی صحنه دیگری از نمایش عظیم ملی خواهد بود.
در این دیدار که به مناسبت سالروز بیعت تاریخی جمعی از کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام خمینی (ره) در 19 بهمن سال 57 برگزار شد، فرمانده کل قوا، حادثه 19 بهمن را حادثه ای ماندگار و متکی بر اخلاص، عزم راسخ، و درک صحیح از تحولات و رویدادهای آن زمان دانستند و افزودند: نیروی هوایی ارتش در حادثه 19 بهمن سال 57، پیوستگی خود با ملت و جوهره حقیقی خود را نشان داد.
حضرت آیت الله خامنه ای، درک صحیح از تحولات پیرامونی را بسیار مهم ارزیابی و خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی ایران منشأ تحولات عظیمی شد.
ایشان تحول در جامعه ایرانی، تحول در امت اسلامی، و تحول در معادلات کلان جهان سیاست را سه تحول عمده ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی برشمردند و تأکید کردند: انقلاب اسلامی، ملت ایران را به ملتی صاحب عزم راسخ، دارای قدرت و حق انتخاب، سربلند و عزتمند، و تأثیرگذار بر جوامع دیگر تبدیل کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اذعان دشمنان نظام اسلامی به نقش تعیین کننده ایران در مسائل مهم منطقه و غیرقابل مقایسه بودن این جایگاه با شرایط قبل از انقلاب اسلامی افزودند: برخی قدرتهای بزرگ هنوز هم حاضر نیستند این تحول عظیم در ایران را بپذیرند ولی هنگامی که یک ملت متوجه ارزش عزم و اراده خود شود و براساس آن تصمیم بگیرد و عمل کند، هیچ قدرتی نمی تواند مقابل او بایستد و تسلط بر این ملت دیگر امکان پذیر نیست.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین چالش اصلی نظام جمهوری اسلامی با قدرتهای جهانی تأکید کردند: قدرتهای جهانی در طول 30 سال گذشته از تمام شگردها و روشها برای بازگرداندن سلطه جهنمی قبل از انقلاب بر سر ملت ایران استفاده کرده اند اما این ملت با عزم و ایستادگی خود مانع از چنین کاری شده است و در آینده نیز مقهور سلطه قدرتهای جهانی نخواهد شد.
ایشان خاطرنشان کردند: از دل انواع و اقسام تحریم هایی که سالهای متمادی بر ملت ایران تحمیل شد، ماهواره امید بیرون آمد و به فضا پرتاب شد و از دل همه سختگیریهایی که در حق ملت ایران انجام دادند، فناوری علمی غنی سازی اورانیوم که منحصر در چند کشور قدرتمند است، بدست آمد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این تحریم ها و تهدیدها دیگر اثری ندارند زیرا ملت ایران راه خود را یافته و با عزم راسخ و متکی بر ایمان عمیق، مسیر پیشرفت را طی می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای گسترش اندیشه انقلاب اسلامی در منطقه، و در جهان را از دیگر تحولات انقلاب برشمردند و افزودند: حادثه غزه و قبل از آن جنگ 33 روزه لبنان که ارتش رژیم صهیونیستی با تمام تجهیزات پیشرفته نظامی و حتی کمکهای امریکا نتوانست بر یک ملت محصور و یک مجموعه جوان مؤمن و با عزم غلبه پیدا کند، نشانگر گسترش و تعمیق تفکر انقلاب اسلامی ایران است.
ایشان تغییر جغرافیای قدرت جهان و دگرگونی در تقسیم بندی جهان به کشورهای سلطه گر و کشورهای سلطه پذیر را از دیگر تحولات انقلاب اسلامی دانستند و خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی ایران با حفظ اصول و تسلیم نشدن در برابر قدرتها در مسیر مستقیم خود، حرکت رو به جلو داشته است و در آینده نیز تنها راه پیروزی نهایی و کامل ملت ایران، حرکت در مسیر ایمان به خدا، و حفظ روحیه اعتماد به نفس ملی، و مجاهدت علمی و عملی در همه ابعاد است.
رهبر انقلاب اسلامی حضور گسترده، پرشور و مستحکم مردم در راهپیمایی 22 بهمن هر سال و در شرایط گوناگون جوّی را نمایشی نمادین از ایستادگی و استقامت ملت ایران بر سر آرمانها و ادامه مسیر مستقیم انقلاب برشمردند و تأکید کردند: در 22 بهمن امسال نیز به توفیق الهی، مردم به صورت گسترده به صحنه خواهند آمد و این حضور گسترده در راهپیمایی 22 بهمن و صحنه های گوناگون همچون انتخابات دشمن را در مقابل ملت ایران دچار خسران خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: این نمایشهای عظیم ملی و فناوری که خوشبختانه پی در پی در کشور بروز می کنند باید روزبه روز بیشتر شوند.
فرمانده کل قوا در بخش دیگری از سخنان خود با گرامیداشت یاد و خاطره امام راحل (ره) و شهدای نیروی هوایی و ارتش، و مجموعه های دیگر، نیروی هوایی را یک مجموعه با عزم و صاحب ابتکار و پیشرفت خواندند و تأکید کردند: نیروی هوایی در شرایط مختلف به ویژه دوران دفاع مقدس، همواره یکی از بهترین، درخشان ترین، و آبرو بخش ترین بخشهای ارتش بوده است.
در این دیدار امیرسرتیپ خلبان شاه صفی فرمانده نیروی هوایی ارتش ضمن ارائه گزارشی از اقدامات انجام شده در جهت ارتقای تواناییها و آموزشها در بخشهای آفندی و پدافندی نیروی هوایی، بر آمادگی این نیرو برای مقابله با هرگونه تهدیدی تأکید کرد.
خوشحالی رسانه های دوم خردادی از کشف رابطه پنهان ایران و آمریکا در دولت احمدی نژاد
ادعای نگرانی برای منافع ملی در حالی است که آنها نشان داده اند به دلیل وفاداری شان به منافع غربیها و امتیازهای داوطلبانه و یکسویه ای که به آمریکا و غربیها می دهند همواره مود اعتماد غرب بوده و در آستانه هر انتخاباتی از آنها حمایت کرده اند. هرچند که در این سو سعی می شود به دلیل بازتاب بدی که در میان مردم دارد جلب حمایت به صورت مخفی صورت گیرد اما در سوی دیگر به دلیل عدم پنهانکاری از طرف مقابل این حمایت ها بعضا علنی و رسانه ای شده است. اوج حمایت غربیها از اصلاح طلبان سخنان چندین باره بوش و اعلام این حمایت هاست که از سوی رهبر انقلاب به عنوان "لکه ننگ" از آن یاد شد.
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظّم انقلاب اسلامي در پاسخ به نامه دکتر احمدينژاد رئيس جمهور درباره موفقيت دانشمندان ايراني در پرتاب ماهواره ملي اميد به فضا، اين موفقيت را نشانه درستي اميدهايي خواندند که انقلاب شکوهمند اسلامي در دلها پديد آورده است.
متن نامه رئيس جمهور و پاسخ مقام معظم رهبري به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
حضرت آيت الله خامنه اي (مدظلّهالعالي)
رهبر عزيز انقلاب اسلامي
سلام عليکم
در ايام بزرگداشت دهه فجر و در آستانه دهه چهارم انقلاب اسلامي، دهه پيشرفت و عدالت با کمال افتخار به عرض مي رسانم که فرزندان انقلابي شما در صنعت هوا و فضا پس از يک دوره تلاش مستمر و شبانه روزي موفق به ساخت پرتابگر، ماهواره و ايستگاههاي زميني کنترل و مديريت به صورت بومي شدند و در شب ميلاد حضرت امام موسي کاظم(عليه السّلام) اولين ماهواره ساخت جمهوري اسلامي ايران در مدار قرار گرفت و پيام خدا پرستي، عدالت، صلح و دوستي را به جهان مخابره کرد.
بدون ترديد اين اقدام سرآغاز جهش هاي بزرگ علمي و موجب ارتقاء تراز ملت ايران در سطح بين الملل و تقويت خودباوري جوانان و شکوفايي بيش از پيش استعدادهاي الهي آنان و همچنين تقويت روحيه همه ملتهاي آزاده جهان خواهد شد.
اينک ضمن عرض تبريک اين موفقيت بزرگ به حضرت ولي عصر(عج)، حضرتعالي، و ملت بزرگ ايران، تقدير و تشکر صميمانه مجموعه دست اندرکاران را از حمايت ها و ارشادات اميد بخش و راهگشاي حضرتعالي به استحضار مي رساند و اميدوار است که جوانان مؤمن و آرماني را از عنايات و رهنمودهاي خود برخوردار فرماييد.
از خداوند بزرگ سلامتي و عزت جنابعالي و پيشرفت روزافزون ملت ايران را مسئلت دارم. - محمود احمدي نژاد
**پاسخ مقام معظم رهبري
بسمه تعالي
جناب آقاي دکتر احمدي نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
از تلاش مديران و دانشمندان ارجمندي که اين اقدام شايسته به همت و کوشش آنان ممکن گشت صميمانه تشکر و قدرداني ميکنم. اين نشانهي ديگري است بر درستي اميدهاي صادقي که انقلاب شکوهمند ملت ايران در دلها پديد آورده است. خداوند همهي شما را محفوظ و مؤيد بدارد.
والسّلام عليکم- سيّدعلي خامنه اي
یک فعال سیاسی تأکيد کرد: هرچه تخریب علیه احمدی نژاد بیشتر شود، وی محبوبتر می شود.
محمد علی رامین در گفتگو با رجانیوز، با بیان اینکه دکتر احمدينژاد، نخستين رئيس دولت غيرحزبي كه منتخب مردم و رها از قيد و بندهاي حزبي برگزيده شده و تمام توان خود را وقف خدمت به ملت خويش كرده است، اظهار داشت: با وجود همه تبليغات منفي صاحبمنصبان قبلي، مردم هوشمند ايران به يك جمعبندي قاطع براي استمرار خدمترساني دولت مردان احمدينژادي نزديك شده اند.
وی همچنین تأکید کرد: هرچه تخريبهاي حزبي و رسانههاي تبليغاتي آنها عليه دكتر احمدينژاد بيشتر ميشود، استقبال مردم مناطق مختلف كشور از رئيس جمهور اسلامي ايران گستردهتر و استوارتر ميشود.
این فعال سیاسی، رويكرد مردم براي عبور از احزاب سياسي را كه قصد عبور از احمدينژاد را دارند، روز به روز آشكارتر ميبیند. البته اگر احزاب سياسي از اين سو خادم ملت ملت بزرگ را كوچك نشمارند و تضعيف نسازند، ميتوانند با رويكردي مردم گرايانه يك پديده نوين سياسي را در عرصه جهاني تجربه كنند و به جاي 2 قطبي كردن انتخابات و التهاب آفريني در جامعه و فرسايش سرمايه اجتماعي، حول محور امامت مسلمين وحدت گرايي در انتخابات به عنوان يك اصل توحيدي به رسميت بشناسند و ملت بزرگ ايران براي گزينش يك خدمتگزار صادق، فداكار، پرتلاش، مدبر، دشمن ستيز و مردم دوست همپيمان شوند.
وی خاطرنشان کرد: پديد آوردن چنين صحنه پرشكوه سياسي خيلي دور از دسترس نیست و می توان چنين انتظاري را از انسان هاي با صداقت كه بر پيمان خود با اسلام و نظام اسلامي با استقامت هستند، انتظار داشت.
رامین هرچند اگر احزاب سياسي هم به چنين رشد و بلوغ اسلامي نرسيده باشند مردم سراسر كشور در اجماع براي قدرشناسي از دولت خدمتگزار دچار ترديد نخواهند شد.
همسر مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در نوشته ای غلوآمیز که به روایت وی از
جلسه مجمع زنان اصلاح طلب با خاتمی اختصاص داردف خطاب به وی نوشت: حسين زمانه! براي احياي دين جدت قيام كن و براي احياي انقلابي كه پدرت روح الله خميني رهبري كرد. تو نشستن را مپسند ما هم زينب وار پشتيبانيت مي كنيم و آمده ايم، براي بيعت براي تجديد پيمان و محكم كردن ميثاق ها.
به گزارش رجانیوز، فخرالسادات محتشمی پور در وبلاگ شخصی خود نوشت: وقتي در آخرين جلسه مجمع زنان اصلاح طلب دوستان تصميم گرفتند براي دعوت از آقاي خاتمي با او ملاقات كنند، بلافاصله از دفتر درخواست وقت كرديم. روز يك شنبه بعد از جلسه هيئت رئيسه و مسئولين كميته ها خبر گرفتيم كه روز چهارشنبه ساعت 12 مي توانيم ايشان را ملاقات كنيم و بلافاصله دوستان را مطلع كرديم. روز سه شنبه در جلسه عمومي مجمع اعضاء در مورد محور بحث هاي قابل طرح در جلسه ديدار با خاتمي، گفتگو كردند و نمايندگاني كه بايد صحبت كنند، تعيين شدند. نظرات اعضاء در مورد بيانيه تحليلي به مناسبت 30 سالگي انقلاب اسلامي ارائه شد و بعد هم نمايندگان بويش دعوت از خاتمي آمدند تا به قول خودشان حرف آخر را از زنان بشنوند و ما هم گفتيم فردا نزد خاتمي مي رويم تا حرف آخر را بزنيم و بشنويم.
وی در بخش دیگری از نوشته خود به نقل قول هایی از این جلسه اشاره کرده و افزود: گلدسته نماينده زنان اصلاح طلب گلستان با تقديم چند شاخه گل نرگس از طرف زنان اصلاح طلب گفت: ما نماينده زناني هستيم كه در زمان شما در نهادهاي مدني فعال شدند و هويت يافتند و كمترين مشكل را در خانواده ها دارند و آمده ايم بگوييم به تعهد خود كه فدا كردن جان در راه ايران است، عمل كنيد. عليرغم همه سختي ها و صعوبتي كه همه ما از آن مطلعيم.
همسر تاج زاده اضافه کرد: آخرين نفر نماينده زنان اصلاح طلب لرستان بود كه با خاتمي از رسم لرها گفت كه در غائله هاي بزرگ كه دعواها سخت ادامه دارد، زنان بزرگ را مي برند تا به حرمت آنان غائله ختم شود و از خاتمي خواست بيايد و از پشتيباني لرها مطمئن باشد.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: حالا نوبت خاتمي بود كه سخن بگويد او كه هروقت گروهي براي خواندنش به عرصه انتخابات مي آيند و مي گويند و مي سرايند و پافشاري مي كنند، كمردرد مزمنش عود مي كند و لابد قلب مهربانش تير مي كشد و سرش به درد مي آيد و دلش براي اين كه همه دلواپسي هاي مردم كشورش و همه دغدغه هاي كوچك و بزرگ آنان و نگراني هايشان يكباره به قلب مهربان او منتقل مي شود و به همه وجودش هجوم مي آورد و در عوض خلوص و صفا و صداقت مردمش او را به وجد مي آورد. آنگاه اين مرد باراني مي شكفد و طنازي مي كند. اصرار و سماجت ها را كه مي بيند و غصه ها و دغدغه ها را براي عوض شدن فضاي سنگين جلسه مي گويد "رفته گل بچينه" و زنان مي گويند تا بله نگيريم نمي رويم. ما مادران ايرانيم. دلمان براي بچه هايمان فرزندان ايران اين روزها سخت مي تپد و اين سينه انگار مي خواهد شكافته شود.
محتشمی پور در بخش پایانی این نوشته، غلو درخصوص خاتمی و حتی خود را به بالاترین درجه رسانده و نوشت: حسين زمانه! براي احياي دين جدت قيام كن و براي احياي انقلابي كه پدرت روح الله خميني رهبري كرد. تو نشستن را مپسند ما هم زينب وار پشتيبانيت مي كنيم و آمده ايم، براي بيعت براي تجديد پيمان و محكم كردن ميثاق ها.
بعد از دور اول انتخابات ریاست جمهوری

اما درسی که شکست خوردگان انتخابات ریاست جمهوری نهم از شکست استراتژی خود یعنی اجماع علیه یک نفر گرفتند این بود که مردم به کسی که از جنس خود آنها باشد رای می دهند و در تحلیل های خود اینگونه بیان داشتند که "احمدی نژاد به عنوان نماد مردم در مقابل نماد حاکمیت" رای مردم را در سبد خود ریخت و اکنون از همین نقطه می خواهند وارد گود شوند یعنی خاتمی را به عنوان کاندیدای خود و نماد مردم نشان داده و انتخابات را به سمت دو قطبی خاتمی احمدی نژاد سوق دهند که در یک سو کاندیدایی مردمی و در سوی دیگر کاندیدایی که مردمی نیست به معرض انتخاب مردم نهاده شود.
اکنون طیف گسترده ای از احزاب فعال اصلاح طلب که جایگاه مردمی ندارند تلاش دارند کاندیدای خود را در مقابل احمدی نژاد نماد مردم نشان دهند، در حالی که احمدی نژاد خود نماد مردم است و نگاهی به سفرهای استانی و حضور رئیس جمهور در جمع مردم محرومی که سالیان سال آرزوی دیدن حتی یک مسئول استانی را در جوار خود داشتند شاهدی بر این مدعا است.
آنچه موجب اشتباه استراتژیک دوباره مخالفان احمدی نژاد می شود، پیوندی است که احمدی نژاد در جایگاه رئیس جمهور میان حاکمیت و مردم احیا کرده است؛ پیوندی که طی 16 سال دولتهای سازندگی و اصلاحات گسسته شده و حتی به فراموشی سپرده شد. اگر رای مردم به احمدی نژاد در سال 84 را بتوان به زعم آنها " رای به نماد مردم در مقابل حاکمیت" تفسیر کرد با بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامی فاصله میان مردم و حاکمیت چنان نیست که از میان این دو گزینشی صورت گیرد. زمانی مردم دست به انتخاب میان این دوگانه می زدند که احساس می کردند کرسی قدرت چیزی است در نقطه های دوردست پایتخت و چنان دور از دسترس که تنها گاهی نمایندگان و فرستاده های آنها می تواند با رئیس جمهور و وزرا دیدن کنند اما در شرایطی که رئیس جمهور و هیئت دولت طی کمتر از چهار سال فعالیت خود تا کنون بیش از 50 بار به استانهای مختلف، آن هم نه صرفا مراکز استان بلکه به دوردست ترین مناطق، روستاها و محله های محروم سفر کرده و از نزدیک پای درد دل مردم نشسته و مطالبات ملی و محلی آنها را شنیده و پاسخ گفته اند دیگر چه تفاوتی دارد بر اریکه قدرت بودن یا در میانه مردم و آیا واقعا در چهار سال اخیر کرسی ریاست جمهوری جایی فراتر از اجتماع مردم حاشیه نشین بوده است؟
زمانی که هاشمی رفسنجانی از تریبون نماز جمعه درباره سلامت انتخابات و صیانت از آرای مردم ابراز نگرانی کرد و به موازات او خاتمی نیز - در دیدارهای محدودی که در دفتر کارش با تعدادی از همفکران خود داشته و نام اقشار مختلف بر آنها می گذاشت – این نگرانی را با شدتی بیشتر القا می کند، این نگرانی از سوی همفکران آنها اینگونه تعبیر می شود که احمدی نژاد مخالفان جدی در میان فعالان سیاسی و مردم دارد و احتمال رای آوردن او وجود ندارد مگر به مدد نیروهای غیبی! اما واقعیت این است این طیف از مردان سیاست که امروز به دنبال اجماع علیه احمدی نژاد و بی اعتماد کردن مردم به وی و دولت او هستند چگونه نبض مطالبات مردم را سنجیده اند؟ آیا رویکرد واقعی مردم در استانها برای آنها قابل درک است؟ آنها حتی اکنون که با تجارب گذشته پای به میدان رقابت گذاشته اند نیز زحمت حضور در جمع مردم شهرستانها را به خود نمی دهند و شاهد هستیم که خاتمی به همان شیوه همیشگی هاشمی رفسنجانی و به شیوه خود در دوران ریاست جمهوری در دفتر کارش می نشیند تا دیگران به دیدار او بیایند و اینگونه "دیدارهای مردمی" وی رقم می خورد.
البته شباهتی که این دوره از انتخابات با دور دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری دارد تلاش برای رسیدن به اجماع برای شکست احمدی نژاد است و اکنون این اجماع به مرور در حال شکل گیری است ، از یک سو هاشمی رفسنجانی به میدان آمده و تلاش می کند با حمایت از خاتمی و تلاش برای به صحنه آوردن وی و همچنین استفاده از تریبون های رسمی که در اختیار دارد برای تخطئه تمامی اقدامات دولت و حتی یک گام جلوتر یعنی زیر سوال بردن صلاحیت دولت برای برگزاری انتخابات سالم
موشه فيگلين، رهبر فرقه تندرو و موسوم به "رهبري يهوديان" وابسته به حزب ليكود، در مقاله ای با اشاره به سخنان رئیس جمهوری
اسلامی ایران از تحلیل وی مبنی بر فروپاشی از درون اسرائیل دفاع کرد.
به گزارش رجانیوز در این مقاله آمده است:
مطلب خاصي در ذهن دارم، لازم نيست به كسي تكرار كنيد، اما من چندان با گفتههاي احمدينژاد در سازمان ملل متحد مخالف نيستم. اگرچه رسانهها سعي ميكنند بر سخنان او نقاب بزنند و از رويارويي با آن ابا دارند، اما اين سطحي نگري را كنار بگذاريد و به دقت به سخن او گوش كنيد: "رژيم صهيونيستي در حال اضمحلال است و راهي براي خروج از ورطهاي كه در آن افتاده، ندارد."
اين عصاره سخنان احمدينژاد است كه از كرسي سازمان ملل متحد بر گوش ما نواخته است. وي ابداً منظورش فروپاشي اسرائيل از طريق مادي و برخورد نظامي نيست، بلكه ميخواهد بگويد كه ارزشهاي رژيم صهيونيستي كه بر آنها بنياد يافته، در حال اضمحلال است و اين اضمحلال لاجرم منجر به انحطاط وجودي آن رژيم ميگردد.
ديگر آنكه نگارنده شخصاً از خانواده زندانيان يهودي كه در زير چادرهاي خود، نزديك "يشيوا مركاز" كه اعتصاب غذا كردهاند، ديدار نمودهام. آنان طالب بودند كه از سخنان احمدينژاد سردرآورند و مروري بر گفتههاي او بنمايند. وزير كشور و امنيت داخلي اسرائيل "آوي ديختر" بيپرده و بيشرمانه بيآنكه بداند چه ميگويد اظهار داشته است كه ما آنقدر تمايل به آزادي زندانيان يهودي نداريم. گويي اين اصل كه در برابر آزادي تروريستهاي عرب، بايستي زندانيان يهودي را هم به همان سان آزاد كرد، اكنون در اسرائيل جايي ندارد. در اسرائيل كه ديختر وزير امنيت آن باشد، تمايلي براي آزادي زندانيان يهودي احساس نميشود، ولو اگر عربها را از بند زندانها آزاد ساخته باشند.
اين زندانيان اگر هم بخواهند با زبان ليبرال مآبانه بگوييم، از حداقل حقوق خود سلب ميشوند، ممنوعالخروج ميگردند و وزير امنيت اسرائيل ميخواهد ثابت كند كه اعتصاب غذا هم راه به جايي نميبرد. از نظر او، اين زندانيان متهم هستند كه از قوانين اسرائيل سرپيچي كرده و از كيان رژيم
به اين ترتیب، ميبينيم كه رژيم اسرائيل اصلاً دوست ندارد پولارد از زندان خلاص شود. بلكه ترجيح ميدهد جان او در زندان به لب برسد و همانجا بميرد. مگر نه اينكه يكي از مأموران اسرائيل حتي او را تا مرز خودكشي كشاند!
آري اين است سطح اخلاق و مرام رهبران و وزرا و مشاوران رژيم اسرائيل كه براي آنها تنها منافع حرف اول را ميزند و ارزشهاي اخلاقي براي آنها اصلاً اهميتي ندارد. اگر هم گيلعاد شاليت را آزاد كردند، به اكراه اين كار را كردند، چون اگر اين كارها را نكنند از گزند انتقادها و فشارهاي بينالمللي در امان نخواهند ماند و اكنون ميترسند به ساكنان غزه، زير فشار بينالمللي، امتيازاتي شبيه گيلعاد شاليت بدهند.
با تفكر و غور در مسئله، يك معضل اخلاقي به ذهن ميرسد، چيزي كه در ناخودآگاه صهيونيستها نهفته است. رهبران و وزرا و مشاوران رژيم اسرائيل به منافع خود آنقدر اهميت ميدهند كه مردم يهود را فراموش ميكنند. گويي آنها يهوديان را هم ساكنان موقت اسرائيل ميدانند. صادقانه بايد بگويم كه اين رهبران گويي مبارزان عرب را به اندازه زندانيان يهود، مجرم نميدانند. اينجاست كه بايد فرزندان و نوادگان نخست وزير اسرائيل و ساير رهبران رژيم به سخن احمدينژاد گوش فرا دهند، همان كس كه ما را فرا ميخواند كه به ارض موعود اصلي خود در جايي ديگر برگرديم.
گويي جرياني فكري از دل كشور اسرائيل برآمده كه شبه ضد يهود است.
اقليتي كه در پوشش دولت اسرائيل با يهوديان هم سر سازگاري ندارد.
شايد ولو متناقض نما، اظهارات احمدينژاد در اين سال، برايمان مايه خوشبيني و اميد باشد. رژيم شرور و رذل اسرائيل، عملاً ما را در ورطهاي ميافكند كه خودش آن را پديد آورده است.
اما احمدينژاد هنوز برخي زوايا را درنيافته و نميداند كه رژيم اسرائيل دارد ماندگاري و بقاي خود را در برخي بخشهاي جامعه اسرائيل نهادينه ميكند. به راستي، رژيم صهيونيستي در حال اضمحلال است. اما ترديدي نيست كه اين مردمان يهود هستند كه بايستي خود را از اين ورطه پديده آمده و اغفال شده، نجات دهند.
یک سایت خبری در یادداشتی با عنوان "آقای سلحشور؛ اعلام برائت فرمایید" از کارگردان یوسف پیامبر خواسته است، پاسخ صریحی به این سؤال بدهد که "چرا در قسمتهای اخیر بر سکانسهای سفرهای استانی نقش اول در سرزمین مصر این قدر تاکید شده است؟"
پس از آنکه فرج الله سلحشور به شایعات موجود درباره "سفارشی و تبلیغاتی بودن سریال یوسف" پاسخ داد گویا باز هم پرونده این حرف و حدیث ها بسته نشد و اکنون یک سایت خبری در تحلیلی با عنوان "آقای سلحشور؛ اعلام برائت فرمایید" از کارگردان یوسف پیامبر خواسته است پاسخ صریحی به این سؤال بدهد که «پس چرا در قسمتهای اخیر بر سکانسهای سفرهای استانی نقش اول در سرزمین مصر این قدر تاکید شده است؟» و به این ترتیب از هرگونه تشابه سازی عمدی یا سهوی در نحوه حکومتداری یوزارسیف و احمدی نژاد برائت بجوید.
این در حالی است که کارگردان یوسف پیامبر(ع) پیشتر در مصاحبه ای با ایرنا تاکید کرده بود اساساً طرح مجموعه یوسف پیامبر در دوره ریاست جمهوری خاتمی تأیید و درسال 81 تولید آن کلید خورد.
همچنین این سایت که از انتساب آن به برخی نهادها سخن گفته می شود، در ادامه از شباهت های بیشتری میان شرایط امروز ایران و این سریال سخن به میان آورده و پرسیده است: «چرا درباره نحوه ارتباط مردم با معابد «آنخمائو» تحلیل مناسبی وجود ندارد؟ آیا این تشبیه فقط درباره «یوزارسیف» اعمال شده یا هدف کارگردان در معبد «آمون» و پادشاه «آمنهوتب» (آخناتون) هم محقق شده است؟ در این صورت چگونه چنین تشابهاتی در فضای کلی امروز قابل قیاس هستند؟» این یادداشت در ادامه برای اثبات سخن خود استدلال می آورد که «مثلا یوسف (ع) همواره میکوشد بدون هیچ پرده پوشی، حرفهایش را مستقیماً با مردم در میان بگذارد... همنشینان و دوستان «یوزارسیف» محرومان و مستضعفان هستند و ساکنان مقر حکومت، از این کار یوزارسیف خوششان نمیآید... در قسمت اخیر سریال، سازندگان این برنامه سکانسهایی ساختهاند که اینگونه جلوه میکند که حتی ارتباط غیرکلامی «یوزارسیف» با مردم و مسئولان حکومت نسبت به اوایل سریال تفاوت کرده است. مثلا مدام از دور به جامعه و مردم دست تکان میدهد، حالت نظارتی و حکومتی بیشتری به خود گرفته و اصلاً برای این که در جمع مردم عادی بنشیند و با مردم سخن بگوید حالت غیرعادی و پیشفرض قائل شده است.»
اما فارغ از رنگ و بوی سیاسی این یادداشت، به نظر می رسد مهمترین و مبنایی ترین ادعای اثبات نشده این یادداشت، اینگونه طرح شده است که چون به یوسف(ع) به مثابه حاکم و مدیر توجه شده، دیگر سریال رنگ و بوی تاریخ نبوت ندارد: «ماجرای زندگی یوسف پیامبر(س) در قسمت اخیر، دیگر رنگ وبوی تاریخ نبوت ندارد، بلکه این پیامبر بزرگوار را در سرزمین «آخن اتون» و مصر بزرگ تبدیل به یک مدیر اقتصادی میکند تا مخاطب را به آموزههای مدیریتی برساند.»
این مدعیات در حالی طرح شده است که متون دینی و اندیشه امام خمینی مکرراً این معنا را مورد تاکید قرار داده که هدف اصلی قیام انبیا و ائمه (علیهم السلام) تشکیل حکومت است و مدیریت هوشمندانه و مردمی اقتصاد توسط پیامبران و به خصوص حضرت یوسف(ع) مورد تاکید این متون بوده است.
به این ترتیب باید پرسید آیا این انتقادات، دلسوزی برای ارائه تصویر صحیح از زندگی این پیامبر خداست یا تلاشی سیاسی برای دفع یک فهم روشن از شیوه حکومت داری انبیا الهی است؛ فهمی که اکنون مصادیق معاصر خود را به صرافت طبع می یابد و تشخیص می دهد.
گفتنی است طرح این سخنان پس از آن صورت گرفت که در هفته های گذشته نوشته های وبلاگ نویسان و نیز پیامکهایی که درباره این سریال رد و بدل می شد، بر موضوع شباهتهای شیوه حکومتداری یوسف(ع) با رییس جمهور دولت نهم در مواردی مانند سفرهای استانی، جمع آوری اطلاعات اقتصادی، حضور سرزده در مناطق و محلات فقیرنشین، در میان گذاشتن تصمیمات با مردم و تحت فشار بودن از سوی برخی اعضای هیئت حاکمه متمرکز شده بود.
پس از آنکه مهدی کروبی در جریان انتخابات مجلس هشتم از "تندروهایی" که باعث شکست اصلاحات شدند، با
صراحت انتقاد کرد، روابط حزب نوپای وی که اکنون خود را پرچم دار اصلاح طلبان می دانست، با احزابی مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مشارکت به عنوان پدر خواندگان جریان اصلاحات وارد مرحله جدیدی شد.
هرچند در آن انتخابات "اعتماد ملی" و "یاران خاتمی" به عنوان 2 لیست اصلی اصلاح طلبان در تهران، تنها توانستند برای یکی ازکاندیداهای اصلاح طلب، رأی مردم را به دست آورند، اما مواضع یاران کروبی، در مقابله با لیستی که خود را "یاران خاتمی " می نامید، منشأ اختلافاتی شد که هر چند ریشه در سالیان قدرتمندی اصلاح طلبان داشت اما با طرح زودهنگام موضوع ریاست جمهوری وارد فاز جدیدی شد.
این اختلافات اما آنجا خود را به گونه ای عینی نمایان کرد که با مطرح شدن نام کروبی در کنار خاتمی به عنوان کاندیداهای بالقوه اصلاح طلبان، رقابت میان یاران کروبی و یاران خاتمی بسیار زودتر از موعد مقرر آغاز شد. این رقابت که با ورود حزب دولت ساخته سال های سازندگی -که در دوم خرداد 76 اصلی ترین حامی سید محمد خاتمی در رسیدن به کرسی ریاست جمهوری بود-، وارد مرحله تازه ای شده بود، با ابراز تمایل بزرگان آن در نشریه کارگزارانی شهروند امروز برای حمایت از کاندیداتوری کروبی، آرایش جدیدی به خود گرفت.
اظهار نظر کرباسچی و برخی نوشته های دیگر ویژه نامه ای که شهروند امروز برای "نیامدن" خاتمی و تمجید از کروبی آماده کرده بود، سبب شد تا محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین در نامه ای به سردبیر جوان این نشریه، شکایت خود و هم حزبی هایش را از این حمایت عریان قوچانی و هم حزبی هایش و تلاش برای
اما این پایان ماجرا نبود، چنانکه چندی بعد و با اعلام طرح حکمیت از سوی کروبی به عنوان مکانیزمی برای رسیدن به اجماع درجبهه اصلاح طلبان، بی توجهی یاران خاتمی به این طرح سبب شد تا کروبی رسماً کاندیداتوری خود را اعلام کند و سپس در پاسخ به زمزمه هایی که این کاندیداتوری را در صورت حضور خاتمی آنچنان هم قرص و محکم نمی دانست، صراحتاً اعلام کند: "به نفع کسی کنار نخواهم رفت."
یاران کروبی اما در پاسخ به انتقاداتی که کروبی را متهم به ایجاد "شکاف" در اصلاح طلبان می کرد، به این پاسخ بسنده کردند که مقصر گروه هایی هستند که به طرح وحدت آفرین "حکمیت " بی اعتنایی کردند.
از این پس، انتقادات یاران خاتمی که علاوه بر تریبون های متعدد کارگزاران سازندگی از روزنامه ارگان حزب خود نیز بهره می بردند، با صراحت بیشتری متوجه آن دسته از یاران خاتمی شد که متهم به وحدت شکنی بودند، و این انتقادات به جایی رسید که ارگان اعتماد ملی در یکی از شماره های خود در گزارشی با عنوان "نقض عهد براي تشكيل شوراي حكميت"، صراحتاً از سازمان مجاهدین انقلاب به عنوان یکی از اصلی ترین تشکل های حامی حضور خاتمی در انتخابات به علت وحدت شکنی انتقاد کرد.
این مطلب بهانه ای شد تا برای دومین بار، یاران خاتمی در نامه ای که ترجیح دادند در رسانه های مختلف منتشر شود، از یاران کروبی انتقاد کنند.
در جوابیه ای که سازمان مجاهدین با دلخوری و به دلیل عدم انتشار آن در روزنامه اعتماد ملی -علی رغم درخواست دوباره این سازمان اصلاح طلب از روزنامه هم مسلکش- در سایت خود منتشر کرده است، می نویسد: «به دنبال درج این مطلب در روزنامه اعتمادملی كه حاوي نكات ابهام آميز و غيرصحيحي درخصوص عملكرد و مواضع انتخاباتي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران بود و همچنین مطالب نادرستی را در ارتباط با كارگروه نشست مجمع روحانيون مبارز و جلسات آن كه سازمان نيز يكي از اعضاي آن است منتشر ساخت، ...اکنون با گذشت 6 روز از نامه دوم و استمرار خودداری مسئولین روزنامه اعتمادملی از درج پاسخ سازمان، برای تنویر افکار عمومی و ارائه گزارشی عاری از مطالب غیر صحیح، نکات مندرج در متن توضیحات به شرح زیر منتشر می شود."
درجوابیه مجاهدین به اعتماد ملی، این سازمان با اشاره به روند تشکیل کارگروه انتخاباتی اصلاح طلبان و مصوبه این کارگروه 7 نفره که محمد سلامتی ریاست آن را بر عهده داشت، مصوبه انتخاباتی این کارگروه را یادآوری می کند: "در نخستين جلسات كارگروه به سبب احتمال انعكاس ناهماهنگ اخبار مربوط و سوء استفاده هاي احتمالي از آن مقرر شد، در صورت ضرورت اطلاع رساني در مورد مصوبات كارگروه، با تصويب جلسه، اين كار صرفاً توسط مسئول كارگروه انجام شود."
مجاهدین انقلاب در دفاع از خود با اشاره به روند تغییراتی که مانع از رسیدن جمع بندی کارگروه برای مکانیزم تعیین کاندیدا بود، می نویسد: «بنابراين، مشاهده مي شود تاكنون براي انتخاب نامزد، هيچگونه سازوكاري از سوي جمع گروه هاي اصلاح طلب به تصويب نرسيده است. حتي چنانچه در اين زمينه كارگروه نيز به جمع بندي نهايي برسد كه تا اين زمان اين امر نيز انجام نشده است، اين جمع بندي تا زماني كه به تصويب جمع احزاب اصلاح طلب نرسيده باشد، لازم الاتباع نيست."
مجاهدین
و در نهایت هم "سازمان" با رد کامل طرح حکمیت کروبی می گوید: «اساساً سازمان از ابتدا بر این اعتقاد بوده است که بهترین شیوه برای انتخاب کاندیدای اصلاح طلبان نظرسنجی است و پذیرش مسئله حکمیت نیز از سوی سازمان صرفاً براساس درخواست برخی احزاب و به منظور فراهم شدن راه ائتلاف بوده و سازمان حکمیت را نیز از ابتدا صرفاً در چارچوب و براساس نظرسنجی قابل قبول دانسته است. لذا هرگونه ادعای دیگری در این زمینه خلاف واقع است.»
به نظر می رسد در حالی که این روزها اکثر ناظران سیاسی پس از اظهارنظر خاتمی مبنی بر اینکه "یا من یا میرحسین موسوی قطعاً کاندیدا می شویم"، به دنبال حل معمای "میرحسین- خاتمی" هستند، در این انتخابات نیز چالش "اجماع بر سر کاندیدای واحد"، با وجود کاندیدایی جدی چون کروبی، جدی تر از گمانه زنی های رسانه ای، اصلی ترین چالش اصلاح طلبان باشد. کاندیدایی که "جدیتش برای کاندیداتوری" یکی از اصلی ترین موانع حتی برای حضورمیرحسین موسوی در انتخابات آتی است.

در ضمن این خبر در سایت البرز منتشر شده